از مدرنیته در تلقی عام و کلاسیک، به عنوان مهم ترین عامل عرفی شدن یاد شده است و انتظار می رفت با بسط آن، دین از صفحه ذهن و زندگی انسان مدرن بیرون رود. وجود شواهدی از حضور پر نشاط دین در دنیای مدرن، این نظریه و پیش بینی های آن را به زیر سوال برده و امیدواری هایی برای به هم آوری دین و مدرنیته در برخی از نواندیشان دینی پدید آورده است. این مقال با تاکید بر تمایز میان «نوشدن»، «مدرن شدن» و «مدرنیته» و ملاحظه تفاوت های آموزه ای اسلام و مسیحیت، این امیدواری را به چالش کشیده است: در گام نخست با آشکارسازی نسبت نقیض میان دین و عرفی شدن و اثر غیر قابلِ انکار مدرنیته بر وقوع این فرایند و در گام دوم با ابرام بر عدم صدق مهم ترین مصادیق همزیستی میان دین و مدرنیته
"یکی از رویدادهای جنبش مشروطیت، ورود نیروی ایلی خان های بختیاری به عرصه کارزار با طرفداران استبداد و حمایت موثر ایشان از مشروطه خواهان و مشارکت فعال و همراهی آنان با نیروهای متحد مشروطه خواه در فتح تهران در تیرماه 1287 هـ.ش. است. این اقدام، با توجه به اینکه ضرورت ها و اهداف این جنبش سیاسی- اجتماعی متوجه نیازهای جامعه شهرنشین می شد و سنخیتی با الگوی رایج جامعه ایلی نداشت، تعجب ناظران رویدادها و تحلیل گران تاریخ مشروطیت ایران را برانگیخت. در واقع، در حالی که مولفه هایی چون مبارزه با استبداد، محدود نمودن قدرت مطلقه حکومت و تاسیس مجلس شورای ملی، از مهمترین اهداف این جنبش بودند؛ این حرکت ملی مورد پشتیبانی خان ها که به صورت مطلق و بدون هرگونه محدودیتی بر جامعه ایلیاتی تحت فرمانروایی خود حکومت می کردند، قرار گرفت. جامعه ای که از ضرورت ها، فلسفه و تحولات جهان نو که پیش فرض مشروطه خواهی است، بی خبر بود و نابرابری های اجتماعی و سیاسی از اجزا ساختاری آن به شمار می رفت. بنابراین حدس و گمان های گوناگونی در مورد علل این اقدام مطرح شد.
این مقاله تلاش نموده است از طریق شناسایی ویژگی های ساختار جامعه ایلیاتی، ظرفیت های نظامی که در درون این ساختارها تولید می شد و باعث تسلط نیروهای قبایل و ایلات بر حکومت در ایران می گردید، و نیز مناسبات قدرت در ایران؛ به تحلیل اقدام خان های بختیاری در پیوستن به نیروهای مشروطه خواه بپردازد."
"ضرب المثل ها، زیر مجموعه فرهنگ مردم و فرهنگ مردم، یکی از عناصر مهم هویت ساز است. ضرب المثل ها به دلیل اهمیتی که در فرهنگ سازی و انعکاس فرهنگ مردم و هویت فردی و اجتماعی آنان دارند، مقوله ای مهم در مطالعات مربوط به هویت ملی به شمار می روند. این تحقیق بر آن است تا نشان دهد نقش ضرب المثل ها در انعکاس و تقویت هویت ملی چیست؟
برای پاسخ به این پرسش، از میان مولفه های مختلف هویت، دو مولفه را برگزیدیم تا بر اساس آنها به بررسی و تحلیل ضرب المثل ها بپردازیم:
1- مولفه ملی شامل: وطن، زبان، اسطوره ها، سنت ها و اقوام.
2- مولفه دینی شامل: آیات و احادیث، اصطلاحات، مفاهیم، آداب و اعمال، نام ها و جای های دینی و مفاهیم مذهبی.
پس از مقدمات نظری بحث، از میان یکصد هزار ضرب المثل فارسی (در دست انتشار)، مصداق های دوازده گانه هویت ملی و دینی را برگزیده ایم تا به طبقه بندی و تحلیل آنها بپردازیم و انعکاس آنها را در مثل ها نشان دهیم. این بررسی، نشان می دهد که در حوزه مولفه های ملی، 1538 مثل و در حوزه مولفه های دینی 6800 مثل، (جمعا 8338 مثل) وجود دارد که به طور مستقیم به مسایل ملی و دینی اشاره دارند.
این تعداد، نشان می دهد که مثل ها، آینه فرهنگ و اندیشه های مردم و حاوی حکمت های تجربی آنان است که از دو منبع مهم دینی و ملی نشات می گیرند؛ چه آنکه 8.5% از کل مثل های فارسی، صبغه ای دینی و ملی دارند و این حجم گسترده، نشان دهنده توجه مردم به هویت ملی و دینی آنهاست."
این مقاله به بررسی رابطه فوتبال و هویت ملی پرداخته و پس از تعریف هویت ملی و ابعاد آن، فوتبال را به عنوان یکی از عناصر سازنده هویت ملی در عصر حاضر مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر همچنین تاثیر مثبت فوتبال بر تعلقات ملی در ایران و سایر کشورهای جهان را بررسی کرده است. این نوع تاثیر، در ایجاد هویت محلی نیز موثر است. تاثیر متقابل نظام سیاسی و فوتبال، تناقضات میان هویت محلی و هویت ملی، و هویت ملی و جهانی در بازی های فوتبال و بازیکنان آن، چالش های هویتی بازیگر فوتبال و نیز آسیب شناسی نقش هویت ملی در فوتبال، از دیگر موضوعاتی است که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است. در بخش پایانی مقاله، با تفسیر مشاهدات میدانی جلوه های هویتی تماشاچیان فوتبال در جام جهانی 2006، تاییداتی برای مباحث تحلیلی ارایه شده است.
این مقاله برگرفته از تحقیقی با همین عنوان است که به بررسی روایات زنان از جنگ ایران و عراق در خاطراتشان از حیث چگونگی رابطه آنها با گفتمان رسمی جمهوری اسلامی می پردازد .فرضیه اصلی آن این است که زنان در روایت خاطراتشان از جنگ ایران و عراق تحت تأثیر گفتمان رسمی جامعه هستند ، و خود از این روند اطلاعی ندارند . در واقع دانش آنها از جنگ ، شکل گرفته از مفصل بندی گفتمان رسمی جامعه است . چارچوب نظری این مقاله برگرفته از آرای نورمن فرکلاف است ، که مفاهیم بنیادین نظرات وی استخراج و درباره آن بحث شده و سپس در بخش تلفیق نظریه و روش تحلیل انتقادی گفتمان ، مفاهیم استخراجی در تحلیل خاطرات زنان از جنگ بکار رفته است . به این منظور بخشی از خاطرات جنگ چهارتن از زنان که طی سالهای 59 تا 86 به صورت کتاب چاپ شده با این روش بررسی گردیده است .حاصل تحلیل انتقادی گفتمان این خاطرات ، مشاهده گزاره های متعدد گفتمان رسمی جمهوری اسلامی است که خود نشأت گرفته از گزاره های گفتمان غیر رسمی انقلاب اسلامی و گفتمان دینی است.
مکتب فرانکفورت توسط ماکس هورکهایمر در دانشگاه فرانکفورت بنیان گذاری شد و باعث مطرح شدن چهره های برجسته ای هم چون تئودور آدورنو، هربرت مارکوزه و والتر بنیامین و ... در جهان گردیده است. گرایش کلی طرف داران این مکتب، مارکسیسم بود. مکتب انتقادى در برگیرنده انتقاد از جامعه و نیز نظام هاى گوناگون معرفتی است و هدف نهایى آن افشاى دقیق تر ماهیت جامعه است. انتقادهاى عمده آن عبارتنداز: الف) انتقاد به نظریه مارکسیستى ب) انتقادهایى به اثبات گرایى ج) انتقادهایى از جامعه شناسى د) انتقاد از جامعه نوین. نظریه انتقادى نیز محصول گروهى از نئومارکسیست هاى آلمانى این مکتب است که از حالت نظریه مارکسیستى به ویژه از گرایش آن به جبرگرایى اقتصادى دل ِ خوشى نداشتند.این نظریه بیشتر از انتقادهایى ساخته شده است که از جنبه هاى گوناگون زندگى اجتماعى و فکری به عمل آمده است. این نظریه از کار «مارکس» الهام گرفته و هدف اصلی نظریه انتقادی نشان دادن روابط قدرت در چارچوب پدیده های فرهنگی است. مقاله حاضر با نگاهی اجمالی به مکتب فرانکفورت و نظریه اجتماعی از طریق روش اسنادی به این مکتب پرداخته است