ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۸۲۱ تا ۱۴٬۸۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۴۸۲۱.

واکاوی انتقادی نظریه های قانون طبیعی در اولین مرحله احیای آن در دوره پساتجدد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
قانون طبیعی در مشهورترین تفسیر خود، فرمان های ثابت و دائمی عقل عملی درباره رفتارهای اختیاری بشر هستند که انسان ها با اطاعت از آنها در همه زمان ها و مکان ها به خوشبختی می رسند. به دنبال تسلط اندیشه تجربه گرایی (پوزیتیویسم) بر عقل گرایی در قرن 19 میلادی، مباحث مربوط به قانون طبیعی با پیشینه 25 قرن نیز از رونق افتاد و گفتمان قانون طبیعی به آرامی به فراموشی سپرده شد. با گذشت بیش از یک قرن، دوباره مطالعه قانون طبیعی در دوره پساتجدد قرن بیستم با جدیتی بیش از دوره-های گذشته پیگیری شد و گرایش به رویکردهای نو درباره این آموزه در سه مرحله احیا گردید. پرسش اصلی این مقاله عبارت است از اینکه: نظریه های غربی قانون طبیعی در اولین مرحله احیای آن (1890 - 1940) در دوره پساتجدد کدامند و چه کاستی هایی دارند؟ برای پاسخ دادن به این پرسش، این مقاله نظریه های متنوع قانون طبیعی را در اولین مرحله احیای آن در قرن بیستم در ضمن سه گفتار نقد و بررسی می کند. در گفتار اول پس از شرح نظریه های پساتجدد غیرکاتولیک، کاستی های آنها بیان می شوند. گفتار دوم به مطالعه نظریه های کاتولیک در آن دوره پرداخته و اشکال های آنها را توضیح می دهد. آخرین گفتار نیز کاستی های مشترک همه نظریه های پساتجدد قانون طبیعی را در اولین دوره احیای آن بیان می کند.روش پژوهش در این مقاله، ترکیبی از روش های نقلی، عقلی و انتقادی است.
۱۴۸۲۲.

خداناباوری همدلانه در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۲
,ویلیام رو با ارائه خوانشی جدید از استدلال قرینه ای شر بر آن است تا مبتنی بر اصل معرفتی خویش که «صدق یک گزاره را شرط ضروری در پذیرش عقلانیت آن نمی داند»، نظریه «خداناباوری همدلانه» را ارائه نماید و از «دوستانه گی معرفتی» در معقولیت باور به وجود خدا دفاع نماید. اگرچه چهل سال بعد، این نظریه را مورد بازبینی قرار می دهد و تنها به «دوستانه گی اخلاقی» معتقد می گردد. در این پژوهش، با روشی تحلیلی انتقادی، در پی ارزیابی نظریه خداناباوری همدلانه معرفتی یا اخلاقی و چالش های آن هستیم. یافته های پژوهش، نشان می دهد که با صرف نظر از ابهام در معنای معقولیت در اصل معرفتی رو، «دوستانه گی معرفتی» در یکسانی شواهد و ادله خداباوری و خداناباوری، پارادوکسیکال است و در «موقعیت شواهد برتر»، با چالش نسبی گرایی در معقولیت مواجه است و نظریه تعیّن ناقص نیز نمی تواند این معضل را توجیه کند. «دوستانه گی اخلاقی» نیز رویکردی هنجاری و معطوف به عمل کرد خداناباوران است و عقلانیت نظری را به عقلانیت رفتاری فرو می کاهد و به نظر می رسد می توان آن را در زمره الحاد جدید شمرد که مستلزم تضعیف خداباوری است.
۱۴۸۲۳.

Beyond the 'Is-Ought' Divide: Naturalistic Solutions to Hume's Conundrum with Special Reference to John Searle(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۷
This paper undertakes a comprehensive examination of Hume's Guillotine, a perennial problem in moral philosophy first identified by David Hume. The central objective of this inquiry is to explore potential solutions to this conundrum, grounded in a naturalistic framework. The paper is divided into four sections. The paper provides an overview of general naturalistic claims in ethics, establishing the foundational context for the subsequent discussion, delves into the 'is-ought' problem, a fundamental challenge in moral philosophy, and examines Hume's perspective on this issue & presents a critical analysis of various naturalistic approaches to addressing the 'is-ought' problem, with a focus on their strengths and limitations. The paper concludes with a synthesis of the key findings, offering a philosophical reflection on the implications of naturalistic solutions to Hume's Guillotine with special reference to John Searle
۱۴۸۲۴.

ذات گرایی جدید و واقع گرایی کوانتومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: هدف از مقاله حاضر، به تصویر کشیدن سه جریان ذات گرایی قدیم پیش از نیوتن، ضد ذات گرایی بعد از نیوتن تا حال حاضر و ذات گرایی جدید چهل سال اخیر در تفسیری که از مشاهده پذیرها و مشاهده ناپذیرها دارند و در برداشتی که از فیزیک کوانتوم می توانند داشته باشند، بوده است. یافته ها: نزد واقع گرایانی همچون الیس، فیزیک کوانتوم همواره بر اساس نظریه فرایندهای انتقال انرژی و عدم قطعیت آنها بحث شده است. اما خود فرایندهای انتقال انرژی در بستر فرایندهای علّی بنیادین مشتمل بر روابط متقابل علّی بین ذرّات و میدانها به بار می نشینند و غفلت از وجود فرایندهای متقابل علّی، منشأ باور ابزارگرایان به عدم قطعیت عمومی شده است. از نظر الیس، اینها وجودی واقعی دارند و ما بر شناسایی درست و مطابق با واقع آنها تواناییم. شناسایی آنها نیز بهترین تبیین از آنها و تقرّب به حقیقت آنهاست. اما به نظر می رسد شناسایی آنها می تواند تبیین درست از آنها و کشف حقیقت آنها باشد. نتیجه گیری: در فیزیک کلاسیک، مشاهده پذیرها و مشاهده ناپذیرها وجودی مستقل از ما دارند و می توان از آنها تصویری مطابق با واقع آنها ارائه داد. در فیزیک کوانتوم، طبق تفسیر ابزارگرایان، مشاهده پذیرها وجودی مستقل از ما دارند، اما مشاهده ناپذیرها واقعیتی مستقل از ذهن ما ندارند و فقط انتزاعات از مشاهده پذیرها می باشند. اما طبق تفسیر واقع گرایان، فیزیک کوانتوم، فیزیک ناقصی است که در آینده، با پیشروی خود، به اصول عام فیزیک کلاسیک و اصل علّیت و قطعیت رجوع خواهد کرد.
۱۴۸۲۵.

ایمان و امید؛ پیشران های تحقق تمدن سازی مبتنی بر اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: ایمان و امید، پیشران های تحقق تمدن سازی مبتنی بر اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری می باشند. ایمان و امید، مطابق بینش قرآنی ایشان، دو واژه همنشین و عوامل نرم افزاری مؤثر در بالندگی و تحول آفرینی جامعه در راستای تمدن سازی اند. ایمان، ریشه و مبنای شکل گیری امید است. هدف نوشتار حاضر، بررسی معنای ایمان و امید، همچنین ضرورت و آثار آن در تمدن سازی از نگاه قرآنی مقام معظم رهبری بود. روش: پژوهش حاضر، بنیادی و از نوع توصیفی و تحلیلی است که به روش کتابخانه ای- اسنادی مبتنی بر آثار قرآنی و بیانات رهبری نگاشته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تعریف قرآنی ایشان از ایمان و امید، معرفت گرایانه است. طبق منطق قرآن، باید ایمان مبتنی بر معرفت به خداوند و امید به یاری و رحمت او و دلبستگی به آینده روشن را در مسائل عینی کشور مطرح کرد. نتیجه گیری: تقویت ایمان آگاهانه و اخلاق فردی اجتماعی در لایه های متعدد جامعه، باور به وعده های تخلف ناپذیر الهی، معرفی الگوهای اخلاقی، تبیین سنّت معیّت الهی، توجه به مسئله مهدویت و روشنگری، از شیوه های تقویت ایمان و امید در مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی است.
۱۴۸۲۶.

اعتبار و قلمرو عقل نظری در تبیین معارف اعتقادی از منظر روایات اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: حجیت عقل نظری در تبیین اعتقادات دینی از مباحث مهم بین اندیشمندان اسلامی است. برخی معتقد به تعطیل عقل و برخی هم معتقد به عدم محدودیت آن در فهم اعتقادات دینی اند. مقاله حاضر با مراجعه به گفتار و رفتار و تقریرات حضرات معصومین(ع)، به دنبال پاسخ به این سؤال مهم بود که از منظر اهل بیت(ع) چه جایگاه و قلمروی برای عقل نظری در تبیین اصول معارف اعتقادی می توان در نظر گرفت. روش: نوشتار حاضر با مراجعه به منابع و آثار دینی رسیده از اهل بیت(ع) و با روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال بوده است. یافته ها: بر اساس یافته های این تحقیق، اهل بیت(ع) نگاههای افراطی و تفریطیِ در این باره را نفی و با تأکید بر حجیت عقل، دیدگاهی میانه پیش روی ما قرار داده اند. ایشان گاهی عقل را در کنار نقل، حجت خداوند معرفی کرده؛ گاهی به تشویق یاران اهل استدلال خود پرداخته و گاهی نیز خود به اقامه استدلال عقلی در مباحث اعتقادی پرداخته اند. نتیجه: حجیت عقل نظری در تبیین معارف اعتقادی مورد تأیید اهل بیت(ع) است. در عین حال، توان ادراکی عقل نظری به دلیل کلی نگر بودن آن، مطلق نیست و در برخی مباحث اعتقادی، گرفتار محدودیت است؛ لذا درباره قلمرو توانایی آن نباید گرفتار افراط و تفریط شد.
۱۴۸۲۷.

بررسی واقع نمایی مشاهدات این جهانی در تجربیات نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۷۶
تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهداتی با سنخ تجربه گری ویژه اند که فراتر از ابزارهای همگانی و در دسترسِ مادی، تصویری از حالات انسانِ در آستانه [بازگشته از] مرگ را نشان می دهند. این مشاهدات، از قابلیت راستی آزماییِ معرفت شناختی برای دستیابی به وثاقت معرفتی برخوردارند. هدف این مقاله، نقادی تحلیل فیزیکالیستی مبتنی بر توهم انگاری تجارب بیرون از بدن است. در این میان، گونه شناختِ مشاهدات در تجربه های بیرون از بدن و گزارشی از منابع موجود با تاکید بر مشاهدات این دنیایی بیان شده است. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانه ای و داده پردازی مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی طراحی شده است. در این پژوهش نشان داده خواهد شد که مشاهدات گزارش شده در این تجربه ها، به دو دسته سابجکتیو (آن جهانی) و آبژکتیو (این جهانی) قابل تقسیم اند. شفافیت تفکر، تجربه های فرازمانی، سرعت انتقالات تجربه گری، و داشتن تجربه های نوین فرامادی از ویژگی های دسته نخست از مشاهدات آن جهانی است. ادراکات فرابدنی و مشاهده رخ دادها و اتفاقات عینی روزمره از اوصاف مشاهدات این جهانی به شمار می روند. در این مقاله ضمن گزارشی از پژوهش های معتبر در خصوص مشاهدات این جهانی، بر پایه چهار رویکرد، توهم انگاری تجربه های نزدیک به مرگ مورد نقد قرار گرفته است. عینیت گزارش ها، تعدد اشتراکات، تجرد نفس و مساله آگاهی از مهم ترین تکیه گاه های این رویکردهای چهارگانه اند. با توجه به کاهش یا متوقف شدن سطح فعالیت های مغزی در تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهدات ناظر بر رخ دادهای این دنیایی، قابلیت اعتبارسنجی معرفتی دارند.
۱۴۸۲۸.

تحلیل انتقادی «روش عام مدل سازی» در روش شناسی علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
مسئله تحقیق پیرامون بررسی روش شناسی علوم انسانی، کاربرد و اعتبار عقل، نقل و تجربه در ساحت های علوم انسانی است. در این میان ایده «روش عام مدل سازی» مطرح شده است که مدعی است بر پایه معرفت شناسی و هستی شناسی جدید باید روش علوم انسانی را مدل سازی و اجرایی کرد. این پژوهش به دنبال آن است که با تاکید بر مبانی علوم انسانی، نظریه روش عام مدل سازی را ابتدا تببین و تحلیل نماید و سپس نقاط قوت و ضعف آن را نشان دهد. روش تحقیق: تحلیل اسنادی و از نوع کتابخانه ای است. یافته های تحقیق: نظریه عام مدل سازی، معرفت شناسی و فلسفه رایج را اسلامی نمی داند و به جای آن جهت داری معرفت شناختی و فلسفه نسبیت اسلامی را جایگزین می کند. فقه سرپرستی، روش تکثیر اصطلاح، روش تعریف و روش معادله سازی از مهمترین الگوهای های این نظریه در روش شناسی علوم انسانی است. با توجه به نقدهای متعددی که به این نظریه وارد است، به نظر می رسد در تحقق اهداف خود ناتوان است.
۱۴۸۲۹.

تقدیس «هوش مصنوعی» از منظر الهیّات معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
هوش مصنوعی (AI) در قرن بیست ویکم از ابزاری فنی به پدیده ای با جایگاه فرهنگی و نمادین تبدیل شده که در جوامع مدرن به عنوان نیرویی متعالی بازنمایی می شود. این پژوهش به بررسی فرآیند ارج گذاری نمادین به هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر باورها، هویت ها و ارزش های انسانی در چارچوب الهیات معاصر می پردازد. مسئله اصلی، چگونگی تبدیل هوش مصنوعی به اسطوره ای مدرن و تأثیر آن بر معنویت و هویت در جوامع متنوع است. روش تحقیق، رویکردی کیفی و میان رشته ای است که با تحلیل گفتمان های فرهنگی و دینی، زمینه ها، نمودها و پیامدهای این پدیده را کاوش می کند. یافته ها نشان می دهند که ویژگی های فنی مانند خودیادگیری و پیش بینی پذیری، همراه با نیازهای روان شناختی برای معنا و نظم، هوش مصنوعی را به نمادی مقدس تبدیل کرده اند. این فرآیند در برخی جوامع به توانمندسازی منجر شده، اما در دیگر جوامع، هویت فردی و جمعی، باورهای دینی و روابط عاطفی را به بازاندیشی واداشته است. نتیجه کلی اینکه، ارج گذاری به هوش مصنوعی، با بازتعریف نقش انسان در برابر فناوری، پرسش های عمیقی درباره معنا، هویت و جایگاه انسان در عصر مدرن ایجاد کرده و ضرورت مدیریت مسئولانه این فناوری را در فرهنگ و دین برجسته می کند.
۱۴۸۳۰.

طبیعی گرایی و فرافلسفهٔ زمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۶
در دهه های اخیر، متامتافیزیک به عرصه ای مهم برای بررسی روش شناسی و موضوع متافیزیک در سنت تحلیلی تبدیل شده است. رویکردهای طبیعی گرایانه تلاش می کنند متافیزیک را با علوم طبیعی هم سو سازند. در مقابل، شماری از فیلسوفان چون جاناتان لو از استقلال متافیزیک دفاع می کنند و آن را پژوهشی عقلانی و پیشینی در باب امکان های متافیزیکی می نگرند، به طوری که مساهمت علم در این میان، به تعبیری، در تعیین مصادیق صادقِ این امکان ها خواهد بود. در حوزهٔ فلسفهٔ زمان، علی رغم ارجاعات پراکنده به این حوزه، معدود آثاری چون اثر اخیر هتر دایک به طور مستقیم به طبیعی سازی متافیزیک زمان می پردازند. این مقاله از رویکردی غیرطبیعی گرایانه به متافیزیک زمان دفاع می کند و ضمن بررسی امکان های مختلفِ تعامل علم و متافیزیک، سه رویکرد اصلی طبیعی گرایانه را مدنظر قرار می دهد: الف) متافیزیک به مثابه نظریه ای برگرفته از علم، ب) متافیزیک در خدمت علم، و ج) رویکرد میانه روانه با پذیرش استقلال نسبی متافیزیک. در این مقاله کوشش بر آن است که نشان داده شود این رویکردها در مواجهه با متافیزیک زمان با چالش هایی روبه رو هستند و در نهایت، ناتوان از کنار گذاشتن یا فاصله گرفتن از تلقیِ لویی متافیزیک به عنوان علمِ امر ممکن اند.
۱۴۸۳۱.

چالش های طبیعت گرایی در روش شناسی علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۴۷۳
این مقاله به بررسی و بحث پیرامون بکارگیری روش شناسی طبیعت گرایی در علوم اجتماعی و چالش های پیش روی این روش شناسی پرداخته است. روش شناسی علوم اجتماعی با یک سوال اساسی روبرو است؛ آیا بکارگیری روش شناسی علوم طبیعی در علوم اجتماعی از کارایی لازم برخوردار است یا خیر. در پاسخ به این سوال بنیادین و مهم، برخی روش شناسی مشابه علوم طبیعی را در علوم اجتماعی مطرح کرده و برخی به تفاوت های بین علوم طبیعی و علوم اجتماعی اشاره داشته و از یک روش شناسی مختص علوم اجتماعی جانبداری می کنند. رویکرد نخست جریان طبیعت گرایی و رویکرد دوم با عنوان ضد طبیعت گرایی توصیف می شود. به نظر می رسد که متناسب با هدفی که برای علم در نظر بگیریم و یا اینکه تقدم منطقی را به نظریه و یا مشاهده بدهیم، می تواند در روش شناسی اتخاذ شده تأثیر اساسی داشته باشد. در نتیجه این مقاله از یک رویکرد طبیعت گرایی انتقادی دفاع می کند. در این روش شناسی از جریان های تقلیل گرا و پوزیتیویستی صرف در علوم اجتماعی فاصله گرفته و از یک طبیعت گرایی تعدیل شده به عنوان یکی از رویکردهای روش شناسی کارآمد در علوم اجتماعی طرفداری می کند اما برخلاف غالب طبیعت گراها این روش شناسی را به عنوان رویکرد انحصاری در پژوش های اجتماعی تلقی نکرده و آن را در کنار روش های مختص علوم اجتماعی مفید می داند.
۱۴۸۳۲.

The Neglect and Restoration of the Heart(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۶۷
The heart is the moral and affective center of the person, and plays a crucial role in spirituality. I examine the work of Dietrich von Hildebrand on the heart, in particular his call to restore the heart after its millennia-long neglect by Western philosophy. Von Hildebrand accounts for the neglect of the heart in terms of a Stoicism that views it as non-intentional, i.e. as disclosing nothing about reality. Instead of responding to objective values, the heart delivers an internal turbulence that distracts from the intellectual task of cognizing what is truly good. Stoicism reduces affective states to a preliminary sensation (propatheia) and a propositional belief that the intellect must evaluate. There is no disclosive capacity intrinsic to affective states that is untranslatable to intellectual propositions. Stoics stress conformity to an objective teleology of the person rather than feeling, through the cultivation of logic. The Epicurean embraces the opposite extreme, giving internal sensations of pleasure and pain pre-eminence over logic. Feeling pleasure supersedes any conformity to an objective standard. The binary of Stoicism and Epicureanism is a lens to understand the neglect of the heart, and to restore the heart. The heart both generates internal sensations, but also provides an evaluative disclosure of reality that is not translatable to intellectual propositions, and so the heart can unite both the objective and subjective domains emphasized by Stoicism and Epicureanism.  
۱۴۸۳۳.

انگاره «زبان متافیزیکِ» هایدگر و موضع گادامر درباره امکان فراروی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
حقانیت و امکان متافیزیک دست کم از زمان کانت به این سو به مسأله ای جدی برای فیلسوفان غربی بدل شده است و بیشتر فیلسوفان به نحو ایجابی یا سلبی ملزم به اتخاذ موضع در مقابل آن شده اند. هایدگر از آن دسته فیلسوفان معاصر است که مواجهه ای انتقادی با سنت متافیزیک به عنوان «تقدیر تاریخیِ» غرب داشته و چه قبل و چه بعد از گشت فکری اش، مدعی «ساخت گشایی» تاریخ متافیزیک و حتی فراروی از «زبان» آن بوده است. گادامر اگرچه در خصوص متافیزیک همان رویکرد افراطی استادش را ندارد، باری موضع خود را در پسِ اظهارنظرهای وی پنهان می کند؛ گاهی با خوانشی خاص با طرح او همراه است و گاهی در مقابل آن جبهه می گیرد. همین امر سبب نوعی ابهام و دوپهلویی در موضع و تفسیرهای گادامر درباره متافیزیک غربی شده است. در هر صورت، گادامر با طرح هایدگر در رابطه با امکان گذار از «زبان» متافیزیک موافق نیست، اگرچه نوعی فراروی را ممکن می داند. ما در این نوشتار با رجوع به اظهارنظرهای متفاوت هایدگر و به ویژه گادامر، به روشی توصیفی-تحلیلی می کوشیم نخست تلقی هایدگر از طرح «ساخت گشایی» تاریخ متافیزیک را ارائه دهیم و سپس موضع و تفسیرهای گادامر در خصوص امکان فراروی از «زبان» متافیزیک را با تکیه بر آثار مختلف او مشخص کنیم. پرسش محوری ما این است که چرا در موضع گادامر نوعی ابهام و دوپهلویی در رابطه با متافیزیک دیده می شود و چگونه می توان با تکیه بر مبانی هرمنوتیک فلسفی او این دوپهلویی را تبیین کرد.  
۱۴۸۳۴.

پدیدارشناسی درد در دازاین مؤنث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
In his philosophy, Heidegger uses the term Dasein to refer to a being for whom Being is a fundamental issue, existing in a pre-understanding of Being that is neither clear nor fully defined. Heidegger’s Dasein stands in contrast to the history of traditional philosophy and the Cartesian dualism, not as a subject opposed to an object, but as a being-in-the-world, embodied, and, as Merleau-Ponty puts it, the body is the medium through which it is related to the world. However, this is not the end of the story, as the issue of gendered Dasein arises at this historical moment. Derrida and scholars in the field of gender phenomenology, continuing Heidegger’s thought and critiquing it, argue that gender is an ontological characteristic of Dasein. This paper aims to offer a phenomenological description of feminine Dasein’s understanding of Being, viewed through her constant and daily encounter with pain. In this way, the study, after describing the ordinary and recurring experience of pain in feminine Dasein, examines Heidegger’s interpretations of Georg Trakl’s poetry. Pain is understood not merely as a biological, psychological, or metaphysical event, but in a fundamental relationship with Being itself.
۱۴۸۳۵.

نسبی گراییِ معرفتیِ متعادل: چیستی و چرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۱
تبیین چیستیِ نسبی گراییِ متعادل و تفاوت آن با سایر انواع نسبی گرایی معرفتی، و ارائه استدلال هایی برای دفاع از نسبی گراییِ معرفتیِ متعادل، دغدغه اصلیِ مقاله پیشِ روست. برای این کار، نخست به پیشینه پژوهش پرداخته، ابعادِ بدیع و تازه بودنِ مباحتِ این مقاله را تبین کرده ایم؛ آنگاه انواع نسبی گراییِ معرفتی را به اجمال مورد بحت قرار داده ایم. بعد از تبیینِ انواع نسبی گرایی، نشان داده ایم که نسبی گراییِ معرفتیِ متعادل، نه در برابرِ عینی گرایی، یا ذهنی گرایی، یا واقع گرایی، و یا جز آن، بلکه در برابرِ «مطلق گرایی» قرار می گیرد؛ از سوی دیگر، پس از ذکر عناصرِ تعادل بخش، آن را با توجه به نقاط اشتراک و افتراقی که با نسبی گرایی افراطی و مطلق گرایی دارد، سنجیده ایم. با بررسیِ این دیدگاه ها، روشن کرده ایم که نسبی گراییِ متعادل در عناصر مهمی نظیر تز «اعتبار برابر» یا «برابریِ پارامتری» از نسبی گراییِ افراطی و در عناصری نظیر «اعتبارِ مطلق و انحصاریِ یک پارامتر و نادرست بودن سایر پارامترها» از مطلق گرایی جدا می شود. از سوی دیگر، با ارائه استدلال هایی، نشان داده ایم که نه نسبی گرایی افراطی قابل دفاع است و نه مطلق گرایی، بلکه باید در میان این دو سرِ طیف با پیمودن راهی میانه، از نسبی گراییِ متعادل دفاع کرد.
۱۴۸۳۶.

تبدیل گزاره های حملی به شرطی نزد ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۵
در منطق جدید، گزاره های کلی را به گزاره های شرطی تحویل می برند. در این مقاله نشان می دهم که ابن سینا نظراتی مشابه منطق جدید داشته است هرچند سخنان او به صورت دقیق با تحلیل منطق دانان جدید هم خوانی ندارد. بیشتر عبارت های ابن سینا به این دلالت دارد که گزاره های حملی و شرطی صرفا «هم ارز»اند اما در موارد نادری نیز عباراتی در آثار ابن سینا دیده می شود که گویا دلالت بر «این همانی» گزاره های حملی و شرطی دارد که البته حکمی است بسیار قوی تر. در این مقاله، تلاش می کنم نظریات ابن سینا را گزارش و دسته بندی کنم و دوری و نزدیکی آنها را با تحلیل منطق جدید نشان دهم.
۱۴۸۳۷.

مقایسه اقانیم ثلاث و مراتب هستی از دیدگاه فلوطین و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۳
سوال برانگیز ترین مسئله ای که در طول سده های مختلف ذهن انسان ها را به خود مشغول کرده این است که موجودات متکثر با چه ترتیبی پا به عرصه هستی گزارده اند و آیا شکل گیری عالم به نحو صدفه و اتفاق بوده یا براساس سلسله مراتبی خاص؟ و پاسخگویی به چگونگی پیدایش مراتب هستی یکی از نخستین دغدغه های هر فیلسوفی است. فلوطین یکی از فیلسوفان یونان بوده که برای بیان مراتب هستی اصطلاح اقانیم را به کار برده است. اقانیم جمع اقنوم است که آن را به جوهر و اصل معنا کرده اند و نقشی اساسی در فلسفه فلوطین دارد در دیدگاه او سه اقنوم اصلی مطرح شده که عبارتند از: احد، عقل و نفس که به ترتیب نخستین مراتب عالم را تشکیل می دهند. ملاصدرا نیز در بیان مراتب هستی به این سه مرتبه تصریح کرده است؛ لیکن علی رغم وجود شباهت های بسیار، تفاوت های چشمگیری با دیدگاه فلوطین دارد. در واقع شباهت این دو نظریه تنها در چهارچوب آنهاست اما در احکام هر مرتبه تفاوت های بی شماری دیده می شود. ملاصدرا با اشراف کاملی که به دیدگاه فلوطین داشته این دیدگاه را پرورانده و به تکامل رسانده و از آن نظریه ای بدیع ساخته است حال ما در نوشتار حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی گردآوری شده برآنیم ضمن بیان مراتب هستی از دیدگاه هر دو فیلسوف و بررسی دقیق موارد مشابه و متفاوت احکام هر مرتبه، منحصر به فرد بودن دیدگاه صدرا را به اثبات رسانیم.
۱۴۸۳۸.

معنای زندگی (قسمت پایانی)

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
عنوان بخش دوم مقاله «هدف وجود انسان» است. در این بخش دو معنا از هدف از یکدیگر متمایز می شود. در معنای اول، هدف معمولاً فقط به اشخاص یا رفتارشان نسبت داده می شود. در معنای دوم، هدف معمولاً فقط به اشیاء نسبت داده می شود. اگر زندگی انسان به معنای اول هدف نداشته باشد بی معنا خواهد بود اما جهان بینی علمی ما را مجبور نکرده است که زندگی مان را به این معنا بدون هدف بدانیم بلکه برای دستیابی به اهداف به ما قدرت بسیار بیش تری داده است. اگر زندگی انسان را به معنای دوم هدفمند بدانیم به او توهین کرده ایم زیرا او را به یک شئ و ابزار فروکاسته ایم. جهان بینی علمی هدف را به این معنا از انسان می گیرد اما جهان بینی مسیحی هدف را به این معنا به او می دهد، زیرا انسان را مخلوقی می داند که باید هدف خالقش را تحقق بخشد، هدفی که روشن نیست که چیست و نمی تواند رنج های فراوان و ناسزاوار در جهان را توجیه کند. در بخش سوم مقاله که عنوان آن «معنای زندگی» است گفته می شود که در جهان بینی مسیحی زندگی دنیوی ارزش زیستن ندارد. بنابراین اگر قرار است زندگی معنایی داشته باشد باید زندگی اخروی وجود داشته باشد. اما این نظر درست نیست زیرا معیاری را برای ارزیابی معنای زندگی به کار می گیرد که بیش از اندازه سطح بالا است. زندگی دنیوی، با معیار معمولی، می تواند ارزشمند باشد حتی اگر کوتاه باشد، اما اگر ارزشمند نباشد ابدی بودن آن کابوس واقعی است. نویسنده در بخش آخر مقاله به نتیجه گیری می پردازد. نتیجه گیری اصلی او این است که پذیرش جهان بینی علمی هیچ دلیلی به دست نمی دهد که بگوییم زندگی بی معنا است، بلکه برعکس دلایل خوبی به دست می دهد که بگوییم زندگی های بسیاری وجود دارند که بامعنا هستند. نتیجه گیری فرعی او این است که جهان بینی مسیحی، برخلاف ادعایش، نمی تواند تضمین دهد که زندگی معنا دارد. اگر از جهان بینی مسیحی، که اساساً نادرست است، دست بکشیم و جهان بینی علمی را اختیار کنیم زندگی می تواند معنا داشته باشد، گرچه تضمینی وجود ندارد.
۱۴۸۳۹.

تقلیل اسطوره انسان -پیدایی به اسطوره پیدایش تکنولوژی در فتوت نامه های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۶
در دوره اسلامی، شواهدی مبنی بر وجود تفکری غیرفلسفی درباره تکنولوژی وجود دارد که تاکنون مغفول مانده است. بخش اصلی این تفکر در آثار فرقه ای فتوّت انعکاس یافته است که به ادبیات عرفانی تعلق دارند. در برخی از این رساله ها در چارچوبی اسطوره شناختی به جنبه هایی از تکنولوژی پرداخته شده است که بررسی آنها می تواند از مفهوم تکنولوژی در تلقی بخش مهمی از جامعه اسلامی قدیم، یعنی عوام صنعتگر، پرده بردارد. مقاله حاضر بر یکی از اساطیر مذکور در رساله ها، یعنی اسطوره انسان-پیدایی، تمرکز می کند و از طریق بررسی تطبیقی تقریر فتوّت از این اسطوره با تقریرهای رسمی آن در ادبیات اسلامی نشان می دهد که تقریر فتوّت تفاوت های نحوی و معنایی قابل توجهی با دیگر تقریرها دارد. در این تقریر اسطوره انسان-پیدایی به برخی خرده اسطوره های مبدأ تقلیل داده می شود که مضمون اصلی آنها، برخلافِ تقریرهای دیگر، نه پیدایش انسان، بلکه پیدایش تکنولوژی است. هرچند برخی از این خرده اسطوره های پیدایش تکنولوژی در تواریخ نیز آمده اند و الگوهای ساخت آنها نیز برگرفته از روایت های پیدایش آئین در رساله های صوفیانه است، با این حال، تقریر فتوّت چیزی بیش از حاصل یک جرح و تعدیل ساده از این روایت های قدیم تر است.
۱۴۸۴۰.

تمایز «ذات» و «وجود» در مابعدالطبیعه ابن سینا: بررسی متون و سیاق آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
دیمیتری گوتاس در کتاب مهم و نوآورانه اش با عنوان «ابن سینا و سنت ارسطویی» و همچنین در بسیاری از مقالات وزین دیگرش، بر نقش کلیدی مابعدالطبیعه در نظام فلسفی ابن سینا تأکید ورزیده است. رویکرد گوتاس نسبت به مابعدالطبیعه (همچنین نسبت به سایر شاخه های اصلی فلسفی) در آثار ابن سینا، بر اساس روش شناسی جامع ناشی از ارزیابی انتقادی فرضیات مطالعات پیشین، تجزیه وتحلیل عمیق متون اصلی، و بازسازی دقیق بافت تعلیمی و تاریخی آنها استوار است. برای تمام پژوهشگرانی که به مابعدالطبیعه ابن سینا (و حتی به روان شناسی و معرفت شناسی او) و به طورکلی به تفکرات مابعدالطبیعی در جهان عرب علاقه مند هستند، تحقیقات پیشگامانه دیمیتری گوتاس حقیقتاً ستودنی است. او با کاوش و نقشه برداری از قلمروهایی که تا حد زیادی بکر و ناشناخته بودند، و با ارائه چارچوبی مستحکم، درخشان و جامع از کل این حوزه، مسیر را برای پژوهش های تخصصی تر در آینده هموار کرده و گنجینه ای ارزشمند را برای علاقه مندان به این حوزه گشوده است.  به عنوان نشانه ای از قدردانی عمیق شخصی و در راستای پیروی از رویکرد استادانه گوتاس که در بالا توضیح داده شد، مقاله حاضر می کوشد تا تحلیلی بر یکی از مسائل مهم در مابعدالطبیعه ابن سینا ارائه دهد. مسئله موردبحث در این مقاله، همان طور که در شاهکار مابعدالطبیعی ابن سینا یعنی الهیات کتاب الشفا بیان گردیده، نظریه مشهور تمایز «ذات» و «وجود» است. مقاله حاضر به بررسی آخرین دستاوردهای پژوهشی، مهم ترین شواهد متنی مرتبط و ویژگی های اساسی این نظریه را در سیاق آن موردبحث قرار خواهد داد. تمایز ابن سینا بین «ذات» و «وجود» در موجودات مخلوق به خوبی شناخته شده است: برای مثال، یک مثلث یا یک اسب (با داشتن سه ضلع هندسی، بودن حیوانی چهارپا با سُم های صاف و یال و دمی بلند)، صرف نظر از وجود عینی آنها در خارج یا در ذهن انسان، دارای ذاتی مشخصی هستند. در الهیات شفا، عنصر کلیدی موردبحث ما، در المقاله الأولى [الفصل الخامس]، به مبحث کلیِ دو مفهومِ بنیادیِ «موجود» و «شیء» و ارتباط متقابل آن ها با یکدیگر اختصاص دارد. ازآنجایی که مفاهیم «موجود» و «شیء» به طورکلی معادل مفاهیمی چون «شیء ثبت له الوجود» و «شیء ثبت له الذات» هستند، توضیح تمایز (و ارتباط) آنها در این فصل، به نوبه خود، شامل تمایز بین «ذات» و «وجود» می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان