برقراری ارتباط مثبت و مؤثر و تناسب پیام با شرایط محیط و گیرنده، همواره مستلزم ارزیابی کیفیت ارتباط و سنجش تأثیرات پیام است. بدیهی است این ارزیابی، در ارتباطات غیرمستقیم که از طریق رسانههای جمعی صورت میگیرد، به مراتب پیچیدهتر از ارتباطات مستقیم رو در روست. نگارنده در این مقاله کوشیده است ضمن برشمردن علل و ابعاد این پیچیدگی، با مرور سه دیدگاه علمی ـ تحقیقی گرینبرگ و همکاران در دانشگاه ایالتی میشیگان، تحقیق رزنگرین و همکاران و نظریه جانوابر ـ آرای اندیشمندان را در باب روشها و شاخصهای ارزشیابی برنامههای تلویزیونی به بحث بگذارد. از نظر وی، پیچیدگی فرایند ارزشیابی در رسانههای جمعی به ویژه تلویزیون، روشهای سنتی را در این خصوص ناکارآمد و تدوین یک نظام جامع ارزشیابی تلویزیونی مشتمل بر شاخصها و روشهای ارزیابی پیکره برنامهسازی، برنامهها، آگهیها، هویت شبکهها و کل زنجیرة تولید را ایجاب کرده است.
نمایش های رادیویی از پرطرفدارترین و اثرگذارترین برنامه های رادیویی هستند. نمایش رادیویی دینی تلاش می کند تا از راه کلام، موسیقی، افکت، سکوت و سایر مفاهیم ارتباطی، با شنونده ارتباط برقرار سازد. نمایش رادیویی با استفاده از پیام خود که با نظم و ترتیب از طریق زبان انتقال داده می شود، مخاطبان را تحت تأثیر قرار می دهد. معاصرسازی اسطوره های دینی در نمایش های رادیویی در واقع تلاشی است برای فهم دقیق تر روایات، داستان ها، و باورهای دینی جامعه که با تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی پا به پای انتظارات متغییر مخاطبان نیاز به بازآفرینی و بازاندیشی پیدا کرده-اند..
اِدگار گنشت می گوید انسان ها اسطوره هایی که در خودشان باشد ندارند، بلکه اسطوره هایی دارند که به آنها نیازمندند؛ از این رو، اسطوره ها برای تشویق انسان ها به تسریع در پذیرش پدیده های نوین، احیاء می شوند. اسطوره ها علاوه بر این که بیانگر شرایط اجتماعی مخاطبان خود هستند و تجربه ی انسان ها را منسجم تر ارائه می کنند، به آن ها نیز کمک می کنند تا دنیایی را که در آن زندگی می کنند، درک نمایند. شنونده نمایش رادیویی نیز همواره در پی آن است تا هر واقعه ای را با منبع خود پیوند زند.
این پژوهش به روش کتابخانه ای اسنادی و مصاحبه عمیق با متخصصان و برنامه سازان رادیویی انجام گرفته است و در پی آن بوده تا بر اساس ویژگی ها و ماهیت شنیداری رسانه رادیو بتوانیم به اصولی برای معاصرسازی اسطوره های دینی در نمایش های رادیویی دست پیدا کنیم. بر اساس نتایج به دست آمده، انتخاب واژگان معناساز، حفظ قابلیت شنیداری متن اسطوره، اسطوره سوزی، اسطوره پیرایی، اسطوره زدایی و فورگراندیک از جمله اصولی هستند که در معاصرسازی اسطوره های دینی در نمایش های رادیویی می توانند مدنظر قرار گیرند.
امروزه اینستاگرام نقش اساسی و مهمی در چگونگی ادراک ما نسبت به دنیای پیرامون ایفا می کند و با نمایش حوزه های گوناگون روابط اجتماعی می تواند شرایط و ضرورت های جدیدی از شیوه های زندگی اجتماعی را برای مخاطبان خود به تصویر بکشد و آنان را به الگوها و سبک های زندگی مدرن دعوت کند. این پژوهش درصدد بررسی رابطه اینستاگرام با گرایش جوانان تهرانی به سبک زندگی مدرن است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته با 384 نفر از جوانان 18 تا 30 ساله ساکن در مناطق 2 و 16 تهران که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و در سال 1397 جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که بین سبک زندگی مدرن و استفاده از اینستاگرام (45/0=r)، مدت عضویت در اینستاگرام (40/0=r) و خود ابرازی در اینستاگرام (42/0=r) رابطه معنادار وجود دارد. به طورکلی، پاسخگویان ساکن در منطقه 2، گرایش زیادی به سبک زندگی مدرن (مصرف گرایی، زندگی کم تحرک و خاص، مدگرایی، برند و شیک پوشی، تناسب ظاهر و سلامت بدن) داشته اند.
خانواده به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی به لحاظ س بک زندگی و پیامدهای ناشی از آن، در طول تاریخ و در جوامع مختلف، دس تخوش تحولات زیادی ش ده است. رشد سریع فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و گسترش حوزه های اثرگذاری آن در تمامی شئونات زندگی انسان، از جمله در حوزه خانواده، تغییر و تحولات شگرفی را پدید آورده است. سبک زندگی ایرانیان به معنای چگونگی جریان حیات و شیوه زندگی آنان نیز با ورود تکنولوژی های نوین ارتباطی و رسانه ای در برخی حوزه ها دستخوش تحولاتی شده است و به تبع آن تحولی اساسی در معنا، مفهوم و سبک های زندگی خانواده ایجاد کرده است. از آنجایی که تغییر و تحولات تکنولوژیکی، ساختار سنتی خانواده ایرانی را در انواع الگوهای همسرگزینی، روابط بین همسران، روابط والدین با فرزندان و شیوه های فرزندپروری، روابط بین دو نسل، مشاغل اقتصادی نوین در خانواده، اوقات فراغت، انگاره های جنسیتی و ...متأثر نموده است. بر این اساس نادیده انگاشتن اهمیت تغییرات تکنولوژیکی، فرهنگی در جامعه و سبک های زندگی منبعث از آن، ممکن است به از دست رفتن فرصت ها و پیش بینی ناپذیری تهدیدها منجر شود. مقاله ی پیش رو حاصل یک تحقیق آینده پژوهانه است که در آن شناسایی مؤلفه های کلیدی و مضامین اصلی سناریوهای تغییر در سبک زندگی خانواده ایرانی با تأکید بر نقش آفرینی فناوری های نوین ارتباطی از دیدگاه خبرگان در ایران، با استفاده از مصاحبه های عمیق و پرسشنامه و به کمک نرم افزار ان وی وو (NVIVO) تعیین شده و سناریوسازی با استفاده از رویکرد شهودی انجام شده و عناوین س ناریوها ترسیم و مختصات خانواده در هریک بحث و بررسی شده است. از دیدگاه خبرگان،4 سناریو: خانواده التقاطی رسانه ای، خانواده پایدار رسانه ای، خانواده ناپایدار رسانه ای و خانواده آشفته رسانه ای تدوین و ویژگی های اصلی هر سناریو ارائه گردید.
"گشایش
هنگامی که برجهای دوقلوی تجارت جهانی، در برابر دیدگان هزاران هزار بیننده تلویزیونی، فرو ریخت، کمتر کسی در اهمیت این واقعه تردید کرد. نزدیک به یک سال بعد، بودریار در مقالهای در کتاب مشهور خود «شبح تروریسم» (2002)، نوشت آنچه دریازدهم سپتامبر2001 در نیویورک رخ داد، نمونهای از یک «رخداد ناب» بود.
"
این مقاله درصدد بررسی میزان استفاده، نوع شبکه، برنامه و انگیزه استفاده جوانان شهر اندیشه از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور و رابطه بین میزان استفاده و انگیزه آنان است. با توجه به موضوع چارچوب نظری این پژوهش براساس نظریه استفاده و رضامندی تدوین شده است.
این پژوهش از نوع توصیفی استنباطی و روش آن پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش جوانان 15-29 سال شهر جدید اندیشه (واقع در غرب استان تهران) است که بر اساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران، 56 هزار و 760 نفر هستند. حجم نمونه این پژوهش از طریق فرمول کوکران 382 نفر بوده است. روش نمونه گیری این پژوهش ترکیبی (نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم جامعه و نمونه گیری اتفاقی) است. گردآوری اطلاعات این پژوهش از دو تکنیک مطالعه کتابخانه ای و بررسی اسنادی و تکنیک پرسشنامه او پردازش داده ها به وسیله نرم افزار SSPS انجام شده است.
یافته ها نشان می دهد که 8/68 درصد از ماهواره استفاده می کنند. در بین استفاده کنندگان میزان استفاده در حد متوسط و میانگین استفاده 2 ساعت و 40 دقیقه است و بیشتر شب ها و به همراه خانواده از این شبکه ها استفاده می کنند، بیشترین شبکه مورد استفاده GEM و Manoto است، بیشترین برنامه مورد استفاده علمی و فیلم و سریال و مهم ترین انگیزه استفاده انگیزه عاطفی است.
امروزه با پدیده جهانی شدن و گسترش آن به همه دنیا، رسانه های نوین بیش از پیش اهمیت پیدا کرده اند و همزمان استفاده از اینترنت و مطالعه اینترنتی از رونق بسیاری برخوردار شده است. بنابراین بررسی میزان مطالعه اینترنتی افراد جامعه، بر حسب منابع مختلف و تبیین آن از اهداف اساسی این پژوهش می باشد. پژوهش حاضر به روش پیمایش در بین افراد 15 سال به بالای شهر تهران در سال 1393 انجام گرفته است. حجم نمونه برابر با 5000 نفر و شیوه نمونه گیری چند مرحله ای بوده است. بر اساس نتایج حاصل، میزان مطالعه سایت های اینترنتی برابر با 20 دقیقه، فایل های الکترونیک برابر با 8 دقیقه، پست های الکترونیک برابر با 8 دقیقه، مطالعه شبکه های اجتماعی مجازی برابر با 13 دقیقه در طول شبانه روز است. و در مجموع، مردم شهر تهران به طور متوسط 49 دقیقه مطالعه اینترنتی دارند که در مقایسه با سایر منابع مطالعاتی، وضعیت نسبتاً بالایی را نشان می دهد. در زمینه عوامل مؤثر بر مطالعه اینترنتی، مردان بیش از زنان، مجردان بیش از متأهلان، تحصیل کرده ها بیش از سایر مقاطع تحصیلی، گروه های سنی جوان و دانشجویان و شاغلان بیش از سایر گروه ها از اینترنت استفاده و نیز بیشتر مطالعه می کنند. به لحاظ خانوادگی میزان سواد والدین و پایگاه اقتصادی و اجتماعی بر میزان مطالعه اینترنتی فرزندان تأثیر داشته و نیز در بعد اجتماعی مشاهده گردید که مناطق توسعه یافته در شهر تهران استفاده بیشتری از منابع اینترنتی دارند.
در بسیاری از پیام هایی که هر لحظه در رسانه های ارتباط جمعی تولید و منتشر می شوند، ستارگان عرصه های مختلف، حضوری غیرقابل انکار دارند. این حضور یا در اخباری است که به ابعاد مختلف فعالیت های ستارگان می پردازند، یا در پیام هایی است که ستارگان را برای تبلیغات بازرگانی، سیاسی و عقیدتی به کار می گیرند. در این مقاله تلاش شده است با مطالعه ای جامع، به بررسی و تبیین نقش ستارگان در فرایند ارتباطی پیام های ارتباط جمعی پرداخته شود. برای رسیدن به این هدف، روش تحلیل محتوا انتخاب شده است. در ابتدا مصاحبه هایی با استادان حوزه ارتباطات در دانشگاه های تهران طراحی و اجرا شده است و سپس بر پایه مصاحبه های انجام شده و مطالعه اسنادی، نامه ای الکترونیکی حاوی 5 پرسش کلی، تنظیم و برای 177 استاد حوزه های ارتباط جمعی، پژوهشگران رسانه ای و خبرگان حوزه ستارگان و مشاهیر در امریکا، انگلیس، استرالیا، هلند و ایران ارسال شده است. از میان پاسخ های دریافت شده، 20 پاسخ به همراه 2 مصاحبه برای تحلیل مناسب تشخیص داده شده و مصاحبه ها و پاسخ های منتخب، کدگذاری، تحلیل و نتایج آنها در قالب مدل ارائه شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، ستاره ها در فرایندی مشخص، بر اثر تکرار نام، چهره و اخبار در رسانه ها خلق می شوند و از جذابیت آنها برای جلب توجه مخاطبان به پیام های رسانه ای در نقش حامل با نفوذ پیام استفاده می شود.
جهانی شدن از دید نگارنده ادغام بازارهای جهانی درزمینه تجارت و سرمایهگذاری مستقیم و جابهجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایهداری و آزادی بازار و نهایتا سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت سرمایهداری جهانی است. ظهور این فرایند به تعیین حاصل واقعیتهای تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی است که فهم درست آن بدون درک صحیح این واقعیتها امکانپذیر نیست. نگارنده ضمن بررسی این واقعیتها به نقش برجسته رسانهها به منزله مهمترین ابزار جهانی شدن اشاره میکند و در پایان به بررسی تاثیر این ارتباط وثیق جهانی شدن و رسانه بر پژوهشهای رسانهای میپردازد.
هدف پژوهش حاضر مطالعه نحوه برساخت طبقه فرودست در سینمای پس از انقلاب و تفسیر رابطه این برساخت با بافت اجتماعی - سیاسی زاینده آن است. بدین منظور با مطالعه موقعیت طبقه فرودست پس از انقلاب و بهره گیری از نظریه «فقرای جدید» «زیگمونت باومن» 16 فیلم ساخته شده بین سال های 1360-1395 «تحلیل روایت» شدند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که فقرا در سینمای دهه شصت افرادی پیروز و ارزشمند بازنمایی شده اند. پس ازآن اما در سیری نزولی از بار ارزشی چهره بازنمایی شده از فقرا کاسته شد و در دهه هفتاد قربانی آسیب های اجتماعی، در دهه هشتاد افرادی ناتوان و درنهایت به افرادی گناهکار در دهه نود بدل شدند. برساخت سینمایی این تصاویر به نوعی بازتولید گفتمان های مسلط فرهنگی ایران در هر دهه است و در نمایی کلی تر می توان روند این بازنمایی ها را در راستای همسو شدن با نگاه گفتمان سرمایه داری مصرفی به فقرا دانست. . . . . .
خانواده در ایران بر اثر مواجهه با مدرنیته دستخوش تحولات بنیادین شده است. ازجمله این
تحولات، تغییر نوو رابطه فرد با این نهاد اجتماعی است. پژوهش حاضر میکوشد با تکیه بر سنت
نظری هال و فیسک در خصوص بازنمایی رسانه ای و تلفیقی از ایده های جامعه شناختی درباره
دگردیسی خانواده، با به کارگیری روش نشانه شناسی ساختارگرا، بازنمود وضعیت تعامل فرد و
خانواده را در مجموعه شیدایی تحلیل کند. انتخاب مجموعه تلویزیونی شیدایی، بر اساس
نمونه گیری نظری هدفمند، صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که مجموعه
تلویزیونی شیدایی برای القای گفتمان خود، امور معمول زندگی را دراماتیزه میکند معضلات
اجتناب ناپذیر را غول گونه نمایش میدهد تحول خانواده سنتی را معادل تضعیف نهاد خانواده و
فرد میداند تعارض های ساختاری را نتیجه اشتباه ها و غفلت های فردی معرفی میکند و کشاکش
فرد و خانواده را در سطح خرد بازنمایی میکند.