فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۱۶۱ تا ۱۳٬۱۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
بررسی ساختار عاملی و پایایی مقیاس تعامل والد فرزندی (PACHIQ) در دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۵۰
251-272
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی مقیاس تعامل والد فرزندی در خانواده های ایرانی بود. مقیاس تعامل والد فرزندی به سنجش دو زیرمقیاس حل تعارض و پذیرش در دو بعد والدین (21 سؤال) و فرزندان (25 سؤال) می پردازد. پرسش نامه از نسخه انگلیسی آن مورد ترجمه و بازترجمه قرار گرفت و روی نمونه ای تصادفی مشتمل بر 400 نفر (200 دختر و 200 پسر به همراه والدین شان) در مدارس متوسطه اجرا گردید. به منظور تعیین روایی سازه سؤالات از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. برای بررسی اعتبار نسخه های (ارزیابی فرزند از پدر، ارزیابی فرزند از مادر، ارزیابی پدر از فرزند، و ارزیابی مادر از فرزند) پرسش نامه از روش بازآزمایی و همسانی درونی به شیوه آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج پایایی سنجی با استفاده از ضریب آلفا، پایایی 0/89 تا 0/97 را برای زیرمقیاس های ابزار به دست داد. زیرمقیاس های ابزار نشان دادند شاخص های برازندگی تحلیل عاملی تأییدی، تأیید کننده ساختار دو عاملی هستند که نشان می دهد مدل دو عاملی در 4 نسخه ابزار با داده ها برازش دارد. در مجموع می توان گفت که این مقیاس، ویژگی های یک آزمون روا و پایا را داراست و می توان در موقعیت های پژوهشی و مشاوره ای از آن استفاده کرد. تعداد کم اما جامع سؤالات پرسش نامه، مزیتی است که موجب به دست آوردن اطلاعات لازم در زمانی اندک می گردد.
گونه شناسی الگوهای مصرف فرهنگی در میان نسل جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تحلیل های جامعه شناسی، فعالیت های مصرفی، منشاء مدرن ساختار هویتی و مرجع شکل دهی به ارزش ها و نگرش ها به شمار می روند. بر این اساس مفهوم "مصرف فرهنگی"، ابزاری توانمند برای تحلیل الگوها و تعیین مرزهای تشابه و تمایز گروه های مختلف اجتماعی محسوب می شود. مقاله حاضر سعی در ارائه تعریف عملیاتی جامع برای مفهوم مصرف فرهنگی و شناسایی الگوهای غالب مصرف نسل جوان را دارد. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و تکمیل تعداد 531 پرسشنامه از جوانان (15 تا 30 سال) انجام شده است. در این مطالعه، الگوهای مصرف فرهنگی به تفکیک دو بخش "مصرف محصولات تولید شده در نظام فرهنگی" و "مشارکت در فعالیت های تعریف شده در نظام فرهنگی"، مورد سنجش قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مصرف محصولات فرهنگی مدرن (مجازی)، الگوی غالب مصرف فرهنگی جوانان است. مصرف محصولات فرهنگی مکتوب (با لحاظ مصرف کتب درسی) و مشارکت در فعالیت های سرگرمی فرهنگی (با همراهی دوستان) تکمیل کننده الگوی غالب مصرف فرهنگی جوانان هستند. نتایج پژوهش همچنین ضرورت پرهیز از تقلیل الگوی مصرف فرهنگی جوانان به یک گونه خاص و به عبارت دیگر ضرورت گونه شناسی الگوهای مصرف را متذکر می شود. بر مبنای گونه شناسی انجام شده سه تیپ ایده ال (الگو) برای مصرف فرهنگی نسل جوان شناسایی شد.
بازشناسی هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در فضاهای عمومی شهری تهران . بهاران تنکابنی، پویان شهابیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۵
229 - 257
حوزههای تخصصی:
فضاهای عمومی شهری بخش بزرگی از نیازهای اجتماعی انسان ها را در جوامع شهرنشین برآورده می کنند. با توجه به این که تعامل شهروندان با فضاهای عمومی از یک سو و ارتباط شهروندان با یکدیگر در فضاهای عمومی از سوی دیگر از الزامات زندگی شهری است؛ بازشناسی کیفیت و ویژگی های این فضاهای شهری و هنجارهای اجتماعی- فرهنگی حاکم بر آن ها ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش "نظریه مبنایی" تلاش دارد به استخراج مقوله های مرتبط و تعریف کننده انواع فضاهای عمومی شهری تهران در عصر حاضر بپردازد. با توجه به دیدگاه های کاربران این فضاها، مقوله ها عبارت اند از: برابری، آرامش و آسایش، تنوع، ارتباط و تعامل، تصویر ذهنی و معنا، گرایش، آگاهی، حس تعلق و هویت جمعی، هماهنگی، آزادی، حضور، پویایی و سرزندگی. همچنین مهم ترین مسئله ای که فضاها با آن مواجه هستند، "تعادل و عدالت" در ابعاد و مقوله های گوناگون است؛ فضاهای عمومی شهری تهران را زمانی می توان فضاهایی متعادل و عادلانه دانست که بتوانند در همه جوانب و مقوله ها تعادل و عدالت را برقرار کنند. اما به نظر می رسد که امروزه به ناچار باید هر نوع فضایی را که بتواند برآورنده حتی بخش کوچکی از نیاز انسان بر فضای عمومی شهری باشد، به عنوان فضای عمومی شهری پذیرفت و درعین حال در خصوص کیفیت آن و میزان نزدیکی به معیارها و هنجارهای یک فضای عمومی شهری آرمانی بحث کرد. بدین منظور در این پژوهش تلاش شده است با توجه به ابعاد، مفاهیم، مسائل و چالش های مطرح شده در این فضاها، بایدهاونبایدها یا به عبارت بهتر هنجارهای اجتماعی و فرهنگی- ایجابی و سلبی- مرتبط با آن ها را تبیین کرد. واژه های کلیدی: فضای عمومی شهری، تهران، هنجار، عصر حاضر، تعادل و عدالت
Design and Validation product Creativity Evaluation Model in Architectural Design Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aimed to plan and validate the product creativity evaluation model in architectural education. According to three product creativity evaluation models: CPAM, CSDS and PCMI. Methodology: The research was applied in terms of purpose and in terms of data collection among descriptive studies was correlational and in terms of method was mixed exploratory research. The statistical population in the qualitative section included all experts in education and creativity in Mashhad. A sample of 10 people was selected by purposive sampling using the principles of theoretical saturation from the mentioned community. In the quantitative part, the statistical population included all university professors in the field of architecture in Mashhad, and 150 people were selected by random sampling. The required data was collected in the summer of 2020 using semi-structured interviews and upstream documents in the qualitative phase. The measurement tool in the quantitative section was a researcher-made questionnaire whose construct validity was calculated using factor analysis, and the reliability value through Cronbach's alpha coefficient was 0.82. The researcher carried out qualitative data analysis using the thematic analysis coding approach developed by Braun and Clarke and quantitative data analysis using the partial least squares method. Findings: The results revealed that five components with 12 indicators make the status of novelty with two markers of originality and surprise. Relevance to the problem includes two indicators of regulatory compliance and practicality. In addition, the effectiveness of solutions has three indicators, namely meeting the needs of contacts, being environmentally friendly, and having durability. Design elements include two indicators, details (well-defined component) and elegance, and the collection of design elements contains the three indicators of harmonization, completeness, and well-formation (well-crafted) at the 95% confidence interval (p = .001). In addition, confirmed element analysis of the obtained components revealed that all factor loads were significant, and there is an acceptable agreement between the creativity model of architectural design products and the data. The heavy element load related to novelty (0.91) and the light one are related to the collection of design elements. Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that according to the experts, the factor of novelty, such as originality and surprise, along with functional factors such as relevance, effectiveness, and artistic factors consisting of the design of elements, and the collection of design elements affects the designing creativity evaluation model of problem-solving results.
فراتحلیل مطالعات ناظر به برساخت اجتماعی بدن در جامعه ایرانی مورد کاوش: مقالات علمی پژوهشی داخلی 1395-1386(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه بازنمایی اجتماعی و زیبایی شناسنانه بدن در حوزه عمومی از رایج ترین دستورکارهای پژوهشی دهه اخیر در ایران بوده است. پراکندگی نتایج مطالعات، ضرورت فراتحلیل پژوهش های ناظر به ساخت اجتماعی بدن را با به منظور رسیدن به تصویری نسبتاً جامع از آورده ها و چالش های مطالعاتی آشکار می سازد. هدف مطالعه، شناسایی و سنخ بندی متغیرهای معطوف به ساخت اجتماعی بدن در جامعه ایرانی است. پرسش اصلی مطالعه این است که در پژوهش های داخلی 1395-1386 پدیده مدیریت بدن در نسبت با چه متغیرهایی مورد توجه محققان علوم اجتماعی قرار گرفته است؟ فراتحلیلِ 29 مقاله پژوهشی منتخب نشان می دهد بدن های طبیعی زیست شناختی کنش گران اجتماعی متأثر از 48 متغیر در چهار سنخ اجتماعی، فرهنگی، زمینه ای و روان شناختی، به نوعی مصنوع اجتماعی فرهنگی بدل شده اند. متغیرهای اجتماعی در 8/57% موارد بیشترین فراوانی، و متغیرهای فرهنگی در 2/27% موارد کمترین فراوانی را دارا هستند؛ در 2/78% پژوهش ها، متغیرهای روان شناختی توجه پژوهشگران را به خود جلب نموده اند؛ بدین سان، متغیرهای اجتماعی، و روان شناختی، بیشترین اهمیت، و متغیرهای زمینه ای و فرهنگی اهمیت کمتری نزد نویسندگان پژوهش های مرور شده داشته اند. فقدان راهکار اجرایی در 2/78% مطالعات و امتناع پژوهش گران داخلی از مطالعه چگونگی برساخته شدن اجتماعی بدن از منظر نسبت گزینی آن با ابعاد مختلف گفتمان مسلط دینی و سیاسی محوری ترین وجه مغفول در پژوهش های فراتحلیل شده است.
Identifying the Human Capital Dimensions and Components in the Iranian Education System to Provide a Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to identify the dimensions and components of human capital in the Iranian education system in order to provide a model for it. Methodology: The present study was applied research in terms of purpose and mixed (qualitative/quantitative) research in terms of implementation method. In the qualitative section, the participants included 15 university experts from Zanjan in the academic year 2019-20, selected by purposive sampling. In the next part of the study, the statistical population consisted of 1029 high school principals in Zanjan in the academic year 2019-20. The sample size was determined 292 principals based on Morgan table and was selected by simple random sampling. Data were collected through a questionnaire obtained based on qualitative findings, the validity of which was confirmed by professors and the reliability of which was calculated to be 0.81 through Cronbach's alpha test. To analyze the data in the qualitative part, the researchers used the thematic analysis method, the validity of which was confirmed by experts and the reliability of which was obtained as the coding agreement coefficient (0.86). To analyze the quantitative part, the researchers used content analysis method and confirmatory factor analysis and structural modeling with Amos24 for the quantitative part analysis. Findings: The results demonstrated that HC had 5 dimensions and 20 components, namely skill (5 components), knowledge (4 components), ethics (4 components), mental health (4 components) and sociocultural (3 components), as well as 70 indicators (P <0/05). The results of confirmatory factor analysis showed that the measurement models have a good fit. The RMSEA value was less than 0/08, the GFI, AGFI and NFI values were greater than 0.9 and the indices (PNFI and PCFI) were greater than 0/5 The results of structural equations also showed that all dimensions had a direct and positive effect on human capital (P <0/05). Conclusion: Planners and practitioners of the education system can use the results of this research at two levels of study time of human resources in universities, especially Farhangian University for the growth and excellence of human capital and during service to maintain them in the education system.
تحلیل جامعه شناختی تاثیر مولفه های فرهنگی کسب وکار بر عملکرد تولیدی-تجاری واحدهای صنعتی(استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ به عنوان عامل بنیادین در شکل گیری کسب و کارها و همچنین تاثیر آن بر تسهیل فرایند های تولید از اهمیت قابل توجهی در مطالعات علمی برخوردار بوده است. در این تحقیق تلاش شد تاثیر مولفه های فرهنگی کسب وکار بر عملکرد واحدهای صنعتی استان اردبیل مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی کارآفرینان فعال در بخش صنعتی استان اردبیل بوده اند. حداقل حجم نمونه برای تکمیل پرسشنامه های این پژوهش 184 نفر از کارآفرینان در نظر گرفته شده و به روش تصادفی انتخاب گردید و پرسشنامه در میان آنان توزیع گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مولفه های فرهنگی کسب وکار تاثیر مثبتی بر عملکرد تولیدی- تجاری واحدهای صنعتی دارد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که مولفه های فاصله از قدرت پایین، فردگرایی، اجتناب از عدم اطمینان پایین، جهت گیری بلندمت و مردگرایی تاثیر مثبتی بر عملکرد تولیدی- تجاری واحد های صنعتی دارد.
تأثیر ساختار سازمانی بر تحقق رویکرد جامعه محوری پلیس با نقش میانجی اعتماد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دوزادهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
141 - 160
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه ضرورت توجه سازمان ها بر بهبود عملکرد و رضایت ذی نفعان، بویژه در سازمان های خدماتی همچون پلیس، یک اصل بسیار مهم به شمار می رود، جامعه محوری، رفع نگرانی مردم را در اولویت قرار می دهد و افزایش اعتماد و رضایت مندی مردم را در پی خواهد داشت. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی میزان تأثیر ساختار سازمانی بر تحقق رویکرد جامعه محوری پلیس با نقش میانجی اعتماد سازمانی می باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، مطالعه ی همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر را سرکلانتران، روسا و معاونین کلانتری های تهران بزرگ تشکیل می دهند. بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی ساده تعداد 102 نفر حجم نمونه را تشکیل می دهد. ابزار سنجش پرسش نامه محقق ساخته پلیس جامعه محور و پرسش نامه های استاندارد ساختارسازمانی رابینز (1989) و اعتماد سازمانی ویک و همکاران (2000) تشکیل می دهد. اعتبار ابزار به وسیله ی آلفای کرونباخ محاسبه و مقدار آن 81/. و برای بررسی و تأیید روایی کل مؤلفه های این پرسش نامه، از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده گردید. برای آزمون فرضیه ها از آزمون های میانگین و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای spss و lizrel استفاده گردید. یافته ها : یافته های پژوهش بیانگر آن است که ساختار سازمانی بر تحقق جامعه محوری پلیس به طور مستقیم 65 درصد تأثیر مستقیم و 38 درصد از طریق اعتماد سازمانی اثر غیرمستفیم دارد. ضمن این که اعتماد سازمانی 59 درصد تأثیر مستقیم بر تحقق جامعه محوری پلیس دارد. همچنین ساختار سازمانی 61 درصد تغییرات اعتماد سازمانی را می تواند پیش بینی نماید. نتیجه گیری : برای افزایش رویکرد جامعه محور پلیس، نه تنها مؤلفه ها و شاخص های ساختاری را باید تقویت نمود، بلکه تقویت مؤلفه ها و شاخص های اعتماد سازمانی نیز باید مورد بازنگری و تقویت قرار گیرند.
Predicting Academic Engagement Based on Academic Optimism, Competency Perception and Academic Excitement in Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Academic engagement as a basis for reformist efforts in the field of education is very important in achieving learning experience so that indirectly guarantees students' academic achievement. Therefore, purpose of this study was to prediction of academic engagement based on academic optimism, perception competence and achievement emotions in students. The descriptive- correlation method was used. Methodology: The statistical population consists of all male students studying of Hewraman region in year academic 2019-20 to 1476 student. In this study, according to random cluster sampling method, 100 married students by formula Plant of Tabachnick & Fidell (2007) were selected as samples and they were asked to academic engagement scale (AES) of Reeve (2013), perception competence scale of Harter (1982), academic optimism scale (AOS) of Tschannen‐Moran, Bankole, Mitchell and Moore (2013) and achievement emotions questionnaire (AEQ) of Pekrun, Goetz & Perry (2005). Findings: The data were analyzed by tests of Pearson correlation and multivariate regression. Results: Findings showed that there was positive and significant correlation between spdemic optimism, perception competence and positive achievement emotions with academic engagement (P<0/01). There was negative and significant correlation between negative with academic engagement (P<0/01). Regression analyses also revealed that %79/2 of variance of academic engagement was explained by academic optimism, perception competence and achievement emotions. Conclusion: This study confirmed the significant contribution of academic optimism, perception competence and achievement emotions in academic engagement of students. The results of this research can help planners and implementers of education organization to adopt appropriate educational policies in order to engage students in academic studies and the factors affecting it.
تجربه زیسته زنان از چالش های مادری در فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۲
35 - 73
حوزههای تخصصی:
امروزه تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه ساز افزایش حضور زنان در فضای شهری شده است؛ اما برخی نیازهای زنان، به ویژه در نقش مادری، در طراحی های شهری موردتوجه قرار نگرفته و حضور آنان در فضای شهری را با دشواری هایی مواجه ساخته است. پژوهش حاضر به مطالعه چالش های مادری در فضای شهری با روش کیفی پرداخته است. جامعه هدف پژوهش شامل مادران ساکن شهر تهران بوده است که پانزده نفر از آنان با استفاده از نمونه گیری هدفمند و بر اساس ملاک رسیدن به اشباع داده ها انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه گردآوری و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شده است. در مجموع مادران تجربه رضایت بخشی از حضور در فضای شهری ندارند و با چالش هایی مواجهند که شامل پنج مقوله اصلی «عدم تناسب فراوانی امکانات فضای شهری با جمعیت»، «عدم تناسب طراحی امکانات و فضاهای شهری با نیازهای مادر و کودک»، «هزینه بر بودن استفاده از امکانات فضای شهری»، «آلودگی های فضای شهری» و «احساس نگرانی از حضور در شهر» است. در پایان نیز راهکارهایی برای رفع چالش ها پیشنهاد شده است.
بررسی تأثیر عوامل اجتماعی سیاسی براحساس امنیت (مطالعه موردی: شهروندان شهر ایلام)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امنیت همواره از نیازهای اصلی جوامع بشری از ابتدا تا کنون بوده است و به این معنا پیوند عمیقی با ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد بنابراین احساس امنیت تحت تأثیر عوامل مختلفی شکل می گیرد. بررسی و شناخت عوامل تأثیر گذار بر احساس امنیت می تواند در جهت افزایش احساس امنیت و بالا بردن پویایی و شکوفایی جامعه مؤثر باشد. این پژوهش پیمایشی کوشیده است، تا تأثیر عوامل اجتماعی سیاسی مؤثر بر احساس امنیت را در بین شهروندان شهر ایلام مورد بررسی قرار دهد. موضوع مورد مطالعه در قالب نظریاتی در سطوح خرد و کلان مورد بررسی قرار گرفته است. سپس فرضیات مورد نظر از دل این نظریات استخراج گردیده است. به منظور مطالعه تأثیر عوامل اجتماعی-سیاسی بر احساس امنیت، جمعاً 8 فرضیه ارائه گردید. برای سنجش عوامل اجتماعی-سیاسی غیر از عوامل زمینه ای از شاخص های پایگاه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، بزه دیدگی مستقیم، رعایت حقوق شهروندی از سوی دولت و دینداری استفاده شده است. یافته های این تحقیق بر اساس فرمول کوکران از یک نمونه 384 نفری از بین شهروندان 16 سال به بالای شهر ایلام در تابستان 1389 به روش تکمیل پرسشنامه حاصل شده و تحت آزمون های مختلف قرار گرفت. بعد از تجزیه و تحلیل داده ها، شش فرضیه تأیید شد و دو فرضیه دارای همبستگی معنی دار نبود و تأیید نشد.
پایش راهبردها و راه کارها
حوزههای تخصصی:
راهکار اول - رصد فرهنگی جامعه
راهکار دوم - برنامه ریزی فرهنگی
تحلیل اثرات فقر قابلیتی بر سلامت روانی در سکونتگاه های غیررسمی (نمونه موردی: محله ایران آباد شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
1 - 36
حوزههای تخصصی:
فقر مشکلی است که برای سالیان متمادی و در بین کشورهای مختلف وجود داشته است و بسیاری از پژوهش های حوزه های مختلف را به خود اختصاص داده است که یکی از این حوزه ها، حوزه فقر قابلیتی و سلامت روانی است. از آنجایی که در راستای تامین، حفظ و ارتقای سلامت روانی افراد مناطق حاشیه نشین پرداختن به مقوله ی فقر قابلیتی امری ضروری به نظر می رسد بنابراین ضرورت دارد تا رابطه علّی فقرقابلیتی و سلامت روانی بررسی شده و میزان اثرگذاری آن ها بر زندگی شهروندان حاشیه نشین مورد سنجش قرار گیرد. از همین رو، هدف پژوهش حاضر، تحلیل اثرات فقر قابلیتی بر سلامت روانی در محدوده مورد مطالعه می باشد. در همین خصوص پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شهروندان ساکن در محله حاشیهنشین ایران آباد شهر اردبیل می باشد. که به روش فرمول ریاضی کوکران 352 نفر به عنوان نمونه آماری تعیین حجم شده و به روش تصادفی ساده از آنها نمونه گیری شده است. در همین خصوص جهت بررسی میزان اثرگذاری مولفه های فقر قابلیتی و سلامت روانی از مدل تحلیل ساختاری حداقل مربعات جزیی در قالب نرم افزار Smart- PLS استفاده شده است. در هیمن خصوص نتایج تحقیق نشان داده است که رابطه معنادار و معکوسی بین فقر قابلیتی و سلامت وجود داشته و این نوع فقر اثرگذاری بالایی در سلامت روانی شهروندان دارد.
جغرافیای ماد، لهجه ی نهاوندی و ارتباط آن با آذری پهلوی
حوزههای تخصصی:
دیالکتیک اجتماعی فضا و فرهنگ؛ بازشناسی و تبیین جامعه شناختی توزیعِ فضایی فرهنگ در شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
27 - 71
حوزههای تخصصی:
مقاله قصد دارد با استفاده از مفهوم عدالت فضایی، به فهمِ الگوی عینیت یافته فرهنگ در شهر اراک دست یابد تا ضمن فهم جایگاه فرهنگ در نظام برنامه ریزی شهری به تشخیص وضعیت تخصیص و نحوه توزیع انواع کاربری های فرهنگی؛ به عنوان بستر شکل گیری فعالیت های فرهنگی و میزان انطباق آن با نیازها و استحقاق فرهنگی شهروندان بپردازد. روش ترکیبی با رویکرد تبدیلی هم زماناست، داده ها در مراحل کمی و کیفی به طور هم زمان جمع آوری و تحلیل شده اند. در بخش کمی، جمع آوری داده ها شامل ِمیزان و نوع تقاضاهای فرهنگی و متغیرهای ملاک استحقاق با ابزار پرسشنامه و روش نمونه گیری متناسب با حجم انجام شد. جمع آوری اطلاعات مربوط به مطالعات کالبدی (میزان و نحوه توزیع کاربری های فرهنگی در مناطق شهر) با تحلیل ثانویه انجام و تمامی اطلاعات در نرم افزارGIS مکانی گردید. طبق نتایج الگوی توزیع فضایی فرهنگ در مناطق شهر اراک مسئله مند، ناکارا و ناعادلانه است. این توزیع در مناطق شهری محدود، ناکارا و نابرابر بوده و ارتباط معناداری بین ملاک منفعت عمومی با ملاک نیاز و استحقاق فرهنگی شهروندان در شهر اراک وجود ندارد.
دیدگاه طرح واره درمانگران نسبت به نقش مولفه های طرح واره ای در سبب شناسی خیانت زناشویی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۲
199-216
حوزههای تخصصی:
رابطه خارج از ازدواج یکی ازشایع ترین و آسیب زاترین مشکلات زوجی است. پیش بینی کننده های خیانت زناشویی در سه طبقه مولفه های فردی، ارتباطی و بافتاری طبقه بندی می شوند. در این مطالعه قصد بررسی نقش یکی از مهم ترین مولفه های فردی یعنی طرح واره های ناسازگار اولیه را در این پدیده داریم. برای رسیدن به این هدف سه گروه متمرکز از متخصصین حوزه طرح واره درمانی تشکیل شد و داده ها به روش کلارک و بران تحلیل شد. در نهایت سه مضمون سایه بانی مولفه های حالتی طرح واره، مولفه های صفتی طرح واره و مولفه های فراتر از طرح واره استخراج شد. نتایج نشان دادند که فعالیت طرح واره های حوزه طرد و بریدگی، محدودیت های مختل و دیگر جهت مندی در کنار استراتژی های مقابله جبران افراطی و تسلیم در افراد دارای خیانت زناشویی پرنگ تر مشاهده شده است. ذهنیت های کودک آسیب دیده، کودک تکانشی، والد سرزنشگر و محافط منفک شده خود آرام بخش نیز مورد توجه بودند. نهایتا دیگر مولفه های فردی و بافتاری موثر در خانت زناشویی نیز مورد اشاره متخصصین قرار گرفتند. در مجموع می توان گفت، طرح واره ناسازگار اولیه به عنوان یک فاکتور فردی در کنار مولفه های دیگر در بروز رابطه خارج از زادواج موثر هستند.خیانت زناشویی، طرح واره های ناسازگار اولیه، گروه متمرکز
Designing a Media Literacy Curriculum Model for Teacher Training Centers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study was conducted to design a model of media literacy curriculum in teacher training centers. Methodology: This research was applied in terms of purpose and qualitative in terms of research method and data type. Experts in the field of media literacy and education, including university professors, were considered as the research community. By conducting a snowball method with 20 interviews, the collected information reached saturation point. The data collection tool was a review of relevant national and international research as well as a semi-structured exploratory interview. Finally, after collecting information from the interview sections and reviewing the sources, at this stage, the data foundation and coding methods were used to classify the data. In order to check the internal validity of the findings, in addition to selecting and confirming the data by studying theoretical foundations, research background, sources, and interviews with focal individuals, the opinions and guidelines of a group of experts were also taken into account. The final was done. In order to confirm the accuracy of the data, the study method was used by the research members to validate the study. Findings: The findings of the study indicated that the appropriate model of media literacy curriculum for teacher training centers, consisting of dimensions such as public media literacy, specialized media literacy, media understanding, media management, media construction and Moral literacy was media. Conclusion: Media literacy is a technique that strengthens the discriminating power by creating dynamism against media messages.