"مقالة حاضر درصدد روشن کردن فضای سایبر و نمایاندن فعالیتها، فناوریها و فعل و انفعالات مرتبط با موسیقی، درون این فضاست. نگارنده برای رسیدن به این هدف پس از شرح و توصیف فضای مجازی و امکاناتی که برای انتقال، پردازش و ذخیرة اطلاعات در این فضا در اختیار کاربران قرار میگیرد، از صنعت موسیقی اینترنتی در جهان یاد میکند و وضعیت کپیرایت موسیقی را در فضای مجازی بررسی میکند.
سپس نقش اینترنت، شبکههای وَن، چترومها، فرومها، نرمافزارهای پیامرسان مانند مسنجرها، گروههای ایمیلی و فناوریهای موبایلی مثل آیپادها، امپیتریپلیرها، بولوتوس و اینفرارد را در گسترشِ دریافت، پردازش و مونتاژ یا آپلود فایلهای دیجیتالی موسیقی بیان میکند.
"
مساله این پژوهش عدم نهادینه شدن وفاق نهادی نخبگان سیاسی در جمهوری اسلامی ایران است. براین اساس سوال تحقیق به صورت زیر مطرح شده است: چرا وفاق نخبگان سیاسی در جمهوری اسلامی ایران نهادینه نشده است؟ براساس استدلال نظری تحقیق ، وفاق نخبگان سیاسی تابع کنش ارتباطی آنهاست. این فرضیه براساس داده های تجربی مورد ارزیابی قرار گرفته است. داده ها به روش پیمایش و از طریق پرسشنامه جمع آوری شده و از طریق نرم افزار SPSS و Excel برای تحلیل آماده شده اند. در باب پیامد یافته های تجربی بر تئوری این پژوهش می توان گفت برخلاف انتظار ، کنش گفتمانی باعث کاهش وفاق نخبگان سیاسی می شود. به عبارت دیگر هرچه نخبگان سیاسی با یکدیگر بیشتر درخصوص موضوعات مختلف گفتگو کنند شواهد نشان می دهد که از وفاق آنان کاسته می شود. اما وفاق نخبگان سیاسی با بعد روابطی کنش ارتباطی هم تغییری مثبت دارد؛ به گونه ای که هرچه ارتباط نخبگان سیاسی با یکدیگر بیشتر باشد، وفاق آنها نیز بیشتر خواهد بود. یافته های تجربی نشان می دهد که 12/. درصد از واریانس وفاق نخبگان سیاسی از طریق شرط علی کنش ارتباطی تبیین می شود
بی شک مساله بازیابی مناسب اطلاعات تجاری از اینترنت و سایر پایگاه های داده با مقیاس بزرگ و بسیار بزرگ از مهمترین مشکلات موجود بر سر راه استفاده ی بهینه از این منابع اطلاعاتی می باشد. دانشمندان علوم ارتباطی توسعه تجارت الکترونیکی را از یکسو مرتبط به گسترش قابلیت های فناوری اطلاعات و از سوی دیگر وابسته به کاهش هزینه های مترتب به استفاده از این فناوری می دانند. در حال حاضر سرویس های زیادی برای جستجوی وب موجود است. ولی هیچکدام از این ابزار ها آنقدر که مورد انتظار است مفید نیستند و عملا در بسیاری از موارد نتایج رضایت بخش نیستند. یکی از مهمترین عوامل این امر عدم برخورد تخصصی این ابزارها با اطلاعات است. بنابراین گرایش به سمت ابزارهای جستجوی تخصصی راه حل طبیعی این معضل می باشد. یکی از مهمترین عوامل در ایجاد اینگونه ابزارها وجود قابلیت یادگیری و اصلاح مدل رفتاری آنها در قبال موضوعات مختلف و به صورت تخصصی می باشد. در این مقاله راجع به یک عامل هوشمند بحث شده است که با استفاده از تکنیک های ترکیب اطلاعات نقش یک فراجویشگر سفارشی در زمینه های تجاری را برای کاربر ایفاء می کند. در معماری این عامل از تکنیک های ترکیب اطلاعات و مکانیزم های اصلاح تطبیقی بهره گرفته شده است.
یکی از بایدهای فعالیت رسانه ای، شناخت طیف های متنوع مخاطبان و نیازها و علایق آنان است. در شرایطی که رفتار مخاطبان روزبه روز در حال تغییر است، چالش رسانه ملی باید کشف این تغییرات رفتاری و پاسخ مناسب به آنها باشد. رشد روزافزون پژوهش ها در حوزه مخاطب تلویزیونی ایجاب می کند که برای جلوگیری از کم اهمیت شدن این پژوهش ها و نیز بهره گیری از نتایج مفید آنها، با مطالعاتی ترکیبی، تحلیلی و از بالا، به استخراج راهکارهای رسانه ای از آنها مبادرت شود. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش فراترکیب، یافته های کیفی و مرتبط با مخاطب را از 40 پایان نامه دانشگاهی، بر اساس الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو دریافت و ترکیب کرده و مورد تحلیل همزمان قرار داده است. گزاره های به دست آمده از پایان نامه ها در چهار عامل اصلی ساختاری، سیاستگذاری، انگیزشی و خارجی دسته بندی شده اند. بر اساس یافته ها، مقوله های انگیزشی، مهم ترین عامل در نتایج پژوهش ها در حوزه مخاطب شناسی بوده اند.
"با شروع سال 2003، کوس جنگ از سوی امریکا نواخته شد و علیرغم مخالفتهای رسمی جهانی، جنگ امریکا علیه عراق با شعار مبارزه با تروریسم و سلاحهای مرگبار آغاز شد.
امریکا که همچون سال 1991 (جنگ خلیجفارس)، بار دیگر به دنبال مکانی برای آزمودن تجهیزات نظامی و الکترونیکی خویش بود، با به کار بستن ترفندهای روانی در صدد برآمد تا ضمن پیشگیری از تکرار تجربة تلخ ویتنام، جنگی را که تصور میشد چندین ماه یا حتی چندین سال به طول بیانجامد در کمتر از یک ماه به نتیجه برساند.
این مقاله اشارهای کوتاه اما مستند به پشت پرده این جنگ دارد.
"
تحولات گسترده و عمیق در سیاست، فرهنگ و فناوری آینده خبر و اطلاعرسانی را با ابهاماتی مواجه ساخته است. این ابهامات و نیز جاذبه و ضرورت پیشبینی آینده متاثر از این تحولات بنیادی، مدیران خبری رادیو و تلویزیون را به تشکیل میزگردها، انجام تحقیقات و بررسیهایی به ویژه درخصوص تاثیر پیشرفت فناوری برخبر، رابطه خبر و تجارت و پیشبینی وضعیت خبر در قرن بیستویکم واداشت. دریکی از این پژوهشها تحت عنوان«خبر در قرن آینده» که توسط پروفشور مایکل شادسون جامعه شناس و استاد دانشگاه انجام گرفت. پاسخهایی برای پنج موضوع بحثانگیز در مقوله خبر در قرن بیستویکم ارائهشد که این مقاله دربردارنده خلاصهای از آنهاست. این موضوعات بقا یا عدم بقای حرفهخبرنگاری، سلاطین خبر، تاثیر مخرب یا سازنده فناوریهای جدید اطلاعات بر تقویت دموکراسی، تاثیر این فناوریها برمحلی سازی خبر و نقش آنها در برابری دسترسی به اطلاعات را شامل میشود.