مرتن در سال 1910 در آمریکا متولد شد. پس از گرفتن دکترای جامعه شناسی از دانشگاه هاروارد دعوت به کار دانشگاه کلمبیا را پذیرفت. او در زمینه بینش ها، روش ها و حوزه های جامعه شناسی، به ویژه جامعه شناسی علم و مسایل و انحرافات اجتماعی، صاحب آثار عدیده ای است. مرتن بیشتر به جامعه شناسی نظم، دیدگاه کارکردگرایی ساختاری و روش تحلیل کارکردی علاقه مند بوده است. او با بازنگری اصول و قواعد فونکسیونالیسم کلاسیک سعی در تلفیق مبانی نظری و تجربی در قالب نظریه حد متوسط، معرفی نمونه هایی از این نوع نظریه در نزد کسانی چون دورکیم و وبر، تلاش در ارایه نظریه های حد متوسط در حوزه جامعه شناسی علم و انحرافات اجتماعی و پیوند جامعه شناسی با مسائل روز، نقش عمده ای در توسعة جامعه شناسی ایفا کرده است. مرتن پس از سال ها پژوهش، آموزش و مدیریت در حوزه جامعه شناسی و دریافت دکترای افتخاری از 20 دانشگاه و مرکز علمی معتبر در جهان در سال 2003 در 93 سالگی در گذشت.
"جوانان در گذشته در حوزه حرفه و فن با انتقال فکر و پیشه آموزش می دیدند. حوزه مذکور متاثر از نظام استاد- شاگردی بود. جوانان در این عرصه زندگی پختگی را تجربه می کردند. زندگی خانوادگی، کاری و تفریح از یک وحدت نسبی برخوردار بود. خانواده به چنین نظام و فرایندی امیدوار بود.
با این که متعاقب انقلاب صنعتی در غرب نظام استاد- شاگردی متحول شد و آموزش در طول یک عمر به مرحله های کوتاه مدت تغییر یافت ولی در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران بین تحول ماشینی، صنعت پیشه وری و نظام آموزشی آن ارتباط منطقی به وجود نیامد و این ناهمخوانی باعث سردرگمی و عدم اعتماد خانواده ها به حرفه و فن شد. تقدیرگرایی و عدم توجه به عقلانیت نگرش خانواده ها و جوانان را درباره کار و حرفه بیش تر با ابهام مواجه ساخت."
در این مقاله سعی شده است پاسخی علمی به این پرسش ارایه شود که گرایش دانشجویان بلوچ به هویت ملی چگونه است و چرا؟ فرضیه اصلی این است که گرایش دانشجویان بلوچ به هویت ملی یعنی احساس تعلق، تعهد و وفاداری آنان به سرزمین، ملت و دولت ایران با ویژگی های فردی و موقعیت دانشجویان، و تعاملات اجتماعی آنان با گروه های اجتماعی و ورودی های حاصل از این نوع تعاملات نظیر احساس رضایت از زندگی دانشجویان رابطه دارد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که دانشجویان بلوچ نسبت به برخی از مولفه های هویت ملی به پروژه سرزمین و ملت ایران گرایش مثبت نسبتا بالا ولی نسبت به مولفه سیاسی آن یعنی دولت بی تفاوت اند. در تحلیل نهایی متغیر میزان رضایت دانشجویان از تحصیل، کار و زندگی در ایران برجستگی خاصی پیدا کرد. به طوری که در تبیین و پیش بینی گرایش دانشجویان به هویت ملی بالاترین سهم را به خود اختصاص داد. یافته های نظری این پژوهش ضمن تایید رابطه هویت جمعی جوانان با برخی از متغیرهای مورد توجه در دیدگاه های جامعه شناسی خرد، ضرورت توجه به متغیرهای کلان و تلفیق این دو دسته از متغیرها را در قالب یک چارچوب مفهومی تلفیقی و جامع آشکار نمود.
در این مقاله گذار از نظام صنعتی فوردیستی به پسافوردیستی در جوامع صنعتی را طی دهه های اخیر بررسی می کند و توجّه خاصی به یکی از ابعاد این تحول یعنی پایین آمدن میزان ادغام عمودی در سازمان های بزرگ صنعتی و گسترش روابط تامین کنندگی و پیمانکاری می شود. همچنین اهمیت نهادهای اجتماعی در شکل گیری روابط پیمانکاری و دیدگاه های جامعه شناسان اقتصادی در مورد چگونگی عملکرد این نهادها بررسی می شود. در قسمت دوم مقاله، روند شکل گیری روابط پیمانکاری واحدهای صنعتی کشور با استفاده از آمار "دریافتی بابت خدمات صنعتی" طی دوره 1355 - 1376 و همچنین دلایل محدود ماندن این روابط، از ابعاد اقتصادی و اجتماعی بررسی می گردد
در این مقاله، ابعادی از فلسفه ویتگنشتاین مورد بررسی انتقادی قرار می گیرد که این فلسفه را برای عالمان علوم اجتماعی مطلوب و خواستنی جلوه داده است. مستدل خواهد شد که اگر چه برخی از محققان در حیطه های متعدد علوم اجتماعی فلسفه متأخر ویتگنشتاین را مفید می دانند و به رغم آنکه بصیرت های ویتگنشتاین درباره امر اجتماعی بسیار راهگشا است، رویکرد او در کل دچار نواقص جدی است. تاثیر کلّی این نقایص مفهومی، به خطر انداختن عینیت علوم اجتماعی و ارزش شناختی تحقیق است
"مقاله حاضر در جستجوی آن است که با سنجش تجربی مفاهیم سرمایه فرهنگی و هویت اجتماعی، رابطه ابعاد مختلف سرمایه فرهنگی را با نحوه تعریف افراد از خویشتن بررسی نماید و همبستگی سرمایه فرهنگی را با برجستگی هویت های مختلف اجتماعی مورد مطالعه قرار دهد. بر اساس دیدگاه پی یر بوردیو، سرمایه فرهنگی دارای سه بعد است: بعد ذهنی، بعد عینی و بعد نهادی. وجه دیگر این تحقیق سنجش هویت اجتماعی جوانان است که از نظریه کنش متقابل نمادی به منظور فراهم آوردن چارچوب نظری برای سنجش این مفهوم استفاده شده است. سنجش متغیر وابسته (هویت- اجتماعی) در این تحقیق از طریق اجرای آزمون tst انجام گرفته است. نتایج حاصل از بررسی نشان میدهد که بین سرمایه فرهنگی و برجستگی انواع چهارگانه هویت، همبستگی مثبت وجود دارد. لیکن بیشترین همبستگی سرمایه فرهنگی با هویت مذهبی و ملی و کمترین همبستگی آن با هویت فردی و خانوادگی است. همچنین نوع همبستگی ابعاد عینی و ذهنی سرمایه فرهنگی با انواع هویت اجتماعی تا حدودی متفاوت از بعد نهادی شده آن است. در بخش پایانی مقاله، دلالت های یافته ها و نتایج تحقیق در زمینه مطالعات آتی و سیاست گذاری فرهنگی مورد بحث قرار گرفته است.
"