ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۰۱ تا ۷٬۲۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۷۲۰۱.

قضاوت اخلاقی و شخصیت پرونده ای برای اتانازی(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق حرفه ای اخلاق پزشکی
تعداد بازدید : ۱۴۸۴ تعداد دانلود : ۸۶۲
این پژوهش با رویکرد نظری و مطالعه پیمایشی رابطه نگرش به اتانازی، یعنی پایان دادن آسان به زندگی بیماران در حال مرگ، را با دامنه متنوعی از متغیرهای شخصیتی مطالعه کرد. 118 دانشجو به مقیاس نگرش به اتانازی، پرسش نامه شخصیت هگزاکو، مقیاس شادی فاعلی، علاقه به دین، و مقیاس های سامانه های گرایش رفتاری/ بازداری رفتاری پاسخ دادند. نتایج نشان داد که پذیرش اتانازی با دینداری، شادی، صداقت- فروتنی، توافق و وظیفه شناسی، رابطه منفی داشت. اما رابطه آن با سامانه های رفتاری معنادار نبود. بر پایه این نتایج، علاوه بر دینداری، متغیرهای دیگری چون شخصیت و عاطفه در قضاوت اخلاقی ما نقش دارند. یافته های پژوهش بر پایه مفاهیم نوع دوستی و خودمختاری مبتنی است.
۷۲۰۵.

دین و دولت در اندیشه ژان کالون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی الهیات فلسفی
تعداد بازدید : ۱۴۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۲۷
در این مقاله رابطة دین و دولت، از نگاه کالون بررسی شده است. وی با رویکرد و خاستگاهی الهیاتی به رابطه این دو می نگریست که عناصری چون گناه، نجات در مسیح، تقدیر ازلی و دعوت در آن، اهمیت بسیاری داشت. ولی آیا وی به عنوان مصلح بزرگ کلیسا، نگاهی مردم سالار و ستم ستیز به مقوله دین و دولت داشت؟ آیا کالون آن گونه که می اندیشید، عمل کرد و در اندیشه او ثبات و استمرار وجود داشت؟ کالون با اعطای مشروعیت دینی به دولت مدنی و کلیسا، هریک را دارای نقش و کارکردی مستقل می داند، اما دست بالا را به کلیسا می دهد. وی، از نظام سلطنتی و فردی بیزار است، اما نوعی جمهوری اریستوکراسی را ترجیح می دهد. البته چندان جایگاهی برای رأی مردم و حق اعتراض و اجازه مقاومت مدنی قائل نیست؛ زیرا نهاد قدرت، نهاد تعیین شده توسط خداوند است و به رغم آنکه به لحاظ نظری، نهاد قدرت مدنی را مستقل می دانست، در عمل آن را در خدمت نهاد دین قرار داد.
۷۲۰۸.

اخلاق و فرزانگی از منظر فارابی و کنفوسیوس

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
تعداد بازدید : ۱۴۸۲
تحقیق حاضر با مقایسه اخلاق و فرزانگی در دو نظام فلسفی فارابی و کنفوسیوس، به بررسی تحلیلی نقش و جایگاه اخلاق در این دو نظام پرداخته است. ابتدا هر یک از دو نظام فلسفی را با توجه به تأکیدهایشان بر مفاهیم اخلاقی خاص، بررسی کرده، سپس به نتیجه گیری پرداخته ام و شباهت ها و تمایزهای این دو نظام فلسفی را بررسی نموده ام. نظام فلسفی فارابی نظامی مبتنی بر حکومت «رئیس اول» است که از لحاظ کمالات عقلانی به عقل فعال متصل شده است و می تواند حقایقی را دریافت کند که سعادت انسان بر آن متوقف است و آن گاه می تواند مردم را به سوی آن هدایت کند. مدینهٔ فاضله تحت رهبری رئیس اول است که نبی یا فیلسوفی که به کمال عقلانی رسیده است فضایل اخلاقی را در جامعه گسترش می دهد، و با همکاری و همیاری افراد آن، به سعادت حقیقی خویش نایل می شود. نظام فلسفی کنفوسیوس، نظامی است تحت رهبری انسان فرزانه ای که به کمالات نظری و عملی نایل شده است و می تواند جامعهٔ انسانی را به سعادت برساند. هر دو نظام فلسفی، هدف خود را تربیت انسان و کمال او می دانند، هر دو نگرشی جامعه گرا دارند و اخلاق و سیاست را به هم پیوند می زنند. اما فارابی هدف از تربیت انسان در مدینهٔ فاضله را سعادت اخروی می داند، در حالی که کنفوسیوس به سعادت دنیوی می اندیشد. نظام فلسفی فارابی، اتحاد فلسفه و دین را مطرح می کند؛ در حالی که نظام کنفوسیوسی نظامی عقلانی است. همچنین این دو نظام در نقش حاکم فرزانه در جامعه متفاوت هستند. فارابی مدینه ای را که هیچ گونه حاکم فرزانه در آن حاکم نباشد، «مدینهٔ جاهله» می داند که نمی تواند انسان را به کمال برساند؛ اما کنفوسیوس به هر حال برای حاکم فرزانه در جامعه نقش مثبتی قائل است.
۷۲۱۱.

ضرورت و یقین ((می اندیشم ))

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۲ تعداد دانلود : ۸۲۳
فلسفه دکارت با ((می اندیشم پس هستم)) آغاز میشود و با نتایج بلاواسطه و یا با واسطه ای که از آن به دست می آید انسجام می یابد. همین ارتباط ویژه که سراسر ساختار این فلسفه را در برگرفته و سایه خود را بر یکایک مباحث و مسائلی که دکارت مطرح نموده افکنده است ‘ مهم ترین دستمایه متفکرین برای نقد و بررسی فلسفه کارتزین بوده و هست . چنین به نظر می رسد که اساسأ ارزیابی این فلسفه بدون پرداختن به قاعده مورد بحث محال و حداقل بسیار دشوار است . برنارد ویلیامز یکی از همین گروه اندیشمندان است که قاعده((می اندیشم پس هستم )) و ضرورت و یقین نسبت داده شده به آن را مورد نقادی خود قرار داده است . مطالعه ترجمه مقاله ویلیامز که با عنوان (( ضرورت می اندیشم )) به رشته تحریر درآمده و با اندک دخل و تصرفی آن را ملاحظه می نمائید با توجه به نکته سنجیهای نقادانه نویسنده به فهم فلسفه دکارت کمک بسیار خواهد نمود. نویسنده مقاله که به فلسفه های تحلیل زبانی هم تسلط دارد ‘ بحث خود را با پرداختن به این موضوع که اساسأ چه نوع قضایایی از ضرورت و یقین برخوردارند آغاز می کند و بعد مفصلأ بدین نکته می پردازد که آیا((می اندیشم پس هستم )) از این نوع قضایاست ؟ به عقیده ویلیامز پاسخ این سؤال در گروه حل مشکل دیگری است و آن اینکه آیا ((هستم)) نتیجه بدست آمده از قیاسی است که ((می اندیشم )) یکی از مقدمات آن است یا نه ؟ بدیهی است اگر به استنتاجی بودن ((هستم)) قائل باشیم ‘ حتی اگر برای آن ضرورتی هم قائل شویم با ضرورتی که ((هستم )) به صورت بلاواسطه داشته باشد متفاوت خواهد بود . استشهاد نویسنده به عبارات دکارت از مزایای دیگر این مقاله است ‘ اگر چه به عقیده وی دکارت در توضیح موضوع مذکور عبارات متعارضی ارائه نموده است که این امر ناشی از پیچیدگی مسأله است . ویلیامز برخلاف معمول عبارت دکارت را نوعی استدلال ‘ اگر چه متفاوت با اشکال منطقی قیاس ‘ میداند و به همین دلیل به تحلیل روان شناسانه آن می پردازد. تطبیق و بررسی استدلال دکارت با منطق ریاضی نیز از ویژگیهای قابل تأمل مقاله مذکور است . نویسنده بخش قابل توجهی از نوشتار خود را به بحث راجع به ضمیر متکلم وحده ((من)) اختصاص داده و نکاتی بدیع پیرامون نحوه حصول ((می اندیشم)) ارائه می دهد که از بهترین و محققانه ترین قسمتهای مقاله وی محسوب می گردد . تلفیق نتایج این قسمت از بحث با التفات به ماهیت ((اندیشه)) و رابطه آن با انسان ‘ خود موجب دستیابی به قواعد جدیدی می گردد که حائز اهمیت است . آنچه که نویسنده در انتهای همه این تجزیه و تحلیلها مطرح می کند ‘ این است که شیوه دکارت در بدست آوردن((هستم))از((می اندیشم)) تنها بعد از فهم دقیق ماهیت من و آنچه که دکارت حقیقتأ از می اندیشم در نظر داشت میسر است ‘ استثنایی که به عقیده نویسنده نمی تواند غلط باشد.
۷۲۱۲.

جوهر به مثابه امر واقعی در فلسفه لاک(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید دکارت تا کانت تجربه باوری انگلیسی (قرن 17)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی متافیزیک
تعداد بازدید : ۱۴۸۳ تعداد دانلود : ۸۴۸
بحث لاک درباره جوهر، دشواری های فراوانی دارد. وی ازیک سو، جوهر را ناشناخته ای تلقی می کند که فقط تصوری نسبی و مبهم از آن داریم؛ ازسوی دیگر، به فرضیه ذره ای[1] معتقد است که طبق آن، عالم واقع درنهایت، متشکل از اتم ها و ذرات مادی است. پرسش اصلی این است که جوهر برای لاک چه جایگاهی دارد. آیا واقعی است؟ یا فقط ذهنی است؟ آیا می توان جوهر را همان اتم ها و ذرات مادی دانست؟ به عبارتِ دیگر، چگونه این دو دیدگاه لاک، یعنی فرضیه ذره ای و ناشناخته بودن جوهر، سازگارند؟ برای رسیدن به پاسخ، ابتدا بحث جوهر را در فلسفه لاک به اختصار توضیح می دهیم و سپس پاسخ نگارنده را به مسئله مزبور بررسی می کنیم. نگارنده متعقد است راهکار، تمایز حوزه های توجه لاک به جوهر (حوزه معرفت شناسانه) و فرضیه ذره ای (حوزه وجودشناسانه) است.
۷۲۱۳.

کرون در باب ارجاع، دیویدسون در باب محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۱ تعداد دانلود : ۸۶۴
کرون معتقد است مرجع یک اسم را فقط ارتباط علّی با آن شیء متعین نمی کند، چراکه علیت حاوی نوعی عدم تعین است که برای فرار از آن لازم است بعد شناختی، که از آن به جواز معرفتی یاد می کند، نیز در تعیین مرجع اثر گذارد. دیویدسون بیان مشابهی را در مورد نحوة تعین محتوای باور ادراکی در تز مثلث بندی خود دارد. در این تز او معتقد است فرد علاوه بر ارتباط علّی با محتوای باور ادراکی خود که شیئی خارجی است که علت آن باور در فرد شده است، لازم است از ارتباط کلامی با دیگران نیز جهت تعین محتوای این باور، کمک گیرد. در این مقاله، پس از بیان نظریات کرون و دیویدسون، به بیان مشابهت های جواز معرفتی در نظریة کرون و ارتباط کلامی در نظریة دیویدسون خواهم پرداخت.
۷۲۱۵.

فخر رازی: خاستگاه کلام فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۰۹
فارابی در احصاء العلوم دو شیوه را در کلام متمایز می کند: استدلالی و غیراستدلالی. در دورة بعد رویکرد استدلالی در کلام بر رویکرد دیگر غالب می شود و کلامی شکل می گیرد که به فلسفه بسیار نزدیک است. از این زمان است که گفت وگو و مفاهمه ای گسترده میان فیلسوفان و متکلمان اسلامی درمی گیرد. مبدع کلام فلسفی، فخر الدین رازی است و با خواجه نصیر به اوج خود می رسد. ویژگی های مهم کلام جدید این است که منطق را به عنوان روش استدلال در کلام اختیار می کنند، موضوعات فلسفی را وارد مباحث کلامی می کنند و از آنها بحث می کنند، با استمداد از آموزه های فلسفی و دیگر علوم سعی می کنند از مدعیات دینی دفاع و آن ها را تدوین و تبیین کنند. در این مقاله بنابر سرشت تاریخی موضوع با استفاده از گزارش ابن خلدون و مطالعه آثار فخر رازی، کیفیت این تحول بررسی و این ویژگی های اساسی نشان داده شده است. ادعای این مقاله این است که کسانی مانند غزالی، به ویژه فخر رازی با به کار گرفتن منطق و اصول فلسفی ماهیت کلام را تغییر دادند و آن را به چیزی متفاوت و مشابه با فلسفه تبدیل کردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان