در پی اثبات مشکلات ناشی از بهره گیری بی رویه از طبیعت و تخریب های وارد شده به محیط زیست، نظریة توسعة پایدار، به عنوان موضوع روز دهة آخر قرن بیستم، از سوی سازمان ملل، مطرح و به عنوان دستور کار قرن بیست و یکم در سطوح بین المللی، منطقه ای و محلی، تعیین شد که با اهدافی در جهت حفظ منابع طبیعی، احترام به محیط زیست، تأمین توان نسل های آینده در برآوردن نیازهایشان، بهبود و ارتقای سطح زندگی برای همه و حفظ و ادارة بهتر اکوسیستم ها شکل گرفته و در بیشتر علوم کاربردی از جمله معماری، ریشه دوانده است.
پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، برداشت های میدانی و داده های آماری به روش تحلیلی و توصیفی انجام گرفته است. بررسی میزان ساعات آفتابی، میزان بارش سالیانه و مسیر وزش بادها در شهر ایلام، نشان داد که برای بهره گیری از آفتاب زمستان، بیشترین استفاده از آن در جهت جنوبی بنا صورت پذیرد؛ از طرفی با ایجاد سایه بان و ایوان کوچک و کاشت درختان برگ ریز، می توان تابش آفتاب در فصل تابستان را به بنا کاهش داد. با ایجاد سکو در زیر بنا، شکستگی در فرم و پیش آمدگی در بام، از برخورد باران با جدارة بنا جلوگیری کرد و برای محافظت از بادهای مزاحم، موانعی را در سایت، ایجاد کرد و از قرار دادن بازشوها در مقابل این بادها، حتی المقدور خودداری کرد. ایجاد فضای هشتی مانند در ورودی ساختمان برای جلوگیری از ورود باد مزاحم به داخل بنا، هدایت نسیم خنک (از جانب شمال غربی می وزد) به داخل ساختمان و استفاد، بهینه از آن در فصل تابستان، ایجاد فرم های منحنی دار و شکسته در دیوارهای مقابل باد مزاحم، ایجاد ایوان و سایه بان برای جلوگیری ازتابش خورشید به بنا در فصل تابستان و مانعی برای برخورد کج باران ها با دیواره های بنا و همچنین شکل گیری فرم ساختمان به گونه ای که بتواند در تابستان ایجاد سایه نماید، از جمله پیشنهاداتی است که در راستای طراحی معماری پایدار در شهر ایلام، مطرح گردیده است.
هدف از این تحقیق، تبیین تفاوت حل مسئله اجتماعی، و نشخوار فکری در گروه های مختلف سنی در زنان شهر شیراز بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان از نوجوانی تا سالمندی که در سال 1393 ساکن شهر شیراز بودند تشکیل می دادند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 470 نمونه از میان گروه های مختلف سنی (نوجوانی 21-14، جوانی 40-21، میانسالی 60-40، و کهنسالی60 به بالا) انتخاب شد. به منظور سنجش حل مسئله اجتماعی از پرسشنامه حل مسئله اجتماعی دی زوریلا و نزو و نشخوار فکری از سیاهه نشخوار فکری یوسفی (RQ) استفاده گردید. روایی و پایایی این ابزارها در پژوهش های مختلف احراز شده است. تحلیل آماری داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) و تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) صورت گرفت. یافته های پژوهش حاکی از این است که بین گروه های مختلف سنی زنان از لحاظ حل مسئله اجتماعی در سه بعد جهت گیری مثبت به حل مسئله، جهت گیری منفی به حل مسئله و سبک اجتنابی حل مسئله و هم چنین از لحاظ نشخوار فکری در دو بعد سردرگریبانی و درون نگری تفاوت معناداری وجود دارد.
حسادت به عنوان یکی از هیجانات انسانی، دارای پیامدهای مهمی در زندگی اجتماعی است. هدف این پژوهش بررسی زمینه های اجتماعی حسادت در تعاملات روزمره است. این تحقیق در رویکرد تفسیری- برساختی و با روش کیفی انجام شده و از روش نظریه داده بنیاد برای اجرای پژوهش و تحلیل داده ها استفاده شده است. نمونه گیری در دسترس برای گزینش افراد مورد مصاحبه و نمونه گیری نظری برای تشخیص تعداد افراد پژوهش به کار گرفته شد. به منظور گردآوری داده ها، با 40 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه یزد مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. بعد از انجام کدگذاری باز، محوری و گزینشی، 8 مقوله اصلی و مدل پارادایمی ارائه شده است. مقوله های اصلی به دست آمده عبارت است از: مخاطره محرومیت، نابرابری، مادی گرایی، محتوای محرک رسانه، مقایسه اجتماعی، حسادت آموخته، ارزیابی عدالت و خصوصیات شخصیتی. مقوله هسته نهایی در این پژوهش، انگیزش اجتماعی حسادت است. این مقوله در قالب یک مدل پارادایمی شامل شرایط، تعاملات و پیامدها ارائه شده است.
با ورود دانش نوپای سیاست گذاری به ایران، تلاش برای کاربست آن در حوزه های مختلفی که در آنها امکان سیاست گذاری هست، آغاز شده است. از جملة این حوزه ها، حوزة علم است. این مقاله به سیاست های علمی پس از انقلاب اسلامی در بخش علم با تأکید بر علوم انسانی می پردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است که پس از شکل گیری نظام اسلامی در ایران، در سیاست های تدوین یافته در زمینة علم (انسانی)، به چه اموری توجه شده است؛ سیاست علمی چه تغییراتی را پشت سر گذارده و از چه الگویی تبعیت می کند. روش تحقیق با توجه به تأکیدی که بر اسناد بالادستی وجود دارد تحلیل محتوا و در مواردی به تحلیل گفتمان است و نتیجة تحقیق رشد تدریجی توجه به علم طی سال های پس از انقلاب و استفاده از الگوهای متنوع در سیاست گذاری، و غلبة حاکمیت سیاست تبعی در نگاه به علم (انسانی ) است.
مقدمه:گردشگری پزشکی به عنوان یکی از حوزه های گردشگری به یک صنعت درآمدزا و رقابتی در دنیا تبدیل شده است. از آنجا که گردشگران پزشکی بدنبال درمان های با کیفیت و قیمت پایین تر هستند، انطباق بیمارستان ها با استانداردها می تواند ارایه ی خدمات با کیفیت را تضمین نماید. پژوهش حاضر با هدف تعیین سطح انطباق بیمارستان های شهر اصفهان با ضوابط و شرایط مراکز پزشکی پذیرای گردشگر سلامت وزارت بهداشت ارایه شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعه ای کاربردی است که به روش تحلیلی- توصیفی و به صورت مقطعی در سال1392 انجام شد. جامعه ی پژوهش شامل تمامی بیمارستان های دانشگاهی در محدوده ی جغرافیایی شهر اصفهان که دارای مجوز لازم فعالیت از دانشگاه علوم پزشکی استان وبرخورداراز شرایط عمومی لازم برای ورود به صنعت گردشگری پزشکی مطابق بند اول شرایط و ضوابط مراکز درمانی پذیرای گردشگران سلامت، (11 بیمارستان) بودند . گردآوری داده ها با استفاده از چک لیست و به صورت میدانی و به روش مشاهده، مصاحبه با کارکنان و بررسی مستندات موجود جمع آوری گردید. روایی چک لیست با استفاده از روش روایی صوری و محتوا به تأیید متخصصان رسید. برای توصیف داده ها از جداول توزیع فراوانی و درصد، میانگین و انحراف معیار و برای تحلیل داده ها از آزمون من ویتنی و ضریب همبستگی Spearman استفاده شد.
یافته ها:یافته ها نشان داد تنها 5/54 درصد بیمارستان های مورد مطالعه دارای شرایط قابل قبول از نظر انطباق با شرایط و ضوابط تعیین شده از سوی وزارت بهداشت درمان وآموزش پزشکی بوده اند. ارتباط معنی داری بین تعداد گردشگران پزشکی و تعداد تخت با سطح انطباق و هم چنین اختلاف معنی داری از نظر سطح انطباق بین بیمارستان های عمومی و تخصصی مورد مطالعه وجود نداشت. (P-value>0.05)
نتیجه گیری: مجموع یافته های پژوهش حاضر با توجه به سطح انطباق کلی بیمارستان های مورد مطالعه در شهر اصفهان حاکی از آمادگی نسبی این بیمارستان ها برای ورود به صنعت گردشگری پزشکی دارد. با این وجود بهبود در برخی شرایط بیمارستان ها مانند شرایط تجهیزات پزشکی و تارنما، آشپزخانه ی مجهز وداشتن مترجم می تواند موجب ارتقای آمادگی مراکز درمانی و توسعه ی بازارگردشگری پزشکی در این استان گردد
تحلیل اقتصادی منافع ازدواج از لحاظ زمان تشکیل خانواده و مدت زندگی در قالب آن موضوع اصلی این مقاله است. با کمک نظریه اقتصادی می توان به این موضوع پی برد که تشکیل خانواده از منافعی برخوردار است که البته افزایش درآمد مهم ترین مصداق آن است. بر این اساس انتظار می رود زمان ازدواج و پس از آن مدت زمانی که فرد در قالب خانواده زندگی می کند نیز بر درآمد مؤثر باشند. نتایج این مطالعه که بر اساس دو نمونه از مردان (شامل 415 مشاهده) و زنان (شامل 409 مشاهده) متأهل ساکن شهر تهران به دست آمده است، حکایت از این دارد که سن ازدواج اثر مثبت و مدت ازدواج اثر منفی بر درآمد افراد متأهل دارد. این یافته به طور ضمنی مؤید آن است که آموزش می تواند عامل مهم بروز چنین واقعیتی باشد زیرا از یک سو موجب تأخیر در ازدواج می شود و از سوی دیگر درآمد فرد را افزایش می دهد.
بحث از تغییر و گذار به یک نحو محرک اولیه تفکر جامعه شناختی بوده است. به عبارت دیگر، سؤالات محوری و اساسی جامعه شناسان اولیه در مواجهه با امری عینی و بیرونی شکل گرفته و طرح شده است؛ و این امر همانا تغییر و گذار بوده است. بسیاری از تئوری های دوره نوباوه گی جامعه شناسی در ارتباط با گذار اجتماعی جامعه فرانسه از نظمی به نظمی دیگر ساخته و پرداخته شده اند. گذاری که آنان منشأ آن را در انقلاب فرانسه جست وجو می کردند. این امر در رابطه با دیگر تغییرات اتفاق افتاده در دیگر پهنه های جغرافیایی و فرهنگی جهان نیز صادق است. از انگلیس تا آمریکا و تا شوروی و ژاپن و.... تأملاتی از این جنس، تا چه حد مخیله جامعه شناسان وطنی ما را به خود مشغول داشته است و آنان تا چه اندازه نسبت به این امر در چرخه جغرافیایی و فرهنگی خودشان حساس شده اند و در باب آن تأمل کرده اند؟ متن زیر گزیده پاسخی است به این سؤال.