شبیه سازی اجتماعی شامل مجموعه ای از تکنیک ها و ابزارهاست برای مدل کردن پدیده های اجتماعی، به گونه ای که بتوان آزمون ها و آزمایش هایی مجازی بر روی آن مدل ها انجام داد. اگر چه گسترش امکانات رایانه ای تاریخی کوتاه دارد؛ اما ریشه های نیاز به شبیه سازی در جامعه شناسی را می توان تا نیمه اول قرن بیستم پی گرفت. در یک تقسیم بندی تکنیک های شبیه سازی اجتماعی را می توان در پنج دسته پویایی سیستمی، مدل های صف بندی، شبیه سازی خرد، اتوماتای سلولی و مدل های عامل محور قرار داد. این پنج تکنیک در دو دسته تکنیک های فرآیند محور (دو مورد اول) و تکنیک های عامل-محور (سه موردی بعدی) قرار می گیرند. از میان تمام این تکنیک ها به نظر می رسد مدل-سازی عامل محور بیش از همه بر معضلات پیش روی محققان اجتماعی و نیز نیازهای آن ها تطابق دارد. در مدل سازی عامل محور می توان برخی از مهم ترین دغدغه های جامعه-شناسان؛ مانند ناهمگونی عامل ها، تعامل میان عامل ها، یادگیری عامل ها، تعامل عامل ها و محیط و ظهور الگوهای کلان از کنش های خرد را به خوبی بررسی کرد.
زمینه و هدف: پرداختن به مسائل زنان به ویژه در دوره های اخیر همواره مورد بحث و گفت وگوهای فراوان بوده و با توجه به این که زنان امروزه نیمی از جوامع انسانی را تشکیل می دهند، شالوده و بنیان جوامع و خانواده به سلامت تمامی افراد جامعه به خصوص زنان بستگی دارد. این مقاله قصد دارد رابطه ویژگی های شخصیتی با سلامت روان در زنان بزهکار زندانی شهر تهران را بررسی نماید. روش: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه دلبستگی، ویژگی های شخصیتی و سلامت روان زنان زندانی بزهکار شهر تهران بود. از بین زنان زندانی شهر تهران 100 نفر با روش تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال(AAS)، ویژگی های شخصیتی (NEO) و سلامت عمومی)سلامت روان)(GHQ) استفاده شد. طرح پژوهشی از نوع همبستگی و داده ها با استفاده از روش آماری (ضریب همبستگی چند متغیره ) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها و نتایج: نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که دو پیش بین روان رنجورخویی و برون گرایی، 60 درصد تغییرات سلامت روان را پیش بینی می کنند. همچنین دو پیش بین سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی ایمن، 20/24 درصد تغییرات سلامت روان را پیش بینی می کنند.
زندگی روزمره گستره وسیعی از باورها و کردارهای دینی و شبه دینی را دربرمی گیرد. به لحاظ نظری مفهوم دین عامه امکان بحث از ویژگی های فرهنگی و اجتماعی و مردمی بودن کردارهای دینی را در زندگی روزمره فراهم می کند. دین عامه جایگاهی مغفول در مطالعات دینی داشته است، مفهومی که در درون، بیرون و حاشیه های دین رسمی قرار دارد. این مقاله پس از بحثی نظری درباره مفهوم دین عامه، سعی در بررسی کردار دینی دعانویسی و تجربه آن در میان زنان شهر سنندج را دارد. ایده نظری مقاله حاضر این است که دین عامه و استقبال نسبت به آن پاسخی به ناکامی های عینی افراد در زندگی روزمره است. مقاله با اتخاذ رویکردی برساخت گرایانه، تجربه افراد از کردار دعانویسی را در چارچوب روش شناسی زمینه ای بررسی می کند. نتیجه آن که روایت افراد از تجربه دعانویسی نامنسجم و انعطاف پذیر و عاطفی است. این تجربه احساسی از کردار دینی دعانویسی در پیوند با ناامنی های عینی در زندگی روزمره شکل می گیرد. بنابراین کردار دینی دعانویسی خلاء میان انتظارات ذهنی و امکانات عینی را پر می کند. واژه های کلیدی: دین عامه، نظریه زمینه ای، برساخت گرایی، دعانویسی، امیدهای کوچک.
نظارت آموزشی مفهوم گسترده ای است که فعالیتهای یادگیری حین خدمت و ضمن خدمت را شامل می شود. این مقاله ابتدا به توصیف کلی اثر و مبانی فکری نظریه نظارت آموزشی، سپس به نقد و ارزیابی آن پرداخته است. در تحلیل نظریه، به شکاف بین نظریه و دنیای واقعی مدرسه اشاره شده است. کاربرد نظریه به این معنی نیست که چیزی فراتر از تجارب روزانه ی مدیران باید انجام شود بلکه باید در خدمت فرایند تصمیم گیری باشد. نظریه موجب می شود که فعالیت های مدیریتی با آگاهی کامل از چارچوب های نظری تأیید شده عمل در موقعیت های آموزشی، مؤثرتر انجام می شوند. پس نظریه تنها تا زمانی که با عمل آموزشی مرتبط باشد، مؤثر و مفید خواهد بود. علاوه براین، در زمینه گروه های رشد حرفه ای مشارکت محور، گرچه پارادایم جدیدی است، اما رشد حرفه ای معلمان در موقعیت های مختلف، متفاوت است و می تواند از نظر ابعاد متنوع باشد. یک مدل رشد حرفه ای بهتر از سایر مدل ها وجود ندارد که بتواند در تمام موقعیت ها بکار رود. باید به نیازهای مدارس و معلمان و باورهای فرهنگی توجه شود. در آخر به نتیجه گیری پرداخته و پیشنهادهایی ارایه شده است.
زمینه و هدف: با توجه به بازتاب وسیع برگزاری رویدادهای ورزشی در رسانه های جمعی، امنیت موجود در برگزاری این رویدادها می تواند به عنوان نمودی از امنیت در سطح جامعه شناخته شود، بنابراین هدف این تحقیق، شناسایی عوامل موثر بر امنیت رویدادهای ورزشی در ایران، با تاکید بر مسابقات فوتبال است.<br /> روش شناسی: روش اجرای این تحقیق توصیفی از نوع کتابخانه ای است، جامعه آماری این تحقیق را مطالعات و تحقیقات در حوزه امنیت رویدادهای ورزشی، به ویژه مسابقات فوتبال تشکیل داده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، فیش برداری است.<br /> یافته ها و نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق، عوامل موثر بر امنیت رویدادهای ورزشی در پنج حوزه؛ زیرساخت ها، فناوری، رسانه ها و تبلیغات، منابع انسانی و اقدامات فرهنگی قابل تقسیم بندی هستند. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که فرایند مدیریت امنیت انتظامی رویدادهای ورزشی شامل گام های؛ مدیریت و برنامه ریزی مسابقات، سیاست ها و تدابیر انتظامی، سیستم مدیریت ورزشگاه، برآوردها، کنترل ترافیک و تعاملات و مشارکت بین سازمانی است. در انتهای تحقیق مدل فرایندی عوامل تأثیرگذار امنیت رویدادهای ورزشی، گام های مدیریت امنیت و پیامدهای آن ذکر شده است.
زندگی در مجتمع های مسکونی بدون همکاری و سازمان دهی کنش های جمعی دشوار است. نادیده گرفتن اهمیت همکاری، سرمایه های کوچک و پراکنده را بی اثر کرده، تلاش های خرد و دارایی های جمعی افراد را هدر می دهد و محیط ناامنی را برای افراد به وجود می آورد؛ ازاین رو در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از روش مطالعه ی موردی بر پایه ی تحلیل نظریه ی زمینه ای و مصاحبه با ساکنان مجتمع های مسکونی در شهر مشهد، به فهم ذهنی آنان از همکاری دست یابیم؛ بنابراین مجتمع مسکونی لاله در شهر مشهد را از تمام زوایا مورد بررسی قرار دادیم. بر این اساس ۳۵ مصاحبه ی نیمه ساختاریافته در مورد خانوار صورت گرفت. بر پایه ی تحلیل یافته ها در مدل پارادایمی تحقیق، همکاری شکننده به عنوان هسته ی مرکزی شناخته شد. ساختار محدود کننده به عنوان شرایط زمینه ساز این امر مطرح گردید؛ ساختارهایی که افراد ممکن است قادر به تأثیرگذاری بر این عناصر باشن د ولی کنت رلی بر آن ها ندارد. خصایص شخصی همکاری گریز، فاصله ی تعاملی، ذهنیت منفی و کنترل مرکزی ضعیف نیز از جمله شرایط علی مدل برای شکل گیری همکاری شکننده است. پیامد چنین تعاملاتی این است که حتی اگر هنجارها و قواعد روشنی در مجتمع وجود داشت باشد و انضباط حاکم باشد، این شرایط بسیار ناپایدار است و در صورت وجود اقلیت مفت بران، به سادگی خیر جمعی مزبور می تواند نابود شود.
این پژوهش به منظور مقایسه میزان تعارض زناشویی در ساختار سه گانه توزیع قدرت در خانواده در زنان متأهل شهر همدان انجام شد. روش این پژوهش، علی مقایسه ای بود و جامعه آماری آن شامل تمام زنان متأهلی می شد که در شش ماه اول سال 1392 برای بررسی سلامت کامل خود به مرکز بهداشت شهرستان همدان مراجعه کرده بودند. نمونه مورد بررسی 200 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. شرکت کنندگان، پرسشنامه های 21 سؤالی ساختار توزیع قدرت در خانواده و 42 سؤالی تعارضات زناشویی را تکمیل کردند که داده های آن با استفاده از تحلیل رگرسیون لجستیک ترتیبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که تعارضات زناشویی در خانواده های زن سالار به طور معناداری بیشتر از خانواده های مردسالار است و تعارض زناشویی در خانواده های مردسالار و مشارکتی تفاوت معناداری ندارد (01/0p<). این یافته در رابطه با زیرمقیاسهای تعارض زناشویی مثل کاهش همکاری، افزایش واکنشهای هیجانی، افزایش جلب حمایت فرزند و افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خودنیز صادق بود(05/0p<). در نتیجه می توان گفت در جامعه در حال گذاری همچون ایران، که از سویی در معرض ارزشهای سنتی خویش قرار دارد و از سویی تحت تأثیر روند جهانی شدن و حرکت به سمت جامعه توسعه یافته است، باید منتظر بروز تعارضاتی در خانواده بود.