فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۵۷۳ مورد.
مطالعه میان رشته ای بحران جامعه مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم میان رشته ای سابقه چندانی در حیطه علوم بشری ندارد. با این حال، این بدان معنا نیست که پژوهش میان رشته ای نیز کاری نوظهور است. سابقه پژوهش میان رشته ای به قرن ها پیش باز می گردد و در واقع، به خاستگاه های اندیشه و تفکر قاعده مند انسان درباره هستی و رابطه ای که با آن دارد. بررسیو تحلیل این سابقه فکری میان رشته ای می تواند ما را به فهم جامع و مناسب تری از این پارادایم معرفتی جدید رهنمون شود. اریک فروم از جمله متفکرانی است که در قرن بیستم، با مشاهده بحران جامعه مدرن، تحلیل و درک این بحران را مستلزم مطالعه میان رشته ای یافت و بر این اساس، با درنوردیدن مرزهای مالوف رشته ای، «عشق» و «کار خلاقانه» را چونان امر روان – سیاسی، به عنوان راه حل بحران و حرکت به سوی جامعه سالم معرفی کرد. مطالعه آثار وی نشان می دهد که پرداختن به مسایل جامعه جز با رهیافتی میان رشته ای و فراگیر ممکن نیست.
رساله عبدالرحمن صوفی درباره هندسه پرگاری
حوزههای تخصصی:
آنچه در پى مى آید ویرایشى است از رسالهء عربى عبدالرحمان صوفى (291- 376 ق) منجم و ریاضیدان ایرانى دربارهء ترسیم چندضلعیهاى منتظم به کمک خط کش و پرگارى که دهانهء آن ثابت است. عبدالرحمان صوفى این رساله را با عنوان رساله فى عمل الا شکال المتساویه الاضلاع کلها بفتحه واحده، به درخواست عضدالدولهء دیلمى (324-372 هـ ق) نگاشته است. ابوالوفاى بوزجانى (328-388 هـ ق) که معاصر صوفى بود نیز درکتاب فى مایحتاج الیه الصا.نع من اعمال الهندسه پیرامون ترسیم شکلهاى هندسی به کمک پرگارى با دهانهء ثابت بحث کرده است. این موضوع در أروپاى دورهء نوزایى و همچنین در نیمهء دوم قرن هجدهم میلادى دوباره مورد توجه هندسه دانان قرار گرفت که از این میان مى توان لئوناردو داوینچى ، جیرولامو کاردانو، نیکولو تارتاگلیا دو لودویکو فرارى "" را نام برد. ویرایش حاضر بر اساس نسخهء خطى شمارهء 5535 کتابخانهء آستان قدس رضوى فراهم آمده که تاریخ کتابت آن 1286 قمرى است. در این ویرایش علأمت/ نشانهء شروع صفحهء جدید در نسخهء خطى است و همانند نسخهء خطى، شمارهء هر باب با حروف ابجد در حاشیه آورده شده است. افتادگیهاى متن داخل قلاب [] افزوده شده است و براى سهولت خواندن متن، آن را پاراگراف بندى و در حد لزوم نقطه گذارى کرده ایم. نسخهء دیگرى از این اثر را سید جلال الدین تهرانى به کتابخانهء آستان قدس رضوى اهدا کرده که جزوى از نسخهءشمارهء12121 با تاریخ کتابت 1308 قمرى است و در این ویرایش در موارد لزوم به عنوان نسخهء بدلى از آن استفاده کرده ایم. هر دو نسخه از روى نسخه أى که در رمضان 688 قمرى در مراغه کتابت شده رونویسى شده اند.
رساله ای فارسی در باره محاسبه جیب در یک درجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بیان استخراج جیب یک درجه رساله ای است به زبان فارسی از مصنفی ناشناس که ظاهراً به منظور تقریر و توضیح روش محاسبه جیب (سینوس) یک درجه بر اساس شرح قوشچی (د. 879 ق) بر زیج الغ بیگ (فارسی) و رساله فی استخراج جیب درجه واحده (عربی) اثر قاضی زاده (د. حدود 840 ق) تالیف شده است. اثری که مبدع اصلی این روش، غیاث الدین جمشید کاشانی (د. 832 ق)، در این باره نوشته، تاکنون به دست نیامده، اما اثر قاضی زاده که در واقع تحریری است از روش کاشانی، در نسخه هایی متعدد برجای مانده است. قوشچی نیز بدون ذکر نام کاشانی، روش وی را شرح می دهد.
تاریخ شناخت دستگاه گردش خون و بیماریهای آن در دوره اسلامی
حوزههای تخصصی:
از مرگ جالینوس تا آغاز قرن 16، جایگاه دانش پزشکی بسیار ارتقاء یافت و زبان های گوناگونی از جمله یونانی، لاتینی، عربی و فارسی زبان گفتگو و نوشتاری علم پزشکی شد. پزشکان تلمودی در عین پذیرش نبض شناسی جالینوسی، شریان و ورید را از یکدیگر تمیز می دادند و احتمالاً هیپرتروفی قلب و نارسائی آن را می شناختند. رازی شرحی از نارسائی آئورت (نه بدین نام) می دهد و می توان حدس زد که وی پیش از ابن النفیس به گونه ای با گردش خون ریوی آشنا بوده است و از بیماری هایی با نشانه های انفارکتوس یاد می کند. مجوسی اهوازی نیز با مقوله اخیر آشنایی داشته است. در همان روزگار، ابن سینا از ادامه ضربان قلب پس از مرگ در حیوان یاد کرده و به شرح پریکاردیت پرداخته است. پس از نظرات همانندی از جرجانی، ابن النفیس آشکارا سخنان جالینوس درباره سوراخ های عبور خون از سپتوم را مردود دانسته و جریان خون کرونر و ریوی را به درستی شرح داده است.
نگاهی به تأسیس و تحول ام آی تی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی معرفت شناسی علم،تعریف علم، تاریخ علم، مرزگذاری علم با غیر علم علم سنجی و تعامل علم و جامعه
- حوزههای تخصصی علوم انسانی علوم انسانی و مفاهیم مرتبط تعامل علوم با نهادهای مرتبط(دانشگاه ها، موسسات تحقیقاتی-پژوهشی، بنیاد ها و...) تاثیر و تاثر نظری و عملی میان نهاد دانشگاه و علم و فن آوری
تاریخ شناخت دستگاه گردش خون و بیماری های آن از آغاز تا عصر جالینوس
حوزههای تخصصی:
نوشته هاى تاریخ عمومى پزشکى به زبان فارسى، به صورت ترجمه یا تألیف در کشور ما سابقه کهن دارد ولى تاریخ رشته هاى تخصصى پزشکى کمتر مورد توجه بوده است. هدف این مقاله آن است که کوره راهى را در یکى از این زمینه ها باز کند و انگیزه پژوهش در جوانان صاحب اندیشه را فراهم آورد. از زمانى که آدمى سخن آغاز کرد و خرد ورزید، از قلب خود نیز سخن گفت، اما نمى دانست که این عنصر چه نقشى دارد و بیماریهاى آن کدام است. در طول قرون گذشته، آراء مطرح شده در این باره جز پاره اى خیال پردازى و نشانى هاى نادرست و عللى دور از حقیقت، نبود و آگاهى متکى بر علم کمتر در میان بود. در پزشکى بابلى، آشورى و مصرى اشاره هاى غیر مستقیم به سکته قلبى و حتى آندوکاردیت باکتریائى شده است. مصریان و به ویژه چینیان به شرح نبض شناسى پرداختند، که از اولین نشانه هاى فیزیکى شناخته شدهء بیمارى قلبى است. در آثار بقراط از تشریح ماهیچه و دریچه هاى قلب سخن رفته است ولى به نظر وى در سرخرگ، خون جارى نیست. ارسطو از نخستین کسانى بود که به تشریح ""حیوان "" پرداخت و از حرکت موجى خون یاد کرد. پس از میلاد مسیح و در دوران رومیان اشاراتى به برخى از نشانه هاى بیمارى قلبى دیده مى شود که در پزشکى جدید با شناخت پیشرفته بیمارى ها مى توان با پس نگرى علت بیماریها را در آن دوره بازشناخت. جالینوس در قرن دوم میلادى، همچنان بر داده هاى تشریحى اتکا مى کرد و در شناخت فیزیولوژى گردش خون به بیراهه رفت.
چشم انداز علوم انسانی و معرفتهای میان رشته ای
حوزههای تخصصی:
بر اساس منطق فازی، مسائل عالم پیچیده و چند وجهی یا چند پارادایمی هستند. بر مبنای این رویکرد، اول آنکه برای امور، پدیده ها و مسائل این عالم پیچیده راه حل قطعی و واحدی وجود ندارد و دوم آنکه راه حل مسائل را نیز نمیتوان فقط در قالب پارادایم یک رشته علمی خاص جستجو کرد، بلکه باید به ابعاد مسائل از زوایای پارادایمهای رشته های مختلف نظر افکند. نکته دیگر اینکه موضوع اصلی رشته های علوم انسانی، انسان و جامعه انسانی است و این رشته ها در تعامل با نیازهای جامعه انسانی هستند و با توجه به تنوع نیازها و عوامل مختلف تاثیرگذار بر مسائل و امور جامعه انسانی، این قبیل رشته ها نمیتوانند متکی به خود باشند. از طرف دیگر، دیدگاههایی که علوم انسانی را صرفاً بر تجربه گرایی و حسیگرایی و فلسفه تحصلی قرار میدهند، هر چند جلوه هایی سطحی از تولید علم را پیش روی ما میگذارند، اما به دور از کاربردهای پژوهشی و ناتوان از حل ریشه ای مسائلی هستند که امروز در علوم انسانی برگرفته از سنت غربی، گرفتار آنیم. بدین ترتیب، فلسفه آموزش در گذشته صرفاً به انتقال مجموعه ای از یک دانش سازمانیافته محدود میشد که این رویکرد در چهارچوب و برنامه ای برآمده از یک نظام رشته ای با ساختار و زنجیره ای مشخص از مفاهیم، روشها و گامهای آموزشی عملی میشد. اما امروزه فلسفه آموزش و برنامه ریزی درسی به ویژه در حوزه علوم انسانی با محوریت انسان نگاشته و از طرف دیگر، زمینه برای بروز و ظهور خلاقیتهای فردی فراهم میشود. در هر حال، امروزه آشنایی با رویکردهای تلفیقی و میان رشته ای و تبیین آنها برای برنامه ریزان درسی به ویژه در دانشکده ها و مؤسساتی که در پی دستیابی به مرزهای جدید و خلق رهیافتهای مناسب در عرصه علوم انسانی هستند، مخصوصاً در تدوین و تصنیف کتب علوم انسانی، لازم و کارامد است.
رساله ای در استدلال بر روش ضرب و تقسیم شصتگانی منسوب به شرف الدین طوسی
حوزههای تخصصی:
حساب شصتگانى که از ارکان حساب دوره اسلامى به شمار مى رود، علاوه بر محاسبات نجومى، در محاسبات دقیق، مانند به دست آوردن جذر و کعب اعداد صحیح غیر شصتگانى نیز کاربرد داشته است و ریاضیدانان مسلمان، پیش از ابداع و رواج کسرهاى اعشارى، براى نمایش قسمت کسرى اعداد از کسرهاى شصتگانى بهره مى جستند. نظام عددنویسى و حساب شصتگانى سابقه اى بس طولانى در تاریخ ریاضیات دارد. سومرى ها در حدود 2000 ق. م این نظام عدد نویسى را ابداع کردند و حساب مبتنى بر آن را گسترش دادند. حساب شصتگانى متشکل از چهار عمل اصلى و استخراج جذر و کعب اعداد شصتگانى است. رسالهء مورد بررسى در این مقاله که منسوب به شرف الدین طوسى، ریاضیدان بزرگ ایرانى است- دربرگیرندهء استدلال بر روش ضرب، تقسیم شصتگانى، برمبناى تناسب است.
رویکرد فارابی و ابن سینا به علوم و تقسیم آن؛ رویکردی پیشارشته ای، رشته ای و یا میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اندیشه فارابی و ابن سینا علم در معنای عام مترادف با فلسفه است. از این مقسم واحد دو شاخه نظری و عملی و از هر یک از این دو، اقسام متعددی از علوم تخصصی به دست می آید. در این نمودار خوشه ای دو تصویر وحدت انگارانه و تکثرگرایانه (تخصصی) از علوم در کنار هم گرد آمده است. به این معنا، در علم شناسی ابن سینا هم از وحدت علوم و ارتباط آن ها با یکدیگر سخن گفته شده است و هم از تمایز و تفرد هر یک از دیگری. با این حال این موضع نه معادل رویکرد رشته ای در عصر مدرن و نه معادل رویکرد میان رشته ای است. این موضع حتی معادل وحدت این دو با یکدیگر هم نیست. بلکه اساساً این علم شناسی در یک فضای فکریِ متفاوت از علم شناسی قرون اخیر طرح گردیده است. این نوشتار درصدد است پس از تشریح علم شناسی فارابی و ابن سینا و سپس تشریح رویکرد رشته ای و میان رشته ای این تفاوت را نشان دهد. در پایان با لحاظ احتیاط در استعمال واژه «پیشارشته ای» این رویکرد به علم شناسی فارابی و ابن سینا نسبت داده می شود.
علم در جامعه: از تک گویی تا گفت و گو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو روایتی است از تاریخ پژوهش ها و فعالیت های انجام شده پیرامون حوزهی مطالعاتی «علم، فناوری و جامعه». تاکید بنیادین مقاله این است که هم پای دیگر تحولات فکری و فلسفی که طی چند دهه گذشته، گفت و گو و درک متقابل را در کانون مباحث اجتماعی گذاشته اند، رابطه میان علم و جامعه نیز در متن مطالعات میان رشته ای «علم، فناوری و جامعه» به سوی گفت و گو راه سپرده است. طی تاریخ چند ده های این دسته مطالعات که نخست با هدف افزایش سواد علمی مردمان عادی و به تبع آن افزایش پشتیبانی آنان از فعالیت های علمی آغاز شده است، به مرور فهمیده می شود که انتزاع علم از دیگر فعالیت های فرهنگی حتی برای دستیابی به آن هدف اولیه نابسنده است و شایسته است علم شیوه ارتباطی بالا به پایین خود با شهروندان را به شیوه ای دموکراتیک تر تغییر دهد. بر این اساس، سوگیری اکنونی پژوهش های «علم، فناوری و جامعه» بر این است که علم و جامعه می توانند و باید، همچون طرف هایی هم سنگ به گفت و گو و یادگیری متقابل بپردازند. روش مقاله در به دست دادن این نتیجه، بررسی پژوهش ها و تک نگاشت هایی است که فعالیت های دست کم نیم سدهای «علم، فناوری و جامعه» را به شیوهای تاریخ نگارانه ثبت و تحلیل کرده اند.
تقسیم وتر و دستان بندی ساز از دیدگاه عبدالقادر مراغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باب دوم کتابهای جامع الالحان، مقاصد الالحان و نیز فصل دوم کتاب شرح ادوار، که هر سه از تالیفات ارزشمند عبدالقادر مراغی در موسیقی هستند، به تقسیم وتر و دستان بندی ساز اختصاص دارد. مراغی روش های مختلفی را برای تعیین نسبت میان نغمه ها بیان می کند که پایه اصلی آن، نظرات صفی الدین ارموی است و در این میان نکات تازه ای نیز اضافه کرده است. در این مقاله کوشش شده است که با تکیه بر تصحیح جدیدی از کتاب جامع الالحان و مقایسه با دیگر دست نویس های مراغی، این روش ها مطالعه شود.
گردآوری اطلاعات
منبع:
کتاب ماه ۱۳۷۸ شماره ۱۹
حوزههای تخصصی: