ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۲۶۱ تا ۱۱٬۲۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۱۲۶۲.

گامی در رفع تعارض معرفت شناسی فلاسفه اسلامی و کانت « ادراکات فطری»

۱۱۲۶۵.

حقیقت ایمان از منظر ملاصدرا و علامه طباطبایی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲۴ تعداد دانلود : ۲۰۲۷
ایمان، در حقیقت یکی از دو فصل ممیّز انسان است و انسان با بهره‏مندی از ایمان و علم به مراتب عالیه کمال می‏رسد. از این رو شناخت »حقیقت ایمان« برای بشر ضروری و مفید است. این مقاله بر آن است که حقیقت ایمان را از دیدگاه دو فیلسوف عالم تشیع یعنی صدرالمتألهین شیرازی و علامه طباطبایی بررسی کند و نظر این دو فیلسوف شرق را در این خصوص جویا شود. با مراجعه به کتاب‏های این دو فیلسوف الهی روشن می‏شود که ملا صدرا »حقیقت ایمان« را علم تصدیقی منطقی می‏داند؛ در حالی که علامه طباطبایی، آن را برتر از علم تصدیقی دانسته، بلکه علم تصدیق منطقی را شرط تحقق ایمان می‏داند نه خود ایمان.
۱۱۲۷۸.

رابطه ی ایدئولوژی و پراتیک سیاسی

۱۱۲۷۹.

عقل گریزی عرفان؟!

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۳۹
تجربه عرفانی به دلیل ژرفا و پیچیدگی مشهودات خود، پرسش هایی را فراروی فیلسوفانی که در وادی فلسفه عرفان گام نهاده اند، برانگیخته است. یکی از این پرسش ها، پارادوکسیکال بودن آموزه های عرفانی، همچون وحدت شخصیه وجود، است. عارفان گاه میگویند حقیقت هستی هم عین اشیاست و هم غیر آن. گاه از مشهودات خود چنین تعبیر میکنند: او هم واحد است و هم در دل کثیر حاضر بوده و کثیر است; هم متشخص است و هم نامتشخص; دلبر حقیقی در عین ظهور، باطن و در عین بطون، ظاهر است. پرسش این است که آیا این احکام برآمده از شهود عارف، به راستی متناقض اند، یا ظاهری تناقض آمیز دارند و در ذات آن ها تناقضی وجود ندارد. اگر چنین تناقضی در ذات حقایق عرفانی و به ویژه وحدت شخصیه نهفته باشد، ناگزیر این آموزه ها با عقل سازگار نخواهند بود; زیرا بنیاد عقل با اصل عدم تناقض و اصل این همانی سامان مییابد. در این صورت، عقل نمیتواند در حوزه عرفان و حقایق خارجی آن گام نهاده، آنها را به نیکی بفهمد، و بر آنها استدلال کند. بنابراین، پرسش این است که آیا عرفان با عقل و فلسفه سازگار است؟ و به طور کلی عرفان عقل گریز است یا عقل پذیر؟ و.ت. استیس در فصل پنجم کتاب عرفان و فلسفه به این موضوع پرداخته است. این مقاله میکوشد تا دیدگاه آقای استیس را تحلیل، نقد و بررسی کند.
۱۱۲۸۰.

چرا چهار شکل؟ یا سه شکل یا شش شکل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸۸ تعداد دانلود : ۹۷۱
بحث از قیاس اقترانی و به اصطلاح اشکال اربعه، همواره از مباحث پرجاذبه است. ارسطو قیاس های اقترانی را سه شکل در نظر گرفت، ولی جالینوس و یا پیش از او فرد دیگری، شکل چهارم را بر این مجموعه سه شکلی افزود. نویسنده در این مقاله تلاش کرده تا نشان دهد که یا باید به سه شکل ملتزم شد و از بعضی از لوازم آن مانند شرایط انتاج شکل اول دست شست، و یا به شش شکل پایبند بود و شکل پنجم و ششم را هم پذیرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان