اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر مؤلفه های اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله های تاریخی، مورد مطالعه: محله فیض آباد شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی به عنوان یک عنصر کلیدی در بازآفرینی شهری شناخته می شود. ازآنجایی که این گونه از سرمایه تسهیلگر بازآفرینی جامعه محلی بوده و موفقیت پروژه های بازآفرینی بدان وابسته است، ضعف در مؤلفه های آن می تواند اثرات منفی بر پروژه های بازآفرینی داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله تاریخی فیض آباد کرمانشاه پرداخته است. در این مطالعه، 180 پرسشنامه تکمیل و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. هفت مؤلفه شامل احساس تعلق، حمایت نهادهای اجتماعی، مقبولیت ارزش ها، درک مشترک، شبکه ها، قابلیت اعتماد و مشارکت مدنی به عنوان مؤلفه های سرمایه اجتماعی شناسایی شدند. همچنین سه عامل اقتصادی محرک بازآفرینی شامل باور به افزایش ارزش املاک، تمایل به استفاده از وام ها و انگیزه اختصاص درآمد شخصی به پروژه ها بررسی شد. یافته ها حاکی از آن است که تنها دو مؤلفه «احساس تعلق» و «درک مشترک و همیاری» بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی تأثیر مثبت و معنادار دارند. اما این تأثیرگذاری در سایر عوامل به صورت مستقیم دیده نمی شود. عواملی چون «مقبولیت ارزش ها»، «مشارکت مدنی» و «شبکه ها، روابط و ارتباطات» به صورت غیرمستقیم تأثیرگذار هستند. ارتباط ساکنین با یکدیگر (سرمایه درون گروهی) از وضعیت مطلوبی برخوردار است اما ارتباط ضعیف آنان با نهادهای حاکمیتی و عدم اعتماد به شهرداری و دولت، سبب ضعف در سرمایه اجتماعی میان گروهی و برون گروهی شده است. بنابراین ناکارآمدی های شهرداری و دولت، پتانسیل های سرمایه اجتماعی محله تاریخی فیض آباد را برای بازآفرینی پایدار محدود ساخته است.