ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۵۴۱ تا ۶٬۵۶۰ مورد از کل ۶٬۶۸۲ مورد.
۶۵۴۱.

تحلیلی بر شاخص های حمل و نقل هوشمند در راستای پایداری حمل و نقل، مطالعه موردی: بخش مرکزی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۱
بخش مرکزی شهر قزوین به لحاظ حمل و نقل درون شهری دارای چالش های اساسی از جمله ترافیک سنگین و تصادفات و آلودگی های آب و هوایی، استفاده اندک شهروندان از حمل و نقل عمومی و غیره است. در این راستا، استفاده از فناوری های هوشمند و توسعه سیستم های حمل و نقل هوشمند به عنوان یکی از راهکارهای موثر برای بهبود وضعیت حمل و نقل شهری مطرح می شود. بنابراین در پژوهش حاضر سعی شده است به اولویت بندی شاخص های حمل و نقل هوشمند در راستای توسعه حمل و نقل پایدار در بخش مرکزی این شهر پرداخته شود. روش پژوهش بر مبنای ماهیت و گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. به منظور غربال سازی متغیرهای شناسایی شده، تکنیک دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و با نظرسنجی خبرگان، دسته بندی 22زیرشاخص کلیدی در بین 4 شاخص اصلی تأیید شده است. سپس با استفاده از روش DANP که ترکیبی از روش «دیمتل» و «ای اِن پی» فازی است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر 30 نفر از اساتید، کارشناسان امور شهری و کارشناسان حوزه ترافیک و حمل و نقل ، و خبرگان آشنا به این موضوع از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از بین شاخص های حمل و نقل هوشمند شاخص های خدمات خودرو صرفه جویی در مصرف انرژی بیشترین و سرویس اشتراک خودرو کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند و همچنین از بین زیر شاخص ها، وسایل نقلیه با انرژی های تجدید پذیر بالاترین و خدمات پرداخت برای حمل و نقل عمومی پایین ترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند. در نهایت نتایچ پژوهش نشان دهنده اهمیت و اولویت شاخص های شناسایی شده جهت حمل و نقل هوشمند بخش مرکزی شهر قزوین و پایداری حمل و نقل آن است که در این رابطه مدیران شهری و حوزه حمل و نقل و ترافیک با توجه به این اولویت بندی می توانند در راستای برنامه ریزی حمل و نقل بخش مرکزی شهر قزوین اقدام نمایند. در نهایت در جهت هوشمندسازی حمل و نقل در راستای پایداری بخش مرکزی شهر قزوین پیشنهادهایی ارائه شده است.
۶۵۴۲.

ارزیابی و سنجش شاخص های رفاه اجتماعی در فرآیند برنامه ریزی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۹
مهم ترین هدف برنامه ریزی شهری تأمین رفاه اجتماعی شهروندان می باشد، زیرا رفاه در هر جامعه ای از اساسی ترین نیازهای اجتماعی است که افراد جامعه باید از آن برخوردار باشند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و سنجش شاخص های رفاه اجتماعی شهروندان در فرایند برنامه ریزی شهری انجام شده است. نوع تحقیق کاربردی–توسعه ای و روش مطالعه اسنادی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش را شهروندان شهر ارومیه تشکیل می دهد و حجم نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران و بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی برای هرکدام از مناطق پنج گانه شهر ارومیه برآورد گردیده و جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه و جهت تجزیه وتحلیل داده ها نیز از تحلیل های توصیفی و استنباطی ازجمله آزمون های T تک نمونه ای، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه خطی و تحلیل مسیر در محیط نرم افزارهای آماری SPSS و Excel و جهت ترسیم نقشه ها نیز از نرم افزار GIS استفاده شده است. با توجه به بررسی های به عمل آمده از یافته های پژوهش، میزان تمام ابعاد بررسی شده در تبیین شاخص های رفاه اجتماعی یکسان و یک جهت نمی باشند و همان گونه که ضریب استانداردشده نشان داد، در بین ابعاد کیفیت محیط شهری، اقتصادی، سلامت روانی، سلامت جسمانی و نهایتاً بعد سلامت اجتماعی همبستگی مثبتی وجود دارد و بعد سلامت روانی با ضریب تأثیر ۵۱۵/۰ اثرگذاری، قدرت تبیین بیشتری نسبت به دیگر ابعاد بررسی شده در توسعه رفاه اجتماعی شهروندان دارد که در منطقه ۵ دارای رتبه اول و در منطقه ۴ دارای کمترین رتبه می باشد. نتایج این مطالعه نیز نشان داد که میانگین رضایت مندی شهروندان ارومیه از شاخص های رفاه اجتماعی کمتر از حد متوسط رضایت مندی بوده که نیازمند توجه جدی مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای می باشد.
۶۵۴۳.

تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران (مورد پژوهی: آموزش معماری بعد از انقلاب فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
برنامه های درسی آموزش عالی و به تبع آن آموزش معماری در دانشکده های معماری ایران محصول فعالیت عمده نهاد شورای عالی برنامه ریزی است. آموزش معماری و روش های طراحی، کمتر دارای روندی همه جانبه و بازخوردهای عملکردی بوده است. در ایران آموزش کلیه رشته ها به ویژه معماری بیشتر جنبه آموزشی دارد تا پژوهشی و از این رو درک و استنباط مفاهیم عملکردی و ابداع روش هایی منطبق با ارزش های فرهنگی جایگاه مناسبی ندارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران بعد از انقلاب فرهنگی صورت گرفته است. در این پژوهش از روش آمیخته ترکیبی از روش کیفی و کمی، استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها و اطلاعات مورد نیاز این تحقیق، ابتدا از طریق مصاحبه عمیق با 20 نفر از خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی، استخراج گردیده و طی سه مرحله به روش تحلیل مضمون (کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی) با نرم افزار مکس کیودا(2018) تحلیل شد و نهایتاً طبق مصاحبه ها، تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران استخراج و پرسشنامه محقق ساخته طراحی و سپس بر اساس فرآیند مصاحبه، کدگذاری و آزمون های انجام شد و مدل نهایی تحقیق ارائه گردید. در بخش کمی، این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی و همبستگی است. حجم نمونه 384 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی مهندسی معماری در کلاس طراحی معماری، در دانشگاه های آزاد اسلامی واحد بندرعباس و یزد می باشد. در این پژوهش میزان ارتباط بین مولفه ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس(Smart pls) مشخص شد. یافته های حاکی از آن است که ضریب مسیر متغیر بین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران بعد از انقلاب فرهنگی و آموزش معماری که به مقدار 0.920 و همچنین آماره t به مقدار 16.848 می باشد و لذا بهبود ارزیابی آموزش طراحی معماری باعث افزایش میزان هماهنگی اهداف آموزشی با راهبردهای آموزشی ارائه شده است، همچنین ارتقاء میزان توانایی حرفه ای و بازده در موفقیت های کسب شده در عرصه آموزشی می شود.
۶۵۴۴.

بررسی و تبیین نظامند برنامه ریزی حمل و نقل انسان محور با تأکید بر ساختار فضایی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۶
با گسترش شهرنشینی و افزایش وابستگی به خودروهای شخصی، رویکرد حمل ونقل انسان محور به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود کیفیت زندگی، کاهش آلودگی و ارتقای کارایی فضاهای شهری مطرح شده است. هرچند الگوی خودرومحوری همچنان بر ساختار فضایی شهرهای ایران غالب است، اما حمل ونقل انسان محور می تواند با بازتعریف اولویت های برنامه ریزی شهری جایگاهی شایسته در این ساختار بیابد. توسعه سه محور کلیدی شامل حمل ونقل عمومی کارآمد، پیاده راه های امن و جذاب و مسیرهای ایمن دوچرخه سواری، از مهم ترین راهکارها برای تحقق اهداف این رویکرد به شمار می روند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تبیین نظام مند برنامه ریزی حمل ونقل انسان محور در بستر ساختار فضایی شهرهای ایران می باشد. این تحقیق، از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی و بنیادی است. گردآوری داده ها بر اساس رویکرد کتابخانه ای و اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و در قالب مرور نظام مند طراحی شده است. حجم نمونه شامل 18 مقاله علمی-پژوهشی (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)،           5 مقاله علمی-تخصصی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) و ۹ عنوان پایان نامه و رساله مرتبط تا سال ۱۴۰۳ است ،که با بهره گیری از مدل فراترکیبی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته اند. در این تحقیق مشخص شد که در اکثر مطالعات، چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی-کالبدی بیشترین تمرکز را به خود اختصاص داده اند. در این میان، بُعد اجتماعی با دارا بودن ۹ مؤلفه بیشترین فراوانی را در میان مطالعات موردبررسی داشته است. یافته ها نشان می دهد که از میان ۳۲ منبع بررسی شده، ۲۵ مورد (۷۸٫۱۳٪) به طور مشخص به ارزیابی پایایی ابزارهای گردآوری داده ها پرداخته اند. این موضوع بیانگر آن است که در بیشتر این مطالعات از ابزارهای سنجش معتبر و قابل اعتماد استفاده شده است. همچنین، ۷۵٪ از منابع دارای فرضیه، ۶۲٫۵٪ دارای مدل مفهومی و تمامی آن ها (۱۰۰٪) در حوزه مطالعات کاربردی قرارگرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که اغلب مطالعات با رویکردی کاربردی و توصیفی-تحلیلی انجام شده اند، اما به ابعاد نظری و فرآیند نظریه پردازی توجه کمتری شده است. ازاین رو، بهره گیری از نظریه های مرتبط با حمل ونقل انسان محور و تلاش برای کاربردی سازی آن، می تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت نظام حمل ونقل شهری و کاهش چالش های ترافیکی کشور ایفا کند.
۶۵۴۵.

تبیین تأثیر کیفیت محیط کالبدی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری (محدوده مورد مطالعاتی: خیابان شریعتی بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه : ایجاد محیط های شهری مناسب برای تشویق پیاده روی و تعاملات اجتماعی، یک استراتژی اصلی برای ارتقای کیفیت محیط در شهرها است. پیاده روی نه تنها بر سلامت تأثیر می گذارد بلکه ترافیک و آلودگی را کاهش می دهد. خیابان شریعتی بابل به عنوان یکی از شریان های اصلی این شهر با مشکلات ترافیکی مواجه است و فاقد مسیر جداگانه برای پیاده روی است. این تحقیق به بررسی تأثیر کیفیت کالبدی خیابان ها بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی می پردازد تا با برنامه ریزی مناسب بتوان محیطی استاندارد ایجاد کرد. داده و روش : داده ها از طریق جست وجو در پایگاه های مختلف و برداشت های میدانی جمع آوری شده اند. پایایی و روایی پرسش نامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ و نظر متخصصان تأیید شده است. تحلیل داده ها با روش های آماری توصیفی، استنباطی و مدل ساختاری معادلات به کمک نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 27 و پی ال اس نسخه 3 انجام شده است. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که کیفیت محیط کالبدی تأثیر مثبت و معناداری بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی دارد. محیط های با کیفیت بالا، افراد را به پیاده روی بیشتر ترغیب می کنند و پیاده روی نیز بر تعاملات اجتماعی تأثیر مثبت دارد. علاوه بر این، پیاده روی به عنوان یک متغیر میانجی در رابطه بین کیفیت محیط کالبدی و تعاملات اجتماعی عمل می کند. نتیجه گیری : کیفیت محیط کالبدی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق افزایش پیاده روی، بر تعاملات اجتماعی تأثیر می گذارد. بهبود کیفیت خیابان های شهری می تواند به افزایش تعاملات اجتماعی و پیاده روی کمک کند و در طراحی فضاهای عمومی برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان مفید باشد.
۶۵۴۶.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و بازسازی شناختی در کاهش نشخوار فکری و تنهایی عاطفی در زنان آسیب دیده از پیمان شکنی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۴
پیمان شکنی زناشویی به عنوان یکی از آسیب زاترین وقایع رابطه ای، همواره با پیامدهای روان شناختی بی ثبات کننده ای از جمله نشخوار ذهنی مزمن و تنهایی عاطفی عمیق همراه بوده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و بازسازی شناختی در کاهش این دو پیامد شناختی–هیجانی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی طراحی و اجرا گردید. در این راستا، تعداد ۷۵ شرکت کننده به صورت تصادفی در یکی از سه گروه طرحواره درمانی، بازسازی شناختی، یا گروه کنترل در لیست انتظار تخصیص یافتند. داده ها در قالب طرح پیش آزمون–پس آزمون، با استفاده از دو مقیاس خودگزارشی معتبر برای نشخوار ذهنی (α = 0.86) و تنهایی عاطفی (α = 0.76) جمع آوری شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس مختلط به وضوح نشان داد که تعامل گروه × زمان برای هر دو متغیر معنادار بوده است: برای نشخوار ذهنی (F(2,144) = 17.37, p < 0.001) و برای تنهایی عاطفی (F(2,144) = 3.82 p = 0.024). تحلیل های پس آزمون نیز مؤید آن بود که طرحواره درمانی در مقایسه با هر دو گروه دیگر (بازسازی شناختی و کنترل) کاهش معنادار بیشتری در هر دو پیامد ایجاد کرده است. علاوه بر این، تحلیل واریانس چندمتغیره نیز این نتایج را در سطح چندمتغیره تأیید نمود (Wilks’ Λ = 0.350, p < 0.001). یافته های به دست آمده حاکی از آن است که طرحواره درمانی دارای ظرفیت منحصربه فردی در بازسازی الگوهای شناختی–هیجانی مزمن ناشی از تروماهای خیانت صمیمی است.
۶۵۴۷.

بررسی میزان ارتباط مؤلفه های درسی مؤثر بر خلاقیت و ابعاد خلاقیت در نظام آموزش معماری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه ی میان مؤلفه های درسی مؤثر بر خلاقیت و ابعاد خلاقیت در نظام آموزش معماری ایران انجام شده است. اهمیت این مطالعه از آن جا ناشی می شود که خلاقیت به عنوان یکی از بنیادی ترین شایستگی های حرفه ای معمار، متأثر از طراحی برنامه ی درسی، شیوه های تدریس و ساختار محیط یادگیری است. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و با اتخاذ رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) در چهار سطح توصیفی–تحلیلی، پیمایشی، موردکاوی و آینده پژوهی اجرا گردیده است. داده ها از طریق تحلیل محتوای برنامه های درسی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اساتید و دانشجویان، مشاهده ی میدانی آتلیه های طراحی و پرسشنامه ی مبتنی بر طیف پنج درجه ای لیکرت گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل دانشجویان و مدرسان سه دانشگاه تهران، شهید بهشتی و علم و صنعت است. داده های کمی با استفاده از آمار توصیفی و آزمون t تک نمونه ای در نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که مفهوم خلاقیت در برنامه های آموزشی معماری ایران به صورت درس مستقل یا چارچوب منسجم وجود ندارد و مؤلفه های آن در دروس نظری و کارگاهی به شکل پراکنده و ضمنی مطرح می شوند. نتایج تحلیل تطبیقی بر مبنای مدل پنج مرحله ای فرآیند خلاقیت (آمادگی، بینش، توسعه، پرورش و ارزیابی) نشان داد که میان هفت مؤلفه ی اصلی برنامه ی درسی — اعتبار محتوای آموزشی، ساختار مناسب دانش، مهارت آموزی، برنامه ی درسی تلفیقی، آموزش غیرمستقیم، توجه به تفاوت های فردی و افزایش علاقه مندی — و پنج بُعد خلاقیت رابطه ای معنادار، هم افزا و غیرخطی وجود دارد. در این میان، اعتبار برنامه ی درسی بیشترین اثرگذاری را بر تمامی ابعاد خلاقیت داشته و پس از آن مهارت آموزی و ساختار مناسب دانش در تقویت بینش خلاقانه و توسعه ی توان طراحی نقش محوری ایفا می کنند. در مقابل، آموزش غیرمستقیم و افزایش علاقه مندی، اگرچه موجب ارتقای انگیزش درونی می شوند، اما تأثیر مستقل محدودی بر بروز خلاقیت دارند. همچنین نتایج نشان داد که ارزیابی خلاقیت ضعیف ترین حلقه ی فرآیند آموزشی است و عمدتاً بر محصول نهایی متمرکز است، نه بر مسیر شکل گیری ایده و تفکر واگرا.
۶۵۴۸.

تاثیر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی (مطالعه موردی: پروژه های راه و ترابری در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
امروزه، پیاده سازی هوش مصنوعی در زمینه های مختلف در حال گسترش است تا به ما در بهبود و مفیدتر کردن مشاغل مان کمک کند. هدف این مقاله بررسی عوامل موثر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی است. از حیث ماهیت و روش نیز یک تحقیق توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران و پیمانکاران پروژه های راه و ترابری که از سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه استفاده کردند، می باشد. حجم نمونه برابر با 180 نفر (نمونه دردسترس) محاسبه شده است. با بهره مندی از روش مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی، مدل نظری پژوهش و فرضیه های پیشنهادی را آزمون نمودیم. تخمین و پیش بینی هزینه (به کمک هوش مصنوعی) بر مدیریت ریسک، تخصیص منابع و عملکرد پروژه و همچنین مدیریت ریسک (به کمک هوش مصنوعی)، تخصیص منابع (به کمک هوش مصنوعی) و KBES (به کمک هوش مصنوعی) بر عملکرد پروژه های راه و ترابری که از IMS بهره برده اند، تاثیر مثبت و معناداری دارد. یافته ها اشاره می کنند پیامدهای قابل توجهی برای تصمیم گیرندگان و متخصصان درگیر در مدیریت هزینه در پروژه های راه و ترابری دارد. با شناسایی عوامل موثر عملکرد پروژه با پیاده سازی سیستم مدیریت اطلاعات پروژه، آن هم بر مبنای هوش مصنوعی، سازمان ها می توانند رقابت پذیری، کارایی و پایداری خود را افزایش دهند.
۶۵۴۹.

برنامه ریزی راهبردی توسعه ی شهری مبتنی بر رویکرد سناریونویسی (نمونه مورد مطالعه: منطقه 5 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۷
منطقه ۵ شهرداری تهران، به عنوان یکی از پرجمعیت ترین مناطق پایتخت، طی دهه های اخیر با تحولات گسترده ای روبه رو بوده که این منطقه را در معرض چالش ها و فرصت های متعددی قرار داده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده توسعه منطقه ۵ شهرداری تهران و طراحی سناریوهای ممکن برای توسعه پایدار این منطقه تدوین شده است. در این پژوهش، از رویکرد سناریو محور و ابزارهای مختلف تحلیلی مانند ماتریس اثرات متقاطع و نرم افزار سناریو ویزارد استفاده شده است. ابتدا با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با متخصصان حوزه های مختلف، پیشران های مؤثر بر آینده توسعه شناسایی شدند. سپس، با استفاده از پرسش نامه و تحلیل های آماری، این پیشران ها از نظر اهمیت و عدم قطعیت رتبه بندی شدند. در گام بعدی، روابط بین پیشران ها با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل و پیشران های بحرانی شناسایی شدند. در نهایت، این پیشران ها به نرم افزار سناریو ویزارد وارد شده و سناریوهای مختلف آینده توسعه منطقه ۵ طراحی گردید. نتایج نشان داد که پیشران هایی همچون «درآمد و اشتغال»، «سرمایه گذاری»، «کیفیت هوا» و «قیمت زمین و مسکن» به عنوان عوامل کلیدی و دارای اثرگذاری بالا و عدم قطعیت های بحرانی شناسایی شدند. سناریوهای توسعه استخراج شده طیفی از وضعیت های مختلف را شامل می شود که از سناریوهای مطلوب با رشد اقتصادی و ارتقای زیرساخت ها تا وضعیت های ناپایدار با رکود و فشار اقتصادی متغیر است. این پژوهش بر اهمیت برنامه ریزی مبتنی بر سناریو و آینده نگری در سیاست گذاری شهری تأکید دارد و نتایج آن می تواند به عنوان راهنمایی برای برنامه ریزان و مدیران شهری در مواجهه با چالش های پیچیده و عدم قطعیت های آینده استفاده شود.
۶۵۵۰.

نقش توانمندسازی کارکنان در تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی (مورد مطالعه: شهرداری مشهد مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۴
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانمندسازی کارکنان بر تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی پیمایشی و جامعه آماری پژوهش، شهرداری مشهد مقدس بود. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 198 نفر برآورد گردید. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع و تکمیل پرسش نامه انجام شد. برای سنجش متغیر توانمندسازی از پرسش نامه توانمندسازی روان-شناختی اسپریتزر، برای سنجش متغیر تاب آوری سازمانی از پرسش نامه کلاهنن، همچنین برای سنجش متغیر چابکی سازمانی از پرسش نامه تورنگ لین و همکاران استفاده شده است. در تحقیق حاضر آزمون پایایی، آلفای کرونباخ تمامی متغیرها بیش از 7/0 به دست آمد که نشان از پایایی مناسب ابزار داشت. روایی پرسش نامه ها براساس نظرات اساتید مورد برسی قرار گرفت و جرح و تعدیلاتی در پرسش نامه صورت پذیرفت. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات و آزمون فرضیه ها از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. نتیجه تجزیه وتحلیل-ها بیان گر این است که چابکی سازمانی تأثیر توانمندسازی کارکنان را بر تاب آوری شهرداری شهر مشهد مقدس میانجی گری می کند. توانمندسازی سازمانی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد. توانمندسازی بر چابکی سازمانی شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار و چابکی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد.
۶۵۵۱.

تاب آوری بافت های ناکارآمد برای پایداری شهری: نگرشی فراگیر برای شهرهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۹
در حال حاضر تاب آوری و پایداری اهداف اصلی شهرهای آینده هستند. اندازه گیری تاب آوری بافت های ناکارآمد شهری برای شهرهایی که با شوک های غیرمنتظره و پیامدهای آن مواجه هستند امری ضروری است؛ زیرا از یک سو نمی توان آنچه را که اندازه گیری نشده مدیریت کرد؛ و از سوی دیگر نتایج اندازه گیری تاب آوری می تواند به توسعه راهبردها و سیاست های مناسب برای پایداری شهری کمک کند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی تاب آوری بافت های ناکارآمد شهر تهران و ارائه راهبردهایی در راستای پایداری شهری است. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی است و برای اندازه گیری تاب آوری بافت های ناکارآمد شهر تهران، از اطلاعات سرشماری نفوس و مسکن سال های 1385 و 1395 استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که تاب آوری اجتماعی و اقتصادی بافت های ناکارآمد شهر تهران طی دوره مورد بررسی کاهش چشمگیری داشته است. نتایج پژوهش حاضر اطلاعات مفیدی به برنامه ریزان و سیاست گذاران ملی و محلی در جهت ارتقای تاب آوری شهری و دستیابی به شهری پایدار ارائه می دهد.
۶۵۵۲.

شناسایی راهبردهای مناسب توسعه با رویکرد آینده نگاری منطقه ای در استان زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۳
آینده نگاری منطقه ای به عنوان رویکردی جدید در علم برنامه ریزی توسعه منطقه ای، درصدد فعلیت بخشیدن به راهبردها و عوامل کلیدی توسعه ای است که غالبا در فرایند برنامه ریزی، تصمیم گیری و اجرا به فراموشی سپرده می شوند. لذا پژوهش حاضر در پی شناسایی راهبردهای مناسب و عوامل کلیدی توسعه با کمک رویکرد آینده نگاری منطقه ای در استان زنجان می باشد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است که مبتنی بر داده های آماری استان و استفاده از تکنیک تحلیل اثرات متقابل/ ساختاری در نرم افزار میک مک می باشد. نتایج بررسی وضعیت پراکندگی متغیرهای موثر بر وضعیت آینده توسعه استان زنجان نشان داد که وضعیت سیستم ناپایدار است. در تحلیل نهایی از میان 25 عامل تاثیرگذار در توسعه استان زنجان، 13 عامل به عنوان عوامل کلیدی موثر بر توسعه استان از ماتریس اثرات مستقیم انتخاب گردیدند و با 13 عامل کلیدی ماتریس تاثیرات غیرمستقیم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که پنج عامل «جاذبه های گردشگری استان»، «تنوع بخش های اقتصادی»، «ضعف در عدالت اجتماعی»، «نرخ رشد اقتصادی» و «جذب سرمایه های کلان» در هر دو ماتریس رتبه های بالا را کسب کردند، بنابراین می توان اذعان نمود که نیازمند توجه بیش از پیش می باشند. طبق تحلیل یافته ها، عوامل اقتصادی بیشترین تاثیر و عوامل زیست محیطی کمترین تاثیر را در توسعه استان زنجان دارند. در نهایت، تغییر دیدگاه ها با رویکردهای نوین برنامه ریزی و آینده پژوهی و توجه به گردشگری، سیاست های اقتصادی دانش بنیان، افزایش سرمایه گذاری (جذب سرمایه های ملی)، تنوع فرهنگی، عدالت اجتماعی و تقویت مدیریت به عنوان راهبردهای مناسب توسعه در سطح استان زنجان مطرح می شوند.
۶۵۵۳.

بازسازی مناطق جنگ زده و تأثیر آن بر توسعه پایدار کالبدی در شهرها (مطالعه موردی: شهر خرمشهر )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه در بازسازی مناطق جنگ زده، باید توجه خاصی به حفظ ویژگی های بومی و محلی و ساختار اجتماعی منطقه داشت. این بازسازی ها باید به گونه ای طراحی شوند که مردم بتوانند در فرایند بازسازی مشارکت کنند و از این طریق به بازسازی نه تنها فضای فیزیکی، بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی خود نیز بپردازند. در بسیاری از موارد، عدم توجه به این ابعاد می تواند به از دست رفتن هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی منطقه منجر شود و نتایج منفی اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد. در این زمینه، یکی از دغدغه های مهم موجود در فرایند بازسازی مناطق جنگ زده، ایجاد تعادل بین بازسازی فیزیکی و حفظ هویت فرهنگی است. خرمشهر به عنوان یکی از شهرهای مهم مرزی ایران، در جریان جنگ تحمیلی دچار آسیب های عمیق کالبدی، اجتماعی و فرهنگی شد. در دهه های پس از جنگ، تلاش های گسترده ای برای بازسازی این شهر صورت گرفته، اما اغلب این اقدامات بر ترمیم فیزیکی بناها و زیرساخت ها متمرکز بوده اند و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هویتی شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با وجود آنکه ادبیات تخصصی و اسناد سیاست گذاری از دهه ۱۳۷۰ تا کنون، بر ضرورت بازسازی بر پایه توسعه پایدار و با محوریت هویت شهری و مشارکت اجتماعی تأکید داشته اند، شواهد میدانی نشان می دهد بسیاری از این توصیه ها در عمل محقق نشده اند. شرایط منحصربه فرد خرمشهر از جمله موقعیت مرزی، تنوع قومی و فرهنگی، سابقه طولانی مهاجرت، و تداوم آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از جنگ، سبب شده اند که بازسازی این شهر با چالش هایی فراتر از ملاحظات کالبدی مواجه باشد. در چنین بستری، لازم است بازسازی نه تنها به عنوان پروژه ای فنی و ساختمانی، بلکه به عنوان فرایندی اجتماعی، فرهنگی و شهری نگریسته شود که هدف آن، بازآفرینی یک شهر پایدار، هویتمند و زیست پذیر است. با توجه به این زمینه، مسئله اصلی پژوهش آن است که بازسازی انجام شده در خرمشهر تا چه اندازه توانسته است به پایداری کالبدی منطبق با نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر منجر شود، و چه شکاف هایی میان دیدگاه های ساکنان، معماران و مدیران شهری در ارزیابی این فرایند وجود دارد؟ مواد و روش ها روش تحقیق این مطالعه به صورت ترکیبی (کمّی و کیفی) طراحی شده است تا امکان تحلیل هم زمان داده های تجربی و ادراکی فراهم شود. این رویکرد با توجه به ماهیت چندبعدی پایداری کالبدی در بازسازی شهری انتخاب شده است؛ چرا که این پدیده نه تنها متکی بر شاخص های فنی، بلکه متأثر از نگرش ها و تجارب ذی نفعان نیز هست. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل ساکنان، معماران و مدیران شهری بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. از هر گروه ۱۰ نفر (در مجموع ۳۰ نفر) با هدف دستیابی به تنوع نظری انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار Maxqda صورت گرفت. در بخش کمّی، از پرسشنامه ای با طیف لیکرت برای سنجش شاخص هایی همچون پایداری کالبدی، کیفیت فضای شهری، مشارکت اجتماعی و هویت تاریخی استفاده شد. داده های حاصل با آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. این طراحی ترکیبی امکان درک عمیق و سنجش پذیر از عوامل مؤثر در بازسازی شهری خرمشهر را فراهم کرده است. یافته ها نتایج نشان می دهند پایداری کالبدی به طور مستقیم تحت تأثیر پایداری انرژی با ضریب رگرسیون 0/57 و سطح معناداری 0/003 قرار دارد که نشان می دهد طراحی های مقاوم و پایدار از نظر کالبدی معمولاً بهینه سازی مصرف انرژی را نیز به همراه دارند. همچنین، کیفیت فضاهای شهری تحت تأثیر دسترسی به حمل ونقل با ضریب رگرسیون 0/62 و سطح معناداری 0/002 قرار دارد که بهبود دسترسی به حمل ونقل عمومی می تواند به بهبود کیفیت فضاهای شهری و راحتی ساکنان کمک کند. هویت شهری و معماری نیز تحت تأثیر حفظ بافت تاریخی با ضریب رگرسیون 0/60 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده اهمیت حفظ فرهنگ و معماری بومی در بازسازی مناطق شهری است. در نهایت، عوامل اجتماعی فرهنگی تحت تأثیر مشارکت اجتماعی با ضریب رگرسیون 0/54 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده سطح پایین اثرگذاری در باززنده سازی شهر خرمشهر پس از جنگ بین ایران عراق است. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد بازسازی خرمشهر، با وجود گذشت دهه ها از پایان جنگ، هنوز به الگویی متوازن و پایدار نرسیده است. تحلیل های کمی و کیفی حاکی از آن است که سیاست های بازسازی نتوانسته اند ابعاد کالبدی، اجتماعی و فرهنگی را به طور مؤثر تلفیق کنند. تفاوت معناداری در نگرش میان ساکنان، معماران و مدیران شهری وجود دارد؛ ساکنان بیشتر بر ایمنی و کیفیت محیط زندگی تأکید دارند، در حالی که معماران و مدیران به جنبه های فنی می پردازند. این شکاف نشان دهنده نبود گفت وگوی مؤثر میان ذی نفعان است. در بعد فضایی، کیفیت فضا زمانی مطلوب خواهد بود که با عملکرد اجتماعی و زمینه فرهنگی پیوند یابد، امری که در بازسازی های زیرساخت محور کمتر دیده شده است. همچنین، مشارکت اجتماعی در فرایند بازسازی بسیار محدود بوده که در شهری همچون خرمشهر با تنوع فرهنگی و خاطره جمعی قوی، ضعف بزرگی محسوب می شود. نتایج کمی نیز نشان دادند حفظ بافت تاریخی با احساس تعلق شهری رابطه دارد، هرچند این رابطه آماری است نه علّی. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که بازسازی شهری باید به مثابه بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی دیده شود، نه فقط بازسازی فیزیکی.
۶۵۵۴.

تحلیل عوامل موثر برحکمروایی هوشمند شهری در تحقق طرح های توسعه شهری (شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۵
حکمروایی شهری ، پیش شرطی برای توسعه پایدار است . چرا که عدم تمرکز، مدیریت منابع محدود، مشارکت همگانی ، شراکت بین شهر، دولت ، جامعه مدنی و بخش خصوصی ، ابزارهای اصلی نبرد شهرها برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و پایداری توسعه هستند و این ها همگی مستلزم استقرار مدل حکمروایی هوشمند شهری است . حکمروایی هوشمند به عنوان یکی از ویژگی های مهم شهر هوشمند که بر پایه مشارکت شهروندان و مشارکت خصوصی / عمومی تشریح شده است . هدف از پژوهش حاضر بررسی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در تحقق طرح های توسعه شهری است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی می باشد. گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه با استفاده از 5 شاخص (مشارکت در تصمیم گیری، ارائه خدمات عمومی و اجتماعی، امنیت اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی و درمانی) و 24 گویه بر مبنای پاسخ های شهروندان(با تحصیلات شهرسازی و توسعه و عمران شهری) در شهر تهران و با حجم نمونه 270 نفر انجام شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون های آماری Tتک نمونه ای و آزمون همبستگی پیرسون با نرم افزار spss استفاده شده است. براساس یافته ای پژوهش، مشارکت سازمان های غیردولتی با میانگین (97/3) بیشترین تأثیر را در حکمروایی هوشمند شهری دارد. همچنین عدم توجه به خدمات عمومی و اجتماعی همواره در شهرهایی که مدیریت ضعیف و سودجویی را دارند بیشتر خواهد بود، با توجه به پژوهش صورت گرفته و براساس نظرات شهروندان از جمله عوامل اثرگذار بر حکمروایی هوشمند شهری، ارائه خدمات عمومی به شهروندان توسط مدیریت شهری و اخذ عوارض به طور منظم جهت تحقق طرح های توسعه شهری توسط سیستم مدیریت شهری است..
۶۵۵۵.

واکاوی تفسیرگرایانه و طراحی مدل آموزش اکوتوریسم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه و هدف : با توجه به نقش روزافزون اکوتوریسم در توسعه پایدار، این پژوهش با هدف طراحی مدل بومی آموزش اکوتوریسم پایدار در ایران انجام شده است تا زمینه ساز ارتقاء کیفیت آموزش و توانمندسازی فعالان این حوزه باشد. روش شناسی : این تحقیق با رویکرد کیفی و در پارادایم تفسیری انجام و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه اکوتوریسم گردآوری شده و با روش تحلیل مضمون و کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. اعتبار و پایایی داده ها با استفاده از تکنیک هایی چون بازبینی مشارکت کنندگان، بررسی همکار و ثبت دقیق مراحل پژوهش تضمین گردیده است. یافته ها : در مرحله نخست تحلیل کیفی، ۱۷۶ شاخص در قالب ۷ بُعد و ۴۳ مؤلفه شناسایی شد. ابعاد شامل هوشمندی بوم شناختی، رهبری بوم محور، هم افزایی پایدار، وجدان طبیعت مدار، نوآوری سبز، داستان سرایی بومی و فرهنگ طبیعت گرا بودند. در مرحله دلفی، ۳۸ شاخص به دلیل پیچیدگی اجرایی، نیاز به فناوری پیشرفته، هزینه بالا یا عدم اولویت در آموزش عمومی حذف شدند. همچنین، ۲۴ شاخص به دلیل هم پوشانی مفهومی، ادغام و به شاخص های جامع تر تبدیل شدند. درنهایت، ۱۳۲ شاخص که با اهداف اکوتوریسم (آموزش، حفاظت و مشارکت محلی) و با شرایط بومی ایران (تنوع زیستی، فرهنگی و محدودیت های زیرساختی) هم خوانی داشتند، در مدل نهایی حفظ شدند. نتیجه گیری و پیشنهادات : براساس نتایج آموزش اکوتوریسم نیازمند رویکردی چندبعدی است که تعامل بین دولت، جوامع محلی، مراکز آموزش عالی و ذی نفعان صنعت گردشگری را تقویت کند. مدل ارائه شده می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان و مراکز آموزشی در طراحی برنامه های آموزش اکوتوریسم در ایران مورد استفاده قرار گیرد. نوآوری و اصالت : نوآوری این پژوهش در ارائه الگویی بومی برای آموزش اکوتوریسم در ایران است که می تواند مبنای طراحی برنامه های آموزشی مؤثر در سطوح مختلف قرار گیرد و در سیاست گذاری آموزشی، تدوین سرفصل های دانشگاهی، توانمندسازی جوامع محلی و ارتقاء کیفیت گردشگری پایدار کاربرد داشته باشد.
۶۵۵۶.

شناسایی چالش های شبکه گردشگری سلامت شهر تهران با رویکرد مدیریت شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۸
زمینه و هدف : گردشگری سلامت، زیرمجموعه ای برجسته از صنعت گردشگری، تأثیرات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد. شهر تهران با مراکز درمانی معتبر، نیروی متخصص و موقعیت استراتژیک، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری سلامت منطقه ای و بین المللی داراست. فقدان مدیریتی شبکه ای، چالش اصلی برنامه ریزان است. این پژوهش با رویکرد کیفی، به شناسایی چالش های موجود در مدیریت شبکه گردشگری سلامت شهر تهران می پردازد. روش شناسی : این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوا انجام شد. داده ها از 15 مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند با اساتید دانشگاه، مدیران بیمارستان ها، آژانس های گردشگری سلامت، کارشناسان وزارت بهداشت و گردشگری و مسؤولان بیمه ای جمع آوری شدند. نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی اجرا شد. یافته ها : تحلیل داده ها نشان داد که توسعه گردشگری سلامت در تهران با چالش های ساختاری (موازی کاری و نبود زنجیره ارجاع)، نهادی (ضعف هماهنگی و تعدد نظارت ها)، و فناورانه (کمبود زیرساخت دیجیتال و سامانه یکپارچه) مواجه است. نتیجه گیری و پیشنهادات : بدون چارچوب یکپارچه، بهره برداری از ظرفیت ها ممکن نیست. پیشنهادها شامل واحد مرکزی هماهنگی، سامانه اطلاعاتی، استانداردسازی خدمات، ارتقاء فناوری و روابط بین سازمانی است. این چارچوب الگویی برای سایر شهرها می شود. نوآوری و اصالت : این پژوهش با تلفیق نظریه های شبکه ها و نهادگرایی، برای اولین بار به شناسایی چالش های مدیریت شبکه گردشگری سلامت شهر تهران پرداخته است.
۶۵۵۷.

ارزیابی عوامل تأثیرگذار در طراحی و برنامه ریزی مبلمان شهری (مطالعه موردی: شهر زابل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۵
مبلمان شهری از جمله عناصر سازنده فضای شهری محسوب می شود که کمیت و کیفیت، زیبایی، راحتی، دوام و محل استقرار آن نقش بسیار اساسی در دستیابی به شهری زیبا و سالم دارد، زیباسازی یکی از عوامل مهم مبلمان شهری است. یکی از عواملی که کمتر موردتوجه قرارگرفته است موضوع رنگ  و هویت در فضاهای شهری است. طراحی مناسب آن و به کارگیری متناسب آن با محیط، از بخش هایی از شهر که به آن فضاهای شهری می گوییم (فضاهایی هم چون پارک ها، میدان ها، پیاده روها، مراکز تجاری و ...) تأثیر زیادی بر کیفیت زندگی شهر برجای می گذارد. تأمین مبلمان شهری از سوی مدیران و برنامه ریزان مختلف، به موازات افزایش جمعیت و توسعه فیزیکی شهرها، جهت آرامش و راحتی شهروندان، علاوه بر رفع نیازهای فیزیکی، می تواند پاسخی برای نیازهای روانی، روحی و فرهنگی ساکنانش باشد. هدف این پژوهش بررسی و ارزیابی عوامل تأثیرگذار در طراحی و برنامه ریزی مبلمان شهری زابل می باشد و این پژوهش بر پایه ترکیبی از روش های توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و میدانی و جامعه آماری این پژوهش شهر زابل می باشد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از SPSS و  آزمون T و مدل متناسب تصمیم گیری ARAS و نرم افزار ARC GIS انجام شد. نتایج مدل ARAS نشان می دهد که ناحیه ۲ با ضریب (۱.۰۰۰) بالاترین رتبه و ناحیه ۴ با ضریب (۰.۸۲۸) پایین ترین رتبه را کسب کردند.همچنین آزمون t تک نمونه ای نشان داد که وضعیت کلی مبلمان شهری زابل در حد مطلوب نیست. اگرچه عوامل نظری تأثیرگذار در طراحی مبلمان شهری زابل شناسایی شده اند، ولی به دلایلی همچون عدم اجرای صحیح، بی توجهی به ملاحظات اقلیمی و بصری، و توزیع ناعادلانه امکانات، عملکرد موجود مطلوب ارزیابی نمی شود. این مطالعه لزوم بازنگری اساسی در فرآیند برنامه ریزی و طراحی مبلمان شهری زابل با تأکید بر رویکردی یکپارچه، اقلیم محور و عادلانه را نشان می دهد.
۶۵۵۸.

تحلیل الگوی مکانی کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با استفاده از TOPSIS-DANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۷
ارزیابی کیفیت زندگی شهری برای برنامه ریزی شهرها امری حیاتی است، اما در تحلیل های جزئی فضایی درون شهری یک شکاف اطلاعات مکانی وجود دارد. به این منظور که همواره کیفیت زندگی را با ابعاد اجتماعی و اقتصادی معرفی شده است اما در این پژوهش به بررسی کیفیت زندگی بر مبنای شاخص های مکانی توجه شده است. این مطالعه این شکاف را برای شهر تبریز با ارزیابی الگوهای فضایی کیفیت زندگی در محلات مختلف از طریق ادغام نوآورانه تکنیک چندمعیاره تاپسیس-دانپ با تحلیل خودهمبستگی فضایی Moran's I ، مرتفع می سازد. بر این اساس، شاخصی ترکیبی با استفاده از 15 شاخص محیط ساخته شده، اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی نظیر فضای سبز، آموزش، بهداشت و کیفیت هوا ساخته شد. رتبه بندی و وزن دهی TOPSIS-DANP با لحاظ نظرات کارشناسان انجام گرفت که بر اساس آن، شاخص های سرانه تسهیلات و تجهیزات شهری (0851/0) و کاربری اراضی بهداشتی سرانه (0842/0) دارای بیشترین ارزش و فاصله از گسل (0426/0) و تراکم ساختمانی (0401/0) دارای کمترین وزن هستند. افزون بر این، با استفاده از آزمون Moran's I، خوشه بندی آماری معنادار نمرات کیفیت زندگی شناسایی شد که نشانگر وجود نابرابری های درون شهری قابل توجهی از نظر دسترسی به خدمات، زیرساخت ها و کیفیت محیط زیست بین محلات است. تحلیل های به دست آمده مناطق با امتیاز های بالایا پایین را مشخص کرده است و مداخلات سیاستی در جهت بهبود کیفیت زندگی را آشکار ساخته است. در نهایت، یافته های این مقاله نشان می دهد که رویکرد تحلیل فضایی یکپارچه، بینش جامعی از الگوهای کیفیت زندگی در سطح محلات تبریز ارائه می دهد. بر این مبنا، مناطق فاقد فضای سبز و محیط زیست سالم به عنوان مهمترین اولویت ارتقای استاندارد پایدار زندگی شهری شناسایی شدند.
۶۵۵۹.

تحلیلی بر اثرات توسعه گردشگری بر کیفیت زندگی شهروندان مطالعه موردی: شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه شهرها با داشتن تنوع زیادی از جاذبه های اولیه و فرعی به عنوان مقصد گردشگری انتخاب می شوند و سازمان جهانی گردشگری ملل متحد این نوع از فعالیت گردشگری را که در فضای شهری انجام می شود، گردشگری شهری می نامد. گردشگری شهری نقش بسیار مهمی در توسعه شهرها نیز ایفا می کند، زیرا امروزه بسیاری از شهرها میزبان تعداد قابل توجهی از گردشگران هستند و در مبحث توسعه، صنعت گردشگری به عنوان ابزاری سودمند برای توسعه محلی تلقی می شود که به عنوان پاسخی مثبت به تغییرات منفی اقتصادی است. هنگامی که جامعه ای به مقصد گردشگران تبدیل می شود، فعالیت های گردشگران بر زندگی ساکنان آن جامعه تأثیر می گذارد، به طوری که صنعت گردشگری را می توان به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی ساکنان مقاصد گردشگری دانست. توسعه گردشگری در مناطق شهری می تواند اثرات بسیار زیادی روی کیفیت زندگی شهروندان بگذارد. توسعه گردشگری منضمن توجه به توسعه در همه سطوح فردی، سازمانی، ملی و بین المللی است و پایداری آن مستلزم استفاده از منابع، مدیریت، سرمایه گذاری، پیشرفت فناوری و تغییر ساختاری و نهادی است که با بازه های حال و آینده بشر سازگار باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، پیمایشی کمی است. جامعه آماری تحقیق را شهروندان شهر کرمان تشکیل داده که طبق سرشماری سال 1395 جمعیت این شهر برابر با 537718 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده است. به منظور گردآوری داده ها و اطلاعات تحقیق، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه پس از آنکه ایرادهای آن توسط اساتید و کارشناسان مشخص شد، ایرادهای مورد نظر دوباره اصلاح شده و پس از بررسی های دوباره توسط اساتید و کارشناسان روایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین، به منظور به دست آوردن پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آلفای به دست آمده برای پرسشنامه برابر با 0/78 بوده است که پایایی مناسب پرسشنامه را برای سنجش متغیرهای تحقیق نشان می دهد. در این تحقیق از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی به همراه 24 گویه استفاده شده است (جدول 1). به منظور تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها یافته های پژوهش به دو صورت توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج یافته های توصیفی نشان داد 59 درصد از پاسخ گویان را مردها و 41 درصد را زنان تشکیل داده اند. از نظر وضعیت تأهل 64 درصد را متأهل ها و 36 درصد نیز مجردها به خود اختصاص داده اند. از نظر سنی 21 درصد در گروه سنی 21 تا 30 سال، 33 درصد در گروه سنی 41 تا 50 سال، 17 درصد در گروه سنی 41 تا 50 سال، 20 درصد در گروه سنی 51 تا 60 سال و 9 درصد نیز در گروه سنی بالاتر از 60 سال قرار دارند. از نظر تحصیلی 13 درصد از فراوانی در گروه تحصیلی زیر دیپلم، 21 درصد در گروه تحصیلی دیپلم، 8 درصد در گروه تحصیلی فوق دیپلم، 35 درصد در گروه تحصیلی کارشناسی و 20 درصد نیز در گروه تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر قرار دارند. از نظر اشتغال 27 درصد در گروه شغلی کارمند، 11 درصد در گروه دانشجویان، 15 درصد در گروه خانه دار، 36 درصد در گروه شغلی آزاد و 11 درصد نیز در گروه بازنشستگان قرار دارند. نتیجه گیری نتایج پژوهش نشان داد توسعه گردشگری اثرات زیادی روی متغیرهای کیفیت زندگی گذاشته که بیشتر مواقع این اثرات مثبت و موجب بهبود وضعیت آن متغیر شده است. نتایج بررسی وضعیت کیفیت زندگی در شهر کرمان نشان داد وضعیت متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی کیفیت زندگی در وضعیت مطلوب قرار دارند. نتایج بررسی اثرات توسعه گردشگری بر کیفیت زندگی نشان داد توسعه گردشگری بیشترین تأثیر را بر متغیر اقتصادی کیفیت زندگی داشته و بر متغیرهای اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی نیز تأثیر گذار بوده است. نتایج پژوهش بیانگر این است که اثرات گردشگری بر شهرها متنوع هستند و می توانند هم مثبت و هم منفی باشند. به طور کلی، گردشگری می تواند به توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد شهرها کمک کند. از سوی دیگر، گردشگری می تواند به ایجاد مشکلات محیطی، اجتماعی و فرهنگی نیز منجر شود، به خصوص اگر به صورت غیرپایدار و بدون برنامه ریزی انجام شود. بنابراین، توسعه گردشگری علاوه بر اینکه می تواند موجب بهبود کیفیت زندگی شهروندان شود به همان اندازه نیز می تواند موجب خسارت به محیط های شهری شود و به بروز ناهنجاری های اجتماعی نیز کمک کند. از جمله محدودیت های که بر سر راه توسعه گردشگری در شهرها و به خصوص شهر کرمان وجود دارد می توان به موانع اقتصادی، فرهنگی، زیرساختی و اجتماعی و حتی سیاسی نیز اشاره کرد. وجود برخی قوانین که دسترسی گردشگران را به برخی مناطق محدود می کند، هزینه های بالای اقامت، حمل و نقل و تفریحات، عدم تخصیص بنزین آزاد به خودروهای شخصی، مشکلات بهداشتی، کمبود زیرساخت همچون هتل و مهمانسراها، کمبود آموزش در زمینه گردشگری برای ساکنان محلی و کمبود تبلیغات و اطلاعات در مورد جاذبه های گردشگری می توان اشاره کرد. بنابراین، پیشنهاد می شود که مسئولان امر به خصوص مدیران شهری تا جایی که امکان پذیر است موانع موجود بر سر راه توسعه گردشگری در شهر کرمان را کاهش دهند تا علاوه بر سفر راحت برای گردشگران باعث افزایش تعداد گردشگران داخلی و خارجی نیز در شهر شوند. در نهایت، یادآوری این نکته ضروری است که گردشگری می تواند یک ابزار قدرتمند برای توسعه شهری باشد، اما باید به طور پایدار و مسئولانه مدیریت شود تا بتوان از فواید آن بهره برد و از آثار منفی آن جلوگیری کرد.
۶۵۶۰.

آیا ساختار جغرافیایی محیط شهری مهم نیست؟ مرور انتقادی بر ادبیات شناخت فضایی در افراد دارای اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۳
یکی از ابعاد اصلی زندگی روزمره، شناخت فضایی است. بااین حال وجود اختلالات جسمی و ذهنی، شناخت فضایی افراد را با مشکل مواجه می کند. در این راستا، در تحقیق حاضر یک مرور انتقادی بر ادبیات شناخت فضایی در افراد دارای اختلال انجام شده است. هدف این مرور، بررسی رویکردهای موجود نسبت به شناخت فضایی در افراد دارای اختلال و برجسته کردن غفلت از نقش اساسی محیط جغرافیایی دراین ارتباط است. ما جست وجوی خود را به گروه خاصی از اختلالات یا حوزه خاصی از مطالعات محدود نکردیم. بعد از غربالگری، 79 مقاله باقی ماندند. نتایج نشان داد که مقالات دارای شش هدف اصلی هستند شامل ارزیابی توانایی ها و استراتژی ها (9/51%)، توسعه و ارزیابی کارایی ابزارهای کمکی (19%) و بررسی مکانیزم های عصبی مرتبط با شناخت فضایی (9/8%) بیشترین سهم در این حوزه از مطالعات را دارند. همچنین مطالعات دارای سه رویکرد اصلی هستند شامل رویکرد روانشناسی-عصب شناسی (8/46%)، رویکرد فناورانه (1/29%) و رویکرد فیزیولوژیکی (5/21%). 6/2% از مطالعات نیز رویکرد آموزشی در ارتباط با این حوزه دارند. یافته های ما نشان داد که با وجود تأثیر و نقش بسیار حیاتی آن، تأثیر ساختار محیط جغرافیایی بر شناخت فضایی افراد دارای اختلال در ادبیات موجود موردتوجه قرار نگرفته است و در تمامی تحقیقات اختلالات موجود به وجود اختلال در خود این افراد نسبت داده شده است. این نتایج برای محققان علوم جغرافیایی و مخصوصاً برنامه ریزی شهری علاقه مند به شناخت فضایی در افراد دارای اختلال و ارتباط آن با ساختار محیط جغرافیایی در مناطق شهری بسیار کارآمد است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان