گیاهان را می توان به عنوان یکی از عناصر اصلی در دایره اکوسیستم دانست. دایره ای که تنها با هدف مهیا ساختن شرایط زیست محیطی، بقاء را ممکن می سازد. گیاهان از آغازین دوران زندگی بشر نقشی با اهمیت در تأمین زندگی او داشته اند. برای او هم خوراک بودند، هم پوشاک، هم سوخت او بودند و هم مسکن و مأمن او، هم زینت و زیور او بودند و هم شفا دهنده دردهای او. گیاهان نه تنها در ایجاد آرامش و آسایش انسان نقشی به سزا دارند بلکه به عنوان منبع مهم تغذیه جانداران دیگر نیز به حساب می آیند. در این پژوهش سعی شده به شناسایی گیاهان (خودرو، درختی، درختچه ای و علفی) در شهرستان ایذه و نقش آن ها در زندگی افراد بومی پرداخته شود. درواقع نگارنده با اقامت در مناطق موردنظر در فواصل زمانی گوناگون، توانست با بررسی تعدادی از گیاهان بومی، به کارکردهای آن ها در میان مردم بپردازد. روش تحقیق در این پژوهش، بر اساس روش های مورد استفاده در مطالعات مردم شناسی است. استفاده از منابع مکتوب کتابخانه ای در جمع آوری کلیات، مصاحبه با افراد محلی، مشاهده و مشارکت در اعمال آن ها. نتایج حاصل از این مطالعه می تواند علاوه بر معرفی گونه های گوناگون ناشناخته گیاهان در استفاده مفید آن ها در صنایع موجود نیز مؤثر باشد. همچنین می تواند توجه محققان و پژوهشگران متخصص در این زمینه را به اتخاذ تدابیری جهت حفظ، استفاده و تکثیر این گونه ها جلب کند.
مکتب قرآن، اولین و قدیمی ترین جریان اسلام گرای اهل تسنن در ایران، در چهار دهه اخیر به لحاظ ساختاری و گفتمانی مراحل گوناگونی را گذرانده است. هدف این مقاله بررسی سازوکارهای اجتماعی مؤثر بر گرایش کردها به مکتب قرآن، در مرحله سوم تطور گفتمانی ساختاری این جریان از میانه دهه 1370 هجری تا کنون با روش گراوندد تئوری است. بنابر مطالعات وکاوش ها، از دلایل اصلی گرایش کردها به مکتب قرآن تجربه نوعی زندگی جمعی با ویژگی های بارزی، همچون همدلی، روابط گرم و صمیمی، روابط شخصی و همبستگی جمعی است، درحالی که روابط اجتماعی حاکم بر جامعه بزرگ تر به سمت نوعی روابط جامعه ای حرکت کرده که ویژگی های بارزش سرد بودن و ابزاری بودن، حسابگری، فردگرایی فزاینده، بیگانگی و روابط غیرشخصی است. مدعای اثر حاضر این است که با گسترش نفوذ و پهنه جهان جامعه ای و هژمونی قواعد و مختصات آن، ساکنان دل زده از جامعه به عزیمت و ترک این جهان و پناه جستن در نوعی جهان اجتماعی روی می آورند؛ مکتب قرآن با مختصات شبه اجتماع گونه اش یکی از پناه گاه هاست. این نوع جدید هجرت در دوران مدرن ماست؛ هجرتی نه مبتنی بر حرکت مکانی و گسست فیزیکی از اجتماع پیشینی چنانکه در صدر اسلام روی داد و امروز در رأس هیاهوی تبلیغاتی دولت اسلامی (داعش) است بلکه مبتنی بر جهت دهی فعال و مستمر به پیوندهای اجتماعی روزانه فرد مکتبی و تأکید بر روابط درون گروهی، با تضعیف روابط فرد با فضای بیرون از آن. حاصل این فراگرد، خلق جهان خاص مکتب قرآن است؛ هجرت ایمانی به دنیای روابط تنگاتنگ درون گروهی امتِ مطهر، بدون گسست فیزیکی از جامعه نامطهر سابق.
تفکیک زباله یکی از مهمترین شاخص های زیست محیطی در جهان معاصر است. شهروندان به واسطه تفکیک زبان اقدام شایسته ای در قبال محیط زیست انجام می دهند. با این کار حجم زباله تولیدی کمتر شده و همچنین با مصرف مجدد برخی مواد مانند، کاغذ، چوب، شیشه و آهن می توان از میزان مصرف آنها کاست. از این رو این پژوهش با هدف بررسی نقش فرهنگ زیست محیطی شهروندان اصفهان در تفکیک زباله های خانگی به روش کمی انجام شده است. تحلیل های آماری این پژوهش به کمک دو نرم افزار Spss و Amos انجام شده است. فرهنگ زیست محیطی شهروندان در 5 بعد رفتار زیست محیطی، مسئولیت زیست محیطی، هنجارهای زیست محیطی، ارزش های زیست محیطی و آگاهی زیست محیطی با سوالاتی محقق ساخته تعریف شده و در میان 384 نفر از شهروندان توزیع و جمع آوری شده است. همچنین تفکیک زباله های خانگی نیز از نظر پاسخگویان با 5 سوال تعریف شده است و ضریب 86/0 آلفای کرونباخ نشان از روایی بالای پرسشنامه این پژوهش دارد. نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ زیست محیطی شهروندان جایگاه مناسبی ندارد و همچنین فرهنگ زیست محیطی شهروندان همبستگی معکوسی با میزان تفکیک زباله های خانگی دارد و هرچقدر که فرهنگ زیست محیطی شهروندان بالا باشد به تبع آن از میزان تفکیک نیز افزایش خواهد یافت. در کل 5 متغیر رفتار زیست محیطی، مسئولیت زیست محیطی، هنجارهای زیست محیطی، ارزش های زیست محیطی و آگاهی زیست محیطی توانسته اند 61/0 از کل تغییرات تفکیک زباله شهر اصفهان را تبیین کنند.