مسئله و هدف: در این نوشتار ضمن انتقاد از کارکرد پایین شیوه های سنتی خط مشی گذاری در تحقق اهداف سازمان ها، به کم رنگ شدن سرمایه اجتماعی بین سازمانی و همچنین به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات و تأثیر این دو درگرایش به تغییر رویکرد سیاست گذاری سازمان ها از شیوه های سنتی به شبکه ای اشاره شده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی میزان پاسخگویی ساختار فعلی خط مشی گذاری (سلسله مراتبی) پلیس های مأموریتی ناجا (پیشگیری و راهور) در رابطه با اهداف سازمان و همچنین مطالعه نقش عوامل موثر(فناوری اطلاعات و ارتباطات و سرمایه اجتماعی ) درگرایش به استفاده از الگوهای شبکه ای درسیاست گذاری و تصمیم گیری های سازمانی است. روش: روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع پیمایشی و همبستگی است. حجم نمونه ازجامعه آماری پلیس های پیشگیری و راهور با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 120 نفر تعیین شده است که به صورت تصادفی طبقه ای ( از هر پلیس 60نفر) برای اجرای آزمون مشخص شدند و موردآزمون قرار گرفتند. روایی ابزار جمع آوری اطلاعات با استفاده از نظر خبرگان مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن نیز87/0=@ برآورد گردیده است. تحلیل داده ها (که با ابزار پرسشنامه جمع آوری گردیده )از طریق آمار توصیفی و آماره های آزمون کای دو و ضریب کندال صورت گرفته است. یافته ها: یافته های این تحقیق نشان میدهد که فرایند فعلی خط مشی گذاری پلیس از حالت مکانیکی به سمت ارگانیکی در سال های اخیر است. نتایج به دست آمده مبین وجود ارتباط مستقیم بین فناوری اطلاعات و ارتباطات و سرمایه اجتماعی و تغییر عملکردسیاست گذاری سازمان از شیو ه های سنتی یا همان سلسله مراتبی به شبکه ای است.
مروری بر نظریه های عرفی شدن نشان می دهد که این تئوری ها کمتر به تأثیر مناسبات فزاینده جهانی بر عرفی شدن مردم جهان پرداخته اند. با توجه به این مطلب، این مقاله کوشیده است رابطه جهانی شدن فرهنگی و عرفی شدن مردم کشورهای جهان را با توجه به متغیرهای زمینه ای اثرگذار بر این رابطه مورد بررسی قرار دهد. این متغیرهای زمینه ای عبارت اند از: سنت های مذهبی غیر اسلامی، سطح توسعه یافتگی، تنوعات قومی، زبانی و مذهبی. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که جهانی شدن فرهنگی رابطه مستقیم و مثبتی با عرفی شدن مردم جهان دارد. البته با در نظر گرفتن سهم کنترلی سایر متغیرهای منتج از نظریه های رقیب (نظریه نوسازی و نظریه بازارهای مذهبی) این اثر به میزان قابل توجهی کاهش یافت. یافته های دیگر مطالعه حاکی از آن بود که اثر جهانی شدن فرهنگی در کشورهای اسلامی، اثری غیر عرفی کننده و در کشورهای غیراسلامی اثری عرفی ساز از خود نشان می-دهد. هم چنین مشخص گردید که جهانی شدن فرهنگی در کشورهایی که از نظر قومی متنوع می باشند، به نسبت کشورهایی که از نظر قومی همگون هستند، اثر عرفی کننده بیشتری دارد. مطالعه حاضر با یافته خلاف انتظاری نیز روبه رو گردید. یافته های مطالعه نشان داد که جهانی شدن فرهنگی کاملاً مخالف انتظارات نظری مطالعه، در جوامعی که از نظر مذهبی همگون می باشند، اثر عرفی ساز بسیار بیشتری به نسبت جوامع ناهمگون مذهبی دارد.
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان اعتماد در محیط مدرسه و میزان همکاری دبیران در مدارس متوسطه شهر ساری در سال تحصیلی 86-1385 است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق متشکل از کلیه مدیران و دبیران ناحیه 1و2 مدارس متوسطه دولتی شهر ساری است. در پژوهش حاضر، جهت گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه دوقسمتی 1- اعتماد و 2- همکاری استفاده شده است.
روایی آزمون، با توجه به استفاده از این پرسشنامه در مطالعات انجام شده قبلی، مورد تایید قرار گرفته است. علاوه برآن پرسشنامه در اختیار عده ای از اساتید صاحب نظر در زمینه روانشناسی و علوم تربیتی قرار گرفت و آنها نیز روایی پرسشنامه رامورد تایید قرار دادند و ضریب پایایی آن توسط آلفای کرونباخ برای پرسشنامه اعتماد 869/. و برای پرسشنامه همکاری 904/. محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و از روش های آماری در سطح توصیفی و استنباطی استفاده شد.
بررسی فرضیه ها نشان داد که بین میزان اعتماد و همکاری دبیران با مدیران براساس جنسیت و نیز براساس میزان سابقه خدمت رابطه معناداری وجود ندارد.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی رفتارهای سالم در نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف مواد مخدر وکاهش آسیب پذیری نسبت به اعتیاد انجام شد. روش: طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. از میان جامعه آماری که دانشجویان ساکن در خوابگاههاى دانشگاه شهیدبهشتی در سال تحصیلی 1389-1388 بودند، تعداد 60 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. مقیاس های نگرش نسبت به سو ء مصرف مواد و آسیب پذیری نسبت به اعتیاد برای ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه در نمره کلی نگرش و حیطه هاى شناختی، عاطفی، رفتاری و عمومی نسبت به مواد مخدر و خرده مقیاس های آزمون اعتیادپذیری وجود دارد. نتیجه گیری: آموزش رفتارهای سالم موجب تقویت نگرش منفی نسبت به سوء مصرف مواد و کاهش سطح اعتیادپذیری می شود.
اعتیاد نوعی بیماری است که با عودهای مکرر مشخص می شود. همان قدر که شناسایی عوامل مؤثر در اعتیاد و استفاده از آن ها در درمان ضرورت دارد، شناسایی عوامل مؤثر در عود دارای اهمیت است. هدف از این مطالعه بررسی نقش پیش بینی کننده افکار خودکار، راهبردهای مقابله و نوروزخویی در عود بود. روش: به این منظور 100 آزمودنی از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب و پرسشنامه های مربوط یه متغیرهای مورد مطالعه در اختیار آن ها قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد تنها عامل پیش بینی کننده معنادار در تعداد دفعات عود، نوروزخویی بود و میان انواع سبک های مقابله و افکار خودکار با عود و تعداد دفعات آن ارتباطی مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نوروزخویی بیشترین ارتباط را با تعداد دفعات عود دارد و لذا اعمال مداخله مناسب بر نوروزخویی می بایست تعداد دفعات عود را کاهش دهد.
برنامه های تلویزیونی نه تنها آیینه ای برای بازنمایی شرایط موجود در یک جامعه هستند، بلکه می توانند به عنوان مدل رفتاری برای اعضای جامعه نیز عمل کنند. به ویژه زمانی که تماشاگر بین خویش و شخصیت های نمایش داده شده در برنامه ها شباهت هایی می یابد. سریال های ایرانی تلویزیون سراسری را می توان هم بازنماینده شرایط اجتماعی و هم یک مدل رفتاری برای اعضای آن محسوب نمود. مطالعه حاضر با هدف بررسی بازنمایی الگوهای روابط نسلی در سریال های ایرانی تلویزیون انجام شده است. جامعه آماری این مطالعه سریال های پخش شده در سال 1385 از شبکه 1 (شبکه ملی) و شبکه 3 (شبکه جوان) می باشد. چهار سریال (دو سریال از هر شبکه) با ژانر خانوادگی- اجتماعی به صورت هدفمند انتخاب شده اند. روش تحلیل محتوا به عنوان روش تحقیق به کارگرفته شده و سه نوع روابط بین نسلی شامل تفاهم، تفاوت و تعارض در بین شخصیت های سه نسل جوانان، میان سالان و سالمندان در این سریال ها مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه حاضر نشان می دهد که تلویزیون و سریال های ایرانی آن بر الگوی تفاهمی در روابط بین نسل ها در جامعه تاکید داشته و الگوی غالب بازنمایی شده توسط آن الگوی تفاهمی ست در حالی که مطالعات نشان می دهد که الگوی غالب دیگری در روابط بین نسلی در جامعه امروز ایران وجود دارد.
پژوهش حاضر به بررسی و شناخت عوامل مداخله گر تاثیرگذار بر احساس هویتمندی در محلات امروز می ﭘردازد. این که چه ویژگی ها و عواملی موجب تشخیص و تمایز وهویت بخشی به یک بافت محلاتی می گردد؟ ضرورت وجود هویت مکان چیست ؟وبه کدام نیاز انسان پاسخگوست؟ و شاخص های هویت ساز در بافت محلات موفق کدامند ؟ چهار سوال اساسی تحقیق حاضر راتشکیل می دهند . روش به کار رفته در این پژوهش پیمایشی بود وداده های مورد نیاز با استفاده از ابزار پرسشنامه در میان 260 نفر از ساکنان 20 سال به بالای دو محله مرداویج وعباس آباد در شهر اصفهان بصورت پیمایش تطبیقی اجرا شده است . روش نمونه گیری در این پژوهش ، تصادفی منظم بوده است. در تحلیل آماری از رگرسیون خطی برای آزمون فرضیات استفاده شد . نتایج این تحقیق نشان می دهد که میزان احساس هویت محله ای در هر دو محله عباس آباد ومرداویج در سطح متوسط وکم قرار دارد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش نیز نشان می دهد سطح بافت محلات بر هویت اجتماعی محله ای در هر یک از دو محله دارای تاثیر است. همچنین سطح متغیر نفوذ پذیری و سطح متغیر در هم تنیدگی بر احساس هویت محله ای در هر دو محله دارای تاثیر است ، اما تاثیر سطح متغیر خوانایی بر هویت محله درمحله ی عباس آباد وجود ندارد، درصورتی که مرداویج تاثیر متغیر خوانایی بر هویت محله ای با شدت ضعیف نشان داده شد.