فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۶۱ تا ۱۰٬۱۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
ما و خطر نیچه
نظریه لیبرال عدالت (عدالت از دیدگاه جان راولز)
حوزههای تخصصی:
عدل خردمند (نقدی بر نظریه عدالت جان راولز)
حوزههای تخصصی:
تناسخ ، معانی و پیامدها
حوزههای تخصصی:
دین پژوهی تاریخی
حوزههای تخصصی:
فردید فیلسوف بود
حوزههای تخصصی:
اندیشه: جان لاک و فلسفه تجربی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید دکارت تا کانت تجربه باوری انگلیسی (قرن 17)
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در غرب تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی از قرن 16 میلادی تا اوایل قرن بیستم
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی آثار و زندگینامه اندیشمندان سیاسی آثار و زندگینامه اندیشمندان سیاسی غرب
هرمنوتیک مکان و موضوع جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه به مثابه دانش بنیادی وجود و دانش بنیادی همه دانش ها، همه دانش ها و از جمله دانش های علوم انسانی و نیز دانش جغرافیا را با پرسش های خود مشروط می سازد. ایده های کلی فلسفی یقین و یا عدم یقین نهفته در جهات قضایا را به دامن گزاره های جغرافیا سرایت می دهد. دامنه تردیدهای فلسفی و جهان بینی های متزلزل می تواند پایه و اساس احکام و قضایای جغرافیایی را در معرض تردید بگذارد.
ما درباره یقین مطلقی که در مفهوم مکان محض یا فضای محض نهفته است دلایلی را در فریده مکانیه و عرشیه مکانیه و مقالات دیگر بیان کرده ایم. بداهت مفهوم مکان به گونه ای است که برخلاف مفاهیم مادر فلسفی همچون وجود، حقیقت، اندیشیدن درباره مکان و پرسش از آن چونان سوبستانس یا جوهر، یگانه راه نجات بن بست ها و دشواری های آگاهی انسانی و مسایل حل ناشدنی فلسفی و نیز معضل ها و تردیدهای نهفته در موضوع علم جغرافیا است.
نظر به جوهریت فضا و مکان راهنمای ما در کشف ماهیت مکان های متعین و مشخص و جزیی است که موضوع دانش جغرافیا، از زمان بطلمیوس است. در دانش های جغرایایی اعم از تقسیم وارنیوسی دانش های جغرافیایی اعم از مکان وفضای طبیعی و یا انسانی موضوع یگانه جغرافیاست و ارجاع به این موضوع و اعتراف بدان توسط جغرافیدانان و نظریه پردازان بزرگ با علاقه ها و گرایش های گوناگون فکری و فلسفی موجب حفظ دانش جغرافیا به مثابه دانشی یگانه و نه متفرق گردیده است. جغرافیا دانشی است که به دلیل انضمامی بودن آن بیش از دانش های رقیب تاریخی دارای احکام و گزاره های علمی مستند و قابل اعتماد و به دور از شائبه است و با درک مقام و مکاتب موضوع بی بدیل جغرافیا می توان گفت آرزو و فرض دیرینه استرابو یعنی این که جغرافی دان مانند یک فیلسوف است ـ پیشاپیش تحقق یافته است.
اصول عملی معرفت شناسی
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۶ شماره ۹
25 - 37
حوزههای تخصصی:
سنت حاکم بر معرفت شناسی مدعی است که شواهد یا دلایل معرفتی، یعنی شواهد یا دلایلی که باعث می شوند شخص با تکیه بر آنها به اعتقاد به قضیه ای صادق رهنمون شود، برای توجیه اعتقاد و تبیین علم قضیه ای شخص کافی هستند. اما به نظر این جانب وجود مشکلی ویرانگر در معرفت شناسی، به نام «مشکل گتیه»، حاکی از آن است که ملاحظه شواهد و دلایل معرفتی صرف و تکیه بر آنها، به تنهایی برای توجیه اعتقاد و تبیین علم قضیه ای کافی نیست. و همان گونه که ناخودآگاه مورد اذعان معرفت شناسی رایج قرار گرفته است، اصول روان شناختی – جامعه شناختی عمل شناسی نقشی غیرقابل انکار در تقویم و تنظیم رفتار معرفتی فرد به عهده دارند. این بدان معنی است که معرفت شناسی وابسته، و حتی نیازمند، عمل شناسی است.
Red Reason and Green Rights Illuminationist.Anthropology and Human Rights
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۶ شماره ۹
34 - 47
حوزههای تخصصی:
The notion of "H11ma11 Rights" encompass the two notions of "man" and "right" and the relationship between them. This relationship, boiueoer; pertains to much of theoretical as well as philosophical elaboration. Looking critical!J al the prevailing conception of this relationship, name!J that ofpossessive individualism, this paper points to a different conception for such relationsbip. Using the two metaphors of "Red Reason" and "Green Rights", a theo!y qf "human rights" is elaborated according to an i!lmninationist (Eshraghi) conception of "man" and an emancipatory conception qf 111ight".
Plantinga and the Logical Problem of Evil
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۶ شماره ۱۲
1 - 18
حوزههای تخصصی:
The "logical problem of evil" is one kind of the "problem of evil." It is claimed that there is a logical inconsistency between belief in the existence of an omniscient, omnipotent, and wholly good God and belief in the existence of evil. Alvin Plantinga argued by his "free will defense" that they are consistent. In this paper I present his argument. Then three objections against his argument are mentioned. They are based on compatibilism, God's omnipotence, and God's knowledge of counterfactuals of freedom. Plantinga's responses to these come next. They are based on a counterexample, Leibniz's lapse, and transworld depravity. It is nearly accepted by all parties that Plantinga's defense is successful. Now the problem is the evidential one. For this problem to be solved, there must be a theodicy. And Plantinga gives one. But this is not successful at all. Muslims have to pay attention to this neglected area.