فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۵۴۱ تا ۱۴٬۵۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
از کابل تا گروزنی و بالعکس
" عرفی شدن و زندگی روزمره "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تحلیل سطوح عرفی شدن جامعه ایران در سه سطح کلان، میانه و خرد می پردازد. ایده اصلی مقاله این است که در سطح کلان شاهد عرفی شدن در قلمرو سیستم هستیم. اما در قلمرو زیست- جهان و حوزه خصوصی و عمومی،دین حضور فعال دارد. در سطح میانی نیز باید بین دین سازمانی و دین در حوزه عمومی مردم تفاوت قائل شد. در سطح کنشهای فردی، باورها و انگیزشهای مذهبی، همچنان نقش قابل ملاحظه ای در جهت دهی به کنشهای مردم ایفا می کند. در عین حال مردم تمایل دارند میان کنشهای دینی که آزادانه در زیست - جهان شکل می گیرد با کنشهایی که از بالا و در قلمرو سطحی تجلی می یابد تفاوت گذارند. به طور خلاصه فرآیند عرفی شدن در سطح کلان جدی تر و چشم گیرتر است. نتیجه آنکه برای دینی شدن مجدد قلمرو زندگی، ضمن پرهیز از سازمانی کردن عناصر دینی، باید به خروج آنها از قلمرو سیستم و ارتباطی کردن مجدد آنها همت گماشت.
آثار و پیامدهای سه رویکرد «جرم زدایی»، «جرم انگاری» و «کاهش عوارض» در برنامه های اعتیاد
حوزههای تخصصی:
"از هزاران سال پیش، تعاریف اعتیاد، سوء مصرف، مصرف و پدیده (phenomenon) موارد رویگردان، مواد موثر بر روان، تحریک کننده، تخدیر کننده، خلسه آور، و تقویت کننده روان در اقلیمها و بین اقوام مختلف مطرح و جنجال برانگیز بوده است.
شاید مهمترین دلیل این امر تاثیر این مواد نه تنها در فرد، بلکه در رفتار و روابط وی با خانواده و جامعه و در نهایت، اثر بر جامعه بوده است. به همین دلیل این بحث، علاوه بر تعاریف روان پزشکی و تفاوتهای بین مصرف، سوء مصرف و وابستگی به مواد موثر بر روان (روانگردان)، در بردارنده تفاوتها و تشابهات اصول عقیدتی است بین :1) ممنوع خواهان مواد، 2) قانونی خواهان مواد که معتقد به قانونی کردن بازار آزاد همراه با ایجاد محدودیت در مورد کودکان و نوجوانان و اعمال مالیات سنگین بر مواد غیر قانونی و درواقع، قانونی کردن مواد موثر بر مواد هستند و 3) اختیار گرایان که معتقدند جامعه و دستگاه های قضایی و اجرایی آن حق ورود به حریم افراد را ندارند و مصرف هرگونه ماده ای را جزو اختیارات فردی می دانند.
"
ارزیابی جامعه به منظور شناسایی مشکلات موجود در منطقه 17 شهری
" ارزیابی منطقه ای فرایندی است که در طی آن، نیازهای ساکنان منطقه مورد نظر شناسایی، تعیین و اولویت بندی می شود تا به تهیه و تدوین برنامه ها و راهکارهایی مناسب به منظور رفع مشکلات اقدام گردد. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن شناسایی ویژگیهای منطقه 17 شهر تهران و نیازهای ساکنان آن، نظرهای آنان در خصوص مشکلات منطقه اخذ شود.
این پژوهش در سه مرحله انجام گرفته است. در مرحله اول، با مطالعه ای توصیفی، ویژگی های منطقه 17 شناسایی شد. در مرحله دوم، دیدگاههای گروههای هدف، به طرقه کیفی و با روشهای بحث گروهی متمرکز، مصاحبه عمیق و برگزاری پانل کارشناسی، به دست آمد که نتیجه آن دستیابی به فهرستی از مشکلات منطقه 17 بود. در مرحله سوم، در جریان مطالعه ای مقطعی، با توجه به نتایج مطالعه کیفی مرحله دوم، پرسشنامه بسته ای تدوین و نظرهای 525 نفر از ساکنان منطقه 17 به کمک آن اخذ شد.
این مطالعه نشان داد که منطقه 17، که کوچکترین منطقه شهری با بیشترین تراکم جمعیت در شهر تهران است، به دلایل متعددی، با مشکلات وسیع تری نسبت به دیگر مناطق شهر تهران مواجه است. شرایط ویژه این منطقه سبب شده است که ساکنان آن با مشکلات خاصی دست به گریبان باشند. نتایج نهایی این بررسی نشان داد که مشکلات این منطقه برحسب اولویت عبارت اند از: اعتیاد، تراکم جمعیت و شلوغی، درآمد پایین، مشکلات ترافیکی، بیکاری، وضعیت نامناسب بهداشت محیط (به ویژه فاضلاب)، بی بندوباری و مفاسد اخلاقی، نا امنی و زیاد بودن جرایم، ساختار قدیمی، عبور راه آهن از منطقه، آلودگی صوتی ناشی از صدای قطار و هواپیما.
در این پژوهش سعی شده است با کسب نظر از برنامه ریزان، سیاست گذاران و متولیان سازمانهای منطقه ای و فرامنطقه ای در مورد معضلات موجود و مقایسه فهرست به دست آمده با نظرها و نیازهای ساکنان منطقه، ضمن بازبینی برنامه های جاری و ارزیابی عملکرد سیستم های موجود، توجه مسئولان امور به بررسی ریشه های بروز این مسایل در منطقه 17 جلب گردد تا این توجه به کشف و به کارگیری راهکارهای مناسب و مداخلات موثر منتهی شود."
مباحث نظری/ جامعه شناسی مصائب جمعی و نقش آن در مدیریت بحران ناشی از حادثه
حوزههای تخصصی:
"مقاله حاضر ضمن مروری گذارا بر پیدایش جامعه شناسی مصایب جمعی، به معرفی کار پایه مفهومی این شاخه کم تر آشنای جامعه شناسی پرداخته و سپس از مدیریت بحران سخن به میان آورده و کوشیده است تا نشان دهد که چگونه جامعه شناس مصایب جمعی در زمینه های مختلف می تواند به یاری مدیریت بحران بشتابد. در این رابطه به ضرورت شناخت اجتماع مصیب زده و توصیف ویژگی های آن، تحلیل جامعه شناختی متغیرهای دخیل در زندگی اجتماعی محل حادثه، اهمیت رفتارهای جمعی در برخورد با مصایب جمعی و بالاخره رابطه رفتارهای دست جمعی و بحران پرداخته است. کوشش مقاله آن است که نشان دهد چگونه پنداشت ها و برداشت های ناروا به مباحث مربوط به مصایب جمعی راه یافته است و لازم است تا مباحث علمی از پندارهای یاد شده تفکیک شود. در فرجام ضمن مروری بر زلزله، سیل، بیماری های واگیر دار، قحطی و بمباران های شهری، ادعا شده است که علی رغم آشنایی دیرپای ایرانیان با مصایب جمعی، مدیریت بحران و شناخت مساله با کاستی های اساسی روبه رو است. خواننده با این پرسش تنها گذاشته شده است که چرا در جامعه ای با فهرست بی پایان مصایب جمعی، به سرعت چنین پدیده های مخربی فراموش می شوند و جامعه به انتظار مصیبت بعدی می نشیند؟ علاوه آن که دلیل انطباق سریع جامعه ایرانی با مصائب جمعی کدام است؟
کلیدواژگان: جامعه شناسی مصائب جمعی ، حادثه ، مدیریت بحران
"
تغییرات اجتماعی و تجربه مطالعه میدانی در بلایای طبیعی
علی رغم این که یکی از کشورهای پرخطر به لحاظ وقوع بلایای طبیعی است، هنوز تعداد مطالعات در حوزه های مختلف از جمله پرداختن به ابعاد روانی - اجتماعی حوادث غیر مترقبه، بسیار اندک است. مقاله حاضر می کوشد تا با ارزیابی ابعاد و روش های مطالعه میدانی در زمان وقوع بلایای طبیعی و پس از آن، تجاربی را در زمینه در اختیار پژوهشگران قرار دهد. مطالعه این مقاله می تواند دریچه های جدیدی پیش روی پژوهشگران و موسسات مطالعاتی، در راه گسترش تحقیقات میدانی در بلایای طبیعی بگشاید.
جایگاه جنسیت در آسیب پذیری ناشی از آثار و پیامدهای زمین لرزه
حوزههای تخصصی:
"ممکن است در بازسازی زمین لرزه در ذهن، مفروض کردن رابطه جنسیت با این مقوله نامربوط به نظر رسد . ""خشونت ناگزیر""(The tyranny of the urgent) می تواند مقوله جنسیت را گونه ای تجمل جلوه دهد، اما هدف و نیت این مقاله آزمودن جایگاه جنسیت در سنجش استعداد آسیب پذیری و تسکین و تخفیف زلزله است. در متن مقاله موارد متعددی از تحلیل جنسیتی ارائه می شود که به آسیب پذیری زنان در برخی حوادث و رخدادها می پردازد. سپس به توصیه های لازم در باب آگاهی جنسیتی(gender-aware) که موجب تخفیف و کاهش آلام می شود پرداخته می شود و بعد درباره مرکزیت جنسیت در فجایع و بلایا از نظر سیاست های تصمیم گیری و روش های اجرایی بحث می شود. در ادامه، به قابلیت بالقوه تبدیل شوندگی (Transformative potential) موجود در بلایای زلزله، در ارزیابی و بازبینی مجدد رابطه جنسیت و بلایا، اشاره خواهد شد.
"
بررسی روند آزار کودکان در ایران بر اساس برخی پایه های علت شناختی آن
حوزههای تخصصی:
"بررسی روند کودک آزاری نیازمند اطلاعات قابل اعتماد درباره میزان شیوع و بروز این پدیده در یک دوره زمانی مشخص است. متاسفانه در حال حاضر هیچ یک از موسسات و مراجع مرتبط با آزار کودکان اعم از دستگاههای حقوقی و یا سازمانهای حمایتی دولتی و غیر دولتی اطلاعات منظم و قابل اتکایی درباره آمار شیوع بروز کودک آزاری ندارند. لذا برای دریافت چگونگی روند کودک آزاری ناچاریم از روشهای غیر مستقیم استفاده نماییم. در این مقاله بر اساس برخی مطالعات درباره علل مهم آزار کودکان، تلاش شده با اتکاء به میزان شیوع علل مذکور در سه حوزه یعنی اعتیاد، فقر و اختلالات روانی، ارزیابی مشخص از روند آزار کودکان در ایران ارایه شود.
"
کودکان پدر معتاد
حوزههای تخصصی:
"در جامعه ما اکثر پژوهشهای مربوط به خانواده، درباره طلاق و عوارض آن بوده است، لیکن در خصوص خانواده های پدر معتاد و رنج استخوان سوز فرزندان آنان اطلاعات چندانی در دست نیست. فرزندان خانواده های پدر معتاد از دید پژوهشگران و نهادهای تامین اجتماعی مخفی مانده است، زیرا برخلاف کودکان خیابانی، به ظاهر در خانواده به سر می برند .
اینک که تمرکز پژوهشگران بر کودکان بی سرپرست یا خانواده های تک والدی معطوف گردیده است این پژوهش بر فرزندان فراموش شده خانواده های پدر معتاد تمرکز دارد تا نشان دهد که وضعیت کودکان پدر معتاد به مراتب بحرانی تر است. این کودکان حضور فیزیکی پدر را در کنار خود احساس می کنند، اما پدری که دارای نقش مخرب و آزار دهنده است. نکته اساسی در این خانواده ها که مانع از توجه پژوهشگران و سیاستگذاران شده این است که کودکان پدر معتاد بر خلاف کودکان خیابانی، به ظاهر با خانواده زندگی می کنند، مانند سایر کودکان به مدرسه می روند و دارای پدر و مادرند، اما روند جامعه پذیری آنان به حدی پیچیده است که تا موضوع اعتیاد پدر فاش نشود و خانواده از هم گسیخته نگردد قابل ارزیابی نیست .
ضرورت پرداختن به کودکان پدر معتاد از این جا ناشی می شود که هنوز آنان بزهکار و مجرم نشده اند، اما برخلاف تصور، فرزندان، پس از جدایی والدین دچار کج رفتاری نمی شوند؛ بلکه فرایند یادگیری در درون نظام خانواده وشیوه کنشهای عناصر اصلی است که مسیرهای انحرافی را مهیا می سازد، زیرا معمولا الگوهای رفتاری پدر و مادر معتاد به فرزندان منتقل می شود. در این پژوهش تلاش شده است تا بر خلاف رسم رایج که بر فرزندان طلاق یا کودکان خیابانی تاکید می شود، درباره کودکان پدر معتاد اندیشه شود تا شرایط حاکم برای خانواده ها روشن و آینده کودکان به نوعی ترسیم گردد"
تأثیر نوسازی شهری فن گرا بر ایجاد حس لامکانی: (مطالعه موردی پروژه نواب)(مقاله علمی وزارت علوم)
نظریه های نوسازی قدیم و جدید
بررسی تحرک اجتماعی در نواحی روستائی در بعد از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه روستایی یکی از محورهای عمده سیاست دولت بعد از انقلاب بوده است. بعد از انقلاب، دولت برنامه های مختلفی را برای توسعه مناطق روستایی کشور انجام داد که غالبا" با تاکید بر رویکرد مردم گرایی و برابر خواهانه همراه بوده است. گفته میشود که سیاستهای توسعه به طور کلی و سیاستهای توسعه روستایی به طور اخص نقش اساسی در فرایند تضعیف تصلب ساختار اجتماعی و تکثیر مواضع اجتماعی و تسهیل شرایط انعطاف پذیر ایفا می کند. این مقاله سعی دارد اثر برنامه های توسعه روستایی را بعد از انقلاب بر تحرک شغلی روستاییان در تعدادی از روستاهای برگزیده با استفاده از روش مقایسه ای پس از رویداد بررسی کند.مقاله نتیجه میگیرد که هر چند تحرک شغلی عموما در روستاهایی که بیشتر برنامه های روستایی در آنها اجرا شده است بیشتر میباشد. ولی گرایش زیادی برای اشغال پایگاه شغلی قبلی خصوصا در تحرک درون نسلی مشاهده می شود. بررسی نشان داد که غالب تحرکهای شغلی (خواه رو به بالا و خواه رو به پایین) دارای برد کوتاه و معطوف به طبقات همجوار بوده است. موقعیت قبلی افراد مورد مطالعه و همچنین ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی آنان درتغییر پایگاه شغلی بیش از برنامه ها موثر بوده است. این موضوع تا حد زیادی به ماهیت برنامه های توسعه روستایی و محدودیت ساختاری جامعه روستایی از نظر گنجایش تعداد مواضع شغلی مربوط میشود
مجله های علمی معتبر در حوزه جوانان: فصلنامه مطالعات جوانان
حوزههای تخصصی: