پژوهش حاضر در زمینه شناسایی اقشار آسیب پذیر روستایی در دشت گرمسار صورت گرفته است. هدف از اجرای این پژوهش در درجه اوّل طراحی دستگاه روش شناسی خاص مرتبط با اقشار اجتماعی در جامعه روستایی است. مدل به کار گرفته در این تحقیق با استفاده از چارچوب نظری جامعه شناختی پیرامون قشر بندی اجتماعی از طریق کمی سازی مفاهیم نظری با کمک روش های تحلیل آماری نظیر تحلیل عاملی و رگرسیون چند متغیره صورت پذیرفته است. به علاوه سعی شده است که برخی از ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی اقشار آسیب پذیر روستایی بررسی شود. مطالعه نشان می دهد که سیاست های توسعه دهه های اخیر که با تکیه بر راهکارهای تعدیل ساختاری، آزاد سازی و خصوصی سازی مورد کاربست مسوولان اجرایی به ویژه در بخش کشاورزی قرار گرفته است، در ایجاد و گسترش اقشار آسیب پذیر در جامعه روستایی بی تأثیر نبوده است. لذا حمایت از این گونه اقشار در درجه اوّل به شناسایی آنان از طریق روش های علمی ارتباط دارد
در ارتباط با بهره برداری از مراتع، سه نوع نظام بهره برداری سنتی، طرح های مرتع دارای و نظام تعاونی وجود دارد که از کارآیی اجتماعی متفاوتی برخوردارند. هدف از انجام این پژوهش سنجش کارایی اجتماعی هر یک از نظام های بهره برداری موجود به منظور دست یابی به یک الگوی بهینه است. نتایج حاصله از تحلیل های آماری این پژوهش که بر اساس دیدگاه های نظری جامعه شناختی انجام گرفته است، با کارآیی اجتماعی که متشکل از مؤلفه های مشارکت اعضاء پایداری گروهی، سازگاری شغلی و رفاه اجتماعی در ارتباط است. خلاصه نتایج آزمون میان کارایی اجتماعی و نوع نظام بهره برداری حاکی از معنی دار بودن روابط در سطح بالای 0.995 است. نمره کارایی در واحدهای تعاونی بالاتر از طرح های مرتع داری و در هر دو بالاتر از واحدهای سنتی و روند آن از سنتی به تعاونی حالتی فزاینده داشته است
این کتاب که اولین کتاب استرینگر در این زمینه است، به معرفی پژوهش عملی پرداخته و آن را به گونه ای کاربردی به عنوان راهنمای عملی همه کسانی که درصدد هستند تا با رویکردی مشارکتی، عاملان تغییراتی به نفع مردم باشند، معرفی می کند. در این کتاب اصول پژوهش عملی جامعه گرا به زبانی ساده تشریح شده و درواقع به گونه ای گام به گام آموزش داده می شود.نویسنده در این کتاب فرآیند انجام این پژوهش را همراه با مثال های فراوانی برگرفته از تجارب شخصی اش مطرح می کند.
از زمانی که ویلیام تامس، عتیقه شناس انگلیسی، اصطلاح فلکلر را به جای اصطلاح های رسوم کهن عامه و ادبیات عامه را به جامعه انگلیسی زبان پیشنهاد کرد،بیش از 150 سال می گذرد.با اینکه کاربرد این واژه در ادبیات انگلیسی 25 سال قدیم تر از کاربرد اصطلاح کالچر به مفهومی است که ادوارد تایلر، مردم شناس انگلیسی نخستین بار آن را در 1871 در کتاب فرهنگ ابتدایی به کار برد، لیکن هنوز بر سر مفهوم و دامنه و قلمرو فلکلر در میان علمای فلکلر شناس بحث و گفتگو است. اصطلاح فلکلر هم به موضوع ها و مواد و هم به دانشی که این موضوع ها و مواد را مطالعه می کند اطلاق می شود.
پدیده مهاجرت یکی از پیچیده ترین پدیده های جمعیتی، و رابطه این پدیده با فرایند گسترش شهری و شهرنشینی در جوامع، پدیده ای به مراتب پیچیده تر است. پیچیده تر از اینها فرایند سازگاری مهاجران در شهرهاست؛ چرا که زندگی شهری تنها مساله سکونت در شهر نیست بلکه متضمن رعایت اصول و آدابی است که در مجموع زیر بنای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگ شهری را تشکیل می دهند. بیگانه بودن مهاجران به ویژه مهاجران روستایی با این اصول و عدم برخورداری آنان از جایگاه اقتصادی و اجتماعی مشخص، پیامدهای گوناگون جمعیتی، رفتاری، اخلاقی و روانی دارد. برخورد مهاجران با فرهنگ جوامع شهری و چگونگی سازگاری آنان با محیط های ناآشنا و متفاوت شهری موضوع اصلی این مقاله را تشکیل می دهد. در این مقاله، سعی شده است گوشه هایی از فرایند سازگاری مهاجران با محیطهای جدید به ویژه محیطهای گسترده شهری که به هر دلیل به عنوان مقصدهای مهاجرتی انتخاب شده اند، در مقیاس بین المللی و ملی مورد بررسی قرار گیرند. با توجه به گستردگی موضوع و تنوع مکانی و گوناگونی منطقه ای مهاجرت و تفاوتهای آشکار فرهنگی در بین گروه های مهاجر و جامعه مهاجرپذیر و پیچیدگی های محیط شهری و برخوردهای متفاوت مهاجران با مسایل اجتماعی شهرها این بررسی از نوع کلان بوده، به نکات برجسته و عمومی موضوع سازگاری مهاجران در شهرهای مناطق مختلف جهان پرداخته شده است. مراحل مختلف مهاجرت به شهر تا تحکیم مواضع اجتماعی و اقتصادی مهاجران برابر نظریه ترنر مورد بررسی قرار گرفته و در پایان نکاتی به عنوان نتیجه گیری ارائه شده است.
مطالعه عوامل موثر بر ناهنجاری رفتاری دانش آموزان استان لرستان، در سال 1380،در سه شهر خرم آباد، بروجرد و نورآباد آغاز شد.به این منظور، از بین دانش آموزان دختر و پسر رشته های مختلف تحصیلی، 975 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. در این مطالعه، رابطه ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان با برخی ویژگی های فردی آنان، نظیر وضعیت تحصیلی، جنسیت و برخی ویژگی های خانواده دانش آموزان و خود پنداره دانش آموز، میزان پیوستگی با والدین، تصویر از خود، آرمان شغلی، پنداشت از کفایت درآمد خانواده، پنداشت از نظم مدرسه، بررسی شده است. برای انتخاب متغیرها، بیشتر از نظریه های صاحب نظران نظارت اجتماعی، مانند گات فردسون و تراویس هیرشی، استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که نابهنجاری دانش آموزان، در مدرسه و بیرون از مدرسه، ریشه های مشترکی دارند و نباید آن ها را دو پدیده جدا از هم دانست. با توجه به معنی دار بودن رابطه نابهنجاری های رفتاری با متغیرهای مذکور، یافته ها حاکی از آن است که داشتن روابط مطلوب در محیط خانواده و مدرسه، پنداشت از خود دانش آموز، پنداشت از درآمد خانواده، شغل پدر، پنداشت از نظم مدرسه، توفیق در کار مدرسه و جنسیت به عنوان عوامل تاثیرگذار در نابهنجاری رفتاری دانش آموزان در مدرسه و برخی متغیرها مانند توفیق تحصیلی، جنسیت و پیوند با مادر در نابهنجاری های رفتاری در بیرون مدرسه اهمیت بیشتری دارند.
"سه مضمون عمده در مباحث نظری جامعه شناسی، در دهه های اخیر، بدن آدمی رابه عنوان موضوعی برای نظریه و پژوهش اجتماعی مطرح ساخته است. این سه مضمون عبارتند از: (1) اهمیت فزاینده مفهوم خود در نظریه های اجتماعی نوین، (2) تغییر شالوده اجتماعی هویت از حوزه تولید به حوزه مصرف و تاملی شدن هویت ها در متن فرهنگ مصرف، (3) بصری شدن نمادهای منزلت و هویت در فرهنگ های کلان شهری، امکان پذیر بودن دست کاری و نظارت بر ظواهر بصری برای شکل دادن به شکل های هویت، پیش از همه، به معنای نظارت و مراقبت بر بدن به مثابه حامل ضمیر نفسانی و مستقیم ترین واسطه هویت است.
این مقاله به بررسی تجربی فرضیه گسسته شدن شکل های هویت از موقعیت های ساختاری و پیوند آن با خصوصیات فرهنگی نمونه 825 نفری از ساکنان 18 سال به بالای تهران می پردازد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که سطوح گوناگون مدیریت بدن رابطه معناداری با متغیرهایی دارد که آشکارا دلالت فرهنگی دارند، این متغیرها عبارتند از: جنس، سن، تحصیلات، سرمایه فرهنگی، دیانت و نگرش سنتی به خانواده، اما بین مدیریت بدن و متغیرهای ساختاری مثل پایگاه اقتصادی و اجتماعی، سرمایه اقتصادی و شغل رابطه معناداری دیده نشده است."
این مقاله پساز شرح خلاصه ویژگی ها و قابلیت های تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی (ICTs) به بررسی تعامل بین ارتباطات و اطلاعات با سیاست و حکومت می پردازد. ICTs با گسترش توانایی رسانه های سنتی (مطبوعات، رادیو و تلویزیون) از نظر زمانی، مکانی، بعد اجتماعی و دوسویگی ارتباطی، امکان بسیاری را برای تقویت و تحکیم دموکراسی مستقیم و انتخاباتی فراهم نموده است. ایفای نقش های عدیده حکومت در قبال ICTs نیز به الکترونیکی شدن حکومت می انجامد و این، به نوبه خود، باعث تقویت تعامل حکومت و جامعه (افراد، اجتماعات و اقتصاد) و افزایش کارآیی و بهره وری خدمات عمومی حکومت و نظام اداری خدمات رسانی می گردد
"این مقاله در پی تحلیل گفتمان مسلط روشنفکری و مطالعه تاثیر شرایط داخلی و خارجی جامعه ایران در شکل گیری اندیشه های روشنفکری آستانه انقلاب مشروطه است. محدوده تاریخی تحقیق، 1270-1288 ه ش را در بر می گیرد. ویژگی های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه در قالب شرایط داخلی و تاثیرات فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی- اقتصادی غرب تحت عنوان شرایط بین المللی مورد بحث قرار گرفته اند.
اندیشه های روشنفکری با مفهوم گفتمان دسته بندی شده اند. اطلاعات از دو طریق به دست آمده است: نخست مطالعه اسنادی منابع علمی و تاریخی درباره اوضاع و احوال جامعه آستانه انقلاب مشروطه ایران و دوم تحلیل محتوای کمی و کیفی ویژگی های گفتمان مسلط انقلاب مشروطه. در آستانه انقلاب مشروطه 38 شماره از روزنامه قانون میرزاملکم خان برای تحلیل محتوای گفتمان مسلط انتخاب شده است.
بر اساس یافته ها، اولا میان شرایط مختلف جامعه آستانه انقلاب مشروطه و گفتمان مسلط ارتباط وجود دارد. ثانیا برخی از ویژگی های گفتمان مسلط دارای همبستگی درونی هستند. ثالثا بسیاری از ویژگی های گفتمان مسلط با متغیر زمان دارای رابطه معنا دار است. بنابراین، گفتمان مسلط بر انقلاب مشروطه را می توان به آینه ای تشبیه کرد که در آن شرایط جامعه، مشکلات و راه حل ها منعکس شده اند."
سؤال اصلی این مقاله آن است که آیا نظریه اسکاچپول توانایی تبیین انقلاب ایران را دارد. در پاسخ به این سؤال بخش اول این مقاله به طور تفصیلی به طرح نظریه اسکاچپول میپردازد و در بخش دوم توانایی تبیینگری نظریه اسکاچپول در مورد انقلاب ایران آزمون شده است. برای این کار از متغیرهای اصلی نظریه اسکاچپول استفاده شده است. این متغیرها عبارتند از: وجود ارزش مازاد، نوع نظام کشاورزی، بعد دیوان سالاری، میزان قدرت سیاسی طبقه زمیندار، میزان فشارهای بینالمللی و توانایی انقلابی دهقانان ایرانی. همانگونه که خود اسکاچپول نیز اذعان داشته است نظریه وی بدون جرح و تعدیلهای لازم قابلیت تبیین انقلاب ایران را ندارد. در ادامه جرح و تعدیلهایی را که اسکاچپول در مقالهاش به آنها اشاره دارد، مطرح شده و در پایان آرا و نظریات اسکاچپول درباره انقلاب ایران نقد و بررسی شده است.
" این مقاله به بررسى سیر تحول گفتمان توسعه سیاسى در تاریخ معاصر ایران از پیروزى انقلاب مشروطه تا پایان دهه دوم انقلاب اسلامى مى پردازد. یافته هاى حاصل از یک پژوهش کیفى براساس روش تحلیل گفتمان و با استفاده از الگوى ترکیبى نورمن فرکلاف و تئون اى. ون دایک دست مایه این بررسى است که هشت دوره تاریخى (1285، 1312، 1320، 1331، 1352، 1358، 1371 و 1377 هجرى شمسى) را دربرمى گیرد.
مقاله حاضر نشان مى دهد که شاخص هاى توسعه سیاسى از قبیل آزادى، قانون گرایى، جامعه مدنى، کثرت گرایى، رقابت و مشارکت سیاسى در دوره نخست، یعنى در سال 1285 در نقطه مطلوبى قرار دارند. این وضعیت، ناشى از پیروزى انقلاب مشروطه و به ثمر نشستن مبارزات ملت ایران براى رهایى از استبداد تاریخى است. شاخص هاى مذکور در سال 1312 که حکومت مطلقه رضاشاه در شرف تکوین است، به شدت سقوط مى کنند؛ اما در سال 1320 تحت تاثیر تحولات سیاسى و اجتماعى، عدم اقتدار و کنترل حکومت مرکزى، تمایل شاه جوان به اصلاح تصویرذهنى مردم از حکومت استبدادى و مطلقه رضاشاه و بروز نوعى هرج ومرج سیاسى، منحنى مذکور بار دیگر صعود مى کند، اما در مقایسه با دوره اول و دوره چهارم (1331) در جایگاه پایین ترى قرار دارد. در سال 1331، بار دیگر شاهد نضج گیرى گفتمان توسعه سیاسى به ویژه در بعد استقلال طلبى و آزادى خواهى هستیم.
در دوره پنجم (1352) نیز همچون دوره دوم (1312)، منحنى توسعه سیاسى در نقطه حضیض قرار دارد، در حالى که وضعیت سال 1358 به سال 1320 شبیه است. به نظر مى رسد که رشد برخى شاخص هاى توسعه سیاسى در سال 1358 نیز ناشى از رهاشدگى اوایل انقلاب و بروز مطالبات اجتماعى است.
وضعیت سال 1371 از لحاظ توسعه سیاسى، مطلوب نیست. در این سال نیز گرچه مانند مقطع 1352 به نوسازى اجتماعى ـ اقتصادى توجه فراوان مى شود، اما بعد سیاسى و فرهنگى توسعه به شدت مورد غفلت قرار مى گیرد.
سال 1377 سال اوج گیرى گفتمان توسعه سیاسى است. در واقع تنها در این مقطع است که مفهوم «توسعه سیاسى» به طور مستقیم به کار مى رود، زیرا در مقاطع دیگر، ما اساساً با شاخص ها و مفاهیم توسعه سیاسى و نه اصطلاح و مفهوم آن روبه رو هستیم. گفتمان توسعه سیاسى در این سال حتى از نخستین سال پیروزى انقلاب مشروطه نیز جایگاه بالاترى دارد.
به طور کلى، سال 1377 نقطه اوج منحنى شاخص هاى توسعه سیاسى و سال 1312 نقطه حضیض آن است. به این ترتیب، مقاله حاضر با بررسى هشت دوره تاریخى، تصویرى کلى از جایگاه گفتمان توسعه سیاسى در یک قرن اخیر ایران ارائه مى کند.
"