درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۰۶۱ تا ۱۸٬۰۷۷ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۱۸۰۶۱.

اولویت های ارزشی دانش آموزان و تعیین کننده های اجتماعی-فرهنگی آن در مدارس متوسطه دوم شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۸
هدف ارزش ها به عنوان یکی از بنیادی ترین ابعاد شخصیت اجتماعی نوجوانان، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به نگرش ها، کنش ها و انتخاب های فردی و اجتماعی آنان ایفا می کنند. دوره نوجوانی، به ویژه در مقطع متوسطه دوم، مرحله ای حساس در فرایند جامعه پذیری ارزشی به شمار می آید؛ مرحله ای که در آن نوجوانان در تعامل با نهادهای مختلف اجتماعی همچون خانواده، مدرسه و رسانه ها، نظام ارزشی خود را بازتعریف می کنند. در جوامع در حال گذار، از جمله جامعه ایران، هم زمانی عناصر سنتی با الگوهای نوین فرهنگی و سبک های زندگی جهانی، موجب تنوع و گاه تعارض در اولویت های ارزشی نسل جوان شده است. از این رو، شناخت الگوهای ارزشی دانش آموزان و عوامل اجتماعی–فرهنگی مؤثر بر آن ها، می تواند تصویری روشن از جهت گیری های فرهنگی جامعه و پیامدهای آن برای سیاست گذاری آموزشی و توسعه اجتماعی ارائه دهد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اولویت های ارزشی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز و تبیین تعیین کننده های اجتماعی–فرهنگی آن بود. این پژوهش به طور خاص به بررسی نقش جنسیت، نظام آموزشی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و میزان استفاده از رسانه ها در شکل گیری اولویت های ارزشی دانش آموزان پرداخت. تمرکز بر شهر شیراز، به عنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و آموزشی کشور، امکان تحلیل دقیق تر پیوند میان ساختارهای اجتماعی، نهاد آموزش و تحولات ارزشی نوجوانان را فراهم می سازد. روش پژوهش حاضر از نوع کمی و با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مدارس دولتی و غیردولتی شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بوده است. به منظور انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد؛ بدین صورت که ابتدا مدارس به عنوان خوشه های اصلی انتخاب و سپس دانش آموزان به طور تصادفی از میان آن ها گزینش شدند. با مراجعه به جدول مورگان، حجم نمونه ۴۰۰ نفر تعیین شد که از نظر آماری برای تعمیم نتایج به جامعه آماری کفایت دارد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساخت یافته بود که شامل دو بخش اصلی می شد: بخش نخست به اطلاعات زمینه ای و متغیرهای اجتماعی–فرهنگی شامل جنسیت، نوع نظام آموزشی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و میزان استفاده از رسانه ها اختصاص داشت؛ بخش دوم به سنجش اولویت های ارزشی دانش آموزان بر اساس الگوی شش بعدی ارزش های آلپورت (نظری، اقتصادی، اجتماعی، زیبایی شناختی، سیاسی و دینی) می پرداخت. گویه ها بر اساس طیف لیکرت تنظیم شدند. روایی محتوایی ابزار با نظر خبرگان حوزه جامعه شناسی و آموزش تأیید شد و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که مقدار آلفای کرونباخ برای تمامی سازه های پژوهش بالاتر از 7/0است که بیانگر پایایی قابل قبول ابزار پژوهش است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند و از آمار توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که میانگین واقعی تمامی ابعاد ارزش ها بالاتر از میانگین نظری طیف قرار دارد که بیانگر برخورداری دانش آموزان از سطح نسبتاً بالایی از گرایش های ارزشی است. در میان ابعاد مختلف ارزش ها، ارزش های زیبایی شناختی و اقتصادی بالاترین میانگین را به خود اختصاص دادند؛ در حالی که ارزش های دینی و سیاسی پایین ترین میانگین را داشتند. این الگو نشان دهنده گرایش بیشتر دانش آموزان به ارزش های مرتبط با سبک زندگی، لذت های فردی و موفقیت مادی و در مقابل، کاهش اهمیت ارزش های نهادی و رسمی است. نتایج آزمون های همبستگی نشان داد که میان جنسیت و اولویت های ارزشی کلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین، تفاوت های جنسیتی با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و دینی ارزش ها رابطه معنی دار نشان داد. نظام آموزشی نیز با اولویت های ارزشی کلی و اغلب ابعاد ارزشی رابطه مثبت و معنی داری داشت که بیانگر نقش مهم مدرسه در فرایند جامعه پذیری ارزشی دانش آموزان است. میزان استفاده از رسانه ها با اولویت های ارزشی کلی رابطه معنی داری نداشت، اما با ارزش های دینی رابطه مثبت و معنی دار نشان داد. پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده تنها با ارزش های اجتماعی و سیاسی رابطه معنی دار داشت و با سایر ابعاد ارزش ها رابطه معنی داری مشاهده نشد. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که با کنترل سایر متغیرها، جنسیت و نظام آموزشی بیشترین سهم را در تبیین تغییرات اولویت های ارزشی دانش آموزان دارند، در حالی که نقش پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و استفاده از رسانه ها محدودتر و گزینشی تر است. نتیجه نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام ارزشی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم
۱۸۰۶۲.

