درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
۲۵۸۱.

نقش امنیت در مقاصد رفتاری گردشگران ورزشهای زمستانی (مورد مطالعه: پیستهای اسکی تهران)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۴۳
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر تعیین نقش امنیت و ابعاد آن بر مقاصد رفتاری گردشگران ورزشهای زمستانی در پیستهای اسکی تهران بود. روش: این تحقیق از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش کلیه گردشگران پیستهای اسکی تهران در زمستان سال 1396 بودند. در این تحقیق از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود به منظور تعیین حجم نمونه تحقیق استفاده شد (384 نفر). به روش نمونه گیری خوشه ای (هر پیست یک خوشه) تعداد 400 پرسشنامه در پیستهای اسکی توزیع شد و درنهایت 331 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. به منظور جمع آوری داده ها و اندازه گیری متغیرهای مدل از پرسشنامه امنیت گردشگری محمودی و همکاران (1394) و پرسشنامه نیات رفتار زیتامل و همکاران (2003) استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی آن نیز با استفاده از روایی همگرا (تأیید بارهای عاملی و مقدار AVE) و روایی تشخیصی مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی (جداول و نمودارهای توزیع فراوانی) و آمار استنباطی (همبستگی اسپیرمن) و برای ارائه مدل، تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: امنیت روانی، امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری با نیات رفتاری گردشگران در پیستهای اسکی تهران دارند. بحث: با توجه به نتایج تحقیق، هر چه ضریب امنیتی در یک محل از جنبه های مختلف بالاتر باشد، گردشگران ورزشی بیشتری تمایل به سفر به آن مکان را خواهند داشت.
۲۵۸۲.

رابطه حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی در بین مددجویان بهزیستی شهرستان نوشهر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۲۹۹
مقدمه: از هدفهای مهم نظام سلامت در هر کشور تأمین، حفظ و ارتقاء سلامت و کیفیت زندگی تمام افراد جامعه است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر حمایت اجتماعی بر سلامت اجتماعی(مطالعه موردی: مددجویان بهزیستی شهرستان نوشهر) در سال 1399بود. روش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. جامعه پژوهش را مددجویان بهزیستی 18 تا 60 ساله ساکن شهرستان نوشهر تشکیل داده اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 350 نفر تعیین شد و با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، از آزمونهای ضریب همبستگی با نرم افزار SPSS24 و تحلیل معادلات ساختاری با نرم افزار Amos25 استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ، محاسبه و مناسب ارزیابی شد که بر اساس آن ضریب آلفا برای مقیاسها و خرده مقیاسهای آن بیش از 0.7 بود. یافته ها: بکارگیری آمار استنباطی نشان داد که بین متغیرهای حمایت اجتماعی به طور کل و ابعاد آن شامل بعد عاطفی حمایت اجتماعی، بعد ابزاری حمایت اجتماعی و بعد اطلاعاتی حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، ضرایب رگرسیونی بین متغیرهای مستقل و سلامت اجتماعی در مدل اموس بالای 0.03 بود. بحث: بنابراین بر طبق یافته ها می توان نتیجه گرفت ابعاد اجتماعی در نظر گرفته شده، تأثیر مستقیمی بر جامعه آماری داشته و نهادهای مربوطه می توانند با در نظر گرفتن ابعادی از جمله مقوله حمایت اجتماعی و سایر ابعاد، در حوزه سلامت اجتماعی نقش ایفا کنند.
۲۵۸۳.

اثربخشی سه روش نشر اطلاعات بر تغییر نگرش به اعتیاد در دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۷۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی سه روش آموزش مهارتهای زندگی، ارایه پوستر و کاتالوگ و نمایش فیلم بر تغییر نگرش نسبت به اعتیاد در دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه در شهرکرد انجام شد. روش: نوع پژوهش از تحقیقات نیمه آزمایشی است که در آن گروههای آزمایش و کنترل مقایسه شده اند. جامعه آماری شامل 5978 نفر دانش آموز بود که تعداد 60 دانش آموز به صورت نمونه تصادفی، انتخاب و در 4 گروه (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) تقسیم شدند. برای هر کدام از گروههای آزمایش،10 جلسه آموزش 80 دقیقه ای انجام گرفت ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه که از روایی و پایایی مناسب برخوردار بود استفاده شد. داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS22و آزمون تحلیل کوواریانس (Ancova) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: روش آموزش مهارتهای زندگی و سپس آموزش از طریق فیلم، اثر معناداری بر تغییر نگرش دانش آموزان داشته، اما آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ اثر معناداری بر تغییر نگرش دانش آموزان نداشت. بحث: آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ به دلیل انتقال غیرمستقیم و نبود تعامل جدی بین مربی و متربی تاثیرگذاری جدی در تغییر نگرش دانش آموزان ایفا نکرده است. در نتیجه نهادهای فرهنگی به جای هزینه برای تکثیر پوستر و کاتالوگ، سعی کنند از طریق آموزش مهارتهای زندگی و فیلمهای مستند و هدفدار، در تغییر نگرش دانش آموزان و خانواده های آنان نقش ایفا کنند.
۲۵۸۴.

شناسایی مولفه های رفاه اجتماعی بر اساس دلالت های تربیت اخلاقی و اجتماعی مفهوم «باید» از دیدگاه کانت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۲۸
مقدمه: چون هدف تربیت اجتماعی و اخلاقی رفاه افراد از طریق رشد ارزش های درونی است و بایدها و نبایدها را شامل می شود، شناخت عینیت «باید» لازم است. هدف تحقیق، شناخت مولفه های رفاه اجتماعی مبتنی بر دلالت های تربیت اخلاقی و اجتماعی مفهوم باید از دیدگاه کانت بود. روش: تحقیق کیفی بود و با رویکردهای تحلیل زبانی و استنتاجی انجام شد. باید از سه جنبه معناشناسی، هستی شناسی و معرفت شناسی تحلیل و ارتباطش با هدف های تربیتی استنتاج و دلالت های تربیتی تعیین شدند. دلالت ها در ترکیب با اصول جامعه ایده آل از دیدگاه کانت (آزادی، برابری و استقلال) مولفه هایی برای رفاه اجتماعی به دست داد. اطلاعات از طریق منابع چاپی و دیجیتالی گردآوری شد. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، کدگذاری موضوعی با استفاده از نظام مقوله بندی قیاسی بود. یافته ها: عوامل تربیتی تأثیرگذار بر رفتار فرد عبارتند از: اطاعت از قانون، عمل طبق تکلیف، دستور عقل و اراده نیک، درک واقعیت های اخلاقی و شناخت بایدها با عقل. دلالت های تربیتی از جنبه هدف و نقش فرد نیز در ترکیب با اصول سه گانه کانت راهنماهای رفاه اجتماعی را در ده مولفه خودآیینی، اطاعت، انضباط و تکلیف پذیری، شناخت عقلانی تکالیف و پیروی از قوانین برای برخورداری از آزادی، صداقت، حسن معاشرت و پیروی از ارزش ها برای برابری و پیروی از اصول و عمل طبق واقعیات برای داشتن استقلال به دست داد. بحث: پیروی از بایدها بستگی زیادی به توانایی عقلانی افراد دارد. هر کدام از مؤلفه های تأثیرگذار بر سلوک عملی فرد، دلالت های آشکاری برای تعلیم و تربیت دارد از جمله پرورش عقل و هنرهای عقلی. نتیجه چنین تربیتی در ابعاد اخلاقی و اجتماعی فراهم کردن شرایط رفاه برای تمام افراد جامعه است.
۲۵۸۵.

تغییر و تطور پژوهش ها و قوانین مرتبط با مددکاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۳ تعداد دانلود : ۳۶۲
تداوم و توسعه هر علمی وابسته به پژوهش هایی است که در حیطه آن علم به انجام می رسد. ایستایی در پژوهش های صورت گرفته در یک رشته علمی، زمینه ساز رکود در آن حوزه معرفتی می شود و پویایی در تحقیقات، ضمانت بخش توسعه آن علم و رشد عالمانش می گردد. از این رو، برای کسب آگاهی از این که جایگاه یک رشته علمی در شرایط کنونی چگونه است، چه فرایندی را تا کنون طی کرده و چه چشم اندازی را پیش رو دارد، نیاز به انجام یک تحقیق درون کاوانه دارد. برای تحقق این امر، مجموع تحقیقات انجام شده در یک عرصه علمی، خود به مثابه موضوع یا قلمرویی برای یک پژوهش مستقل نقاد شناخته شود. بر پایه چنین پژوهشی، می توان به نقاط ضعف و قوت یک رشته علمی پی برد؛ می توان محدودیت های آن را شناسایی کرد و فرصت های پیش رویش را باز شناخت. ابتناء تحقیق حاضر نیز بر همین قاعده است؛ یعنی تلاش شده است که پژوهش های دانشگاهی انجام شده در رشته مددکاری اجتماعی ایران در طی پنج دهه از عمر پژوهش مدار این رشته مورد بررسی نقادانه قرار گیرد. افزون بر این، تلاش شده است تا ارتباط موضوعی قوانین مصوب با این رشته علمی واکاوی شود. برای بررسی هر دو حیطه مورد بررسی، از روش تحلیل محتوای کمی استفاده شده است. در کاربست این روش، 645 پژوهش دانشگاهی و 169 سند قانونی مورد استفاده قرار گرفته اند. از جمله یافته های این تحقیق می توان به ارتباط میان نهاد علم و نهاد قانون گذاری اشاره کرد که در طی دوران مورد بررسی، همگرایی ها و واگرایی هایی را تجربه کرده است.
۲۵۸۶.

بررسی دیوارنگاره های بوم پارچه ایران با تکیه بر بازخوانی ویژگی های هویتی آن در حوزه هنر نقاشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۹۳
برای شناخت هنر نقاشی در جامعه ایرانی بهتر است از زوایای مختلف به این آثار نگاه شود تا همه ارزش های آن مورد مطالعه قرار گیرد. در این حوزه، به دیوارنگاره های بوم پارچه(که تلفیقی از نقاشی روی کرباس و دیوارنگاره است) کمتر توجّه شده و به عنوان یک اثر تاریخی با ویژگی های منحصر به فرد، کمتر مورد مطالعه بوده که این کم توجّهی باعث اتخاذ تصمیم های نادرست و همچنین تنوع روش های برخورد در حوزه حفاظت از دیوارنگاره های بوم پارچه شده است و در ادامه باعث از بین رفتن بخش هایی از ارزش های نهفته در این گونه از نقاشی شده است. در این راستا، هدف از این پژوهش: دستیابی به معیارهای شناسایی و همچنین شناخت دیوارنگاره های بوم پارچه از نظر ساختمان، شیوه اجرا و عوامل ترغیب کننده به استفاده از این شیوه است. از نظر هدف، نوع پژوهش پیش رو یک تحقیق کاربردی-توسعه ای است و همچنین از نظر روش، تحقیق حاضر یک تحقیق کیفی است که روش یافته اندوزی با استناد به منابع مکتوب، انجام مصاحبه و همچنین مطالعات و بررسی های میدانی بوده است که در ادامه مورد تحلیل قرار گرفته است. در نتیجه مطالعات، معیارهایی برای شناسایی و همچنین شناخت دیوارنگاره های بوم پارچه از نظر ساختمان و شیوه اجرا، عوامل ترغیب کننده به استفاده از این شیوه معرفی شده است. برای تکمیل بخش تئوری، با تکیه بر یافته های تحقیق، آثاری از دیوارنگاره بوم پارچه برای اولین بار در ایران مورد شناسایی و معرفی قرار گرفته است.
۲۵۸۷.

نگاه خیره نظارت کننده و شکل دهی به بدن مطیع مدرنیزه شده در فیلم بلوچ (1351)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۹۵
بلوچ (1351) داستان انتقام مردی روستایی از دو مرد شهری قاچاقچی عتیقه جات است که به همسر وی تعرض کرده اند. در طول فیلم شخصیت امیر قدرت خود را از امکان نامرئی بودن و دیدن بدون دیده شدن، به دست می آورد. او ابتدا بلوچ را که در پی انتقام گیری است از طریق ساز و کارهایی به سوژه مرئی خود مبدل می سازد، و از این طریق وی را تحت نظارت خود قرار می دهد. با این حال نگاه نظارت کننده امیر، از ظرفیت تاثیرگذاری برخوردار است و می تواند با حکاکی اصول خود بر بدن بلوچ، وی را به بدنی مطیع و منضبط مبدل سازد. در انتهای فیلم اما چرخشی اساسی در جهت نگاه پدید می اید، و با واژگونی مدل سراسربینانه، بلوچ نیز از قدرت نگاه برخوردار می شود و جایگاه نظارتی امن و نامرئی امیر از بین می رود. پژوهش حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، با بهره گیری از آرای میشل فوکو در رابطه با ساز و کار نظارتی قدرت انضباطی، می کوشد نگاه نظارت کننده امیر بر بلوچ و نقش این نگاه در تبدیل کرن بلوچ به بدن مطیع را مورد بررسی قرار دهد. پژوهش این بحث را مطرح می سازد که تلاش امیر برای مطیع و مدرنیزه سازی بدن بلوچ، در ارتباط با نگاه انضباطی حکومت پهلوی و تلاش های این حکومت برای شکل دهی به پیکر اجتماعی منسجم قابل بررسی است. نگاه خیره همگن کننده ای که با نفی و از بین بردن تفاوت ها، در پی شکل دهی به پیکر مطیع و همگن اجتماعی است.
۲۵۸۸.

Developing a Model for Effective Factors of Creativity in Elementary School Students: A Mixed Method(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۷ تعداد دانلود : ۵۳۷
Purpose: The main purpose of this study was to develop a model of factors affecting students' creativity and to evaluate its validity. Methodology: The research design was an exploratory (qualitative-quantitative) mix. In the qualitative part of the target population, all teachers of the sixth grade of elementary school in the 5th district of Tehran and professors of psychology and educational sciences were prestigious universities in the country, which were selected by purposive sampling of 10 teachers and 10 specialists. In a small part of the population considered in this study, all female primary school students in the sixth grade of the 5th district of Tehran in the year 1998-97, 350 of them were selected as a sample and in random clusters. In the qualitative part of the research, a semi-structured interview was used to obtain information and in the quantitative part, a researcher-made questionnaire was used. The validity and reliability of the questionnaire were confirmed. Factors with very minor changes in exploratory and confirmatory factor analyze using LISREL software and SPSS / 26 were accepted. Findings: The research findings showed that seven main factors namely students' interests and abilities, teacher characteristics, textbook content, learning style, educational space and school facilities, family and management style and principals' attitudes are effective in students' creativity. Conclusion: In general, since the first step in upgrading and improving any structures is to identify the factors affecting it, the findings of the present study help to develop theories of creativity, design of educational interventions, and general policies.
۲۵۸۹.

Designing and Validation of Social Responsibility Model for Employees of Ministry of Education Case Study: Department of Education of Khuzestan Province(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۹ تعداد دانلود : ۳۸۳
Purpose: The aim of this study was to provide a model for social responsibility in education staff. Methodology: The present study was mixed in terms of implementation method (qualitative-quantitative) and applied in terms of research purpose. In the qualitative part of the research, the participants were 29 experts in the field of social sciences and management who were selected by purposive sampling. The research tool was semi-structured interviews and the data were analyzed at three levels of open, axial and selective coding. Professors' critique was used for data validity and agreement coefficient between coders was used for reliability (CVR = 0.86). In the quantitative part, the statistical population was the administrative staff of different departments of Khuzestan province (1350 people) that based on Krejcie and Morgan table, 384 of them was selected as a sample size by simple random sampling method. The research instrument was a researcher-made questionnaire based on qualitative findings and the reliability of the instrument was obtained by Cronbach's alpha test (0.84). Data analysis was performed using Spss19 and Amos24 software which included descriptive and inferential statistics (structural equations). Findings: From the perspective of experts in ethical, economic, legal, strategic responsibility, transparency of presentation and accountability as the main components of social responsibility and the factors affecting it, including staff training, compliance with ethical charters, providing cheap services, organizational standards, financial and extra-financial support, facilitation Needs were commitment and attention to the growth of staff creativity and innovation. Among the components of social responsibility, accountability with coefficient of path (0.85), ethical component with (0.84) and legal component with (0.81) were more important, respectively. Staff training with path coefficient (0.67), commitment (0.63) and observance of social and moral values ​​(0.59) were the most important factors on social responsibility. Conclusion: Important elements of social responsibility are transparency, accountability, and greater commitment to ethical and legal norms, which improve employees’ social responsibility by empowering and strengthening social values.
۲۵۹۰.

Provide a Comprehensive Model of Human Resource Empowerment for the Social Security Organization(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵ تعداد دانلود : ۴۷۶
Purpose: The purpose of this study was to present a comprehensive model of empowerment in the Social Security Organization. Methodology: This research was based on the applied purpose and in terms of quantitative and qualitative research method (mixed) and in terms of data collection was descriptive-survey. The statistical population of the study consisted of two groups of experts and thinkers. The first group consisted of university professors whose field of study and field of study was related to the field of research and the second group included organizational experts with a master's degree or higher with managerial and experimental backgrounds related to human resources in the qualitative section after counting the criteria and indicators extracted. From the theoretical foundations, a researcher-made questionnaire based on the Looshe and Likert spectrum was prepared and after passing the Delphi survey, a conceptual model was extracted. Then, in the quantitative part, exploratory factor analysis method was used to identify the model factors and confirmatory factor analysis method was used to fit the model. In order to check the validity of the questions, purposive sampling method was used among organizational and academic experts, of which 15 people were included as a statistical sample. In the second and third stages of validity of the questions, to strengthen the screening process, the snowball method was used to compile the sample, which after saturating the data of 32 final experts for the exploration section and building a conceptual model participated. Statistical analysis was performed using SPSS software to cluster the indicators and create research components and Smart PLS software to confirm the research model. Findings: The results of this study identified 11 components and 37 indicators as the most important factors of comprehensive empowerment and showed that individuals will be empowered individually when intra-individual intelligence, creativity-oriented education, psychological self-knowledge, internal performance, knowledge-based decision making and individual self-efficacy. Together, they will be empowered in the collective, team, and organizational spheres when the culture of bureaucracy, internal reward, fundamental self-efficacy, and interactive policy come together. Conclusion: After exploratory factor analysis and component classification, the fit of the model obtained from the previous step was investigated and confirmed with a good fit.
۲۵۹۱.

Identifying the Effective Components of HRM for Efficient Labor Capacity at Islamic Azad Universities in the North East of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۴۸۸
Purpose: The aim of the present study was to identify the Effective Components of HRM for Efficient Labor Capacity at Islamic Free Universities in the North East of Iran. Methodology: The scientific model of this research was based on a qualitative interview with the University of Azarbaijan Azad and a selective method of targeting and snowballs. Finally, by referring to the experts, 20 qualitative interviews were conducted and using the Grendard theory to identify the components of human resources management in order to attract the efficient force, the necessity of each of the extracted model components for human resources management for efficient power absorption was investigated. The research was analyzed using coding method in three stages: open, axial and selective. Findings: The results showed that the total number of nodes in non-repetitive codes was 110 in the two HRMs and 38 in the effective recruiting sector, based on the conceptual similarities of the combination of 77 nodes (common codes) in the HR department and 38 in the absorption Effective power has been extracted based on the intuition and understanding of the researchers from the subject and their share in the form of three main components related to human resources management, individual factors, organizational factors, environmental factors and 4 sub-components and efficient absorption in The template has three main components for providing employee information, delegation, payroll and 3 sub-components in the form of Tree nodes were categorized. Conclusion: The main components of human resources management include personal factors, organizational factors, environmental factors, and the three main components of employee awareness trust in employees, and to justify the findings of this research can cite theoretical foundations and previous findings.
۲۵۹۲.

Comparison of the Effectiveness of Fernald’s Multisensory Training and Computer Game Training on Dyslexia in Elementary Students with learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۴۵۲
Purpose: The aim of this study was to compare the effectiveness of Fernald’s multisensory training and computer game training on dyslexia in primary school students with learning disabilities in Ahvaz. Methodology: This study was applied in terms of purpose and in an experimental framework (pre-test-post-test design with control group). The statistical population in the present study consisted of all elementary students with learning disabilities in the first and second grade of elementary learning centers in Ahvaz in 2019. The sample consisted of 45 students with learning disabilities in the first and second grade of elementary school. The research instrument included Wexler (1945) dyslexia questionnaire. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance and multivariate covariance of Manqua and ANCOA. Findings: The results of data analysis showed that Fernald’s multisensory training reduced dyslexia in elementary students with learning disabilities in the experimental group (1) compared to the control group and training in the use of computer games reduced the dyslexia in elementary students with learning disabilities in the experimental group (2). In comparison with the control group, it was found that there is a difference between the effectiveness of Fernald’ multisensory training and computer game training on dyslexia of elementary students with learning disabilities and Fernald’s multisensory training compared to computer game training in elementary students with dyslexia. Learning disabilities were more effective. Conclusion: As a result, it can be said that Fernald’s multisensory training methods and computer game training reduce the dyslexia of elementary students with learning disabilities and Fernald’s multisensory training is a more effective method to reduce the dyslexia anger of elementary students with learning disabilities
۲۵۹۳.

The Role of Individual and Collective Components on the Formation of Social Trust in Secondary High School Students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۹ تعداد دانلود : ۴۳۸
Purpose: The aim of this study was to investigate the role of individual and collective components on the formation of social trust in high school students. Methodology: The present study in terms of applied purpose and in terms of performance, it was mixed (qualitative and quantitative). The research population in the qualitative section was experts, experts and specialists in the field of education and training and in the quantitative section were the principals and deputies of the second secondary school in Tehran in the academic year 2019-20, whose number was 380. The research sample in the qualitative section according to the principle of theoretical saturation were 15 people who were selected by purposive sampling method and in the quantitative section according to Cochran’s formula were 190 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. To collect data, review of research texts and literature, semi-structured interview and researcher-made questionnaire (110 items) were used. The validity of the interview was confirmed by a review of 10 faculty members and its reliability was calculated by the subject internal agreement coefficient of 0.86. It was obtained from 0.70. Data were analyzed in SPSS and AMOS software by content analysis, factor analysis and structural equation modeling. Findings: Findings showed that in the formation of social trust, two components, individual and collective, played a role. Determination, self-control and collective component had nine dimensions of social commitment, social participation, social support, social respect, and social discipline, loyalty to values, behavioral validity, social development and friendly relations. Conclusion: The results showed that individual and collective components played an effective role in the formation of social trust in high school students
۲۵۹۴.

Designing a Suitable Leadership Model to Achieve New Missions of Higher Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۹ تعداد دانلود : ۴۰۵
Purpose: Considering the role of leadership in achieving the education missions, present research done with the aim of designing a suitable leadership model to achieve new missions of higher education. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation was exploratory combined (qualitative and quantitative). The research population in the qualitative part was the higher education experts and in the quantitative part were the personnel of Islamic Azad University of Tehran province in 2018-19 academic years. The research sample in the qualitative part according to the theoretical saturation principle were estimated 13 people who were selected by purposive sampling method and in the quantitative part according to Cochran’s formula were estimated 385 people who were selected by cluster random sampling method with respect to classes (number of staff in universal branches). To collected data in the qualitative part used from interview and in the quantitative part used from researcher-made questionnaire (51 items) which the its content validity was confirmed by experts and its convergent validity by average variance extracted indicator was confirmed and its reliability was obtained by Cronbach’s alpha method 0.84. To analyze data were used from methods of open, axial and selective coding and exploratory factor analysis in SPSS-22 software. Findings: The findings of the qualitative part showed that suitable leadership had 79 concepts, 63 categories and 7 dimensions and new missions of higher education dad 20 concepts, 15 categories and 3 dimensions. The findings of the quantitative part showed that the suitable leadership model to achieve new missions of higher education had 51 indicators or items and 15 components. Also, a suitable leadership model to achieve new missions of higher education was designed and approved by experts. Conclusion: Based on the findings of the present study, higher education specialists and planners can design and implement programs to realization the new missions of higher education.
۲۵۹۵.

Designing a Model for Increasing Organizational Justice with the Approach of Cultural Ethical values in Education Staff Mashhad(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۲ تعداد دانلود : ۳۹۵
Purpose: The aim of this research was designing a model for increasing organizational justice with the approach of cultural ethical values in education staff. Methodology: This study was applied in terms of purpose and combined (qualitative and quantitative) in terms of implementation method. The research population in the qualitative section was the management experts of the Islamic Azad University of Neishabour and the managers and deputies of the weekly districts of Mashhad and in the quantitative section were the education staff of the weekly districts of Mashhad in the 2019-20 academic years. The research sample in the qualitative section was 30 people who were selected according to the principle of theoretical saturation by available sampling method and in the quantitative section were 257 people who were selected by stratified random sampling method. Data were collected by methods of phishing, interviews and researcher-made questionnaire whose face validity and structure were confirmed and its reliability was obtained by Cronbach’s alpha method for all dimensions above 0.80. Data of in the qualitative section were analyzed by Delphi method and in the quantitative section were analyzed by descriptive statistical indicators and structural equations in SPSS-26 and AMOS-23 software. Findings: The findings of the qualitative section showed that organizational justice has four components of distributive (4 subscales), procedural (3 subscales), interactive (2 subscales) and linguistic (2 subscales) and cultural ethical values has four components of cultural values (3 subscales), ethical leadership (4 subscales), professional ethics (3 subscales) and ethical Climate (2 subscales). The findings of the quantitative section showed that the components of both factors were confirmed, subscales and components had a significant effect on the model of increasing organizational justice with the approach of cultural ethical values and the model had appropriate fitness indicators. Conclusion: Based on the results, the final model of increasing organizational justice with the approach of cultural ethical values in education staff that this model can have practical implications for education professionals and use it to improve the education organization
۲۵۹۶.

بازشناسی گفتمان روشنفکری دینی شریعتی و مقایسه آن با گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۳ تعداد دانلود : ۵۲۱
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو گفتمان روشنفکری دینی دهه 40 و گفتمان انقلاب اسلامی اختصاص یافته است. نگارنده در این جستار، ابتدا با بهره گیری از بستر معرفت شناختی نظریه لاکلا و موفه، به ارائه مفصل بندی این گفتمان ها بر اساس دال مرکزی آنها اقدام نموده است. شریعتی با دیدی جامعه شناختی توانست با ارائه سیمائی سیاسی از اسلام با محوریت "اسلام انقلابی- اجتماعی" پیشقراول انقلاب اسلامی شود. در تدوام این گفتمان، گفتمان انقلاب اسلامی نیز با رویکردی فقهی و با محوریت "اسلام ناب" به عنوان دال محوری در قاموس و شاکله معرفتی تمام جریان های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی با همان مولفه های گفتمانی به شکلی جدیدتر و اندکی متفاوت تر توانست باز تولید و تئوریزه شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که، هر دو گفتمان با اعتقاد به امتزاج دین و سیاست با رویکردی نسبتا دموکراتیک و با توسل به سازواره "امت و امامت" توانستند حکومت مطلوب خویش را پایه ریزی نمایند که در تقابل با نظام های توتالیتاریستی، دین سنتی و روحانیون حامی آن، به حاشیه رانی گفتمان غالب و حاکم عصر یعنی "گفتمان پهلویسم" منجر شد. هر دو گفتمان مذکور با محدودیت قلمرو اختیارات رهبری هر چند با وجود نقطه افتراق هایی در شکل و محتوا، توانستند با تاکید بر مدخلیت دال مردم و نقش تاثیر گذار آنها در انتخاب حاکم جامعه آرمانیشان در برابر ایده"حکومت اسلامی" که به نقش مردم در مشروعیت بخشی به حکومت باور ندارند، قرار گیرند.
۲۵۹۷.

دیالکتیک اجتماعی فضا و فرهنگ؛ بازشناسی و تبیین جامعه شناختی توزیعِ فضایی فرهنگ در شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۵۴۰
مقاله قصد دارد با استفاده از مفهوم عدالت فضایی، به فهمِ الگوی عینیت یافته فرهنگ در شهر اراک دست یابد تا ضمن فهم جایگاه فرهنگ در نظام برنامه ریزی شهری به تشخیص وضعیت تخصیص و نحوه توزیع انواع کاربری های فرهنگی؛ به عنوان بستر شکل گیری فعالیت های فرهنگی و میزان انطباق آن با نیازها و استحقاق فرهنگی شهروندان بپردازد. روش ترکیبی با رویکرد تبدیلی هم زماناست، داده ها در مراحل کمی و کیفی به طور هم زمان جمع آوری و تحلیل شده اند. در بخش کمی، جمع آوری داده ها شامل ِمیزان و نوع تقاضاهای فرهنگی و متغیرهای ملاک استحقاق با ابزار پرسشنامه و روش نمونه گیری متناسب با حجم انجام شد. جمع آوری اطلاعات مربوط به مطالعات کالبدی (میزان و نحوه توزیع کاربری های فرهنگی در مناطق شهر) با تحلیل ثانویه انجام و تمامی اطلاعات در نرم افزارGIS مکانی گردید. طبق نتایج الگوی توزیع فضایی فرهنگ در مناطق شهر اراک مسئله مند، ناکارا و ناعادلانه است. این توزیع در مناطق شهری محدود، ناکارا و نابرابر بوده و ارتباط معناداری بین ملاک منفعت عمومی با ملاک نیاز و استحقاق فرهنگی شهروندان در شهر اراک وجود ندارد.
۲۵۹۸.

تحلیل جامعه شناختی تاثیر مولفه های فرهنگی کسب وکار بر عملکرد تولیدی-تجاری واحدهای صنعتی(استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۴۵۷
فرهنگ به عنوان عامل بنیادین در شکل گیری کسب و کارها و همچنین تاثیر آن بر تسهیل فرایند های تولید از اهمیت قابل توجهی در مطالعات علمی برخوردار بوده است. در این تحقیق تلاش شد تاثیر مولفه های فرهنگی کسب وکار بر عملکرد واحدهای صنعتی استان اردبیل مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی کارآفرینان فعال در بخش صنعتی استان اردبیل بوده اند. حداقل حجم نمونه برای تکمیل پرسشنامه های این پژوهش 184 نفر از کارآفرینان در نظر گرفته شده و به روش تصادفی انتخاب گردید و پرسشنامه در میان آنان توزیع گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مولفه های فرهنگی کسب وکار تاثیر مثبتی بر عملکرد تولیدی- تجاری واحدهای صنعتی دارد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که مولفه های فاصله از قدرت پایین، فردگرایی، اجتناب از عدم اطمینان پایین، جهت گیری بلندمت و مردگرایی تاثیر مثبتی بر عملکرد تولیدی- تجاری واحد های صنعتی دارد.
۲۵۹۹.

مدل سازی تأثیر رسانه ها بر انتظارات نقش جنسیتی مورد مطالعه: افراد 15 سال به بالای شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۷ تعداد دانلود : ۳۴۴
زندگی امروز، زندگی در دنیای رسانه هاست که بر انتظارات نقش جنسیتی افراد تأثیرگذارند. هدف اصلی این پژوهش مدل سازی تأثیر رسانه ها بر انتظارات نقش جنسیتی افراد 15 سال به بالای شهر یاسوج بود. پژوهش حاضر، یک پژوهش کمی به شیوه پیمایشی است. برای گرد آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش والدین و فرزندان نوعی آنها در شهر یاسوج است. حجم نمونه 373 نفر و روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای بوده است. در نهایت، داده ها به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Amos تحلیل شدند. اطلاعات به دست آمده در مدل نشان دهنده معناداربودن اثر میزان اعتماد به تلویزیون، سن، سرمایه فرهنگی، میزان استفاده از تلویزیون، میزان استفاده از ماهواره، میزان اعتماد به ماهواره بر میزان انتظارات نقش جنسیتی است. این عوامل توانسته اند در مجموع 59 درصد از واریانس انتظارات نقش جنسیتی را تبیین کنند؛ اما اثر متغیرهای هم ذات پنداری با ماهواره و هم ذات پنداری با تلویزیون بر میزان انتظارات نقش جنسیتی معنی دار نبود. براساس یافته های این پژوهش، رسانه های داخلی مانند تلویزیون بیشتر مروّج ارزش های سنتی و افزایش تفکیک نقش جنسیتی اند؛ در حالی که، رسانه هایی مانند ماهواره بیشتر کاهش دهنده میزان اعتقاد به تفکیک نقش جنسیتی اند. همچنین تلویزیون ایران به لحاظ انتظارات نقش جنسیتی با اختلاف زیادی روی گروه والدین اثرگذار است و کمتر می تواند با برنامه های خود با محتوای نقش های جنسیتی بر فرزندان تأثیر بگذارد.
۲۶۰۰.

تفاوت های نسلی در نگرش نسبت به طلاق در ایران: کاربرد الگوی چندسطحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۴۷۷
تفاوت های نسلی در نگرش به طلاق می تواند منبع تغییرات گسترده ای در ارزش های مرتبط با خانواده باشد. هدف مقاله حاضر، بررسی این تفاوت ها بین نسل های مختلف و تغییرات آن در دو دهه گذشته است. به این منظور داده های پیمایش ارزش های جهانی در سه موج چهارم، پنجم و هفتم با نمونه کل 6701 نفر که به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای گردآوری شده بودند، تجزیه وتحلیل شدند. با توجه به اینکه هدف، بررسی تأثیر ویژگی نسل های مختلف در کنار ویژگی های فردی بود، در تحلیل داده ها علاوه بر آمارهای توصیفی، از تحلیل های چندسطحی استفاده شد. نتایج نشان داد تفاوت های معناداری در نگرش نسل های مختلف به طلاق وجود دارد. نسل های جوان تر، در همه سنین، نگرش مثبت تری به طلاق دارند. نتایج همچنین بیان کننده تغییرات نسلی در نگرش به طلاق است؛ به طوری که در طول زمان، همواره در موافقت با طلاق تغییر کرده است. این موضوع بین همه نسل ها صدق می کند. نتایج الگو های چندسطحی نشان داد هرچند بخشی از تفاوت های موجود در نگرش افراد به طلاق، در ویژگی های فردی آنها ریشه دارد، ویژگی های نسل ها درباره تحصیلات دانشگاهی، ارزش های سکولار، برابری جنسیتی و ارزش های مدرن خانواده بر نگرش آنان به طلاق تأثیر می گذارد. با ادامه روند جایگزینی نسلی و نیز شتابی که در پدیده هایی همچون شهرنشینی، جهانی شدن فرهنگی، گسترش آموزش، توسعه فناوری های جدید ارتباطی و اطلاعاتی، گسترش رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی وجود دارد، باید انتظار داشت روند روبه رشد نگرش مثبت به طلاق همچنان تداوم یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان