مطالعه و بررسی وضعیت ابعاد سلامت جانبازان شیمیایی کشور از هر نظر حائز اهمیت است و توجه به اصل فردیت و مشارکت در ارائه خدمات و تعیین وضعیت جانبازان نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. مطالعه حاضر به بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی بر میزان سلامت اجتماعی جانبازان شیمیایی و به دنبال آن تعیین رابطه و سهم نسبی هر یک از این ویژگی ها در تبیین سلامت اجتماعی آنان می پردازد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های همبستگی بوده که با ابزار پرسشنامه (کییز و شخصیتی نئو) و روش پیمایش انجام شده، جامعه آماری شامل کلیه جانبازان شیمیایی شهرستان سردشت بوده (400 نفر) که با توجه به محدود بودن تعداد نمونه از روش تمام شماری استفاده شده است. بخشی از نتایج بدست آمده حاکی از آن است که از بین عوامل شخصیتی مرتبط با سلامت اجتماعی، برونگرایی با (28) درصد، انعطاف پذیری با (14) درصد، با وجدان بودن با (15) درصد، دلپذیری با (14) درصد تبیین کننده سلامت اجتماعی جانبازان شیمیایی بودند، توجه به اصول مشارکت و فردیت در ارائه خدمات بنیاد شهید، توسعه اشتغال، ایمن سازی و مشارکت هر چه بیشتر جانبازان شیمیایی در جامعه از مهمترین پیشنهادات جهت افزایش میزان سلامت اجتماعی جانبازان شیمیایی می باشد.
اعتماد از عناصر اصلی روابط بین افراد است که به صورت های مختلف از دوران باستان تا دوران جدید همواره مطرح بوده است. امروزه در جوامع مختلف اعم از توسعه یافته یا در حال توسعه شاهد گسترش ارتباطات هستیم و با توجه به فواصل زمانی و مکانی و این موضوع که توسعه ارتباطات، این فواصل را در نوردیده و به افراد و گروه های مختلف امکان برقراری روابط متقابل را داده، لزوم اعتماد و نیز پرداختن به ریشه ها و عوامل مؤثر بر آن بیش از پیش احساس می شود. یکی ازموضوعات مهم در رابطه با اعتماد، بحث اعتماد بین شخصی است که در دوران مدرن به یکی از مسایل مهم اجتماعی تبدیل شده است. این پژوهش به بررسی اعتماد بین شخصی و عوامل مؤثر بر آن در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان می پردازد. روش این پژوهش از نوع پیمایشی است و در آن از پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. شیوه گردآوری داده ها به صورت نمونه-گیری طبقه ای در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان بوده است. جمعیت مورد مطالعه 11987 نفر بوده اند که با استفاده از فرمول کوکران 372 نفر برای نمونه انتخاب گردیدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که میزان اعتماد بین شخصی در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان چه در بعد اعتماد به هم جنس و چه در بعد اعتماد به غیرهم جنس در سطح متوسطی قرار دارد. نتایج حاصله بیان گر رابطه معنا دار بین سرمایه فرهنگی، اعتماد بنیادین، نوع تعاملات (روابط اظهاری و ابزاری افراد)، منافع، احساس نیاز، منش و ظاهر، تجربه قبلی رابطه با جنس مخالف و تجربه شکست قبلی در رابطه با جنس مخالف با اعتماد بین شخصی بود. به طوری که مجموع این متغیرهای مستقل مورد استفاده، توانستند40 درصد از تغییرات واریانس اعتماد بین شخصی را تبیین کنند.
پرسش آغازین در این پژوهش عبارت است از «آیا سیاست گذاری های محلّی بر ارتقای سطح احساس تعلق به محله کوهسار مؤثر بوده است؟» برای انجام این پژوهش یک روش ترکیبی طراحی شد. در بخش کیفی از دو روش مطالعه ی میدانی و اقدام پژوهی و در بخش کمّی از روش پیمایش استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات در مطالعه ی میدانی مصاحبه ی نیمه ساخت یافته بود و در اقدام پژوهی از تکنیک های مختلف PRA و در پیمایش نیز از پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. یافته ها نشان می دهد اقداماتی که در طولانی مدت در محله انجام شد، احساس تعلق به محله را کاهش داده است. سیاست گذاری ها عمدتاً متکی بر نوسازی بوده و موجب انشقاق بیشتر در ساکنان محل شده است. مهاجرت فزآینده به یا از محله بر کاهش سطح تعلق به محله افزوده است. ارزان بودن قیمت مسکن و عدم امنیت، محله کوهسار را به مکانی گذرگاهی تبدیل کرده است.
یکی از مسائل اساسی در حوزه علوم اجتماعی و به طور خاص در جامعه شناسی بحث محرومیت نسبی جوانان است. عواملی از جمله روانشناختی، اجتماعی بیولوژیکی و محیطی در ایجاد پرخاشگری نقش دارند. هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه بین محرومیت اجتماعی و رفتار پرخاشگرانه در میان جوانان است. چارچوب نظری تحقیق برگرفته از رهیافت تفسیری اجتماعی با تاکید خاص بر نظریه گار است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و از طریق ابزار پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه جوانان بین سنین 19 تا 29 سال شهر شیراز است. به منظور تسهیل و تسریع پژوهش و صرفه جویی در وقت و هزینه، ناگزیر تعداد 400 نفر جوان از جامعه آماری به عنوان نمونه معروف به شیوه تصادفی سیستماتیک برای مطالعه انتخاب شدند. از اعتبار صوری، ملاک و سازه برای روایی و آلفا کرونباخ برای پایایی ابزار تحقیق استفاده به عمل آمد و از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و مقایسه میانگین ها برای آزمون فرضیات و تکنیک رگرسیون و تحلیل مسیر برای سنجش مدل تحقیق استفاده شد. براساس یافته های تحقیق بین پرخاشگری اجتماعی و متغیرهای محرومیت اجتماعی(67/0=r)، تحصیلات(37/0-=r) و درآمد(42/0-=r)، رابطه معنی دار وجود دارد. نتایج ضریب رگرسیونی نشان می دهد که شش متغیر محرومیت اجتماعی(34/0Beta=)، وضعیت شغلی(32/0Beta=)، تحصیلات(27/0Beta=)، وضعیت تاهل(24/0Beta=)، وضعیت تاهل (17/0Beta=) و درآمد(12/0Beta=) به ترتیب میزان اهمیتی در تبیین متغیر وابسته داشته اند، وارد معادله رگرسیونی شده اند و در مجموع توانسته اند 67/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین و توضیح کنند(67/0=R²).