دانش توسعه در ایران: زمینه های شبه استعماری توسعه مدرنیزاسیونی با تأکید بر برنامه های اول و دوم توسعه قبل از انقلاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: توسعه به مثابه مفهومی چندلایه و مناقشه برانگیز، نه تنها دلالت بر رشد اقتصادی یا تحول نهادی دارد، بلکه در سطحی عمیق تر، به عنوان «اندیشه ای از جنس گذار» عمل می کند که نحوه ادراک جوامع از گذشته، حال و آینده خویش را سامان می دهد. در ایران، اگرچه ایده هایی چون «انکشاف» و «ترقی» پیشینه ای طولانی دارند، اما دگردیسی توسعه به صورت یک پروژه منسجم، نهادمند و مبتنی بر برنامه ریزی، به طور مشخص در بستر پس از جنگ جهانی دوم و در دل نظم سیاسی–اقتصادی جدید جهانی شکل گرفت. این پژوهش با تمرکز بر این گسست تاریخی، به بررسی نظام معرفتی توسعه در ایران پیش از انقلاب اسلامی، به ویژه در بستر برنامه های اول و دوم عمرانی، می پردازد و می کوشد نشان دهد که توسعه چگونه نه صرفاً به عنوان یک راهبرد فنی، بلکه به مثابه صورت بندی ای از قدرت–دانش و دانشی شبه استعماری عمل کرده است. هدف اصلی پژوهش، تحلیل چگونگی شکل گیری، انتقال و نهادینه شدن دانش توسعه در ایران در تلاقی میان اراده قدرت های جهانی به ویژه ایالات متحده آمریکا و نیروها و نهادهای داخلی است. پرسش محوری آن است که مراوده دانش میان نهادهای بین المللی توسعه، شرکت های مشاور و دانشگاه های آمریکایی از یک سو و نهاد برنامه ریزی و بوروکراسی ایرانی از سوی دیگر، چگونه ادراک ملی از توسعه را صورت بندی کرد و چه تأثیری بر مسیر و سرنوشت برنامه ریزی توسعه در ایران برجای گذاشت. پژوهش استدلال می کند که پروژه توسعه در ایران نه یک «ماموریت تمدن ساز» بی طرف، بلکه بخشی از نظم قدرت جهانی و منطق تقسیم کار سرمایه داری بین المللی در دوران اقتصاد کربنی بوده است. از نظر چارچوب نظری، پژوهش بر نظریه روی مک لئود در باب نسبت علم، امپریالیسم و قدرت استوار است. این نظریه با تمایز میان «علم کلان شهری» و «علم استعماری»، نشان می دهد که چگونه دانش علمی و تخصصی، به ویژه در جوامع پیرامونی، در قالب تکنیک ها و الگوهای تقلیدی به کار گرفته می شود و در خدمت تثبیت هژمونی فرهنگی، کنترل قلمرو و استخراج منابع قرار می گیرد. بر این اساس، دانش توسعه در ایران به عنوان دانشی شبه استعماری فهم می شود که از طریق شبکه های مشاوره ای، نهادهای بین المللی و برنامه های کمک فنی، نظم خاصی از حقیقت، سوژه مندی و عقلانیت برنامه ریزی را تولید کرده است. روش: روش پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد دیرینه–تبارشناسی فوکویی است. در بعد دیرینه شناسانه، قواعد پیشینی و ناخودآگاهی واکاوی می شوند که تعیین می کردند توسعه چگونه قابل گفتن، اندیشیدن و برنامه ریزی است و چه گزاره هایی به عنوان دانش معتبر شناخته می شدند. در بعد تبارشناسانه، پیوند میان دانش توسعه و مناسبات قدرت بررسی می شود تا نشان داده شود که چگونه نهادهای برنامه ریزی، گزارش های مشاوره ای و سیاست های عمرانی، در بستر کشاکش های سیاسی–اقتصادی و ژئواستراتژیک پدیدار شده اند. داده های پژوهش شامل اسناد آرشیوی وزارت امور خارجه، قوانین و مصوبات دولتی، مکاتبات اداری، گزارش های شرکت های مشاور، خاطرات بوروکرات ها و منابع ثانویه تاریخی است که با تحلیل گفتمانی و توجه به جابه جایی های معنایی مفاهیم کلیدی بررسی شده اند. یافته ها: نشان می دهد که نظم برتون وودز و نهادهایی چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، بستر نهادی و گفتمانی لازم برای اشاعه پارادایم مدرنیزاسیون را فراهم کردند. ایالات متحده با تکیه بر برتری اقتصادی و سیاسی خود، از طریق وام های بلندمدت، کمک های فنی و برنامه «اصل چهار ترومن»، توسعه را به ابزاری برای مهار کمونیسم و تثبیت بلوک غرب بدل ساخت. ایران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک و منابع نفتی، به یکی از کانون های اصلی این مداخله دانشی تبدیل شد و توسعه کشاورزی به عنوان نقطه ورود اصلی برای هدایت کشور در مسیر مطلوب نظم جهانی تعریف گردید. در این بستر، پارادایم مدرنیزاسیون با پشتوانه نظریه هایی چون نظریات پارسونز و روستو، بر ضرورت تغییر عادتواره ها، نهادها و حتی سوبژکتیویته فردی تأکید گذاشت. توسعه دیگر صرفاً به معنای ساخت زیرساخت نبود، بلکه مستلزم بازسازی فرهنگی، آموزشی و زیست سیاسی جامعه تلقی می شد. ورود تیم های دانشگاهی آمریکایی، به ویژه از ایالت یوتا، به حوزه های کشاورزی، بهداشت و آموزش، نقش مهمی در این فرایند ایفا کرد و سبک زندگی آمریکایی به تدریج به عنوان معیار نرمال پیشرفت معرفی شد. تحلیل نظام مشاوره ای برنامه ریزی در ایران نشان می دهد که این نظام به سه الگوی اصلی تقسیم می شد: مشاوران انفرادی کوتاه مدت با رویکردی فنی و فاقد درک زمینه ای؛ تیم های دانشگاهی با تمرکز بر ظرفیت سازی و مشارکت محلی و پیمانکاران خصوصی کلان مقیاس که اولویت آن ها اجرای سریع پروژه ها و منافع اقتصادی بود. با وجود موفقیت نسبی الگوهای دانشگاهی مشارکتی، در نهای
۱۸۰۶۳.

تبیین رابطه سرمایه ی اجتماعی و کیفیت محیطی(خوانایی و هم پیوندی فضایی) در سکونتگاه های غیررسمی (مورد کاوی: محله های اخترآباد، سهرابیه و حصار بالا شهرکرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۷
اطلاعات دقیق، جاری وکامل در هرگونه مداخله موثر برای ارتقای سکونتگاه های غیررسمی ضروری است. از مسائل اجتماعی که سکونتگاه های غیررسمی شهر کرج با آن مواجه هستند، طرداجتماعی است. این سکونتگاه ها در کرج اغلب به حاشیه رانده شده اند که خود منجربه انزوای اجتماعی در درون خود محلات و طرد از جریان اصلی جامعه شده است. این می تواندبه مسائلی مانند تبعیض، عدم دسترسی به خدمات اجتماعی و تحرک اجتماعی محدود منجر شود. باوجود مشکلات اجتماعی مطرح شده، اقدامات انجام گرفته برای حل این مشکلات، با آنکه کالبدی بوده که هرچند لازم است امابه نظر می رسد امکان خلق فرصت تعاملات وبرخوردهای اجتماعی در این محلات فراهم یا لااقل تقویت نکرده است. این مطالعه به دنبال بررسی رابطه این بین مفاهیم سرمایه اجتماعی و کیفیت محیطی در این محله ها است که می توان آن را در ادبیات مربوط به "سرمایه اجتماعی" چارچوب بندی نمود. برمبنای سطح مناسب در جوامع نامعین(ازنظر آماری) 385 نفر از ساکنین این محلات به عنوان نمونه های پژوهش، ازنظر وضعیت سرمایه اجتماعی موردسنجش واقع شدند. داده های جمع آوری شده بااستفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی موردسنجش واقع شد؛ خوانایی و هم پیوندی فضایی به عنوان زیرمجموعه های کیفیت محیطی درمحله های موردنظر با روش نحو فضا بررسی گردید. درنهایت، این مقاله با کمک رگرسیون خطی روابط بین سرمایه اجتماعی و کیفیت محیطی در محله های هدف را مشخص کرد؛ محله هایی که خوانایی و هم پیوندی فضایی در آنها بیشتر بوده است، سطح سرمایه اجتماعی نیزدر آن ها بیشتر بوده است.
۱۸۰۶۴.

بررسی ویژگی های کارآفرینی اجتماعی در سازمان های دولتی(مورد مطالعه: اداره کل امور عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۲
ایران در مسیر توسعه است و مقوله کارآفرینی اجتماعی می تواند به سرعت دادن روند پیشرفت کشور کمک کند. در صورتی که کارآفرینی اجتماعی بین کارکنان دولت نهادینه شود، می تواند راه حلی پایدار و قابل اجرا برای مسائل مختلف باشد. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، مطالعه ویژگی های کارآفرینی اجتماعی کارکنان امور عشایر است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی اس ت. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته براساس نظریه دیس بود که روایی آن به تأیید اساتید و کارشناسان صاحب نظر رسید. برای تعیین پایایی پرسش نامه، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد (84/0). نتایج مطالعه نشان داد که میزان کارآفرینی اجتماعی کارکنان اداره کل امور عشایر کهگیلویه و بویراحمد دارای دامنه تغییرات 33/4 تا 54/8 است. برای بررسی کارآفرینی اجتماعی در جامعه آماری مورد بحث، سه گروه به صورت گروه اول، دارای کارآفرینی اجتماعی پایین، گروه دوم، کارآفرینی اجتماعی متوسط و گروه سوم، کارآفرینی اجتماعی بالا، نام گذاری شدند. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که سه گروه، از نظر هر پنج متغیر کارآفرینی اجتماعی (مأموریت گرایی، پشتکار، نوآوری، شهامت و مسئولیت پذیری) با هم تفاوت معنی داری در سطح 01/0 دارند. همچنین از نظر جامعه آماری، شیوه مناسب مدیریت، مهم ترین عامل اثرگذار در ویژگی های شخصیتی افراد است.  
۱۸۰۶۵.

فضاهای عمومی شهری، تغییر و انطباق در همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۳
فضاهای شهری به عنوان بستر عمل طراحان از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. در شرایط گوناگون، رویکردهای مختلفی به منظور ارتقا کیفیت فضاهای شهری مورد توجه طراحان قرار می گیرد. در همه گیری کووید-19، در مفهوم فضاهای مناسب شهری تغییراتی به وجود آمد و ضرورت ایجاد تغییرات در ابعاد فضاهای شهری احساس شد. هدف این مقاله، بررسی تغییرات فضاها و بازخوانی اقداماتی است که برای بازگرداندن مجدد فضاها به مردم، توسط آنها و یا دولت ها در کشورهای مختلف انجام شده است. روش پژوهش در گام اول، تحلیلی و مبتنی بر روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی آنها است. در بررسی مطالعه ی موردی، از روش کمی و ابزار پرسش نامه (204 پرسش نامه) بهره برده شده و داده ها با ابزار اس.پی.اس.اس. تحلیل شده اند. نتایج گام اول نشان داد که تغییرات فضاهای عمومی شهری در قالب دوگانه هایی چون: فضای خصوصی/ فضای عمومی؛ امنیت/عدم امنیت؛ اجتماع گریزی و انزوا/ اجتماع پذیری و ارتباط؛ دیگرهراسی/ ارتباط اجتماعی و... قابل مشاهده هستند. نتایج گام دوم نشان داد که شرایط حضور و استفاده از فضای شهری در دوره ی کووید-19 نسبت به قبل ازآن تغییر داشته و به تبع آن تجربه ی احساسی افراد از حضور درفضا، منفیو به سمت ترس گرایش یافته است. درواقع ناامنی به شیوه ی متفاوتی نمود یافته است. همچنین تغییرات کالبدی در قالب اقدامات دولتی، بیشتر ازنوع هشداردهنده بوده، اما تمایلات مردم مشتمل بر ارتقا دسترسی پیاده، افزایش تعداد و دسترسی به فضاهای باز و افزایش ابعاد فضاها بوده است.
۱۸۰۶۶.

نهادگرایی تاریخی چهارچوبی برای بررسی عوامل مؤثر در رشد و تکوین تکنوکراسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
تکنوکراسی مدلی از حکمرانی است که در جوامع صنعتی و به دنبال اهمیت یافتن علوم و فنون مطرح گردید؛ در این سیستم حکومتی افراد دارای تخصص علمی و فنی اداره جامعه را بر عهده می گیرند. در ایران عصر پهلوی نیز تحت تأثیر سیاست های صنعتی سازی زمینه ورود فن سالاران به مناصب سیاسی فراهم گردید. براین اساس، مقاله حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و با اتکا به مبانی نظریه نهادگرایی تاریخی به تبیین نحوه عاملیت نهادها و کنشگران مؤثر در فرایند شکل گیری و رشد تکنوکراسی در ایران اختصاص یافته است. یافته های پژوهش حاکی از نقش تعیین کننده شاه و سیاست های تمرکزگرایانه حکومت در جهت دهی به توسعه و فراهم سازی بستر تکنوکراسی است. سطوح میانی، با تمرکز بر نهادهای رسمی، محل تبدیل سیاست ها و قوانین کلان به برنامه ها و اقدامات انجام گرفته در حوزه صنعت و اقتصاد بوده و کنشگران در سطح خرد شامل سیاست مداران، مدیران، کارآفرینان در تأسیس سازمان های صنعتی، راه اندازی واحدهای تولیدی، تربیت نیروهای تکنسین و به کار گماردن آن ها در کارخانه ها و سازمان های صنعتی نقش تعیین کننده ای داشته اند.  
۱۸۰۶۷.

اثربخشی روایت درمانی بر بهزیستی روانشناختی و تاب آوری مادران کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۶
مواجهه مادران کودکان با نیازهای ویژه با چالش های عاطفی و روانی می تواند به کاهش بهزیستی روان شناختی و تاب آوری آن ها منجر شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی روایت درمانی بر بهزیستی روان شناختی و تاب آوری مادران کودکان با نیازهای ویژه در شهرستان بناب بود. این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نیازهای ویژه در شهرستان بناب بود که از میان آن ها 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه روایت درمانی دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که روایت درمانی به طور معناداری به افزایش بهزیستی روان شناختی و تاب آوری در گروه آزمایش کمک کرده است. بر اساس یافته ها، روایت درمانی می تواند به عنوان روشی مؤثر در حمایت از مادران کودکان با نیازهای ویژه، در بهبود تاب آوری و ارتقاء بهزیستی روان شناختی آن ها به کار گرفته شود.
۱۸۰۶۸.

نقش مذهبِ تشیع در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی (با تکیه بر گزاره های استبداد شرقی از منظر هگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۶
قدرت گیری صفویه نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی-اجتماعی و سیاسی ایران محسوب می شود. ظهور صفویه پس از سال ها انسداد سیاسی و انقباض اقتصادی، آغاز دوره ای جدید در تاریخ ایران بود. حکومت صفویه با رسمی کردن مذهب تشیع ، همگون سازی فرهنگی را در ایران آغاز نمود و بستر را برای وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی فراهم نمود. این یکپارچگی مسیر را برای تقویت نظام و ایجاد حکومت استبدادی در دوره صفویه فراهم کرد. هگل که نگاهی به تاریخ ایران داشت، ساختارهای اجتماعی-سیاسی آن را استبدادی و در مفهومی کلی و عام، شرقی ترسیم می کرد. هگل نقش مذهب را در ایجاد یکپارچگی اصل اساسی می دانست و از آن به عنوان ابزاری در دست حکومت برای ایجاد استبداد مرکزی، مطیع کردن و مضمحل کردن نیروهای پیرامونی(پیرامونی)، وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی عنوان می کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیلِ نقشِ مذهب در ایجاد و تثبیت قدرتِ صفوی از منظر هگل می باشد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که مذهب چه نقشی در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی، ایجاد استبداد متمرکز و یکپارچگی سرزمینی داشت؟ هگل در تحلیل جوامع شرقی، ضمن معرفی خصلت استبدادی حکومت متاثر از اقلیمِ گرم و خشک، به جوامع پیرامونی خودکفا اشاره می کند و تجمیع و ترکیب این دو را ممکن نمی داند مگر با نقش اتصال گر مذهب. مذهب در آراء هگلی، به سان ملاتی عمل می کند که ضمن چسباندن(وحدت عملی) بین مرکز و نیروهای پیرامونی، نقش ابزاری برای تثبیت ساختار قدرت مرکزی را نیز دارد. این پژوهش با روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از فرضیه استبدادشرقی از منظر آراء هگل نگارش شده است.مساله پژوهش حاضر، اعتبارسنجی گزاره های هگلی و شناخت ماهیت استبداد صفوی از گذرگاه این گزاره هاست. .فرضیه ارائه شده با تکیه بر آراء هگل، بیان می کند که مذهب نقشی کارکردی-تاریخی در ایجاد و تثبیتِ ساختار قدرت در ایرانِ عصر صفوی داشته است.
۱۸۰۶۹.

تشیع علوی و بازسازی معنا؛ تحلیل گفتمان اصلاح دینی شریعتی بر پایه نظریه لاکلا و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۲
گفتمان های اصلاح دینی در جهان اسلام از اواخر قرن نوزدهم تاکنون را می توان محصولی از نزاع دیرپای سنت و تجدد دانست. این گفتمان ها که هم متأثر از تحولات داخلی جوامع اسلامی و هم تابعی از جریان های فکری غرب هستند، تنوع قابل توجهی یافته اند. در این میان، گفتمان اصلاح دینی علی شریعتی در ایران به دلیل اثرگذاری گسترده، جایگاه ویژه ای دارد. ویژگی شاخص این گفتمان در بازسازی هدفمند تشیع نهفته است؛ فرایندی که با عبور از بازخوانی صرف سنت و پرهیز از تفسیرهای فاقد مسئولیت پذیری اجتماعی، آن را به آرمانی انقلابی و پویا تبدیل می کند. این مقاله با بهره گیری از نظریه گفتمان لاکلا و موفه نشان می دهد که شریعتی از طریق بازسازی معنایی «امامت» به عنوان دال مرکزی و مفصل بندی دال های شناور چون عدالت، انتظار، ولایت و امت در زنجیره های هم ارزی، منظومه ای معنایی پدید آورد که در آن تشیع به هویتی معطوف به کنش اجتماعی، مسئولیت پذیری و مبارزه با ستم تبدیل می شود. او با منطق طرد، قرائت های رقیب را ذیل «تشیع صفوی» بازنمایی و به حاشیه می راند و در مقابل «تشیع علوی» را به مثابه بدیلی انقلابی و عدالت خواه تثبیت می کند. نتیجه این فرایند، بازسازی هویت شیعی در قالبی فعال، عدالت محور و معطوف به تغییر بود؛ هویتی که علاوه بر انسجام در سطح نظری، در عرصه اجتماعی و تاریخی نیز توان بسیج گری گسترده ای ایجاد کرد. در این گفتمان، دین به ابزار توانمندسازی توده ها، برانگیختن مسئولیت جمعی و ایجاد آمادگی برای تغییر ساختارهای نابرابر تبدیل شد. سازمان دهی تازه مفاهیم دینی و ایجاد شبکه ای از معانی و کنش ها باعث شد گفتمان شریعتی بتواند پیام های عدالت خواهانه و آزادی طلبانه را در قالبی آشنا برای مخاطبان منتقل کند و در شکل گیری حرکت های اعتراضی دهه ۱۳۵۰ و نهایتاً انقلاب اسلامی نقش مؤثر ایفا کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که گفتمان اصلاح دینی شریعتی تحت عنوان تشیع علوی، با بازآرایی مفاهیم کلیدی تشیع و ایجاد انسجام گفتمانی حول محور امامت، از سطح یک پروژه نظری فراتر رفت و به یکی از نیروهای هژمونیک اثرگذار بر سپهر سیاسی–اجتماعی ایران تبدیل شد.
۱۸۰۷۰.

عوامل و روند اجتماعی جذب و همنوایی اجتماعی بردگان سیاهِ زنگی در منطقه خلیج فارس (از آغاز تا معاهده منع برده داری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۶
بردگان سیاهی که در طول حدود دو هزاره گذشته در سواحل خلیج فارس ساکن شده اند، سرگذشت پیچیده ای را از سر گذارنده بودند. ورود ایشان به سواحل خلیج فارس روندی تدریجی و تاریخی بود که به علل گوناگون در هر دوره به شکلی خود را نشان داد. مقاله حاضر در پی بررسی روند و تحلیل عوامل مؤثر بر فرازو فرودها و موضع گیری های اجتماعی بردگان مذکور در برابر شرایط جامعه ساحل نشینان خلیج فارس است. بنا به مقتضیات موضوع روشی توصیفی-تحلیلی با رویکرد "جبرهای اجتماعی"ژرژ گورویچ در این تحقیق اتخاذ شده است. یافته های تحقیق مراحل متعدد و متنوعی از فرایند تاریخی جذب بردگان زنگی در جامعه مورد بحث را به تصویر می کشد که در طول این دوره دو هزار ساله از بی خبری، جنبش اجتماعی بردگان و برخورد فرهنگی تا تعامل و همنوایی تحول یافت.
۱۸۰۷۱.

مؤلفه های گفتمانی حزب دمکرات کردستان در برساخت مفهوم واگرایی از ایران در پایان جنگ جهانی دوم (1324- 1325)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
در مقطع زمانی پایان جنگ جهانی دوم با اشغال ایران توسط متفقین و ضعف حکومت مرکزی، حزب دمکرات کردستان به رهبری فردی به نام "قاضی محمد" و با حمایت اتحاد جماهیر شوروی درصدد برآمد واگرایی سرزمینی را مبتنی بر عاملیت قومیت در ایران رقم بزند. در این پژوهش کوشش شده با استفاده از روش تحلیل گفتمان و در چهارچوب دیدگاه لاکلائو و موفه چگونگی مفصل بندی مؤلفه های گفتمانی این حزب در مطالبه خودمختاری برای کردستان در چهارچوب جغرافیای سیاسی ایران و به ویژه چگونگی غیریت سازی آن با گفتمان ناسیونالیستی حکومت پهلوی واکاوی شود. این دو اندیشمند روش تحلیل گفتمان را بیش ازپیش از حوزه زبان شناسی به عالم سیاست و از جمله مطالعات هویت قومی سرایت داده اند. یافته های پژوهش بیان گر آن است که این حزب کوشید با مرکزیت بخشی به تمایز زبانی قوم کرد با زبان فارسی به مثابه زبان رسمی حکومت مرکزی درصدد خودمختاری این منطقه جهت قلمروزدایی از "زبان معیار" برآید. همچنین ضمن تمایزانگاری با حکمرانی بسیط حکومت پهلوی اقدام به برساخت دال استعاری کارایی حکمرانی فدرالیسم جهت کسب اختیارات برای اداره امور این منطقه در چهارچوب قلمرو سرزمینی ایران برآید. از سوی دیگر علی رغم حمایت شوروی از این حزب لیکن به جهت عدم مجاورت مرزی شوروی با کردستان و نظر به مخالفت بریتانیا و ایالات متحده با واگرایی این منطقه و همچنین عدم تمایل این حزب به اجرای سیاست های کمونیستی در کردستان، دال مرکزی گفتمان این حزب به سوی مطالبه خودمختاری در چهارچوب جغرافیای سیاسی ایران و نفی جدایی طلبی سوق یافت.
۱۸۰۷۲.

تبیین فرایند ملّت سازی ناتمام در ایران با بهره گیری از عوامل اثرگذار کلان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۰
  بنابر تجربه تاریخی کهن، ایرانیان همواره یک ملت بوده اند. یکی از وجوه مدرنیته، ملت سازی به شیوه نوین و متفاوت با تجربه کهن ایرانیان بود. اما این تجربه جدید در ابتدا با جنگ روسیه علیه ایران در قفقاز در قامت یک "مدرنیته ای توپخانه ای" برای ایرانیان ظاهر شد.؛ بنابراین ملت شدن به مفهوم مدرن و اندوختن تجربه نوین بر تجربیات کهن ایرانی یک وضعیت حادث و تحمیلی بود؛ اما حدوث این وضعیت نوین با چالش ها و موانعی در ایران روبرو بود که ناتمامی پروژه ملت سازی مدرن ایرانی پی آمد آن بوده و موضوع اصلی این پژوهش است. این پژوهش به تبیین عوامل چالش برانگیز و اثرگذار کلان بر فرایند ملّت سازی در ایران می پردازد. روش تحقیق تبیین علّی با رویکرد کیفی است. هدف تحقیق تبیین موانع و چالش های فرایند ملّت سازی در ایران است. فرضیه تحقیق اینست که به نظر می رسد عوامل اثرگذار کلان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بر ناتمامی فرایند ملّت سازی در ایران مؤثر بوده اند. روش گردآوری مطالب مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. نوآوری مهم تحقیق، پردازش مفهومی چالش های ملّت سازی ایرانی مبتنی بر عوامل اثرگذار کلان است. نقطه تقاطع عوامل اثرگذار کلان چهارگانه فرهنگی، اقتصادی، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک، بر فرایند ملّت سازی در ایران پی آمد رشد وطن ستیزی را داشته است. این ابعاد چهارگانه مانع فرایند ملّت سازی پایدار در تحولات اجتماعی در ایران بوده است. یافته مهم پژوهش ایضاح چالش های کلان ملّت سازی در ایران و تقویت مبانی نظری جهت غلبه بر این چالش هاست. نتیجه پژوهش ارائه پیشنهادهای سیاستی جهت تأثیر بر فرایند ملّت سازی در ایران و ضروری بودن تداوم عناصر ملّت ساز نهادی در ایران است.
۱۸۰۷۳.

بررسی موقعیت سادات در سپهر سیاسی ایران از فروپاشی صفویان تا پایان حکومت نادرشاه (1135-1160ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۶۵
گروه اجتماعی سادات، به دلیل انتساب به خاندان پیامبر (ص) و همچنین ادعای سیادت صفویان، از احترام فراوان و جایگاه ویژه ای نزد آن ها برخوردار بودند، به گونه ای که این گروه به بازیگران اصلی و تأثیرگذار در عرصه های مختلف عصر صفوی تبدیل شدند. این موقعیت ممتاز با سقوط صفویان، نمی بایست به همین شکل ادامه یابد؛ لذا پژوهش حاضر در صدد است تا موقعیت سادات در سپهر سیاسی ایران را از سقوط صفویه تا پایان دوره نادرشاه به طور دقیق و جامع واکاوی نماید. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مطالعه کتابخانه ای انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با سقوط سلسله صفویه توسط افغان ها، سادات دچار وضعیت نامطلوبی از جمله قتل، فرار و مهاجرت اجباری شدند. در دوره نادرشاه نیز به دلیل سیاست های مذهبی متفاوت از صفویان، این گروه با تضعیف موقعیت های اداری، با کاهش چشمگیر درآمدهای موقوفات، عزلت نشینی، مهاجرت و حتی حذف مواجه شدند. علیرغم تمام مشکلات و محدودیت های موجود برای سادات در این عصر، اما بنابر درک موقعیت اجتماعی آنها توسط نادر، ساداتی عموما از خاندان هایی به دور از دایره قدرت در عصر صفوی در مناصب مختلف دیوانی و مذهبی و به شکلی کنترل شده، فراخوان شدند.
۱۸۰۷۴.

کرمانیان در برابر مغولان؛ تقابل تدبیر و شمشیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۸
بررسی برخی از تحقیقاتِ جدید و حتی بعضی از منابع دست دومِ تاریخی، این نکته را به ذهنِ مخاطب متبادر می سازد که کرمانیان (اعم از حاکمان، دولتمردان و عمومِ مردمِ کرمان) با طوع و رغبت از مغولان چنگیزی اطاعت کرده و بدون هیچ سیاست، تلاش و یا مقاومتی به تسلیمِ کامل آنان درآمده اند. نوشتار حاضر بر آن است که با بهره گیری از روش پژوهش تاریخی با رویکرد تحلیلی، این قولِ ساده انگارانه را به چالش کشد و با ارائه دلایل و شواهدِ متقنِ تاریخی بدین پرسش پاسخ دهد که رویکرد کرمانیان در برابرِ مغولان چنگیزی چگونه بود و این رویکرد چه تبعات و نتایجی برای کرمان داشت؟ یافته های پژوهش نشان داد که اولاً حاکمان و دولتمردانِ کرمان همزمان با تهاجماتِ مغولان، با توجّه به شناختی که از مغولان، کشتار و شدّت عملِ آنها داشتند؛ زیرکانه سعی کردند از رسمِ ایلیِ مغولان تبعیت کرده و از ویرانیِ کرمان جلوگیری کنند. ثانیاً دولتمردانِ کرمان تا حدّ ممکن سعی داشتند از باز شدنِ پایِ مغولان به کرمان جلوگیری کرده و با رسومی همچون فرستادن گروگان به دربارِ مغولان و یا ازدواج های سیاسی و حتی پرداخت مالیات، امنیت سیاسی – اجتماعی کرمان را حفظ کنند تا در پسِ این امنیت بتوانند به رونق اقتصادی نیز دست یابند. اگرچه سرانجام مغولان همزمان با دورانِ ایلخانیِ اولجایتو بر کرمان استیلا یافتند؛ اما کرمانیان نزدیک به یک قرن با همین رویکرد در مقابل مغولان ایستادگی کردند و نه تنها از ویرانیِ سرزمین خود جلوگیری کردند؛ بلکه دورانی همراه با رونق اقتصادی و رشد فرهنگی را پشت سر گذاشتند؛ دورانی که اوج آن همزمان با حکومت تَرکان خاتون قراختایی است. در مجموع می توان کرمانیان را پیروزِ میدانِ رویارویی با مغولان دانست.
۱۸۰۷۵.

نقش اجتماعی و فرهنگی زنان ایالت جبال ایران در دوره های آل بویه و سلجوقی بر پایه نظریه بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۹
ایالت جبال به عنوان کانونی راهبردی در ایران دوره میانه، نقش مؤثری در تحولات سیاسی، مذهبی و فکری جهان اسلام ایفا کرد. با این وجود، نقش آفرینی زنان این منطقه علی رغم اهمیت تاریخی آن، کمتر موضوع مطالعات نظام مند بوده است. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای و با کاربست چارچوب نظری پیِر بوردیو، به تحلیل کنشگری و جایگاه زنان در بازتولید قدرت و مقاومت فرهنگی در ایالت جبال در دوره آل بویه و سلجوقی می پردازد. مطالعه حاضر با اتکا بر منابع تاریخی اولیه و مطالعات کتابخانه ای، مفاهیم کلیدی بوردیو شامل میدان، سرمایه، عادت واره و خشونت نمادین را به عنوان ابزار تحلیلی به کار گرفته و به تحلیل نظام مند داده های تاریخی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که زنان جبال، با وجود محدودیت های ساختاری و اعمال خشونت نمادین، کنشگرانی فعال و راهبردی بوده اند. در میدان علمی-دینی، زنان محدثه و عالمه با تبدیل سرمایه فرهنگی و اجتماعی به سرمایه نمادین در انتقال معارف اسلامی و تربیت شاگردان مؤثر عمل کرده اند. در عرصه عرفانی، زنان صوفی با استفاده از شبکه های خویشاوندی و معنوی، فضاهایی برای حضور عرفانی ایجاد کردند. همچنین، در حوزه سیاسی و اجتماعی، آنان با سرمایه نمادین و اقتصادی خود در دیپلماسی، مدیریت بحران، تثبیت مشروعیت خاندان های حاکم و فعالیت های خیریه نقش آفرینی کردند . این پژوهش نشان می دهد که زنان جبال، با درک قواعد میدان های اجتماعی-فرهنگی و استفاده هوشمندانه از سرمایه های مختلف، و با بهره گیری از جایگاه راهبردی جغرافیایی ایالت جبال که بستری برای تبدیل فرصت های مکانی به سرمایه های گوناگون فراهم می کرد، توانستند در چارچوب همان ساختارهای مردسالارانه موقعیتی اثرگذار برای خود ایجاد کنند . یافته ها اهمیت ترکیب تحلیل جامعه شناختی و تاریخی برای درک دیالکتیک سلطه و مقاومت و نقش زنان در تاریخ اجتماعی ایران و جهان اسلام را برجسته می سازد و الگویی نظری برای مطالعات آینده در حوزه جنسیت، قدرت و فرهنگ ارائه می دهد .    
۱۸۰۷۶.

جامعه آرمانی ژاپن در آیینه مطبوعات زنان دوره پسامشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
گفتمان اصلاح طلبانه ای طرفدار تغییر وضعیت زنان که ریشه در تحولات فکری عصر مشروطه داشت، به فراخور وقایع داخلی و بین المللی زمانه خود به تدریج نضج گرفت. از جمله با توجه به موفقیت های نظامی و اقتصادی ژاپن، چشم بدان داشت تا بعنوان الگویی مرجح به معرفی مصادیق مترقیانه آن در ارتباط با زنان بپردازد. پژوهش حاضر کوشیده به این پرسش ها پاسخ دهد: متون به جامانده از مطبوعات زنان در جامعه پسامشروطه چه شناختی از تحولات اجتماعی و مناسباتی جنسیتی متناظر آن در ژاپن داشتند؟ وضعیت زنان در ژاپن را چگونه می دیدند؟ این دربردارنده چه ویژگیهایی بوده است؟ بدین منظور، متون منتشرشده در مطبوعات زنان به عنوان جامعه آماری انتخاب و با بهره گیری از روش تحلیل اسناد، به صورت کیفی بررسی شده اند. به کارگیری چارچوب نظری «سنخ آرمانی» وبر به عنوان ابزار تحلیلی نشان می دهد که نویسندگان این نشریات، از یک سو با ارجاع به وضعیت زنان در جامعه ژاپن و ابعاد مختلف آن در حیطه آموزش همگانی، آموزش عالی، اشتغال، ورزش زنان و از سوی دیگر با معرفی نمونه هایی از زنان پیشرو، در شکل دهی به الگوی آرمانی از ژاپن دست به قلم برده اند. نمونه عالی که آنان از جامعه شرقی ژاپن در پیش چشم مخاطبان خود قرار می دهند نوعی برساخت ذهنی از واقعیت های عینی جامعه است که بعنوان یک معیار، امکان ارزیابی همانندیها و انحراف ها را میسر و خوانندگان و بل آحاد جامعه را به سوی نزدیک شدن به معیارها و تقلیل انحراف ها ترغیب می سازد. این معیارها همان خصلت های نوعی جامعه مترقی است که این بار در قامت جامعه شرقی موفق خود را می نمایاند. طرح این مؤلفه ها به منزله معیارهای روشن و دست یافتنی را می توان تلاشی آگاهانه برای جهت دهی به ذهنیت زنان و مردان تحول خواهی دانست که چشم به وضعیت جوامع آسیایی داشته و در مقابل جوامع پیشرفته غربی، نمونه مترقی شرقی را برجسته ساختند. بر این اساس خواستار تغییر نظم جنسیتی بودند و تحول ایران را در آستانه شکل گیری دولت مدرن، منوط به بازتعریف نقش زن و ارکان و شئون اجتماعی متناظر آن در حوزه های عمومی و خصوصی می دانستند.
۱۸۰۷۷.

رویکرد واسازانه محمد ارکون در مسئله زن مسلمان: خوانشی جامعه شناختی -تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
مسئله جایگاه و حقوق زنان در جوامع اسلامی یکی از چالش های بنیادین دنیای معاصر است که اغلب در قالب تعارض میان تفسیرهای سنتی شریعت و گفتمان های مدرن برابری جنسیتی صورت بندی می شود. این چالش نه تنها در عرصه های حقوقی و اجتماعی، بلکه در سطح معرفت دینی، شیوه فهم متون مقدس و نسبت میان دین، تاریخ و قدرت نیز بازتاب یافته است. در این میان، بازاندیشی در مبانی نظری و روش شناختی قرائت های دینی نقشی اساسی در امکان پذیر ساختن خوانش های انتقادی از مسئله زن مسلمان ایفا می کند. پژوهش حاضر با رویکرد جامعه شناسی تاریخی به تبیین مبانی واسازی محمد ارکون در مسئله زن مسلمان می پردازد و می کوشد نشان دهد نابرابری های جنسیتی در جوامع اسلامی بیش از آنکه ریشه در ذات آموزه های اسلامی داشته باشند، محصول فرایندهای تاریخی، فرهنگی و گفتمانی اند که در بستر مناسبات قدرت تثبیت شده اند. پرسش اصلی پژوهش آن است که واسازی ارکون چگونه از رهگذر نقد عقلانیت جزمی، اقتدار سنتی و تاریخ مندی فهم دینی، امکان بازخوانی انتقادی متون و سنت های اسلامی را در نسبت با جنسیت فراهم می کند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای هدایت شده آثار اصلی محمد ارکون در حوزه نقد عقل دینی، تاریخ اندیشه اسلامی و مطالعات اسلام معاصر است. داده ها با الهام از نظریه داده بنیاد و از طریق کدگذاری سه مرحله ای شامل کدگذاری اولیه، محوری و انتخابی تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که اندیشه ارکون بر تمایز میان ساحت قرآنیِ مبتنی بر کرامت و برابری انسان ها و واقعیت های تاریخی-اجتماعی متأثر از ساختارهای فرهنگی پیشااسلامی، پدرسالاری اجتماعی، جزم اندیشی فقهی و سازوکارهای قدرت استوار است. از منظر او، نابرابری جنسیتی نه امری ذاتی در دین، بلکه بحرانی تاریخی-اجتماعی است که در نتیجه خلط ساحت های معرفتی متن، تاریخ و قدرت و تثبیت قرائت های ایدئولوژیک از اسلام پدید آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که واسازی ارکونی با نقد نظام های دانایی مسلط و برجسته کردن نقش فاعلانه زنان، اسلام را به مثابه ظرفیتی بالقوه برای تحقق عدالت جنسیتی بازتعریف می کند و زمینه گفت وگوی انتقادی میان دین، مدرنیته و مسئله جنسیت را فراهم می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان