"مقاله حاضر به دو پرسش اساسی پاسخ می دهد: الگوهای استفاده از تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان در میان مخاطبان تهرانی کدامند؟ منشا یا خاستگاه اجتماعی این الگوها کدامند؟ برای پاسخ گویی به این سوالات از سنت پژوهشی « استفاده و رضامندی رسانه ای» با رویکردی ساختاری- فرهنگی استفاده شد. اعضای نمونه تحقیق (400 بیننده تلویزیون های ماهواره ای) بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی در شهر تهران انتخاب شدند. تحلیل عاملی انجام شده بر روی 60 نوع انگیزه یا دلیل برای استفاده از این تلویزیون ها به شناسایی 10 عامل منجر شد. آزمون همبستگی عامل های بدست آمده (به عنوان متغیر های وابسته) با متغیرهای مستقل نشان داد که مفهوم پردازی «بلاملر» یعنی مفهوم تاثیرات هنجاری ناشی از فرایند جامعه پذیری و مفهوم فرصت های زندگی توزیع شده به لحاظ اجتماعی که منجر به استفاده مکمل یا جبرانی از رسانه ها می شود به خوبی الگوهای استفاده از تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان در تهران را توضیح می دهد. بر این اساس افراد مختلف با نقش های مختلف به این تلویزیون ها روی می آورند و از آن ها برای مقاصد مختلفی استفاده می کنند. همچنین الگوی غالب استفاده از این تلویزیون ها به تسهیل یا تکمیل ارتباطات و پیوندهای اجتماعی مربوط می شود تا به جبران این ارتباطات و پیوندها.
"
"تلاش اصلی این مقاله، تبیین نحوه قرائت یا رمزگشایی، مجموعه های تلویزیونی توسط مخاطبان (زنان) است. این پرسش که مجموعه های تلویزیونی، به مثابه گفتمان هایی ترکیبی، چه معناها، ایده ها و ارزش هایی را ( از طریق به کارگیری یک سری تمهیدات، سازوکارها و شگردهای فنی و نیز به واسطه برخی رمزگان اجتماعی و ایدئولوژیک ) مرجح می سازند و مخاطبان چگونه این معناها، ایده ها و ارزشها را رمزگشایی و تفسیر می کنند ، موضوع اصلی پژوهش حاضر است. از این منظر، یک مجموعه نوعی «ترکیب بندی» عناصر مختلف و گاه متضاد است که حول «نقطه محوری» خاصی حدت یافته است. سوبژکتیویته مخاطبان نیز ترکیبی از عناصر مختلف است. در مواجهه این دو ترکیب بندی است که معنا برساخته می شود. در پژوهش حاضر، ابتدا کوشیده ایم با استفاده از روش تحلیلی نشانه شناختی – ساختگرایانه «خوانش مرجح» مجموعه «پرواز در حباب» را تشریح کنیم و سپس با استفاده از روش کیفی بحث گروهی متمرکز، به مطالعه قرائت های مخاطبان (زنان) از این مجموعه پرداخته ایم. از جمله نتایج این پژوهش در بخش نخست، آن است که خوانش مرجح این مجموعه می کوشد نهیلیسم اجتماعی نهفته در پس گرایش افراد به مواد مخدر را پنهان کند و علت اصلی شکل گیری این پدیده را به وجود منابع شر نسبت دهد. در بخش تحلیل قرائت های مخاطبان مشخص خواهد شد که مخاطبان، قرائت معارضی از این مسئله دارند.
"
هدف این مقاله ارائه ی شناخت از میزان گرایش جوانان نسبت به استفاده از وسایل نوین ارتباطی بخصوص گرایش به استفاده از اینترنت در میان جوانان استان چهار محال و بختیاری و نیز ارائه ی تحلیل علی از عوامل موثر بر چنین گرایشی می باشد. نتایج این مقاله برگرفته از تحقیقی پیمایشی در سال 86-1385 شمسی درباره میزان گرایش جوانان استان نسبت به استفاده از این رسانه می باشد. جامعه آماری این مطالعه را جوانان 15 تا 25 ساله ی جامعه ی شهری این استان که در زمان مطالعه به اینترنت دسترسی داشته اند تشکیل میدهد. حجم نمونه نیز برابر با 381 نفر است و پاسخگویان به روش تصادفی انتخاب شده اند. نتایج مقدماتی حاکی از آن است که جوانان استان علاقه مند به استفاده از اینترنت با اهداف متفاوت می باشند و عوامل متفاوت ساختاری و غیر ساختاری بر گرایش آنان تاثیرگذار بوده است. شناخت این عوامل کمک می کند تا برنامه ریزی در استان بر اساس نیازهای جوانان به رسانه های جدید انجام پذیرد.
"در این مقاله سعی بر آن است که تاثیر موسیقی عامهپسند غربی بر موسیقی ایران مطالعه و تحلیل شود. موسیقی عامه پسند ایرانی امروزه با مخاطبان میلیونی خود سعی می کند تا یک «موسیقی جهان- وطن; باشد. اینکه در این راه به چه میزان موفق بوده است و مسیر آینده آن به کجا ختم خواهد شد، تاثیر مهمی در تاریخ هنر ایران خواهد داشت. موسیقی عامترین (popular)شکل هنر است که در تمام طول تاریخ با بشر بوده و بار فرهنگی عظیمی را با خود منتقل کرده است که از ابتداییترین فرم های خود تا پیچیدهترین سمفونیها، دارای رمزگان معنایی صریح و ضمنی است. واکاوی این رمزگان معنایی بازتابی از معانی موجود در جهان خارج است.
ماهیت انتزاعی هنر موسیقی سبب تبدیل این هنر به زبانی جهانی شده است و انتقال عناصر ساختاری و محتوایی این هنر در بین فرهنگها و ملل مختلف را در پی داشته است. بر این اساس، عناصر موسیقیایی در بین فرهنگها مبادله می شوند و سبب غنای موسیقی ملل مختلف میشوند. زمانی که غرب در آستانه صنعتیشدن به اشکال پیچیده ماشینی گرایش پیدا کرد، کافه های زیرزمینی نیواورلئان برای سیاه پوستان آفریقایی که در خارج از موطن مادری خود به کار در کارخانههای صنعتی میپرداختند، تبدیل به مفرّی برای تخلیه احساسات و نیروهای جسمی و روحی شد. به مرور زمان، با تلفیق فرهنگ آنگلوساکسونی در همین کافه ها موسیقی جاز به سبکی جهانی تبدیل شد.
"
نویسنده با ارائهی این مقاله به معرفی " رس " به عنوان واحد پیام پرداخته است. "رس" کوچکترین واحد ساختمانی پیام است که معنا را در گیرنده، پدید میآورد . عینی نبودن " رس " به طور مستقیم، عاملی شد تا از علم فیزیک و زیست شناسی برای شناسایی آن بهره گرفته شود. البته هر چند علوم ارتباطات، فیزیک و زیست شناسی در ظاهر از سه مقولهی مجزا سخن به میان میآورند اما همانندی و نقاط مشترکی در سازه های بنیادین هر یک از این سه علم وجود دارد. این وجوه مشترک به شناسایی بیشتر واحد پیام های ارتباطی کمک میکند. نویسنده، علوم پایه را کانال ارتباطی مطلوبی برای یافتن مفهوم رس میداند و به ویژهگیها و مشخصههایی برای رس به عنوان واحد پیام دست یافته است. برخی از این مشخصهها عبارتند از : تعادل سیستمهای ارتباطی بر مبنای دو مولفهی نیاز و تراکم، ارتباط خطی یکسان با محیط، انتقال فعال و غیر فعال، مسئولیت مشخص در اجزاء پیام، پیروی از قانون شکست نور، بر هم کنشی با میدان رس دیگر، پدیده ی تابش اطلاعاتی، جهش، همانندسازی و تکثیر، رابطه با رس پیشین به عنوان خاستگاه شکلگیری، دیالکتیک مبتنی بر نظم و بینظمی، ایجاد زنجیره و شبکهی رس، نیروهای درونی که در شدت تأثیر گذاری بر مخاطب موثرند، فراگرد اثر گذاری و تأثیر پذیری، ضریب تأثیرگذاری، تبدیل سازی انرژی از حالتی به حالت دیگر، برخورداری ازحرکت های موجی و حالت های بازتابی. در ضمن باید توضیح داد که نام "رس" برگرفته از ابتدای نام خانوادگی نویسنده مقاله است که در عین حال ابتدای دو واژه ی انگلیسی گیرنده و فرستنده را نیز در خود جای دارد.