مقاله حاضر درصدد است با ارائه یک دیدگاه نظری اهمیت لزوم تناسب میان ساختارهای اداری، سیاسی و فرهنگی را به طور تئوریک نشان دهد. مبانی نظری این مقاله، محل تقاطع دو حوزه بسیار معروف جامعه شناسی ماکس وبر، یعنی جامعه شناسی فرهنگ و جامعه شناسی سیاسی اوست. بنابراین، با بیان ویژگیها و انواع ساختارهای سیاسی – اجتماعی و ارتباط تنگاتنگ آنها با ساختار اداری، نگارنده به بررسی ارتباط متقابل میان آن ساختارها و توسعه فرهنگی می پردازد.
فرآیند توسعه مشروط بر مشارکت زنان در کلیه امور توصیف می شود و در این رابطه سهم بالقوه زنان روستایی و کشاورز که درصد قابل توجهی از جمعیت زنان جهان را تشکیل می دهند، اکثر نادیده گرفته می شود (معروفی پروین 1368 و 1369)در این گزارش، از دیدگاه روانشناسی اجتماعی شرایط روانی – رفتاری گروهی از دختران و زنان باسواد روستایی که می توانند، در صورت ادامه حضور در محیط های روستایی، به فرآیند توسعه در زمینه کشاورزی و دیگر امور روستایی سرعت بخشند، مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. بدین منظور پاسخ های نمونه های زنان باسواد روستایی (نمونه هایی از دانش آموزان دختر دوره چهار ساله دبیرستان و سال سوم راهنمایی روستایی و همچنین نمونه هایی از معلمین روستایی) که به منظور شناسایی موانع پیشرفت زنان روستایی به مشارکت دعوت شده و پرسشنامه هایی را تکمیل کردند، مورد بحث و بررسی قرار می گیرد
در این تحقیق،تاثیر ترکیب سنی جمعیت ایران در تغییرات آتی حجم جمعیت با برپایی سه سناریو اندازه گیری، تجزیه و مقایسه شده است. در هر سه سناریو فرض مشترک این است که باروری بلافاصله در سال پایه (1375) تا سطح لازم برای جانشینی تنزل پیدا می کند و در این سطح باقی می ماند. ولی، برخلاف سناریوی یک، که در آن تغییرات محتمل در سطح آتی مرگ و میر منظور می شود، در سناریوی دو، مرگ و میر در سطح پایه (1375) ثابت نگهداشته شده است. در سناریوی سه هم فرض این است که سطح مرگ و میر در سال پایه بلافاصله تا سطح مرگ و میر جمعیت ایستا (? ? 80 ) صعود کند و درآن سطح ثابت بماند.
مطالعات جامعه شناختی در زمینه قشربندی اجتماعی کمتر به پدیده ناسازگاری پایگاهی (فقدان تناسب در ابعاد پایگاه اجتماعی) و تبعات روانی- اجتماعی آن توجه کرده است. و پژوهشگرانی که این پدیده را مورد توجه قرار داده اند، اغلب، بین ناسازگاری پایگاهی و پیامدهای روانی- اجتماعی آن، رابطه خطی را در نظر داشته اند. در این مقاله رابطه بین دو متغیر مزبور را سهمی درجه دو می پنداریم و برای قسمتهای مختلف دامنه ناسازگاری پایگاهی آثار روانی- اجتماعی گوناگون را قائل می شویم. روش این تحقیق به شیوه پیمایش اجتماعی است که با حجمی برابر 705 نمونه برای خانواده های ساکن در شهر تهران صورت گرفته است. یافته های این مطالعه فرضیه غیر خطی بودن ِ (سهمی درجه دو) دو متغیر مذکور را تأیید می کند.