ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۶۱ تا ۷٬۷۸۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۷۷۶۱.

تحلیل عوامل موثر بر تنوع پذیری ساختار کالبدی- فعالیتی محلات شهرهای جدید (مطالعه موردی : شهر جدید شاهین شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۳۰۴
به دنبال موج صنعتی شدن در کشورهای درحال توسعه ازجمله ایران، افزایش جمعیت شهرنشین و عدم برنامه ریزی صحیح برای استقرار این جمعیت و از همه مهمتر استفاده از سیاست های منطقه بندی، مشکلات متعددی در ساختار شهرها به وجود آمد که از جمله می توان به از دست رفتن تنوع فعالیتی، پویایی و سرزندگی در محلات شهری اشاره کرد. به دنبال این تحولات، محله که در شهرهای سنتی ایران همواره به عنوان نمادی کوچک شده از جامعه  شهری شناخته می شد کارکرد اصلی خود را در شهرهای جدید از دست داد و به خوابگاهی برای ساکنان تبدیل شده است که این موضوع به عنوان یک معضل اساسی در شهرها مطرح است. شاهین شهر به عنوان یکی از شهرهای جدید از این امر مستثنی نبوده، در این شهر عدم تنوع در ساختار کالبدی-فعالیتی محلات باعث شده که برخی از محلات به عنوان خوابگاهی برای ساکنان تبدیل شوند و برخی محلات با تراکم بالای فعالیتی روزانه جمعیت زیادی را به سمت خود جذب کنند. بر این اساس شناسایی عواملی که باعث افزایش تنوع در سطح شهرها می شوند و میزان اثرگذاری این عوامل بر یکدیگر ضروری است. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل موثر بر تنوع کالبدی-عملکردی در محلات شاهین شهر با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. به منظور دستیابی به این هدف، ابتدا شاخص های تنوع پذیری استخراج گردید و تعداد  377 پرسشنامه در بین ساکنان شاهین شهر توزیع و نتایج آن با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار Amos Graphic تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که عوامل دسترسی به کاربری ها، تنوع مسکن، امنیت و ارتباط فیزیکی دارای ارتباط مثبت و معنادار با تنوع هستند. از بین این عوامل، امنیت، دسترسی به کاربری ها و تنوع مسکن به ترتیب با وزن رگرسیونی 0.926، 0.852، 0.783 دارای همبستگی بالا با تنوع و ارتباط فیزیکی با وزن رگرسیونی 0.435 دارای همبستگی متوسط با تنوع است.
۷۷۶۲.

تأثیر عناصر کالبدی معماری بومی بر پایداری مسکن شهری، مطالعه موردی: شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۲۹۵
با توجه، به اینکه ساختار کالبدی خانه های سنتی، طراحی هوشمندانه ای در خدمت منافع انسان و محیط زیست داشته اند و سازندگان این واحدهای بومی در هر زمان و مکان تلاش می کرده اند تا از طریق ایجاد رابطه ای دوستانه بین محیط زیست، فرهنگ و فرم معماری فضاهای، زندگی را در جهت انسانی شدن سوق دهند. با این رویکرد هداف این تحقیق بررسی عناصر و عوامل تأثیر گذار کالبدی معماری بر مسکن پایدار معاصر در شهر سنندج می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق جمعیت شهر سنندج معادل 412767 نفر می باشد. حجم نمونه شامل 381 نفر که از فرمول کوکران به دست آمد و محاسبات در نرم افزار SPSS و Mplus انجام گرفت. بر اساس یافته ها عناصر کالبدی معماری بومی زیبا زیباشناسی با بار عاملی 0/87 بیشترین تأثیر را در مسکن پایدار معاصر شهر سنندج دارد. پس از آن به ترتیب عناصر کالبدی پوشش نمای ساختمانی با بار عاملی 0/82 در ردیف دوم، عناصر کالبدی استحکام بنا با بار عاملی 0/75 در ردیف سوم و عناصر کالبدی برخورداری از امکانات و خدمات لازم با بار عاملی 0/75 در ردیف چهارم قرار دارند. با توجه، به نتایج بدست آمده مساکن شهر سنندج با چالش هایی نظیر فقر، نابرابری درآمدی، مهاجرت های روستایی به شهر، غفلت از مدیریت کالبدی و فضایی و آسیب پذیری بالایی رو به رو هستند و می توان دریافت که ارتباط بین رویکرد های پایدار و توسعه کالبدی بسیار کم رنگ است .لذا برای تعدیل ناپایداری مسکن معاصر شهر سنندج، توجه به رفع مشکلات شاخص های ابعاد کالبدی در قالب شاخص های زیباشناسی، پوشش نمای ساختمان، استحکام بنا و برخورداری از امکانات مورد نیاز لازم و ضروری می باشد.
۷۷۶۳.

نقد روش شناسانه مطالعات شهری با تأکید بر فلسفه رئالیسم انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۲ تعداد دانلود : ۳۸۳
اهمیت نقش نظریه اجتماعی به خوبی خود را در بحث های پیرامون نظریه های شهری و منطقه ای نشان میدهد. چراکه نمیوان شهر را مستقل از مفهوم جامعه تجسم کرد و نمیتوان از منظر رئالیستی نظریه شهر را از نظریه جامعه جدا کرد. رابطه تنگاتنگ بین نظریه و عمل در فرایند برنامه ریزی شهری، نقش مهمی دارد. امروزه رئالیسم انتقادی به عنوان یک رویکرد بین رشته ای به ویژه در حوزه مطالعات شهری و منطقه ای تفاوت های مثبت و معنادار ایجاد کرده است. روش شناسی انتقادی این مقاله متأثر از روی بسکار و اندرو سایر به شدت اثبات گرایی و عقل گرایی انتقادی را مورد نقد قرار می دهد. با ارجاع به فلسفه علم روی بسکار می توان گفت که کار علم جستن و یافتن، یا به بیانی کشف ساختارها و سازوکارهای اصلی در پدیده های مورد پژوهش است که به نحوی قانون مند عمل می کنند. در این مقاله، رئالیسم انتقادی روی بسکار که با مواضع معرفت شناختی رویکردهای غالب و سنتی ازجمله اثبات گرایی ناسازگار است به عنوان رویکردی برای برون رفت از شکاف نظریه و عمل در مطالعات شهری و منطقه ای معرفی می گردد. ازآنجاکه رئالیسم انتقادی هم ساختارها و محدودیت های محیطی و هم تصمیم گیران و نیروهای تأثیرگذار در شهر را باهم موردتوجه قرار می-دهد به عنوان یک رویکرد دیالکتیکی وکل نگر جهت بررسی روابط بین سازمان فضایی اجتماعی شهر و کارگزاران آن، می تواند مناسب باشد و با ساماندهی «نظریه برنامه ریزی» ارزیابی کیفی از گزینه ها و راه حل های موجود ارائه دهد. مطابق با شناخت شناسی رئالیسم انتقادی، نظریه ها با میانجیگری شرایط زمانی و مکانی درک می شوند و مطالعات شهری و منطقه ای به سمت نظریه-هایی سوق داده می شود که جنبه هنجاری و ارزشی بیشتری داشته و دوگانگی جوهری و فرایندی را در هم ادغام می کنند.
۷۷۶۴.

شناسایی معابر گذر فعال پیاده به منظور بهسازی مسیرهای فعال پیاده روی کلان شهر مشهد با استفاده از ابزار تحلیل شبکه شهری (UNA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۳۲۶
پیاده راه ابزاری مرتبط با سلامت اجتماعی، سبک زندگی شهری، اقتصاد شهری و کیفیت محیطی است. امروزه این فضاهای شهری با اهدافی نظیر ایجاد مقیاس انسانی، افزایش پویایی و تعاملات اجتماعی، مسائل محیط زیستی، سلامت فردی و اجتماعی، ایجاد شادابی و جذب توریسم، بسیار مدنظر صاحب نظران برنامه ریزی شهری قرار گرفته است. در دهه اخیر در کلان شهر مشهد با توجه به مسائلی چون افزایش جمعیت، توریسم، رشد شتابان تعداد خودروها، افزایش آلاینده های محیط زیستی ناشی از حمل و نقل و درنهایت، افزایش آمار کم تحرکی شهروندان، نیاز به حمایت از حمل و نقل پاک، انسان محور  و ایجاد محورهای پیاده مطلوب و سازگار با محیط زیست احساس می شود که می تواند در ارتقای فضاهای باز پیاده محور نقش بسزایی داشته باشد. در تحقیق پیش رو سعی شده است مناطق جاذب سفر از منظر شهروندان بررسی شود و درنهایت مسیرهای فعال پیاده محور برای بهسازی و بهبود کیفیت به منظور کمک به جنبش پیاده گستری و انسان محور کردن سیمای کلبدی شهر معرفی شود. به این منظور با استفاده از پرسشنامه و نظرات جامعه شهروندی و روش های تجزیه تحلیل و وزن دهی SAW وAHP و مدل تحلیل شبکه شهری UNA، به شناسایی محورهای پیاده روی فعال و جاذب سفر پرداخته شد. نتایج نشان می دهد، حدود 15 درصد از پیاده راه های محورهای اصلی شهری دارای قابلیت جذب سفرهای پیاده و جنبه عملکردی مطلوب هستند که در صورت ایجاد یک محور پیاده مطلوب می توان در جهت ارتقای سیمای کالبدی، معنایی و انسان محور  کردن این کلان شهر گام مؤثری برداشت. همچنین می توان از نحوه به کارگیری مدل UNA در مطالعه پیش رو در ارزش گذاری  و وزن دهی ساختمآن ها  و کاربری های شهری برای مدیریت، برنامه ریزی و سیاست گذاری طرح های کلان شهری بهره برد.    
۷۷۶۵.

تدوین سناریوهای تحقق پذیری مدیریت تداوم کسب و کارهای خود اشتغالی زنان سرپرست خانوار با رویکرد آینده پژوهی در شهرستان چرداول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۳۹
آینده پژوهی در برنامه ریزی مدیریت تداوم کسب و کارهای خود اشتغالی زنان سرپرست خانوار سبب یافتن پیشران ها، متغیرهای کلیدی و عدم قطعیت های توسعه توانمندسازی اقتصادی زنان شده و مدیریت آینده مطلوب را رقم خواهد زد. هدف این پژوهش، شناسایی شاخص های اثرگذار بر تحقق مدیریت تداوم کسب و کارهای خود اشتغالی زنان سرپرست خانوار شهرستان چرداول، شناخت متغیرهای کلیدی و تدوین سناریوهای مؤثر بر تحقق پذیری آن بوده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی است که با رویکرد ساختاری تفسیری به منظور سنجش اثرات متقابل متغیرها، انجام شده است. این پژوهش از نظر ماهیت داده ها، ترکیبی است و بر اساس شیوه گردآوری داده ها اسنادی و پیمایشی می باشد. نتایج نشان داد که از بین سناریوهای تدوین شده 6 سناریو با سازگاری قوی، پیش روی آینده مدیریت تداوم کسب و کارهای خود اشتغالی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش نهادای حمایتی کمیته امداد و اداره بهزیستی در شهرستان چرداول وجود دارد. از 6 سناریوی گفته شده، سه سناریوی یک، دو و سه دارای وضعیت کاملاً مطلوب هستند و سناریو یک بهترین و محتمل ترین سناریوی پیش روی مدیریت تداوم کسب و کار خود اشتغالی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش در شهرستان چرداول است. نتایج نشان داد که از بین سناریوهای تدوین شده 6 سناریو با سازگاری قوی، پیش روی آینده مدیریت تداوم کسب و کارهای خود اشتغالی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش نهادای حمایتی کمیته امداد و اداره بهزیستی در شهرستان چرداول وجود دارد. از 6 سناریوی گفته شده، سه سناریوی یک، دو و سه دارای وضعیت کاملاً مطلوب هستند و سناریو یک بهترین و محتمل ترین سناریوی پیش روی مدیریت تداوم کسب و کار خود اشتغالی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش در شهرستان چرداول است.
۷۷۶۶.

سنجش رضایتمندی شهروندان از محور غذا و تفریح در برندسازی شهری، مطالعه موردی: شهرک توحید سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۳۱۵
برندهای شهری ماندگار از بسترهای اجتماعی و برهم کنش جریانات تعاملی انسان و محیط شکل می گیرند و ملاک ارزیابی آن، میزان رضایتی است که در اثر تجربه محیط بر ذهن شهروندان ثبت می شود. هدف اصلی این پژوهش، سنجش میزان رضایت مندی شهروندان شهر سبزوار از تجربه طرح آزمایشی برندسازی خیابانی منتخب در شهرک توحید شهر سبزوار با عنوان"خیابان غذا و تفریح" می باشد. روش تحقیق این پژوهش ماهیتی تحلیلی-توصیفی دارد که در ابتدا، برای مشخص شدن بهترین خیابان جهت اجرای طرح آزمایشی برندسازی و بررسی دیدگاه شهروندان با تکیه بر مولفه های ترافیکی و کالبدی، از تکنیک تاپسیس استفاده شده است. بر این اساس، خیابان فردوسی به عنوان بستر آزمایش طرح برندسازی انتخاب و سپس با اجرای جشنواره آزمایشی خیابان غذا و تفریح به ثبت میزان رضایت و شناسایی نیازهای اصلی شهروندان در صورت تداوم طرح، پرداخته شد. در این راستا، از طریق فرمول کوکران، 384 پرسشنامه بین تمامی شهروندان، توزیع و طبق آزمون کرونباخ پایایی و اعتبار این پرسشنامه ها 713/0 محاسبه شد. در نهایت داده های گردآوری شده با آزمون تی تک نمونه مورد ارزیابی قرار گرفت بر این اساس سطح معنای مولفه ها از 05/0 کمتربوده و فرضیه رضایتمندی شهروندان از طرح پیشنهادی با عنوان خیابان غذا و تفریح تائید شد. تنها مولفه ای که از منظر شهروندان نیاز به توجه بیشتر در طرح های آتی دارد، بحث آسایش اقلیمی با سطح معنای 10/0 است. در نهایت نیز از طریق آزمون فریدمن مولفه های رضایت مندی کاربران از طرح برندسازی، به ترتیب در 4 سطح: رضایت از کیفیت های اجتماعی، کیفیت های عملکردی-کالبدی، کیفیت های مدیریتی و کیفیت های زیست محیطی رتبه بندی شدند.
۷۷۶۷.

ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری، نمونه موردی: شهر بجنورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۳۰۸
رونق گردشگری در هر منطقه تابع شرایط و ویژگی های آن منطقه می باشد بنابراین شناسایی عوامل موثر بر توسعه گردشگری هر منطقه نخستین گام برای توسعه گردشگری آنجا است. پژوهش حاضر سعی دارد، به ارزیابی عوامل تأثیرگذار بر توسعه گردشگری شهر بجنورد با توجه به بستر طبیعی و انسانی منطقه بپردازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و جزو تحقیقات توصیفی - تحلیلی می باشد. جامعه آماری در پژوهش حاضر دو گروه بودند، گروه اول شامل میزبانان و متولیان واحدهای گردشگری که بعد از شناسایی و تعیین مهمترین اماکن و جاذبه های گردشگری شهرستان بجنورد که 75 مورد بودند در مجموع 300 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و گروه دوم شامل کارشناسان مرتبط با امور گردشگری که در مجموع 50 نفر به عنوان نمونه آماری برای این گروه انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان داد در میان عوامل موثر بر توسعه گردشگری از نظر متولیان، از بین 4 شاخص اصلی، یشترین میانگین مربوط به شاخص زیست محیطی با میانگین 4.1 و کمترین میانگین مربوط به شاخص اجتماعی - فرهنگی با میانگین 3.08 بوده است. همچنین از نظر کارشناسان، در میان عوامل موثر بر توسعه گردشگری، بیشترین میانگین مربوط به "عوامل زیرساختی" با 3.8 و کمترین میانگین مربوط به "عوامل اجتماعی - فرهنگی" و برابر 3.1 بدست آمده است. نتایج نهایی بدست آمده در پژوهش حاضر مشخص شد، عوامل کلیدی اس تراتژیک حاص ل از پژوهش حاض ر می-تواند در کانون توجه مدیران و برنامه ریزان در بجنورد قرارگرفته، امکانی مناسب برای توسعه پایدار منطقه بر پایه گردشگری پدید آورده، موجب دستیابی منطقه به موقعیت مطلوب در زمینه گردشگری در عرصه داخلی و حتی بین المللی و تبدیل خراسان شمالی و شهرستان بجنورد به یک مقصد گردشگری بین المللی پایدار و رقابتی شوند که، موجب شکوفایی اقتصادی گردیده و در نهایت منجر به اشتغال زایی، بهره وری صنایع محلی، افزایش توان اقتصادی شهرستان و به تبع آن افزایش درآمد سازمانهای اداره کننده منطقه گردد.
۷۷۶۸.

نقش نهادگرایی در توسعه پایدار منطقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۳۰۳
تجربه تاریخی بسیاری از کشورهای جهان نشان می دهد که جوامع توسعه یافته از نهادهای کارآمدی برخوردارند که در تحقق توسعه نقش بی بدیلی بر عهده داشته اند. همین امر موجب شده که امروزه نهادگرایی به یک ضرورت تبدیل شود که علاوه بر شکل گیری ساختار نهادی، عملکردهای آن نیز به دقت رصد شود و تاثیرات آن بر توسعه پایدار منطقه مورد کندوکاو قرار گیرد. بر همین اساس این پژوهش در تلاش است به روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از اسناد موجود؛ ضمن تشریح مفهوم نهاد و نهادگرایی؛ زمینه های نفوذ نهادگرایی در برنامه ریزی توسعه منطقه ای و تاثیر نهادگرایی و ظرفیت های نهادی بر توسعه پایدار منطقه ای را بررسی نماید. نتایج پژوهش نشان می-دهد که نهادگرایی به جای تمرکز بر خلاصه آمارهای توصیفی و جمع شده در زمینه نتایج رشد و توسعه، در جستجوی تبیین ویژگی های اساسی و نوع رشد و توسعه می باشد. بر اساس این رویکرد، دارایی های مجزای محلی و قابلیت های اقتصادی درونی به عنوان پایه ای برای توسعه و بنیانی برای ایجاد و راه اندازی رقابت پذیری محلی و منطقه ای تلقی می شوند. نهادگرایی بر شرایط و بنیان های لازم برای توسعه محلی و منطقه ای تأکید دارد. بر اساس این رویکرد، نهادها اعم از رسمی و غیررسمی به عنوان بخش مهم و جدایی ناپذیر در کاهش عدم قطعیت و ریسک و افزایش اعتماد در توسعه منطقه ای تلقی می شوند.
۷۷۶۹.

شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار در توسعه گردشگری پزشکی، مطالعه موردی: استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۳۹۹
انتقال دانش پزشکی مناطق دنیا با یکدیگر و لزوم آشنایی با طب پزشکی سایر کشورها، باعث به وجود آمدن شاخه ای از صنعت گردشگری به عنوان گردشگری پزشکی شده است که امروزه یک صنعت جهانی با دامنه وسیعی از ذی نفعان می باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر توسعه گردشگری پزشکی در استان کرمانشاه بود، که به لحاظ هدف بنیادی و ازلحاظ انجام پژوهش جزء پژوهش های کیفی و از جنبه راهبردی جزء پژوهش های نظریه داده بنیاد بوده، برای کشف داده ها از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران ارشد دانشگاه علوم پزشکی و رؤسای بیمارستان های سطح استان کرمانشاه و خبرگان حوزه گردشگری درمانی است که با توجه به روش نمونه گیری نظری (گلوله برفی)، نمونه گیری از 23 نفر انجام گرفت. سپس با استفاده از کدگذاری محتوا، مصاحبه ها بر اساس کدگذاری ب از، مح وری و انتخ ابی، کدگذاری شدند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بر اساس این مدل، 5 مقوله اصلی و 18 مقوله فرعی برای توسعه گردشگری پزشکی در استان کرمانشاه با تمرکز بر گردشگران درمانی عراقی شناخته شدند و برمبنای مدل ترسیمی بسترسازی که حاصل از راهبردهای خصوصی و سرمایه گذاری و منابع اولیه و بازاریابی است بر تدوین اصول جذب و توسعه گردشگری پزشکی تأثیرگذار هستند. استفاده مؤثر از تکنولوژی و دسترسی به منابع اطلاعاتی و شناخت شرایط محیطی به عنوان مقوله زمینه ای موردتوجه قرار گرفتند که این مقوله همراه با مقوله تدوین اصول جذب و توسعه گردشگری بر اجرای سیاست ها و راهبردهای توسعه گردشگری اثرگذار می باشد و درنهایت مجموع این مقوله موجب کارآمدی منابع انسانی و توسعه تکنولوزی و تقویت صنایع مرتبط و رشد سرمایه گذاری تحت عنوان مقوله پیامدها شکل خواهد گرفت.
۷۷۷۰.

نقش حکمروایی هوشمند شهری در دوره پساکرونا به منظور توسعه پایدار شهری با مدل تحلیل عاملی اکتشافی_تأییدی و مدل سازی SEM باAMOS (مورد مطالعه: شهر سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۳۳۱
برمبنای نظریه آشوب ( Chaos Theory ) در درون بی نظمی و آشوب، الگویی از نظم وجود دارد و شهر نیز به عنوان سیستمی پیچیده و آشوبی عمل می کند که با ورود بی ن ظمی و درون آشوب و بی نظمی به دنبال و در تلاش برای دستیابی به نظم جدیدی خواهد بود (تئوری آشوب مناسب سیستم های پیچیده مانند شهر است که با بهره گیری از آشوب و بی نظمی به وجود آمده در جهت خود نظمی و ساماندهی بهره می گیرد). نتیجه شیوع ویروس کرونا یا همان «پدیده کووید-۱۹» نیز به عنوان یک آشوب، بی نظمی و شوک بر تمدن بشری و ایجاد یک وضعیت بیگانه و ناآشنا در شهرهای ما بوده است که برای مقابله با شیوع این بیماری نوپدید و نامعمول، روش های مرسوم و موجود حکمروایی و مدیریتی در شهرهای ما پاسخگو نبوده و بایستی یک نظم نوین شهری (حکمروایی هوشمند) و شیوه های جدید و هدفدار مدیریتی و حکمروایی را بررسی و انتخاب نمود و از آشوب و بی نظمی موجود به سوی خود نظمی و خود سازماندهی و توسعه پایدار معقول در آینده حرکت کرد. در این پژوهش به بررسی و شناسایی دقیق شاخص ها و زیر شاخص های دخیل در نظم نوین شهری یا همان حکمروایی هوشمند شهری و اولویت بندی نقش آن ها در کاهش آثار مخرب کرونا و تأثیرگذاری آن در پیشرفت و توسعه پایدار در شهر سمنان با مدل تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی SEM با AMOS پرداخته می شود و اینکه چگونه می توان «شهروندان هوشمند» را در همراهی کامل با زیرساخت های هوشمند شهری ب ه ی ک فرصت بزرگ در پساکرونا تب دیل نمود. پس از بررسی و شناسایی و اولویت بندی دقیق شاخص ها و زیر شاخص های دخیل در این نظم نوین شهری (حکمروایی هوشمند شهری) به عنوان سبک نوین مدیریت امور شهری در پساکرونا و تحلیل متغیرها، با نمونه 22 نفری متشکل از نخبگان و خبرگان حوزه های مختلف شهرسازی و شهر هوشمند، برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری و تکمیل پرسشنامه از شهروندان سمنان که به تعداد پرسشنامه اولیه ای به تعداد 38 نف ر به صورت آزمایشی در بین آن ها توزیع شد و اعتبار و پایایی پرسشنامه تأیید و سپس پرسشنامه اص لی ک ه براس اس حجم نمون ه در دسترس شامل 721 نفر بود توزیع و پس از تحلیل آن به بررسی و اولویت بندی متغیرهای حکمروایی هوشمند با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار آماری پرداخته شد و سپس مؤلفه های مستخرج، نام گذاری شدند. در مرحله بعد با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی در AMOS ، اعتبار سازه ای تحقیق، مورد آزمون قرار گرفت و رابطه آماری بین متغیرها با شاخص های آن، تأیید شد. در الگوی نهایی تحقیق، با استفاده از آزمون های برازش مدل، روابط بین متغیرها و اثرگذاری متغیرهای مستقل و وابسته تأیید شدند. بر اساس نتایج تحقیق، «شهروندان هوشمند و زیرساخت های هوشمند» با اهمیت ترین و تأثیرگذارترین متغیر حکمروایی هوشمند شهر سمنان خواهد بود و جایگاه بعدی به ترتیب با اقتصاد هوشمند، زندگی هوشمند، تحرک و پویایی هوشمند و محیط زیست هوشمند نیز در رتبه های بعدی ارزش گذاری شدند. یافته های تحقیق حاکی از آن هستند که اهمیت شاخص شهروند هوشمند با 239/32 درصد واریانس تبیین شده نسبت به دیگر عامل ها چشمگیر تر است و پیش نیاز نظم نوین شهری سمنان یا همان حکمروایی هوشمند «شهروند هوشمند» است. «شهروندان هوشمند سمنانی» مقدمه ای برای رسیدن به حکمروایی هوشمند در سمنان خواهند بود. هوشمند شدن شهروندان سمنان نیاز به آموزش، زیرساخت ها و برنامه ریزی های هدف دار دارد. برای دستیابی به حکمروایی هوشمند سمنان، باید از همان ابتدا روی شهروندان سرمایه گذاری کرد؛ به آنها آموزش داد و با آگاهی، فرهنگ سازی و ایجاد زیر ساخت ها و تشویق شهروندان به استفاده از خدمات و دانستن فناوری های روز، باعث توسعه و تعالی پایدار و معقول شهر شد.
۷۷۷۱.

بررسی شاخص های تأثیرگذار در تبدیل شهر ایرانی به جهانشهر اسلامی (نمونه موردی: شهر اصفهان )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۴۶
این مقاله جهت بررسی و تعریفی از جهانشهر اسلامی و شناسایی شاخص های مؤثر در تبدیل شهر اسلامی به جهانشهر اسلامی می باشد. جهت این منظور به بررسی مهمترین عوامل موثر بر مطرح شدن شهر اصفهان به عنوان یک شهر اسلامی در سطح جهانی و بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل می پردازد. پژوهش مورد نظر از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن روش توصیفی- تحلیلی است و از تکنیک پویش محیطی و دلفی برای شناسایی متغیر ها و شاخص ها استفاده شده است. بر اساس منابع بدست آمده و نظر کارشناسان از 168 متغیر شهر جهانی و شهر اسلامی، 51 متغیر جهت شناسایی شهر جهانی اسلامی بدست آمد. متغیرهای شناسایی شده بر اساس سطح تاثیر گذاری دسته بندی و در نرم افزار میک مک جهت محاسبات ماتریس تحلیل اثرات متقاطع جایگذاری گردید. در پایان تعداد 16 متغیر شامل میزان رشد تولید ناخالص داخلی، پویایی بازار شهری، تنوع و رقابت پذیری قیمت کالاها، میزبانی شرکت های بزرگ بین المللی (500 شرکت برتر جهانی)، میزان جمعیت شهری، تعداد پروازهای مستقیم بین المللی، تعداد هتل های بزرگ، تعداد بازدید کنندگان خارجی، تنوع تولید انرژی، ظرفیت جاذبه سایت های گردشگری، واقع شدن در مسیرهای اصلی حمل و نقلی، دخالت کم دولت در بازار و انجام امور نظارتی بر بازار، استقرار بانک های بین المللی، وجود بورس های بین المللی، تعداد دانشگاه های برتر و میزان سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) به عنوان پیشران های کلیدی مؤثر بر تبدیل اصفهان به یک شهر جهانی به دست آمدند. نتایج ناشی از یافته ها بیان گر این حقیقت است که شهر اصفهان در صورت توجه و تقویت 16 پیشران توسعه از یک شهر منطقه ای به شهر جهانی اسلامی می تواند ارتقاء یابد.
۷۷۷۲.

روایی محتوایی مفهوم مشارکت در مدیریت روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۳۸۴
مقدمه: با گسترش مفهوم مشارکت در میان دست اندرکاران و صاحب نظران توسعه، عده زیادی از فعالان این حوزه به ارائه راهکارهای علمی و منطقی در جهت ترغیب و تشویق به مشارکت با تأکید بر اهمیت آن پرداخته اند. در مطالعات توسعه روستایی نیز به مفهوم مشارکت روستاییان توجه ویژه ای است به طوری که با سنجش میزان مشارکت مردم در نواحی روستایی می توان میزان پیشرفت مدیریت توسعه روستایی را در رسیدن به اهداف توسعه ارزیابی نمود. هدف : برای بهره گیری از این معیار و به منظور عملیاتی کردن مفهوم نظری مشارکت در فعالیت های تحقیقاتی، نیاز به تعریف متغیرها و گویه هایی در این ارتباط وجود دارد تا بتواند در قالب پرسشنامه و ابزاری معتبر قرار گیرد و برای سنجش مفهوم مشارکت مردمی در مناطق روستایی مورد استفاده پژوهشگران و محققان باشد. با وجود اینکه پژوهش های بسیاری در نواحی روستایی در این زمینه شده است اما ابزاری واضح و روشن که مورد تأیید متخصصان و صاحب نظران توسعه روستایی باشد و روایی آن به طور کامل بررسی شده باشد، در دسترس نیست. روش شناسی: این تحقیق از حیث هدف، کاربردی است که هدف اصلی آن، اقدام به منظور دستیابی به ابزاری معتبر شامل پرسش های هدف دار، واضح و شفاف مطابق با میزان درک پاسخگویان است تا بتواند اطلاعات قابل اعتمادی را در حیطه مفهوم مشارکت در نواحی روستایی فراهم سازد. یافته ها: راستا تعداد 20 گویه مربوط به مشارکت در معرض قضاوت و داوری 40 نفر از متخصصان دانشگاه در زمینه جغرافیا، علوم اجتماعی و علوم سیاسی قرار گرفت و از طریق محاسبه ضرایب CVI و CVR برای هریک از گویه ها، تعیین شد که تا چه میزان این گویه ها معرف مفهوم مشارکت روستایی هستند که در نهایت از میان 20 گویه طرح شده،  15 گویه معتبر شناخته شده است. نتیجه گیری: گویه های تبیین کننده ی مفهوم مشارکت در عرصه روستایی، دامنه ی موضوعی متنوعی دارد.
۷۷۷۳.

نقش پیوندهای روستا شهری بر توسعه روستاهای بخش مرکزی شهرستان رشت ( مطالعه موردی روستاهای پیرامونی شهر رشت )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۸۱
امروزه تاثیر شهرها بر توسعه مناطق روستایی پیرامونی امر پذیرفته شده ایست این اثر گذاری عمدتا از طریق اجزا تشکیل دهنده پیوندهای روستا شهری محقق می گردد چرا که هر منطقه تنها متشکل از نظام سکونتگاهی بی ارتباط به هم نیست و از شهرها بعنوان موتور توسعه روستایی نام برده می شود. از جمله اهداف این پژوهش شناسایی عوامل تحدید کننده هویت روستاها و آبادی های مجاور شهر رشت و نیز تبیین پارامترهای محلی پیوندهای روستا شهری بوده است لذا جامعه آماری در این تحقیق روستاهای چهار دهستان با نام های دهستان لاکان ، دهستان پیربازار ، دهستان پسیخان و دهستان حومه(دارسازی) از بخش مرکزی شهرستان رشت می باشند ، ویژگی تمام آنها دهستان بودن و نیز جزو تقسیمات و حوزه نفوذ شهر رشت بودن می باشد .جامعه آماری ما 16 روستای نمونه با تعدادجمعیت 12038 نفر می باشدکه به شکل نمونه گیری نقطه ای انتخاب گردیده اند . جهت دستیابی به نتیجه از مشاهده مستقیم و مطالعات میدانی و گفتگو با اهالی و مسئولین روستاها بهره شده است ، همچنین در بُعد کمی از مدل سوات (Swot ) استفاده شده است. نتایج حاصله دال بر این واقعیت بوده که پیوند و ارتباط بین روستاهای مرکزی و شهر رشت از جهات مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، کالبدی ، زیست محیطی با شدت و ضعف برقرار بوده که در برخی از پارامترها عامل فاصله تا شهر دخیل نبوده و در برخی دیگر عامل فاصله تا شهر رشت بر میزان اثر گذاریها شدت بخشیده است .
۷۷۷۴.

بررسی ظرفیت ها و تنگناهای توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه با تأکید بر معیشت های جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۱۳
در این پژوهش به منظور بررسی ظرفیت ها و تنگناهای روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه از الگوهای SWOT و QSPM استفاده و در مجموع 40 عامل درونی (نقاط قوت و ضعف) و 30 عامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها) مطالعه شد. نتایج نشان داد که نهال و بذور گواهی شده، نظام نوین ترویج و توانمندسازی زنان و صنایع تبدیلی چهار نقطه برتر اقدامات انجام یافته و در دست اجرا در روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه بوده و از میان محصولات معرفی شده به عنوان کشت های جایگزین، کشت زعفران و گیاهان دارویی از جایگاه برتری برخوردار هستند. بر اساس یافته های پژوهش، سنتی بودن فرآیند تولید، اتلاف منابع آب، برداشت آب از سفره های زیرزمینی و وجود باغ های درجه 2 و 3 مهم ترین نقاط ضعف موجود هستند. رتبه بندی فرصت ها بیانگر آن بود که وجود تقاضا برای محصولات کشاورزی، تنوع تولیدات باغی، دانش آموختگان کشاورزی و اراضی مستعد، برترین فرصت های موجود در روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه می باشند. طبق یافته های مطالعه عواملی چون فرسایش خاک، کمبود آب، کاهش حاصلخیزی خاک و پائین رفتن سطح آب های زیرزمینی از جمله عواملی هستند که معیشت را در روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه مورد تهدید جدی قرار داده اند. با توجه یافته های پژوهش و برتری عوامل داخلی در مقایسه با عوامل بیرونی و همچنین برتری نقاط قوت به نقاط ضعف و فرصت ها در مقایسه با تهدیدها استراتژی کلی بخش کشاورزی در روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه برای بهبود معیشت، رویکردی تهاجمی می باشد.
۷۷۷۵.

تبیین سازمان فضایی نظام سکونتگاهی با تأکید بر نقش صنعت نفت، مطالعه موردی: استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۲۶۱
پژوهش حاضر به منظور تبیین سازمان فضایی نظام سکونتگاهی استان خوزستان با تأکید بر نقش نفت به نگارش در آمده است. نفت مکانیزم اولیه شکل دهی سازمان فضایی خوزستان در یک صد سال گذشته است و مکانیزم های دیگر فضا ساز را تحت تأثیر قرار داده است. و تبلور فضایی آن به صورت نخست شهری و قطبی شدن جمعیت و فعالیت دیده می شود. روش تحقیق به دو صورت توصیفی و تحلیلی است. استفاده از دیدگاه های نظری و مطالعات پیشین در این زمینه و اسناد وزارت نفت در حوزه مطالعات توصیفی است. و درزمینه تحلیلی نیز، ابتدا با استفاده از مدل های تحلیل سازمان فضایی مانند مدل حد اختلاف طبقه ای و مدل نزدیک ترین همسایگی و شاخص های نخست شهری به بررسی سازمان فضایی استان خوزستان پرداخته می شود، و سپس جهت سنجش تأثیر نفت بر سازمان فضایی نظام سکونتگاهی استان خوزستان شاخص هایی در قالب سه متغیر اقتصادی، اجتماعی و کالبدی انتخاب شده، نقشه های توزیع فضایی آن ها تهیه و مورد تحلیل قرار گرفتند. نظامی از جریان اطلاعات و مبادلات و ارتباطات و خدمات و حرکت های جمعیتی تحت تأثیر بوروکراسی دولتی (اقتصاد سیاسی) باعث تقسیم استان به دونیمه شرقی و غربی یا دو بخش نفتی و غیرنفتی شده است.. نمودهای عدم تعادل فضایی در نظام سکونتگاهی استان خوزستان تحت تأثیر نفت در شهرها به صورت نخست شهری شدید، عدم تعادل در سلسله مراتب شهری، نقش ضعیف شهرهای میانی و درنتیجه تمرکز خدمات متناسب با توزیع جمعیت محرومیت مناطق حاشیه ای و مهاجر فرستی شهرهای حاشیه ای و نمود عدم تعادل فضایی در روستاها خالی شدن روستاها در نیمه شرقی استان و تمرکز روستاهای بزرگ در نیمه غربی می باشد.
۷۷۷۶.

ساخت و اعتبارسنجی ابزار سنجش ارزش مشارکت حاصل از تجربه گردشگران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۳۴۵
در این پژوهش، محقق با استفاده از روش ترکیبی، درصدد ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش ارزش مشارکت گردشگران می باشد. در مرحله اول با استفاده از روش فراترکیب، تحقیقات انجام شده پیرامون موضوع طی سالهای 2000 تا سال 2020 مورد مطالعه قرار گرفته و ارزشهای حاصل از مشارکت گردشگران شناسایی شده است. در مرحله دوم بر اساس مطالعه ادبیات تحقیق، پرسشنامه ای تهیه و در اختیار تعدادی از اساتید دانشگاه و محققان بازاریابی و گردشگری قرار گرفته و پس از اعمال نظرات و اصلاحات لازم، در بین 440 نفر از گردشگرانی که در 5 سال گذشته به یکی از کشورهای مالزی، امارات، آذربایجان و ترکیه سفر کرده بودند توزیع گشت. در ادامه اعتبار سنجی مدل با استفاده از نرم افزار SPSS24 انجام گرفت. نتایج تحلیل عاملی تأییدی برازش الگوی 5 عاملی را تأیید نمود. بر اساس نتایج به دست آمده پرسشنامه این تحقیق می تواند به عنوان ابزار مناسبی برای سنجش ارزش مشارکت گردشگران مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از روش ترکیبی برای شناسایی پیامدهای حاصل از مشارکت گردشگران و همچنین معرفی ابزاری برای سنجش ارزش مشارکت گردشگران از نوآوریهای این تحقیق بوده است.
۷۷۷۷.

ارائه الگوی بهینه شهر هوشمند از منظر توسعه پایدار شهری (مطالعه موردی: شهر ری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۳۵۴
پیشرفت هوشمندسازی شهرها از یک سو و الزامات پایداری شهری زمینه را برای گذار به سوی شهر هوشمند پایدار فراهم کرده است. مطالعه حاضر با هدف ارائه الگوی بهینه شهر هوشمند از منظر توسعه پایدار شهری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها یک پژوهش پیمایشی مقطعی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان مدیریت شهری است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 384 نفر برآورد شد و نمونه گیری با روش تصادفی ساده انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که با روش روایی سازه، روایی همگرا، و روایی واگرا اعتبارسنجی شد. با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز قابلیت اعتماد پرسشنامه مطلوب ارزیابی شد. برای اعتبارسنجی الگوی شهر هوشمند از منظر توسعه پایدار شهری از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده زیرساخت های شهری هوشمند و حکمروایی هوشمند دو عنصر زیربنایی الگو هستند که بیشترین تأثیر را در ایجاد شهر هوشمند مبتنی بر توسعه پایدار دارند. به همین ترتیب از میزان تأثیرگذاری در سطوح بعد کاسته می شود و متغیرهای هم سطح دارایتعامل متقابل با هم هستند. این عوامل با تأثیر بر هوشمندسازی حمل ونقل و تجارت های هوشمند مبتنی بر فناوری به اقتصاد هوشمند و محیط زیست هوشمند کمک می کنند. در ادامه از طریق سازه های هوشمند و مردم هوشمند می توان به توسعه پایدار شهری دست یافت. توسعه پایدار شهری به هوشمندسازی شهر ختم شود.
۷۷۷۸.

بررسی اهمیت مؤلفه های کالبدی معماری در گونه های مجتمع مسکونی (پراکنده، نواری، متمرکز) بر روی استرس و افسردگی (نمونه موردی: 9 مجتمع مسکونی در تهران بعد از انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۳۴۲
هم زمان با رشد سریع مجتمع های مسکونی و توسعه کالبدی آن ها گاهی شاهد افول کیفیات محیطی فضاهای مسکونی هستیم که خود باعث بروز بحران های مختلفی در زندگی شده است. امروزه معضلات آپارتمان نشینی طیف وسیعی از ناراحتی های روانی چون: استرس، اضطراب، افسردگی را شامل می شوند. هدف از این پژوهش بررسی تفاوت مؤلفه های کالبدی معماری در کاهش افسردگی و اضطراب در مجتمع های مسکونی پراکنده، نواری و متمرکز بود. جامعه آماری این پژوهش 3400 نفر از ساکنان 9 مجتمع مسکونی در شهر تهران بودند. نمونه گیری از نوع تصادفی ساده و با استفاده از جدول مورگان به تعداد 340 نفر انجام شد. جهت ارزیابی اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته (مؤلفه های کالبدی معماری در سلامت روان) که روایی آن توسط 20 نفر از اساتید و کارشناسان حوزه معماری انجام شد و دارای پایایی 0.809 و پرسشنامه اضطراب موقعیتی- خصیصه ای با پایایی 0.90 و پرسشنامه بک با پایایی 0.93 جهت ارزیابی افسردگی استفاده شد. جهت تحلیل داده های پژوهش از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار اس.پی.اس.اس نسخه 25 استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که همه مؤلفه های کالبدی بین گونه های مختلف مجتمع مسکونی پراکنده، نواری، متمرکز و استرس و افسردگی همبستگی وجود دارد. همچنین تحلیل نتایج پژوهش مشخص می کند که همه مؤلفه های کالبدی مجتمع مسکونی در مجتمع های پراکنده بیشتر می تواند در کاهش استرس با ضریب همبستگی 784/0، ضریب رگرسیونی بتا0.550- و در کاهش افسردگی با ضریب همبستگی 776/0، ضریب رگرسیونی بتا 0.574- به نسبت نواری و متمرکز مؤثر باشند.    
۷۷۷۹.

پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در حوضه آبریز رودخانه زرد با استفاده از منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۹۴
زمین لغزش هر ساله جان هزاران نفر را در سراسر جهان می گیرد و خسارت های هنگفتی را به مردم و دولت ها تحمیل می کند. پهنه بندی خطر زمین لغزش، نواحی سطح زمین را به مناطق ویژه و تفکیک شده ای از درجات بالقوه و بالفعل به لحاظ خطرپذیری تقسیم بندی می کند. این امر می تواند مبنایی برای برنامه ریزی های بلندمدت در سطح منطقه ای و محلی محسوب شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی و پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوضه رود زرد واقع در شرق استان خوزستان با استفاده از روش منطق فازی است. بدین منظور ابتدا از طریق بازدیدهای میدانی، نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی و با مرور منابع قبلی و بررسی شرایط منطقه، نه عامل طبقات ارتفاعی، شیب، جهت شیب، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، بارش، لیتولوژی و کاربری اراضی به عنوان عوامل مؤثر، بررسی و انتخاب شدند. پس از طبقه بندی داده ها و مرحله فازی سازی، نقشه های پهنه بندی خطر زمین لغزش با استفاده از عملگر گامای فازی با مقادیر 7/0، 8/0، 9/0 تهیه شدند. نقشه های به دست آمده در 5 کلاس بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و بسیار کم طبقه بندی شدند. نتایج حاصل از جمع کیفی نشان داد که عملگر گامای 9/0 فازی در مقایسه با دیگر عملگرهای فازی مناسب تر است. تحلیل نقشه های طبقه بندی شده نشان داد که 56/21 درصد از مساحت منطقه در پهنه با خطر زیاد و 24/43 درصد از مساحت منطقه در پهنه با خطر کم قرار گرفته است. در مجموع، می توان گفت که بخشی از مناطق مرکزی و شمال غربی منطقه در معرض خطر بالا قرار گرفته و مناطق غربی و شرقی حوضه در پهنه خطر متوسط تا پایین می باشند.
۷۷۸۰.

ارزیابی ناهمگونی فضایی شاخص آشفتگی هیدرورسوب شناسی در زیرحوضه های سامیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۳۵
شاخص های بوم شناختی به ابزارهای مهمی برای ارزیابی و پایش منابع طبیعی تبدیل شده اند که درک رابطه بین فعالیت های زیست شناسی و واکنش بوم شناختی برای ساختار آن ها ضروری است. از طرفی، فعالیت های انسانی از طریق تغییرات در تولید رسوب، انتقال و ذخیره سازی تأثیرات قابل توجهی بر تکامل چشم انداز دارند. لذا این امر در مدیریت جامع نگر حوضه ها و اکوسیستم های مختلف بایستی مورد توجه قرار گیرد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ناهمگونی فضایی شاخص آشفتگی هیدرورسوب شناسی (HSDI) در زیرحوضه های سامیان واقع در بخش مرکزی استان اردبیل انجام شد. بدین منظور، ابتدا عوامل انتقال رسوب (ST)، تنش هیدرولوژیکی (HS)، تغذیه آب زیرزمینی (Rec) و پتانسیل فرسایش خاک (SEP) برای 27 زیرحوضه مختلف مورد مطالعه محاسبه شد. در ادامه، وزن دهی این عوامل با استفاده از روش آنتروپی شانون صورت گرفت. سپس با استفاده از میانگین وزنی شاخص آشفتگی هیدرورسوب شناسی (HSDI) محاسبه و پهنه بندی شد. نتایج نشان داد که مقادیر متوسط، حداکثر و حداقل مقدار شاخص HSDI در حوضه سامیان به ترتیب برابر 17/10، 67/45 و 20/0 بوده است. هم چنین، طبق نتایج به ترتیب 67/87، 33/5، 32/5 و 68/1 درصد از مساحت حوضه در طبقات خیلی کم، کم، متوسط و زیاد از سطح آشفتگی دسته بندی شد. زیرحوضه 19 واقع در بخش شمالی، و زیرحوضه های 20 و 21 واقع در بخش مرکزی حوضه سامیان دارای بیش ترین آشفتگی هستند، لذا برای انجام اقدامات مدیریتی در اولویت قرار می گیرند. چارچوب پژوهش حاضر به عنوان ابزاری بالقوه برای حمایت از تصمیماتی که باید بر بهبود مدیریت منابع طبیعی متمرکز باشد، قابلیت کاربرد دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان