فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۲۴۹ مورد.
روش شناسی مطالعه لحظه اکنون: منظومه و خاستگاه از دیدگاه والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های تاریخ فرهنگی، بهره گیری از گذشته، به گونه ایست که بتواند لحظه حال[1] را تبیین کند. چنین مهمی نه تنها میان گذشته و حال پیوند برقرار می کند؛ بلکه دیدگاه جامع تری نسبت به گنجینه فرهنگی و تجربه زیسته هر ملت به دست می دهد.
این مقاله با مد نظر قرار دادن روش شناسی ای که والتر بنیامین در مطالعه «خاستگاه نمایش سوگناک آلمانی» پیش رو قرار می دهد؛ ظرفیت های معرفت شناختی و هستی شناسی مفاهیم ""ایده""،[2] ""مفهوم""[3] و ""پدیدار""[4] را برای انجام مطالعات تاریخی در بستر مطالعات فرهنگی مورد بررسی قرار داده است.
برای این منظور، فلسفه تاریخ بنیامین و اندیشه خاستگاه در کنار شکل گیری و گسترش منظومه ها در تفکر وی، مورد مداقه قرار گرفته اند. در نهایت کاربست و ظرفیت های عملی این روش تشریح شده است.
تصویر تاریخی ای که از این مسیر به دست می آید، تصویری دیالکتیکی است که نه خرده چیزهایی که مورد کاوش قرار می دهد پیش بینی اش را می کرده اند و نه بنیان های نظری.
روش شناسی تحقیق کیفی در مسئله اعتیاد
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۹ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
اتنومتدلوژی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۹ شماره ۲۷
حوزههای تخصصی:
تجزیه و تحلیل گفتمان : توسعه و کاربرد آن در ساختار اخبار
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۹ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق کیفی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۱۴
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی موردی
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق کیفی با متد آنلاین
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۹ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
نگاهی انتقادی به پیشینة داخلی مطالعات جامعه شناختی بر روی سبک زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی هرچند اصطلاحی صرفا جامعه شناختی نیست لیکن مفهوم پردازی خود را تا حدود زیادی مدیون مطالعات جامعه شناختی ای است که از بدو تاسیس این رشته بر روی این مفهوم صورت گرفته است. مفهوم پردازی سبک زندگی به عنوان مسئله ای پژوهشی به دوران کلاسیک این رشته در قرن 19 میلادی باز می گردد. در این زمان تمرکز اصلیِ پیشگامان جامعه شناسی در کنار توضیح تفاوت های جامعه و اجتماع، بررسی اشکال و الگوهای سبک زندگی انسان ها در جامعة جدید بود. در ایران نیز چندی است این اصطلاح در فضای آکادمیک به موضوعی قابل توجه در هدایت تحقیقات و انجام پژوهش های مختلف تبدیل شده است. در اینجا این سؤال به وجود می آید که آیا می توان به معنایی که در اروپای قرن نوزدهم و بیستم میلادی سبک زندگی به عنوان مسئله ای جامعه شناختی طرح گردید در جامعة ایرانی نیز به عنوان مسئله ای جامعه شناختی صورتبندی گردد؟ و آیا پژوهش های جامعه شناختی صورت گرفته تاکنون توانسته در تمام ابعادِ یک پژوهش، چون طرح مسئله، مفاهیم و نظریات، روش ها و یافته ها به صورتبندی خود منطبق با چارچوب های مسئله مندیِ سبک زندگی در جامعه ایرانی بپردازد؟ در جهت پاسخگویی به این سؤال در مقالة حاضر، یازده مقاله علمی- پژوهشی که با رویکرد جامعه شناختی درباب سبک زندگی در ایران به نگارش درآمده و چاپ شده را با روش تحلیل متنی بررسی نموده ایم. در این پژوهش هدف آن بوده که با توجه به نگاه جامعه شناختی به مفهوم سبک زندگی، رویکرد مقالاتی که به عنوان نمونه انتخاب شده اند را در تمام ابعاد پژوهش مورد ارزیابی قرار دهیم.
نقدی بر مقاله توسعه سیاسی ، توسعه اقتصادی و نابرابری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه تحقیقات گسترده و پهنانگر که تمام کشورهای جهان را زیر پوشش خود قرار دهد، همواره برای تحلیل گران و پژوهش گران علوم اجتماعی هدفی جالب توجه و گیرا بوده است. دلیل اصلی آن این است که چون دانشمندان و نظریه پردازان در جامعه شناسی کلان، گزاره های تئوریکی شان را در سطح کل جوامع مطرح نموده اند، بررسی و آزمون اعتبار این نوع گزاره ها نیز در همین سطح ممکن و انجام پذیر خواهد بود و الزام روشی ایجاب می کند که پژوهش گر، خود را تنها محدود به بررسی چند جامعه خاصی نکند که برای مدعای نظری اش حمایت تجربی فراهم می نماید. وارسی و آزمون مناسب این نوع قضایای عام تئوریک اقتضا دارد که وی کلیه جوامعی (یا حداقل نمونه ای معرف یا کافی از آنها) را که مشمول این گزاره تئوریکی می شوند مورد بررسی قرار دهد.
روش شناسی آزمایشی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
تحقیق کیفی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
ارزیابی سرشماری 1365 براساس شاخصهای سنی و جنسی
حوزههای تخصصی:
تحقیقات کیفی
تحلیل فازی در برابر تحلیل رگرسیون (کاربردهای سطحی و نامناسب ازتحلیل فازی در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جامعه شناسی ایران چند سالی است که روش شناسی جدید «تحلیل فازی» مورد توجّه و استفادة برخی دانش پژوهان قرار گرفته است. با این وجود، در برخی از آثار پژوهشی جامعه شناسان ایرانی نارسایی های مهمّی در کاربرد این روش شناسی نوین به چشم می خورد. این مقاله، ضمن مقایسة تحلیل فازی با تحلیل رگرسیون (به عنوان رایج ترین رویة تحلیلی محققان علوم اجتماعی) نشان داده است که تحلیل فازی در علوم اجتماعی اساساً برای احراز و وارسی روابط نامتقارن مجموعه ای که بنیانش بر منطق مجموعه ها است، صورت می پذیرد و نه برای بررسی روابط متقارن تابع های آماری(مثل مدل رگرسیون خطّی) جهت تحلیل کوواریانس یا هم تغییری متغیرها که بنیانش بر منطق ریاضی و تئوری احتمالات است. در حقیقت، هدف اصلی از تحلیل فازی در علوم اجتماعی انجام تحلیل مجموعه ای برای گره گشایی و حلّ مشکلاتی است که مدل های آماری متعارف (از جمله تحلیل رگرسیون) به سادگی قادر به حلّ آن ها نبوده اند؛ یعنی احراز و وارسی تجربی مدعیات نظری از نوع علل لازم ویا کافی و همچنین بررسی علّیّت ناکازم و هم غایتی که در میان پدیده های اجتماعی عمومیّت دارند. در بخش پایانی مقاله، تفاوت نتایج آزمون فرضیه در دو تکنیک تحلیل رگرسیون و تحلیل فازی با ذکر مثال هایی تشریح شده است تا به طور مستند نشان داده شود که شواهد تجربی یا داده هایی که برای توابع خطّی از نوع مدل های متعارف رگرسیون برازش پیدا می کند، نمی توانند ارزیابی مناسبی برای فرضیات از نوع روابط مجموعه ای (شرط لازم و یا کافی) محسوب شوند.