"سرمایه اجتماعى به عنوان سازه یا مفهومى پیچیده و چند وجهى، داراى گونه ها، سطوح، جنبه هاى عینى و ذهنى، عوامل، پیامدها و ویژگى هایى است که در دیدگاه هاى نظرى و منابع تجربى، آن چنان که باید و شاید، تصریح نشده اند. در دیدگاه هاى کلاسیک، فقط مضمون سرمایه اجتماعى مطمح نظر است، ولى در دیدگاه هاى تلفیق گراى معاصر، برخى صاحب نظران نظیر پارسنز، هابرماس، گیدنز و کاستلز، پاره اى از مولفه ها و شاخص هاى سرمایه اجتماعى و عده اى چون بوردیو، کلمن، پاتنام، فوکویاما و... خود مفهوم سرمایه اجتماعى را مورد توجه قرار داده، در تنظیم مبانى نظرى آن، نقش موثرى ایفا کرده اند. در بعد تجربى هم سنجش سرمایه اجتماعى، مورد توجه دولت ها، سازمان هاى بین المللى و پژوهشگران اغلب جوامع امروزى واقع شده و منابع تجربى قابل توجهى در این زمینه چاپ و منتشر گردیده است. على رغم تلاش هاى نظرى و تجربى انجام گرفته، هنوز در ارتباط با مفهوم سرمایه اجتماعى، با مسائل بینشى و روشى عدیده اى چون تقلیل گرایى و نقص مبانى نظرى و ابزار اندازه گیرى، تداخل بین عوامل، شاخص ها و پیامدهاى سرمایه اجتماعى، توصیفى بودن و ضعف انسجام نظرى منابع تجربى و... روبه رو هستیم. در این مقاله سعى شده است ضمن ارائه راه حل هایى، از جمله توجه به مجموعه ویژگى هاى سرمایه اجتماعى، تهیه یک مقیاس چند بعدى مناسب براى سنجش سرمایه اجتماعى و ابعاد آن در ایران، ارائه یک مدل فرضى تلفیقى براى تحلیل سرمایه اجتماعى و به کارگیرى همه این راه حل ها در ایران به منظور شناخت گونه ها، سطوح، ابعاد و پیامدهاى سرمایه اجتماعى و انجام تحلیل هاى چند متغیرى پیچیده براى کنترل همبستگى هاى چندگانه بین متغیرهاى مستقل و تشخیص عوامل اصلى تعیین کننده تغییرات کم و کیف سرمایه اجتماعى و ارائه نتایج به عنوان الگویى مناسب براى سنجش و تحلیل سرمایه اجتماعى در ایران اقدام شود.
"
مشارکت سیاسی فعالیتهایی است که شهروندان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم برای تأثیرگذاری بر گزینش اعضای دولت و حکومت، یا برنامهها و فعالیتهای آنها انجام میدهند؛ و انتخابات یکی از مهمترین شکلهای آن است. مشارکت مردم در انتخابات اثرات بسیار زیادی روی جامعه و ا فراد آن دارد. انتخاب سیاستگذاران و ادارهکنندگان، انتخاب سیاستها، برنامهها و چگونگی اداره امور جامعه، گردش قدرت و اعمال فشار روی قدرتمندان، پاسخگو شدن حکومت و نهادهای انتخاباتی آن، مشروع نمودن نظام سیاسی، قدرت نمایی به خارج، پیوند علایق و ایجاد همبستگی، احساس مسؤولیت بیشتر شهروندان، کاهش نابرابری، تأکید نخبگان بر خواستههایشان، بیان مخالفت و نارضایتی، کاهش اضطراب و فشارهای روانی برخی پیامدهای مشارکت در انتخابات است. بهطور کلی، دو دسته عوامل فردی و سیاسی ـ اجتماعی بر شرکت در انتخابات تأثیر دارد. در این تحقیق، تلاش شده تا ضمن استفاده از تجربیات محققان دیگر، متناسب با شرایط خاص کشور ما، شرکت در انتخابات براساس دادههای جمعآوری شده پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری مورد بررسی قرار گیرد.
خودباوری ملی، امروزه یکی از عوامل متمایز کننده ملتهای پیشرفته و عقب مانده است. مطالعات نشان داده است که نیرویانسانی کشورهای پیشرفته از خودباوری بالایی برخوردار است و از اینرو تلاش برای افزایش این ویژگی یکی از برنامههای بلندمدت کشورها در سراسر جهان شده است. در این تحقیق تأثیر مدل چهار بعدی (الماس) عدالت در ایجاد و ارتقای خودباوری مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای تحقیق حاکی از وجود رابطه معنیداری بین این دو سازه است؛ یعنی هر قدر عدالت توزیعی، مراودهای، رویهای و اطلاعاتی در نهادهای آموزشی بیشتر باشد، خودباوری بالاتر است. لذا برای ایجاد و ارتقای خودباوری ملی ضروری است که نهادهای آموزشی بر استقرار عدالت در این نهادها اهتمام ورزند تا زمینه برای رشد این ویژگی در کل جامعه فراهم گردد. جامعه آماری شامل دانشگاهها و مدارس است که 2000 نفر برای نمونه انتخاب شدند و در نهایت 897 نفر به پرسشنامهها پاسخ دادهاند. طبق یافتههای تحقیق، همبستگی بین ابعاد چهارگانه عدالت و خودباوری مثبت و معنیدار است.
استان خوزستان دارای اقوام متعددی است. این قومیتها از لحاظ وضعیت اقتصادی (موفقیت اقتصادی) با یکدیگر تفاوت دارند. برای تبیین این تفاوت بهطور اجمال می توان دو رویکرد عمده را در پیش گرفت: 1ـ رویکرد نگاه به بیرون: که این تفاوتها را ناشی از عوامل ساختاری و شرایط بیرونی تحمیل شده در سطح کلان می داند. 2 ـ رویکرد نگاه به درون: که ضمن پذیرش تأثیر عوامل ساختاری بیرونی، بیشتر در پی بررسی تأثیر ویژگی های فرهنگی درونی قومیتها بر وضعیت اقتصادی می باشد. این تحقیق براساس رویکرد نگاه به درون انجام یافته است. نتایج بهدست آمده از این مطالعه که به روش پیمایشی و در بین سه قومیت لر، عرب و دزفولی استان خوزستان انجام گرفت، نشان می دهد که حدود 45 درصد تغییرات در موفقیت اقتصادی افراد را ویژگیهای فرهنگی در سطح فردی توضیح می دهند و 19 درصد این تغییرات، ظاهراً ناشی از تفاوت های بین قومی است که تشخیص آنها محتاج بررسی بیشتری است.
نوشتار حاضر که متشکل از شش بحث فرعی است درصدد تشریح نسبت بین دین و ایدئولوژی به عنوان یک معرفت است، تا از این طریق به گونه های دینداری متأثر از ایدئولوژی دست یابد. بر این اساس، ضمن توضیح ویژگیهای اساسی ایدئولوژی، رابطه این دو مفهوم در دو عرصه متفاوت یعنی در غرب و در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی تحلیلی ـ تاریخی این موضوع به خصوص در ایران، نوشتار را به سمت منظور اصلی خویش رهنمون ساخته است. در این مسیر ضرورت تشخیص داده شد که برخی از انتقادهای مهم نیز مطرح و مورد بررسی قرار گیرد. در نهایت، بر پایه مباحث فوق، پنج گونه دینداری متأثر از ایدئولوژی از یکدیگر متمایز گردید، ویژگیهای آنها توضیح داده شد و تحلیل مقایسه ای از آنها ارائه شد.
مشارکت مردم در روند تصمیم گیری شهری، یکی از عناصر اصلی حکومت دموکراتیک و مردمی بوده است و افزایش مشارکت مردم در امور شهری می تواند در ایجاد تعادل و هماهنگی لازم بین بخشهای جامعه، نقش ارزنده ای را ایفا نماید. هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی تاثیر رفاه اقتصادی و اجتماعی بر میزان مشارکت شهروندان در امور شهری بوده است. روش تحقیق پیمایشی است و جامعه آماری مورد مطالعه شامل سرپرستان خانوارهای شهر اصفهان به تعداد444552 نفر می باشد. از این تعداد، 700 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد که بعد از بررسی اعتبار و پایایی آن، از طریق پرسشگران آموزش دیده به مرحله اجرا درآمده است (سال1386). یافته های تحقیق حاضر،نشان می دهد که بیشتر شهروندان اصفهانی مشارکت بالایی در امور شهری داشته و بین رفاه اقتصادی و اجتماعی با میزان مشارکت شهروندان در امور شهری رابطه معنی دار خطی حاصل آمده است. نتیجه غالب اینکه هر چقدر مسئولین شهری بتوانند اعتماد مردم را جلب کرده و از این طریق بر رضایتمندی اجتماعی آنان بیفزایند، در این صورت احساس تعلق آنان را به منطقه سکونتی شان افزایش داده و باعث افزایش مشارکت آنان در امور شهری می گردند.