فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۹۲۱ تا ۹٬۹۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
انسان شناسی حکمت خالده به روایت سید حسین نصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۴
حوزههای تخصصی:
سید حسین نصر، یکی از طرفداران حکمت خالده است که با نقد دنیای متجدد، میکوشد معرفت قدسی را جای گزین مدرنیسم سازد. از نظر وی، «خالده» معرفتی است که درون همه ادیان و سنتها وجود دارد. لازمة سنتگروی، اعتقاد به یک امر قدسی است که نه تنها مرجعیت فکری انسانهاست که در رفتار آنها نیز تجلی مییابد. معرفت شناسی نصر، معرفتی است مبتنی بر عقل شهودی و نه عقل استدلالی. فعلیت عقل شهودی نیز با وحی است، نه علوم اکتسابی. معرفت قدسی برای آدمی، آزادی بخش است؛ زیرا که همة وجود او را در بر میگیرد. ریشه این معرفت قدسی نیز در انسان شناسی نصر نهفته است که انسان را موجودی حامل امر قدسی میداند. به باور وی آنگاه که آدمی در بهشت برین بود، از این معرفت قدسی برخوردار بود، ولی با هبوط به دنیا، آن معرفت را از دست داد. نتیجه این هبوط آن شد که آدمی اشیاء را در حالت غربت و انفصال میبینید؛ نه وحدانی و در ارتباط با حق. بر خلاف دیدگاه نصر، در دورة جدید، این انسان شناسی تغییر یافته است و معرفت پاره پارهای از انسان عرضه میشود. باید ریشة ضعفهای انسان شناسی جدید را در بیتوجهی به معرفت قدسی و نگاه کمیت گرایانه به انسان و جهان دانست. قداست زدایی از معرفت و پیدایش علم جدید سبب شد ساحت ذوقی وجود انسان به فراموشی سپرده شود و آدمی از مرکز کلی وجود جدا گردد.
انسان در نگاه اسلام و اومانیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۴
حوزههای تخصصی:
هم مکاتب مادّى و بشرى و در رأس آنها اومانیسم، از حقوق و آزادىهاى انسان سخن مى گویند و هدف خود را تعالى و تکریم او و رساندنش به حقوق و منزلتهاى والاى انسانى اعلام مى کنند و هم ادیان و مکاتب آسمانى و الاهى و در رأس آنها، مکتب آسمانى اسلام؛ اما این که کدامیک از این دو مکتب انسانى و الاهى در ادعاى خود راستگوترند، به بررسى واقع بینانه و دور از پیش داورى نیازمند است. انسان دو بعد جسمى و روحى است ولى اصالت او با روح مجرد است؛ انسان داراى ویژگىهاى فراوانى از جمله، قوه عاقله، قدرت تفکر، توانایى نطق و تکلم، فطرت و گرایشهاى درونى دیگر است. او در تفکر اومانیستى، محور هستى، جایگزین خدا و دین، محصور در دنیا و اهداف دنیایى است و آزادى و اختیار کنترل نشده اى دارد؛ اما انسان در اسلام، داراى روح خدایى، کرامت ذاتى و برخوردار از حقوق و آزادىهاى مدنى در چارچوب تعیین شده دین، و حقوق و آزادیهاى او به بعد مادى و جسمى او محدود نمىشود و از آزادى معنوى و حیات آخرتى نیز بهرهمند است. اهداف او به دنیا محدود نمیشود و مسؤولیت پذیر و متعهد به اصول انسانى و اخلاقى است.
معنا کاوی رجعت و رفع نزاع برون فرقهای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، به منظور تحلیل ماهیت اختلاف اهل سنت با امامیه در باره «رجعت» به رشته تحریر در آمد. مفهوم اصطلاحی رجعت سه معنا دربر دارد: 1. امکان احیای اموات؛ 2. بازگشت گروهی از صاحبان ایمان خالص و گروهی از کافران محض به دنیا در آستانه قیامت و وقوع جنگ میان آنها؛ 3. پایان یافتن دنیا با پیروزی مؤمنان صالح. بیشتر علمای امامیه اجزای سه گانه معنای رجعت را پذیرفتهاند، ولی گروهی از آنها جزء دوم معنای رجعت را مردود شمرده و در عوض، ظهور دولت حقه را پذیرفتهاند. دلائل معتقدان به رجعت متفاوت است؛ برخی از بزرگان امامیه رجعت را به اجماع علمای امامیه مستند ساختهاند. در بعضی تعبیرها نیز، رجعت دارای خاستگاه قرآنی دانسته شده است. بعضی نیز گوناگونی و فراوانی روایات در این زمینه را سبب اعتقاد به آن دانستهاند. اما عالمان اهل سنت، اعتقاد به رجعت را بدعت در دین دانسته و بدون در نظر گرفتن اجزا و سطوح سه گانه معنایی در مفهوم «رجعت» و تعیین دقیق موضع نزاع، این اعتقاد امامیه را از تأثیر گذاریهای یهود بر آنان دانستهاند. آنچه مسلم است این که امامیه و اهل سنت در دو جزء اول و سوم معنای رجعت اتفاق نظر دارند؛ زیرا این دو جزء بدون هیچ گونه تأویلی به ظاهر آیات قرآن مستند است. بر این اساس، اختلاف تنها در جزء دوم معنای یاد شده است و چون اصل چنین امری از نظر عقل و به استناد وجود نمونههایی از آن در امتهای گذشته محال نیست، نمی توان آن را بدعت شمرد. بهویژه با توجه به اینکه برخی آیات قرآن ظرفیت چنین معنایی را دارد. البته امامیه رجعت را ضروری مذهب میداند و نه از اصول دین؛ پس این اختلاف آنچنان دامنه دار و ژرف نیست که گروهی، دیگران را به سبب آن بدعت گذار و یهودی پندارند.
مرگ اختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
مرگ امر «معقول» است نه «محسوس» و به معنای انتقال از عالم کثرت و طبیعت، به عالم وحدت و ماوراء طبیعت است. در حقیقت، انسان پس از «قوس نزول» از عالم عقل به ماده، با پدیده مرگ «قوس صعود» را طیّ کرده و از ماده به عقل و معنا سیر میکند. از این رو، مرگ مفارقت نفس از جسم طبیعی و غیر خود است که بر دو گونه است: الف) مرگ طبیعی؛ ب) مرگ ارادی و اختیاری که ویژه انسانهای از خود رهیده و اهل هجرت درونی و باطنی و به مقام فنا فی الله (فنای فعلی، صفاتی یا ذاتی) رسیده است. «مرگ ارادی» به معانی اجتناب از رذیلتها و اکتساب فضیلتها، رهایی از خودگرایی و خودبینی، حسابرسی دایمی نفس پیش از وقوع قیامت، درک ساحت فقر وجودی و شهود نیاز ذاتی و نفسی خویشتن، تحمل ریاضتها و ملامتها است که با تزکیه روح و تذکیه عقل و تضحیه نفس حاصل میگردد؛ این مرگ بر چهار گونه است: 1. مرگ سرخ؛ 2. مرگ سفید؛ 3. مرگ سبز؛ 4. و مرگ سیاه که در اثر معرفت به خدا و بندگی محض الهی دست میدهد. در این نوشتار، «مرگ اختیاری» را در یک مقدمه و چهار محور: چیستی مرگ ارادی و گونههای آن، امکان یا امتناع مرگ ارادی، راههای رسیدن به مرگ ارادی و عرفان اسلامی و مرگ ارادی بررسی کردهایم.
تعامل تاریخی پیروان ادیان و بررسی عوامل موثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
این مقاله میکوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که عوامل مؤثر بر تعامل پیروان ادیان چیست. از نظر مولف، قدرتها و حاکمیتهای سیاسی و نوع سیاستهای مذهبی آنها، گفتمانهای غالب فرهنگی، اصول اعتقادی اساسی آیین یا مذهب، نوع اندیشه و منش رهروان و روحانیون مذهبی و نوع قرائت و تفسیر مذهبی آنها و سرانجام تعصبهای قومی و نژادی پیروان ادیان از مهمترین عوامل مؤثر بر تعامل پیروان ادیان است؛ اما در صفحات نخستین مقاله و قبل از پرداختن به این پرسش و پاسخ، سیر اجمالی تعامل برخی پیروان ادیان همچون مسیحیان و زرتشتیان در دوره قبل از اسلام و همچنین چگونگی تعامل مشرکان و یهودیان حجاز با پیامبر و متقابلاً سیره تعاملی رسول خدا با آنها به اجمال بررسی شده است.
گفت و گوی ادیان و جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
طرح مباحثی چون گفتوگوی ادیان، مسبوق به سابقه است؛ امّا زمان طرح دوبارة این موضوع، حکایت از نیازمندیهای جدید برای بشر، بررسی و تفکر مجدد در مورد آن را ضرور ساخته است. واقعیت این است که ماحصل تکاپوهای بشری در دهة 1990 در قالب «گفتوگو» صورتی خاص یافت و با افول جذابیتهای ایدئولوژیهای پرمدعای مادی و تزلزل مطلقانگاری علم و عقلانیت، گرایش به دین در عصر جهانی شدن افزایش یافت. از این روی این پرسش مطرح میشود که در فضای محیطی متأثر از فرایند جهانی شدن، گفتوگوی ادیان دارای چه نقش و جایگاهی در روابط متقابل انسانها و مجتمعهای انسانی نظیر دولت ـ ملتها است. در این مقاله سعی شده است با تمرکز بر رشد جریانهای ضد سکولار و گرایش به درکی نو از فرهنگ در سطح بینالملل، جایگاه گفتوگوی ادیان در فضای موسوم به جهانی شدن تبیین گردد.
تاملی در "مکتب در فرایند تکامل"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۵
حوزههای تخصصی:
توجه به سیر تاریخی اندیشههای فکری ـ عقیدتی، بسیار ضرورت دارد. در این میان، کم توجهی یا بیتوجهی به سیر تاریخی اندیشههای شیعی و نیز در دسترس نبودن برخی از مهمترین آثار کلامی متکلمان مذهب تشیع در سدههای دوم، اوایل قرن چهارم ـ از هشام بن حکم (179ق) تا ابوسهل نوبختی (311 ق) و ابن قبه رازی (پس از 319ق)، داوری در این باره را مشکل ساخته است. همچنین این عامل، سبب کج فهمیها و برداشتها و حتی انتسابهای نادرست برخی آرا به شخصیتها یا مکتبهای فکری شده است. هر چند عنایت امامان شیعه? در ارائه نظریه و سپس تلاش محدثان و متکلمان ارجمند به ویژه در قرن سوم و چهارم در حراست، ضبط و گردآوری آن میراث گرانسنگ، مبانی فکری ـ نظری تشیع به ویژه در بحث «امامت» را به نسلهای بعدی رسانده است. با بررسی سندی، تحلیل محتوایی، تبیین شرایط و موقعیت تاریخی و جغرافیایی، میتوان در اثبات عقاید حق شیعیان امامی و نیز نقد و رد باورهای انحرافی آن به داوری نشست.
امامت و مولفه های دموکراسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۵
حوزههای تخصصی:
امامت، رکن اساسی اندیشه سیاسی شیعه است و هر گونهنظریه پردازی درباره نظام سیاسی شیعه در دوران غیبت در نسبت با آن معنا می یابد. بر این اساس، در این مقاله، تلاش می شود با تحلیل مفهومی دموکراسی و توضیح مؤلفههای ذاتی و زمینه ای آن به نسبت سنجی امامت با مؤلفههای یاد شده پرداخته شود. از دیدگاه مقاله حاضر، امامت با مؤلفههای ذاتی دموکراسی سازگاری دارد، ولی مؤلفههای زمینهای آن را بر نمیتابد. ازاین رو، در دو بخش جداگانه با توضیح مقصود خود ازمؤلفههای ذاتی و زمینهای برمبنای تحلیل مفهومی دموکراسی، به نسبت سنجی یاد شده پرداخته میشود
امامت علی (ع) و توجیه های مخالفان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۵
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به این پرسش پاسخ میگوید که چرا اهل سنت با وجود نصوص فراوان بر امامت حضرت علی، آن حضرت را از مقام امامت و خلافت حذف کردند؟ نویسنده با استقراء در آثار اهل سنت و نیز در آثار برخی معاصران، به ده توجیه دست یازیده و در ذیل آنها به بررسی این توجیهها پرداخته است
آینده مناسبات ادیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
مقالة ذیل، به گمانهزنی دربارة آیندة مناسبات ادیان و مسالک معنوی پرداخته؛ پس از طرح احتمالهای گوناگون در باب روابط دینها و دینوارهها، ده عامل که احتمال بروز بسط نزاع و نقار میان ادیان را توجیه میکند توضیح داده است. از جمله: استفاده ابزاری ارباب سیاست از دین، خودخواهی و قدرتطلبی برخی اصحاب ملل و مذاهب، لجاج و عنادورزی آحاد وجوامع دینی، انحصارگرایی دینی، احیاء سوابق تلخ نزاعهای تاریخی و... . از نظر مؤلف، پارهای از عوامل نیز احتمال همگرایی و تعامل میان ادیان را توجیه و تقویت میکند از جمله: توسعة شبکة اطلاعرسانی و همدمی خاندان آدم و پیدایش همدلی جهانی، ارتقاء و فرگشت عقلانیت بشری و غلبة درستاندیشی و سرانجام پذیرش فراگیر حقایق دینی و دین حق، استقرار دموکراسی در مقیاس جهانی و رسمیت یافتن تکثر ادیان و تحمل افکار گوناگون، برجسته شدن وجوه اشتراک ادیان، تدبیر قطبهای سیاسی در بهرهگیری از قدرت دیانت در یکپارچهسازی قلمرو قدرت خود، و... . مقاله با توصیههایی در باب بایستگی تفاهم و تعایش میان ادیان و دینوارهها فرجام مییابد.
وظیفه فلسفه از نظر ویتگنشتاین
منبع:
علامه ۱۳۸۶ شماره ۱۴
مقایسه هوسرل، هایدگر و گادامر با محک روش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتاری در باب لوگوس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: