فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳٬۳۴۶ مورد.
هنر معماری مردمی در خراسان
حوزههای تخصصی:
بازاندیشی در حقوق اسلامی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۲ شماره ۷۷
خیام و مترلینگ (آیا افکار خیام بر مترلینگ اثر گذاشته است؟ شواهدی در باب نزدیکی افکار و فلسفه مترلینگ
نگاهی به تیپولوگی موزه ها ، از رگ سلطنتی تا موزه های مدرن
منبع:
گردشگری ۱۳۸۹ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
مساله حاکمیت و مشروعیت آن در عهد کریم خان زند
حوزههای تخصصی:
طایفه زند که از گمنام ترین طوایف ایلات لرستان تا اواخر قرن دوازدهم بود؛ نقش مهمی در تاریخ ایران بعد از سلسله صفوی ایفا کرده است. کریم خان سردار زند زمانی به قدرت رسید که جامعه ایران حدود سه دهه و اندی سخت ترین مصایب و حقارت آمیزترین شکست ها و بار گران جنگ ها و مالیات ها را تحمل کرده بود و نیاز مبرمی به آرامش و صلح داشت. اما مشروعیت حکومت بعد از انقراض صفویان به صورت نوعی بحران سیاسی درآمده بود. از این رو تدبیر و درایت کریم خان برای حل این معضل و مشروعیت حکومت اش ابتکار جدیدی در معنا و مفهوم حکومت محسوب می شود. گرچه در ابتدای قدرتش عنوان وکل الدوله را انتخاب کرد؛ اما اندکی بعد وکیل الرعایا را برگزید و بدین ترتیب علی الظاهر قدرت اش را ناشی از اراده رعیت تلقی کرد.
این مقاله مساله حاکمیت و مشروعیت آن را در دوران کریم خان مورد بررسی قرار می دهد.
تحولات قومی در ایران؛ علل و زمینه ها
حوزههای تخصصی:
تحلیل جایگاه درخت کنار در فرهنگ، ادبیات و باورهای عامیانه فارس با تکیه بر شهرستان جهرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
123 - 148
حوزههای تخصصی:
در ایران درخت کنار، بیشتر در مناطق جنوب می روید و ریشه هایی سخت و زمین گیر و تنه ای استوار دارد. برگ آن ارزش اقتصادی دارد و میوه آن نیز خوراکی است. در فارس، کنار را درختی مقدس می دانند و معمولاً این درخت را در جوار امامزادگان، آتشکده ها، قبرستان ها و سایر اماکن مذهبی و دینی می توان مشاهده کرد. حضور درازدامن این درخت در اساطیر و ادیان، نقوش مختلفی را به آن در فرهنگ عامه داده و منجر به برخی باورها چون: تقدّس، جاودانگی، تناوری، بقا و دیرسالی، ریشه داری، باروری و زایش و نماد بلندی مرتبه شده که به ادبیات عامیانه نیز راه یافته است. در رسوم عامه نیز درخت و اجزای آن در مراسم تولد، سوگواری و اعیاد مذهبی مثل آیین شب برات، حضوری گسترده دارند. در فرهنگ عامه از درختان کنار به عنوان تعیین مرز و نشانگر نیز استفاده می شد و واژه کُنار در پهلوی به معنای مرز بوده و مرزبان، کنارنگ خوانده می شده است. در فرهنگ شفاهی شهرستان جهرم، درختان کنار کهنسال دارای نامند که علاوه بر جنبه تعیین مرز می توان با باور به انسان پنداری و تقدّس این درخت مرتبط دانست. این مقاله با بررسی میدانی و کتابخانه ای به روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی جایگاه و اهمیت این درخت در فرهنگ، باورها و ادبیات عامیانه مردم فارس با تکیه بر مردم جهرم پرداخته و ضمن بیان نمونه های مختلف، آن ها را تحلیل و تشریح کرده است.
آیین های عزاداری محرم در محمدآباد جرقویه اصفهان
حوزههای تخصصی:
تصویرهای شهر در فیلم های سینمایی ایرانی: 1390-1309(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است تا تصویرهای گوناگون عمده ای را که از شهر در طول تاریخ سینمای ایران در فیلم های ایرانی بر پرده رفته است، در مرحله اول شناسایی وطبقه بندی و در مرحله دوم تبیین کند یعنی ارتباط آن ها را باتحولاتی که درکالبد و حیات اجتماعی شهرها پدیدار شده اند، توضیح دهد. در فیلم هایی که روایت فیلم در شهر روی می دهد، دوربین به اجبار بافت یک شهر را در زمان ساخت آن فیلم (همان گونه که هست) به نمایش درمی-آورد، اما در عین حال فیلمساز، همچون هنرمند می تواند با انتخاب زاویه دوربین، فاصله از سوژه، حرکت دوربین، رنگ، ریتم، صدا، تدوین و سایر عناصر سازندة هنر ترکیبی سینما، شهر را آن گونه که او می بیند به مخاطب نشان دهد. پس تصویر شهر فقط عکسی از واقعیت شهر نیست، بلکه مثل هر تصویر هنری دیگر شهری است که هنرمند دریافته است. افزون بر این، همان طور که از جامعه شناسی هنر دریافته ایم، این تصویر یک محصول فردی و برداشتی انتزاعی از شهر نیست، بلکه فیلمساز، خودآگاه یا ناخودآگاه، بخشی از روح و معنای زمانه و جامعه خود را باز می تاباند و به همین جهت دریافت او از شهر جزیی از میراث شناخت جامعه شناسانة شهر است.
روش ما در این پژوهش ساختارگرایی نکوینی مبتنی بر دیدگاه لوسین گلدمن است. در این روش ابتدا کوشیده شده تا ساختار مشترک فیلم های دربرگیرنده هریک از تصاویری که از شهر در فیلم های ایرانی درطول تاریخ این سینما، دیده شده است استخراج شود. روش ما برای این کار نشانه شناسی بوده است. در مرحله بعد این ساختارها با ساختار اجتماعی وتحولات آن مقایسه شده اند، تا معانی اجتماعی تصویرها کشف شوند، و از آنجا که از دیدگاه گلدمن، آفریننده اصلی آثارهنری نه مولف، بلکه گروه اجتماعی است که این جهان بینی درون آن شکل گرفته است؛ کوشیده ایم تا میان تصویرهایی که از شهر ارائه شده و نقش و جهان بینی طبقات واقشاراجتماعی پلی زده شود و روشن شود که این تصویرها محصول نگاه کدام گروه ها و طبقات اجتماعی به جامعه است؟
بر اساس آن چه دربالا آمد، کاوشی در فیلم های سینمایی ایرانی در طول تاریخ نزدیک به یک قرن آن، نشان می دهد که به طورکلی درهرکدام از دوره های پیش وپس از انقلاب چهار تصویر مشخص و متمایز از شهر در فیلم ها مشاهده شده اند (جمعاً هشت تصویر). اما نکته بدیع این است که آنچه از بررسی تصویرهای شهر در تاریخ سینمای ایران روشن می شود، غلبه تأمل برانگیز فیلم هایی است که در آن ها شهر، نه به عنوان فضایی زیبا و دل-نشین، شاد و امیدبخش، روان و با هویت، زنده و با اصالت؛ بلکه به مثابه مکانی خطرناک، فریبنده، مرگبار، سراب گونه، وحشت انگیز و حسرت بار بازنمایی شده است. به نظر می رسد این دید منفی، ارتباط زیادی با جابه-جایی های وسیع جمعیتی، گسترش سریع شهرها، انقلاب، موج مهاجرت ها و... دارد که منجر به بی ثباتی زندگی در شهرها شده است. به بیان دیگر می توان گفت که در این سال ها شهرنشینان با شهر به تفاهم نرسیده اند.
انسان شناسی و راز انسان
حوزههای تخصصی:
محمدکریم پیرنیا، معمار
حوزههای تخصصی:
استاد پیرنیا در شهر یزد از پدری نایینی و مادری اهل یزد به دنیا آمد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شهر یزد گذراند. در دوره ابتدایی نخست در دبستان «اسلام» و سپس در مدرسه ای دولتی به نام «مدرسه نمره دو» تحصیل کرد و تحصیلات دوره دبیرستان را در دبیرستان «ایرانشهر» گذراند و برای ادامه تحصیل در دانشگاه به تهران آمد و با وجود آن که در زمینه ادبیات تحصیل می کرد و موفقیت هایی نیز داشت اما ادبیات را رها کرد و در نخستین کنکور «دانشکده هنرهای زیبا» شرکت کرد و قبول شد.
محل دانشکده هنرهای زیبا در ابتدا در مدرسه مروی و سپس مدتی در مدرسه سپهسالار بود، اما پس از سال 1320 به زیرزمین دانشکده فنی دانشگاه تهران و بعد از مدتی به محل کنونی دانشکده هنرهای زیبا منتقل شد ...