ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۶۱ تا ۱۰٬۹۸۰ مورد از کل ۱۱٬۲۶۸ مورد.
۱۰۹۶۱.

کاربرد تکنیک ماباک در تحلیل فضاهای سبز در کلانشهرهای مذهبی ایران (مطالعه موردی: کلانشهر قم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
برنامه ریزی زیرساخت سبز شهری رویکردی در برنامه ریزی شهری است که هدف آن افزایش کیفیت زندگی و رفاه شهری است. ضرورت و اهمیت حیاتی فضاهای سبز شهری به اندازه ای است که وجود این کاربری یکی از شاخص های توسعه محسوب می شود. پژوهش از نوع تحلیلی- مقایسه ای است و با به کارگیری تکنیک چند شاخصه ماباک به بررسی و تحلیل فضاهای سبز شهری در کلانشهر مذهبی قم پرداخته شده است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز برای انجام این پژوهش از آمارنامه کلانشهر قم در سال 1402 اقتباس شده است و با استفاده از تکنیک ماباک نابرابری های موجود در زمینه فضای سبز شهری در میان مناطق هشت گانه کلانشهر قم مورد تحلیل قرار گرفته است. میزان امتیاز نهایی تکنیک ماباک نشان می دهد، منطقه 4 کلانشهر قم با کسب امتیاز (5414/0) بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. نتایج به کارگیری مدل ماباک عدم توزیع بهینه فضاهای سبز شهری در کلانشهر قم را نشان می دهد. منطقه 7 با کسب امتیاز (2162/0-)، منطقه 6 با کسب امتیاز (1734/0-)، منطقه 5 با کسب امتیاز (1682/0-) و منطقه 1 با کسب امتیاز (0695/0-) از منظر برخورداری از فضاهای سبز شهری وضعیت خوبی را نشان نمی دهند و این مناطق نیازمند توجه ویژه و جدی هستند.
۱۰۹۶۲.

چالش های تولید برنج ارگانیک در فضای روستایی شهرستان شوشتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
رشد فزاینده ی جمعیت و بحران کمبود غذا، عدم مدیریت صحیح منابع و مصرف بی رویه ی مواد شیمیایی موجب بروز مشکلات زیست محیطی در اکوسیستم های طبیعی شده است. نتایج بسیاری از تحقیقات حاکی از آن است که در کشاورزی متعارف با کاربرد بی رویه نهاده های شیمیایی، محیط را ویران کرده و منابع طبیعی را دچار تحلیل می کند. لذا ایده اصلی این پژوهش شناسایی چالش های تولید برنج ارگانیک به عنوان مهمترین و اصلی ترین غذای جامعه بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه ی شالیکاران شهرستان شوشتر بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 388 نفر تعیین، و نمونه ها با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه ای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شد. نتایج بررسی چالش های تولید برنج ارگانیک از دیدگاه افراد مطالعه شده نشان داد که مهم ترین چالش ها شامل «پایین بودن سطح مهارت های شالیکارن» و «عدم اعطای یارانه به شالیکاران برای کشت ارگانیک» بود. علاوه بر این، تحلیل عاملی چالش های توسعه کشت برنج ارگانیک را در عامل های آموزشی، اقتصادی و حمایتی، اجتماعی، انگیزشی، بازاریابی، قانونی و سیاست گذاری طبقه بندی نمود که این عامل ها 639/68 درصد از کل واریانس عامل ها را تبیین نمود. علاوه بر این چالش آموزشی با تبیین 638/18 درصد از واریانس کل عامل ها به عنوان مهمترین چالش تولید برنج ارگانیک شناسایی شد. همچنین چالش های شناسایی شده در این بخش نیز توسط مدل سازی معادلات ساختاری مورد تأیید قرار گرفتند. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران این حوزه در راستای ترویج رفتاری ایمن در محیط طبیعی کمک شایانی نماید.
۱۰۹۶۳.

بررسی شاخص ها و امکان سنجی ایجاد روستای هوشمند (مورد مطالعه: شهرستان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
در عصر فناوری ارتباطات و دیجیتال روستاهای هوشمند به کانونی برای بهبود کیفیت زندگی جوامع روستایی تبدیل شده اند. با این حال شاخص های یکسانی برای ارزیابی هوشمندی آنها وجود ندارد. لذا این پژوهش با هدف تدوین و بررسی شاخص های روستای هوشمند ، و با رویکرد  توصیفی – تحلیلی انجام شده است. ماهیت این مطالعه از نوع کاربردی- بنیادی می باشد. نحوه جمع آوری داده ها نیز به صورت میدانی(توزیع پرسشنامه) بوده که با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای و آنالیز واریانس یک طرفه (one-way ANOVA) در نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. برای دست یابی به هدف، با بهره گیری ازفرمول کوکران نمونه ای به اندازه 384 خانوار تعیین و به روش تصادفی پرسشگری شدند. روایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ برابر 752/0 و نرمال بودن توزیع داده ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنوف برابر 878/0 تأیید شد.یافته ها نشان می دهد که مهم ترین شاخص های روستای هوشمند در ابعاد محیطی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی می باشند،که در سطح روستاهای شهرستان همدان بعد اجتماعی در بهترین و بعد نهادی در بدترین وضعیت قراردارد. در بعد اجتماعی، شاخص های آموزش (میانگین 12/3)، امنیت (24/3) و توانمندی (11/3) بیشترین ظرفیت را برای تبدیل روستاها به روستای هوشمند را نشان می دهند. در بعد نهادی، شاخص برنامه ریزی با میانگین 33/2 در وضعیت نامطلوبی است. همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نیز نشان می دهد که میان دهستان های شهرستان همدان از نظر شاخص های روستای هوشمند اختلاف معناداری وجود دارد. به طورکلی نتایج این مطالعه حاکی از آن است که برای  هوشمند کردن روستاهای شهرستان ، بایستی بر ابعاد نهادی و اجتماعی تمرکز ویژه ای نموده تا با تقویت فرایندهای برنامه ریزی، ارتقای سطح آموزشی و امنیتی، و بهسازی ظرفیت های نهادی، پروژه های هوشمندسازی روستاها با کارایی و اثرگذاری بیشتری به تحقق بهبود کیفیت زندگی روستانشینان منجر شوند.
۱۰۹۶۴.

