سرمایه فرهنگی بخشی از دارایی هر فرد است که نقش بسزایی در سبک و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی دانش آموزان بر میزان سلامت عمومی به سبب سبک زندگی سلامت محور آن هاست. چهارچوب نظری به کار رفته در این پژوهش، نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو و سبک زندگی سلامت محور کاکرهام است. جامعه آماری، دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز است و نمونه آماری 391 نفری پسر و دختر با استفاده از فرمول کوکران بررسی شده است. روش نمونه گیری، روش خوشه ای متناسب با حجم بوده است که با استفاده از آمار گرفته شده از اداره آموزش و پرورش شیراز، تعداد جامعه آماری و سهم هر خوشه به دست آمده است. نتیجه های پژوهش نشان داد هر سه متغیر سرمایه فرهنگی، سبک زندگی سلامت محور و سلامت عمومی همبستگی مثبت و معناداری با هم دارند؛ همچنین نتیجه های الگو سازی معادله های ساختاری نشان داد سرمایه فرهنگی به طور غیرمستقیم و به سبب سبک زندگی سلامت محور بر سلامت عمومی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد. به طور کلی نتیجه های این پژوهش درستی الگوی مورد بررسی را تأیید می کند.
Purpose: The purpose of this study was to identify and rank the authentic leadership components in professors with humanistic approach in higher education organizations. Methodology: The research method used in this study a combination of applied and fundamental approaches. The research method was qualitative. The statistical population of the study consisted of professors who were selected using theoretical saturation principle and purposive sampling. In-depth interviews were conducted through reviewing the theoretical foundations. To evaluate the validity of the tool, the researcher used two types of descriptive and interpretive methods and test-retest reliability and in-subject agreement method were used to calculate the reliability of the interviews. Both validity and reliability were confirmed. The method of data analysis was theoretical coding based on the data theorization method. Finding: The results of the content analysis and foundation data method in the present study showed that the components of genuine leadership with a humanistic approach in higher education organizations include, respectively, management strategy components, intra-organizational trust, organizational culture, justice. Internal organization, organizational citizenship behavior, organizational support, empowerment, transparency in communication, self-awareness, balanced information processing, in the field of genuine leadership and empathy components, respect, reasoning, interpersonal relationships, authenticity, job passion, positive self-esteem, reinforcement Selfishness and self-efficacy were at the heart of humanism. Conclusion: Professors who adopt the humanistic and managerial approach, who believe in inter-organizational justice and good citizenship behavior, empathize with others, and achieve interpersonal relationships with others, and in interpersonal relationships with others. They are transparent, will be empowered internally and externally, will be supported by others, and ultimately attain authenticity and prosperity.
Purpose: This aim of this study was investigate the model of organizational culture with psychological well-being with mediating of communication skills. Methodology: Present study was cross-sectional from type of correlation. The research population was education staff of Marvdasht County in 2019 years. The research sample was 400 people who were selected by multi-stage cluster random sampling method. Data were collected by the questionnaires of organizational culture (Glaser & et al, 1987), psychological well-being (Ryff, 1989) and communication skills (Burton, 1990) and analyzed by structural equation modeling method with using path analysis in SPSS-25 and AMOS-23 software. Findings: The findings showed that organizational culture had a direct and significant effect on communication skills and psychological well-being, communication skills had a direct and significant effect on psychological well-being and organizational culture had an indirect and significant effect on psychological well-being with mediating of communication skills (P<0.01). Also, the model of organizational culture with psychological well-being with mediating of communication skills had a good fit. Conclusion: Regarded to the proper fit of the model and direct and indirect relationships of variables, it is recommended to promote the psychological well-being of education staff by improving their organizational culture and communication skills through improving the status of staff and workshops
Purpose: Extreme dependence on virtual social networks has devastating consequences such as academic underachievement, sleep disorder, and social isolation, clearly highlighting the need for research in this area. The purpose of this study was to investigate the effect of rumination, social support, loneliness and social anxiety on dependence on virtual social networks with an emphasis on the mediating role of self-regulation. Methodology: The statistical population included all female upper secondary school students in Tehran who studied in the academic year of 2017-18. Six hundred (600) students were selected by multistage random cluster sampling. Research data was analyzed using structural equation modeling. Findings: The results indicated that the model had a good fit. Also the direct and indirect effects of social anxiety and social support, as well as the direct impact of loneliness on the dependence on virtual social networks, are rejected at the alpha level of 0/05 and are not significant. Discussion: Rumination and self-regulation variables were significant in direct effect. Rumination and loneliness variables were also significantly correlated with self-regulation mediation in indirect effect.
هدف پژوهش حاضر، تدوین الگو رابطه مادر – کودک در اختلال دلبستگی واکنشی وبررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر دلبستگی بر کاهش نشانگان اختلال دلبستگی واکنشی در کودکان 2 تا 5 سال بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است، جامعه پژوهش شامل تمامی زوج مادر و کودک (2 تا 5 ساله) با نشانگان اختلال دلبستگی واکنشی در شهر تهران است. در بخش اول 150 مادر و کودک به روش نمونه گیری در دسترس از مهد کودک ها انتخاب شدند. نمونه ی پژوهشی در بخش دوم جهت سنجش اثربخشی بازی درمانی بر کاهش نشانگان اختلال دلبستگی واکنشی شامل دو گروه 15 نفر که در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مشکلات ارتباطی RPQ ، مقیاس ارزیابی بازی تعاملی مادر و کودک و مصاحبه بالینی بود. همچنین در بخش دوم جهت پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه مشکلات ارتباطی استفاده شد.تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی جهت شناسایی روابط بین متغیرهای پژوهش استفاده شد و جهت مقایسه پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و کنترل، از تحلیل کواریانس داده ها استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با هدف شناسایی عوامل مرتبط با الگوی ارتباطی مادر-کودک در کودکان 2-5 سال دارای اختلال دلبستگی واکنشی نشان داد که دو عامل، عاطفه و دخالت مادر به ترتیب 861/15 و 736/9 و در مجموع 259/25 درصد از واریانس پرسشنامه را تبیین می کند. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس چند متغییره نشان داد بازی درمانی باعث کاهش علایم اختلال دلبستگی واکنشی گروه آزمایشی شد. تعامل مادر -کودک به عنوان نخستین معرف دنیای ارتباطات کودک و پیش بین قوی در سبک دلبستگی کودک است. همچنین از بین بردن موانع ارتباطی در روابط کودک و مادر در فرآیند بازی درمانی برای کودکان مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی، دلیل عمده به کارگیری این رویکرد درمانی برای این کودکان است.
این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش مدیریت رفتاری والدین، بر سلامت عمومی مادران دارای کودکان بیش فعال می پردازد. نوع تحقیق، نیمه تجربی همراه با پیش آزمون، پس آزمون و مرحله پیگیری با گروه کنترل است. نمونه مورد پژوهش شامل 30 نفر از مادران کودکان بیش فعال نقص توجه می باشد که با استفاده از مقیاس غربال گری CSI-4 و مص احب ه ب الین ی روان پ زشک از بی ن پرونده های موجود، در هسته مشاوره اصفهان گزینش شدند. و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسش نامه سلامت عمومی بود. مادران گروه آزمایش 9 جلسه دو ساعته برنامه آموزش مدیریت رفتاری را دریافت نمودند. نتایج اندازه گیری های مکرر نشان داد که آموزش مدیریت رفتاری در ارتقاء سلامت عمومی مادران در سطح (0/05> P) معنادار بوده است.
هدف مطالعه همبستگی حاضر، بررسی نقش سبک های دفاعی و خودپنداره بر قصه عشق زنان و مردان متاهل بود. 350 نفر از دانشجویان متاهل واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی تهران در سال 1395 که بین سنین 20-45 سال بودند بر اساس نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش که عبارت بودند از پرسشنامه سبک های دفاعی اندروز و همکاران (1993)، پرسشنامه قصه عشق استرنبرگ (1998) و پرسشنامه 6 عاملی خودپنداره استک (1994) پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که بین خرده مقیاس های خودپنداره و قصه های عشق افراد، ارتباط مثبت معنادار وجود دارد. همچنین بین سبک های دفاعی با قصه های عشق افراد، رابطه وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نیز بیان داشت که قصه های عشق افراد از طریق سبک های دفاعی و خودپنداره آنان قابل پیش بینی است. از این نتایج می توان در حوزه مشاوره زوجین استفاده نمود. کلید واژه ها : قصه عشق، خودپنداره، سبک های دفاعی
مسأله ملاقات کودکان امر مهمی است که علاوه بر والدین دولتها نیز در آن ایفای نقش می کنند. در حقیقت کودکان به دلیل شرایط سنی کم، جهت احقاق حق خود نیاز به حمایت خاص دارند؛ لذا در مواقعی که روند زندگی کودکان تحت تأثیر وقایعی همچون طلاق والدین، نقل مکان یا مهاجرت قرار می گیرد؛ موضوع ملاقات آنها با والدین و خویشاوندان بسیار حائز اهمیت است. از سال 1959 و تصویب اعلامیه حقوق کودک تاکنون اسناد بین المللی جهانی و منطقه ای متعددی در حمایت از حقوق کودک به تصویب رسیده است؛ این در حالی است که کودکان در بسیاری از مواقع در اثر خودخواهی والدین و قصور در انجام تکالیفشان یا بی توجهی دولتها در حمایت از حقوق کودکان با چالش ملاقات مواجه هستند. اگر چه ملاقات کودکان تکلیف نیست اما حق والدین و کودکان محسوب می گردد و حقوقی همچون سلامت و هویت کودک را نیز تحت تأثیر قرار می دهد
کار، یک منبع بسیار مهم برای امرار معاش و احراز موقعیت های اجتماعی است، که در عین حال می تواند به نارضایتی، تحلیل رفتن قوای جسمی و روانی نیز منجر شود، در سالهای اخیر یکی از مهمترین مسائل، در سیستم های اداری که توجه روانشناسان را به خود معطوف کرده است، بی رمقی شغلی است. بنابراین، در تحقیق حاضر عوامل اجتماعی موثر در بی رمقی کارکنان دانشگاه مازندران و آموزش و پرورش شهرستان بابلسر مورد بررسی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر در مجموع 248 پرسشنامه در بین کارکنان دانشگاه مازندران و آموزش و پرورش شهرستان بابلسر توزیع گردید. نتایج در مورد کارکنان دانشگاه مازندران نشان داد از بین 5 متغیر مستقل (استقلال شغلی، عدالت توزیعی، عدالت رویه ای، نوع سازمان و حمایت اجتماعی همکاران) تنها 3 متغیر عدالت رویه ای، نوع سازمان و حمایت اجتماعی همکاران بر روی بی رمقی شغلی تأثیر دارند. در مورد کارکنان آموزش و پرورش تنها متغیر عدالت رویه ای بر بی رمقی شغلی تأثیر دارد. همچنین نتایج آزمون تی گروه های مستقل نشان داد هیچ تفاوتی میان زنان و مردان از نظر بی رمقی شغلی وجود نداشت. نتایج تحلیل واریانس یکراهه نشان داد گروههایی که از نظر سطح تحصیلات و سوابق خدمت با یکدیگر متفاوت بودند، در متغیر بی رمقی شغلی هیچ تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند.
پژوهش حاضر، با رویکردی انتقادی و با الهام از نظریه بازتولید فرهنگی بوردیو به بررسی رابطه طبقه اجتماعی و موفقیت در کنکور در میان دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی سینای همدان می پردازد. پژوهش حاضر از نوع پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جمعیت آماری شامل (12500نفر) و حجم نمونه تعداد 370 دانشجو است که با استفاده از فرمول کوکران برای داده های کمی و روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. بنابر یافته های به دست آمده، بین سرمایه اجتماعیِ شبکه ای و هوش شناختی از یک سو و رتبه کنکور از سوی دیگر رابطه معنادار وجود داشت. یافته های حاصل از آزمون های تفاوت بیانگر عدم وجود تفاوت بین اخلاق کار طبقات بالا و پایین، عدم وجود تفاوت طبقاتی بین دانشجویان رشته های محبوب و کمتر محبوب و نیز عدم وجود تفاوت در میزان امیدواری به آینده بین این دو دسته از دانشجویان، و همچنین وجود تفاوت هوشی بین انان و رابطه معکوس ناامنی غذایی با هوش شناختی بود.
ساحت وجودیِ هنرمندان و شاعران، کانون تناقض بین نومیدی و خوش بینی و سایرِ متغیّرهای روحی است. به لحاظ جامعه شناختی و پدیداری، نومیدی و بدبینی التهابی است روحی و روانی ناشی از بحران ها و شکست هایی که عمدتاً از جانب محیط و اجتماع بر ذهن و ضمیرِ انسان عارض می شود. از منظر جامعه شناسیِ ادبیات، در کانسِپت شعر معاصر فارسی، آثار و اشعار اخوان ثالث (م.امید) بیش از اشعار دیگر اقرانش دارای درون مایه های غم، نومیدی و بدبینی است. زمینه های جامعه شناختیِ این بدبینی و یأس را علاوه بر شرایط شخصیِ شاعر، باید در تحوّلاتِ اجتماعیِ دهه سیِ جامعه ایران، جستجو کرد. آثار این دهه از فعالیّت هنریِ اخوان، علاوه بر بازتاب مشکلات شخصیِ او، مصائب و شکست های سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ جامعه ایران را آینگی می کند. اخوان در فاصله سال های پیش و پس از کودتای 28 مُرداد و در سه دفتر نخست اشعارش؛ مانندِ پاندول میان یأس و امید در نوسان است و تا واپسین روزهای زندگی هرگز از چنبره این سندرُم رهایی نیافت. این گفتار می کوشد زمینه های جامعه شناختیِ یأس و امید و نوسانِ آن را در سپهرِ شعر اخوان بر پایه اوضاعِ فرهنگی و سیاسیِ جامعه و با تمرکز بر سه دفترِ «ارغنون»، «زمستان» و «آخر شاهنامه» بررسی نماید.
Purpose: The complexity of drug crimes and the educational problems and the proof of these crimes, due to its harmful effects on society, has led to the adoption of livestock in defense of the community. the perpetrator's personality can be effective in committing a crime, it should be taken into account that trapping will act in the face of an offender who is suffering from mental disorders, since trapping operations may be carried out depending on the person's organization committed with Ease or greed more, in addition, the person committed the crime can facilitate the discussion of the issues and the ways in which it is applied. The main objective of this study is to investigate ethical considerations and the legal status of police trafficking in detecting drug offenses. Methodology: The present research is a descriptive-analytical in terms of the purpose-oriented problem-oriented research, in terms of the method of collecting information in a documentary and library way. Findings: About the role of the police as general judiciary in proving drug crimes show that, among the evidentiary evidence of crime, the police report can be of great importance as a discipline and in line with the judge's knowledge. Conclusion: The results showed that: that in Iranian law the main reason is the lack of livelihoods in the process of discovery of crimes due to contradiction with the constitution and ethical and religious conflicts. Therefore, its admission is limited and limited, and obtaining the necessary permissions Judicial authority is possible