پژوهش حاضر درصدد بررسی و مقایسه مشارکت اجتماعی جوانان در دو جامعه ایران و تاجیکستان بوده است. با کاربرد روش پیمایش و با استفاده از تکنیک پرسش نامه بر روی 768 نفر از جوانان واقع در گروه سنی 29-20 ساله که از طریق نمونه گیری خوشه ایی چند مرحله ایی از دو شهر تهران و دوشنبه انتخاب شدند؛ داده ها جمع آوری گردید. جهت احتساب اعتبار شاخص ها از اعتبار محتوایی صوری کیفی، جهت احتساب روایی شاخص ها از ضریب آلفای کرونباخ با دامنه صفر تا یک استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مشارکت اجتماعی جوانان علی رغم این که پایین تر از سطح استاندارد تعیین شده براساس میانگین امتیازات مجموع گویه ها بودند؛ تفاوت معناداری بسیار اندکی نیز بین دو جمعیت آماری ایران و تاجیکستان مشاهده شده است. علاوه بر این متغیرهای اعتماد اجتماعی، نوع جهت گیری کنش اجتماعی، نوع روابط و تعاملات اجتماعی، نوع ارزش های اجتماعی حاکم بر جامعه، عملکرد مکانیسم های جامعه پذیری، احساس نابهنجاری اجتماعی، احساس ازخودبیگانگی، بیگانگی اجتماعی- سیاسی، احساس محرومیت نسبی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل، وضعیت شغلی و سن جوانان رابطه معناداری را با متغیر مشارکت اجتماعی جوانان در دو کشور نشان دادند و در مجموع 54 درصد از واریانس مشارکت اجتماعی جوانان را تبیین کردند.
خانواده قدیمی ترین نهاد اجتماعی در تمام طول تاریخ بشر بوده است اما در دوران های مختلف، انواع متفاوتی از خانواده برقرار بوده است. تحولات شکل و کارکرد خانواده یکی از موضوعات جالب برای مطالعات متخصصان حوزه اجتماعی است. با رصد خانواده در کشورهای مختلف در سالیان اخیر به نظر می رسد که این تحولات هم سرعت و هم سمت و سوی متفاوتی گرفته و علاوه بر شکل آن، به محتوا و حتی معنای خانواده نیز رسیده است. در این مقاله از روش کتابخانه ای و مطالعه و تحلیل اسناد مرتبط، مفایسه و تطبیق های ترکیبی و تحلیل آمارهای موجود برای جمع آوری داده ها استفاده شد و شش مورد از مهمترین چالش های واحد خانواده و پاسخ های جامعه ایرانی به آنها تحلیل شود. بررسی سمت و سوی تحولات خانواده، سست شدن سازه خانواده به عنوان یک نهاد ارزشمند را نشان می دهد. اما برخی معتقدند نوع بشر در حال تجربه و بازسازی خانواده به شکلی متناسب با جهان کاملاً دگرگون شده هزاره جدید است. ایران نیز اگرچه به عنوان یک جامعه نسبتاً سنتی و مذهبی در مقابل این تغییر شکل مقاومت کرده و نسبتاً تأثیر کمتری از آن گرفته اما برخی چالش های اساسی در ذهن مردم به ویژه جوانان ایجاد شده است که لازم است با گفتگوی بین نسلی پیرامون آنها، پاسخ مناسبی یافت شود. اما به نظر می رسد هنوز عزم و آمادگی جدی برای پاسخ به این چالش ها وجود ندارد.
همسویی ارزش های حرفه ای و فرهنگ سازمانی یکی از مهم ترین عوامل در موفقیت یک سازمان است. این پژوهش با هدف تعیین رابطه ارزش های حرفه ای مددکاری اجتماعی با فرهنگ سازمانی بیمارستان های کشور در بین مددکاران اجتماعی پزشکی با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و توصیفی-همبستگی صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مددکاران اجتماعی پزشکی است و نمونه آماری شامل مددکاران اجتماعی پزشکی است که دارای مدرک تحصیلی لیسانس و بالاتر در رشته مددکاری اجتماعی بوده و سابقه خدمت آن ها در بیمارستان 5 سال و بیشتر است و انتخاب آن ها به روش تمام شماری انجام گرفته است. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه ارزش های حرفه ای مددکاری اجتماعی (ارزش های مورلی گلیکن) و فرهنگ سازمانی (مدل کامرون و کویین) استفاده شد. هر دو پرسشنامه از اعتبار و پایایی لازم برخوردار بودند و پایایی آن ها به ترتیب 82/0 و 91/0 بود. پس از جمع آوری اطلاعات جهت تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS ، آزمون فرضیه های تحقیق با استفاده از تکنیک آماری ضریب همبستگی پیرسون، انجام گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که رابطه مستقیم و همبستگی نسبتاً قوی بین ارزش های شأن و ارزش انسانی، صداقت و امانتداری و صلاحیت با فرهنگ سازمانی بیمارستان وجود دارد. میان ارزش خدمت رسانی و فرهنگ سازمانی بیمارستان همبستگی در حد متوسط است، بین ارزش عدالت با فرهنگ سازمانی بیمارستان همبستگی نسبتاً ضعیف می باشد و بین ارزش اهمیت روابط انسانی با فرهنگ سازمانی بیمارستان، رابطه معکوس و بسیار ضعیف است. به طور کلی ضریب همبستگی میان ارزش های حرفه ای مددکاری اجتماعی و فرهنگ سازمانی بیمارستان ها نشان از رابطه مستقیم و وجود همبستگی نسبتاً قوی میان این دو متغیر دارد. نتایج بر هم راستا بودن ارزش های حرفه ای مددکاری اجتماعی و فرهنگ سازمانی بیمارستان ها تأکید دارد؛ بنابراین سیاستگذاری در حوزه بهداشت و درمان، در راستای تقویت این ارزش ها به منظور رشد و توسعه کیفیت خدمات ارائه شده در این بخش پیشنهاد می شود.
خانواده به منزله شبکه ای غیررسمی، بارزترین و واضح ترین سرمایه اجتماعی درون گروهی است که امنیت و پایداری جامعه را فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی دربین ساکنان شهر سبزوار صورت گرفته است. جهت تبیین رابطه سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی از نظریه کلمن و ویور استفاده شده است.
این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و ابزار پرسش نامه 400 نفر از ساکنان شهر سبزوار را که در محدوده سنی 18 تا 65 سال قرار گرفته اند آزمون کرده است. روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای است.
در نمونه تحت مطالعه، توزیع پراکندگیِ متغیر وابسته پژوهش نشان داد که میانگین کمتر از میانه است و بیشتر پاسخگویان کمتر از میانگین احساس امنیت می کنند. به علاوه، بیشترین میزان اعتماد، به مثابه سرمایه اجتماعی در خانواده، به افراد سال خورده و سپس به افراد جوان و میان سال اختصاص می یابد، که نشان می دهد میزان رابطه ها و معاشرت ها در بین افراد سال خورده قوی تر از افراد جوان و میان سال است.
نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین میزانِ اعتماد به افرادِ جوان و میان سال به منزله مؤلفه های ذهنیِ سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی، رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد، اما بین میزان اعتماد به سال خورده ه ا و احساس امنیت اجتماعی رابطه ای مشاهده نشد. نتایج دیگر این پژوهش نشان داد که بین میزان معاشرت به منزله مؤلفه عینی سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی رابطه ای وجود ندارد.
هنر و جامعه در طول تاریخ پیوسته بر یکدیگر تأثیر متقابل داشته اند. آثار ادبی به ویژه رمان، ریشه در اجتماع زمان خود دارند و بیان گر مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی جامعه خود هستند. جنبه واقع گرایانه رمان سبب شده تا این نوع ادبی همچون آیینه ای واقعیت های اجتماعی زمان خود را بازتاب دهد. هدف جامعه شناسی ادبیات، بیان پیوندهای جامعه و ادبیات و نیز آشکارسازی چگونگیِ بازتاب واقعیت های اجتماعی در آثار ادبی به ویژه در رمان است. لوکاچ و گلدمن به عنوان بزرگ ترین نظریه پردازان حوز?جامعه شناسی ادبیات، سعی داشتند تاثیر متقابل بین ساختارهای اجتماعی و ساختارهای ادبی نشان دهند. آن ها، رمان را انعکاس زندگی اجتماعی عصر نویسنده و نیز زاییده جهان نگری خاص او می دانند.
صادق هدایت از داستان نویسان رئالیست معاصر ایران است که محور داستان هایش بیان نوع زندگی اجتماعی انسان های زمانه اش بوده است و این مسئله را می توان در آثار او مشاهده کرد. این مقاله داستان «حاجی آقا» را با رویکرد بازتاب واقعیّت مورد بررسی قرار می دهد و آن گاه توانایی نویسنده را در بیان تحوّلات اجتماعی نشان می دهد.
هدف از این پژوهش بررسی و تبیین تاثیر رضایت شغلی بر تعهد سازمانی کارکنان صنایع نساجی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی- پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. پایایی سوالات با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تعیین شد و روایی پرسشنامه ها بوسیله خبرگان مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی مورد تائید قرار گرفت. هم چنین بر اساس نتایج، مسیر ارتباط متغیرهای این پژوهش تائید و نتایج پژوهش با استفاده از روش آماری مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میان کارکنان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران رضایت شغلی پیش بینی کننده معنی داری برای تعهد سازمانی کارکنان و ابعاد آن است. امروزه سازمان ها برای بهبود عملکرد و اثربخشی نیازمند به کارکنان متعهد هستند تا به اهداف خود در جهت رشد و بهره وری برسند، از این رو باید حرکت و توجه بیشتر به سمت رضایت شغلی بیشتر در کارکنان از وظایف اصلی سازمان ها باشد.
" رشد طبیعى جمعیت شهرها همراه با اهمیت شهرها به منزله مراکز ادارى - تجارى و دافعه هاى مکانى حاکم بر روستاها رشد بى ضابطه اى را بر شهر حاکم کرده است، این در حالى است که بخش قابل توجهى از جمعیت شهرى اضافه شده در جهان سوم در سکونتگاه هاى غیررسمى اسکان مى گزینند (Browder).
محدودیت اراضى در نواحى شهرى مسائلى نظیر پرجمعیتى ، رشد کانون هاى خودرو و به تبع آن، انحطاطات زیست محیطى را به شهرها تحمیل کرده که بى تردید تبعات طبیعى ، اقتصادى و اجتماعى خاصى به همراه داشته است. افزایش معضلات همراه با فقدان برنامه و خط مشى ها، تمامى زمینه ها را زیر سئوال برده است. آن چه ضرورى است، آشتى میان تمام سطوح برنامه ریزى و توجه به واقعیات در تمامى ابعاد سیاسى ، اقتصادى ، اجتماعى و طبیعى است، چرا که محیط طبیعى هرگز نباید در خلا مطرح شود. شهرها باید قادر باشند بین مسائل بشرى و قوانین طبیعى، سازگارى برقرار کند.
باتوجه به موارد فوق، استفاده از تکنیک ارزیابى آثار زیست محیطى (EIA) و حرکت به سوى پایدارى اکوسیستم، ضرورت عینى جهان سوم خواهد بود.
"
نظریه های توسعه انسانی مبتنی بر نگاه سکولاری و انسان محوری، مدعی هستند که برای تحول اجتماعی و اقتصادی جامعه انسانی ارائه شده اند. اما موفقیّت چندانی به لحاظ نظری و اجرایی نداشته اند. مشکل اصلی این نظریه ها آن است که به عامل اصلی تحول توسعه که انسان باشد ناظر نیستند. تمام این نظریه ها در چارچوب سرمایه سالاری نظام اقتصادی سرمایه داری سکولار، ارائه و پیگیری می شوند. این جریان هرگز قادر نیست، نقش اصلی را در فرآیند توسعه به انسان بدهد. امّا بر پایه مبانی هستی شناختی نظام اقتصادی اسلام، ضمن این که سرمایه و صاحب سرمایه، نقش مناسبی در فرآیند تحقق جامعه پیشرفته اسلامی دارد، به انسان به عنوان عامل اصلی بسترساز تحقق پیشرفت اقتصادی جامعه اسلامی، نقش اساسی داده می شود و با ارائه و اجرای مدل های مردم سالاری اقتصادی، انسان ها در فرآیند اقتصادی به سمت انسان موردنظر اسلام، متحول شده و به وسیله چنین انسان هایی جامعه مطلوب پیشرفته اقتصادی از منظر اسلام، دست یافتنی می شود. ظرفیت مدل های مردم سالاری اقتصادی برای تحقق جامعه پیشرفته اقتصادی یکسان نیستند؛ بنابراین، هر مدلی دارای ظرفیت بیشتری باشد، در اولویت قرار می گیرد.