گونه شناسی و بررسی تطبیقی معماری سنتی و معاصر ابنیه مسکونی شهر تاریخی ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: پژوهش حاضر شناخت انواع گونه های معماری ابنیه مسکونی سنتی و نوساز در شهر تاریخی ماسوله است که از میان 564 بنای موجود در شهر تاریخی ماسوله، 119 بنای مسکونی تاریخی به صورت میدانی موردبررسی قرارگرفته است. برای شناخت فضاها و کاربری فضاهای معماری ابنیه مسکونی از ساکنان مصاحبه گرفته شده است. برای درک مناسب تفاوت میزان محصوریت و سلسله مراتب فضایی در معماری ابنیه سنتی و نوساز مسکونی ماسوله از نرم افزار تحلیل فضا و دید بصری دپس مپ ورژن10 استفاده شده است. روش پژوهش: نگارندگان با استفاده از منابع تاریخی، مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی و با به کارگیری روش های توصیفی-تطبیقی و نرم افزار تحلیل فضا و دید بصری دپس مپ 10 برای شناخت انواع گونه های معماری ابنیه مسکونی 119 خانه سنتی و نوساز ماسوله را موردبررسی قرار داده اند. یافته ها: در معماری ابنیه مسکونی نوساز ماسوله، فضاهایی همچون؛ چٌغٌم، سومعه، تزئینات پاشنه درب، طاقچه های داخلی، شومینه، مَفرَغ، انبار، مال بند، بُرج و سلسله مراتب فضایی حریم های عمومی به خصوصی حذف شده اند. شفافیت و گسترش فضایی در معماری ابنیه نوساز افزایش یافته است. در ساختار سازه ای ابنیه نوساز مسکونی ماسوله از مصالح سیمانی، آجری، میلگرد استفاده شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ابنیه مسکونی سنتی ماسوله در دو گونه خانه های گسترش یافته افقی و عمودی طبقه بندی می شوند. ابنیه مسکونی نوساز به عنوان جدیدترین گونه در بافت تاریخی ماسوله ظاهر شده اند. از منظر سازمان دهی فضایی، گونه های سنتی شامل عناصری نظیر ورودی، دالان، سومعه، مال بند، انبار، راه پله، مفرغ، برج، تالار، تلارپیش، بریه، لن، اتاق خواب، سرویس بهداشتی، حمام و بهره گیری از عمق زمین هستند. این فضاها سلسله مراتب عمومی-خصوصی را رعایت می کنند: طبقه همکف مشتمل بر انباری، دالان، سرویس بهداشتی و ورودی؛ و طبقات فوقانی شامل چغم، سومعه، راه پله، سرویس، حمام، مطبخ، پذیرایی، تالار، تلارپیش و اتاق خواب. در مقابل، ابنیه نوساز فاقد این سلسله مراتب هستند؛ مهمانان در طبقه همکف مستقیماً به فضای پذیرایی وارد شده و به آشپزخانه دید دارند، و در طبقات به پذیرایی، آشپزخانه و اتاق های خواب دسترسی می یابند. فضاهای دالان، انبار، مال بند، چغم و سومعه حذف گردیده و الگوی خانه ها به سبک مدرن شهری گرایش یافته اند.
۱۰۹۶۵.

عوامل پیش برنده و بازدارنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی؛ مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: در حال حاضر فقر مسکن به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد فقر در نواحی روستایی، به چالشی جدی برای سیاست گذاران حوزه مسکن تبدیل شده است. با توجه به اهمیت این مسئله، در پژوهش حاضر عوامل پیش برنده و بازدارنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی؛ نمونه موردی: روستاهای بخش مرکزی استان اردبیل مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش بر اساس ماهیت از نوع کیفی، بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل خانوارهای روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه خانوارها برابر با 360 خانوار به دست آمد و پرسش نامه ها به نسبت تعداد خانوار و با استفاده از روش تصادفی ساده در بین خانوار روستاهای موردمطالعه پخش شد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از آزمون معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل و آزمون کروسکال والیس در SPSS استفاده شد. یافته ها: عامل کالبدی-محیطی (با ضریب اثر 952/0)، اقتصادی (با ضریب اثر 941/0)، مدیریتی (با ضریب اثر 903/0) و اجتماعی-فرهنگی (با ضریب اثر 897/0) به ترتیب مهم ترین عامل بازدارنده و عامل کالبدی-محیطی (با ضریب اثر 918/0)، مدیریتی (با ضریب اثر 905/0)، اقتصادی (با ضریب اثر 876/0) و عامل اجتماعی-فرهنگی (با ضریب اثر 866/0) به ترتیب مهم ترین عوامل پیش برنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی هستند. نتیجه گیری: ازنظر عوامل بازدارنده توسعه مسکن روستایی می توان گفت سه روستای زرد آلو، قره تپه و کل تپه دارای بیشترین و سه روستای آقبلاغ آقاجان خان، خشکه رود و انزاب علیا دارای کمترین عوامل بازدارنده بودند. همچنین ازنظر عوامل پیش برنده توسعه مسکن روستایی نیز سه روستای آقبلاغ آقاجان خان، حکیم قشلاقی و خشکه رود دارای بیشترین عوامل پیش برنده و سه روستای کل تپه، تازه کند رضاآباد و بنفشه درق دارای کمترین عوامل پیش برنده هستند. در کل می توان گفت روستاهای نزدیک و برخوردار از شریان های ارتباطی و اقتصاد (کشاورزی) مناسب دارای بیشترین عوامل پیش برنده و کمترین عوامل بازدارنده توسعه مسکن روستایی هستند.
۱۰۹۶۶.

تحلیل تطبیقی عوامل مؤثر بر نابرابری های نظام سکونت شهری-روستایی؛ مطالعه موردی: استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: نابرابری های نظام سکونت شهری–روستایی از مهم ترین چالش های توسعه منطقه ای در ایران محسوب می شوند که موجب برهم خوردن تعادل فضایی و افزایش جریان های مهاجرتی از نواحی روستایی به شهرها شده اند. این نابرابری ها حاصل ترکیب عوامل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است که در سطوح مختلف ساختاری، فضایی و سیاستی عمل می کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامع عوامل مؤثر بر نابرابری های نظام سکونت در استان چهارمحال و بختیاری، تبیین روابط متقابل میان متغیرهای مؤثر و ارائه مدلی شناختی برای دستیابی به توسعه متوازن و پایدار منطقه ای انجام شده است. روش پژوهش: تحقیق از نوع کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) است. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل های فضایی گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل 384 نفر از ساکنان شهری و روستایی (بر اساس فرمول کوکران) و 20 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی بود. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS، GIS و MICMAC و به کارگیری آزمون های t و ANOVA، تحلیل رگرسیون، تحلیل فضایی و ماتریس آثار متقاطع انجام گرفت. برای افزایش اعتبار نتایج، از اجماع خبرگان در قالب سه مرحله ای دلفی نیز استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر تفاوت معنادار در سطح رفاه، درآمد و زیرساخت میان مناطق شهری و روستایی بود. میانگین درآمد سرانه در شهرها (12.3 میلیون تومان) به طور معناداری بالاتر از روستاها (7.4 میلیون تومان) است و شاخص دسترسی به زیرساخت ها در مناطق شهری (3.10) نسبت به روستاها (2.20) برتری دارد. تحلیل MICMAC سه عامل کلیدی کم آبی و تغییرات اقلیمی، کمبود زیرساخت اقتصادی و ناکارآمدی سیاست های توسعه را به عنوان محرک های اصلی نابرابری شناسایی کرد. ترکیب این نتایج با تحلیل GIS منجر به تولید دو نقشه تحلیلی شد که نواحی شرقی و جنوب شرقی استان را به عنوان کانون های بحرانی نابرابری فضایی مشخص ساخت. نتیجه گیری: یافته ها مؤید حاکمیت الگوی تمرکز فضایی منطبق با نظریه های قطب رشد پرو و مکان مرکزی کریستالر است، اما استمرار این تمرکز از دیدگاه پژوهشگران نامطلوب از منظر توسعه پایدار منطقه ای ارزیابی می شود. الگوی ترکیبی GIS–MICMAC ارائه شده در این پژوهش با تبیین تعامل بین عوامل ساختاری و فضایی، ابزاری کارآمد برای شناسایی اولویت های فضایی، تصمیم سازی مبتنی بر شواهد، و کاهش شکاف های اجتماعی–اقتصادی در سایر استان های کشور به شمار می آید.
۱۰۹۶۷.

ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جوامع روستایی: کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: هدف تحقیق حاضر ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جامعه روستایی در شهرستان گچساران، از طریق روش تحلیل شبکه است. روش پژوهش: در تحقیق حاضر میزان سرمایه اجتماعی شبکه از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص های سطح کلان شبکه در روستاهای پادوک و آرو از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد که تحت پوشش طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی است، سنجش گردیده است. در این پژوهش جهت سنجش سرمایه اجتماعی از روش تحلیل شبکه اجتماعی، تکمیل پرسش نامه تحلیل شبکه ای و مصاحبه مستقیم با اعضای صندوق های خرد توسعه روستایی و با استفاده شاخص های سطح کلان شبکه نظیر تراکم، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک استفاده شد. یافته ها: میزان شاخص تراکم در بین اعضای صندوق های خرد توسعه، در پیوندهای اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه افزایش یافته است. افزایش میزان تراکم در افراد سبب توسعه اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی در سطح افراد می شود. دوسویگی پیوندها نیز در ابعاد اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه روند افزایشی داشته است. افزایش این شاخص باعث پایداری شبکه اعضای صندوق به میزان مطلوب شده است. میانگین فاصله ژئودزیک در پیوندهای اعتماد و مشارکت در دو روستا بعد از اجرای طرح نزدیک به عدد یک شد که نشان دهنده بالا بودن سرعت گردش منابع و اطلاعات در افراد بوده و اتحاد و یگانگی بالای افراد را بیان می کند. نتیجه گیری: برای ایجاد بسیج جامعه محلی، توانمندی اجتماعی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جامعه موردبررسی و درنهایت استقرار مدیریت مشارکتی، ضرورت دارد که میزان سرمایه اجتماعی افزایش یابد که این عامل نیز فرصتی برای ایجاد ظرفیت در جهت مشارکت ایجاد کرده که تأثیر بسزایی بر روند مدیریت مشارکتی اجتماع محور در منطقه دارد.
۱۰۹۶۸.

تبیین شاکله اقلیمی خانه های چهارصفه زواره؛ بازخوانی مقطع اقلیمی به مثابه محورکلیدی خنک سازی طبیعی در معماری نواحی گرم و خشک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: گرمایش زمین ناشی از تغییرات اقلیمی و انتشار گازدی اکسیدکربن، مصرف انرژی و هزینه های سرمایش فضا را افزایش داده است. در این شرایط، خنک سازی طبیعی رویکردی مؤثر برای آسایش اقلیمی به شمار می رود. اما فراهم آرودن امکان و شرایط خنک سازی طبیعی نیازمند گنجاندن راهکارهای مؤثر در معماری بنا از همان مراحل اولیه طراحی است؛ راهکارهایی که یا می بایست از طریق شناخت تجارب گذشته و بهبود آن ها و یا شبیه سازی های پرهزینه و زمان بر بدست آید. در حالیکه، معماری بومی در مناطق گرم و خشک ایران، منبعی از راهکارهای آزموده شده خنک سازی طبیعی است. از میان آن ها خانه های چهارصفه ی زواره نمونه ای شاخص از مسکن شهری روستایی سازگار با اقلیم گرم و خشک هستند که در آن ها سازوکار خنک سازی با معماری در هم آمیخته است؛ اما مورد مطالعه ی دقیق نبوده اند. در مقاله ی حاضر پژوهشگران با هدف پر کردن این خلأ، به شناخت شاکله ی معماری چهارصفه ها از منظر اقلیمی با تمرکز بر مقطع بنا، به مثابه ی محور کلیدی خنک سازی و تهویه ی طبیعی، می پردازند. روش پژوهش: پژوهش از نوع تحلیل اکتشاف و از نظر روش شناختی در چارچوب مطالعه ی موردمحور است. تمرکز بر ۱۶ خانه ی چهارصفه ی دارای زیرزمین در زواره است که برداشت آن ها با توجه ویژه به اجزای اقلیمی برای اولین بار صورت گرفته است. یافته ها: داده ها در 6 محور جمع آوری شده و با روش سه وجهی تطبیق نظری، ارزیابی میدانی، و همسان سنجی الگو تحلیل گردیده و درنهایت شاکله ی اقلیمی چهارصفه، متشکل از هشت مؤلفه ی اقلیمی مؤثر، که در چهار سطح از مقطع بنا در ساختاری عمودی نظام یافته اند و یکپارچه به تنفس بنا کمک می کنند، تبیین شده است. نتیجه گیری: در نهایت این نتیجه بدست آمد که شاکله ی اقلیمی چهارصفه، به دلیل کاربست هم زمان هواخوانِ خورشیدی، زمین سرمایی، و در برخی نمونه ها افزوده شدن بادگیر دیواری، یک سامانه ی هم افزا محسوب می شود. همچنین سامانه ی خنک کننده ی میان خانه زیرزمین در مسکن چهارصفه ی زواره به عنوان یک الگوی مستقل، متمایز، و جهان شمول برای اقلیم های گرم و خشک در کنار الگوی مرجع بادگیر تثبیت گردید و مشخص شد مقطع بنا در شاکله و کارایی اقلیمی آن اهمیت دارد و ضروری است از آغاز فرایند طراحی از طریق راهکارهای پیشنهادشده در این مطالعه، مد نظر معماران در اقلیم های مشابه در سطح ملی و جهانی قرار گیرد.
۱۰۹۶۹.

بررسی مبانی تفکیک زمان و مکان از منظر دانش بومی بهره برداران مراتع ییلاقی، مطالعه موردی: مراتع منطقه قلعه میران استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
روستائیان و عشایر تاریخچه طولانی از زندگی مکان محور و سنت هایی با قدمت طولانی دارند که تولیدکننده نظام های پیچیده از دانش در رابطه با دنیا و محیط اطراف است. این مجموعه های پیچیده از دانش و فعالیت ها به عنوان دانش بومی، محلی یا سنتی شناخته می شوند. این دانش زمینه های مختلفی را در برگرفته که یکی از آن ها اتنواکولوژی می باشد. اتنواکولوژی در برگیرنده چشم انداز وسیعی است که از آن می توان آشنایی با منابع محیط زندگی و مدیریت پایدار را از دید مردم بومی درک کرد. در این پژوهش، دانش جوامع محلی منطقه قلعه میران به منظور شناخت اجزا و عوامل محیطی و طبقه بندی آنان، موردمطالعه و بررسی قرار گرفت. اطلاعات موردنیاز تحقیق از افراد به صورت مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده مشارکتی جمع آوری شد. مصاحبه ها به صورت هدفمند از خبرگان محلی صورت پذیرفت و برای درک بهتر گفته ها از ایشان اجازه گرفته شد تا حین گفتگو، صدایشان ضبط شود. در مجموع در این تحقیق مشخص شد که مردم محلی این منطقه در شناخت اجزاء و عناصر محیط طبیعی اطراف خود و استفاده از آن ها دارای تبحر خاصی هستند و برای هر جزء از اصطلاحاتی استفاده می کنند که همگی نامکتوب و روایی هستند. به طوری که عوامل مختلفی همچون دما، اقلیم، عوارض موجود در سطح زمین، ارتفاع، کاربری اراضی، جنس زمین، نوع خاک، پوشش گیاهی، انواع راه ها، آفتاب گیر و سایه گیر بودن، جهات جغرافیایی و دیگر عوامل را شناخته و هر جزء را به طبقات مختلفی تقسیم بندی کرده و در زندگی روزمره خود از آن ها استفاده می کنند.
۱۰۹۷۰.

تأثیر عوامل جغرافیایی بر روابط خان های ماکو با حکومت مرکزی ایران در دوره ناصری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
خاندان بیات ماکویی از دوره شاه عباس اول در ماکو ساکن شدند و حکومت محلی این منطقه را با فرازوفرودهایی تا قدرت یابی قاجارها ادامه دادند. با تشکیل حکومت قاجار آن ها به اطاعت شاهان قاجار درآمدند، اما با بروز نشانه های ضعف در حاکمیت قاجارها، آن ها به مرور تمایلات استقلال طلبانه خود را بیشتر نمودند. پژوهش حاضر به روابط خوانین ماکو با حکومت ناصرالدین شاه قاجار پرداخته است. این پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ دادن به این پرسش ها است که منطقه ماکو به چه دلایلی بستری برای شکل گیری حکومت محلی توسط خوانین بیات شد؟ روابط خوانین ماکو با حکومت قاجار در دوره ناصرالدین شاه قاجار چه مراحلی را طی کرد و تعهدات خوانین در برابر حکومت مرکزی چه بود؟ یافته ها نشان می دهد که حضور خوانین بیات از دوره صفویه در ماکو و بهره گیری آنان از موقعیت جغرافیایی و سوق الجیشی ماکو در مجاورت مرزهای ایران با کشورهای عثمانی و روسیه و استفاده از قدرت جنگی ایلات و عشایر منطقه، عوامل مهم شکل دهی به قدرت محلی آن ها بود. بررسی مناسبات خاندان بیات با حکومت قاجار در دوره ناصری بیانگر آن است که آن ها به خصوص در دوره حکمرانی تیمور پاشا در برابر اقدامات تمرکزگرایانه ناصرالدین شاه مقاومت کرده و دخالت حکومت مرکزی در امور ماکو را به حداقل رساندند.
۱۰۹۷۱.

مروری سیستماتیک بر کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: به موازات فراوانی بیشتر سوانح در مناطق شهری در جهان، توجه به «تاب آوری شهری» به عنوان سازوکاری برای رویارویی شهرها با اختلالات افزایش یافته است. لیکن، پیاده سازی تاب آوری شهری و سنجش آن با چالش های جدی روبه رو است. از میان روش های سنجش تاب آوری شهری، استفاده از شاخص های ترکیبی به دلیل ماهیت عددی، فرایند ساخت روشن و امکان مقایسه مکانی-زمانی در دو دهه اخیر بسیار پرکاربرد بوده است ولی معیارهای جامع و موردتوافق گسترده برای ساخت شاخص ترکیبی در مقیاس شهری ارائه نشده است؛ لذا این پژوهش در پی انجام یک مطالعه مروری سیستماتیک برای استخراج و تحلیل جامع ارکان و روش های سنجش تاب آوری شهری با محوریت شاخص ترکیبی است. روش پژوهش: بر مبنای یک مرور سیستماتیک با تمرکز بر 80 پژوهش انتخاب شده از پایگاه های استنادی WoS و Scopus، مبانی و گام های چندگانه ساخت شاخص های ترکیبی برای سنجش تاب آوری شهری موردبررسی قرار گرفته اند. تحلیل داده ها با استفاده از یک چهارچوب تحلیلی مبتنی بر چهار رکن (زمینه ای، مبانی نظری و کاربردی، روش شناختی و محتوایی) و از طریق کدگذاری مضامین انجام شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از منظر مبانی پایه، اکثر شاخص ها (5/92 درصد) بر اساس چهارچوب های موجود و عمدتاً با رویکرد سرمایه محور (5/62 درصد) و اهداف تشخیصی (70 درصد) طراحی شده اند. از منظر ارکان روش شناختی، غالب شاخص های بررسی شده بر مبنای رویکردهای ایستا (5/92 درصد)، ذاتی (25/61 درصد)، پیشینی (75/83 درصد) و با روش های از بالا به پایین ( 5/72 درصد) توسعه یافته اند و طرح ساختاری قیاسی-سلسله مراتبی مبنای سازمان دهی اغلب شاخص های بررسی شده (5/77 درصد) را تشکیل می دهد. گام های اعتبارسنجی متقابل و خارجی به ترتیب تنها در 35 درصد و 5/27 درصد از مقالات مشاهده شد و76 درصد از مطالعات از تحلیل استحکام غفلت نموده اند. از منظر محتوایی، چهارچوبی مورد اجماع ازنظر تعداد و نوع عناصر سازنده شاخص ترکیبی و تعداد متغیرهای استفاده شده وجود ندارد. نتیجه گیری: شکاف ها در کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری را می توان در دو گروه کلی ذاتی و رویه ای دسته بندی کرد. چالش های ذاتی، برخی مسائل اجتناب ناپذیر بین رشته ای است که به خاستگاه و ماهیت شاخص ترکیبی بازمی گردد. اما کاستی های رویه ای شامل کمبود داده های واقعی سوانح، هزینه و زمان جمع آوری داده های میدانی و زمینه ای در برابر داده های ثانویه، تعارضات میان دیدگاه های ذی نفعان و نبود چهارچوب مورد اجماع جهت گزینش عناصر شکل دهنده شاخص ترکیبی تاب آوری شهری است. توجه بیشتر به گام های اعتبارسنجی، شناسایی منابع حساسیت و بهره گیری از روش های مشارکتی می تواند با کاهش شکاف های روش شناختی موجب بهبود قابلیت اطمینان به نتایج اندازه گیری شود.
۱۰۹۷۲.

ارزیابی عملکرد تابش و باد در خانه های تاریخی چهارطرف ساخت اقلیم سرد و خشک شهرکرد با هدف دستیابی به فرم بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: طراحی معماری غیرفعال گرایشی با تأکید بر کاهش مصرف انرژی های فسیلی و استفاده از الگوهای معماری بومی و منطقه ای، امروزه به عنوان یک رویکرد مهم در معماری معاصر مطرح است. استان چهارمحال وبختیاری جزء مناطق سردسیر کشور و مرکز آن شهرکرد، به علت موقعیت جغرافیایی خود، در اصطلاح عامیانه «بام ایران»، قابلیت بالایی برای جذب تابش حرارتی خورشید دارد. این شهرستان دارای 4 خانه تاریخی درون گرا است که نمونه بهینه آن می تواند الهام بخش، معماران معاصر در جهت طراحی غیرفعال باشد. از اهداف ویژه نیز می توان به ارائه تناسبات بهینه حیاط مرکزی، جهت گیری مناسب و نسبت های ارتفاعی مناسب اشاره نمود. روش پژوهش: روش تحقیق به شیوه آمیخته کمی و کیفی است. برای تحلیل ها از نرم افزار انسیس فلوئنت استفاده شده، که در آن بر مبنای میانگین دمای دیوارهای داخلی حیاط های مرکزی، نمونه ها مورد تطبیق قرار گرفته اند. بر اساس آمار ده ساله سازمان هواشناسی این استان، دو ماه دی و تیر، به عنوان بحرانی ترین ماه های سال شناخته شده، بنابراین تحلیل نمونه ها در این دو ماه صورت گرفته است. یافته ها: جهت گیری های متفاوت حیاط های مرکزی می تواند تأثیر زیادی بر دریافت تابش خورشید و بالا بردن مقدار میانگین دمای دیوارهای داخلی داشته باشد. نتیجه گیری: بنابراین در بین نمونه ها خانه مرتضوی ها ازنظر جهت گیری و تناسبات در زمستان با دمای میانگین دیوارهای 74/16 درجه سانتی گراد با تناسبات حیاط 30/1 و جهت گیری 50 درجه نسبت به جنوب، دارای بیشترین دما و نمونه بهینه است. همچنین خانه آزاده در تابستان با دمای میانگین دیوارهای 00/29 درجه سانتی گراد و تناسبات حیاط 33/1 و جهت گیری 8 درجه نسبت به جنوب دارای کمترین دما و نمونه بهینه در تابستان است. بنابراین در طراحی های جدید به عنوان نمونه اقامتگاه های محلی یا بومی، می توان نوع بهینه معرفی شده، ترجیحاً در این اقلیم (خانه مرتضوی ها) انتخاب و اجرا نمود. در بررسی های آتی، پیشنهاد می شود، نمونه بهینه با مصالح مختلف روز در محیط نرم افزار شبیه سازی و مقایسه شود و مصالح مناسب معرفی گردد.
۱۰۹۷۳.

ارائه مدل عوامل کلیدی موفقیت گردشگری خلاق، مطالعه موردی: شهر نائین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
امروزه یکی از ابزارهای کلیدی برای رسیدن به توسعه همه جانبه در شهرها، توجه به نوآوری ها و خلاقیت در استفاده از پتانسیل ها و ظرفیت های طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فعالیت های فرهنگی با رویکرد گردشگری خلاق است. در این راستا، شهر نائین به عنوان یکی از با ارزش ترین مناطق تاریخی و گردشگری با جاذبه های مختلف، تاکنون نتوانسته است به طور کامل از ظرفیت های موجود در این حوزه در جهت تحقق گردشگری پایدار شهری، استفاده نماید؛ پژوهش حاضر بر آن است تا با ارائه مدل عوامل کلیدی موفقیت گردشگری خلاق در شهر نائین، زمینه های توسعه همه جانبه گردشگری را فراهم نماید. قلمرو مکانی پژوهش، شهر نائین می باشد. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه انجام توصیفی - تحلیلی است جامعه آماری پژوهش را دو سطح شامل مسئولین، مدیران شهری و فعالان حوزه گردشگری شهر، و متخصصین و صاحب نظران دانشگاهی تشکیل می دهد. روش نمونه گیری، هدفمند است و حجم نمونه برای گروه اول بر اساس اشباع نظری، 17 نفر در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای گروه دوم، 10 نفر در قالب پرسشنامه انتخاب شده است. تجزیه وتحلیل داده ها نیز از طریق تحلیل تماتیک و ISM، انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که، از بین 9 عامل کلیدی اصلی شناسایی شده، مهم ترین عامل کلیدی، مدیریت کارا و اثربخش می باشد. نتایج حاصل از یافته ها نشان می دهد که تحقق عامل کلیدی موفقیت گردشگری خلاق شهر نائین نیز، نیازمند تعریف چشم انداز، مأموریت و همچنین تدوین استراتژی ها و خط مشی های روشن و مشخص در این حوزه می باشد.
۱۰۹۷۴.

مطالعه تطبیقی میزان تاب آوری اقوام آذری و کرد شهرستان ارومیه در مواجهه با بحران اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۶
ارزیابی میزان و چگونگی تاب آوری گروه های جمعیتی به خصوص در بحران های اجتماعی-سیاسی نقش مهمی در مدیریت و حکمرانی کشور دارد. تاب آوری، تابع عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی است و چگونگی کنش و واکنش گروه های قومی به آن به عنوان یک مسئله مهم قابل مطالعه است. این مقاله در صدد است تا میزان و چگونگی تاب آوری اقوام آذری و کرد شهرستان ارومیه در مواجهه با بحران اقتصادی را با استفاده از روش پیمایشی پرسشنامه ای، ارزیابی و مطالعه تطبیقی کند. یافته های تحقیق نشان داده است که تاب آوری قوم کرد در قبال بحران اقتصادی اخیر بیش تر از قوم آذری بوده و نسبت به آن سازگاری بیش تری داشته اند؛ درحالی که آذری ها در قبال این بحران واکنش های سیاسی صریح تری را بروز داده در مقابل واکنش سیاسی قوم کرد کم تر و آرام تر بوده است. تقریباً در همه مؤلفه های بررسی شده یعنی کاهش مشارکت سیاسی، افزایش اعتراضات، اعلام نارضایتی آشکار، کاهش انتظارات از نهادهای دولتی، افزایش تقاضا برای تغییرات سیاسی، مخالفت با دولت، درخواست برای تعامل و رابطه با سایر کشورها، تشکیل گروه برای پیگیری مطالبات، فعال کردن اقتصاد محلی، افزایش خشونت، افزایش مهاجرت، کاهش تعهد به حکومت، قانون گریزی و تشدید هرج ومرج این تفاوت دیده می شود. هم چنین نتایج به دست آمده نشان داده است که عوامل اثرگذار بر میزان تاب آوری در این دو قوم متفاوت بوده است. در کردها مهارت های حل مسئله و در آذری ها دل بستگی های عاطفی بیش ترین اثرگذاری را بر میزان تاب آوری داشته اند. 
۱۰۹۷۵.

اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر مؤلفه های اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله های تاریخی، مورد مطالعه: محله فیض آباد شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
سرمایه اجتماعی به عنوان یک عنصر کلیدی در بازآفرینی شهری شناخته می شود. ازآنجایی که این گونه از سرمایه تسهیلگر بازآفرینی جامعه محلی بوده و موفقیت پروژه های بازآفرینی بدان وابسته است، ضعف در مؤلفه های آن می تواند اثرات منفی بر پروژه های بازآفرینی داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله تاریخی فیض آباد کرمانشاه پرداخته است. در این مطالعه، 180 پرسشنامه تکمیل و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. هفت مؤلفه شامل احساس تعلق، حمایت نهادهای اجتماعی، مقبولیت ارزش ها، درک مشترک، شبکه ها، قابلیت اعتماد و مشارکت مدنی به عنوان مؤلفه های سرمایه اجتماعی شناسایی شدند. همچنین سه عامل اقتصادی محرک بازآفرینی شامل باور به افزایش ارزش املاک، تمایل به استفاده از وام ها و انگیزه اختصاص درآمد شخصی به پروژه ها بررسی شد. یافته ها حاکی از آن است که تنها دو مؤلفه «احساس تعلق» و «درک مشترک و همیاری» بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی تأثیر مثبت و معنادار دارند. اما این تأثیرگذاری در سایر عوامل به صورت مستقیم دیده نمی شود. عواملی چون «مقبولیت ارزش ها»، «مشارکت مدنی» و «شبکه ها، روابط و ارتباطات» به صورت غیرمستقیم تأثیرگذار هستند. ارتباط ساکنین با یکدیگر (سرمایه درون گروهی) از وضعیت مطلوبی برخوردار است اما ارتباط ضعیف آنان با نهادهای حاکمیتی و عدم اعتماد به شهرداری و دولت، سبب ضعف در سرمایه اجتماعی میان گروهی و برون گروهی شده است. بنابراین ناکارآمدی های شهرداری و دولت، پتانسیل های سرمایه اجتماعی محله تاریخی فیض آباد را برای بازآفرینی پایدار محدود ساخته است.
۱۰۹۷۶.

ارزیابی و تحلیل مکانی فقر شهری، مطالعه موردی: شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
مطالعات و ارزیابی فقر شهری با هدف شناسایی علل و عوامل مؤثر بر شکل گیری و تداوم محرومیت در مناطق شهری، ارائه راهکارهای علمی و عملی برای کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، و بهبود شرایط زندگی ساکنین مناطق کم برخوردار انجام می شود. این مطالعات به برنامه ریزان و مدیران شهری کمک می کند تا با درک دقیق تری از وضعیت موجود، اقدامات هدفمند و مؤثری را برای توسعه پایدار شهری طراحی و اجرا کنند. هدف تحقیق حاضر شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر فقر با استفاده از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و دسترسی به خدمات عمومی و تعیین تأثیر هر یک از آن ها بر وضعیت فقر شهری و تبیین الگوی فضایی فقر شهری در شهر مهاباد می باشد. در این راستا، ابتدا ۲۰ معیار مؤثر در فقر شهری در ۴ بعد اصلی دسته بندی شدند. سپس، این معیارها با استفاده از فرایند تحلیل شبکه وزن دهی شدند. در مرحله بعد، برای مدل سازی مکانی فقر شهری، معیارهای انتخاب شده با به کارگیری مدل فازی گاما ترکیب شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که محلات شمال غربی و مرکزی از فقر شهری کمتری برخوردار هستند، اما با فاصله گرفتن از این نواحی و حرکت به سمت حاشیه ها، فقر شهری به تدریج افزایش می یابد. به طورکلی 30.97 درصد از مساحت محدوده موردمطالعه دارای وضعیت مطلوب و نسبتاً مطلوب، 21.08 درصد دارای وضعیت متوسط و 47.95 درصد دارای وضعیت نامطلوب و نسبتاً نامطلوب است. بررسی شاخص خودهمبستگی فضایی موران (۰.۲۴) نشان دهنده عدم توزیع تصادفی ویژگی های فقر شهری و وجود الگوی خوشه ای در محدوده موردمطالعه است.
۱۰۹۷۷.

تبیین نقش فناوری های نوین در بهبود سیستم های حمل ونقل عمومی، مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
امروزه فناوری های نوین مانند سیستم های هوشمند مدیریت ترافیک، وسایل نقلیه خودران و الکتریکی، پلتفرم های اشتراک گذاری سفر، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و داده های بزرگ به عنوان راهکارهای مؤثر در بهبود کارایی و پایداری حمل ونقل شناخته شده اند. این پژوهش با هدف تبیین نقش فناوری های نوین در بهبود سیستم های حمل ونقل عمومی در بازه زمانی زمستان ۱۴۰۴ در شهر قزوین انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت کیفی و اکتشافی است. در فاز کیفی، با ۱۲ نفر از خبرگان جامعه شهری که با روش گلوله برفی شناسایی شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت تا مؤلفه های بومی استخراج گردند. داده های این تحقیق از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با طیفی از متخصصان حوزه های شهرسازی، حکمرانی و توسعه شهری جمع آوری شد. تحلیل این داده ها با استفاده از تکنیک کدگذاری کیفی (باز و محوری) در محیط نرم افزارهای تحلیل داده کیفی (مانند MAXQDA) انجام پذیرفت. تحلیل داده های کیفی نشان داد که عوامل اصلی مؤثر بر بهبود وضعیت سیستم حمل ونقل عمومی، بر اساس مدل ساختاری، ترکیبی از فناوری های نوین (سیستم های نوین حمل ونقل، ناوبری هوشمند) و عوامل نرم افزاری-اجتماعی (مؤلفه های اجتماعی) هستند. تحلیل یافته ها نشان می دهد که در شهر قزوین، بهبود وضعیت سیستم حمل ونقل عمومی بیشتر مدیون «هوشمندی فرآیند» تا «تغییر ساختار سخت افزاری» بوده است. یعنی، سیستم های موجود با استفاده از ناوبری هوشمند (تاکسی های آنلاین) و سیستم های پرداخت الکترونیکی، کارآمدتر شده اند.
۱۰۹۷۸.

مطالعه تطبیقی پیاده پذیری در میدان های تاریخی با تأکید بر میدان های توپخانه، ترافالگار و تکسیم با استفاده از تحلیل نحو فضا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
میدان های تاریخی به عنوان یکی از مهم ترین عناصر ساختار فضایی، نقش مهمی در سازماندهی و شکل دهی به حیات اجتماعی بافت مرکزی و قدیمی شهرها و نیز تسهیل تعاملات انسانی ایفا می کنند. این میادین، عمدتاً در دوره هایی شکل گرفته اند که ریخت شهرها متاثر از حرکت خودرو نبوده و متناظر با حرکت و زیست عابران پیاده طراحی شده بودند و امروزه با چالش های جدی ناشی از تردد سازگاری ندارند، از این رو بازنگری در نحوه ی عملکرد و ساختار آن ها با رویکردی مبتنی بر پیاده مداری، ضرورتی انکارناپذیر در فرآیند تجدید نسل شهری به شمار می رود. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل نحو فضا، به مقایسه تطبیقی سه میدان تاریخی توپخانه تهران، ترافالگار لندن و تکسیم استانبول می پردازد تا ظرفیت های پنهان میدان توپخانه برای ارتقای پیاده پذیری و بازتعریف نقش اجتماعی آن شناسایی شود. با تحلیل شاخص های نحوی چون هم پیوندی، اتصال پذیری، انتخاب و عمق نسبی در دو وضعیت پیش و پس از مداخله در میادین منتخب، امکان استخراج الگوهای موفق در بازطراحی فضاهای تاریخی فراهم می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد پروژه های متاخر تجددنسل که به کمک ابزار نحوفضا انجام شده اند در میدان هایی چون ترافالگار و تکسیم، نقش مؤثری در افزایش حضورپذیری، امنیت و تعاملات اجتماعی ایفا کرده و همچنین می تواند مبنایی برای ارائه راهکارهای کاربردی در میدان توپخانه باشد.در افق پیش رو اگر ساختمان تازه تاسیس خانه شهر (بلدیه سابق) به مثابه « خانه ای برای شهروندان» تلقی شود، می بایست از میدان توپخانه به عنوان «حیاط آن خانه» یادشود، مفهومی که بر نقش این میدان به عنوان یک مکان همگانی، در دسترس و پذیرای شهروندان تأکید دارد. این تعبیر، نقطه ی آغاز شکل گیری مسئله پژوهش حاضر بوده است تا میدان توپخانه نه صرفاً به عنوان یک گره ترافیکی یا تاریخی، بلکه به عنوان یک عنصر مهم از "خانه یی" تلقی شود که می بایست آسایش، امنیت، دسترسی و شرایط مناسبی را برای حضور شهروندان فراهم آورد.
۱۰۹۷۹.

سناریونگاری توسعه حمل و نقل محصولات کشاورزی در استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
این پژوهش با هدف ایجاد روشی ساختاری و تبیین اصول اساسی در پیشران های کلیدی، به آینده نگاری چالش های حمل ونقل محصولات کشاورزی در استان آذربایجان غربی پرداخته است. سکونتگاه های روستایی به طور ذاتی پویا و در حال تغییر بوده و توسعه حمل ونقل به عنوان زیرساختی کلیدی، نقشی حیاتی در این پویایی ایفا می کند. استان آذربایجان غربی با اتکا به بخش کشاورزی، نیازمند تقویت زیرساخت های حمل ونقل برای توسعه تجارت بین المللی است. روش تحقیق کمی و کاربردی بوده و داده ها از طریق پرسش نامه و منابع کتابخانه ای جمع آوری شده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی - تحلیلی و با بهره گیری از روش های آینده پژوهی و تحلیل ساختاری (با روش میک مک) به بررسی روابط بین متغیرها می پردازد. برای گردآوری اطلاعات از نظرات سی نفر از مدیران، کارشناسان و اساتید حوزه موردنظر استفاده شده است. در نهایت 13 عامل کلیدی شناسایی شدند. «وجود جاده های هموار و مناسب برای حمل سریع و مطمئن محصولات، کاهش زمان و هزینه حمل ونقل» و «وجود ناوگان مدرن و کارآمد با تجهیزات به روز، کاهش هزینه و زمان حمل و اطمینان از ایمنی محصولات» دو سناریوی استوار در مورد حمل و نقل کشاورزی استان هستند. نتایج این مطالعه نشان داد که زیرساخت جاده ای و دسترسی به جاده های هموار، کلیدی ترین و تأثیرگذارترین عامل بر موفقیت زنجیره تأمین و توسعه اقتصادی منطقه مورد مطالعه است. این عامل به دلیل نقش مستقیم در کاهش هزینه ها و افزایش سرعت حمل ونقل، بیشترین تأثیر را بر رقابت پذیری محصولات کشاورزی دارد. بر این اساس، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و نهادهای مسئول، سرمایه گذاری در توسعه، به سازی و نگهداری جاده های روستایی را در اولویت اصلی برنامه های توسعه ای منطقه قرار دهند تا زمینه برای رشد پایدار فراهم شود.
۱۰۹۸۰.

واکاوی محتوای ارتباطی معماری معاصر تبریز به مثابه رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
جایگاه قرارگیری معماری میان مبانی نظری رسانه و در عین حال کیفیت پاسخگویی آن به بخشی از نیازهای انسان در چارچوب رسانه ای منجر به طرح مسئله این پژوهش شد که به سوی فهم و تبیین نقش های رسانه ای در نمونه های معماری گام برمی دارد. هدف این مطالعه، اکتشاف محتوای ارتباطی، شرایط پیشین ارسال آن و اثرات رسانه ای روی مخاطب در نمونه های معماری معاصر تبریز و همین طور تبیین مدلی از تحلیل محتوای ارتباطی (پیام) معماری به عنوان رسانه است. ساختار روش با رویکرد ترکیبی، از نظر هدف بنیادی-تجربی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی در مطالعه موردی است. در این بخش با روش تحلیل محتوا براساس مدل نظری ارائه شده توسط کریپندورف، و رایف و همکاران، ارتباط دریافتی مخاطبان ساختمان ها روی هفت بنای معاصر تبریز بررسی شده و تحلیل مصاحبه ها با حضور 115 شرکت کننده و سنجش روابط به صورت کمی و کیفی انجام پذیرفت. در یافته های پژوهش، محتوای ارتباطی معماری معاصر تبریز به سه دسته پیام های نشانه ای، پیام های عملکردی و پیام های محیطی طبقه بندی شد و مهم ترین این پیام ها «شکوه و صلابت» با 46 فراوانی، «نماد/برند برای شهر» با 36 فراوانی و «نمود تاریخ و قدمت» با 29 فراوانی که هر سه جزو پیام های نشانه ای بودند به دست آمدند. در نهایت نیز با بهره گیری از استراتژی تلفیقی (قیاسی و استقرایی)، مدل پایه نظری پژوهش ارتقاء یافته و مدل نهایی تحلیل محتوای ارتباطی (پیام) معماری معاصر تبریز به عنوان رسانه معرفی گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان