حوضه آبریز ویلادره در استان اردبیل و شرق توده آتشفشانی سبلان و در شمال شهر توریستی سرعین واقع شده است. طول رودخانه ویلادره 75/35 کیلومتر است که حوضه ای را به مساحت 3/37 کیلومتر مربع زهکشی می نماید. در سال های اخیر به دلایل متعدد میزان فرسایش در حوضه آبریز ویلادره چای افزایش یافته است. برای آگاهی از میزان فرسایش و نیز جلوگیری از فرسایش خاک و کاهش رسوب زایی این مطالعه انجام شده است. هدف کلی تحقیق، بررسی میزان فرسایش و تولید رسوب در حوضه و پی بردن به مناطق حساس از نظر فرسایش است. برای رسیدن به هدف فوق از روش پتانسیل فرسایش(ای پی ام) استفاده شده است. ابزارهای گردآوری اطلاعات، انواع نقشه ها، روش مشاهده و منابع کتابخانه ای هستند. در این مطالعه با استفاده از روش ای پی ام ( Erosion Potential Method ) میزان فرسایش در هر یک از زیر حوضه ها (4 زیر حوضه) بررسی شده است . نتایج مطالعه نشان می دهد به دلیل شیب زیاد در قسمت های بالا دست حوضه، (حوضه آیران دره)، در این قسمت شدت فرسایش زیاد است (شدید)؛ اما در قسمت پایین دست حوضه (حوضه های ویلادره، اردی موسی و شمال اردی موسی) به علت شیب کم که باعث کاهش سرعت جریان آب می شود، شدت فرسایش زیاد نیست (متوسط). میزان فرسایش ویژه در کل حوضه 3/10 تن در هکتار در سال و در زیر حوضه های آیران دره، ویلادره، اردی موسی و شمال اردی موسی به ترتیب 3/14، 7/8، 6/8 و6/8 تن در هکتار در سال محاسبه شده است. توان رسوب دهی سالانه در کل حوضه مورد مطالعه 29008 متر مکعب در سال، و برای هریک از زیر حوضه های فوق الذکر به ترتیب 10331، 7912، 5676 و 5179 متر مکعب در سال به دست آمده است. علت زیاد بودن فرسایش ویژه و توان رسوب دهی در زیر حوضه آیران دره نسبت به حوضه های دیگر شیب زیاد و حساسیت سنگ ها نسبت به فرسایش است. در حالی که در دیگر حوضه ها عامل شیب اثر عوامل موثر دیگر را در تولید رسوب کاهش داده و باعث پایین آمدن توان رسوب دهی آنها شده است.
مسئله پژوهش حاضر نابرابری در برخورداری از شاخص های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در بلوک های شهری میاندوآب در سال1390 است. به همین منظور در این پژوهش با اتخاذ رویکرد عدالت فضایی، اقدام به تحلیل نابرابری فضایی در بلوک های شهری میاندوآب شده است. روش تحقیق به کاررفته بنا بر ماهیت پژوهش کمی - تحلیلی است. در این زمینه برای بررسی وضعیت نابرابری و شناخت الگوی فضایی گسترش نابرابری، 34 شاخص اجتماعی، اقتصادی و کالبدی از اطلاعات بلوک های آماری سال 1390 استخراج شد. مبتنی بر این خصیصه ها از مدل های آمار فضایی، تحلیل لکه های داغ (Hot Spot Analysis) و خودهمبستگی فضایی (Autocorrelation Moran’s[1] I) در نرم افزارArc/GIS استفاده شده است. شاخص سازی ها در نرم افزار Excel انجام گرفته است و اطلاعات برای تحلیل و ترسیم نقشه به ArcGIS فراخوانی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که بلوک های شهری میاندوآب به لحاظ برخورداری از شاخص های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در طیف های متفاوتی قرار دارند؛ به طوری که از مجموع 1660 بلوک شهری 626 بلوک در وضعیت خیلی محروم، 287 بلوک محروم و 403 بلوک، شاخص ها را در حد متوسط دارند. در این میان 307 بلوک در وضعیت برخوردار و 37 مورد نیز در برخورداری کامل اند. یافته های تحقیق نشان داد که الگوی پراکنش نابرابری فضایی در شهر میاندوآب از مدل خوشه ای تبعیت می کند. خوشه های محروم در این بررسی بیشتر از نصف بلوک های شهر را به خود اختصاص داده اند؛ وضعیتی که حاکی از وجود فاصله طبقاتی و دوگانگی در فضای شهری و تفاوت در برخورداری از شاخص های نامبرده در سال 1390 است.
فلات مرکزی ایران امروزه با شرایطی خشک تا بسیار خشک روبه روست، ولی شواهد ژئومرفولوژیک نشان میدهد که تغییرات قابل توجهی در اوضاع اقلیمی و طبیعی این ناحیه در طول دوران چهارم روی داده است که گاه بسیار متفاوت از وضعیت کنونی بوده است. تحقیق حاضر بر مبنای بررسی آثار ژئومرفولوژیک و تجزیه و تحلیل شیمیایی ـ فیزیکی رسوبات کویر اردکان و نیز مطالعه بخشی از رسوبات باد آورده این ناحیه (موسوم به کوهریگ) تهیه شده است. پدیده های ژئومرفولوژیک غیر فعال (فسیل)، که نشان دهنده شرایط طبیعی گذشته میباشد از قبیل مورنهای یخچالی کوهستانی در شیر کوه (جزئی از حوزه آبگیر یزد - اردکان)، خطوط ساحلی دیرینه در حاشیه این کویر، و نیز وجود رسوبات دریاچه ای و ماندابی ریز دانه (سیلت و رس) در عمق بسیار کمی زیر سطح امروزی کویر، همگی نشان دهنده تغییرات شرایط محیطی در اواخر پلیستوسن و بخشی از هولوسن میباشند. در این مقاله سعی شده است تا با توجه به این شواهد و مطالعه ویژگی های فیزیکی - شیمیایی مقطعی از رسوبات این کویر، روند تغییرات اقلیمی و محیطی در این حوضه بررسی شود. نتایج حاصله نشان میدهد که شرایط به مراتب سردتر. همراه با هوازدگی فیزیکی شدیدتر ناشی از سرمای شدید در انتهای پلیستوسن، به شرایط گرمتر و با موازنه رطوبتی مثبت تغییر حالت داده است، به طوری که در قسمت قابل توجهی از هولوسن شرایط محیطی مساعدی جهت پیدایش پهنه های آبی به جای کویر وجود داشته است.
امواج گرمایی از جمله مخاطرات مهم آب و هوایی دنیا خصوصاً ایران هستند و به نظر می رسد وقوع آن ها در سال های اخیر به واسطه تشدید گرمایش جهانی از فراوانی بیش تری نسبت به گذشته برخوردار شده است. پژوهش حاضر به بررسی کم و کیف وقوع و تحلیل سینوپتیک امواج گرمایی در استان کرمان پرداخته است. برای این کار ابتدا داده های دمای بیشینه روزانه ماه ژوئیه (به عنوان گرم ترین ماه سال) 4 ایستگاه سینوپتیک کرمان، بم، انار و سیرجان در یک دوره آماری 24 ساله (1986-2009) از سازمان هواشناسی کشور اخذ و مورد استفاده قرار گرفته اند. جهت طبقه بندی امواج گرمایی، داده های دما استاندارد شده و بر اساس آن، آنومالی های 0 تا 75/0 به عنوان موج گرم، 75/0 تا 5/1 موج گرم شدید و بالاتر از 5/1 به عنوان موج ابر گرم تعیین شدند. اعداد آستانه 2/41، 1/42 و 1/43 درجه سانتی گراد به ترتیب آستانه موج گرم، گرم شدید و ابر گرم برای مجموع ایستگاه ها مورد محاسبه و حداقل تداوم آن دو روز مد نظر قرار گرفته است. بر این اساس در طی دوره آماری مورد مطالعه، 7 موج گرمایی مشخص شد که از بین آن ها 3 موج گرم شدید و 1 موج ابر گرم شناسایی گردید. موج ابر گرم تیرماه 1377 جهت تحلیل سینوپتیک انتخاب شد. موج 3 روزه مذکور با میانگین دمایی 11/43 درجه سانتی گراد، شدیدترین موج گرمای استان کرمان در طول دوره آماری مورد مطالعه بوده است. ن تایج تحلیل سینوپتیک موج اب ر گرم نشان داد که استقرار کم فشار گنگ در سطح زمین و حاکمیت پرارتفاع جنب حاره ای آزور در سطوح بالا و هم چنین ضخامت زیاد جو بر روی منطقه مورد مطالعه، موجب فرونشینی هوای گرم و گرمایش بیش از حد سطح زمین شده و موج ابر گرم یاد شده را به وجود آورده است.
بیابان ها بخشی از مناظر زمین ما را در طول دوره های طولانی زمین شناسی شکیل داده اند و بیابانی شدن پدیده ای است که در آن، تعادل حیاتی طبیعی(بیوستازی) به طور کلی بر هم می خورد و عدم تعادل زیستی یا « اگسیستازی » حاصل می شود. عوامل متعدد ایجاد این پدیده را به طور خلاصه به شرح زیر عنوان کرد: 1- فعالیتهای زمین شناسی مانند زمین ساخت، آتش فشان،پیدایش ارتفاعات نمکی ( دیاپیریسم)، چین گسل ، زلزله و فرسایش، رسوب گذاری تخریبی- شیمیایی- تبخیری و غیره. 2- تغییرات کلی یا محلی اقلیمی همراه با تغییرات سطح دریاها ،یخبندان، تبخیر و جابجائی های توده های هوائی به خصوص در عرض های پائین و بالا (مثلا حاشیه یخچالی – عرض های اسبی ) و غیره با ایجاد بیابانهای سرد یا گرم 3- فعالیتهای حیاتی به خصوص اثرات انسانی ( آنتروپولوژیک) که متاسفانه بر اثر کمی یا بی اطلاعی متخصصین محیطی از مسایل زمین شناسی، به آن بهای زیادی داده شده است. با بررسی عوامل متعدد بیابان زائی در ایران و خاورمیانه،نقش عوامل زمین شناسی به نحو چشمگیری در قابلیت بیابانی شدن ایران بچشم می خورد که به صورت تعادل شکننده و ظریف محیطی است و فقط با شناخت روند تکامل آن می توان با خطرات احتمالی بیابانی شدن مقابله کرد و برنامه ریزی توسعه و پیشرفت را با آن هماهنگ ساخته و کاربریهای جدیدی در جهت بهره مندی از مواهب طبیعی ( معدنی و تطابق های تازه زیستی) را تعریف نمود.
عوامل متعددی بر موفقیت یا ناکامی شوراهای اسلامی روستایی تاثیرگذارند. در این مقاله تاثیر چهار عامل میزان شناخت مردم از وظایف و اختیارات شوراها؛ میزان آگاهی اعضای شوراها از وظایف و اختیارات خود؛ میزان مقبولیت اجتماعی؛ و میزان حقوق و مزایا، بر عملکرد شوراهای اسلامی روستایی شهرستان کرمانشاه در قالب چهار فرضیه مورد مطالعه قرار گرفته است. برای انجام این کار، سه جامعه نمونه از الف ـ افراد واجد شرایط رای دهی در روستاهای منتخب شهرستان؛ ب ـ اعضای شورای اسلامی روستاهای منتخب؛ و ج ـ مسئولان دولتی مرتبط با شوراهای اسلامی، انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای انتخاب نمونه ها از روش های کوکران و تصادفی ساده استفاده شد. سپس با استفاده از روش اسپیرمن، میزان همبستگی بین متغیرهای تحقیق سنجیده شد. نتایج این تحقیق حاکی از تایید فرضیه های 1 و 3 و مردود شدن فرضیه های 2 و 4 است.
درکشورهای جهان سوم پرسش اصلی همچنان پابرجاست:چرا شهروندان در حاشیه طرح های عمرانی قرار می گیرند وکدامین عامل آنها را از حق شهروندی ساقط می کند؟
پاسخ این سوال سهل و ممتنع است:اقتصاد سیاسی این کشورها به گونه ای طراحی شده است که چنین پرسشی بنیادین کم تر مطرح می شود. مانوئل کاستلز درباره رابطه پیچیده ودرهم تنیده طبقات شهری و مقوله قدرت در بستر شهر به بحث بسیاری خوبی پرداخته است.تلقی وی در این زمینه تغییری از نظریه حد مطلوب پارتو است که می گوید:«موقعیتی که درآن کسی نمی تواند بدون بدتر کردن وضع دیگری به موقعیت بهتری دست یابد
لذا تنها با درک صحیح از مناسبات سازمان اجتماعی است که می توان اثرات جریان های سرمایه،اطلاعات، نابربری مهاجرت،بازتولید فقر، بیکاری، وندالیسم، آسیب ها و تهدیدات اجتماعی را در تکیه گاه مادی آنها، یعنی شهرها تحلیل نمود.اسکان غیر رسمی بعد مشروط جریان های ایجاد کننده ناپایداری در سطوح شهری و منطقه ای است.در این تحقیق به بررسی متغییرهای اقتصادی- اجتماعی و اثرات فضایی آنها از جمله مقوله فقر شهری و اسکان غیر رسمی پرداخته شده است.
هدف از ارائه این مقاله، بررسی وضعیت شاخص های مسکن و روش تأمین مسکن برای گروه های کم درآمد در شهر کرج است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است. گردآوری اطلاعات از طریق متون منابع و آمار مرکز آمار و بلوک های آماری به دست می آید. کلان شهر کرج از سال 1335 تاکنون، رشد جمعیتی و فیزیکی شتابانی را به علت مهاجرت های ورودی و کم درآمد و آسیب پذیر سپری کرده که نیاز به تأمین مسکن آن ها باید در اولویت برنامه ها قرارگیرد. در این شهر 1/44 از واحدهای مسکونی به صورت مستأجری و نحوه تصرف به صورت مالکیت 5/52 درصد است. نیمی از واحدهای مسکونی زیر صد مترمربع مساحت دارند. 1/23 درصد از کل واحدهای مسکونی مستأجری در اختیار گروه های آسیب پذیر و 4/43 درصد متعلق به گروه های کم درآمد است. برابر محاسبات انجام شده در افق 1395، 1400 و 1405 به ترتیب 65,647 واحد مسکونی، 47878 واحد مسکونی و 33637 واحد مسکونی تازه ساز برای تأمین مسکن گروه های کم درآمد نیاز است. خانوارهای کم درآمد با توجه به دریافت تسهیلات قرض الحسنه همچنان نیازمند کمک دولت هستند که دولت باقیمانده هزینه مسکن را به عنوان کمک بلاعوض پرداخت کند، یا از طریق پرداخت یارانه از محل یارانه مسکن یا از طریق خط اعتباری بانک مرکزی تأمین شود، اما با توجه به توان مالی محدود دولت ضروری است، این کمک بلاعوض روی زمین متمرکز شود. الگوی تأمین مسکن گروه هدف یا کم درآمد، تهیه زمین مورد نیاز از طریق دولت یا شهرداری، تأمین وام و تسهیلات بانکی به متقاضیان، پرداخت باقیمانده بهره وام، تأمین آورده متقاضیان، تأمین زمین از بافت های فرسوده و حاشیه شهر کرج و شهرک های اقماری اطراف به دست می آید. سایر نیازهای آب، برق، تجهیزات و تأسیسات شهری از طریق شورای عالی معماری و شهرسازی تأمین می شود.
هدف از این پژوهش واکاوی اثر گرمایش جهانی بر تغییرات زمانی مکانی روند وشیب روند ماهانه دما در قلمرو ایران طی دهه های آینده(2050-2015) می باشد. داده های دمای روزانه شبیه سازی شده از پایگاه داده EH5OM و تحت سناریوA1B ، طی بازه زمانی(2050-2015) از موسسه ماکس پلانک آلمان استخراج شد. سپس داده های دمای روزانه با تفکیک مکانی27/0*27/0 درجه طول و عرض جغرافیایی که حدوداً نقاطی با ابعاد 30*30 کیلومتر مساحت ایران را پوشش می دهند توسط مدل اقلیم منطقه ای ریزمقیاس گردید. درنهایت آرایه ای به ابعاد 2140*13140 به دست آمد که سطرها بیانگر دمای روز و ستون ها ایستگاه ها می باشند. در نهایت روند وشیب روند میانگین دمای ماهانه طی دوره مورد مطالعه از طریق آزمون من کندال وشیب سن در نرم افزار متلب محاسبه و ماتریسی به ابعاد 13140*12 به دست آمد. نتایج بیانگر روند افزایشی دما در ماه های مارس، آوریل، می و ژوئن در بیش از 90 درصد از وسعت مناطق کشور است که گویای گرمتر شدن ایران درفصل بهار طی دهه های آتی است. افزایش دما در ماه های فصل زمستان و بهار دربخش های کوهستانی نیمه غربی کشور گرمتر شدن مناطق سرد ایران را در ماه های سرد سال گویا است . روند منفی دما در ماه های اکتبر و نوامبر نیز در بخش های شمالی کشور بیانگرسردتر شدن این مناطق از ایران درفصل پاییزاست . بیشترین شیب مثبت افزایش دما دربخش های شمال غرب به میزان 6-4 درجه درسال است .
گرمای بی سابقه ماه های تابستان 2010 در روسیه سبب آتش سوزی های گسترده در جنگل های حومه ی غربی مسکو گردید که همزمان بارش های سیل آسایی در پاکستان رخ داد. علل آن با استفاده از داده های ایستگاه های هواشناسی روسیه و پاکستان و نقشه های همدید ترازهای مختلف جو مورد بررسی و واکاوی قرار گرفت. در مطالعه ی موجود، عناصر دما، جهت و سرعت باد، میزان فشار، ارتفاع ژئوپتانسیل، در منطقه ی روسیه و پاکستان مورد مطالعه قرار گرفتند. بر مبنای محاسبات، در دوره ی مورد مطالعه افزایش دما در بیشتر مناطق روسیه و پاکستان مشاهده می شود. مطابق با نقشه های واکاوی عناصر جوی در سطح زمین و ترازهای بالاتر جو، در پاکستان مرکز کم فشاری با فشار مرکزی hpa998 و در روسیه یک مرکز پرفشار با فشار مرکزی hpa1017 در سطح زمین شرایط جوی آن مناطق را تحت تأثیر قرار داده است. نقشه های ترازهای بالای جو وجود سامانه بندالی را طیّ ماه ژوئیه نشان می دهند. مطابق محاسبات شدت سامانه ی بندالی در هفته ی اول ژوئیه ضعیف (76/0) بوده و در سه هفته بعدی از شدت متوسطی از کمینه 1/2 تا بیشینه 85/2 برخوردار بوده است. موقعیت مکانی سامانه بندالی در ترازهای بالایی جو باعث گسیل شمال سوی جریان های گرم عرض های جغرافیایی پایین به منطقه ی روسیه شده و تناوب زمانی ماندگاری سامانه باعث انباشتگی هوای گرم و خشک در قسمت غرب سامانه همراه با آسمان صاف و آفتابی شده که منجر به افزایش شدید دما و رخداد آتش سوزی های گسترده اواخر ژوئیه روسیه گردید. همچنین جابجایی سامانه ی پرفشار جنب حاره به عرض های جغرافیایی بالا، باعث شکل گیری کم فشارهای حرارتی روی دریای عرب و خلیج فارس شده که با تغییر مسیر و حرکت این سامانه ها به سمت شمال و شرق موقعیت اولیه ی خود، زبانه های آن روی پاکستان کشیده شده است. بنابراین در برخورد با توده هوای سردی که تحت تأثیر سامانه بندالی از عرض های جغرافیایی بالا گسترش یافته، تقویت شده و بارش های سیل آسای پاکستان را ایجاد نمودند. لذا هر دو پدیده مورد بحث به واسطه ی الگوی سامانه های جوی موجود و بویژه پدیده ی بندالی رخداده در عرض های بالا در ارتباط هم بوده و ناهنجاری منطقه ای اقلیم را نمایان می سازد.
در مطالعات جغرافیایی با توجه به اینکه برداشت اطلاعات اغلب به صورت نقطهای انجام میگیرد، ضرورت دارد جهت تعمیم آن به کل منطقه، عملیات درونیابی بر روی نقاط انجام گیرد. در این مطالعه با استفاده از روشهای کریجینگ و معکوس وزنی، نسبت به درونیابی بارش در استان کرمان اقدام شده است. برای این منظور از آمار بارش ماهانه تعداد 9 ایستگاه سینوپتیک استان کرمان و 11 ایستگاه سینوپتیک استانهای همجوار استفاده شده است.
نتایج این مطالعه نشان میدهد که روش کریجینگ با سطح خطای پایینتر روش مناسبتری برای درونیابی بارش در این منطقه میباشد. بر اساس مدلهای برازش یافته نیمهپراکنش نگار، مدلهای کروی، خطی و نمایی امکانات مناسبتری را برای تهیة نقشههای همباران قرار میدهند. در بین مدلهای مذکور مدل کروی برای ماههای ژانویه تا ژوئن و هم چنین ماه دسامبر، مدلنمایی برای ماه جولای و مدل نمایی برای ماههای آگوست تا نوامبر مناسب ترین مدل تغییر نما تشخیص داده شدند. بر مبنای نقشههای ترسیم شده برای ماههای مختلف ضمن اینکه بیشترین میزان بارش در فصل زمستان اتفاق افتاده است بیشترین دامنة تغییرات هم به میزان 42-13 میلیمتر در این فصل است. از نظر مکانی شیب تغییران بارش از جنوب به شمال روند کاهشی دارد. در سایر فصول ضمن پایین بودن میانگین بارش دامنه تغییرات نیز نوسانات قابل ملاحظهای نشان نداد.
با توجه به رابطه دو جانبه محیط-رفتار ، مباحث مرتبط با جرایم رفتاری، ناهنجاریهای رفتاری و وندالیسم بطور گسترده ای مورد توجه طراحان و جرم شناسان قرار گرفته است. از سوی دیگر، با وجود اهمیت درمان ریشه ای جرایم، مباحث پیشگیری از جرایم ارجح بر تنبیه و مجازات دانسته شده است. در نتیجه، اتخاذ تدابیر و روشهای لازم جهت پیش بینی به صورت علمی و تکنیکی ضروری به نظر می رسد. بدین منظور هدف از این پژوهش ارایه روش پیش بینی پتانسیل جرم خیزی نقاط از طریق تحلیل کیفیات محیط شهری می باشد. در این راستا، مدل تحلیلی 5 سطحی متشکل از سه مولفه اصلی کیفیت فضای شهری و 11 معیار و 36 زیر معیار ارائه گردیده است. در ادامه معیارها و زیر معیارهای مدل ارائه شده با استفاده از تکنیک تحلیل شبکه ای فازی، مورد سنجش و اولویت بندی قرار گرفته و اهمیت نسبی هریک از این عوامل بر روی کیفیات محیطی موثر بر پتانسیل جرم خیزی مشخص گردیده است. سپس این مدل در مناطق 14 گاانه شهرداری اصفهان پیاده سازی شده و این مناطق در قالب 5 حوزه شهری براساس کیفیات محیطی موثر بر پتانسیل جرم خیزی و با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی مورد تحلیل و رتبه بندی قرار گرفته اند. همچنین با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش استراتژی هایی جهت ارتقاء کیفیت فضای شهری در راستای کنترل جرایم شهری حوزه های 5 گانه شهر اصفهان ارائه گردیده است. در پایان، همسانی یافته های تحقیق حاصل از مقایسه نتایج تحلیل در قالب رتبه بندی حوزه ها، با آمار جرم رخ داده در حوزه ها، بیانگر کارایی و تعمیم پذیری مدل پیشنهادی می باشد.
جوامع انسانی، همواره با بلایای طبیعی متعددی نظیر سرمازدگی، سیل ، خشکسالی، و ... مواجه بوده این بلایا موجب تخریب منابع درآمد مردم می شوند و امکانات زیستی و مراکز فعالیتی آنان را از بین می برندکه موجب آسیب های اقتصادی و فیزیکی نیز می شود. جوامع روستایی و فعالیت های تولیدی آنها (بخصوص زراعت) نیز به دلیل ارتباط تنگاتنگ با محیط طبیعی، ماهیت عوامل اصلی تولید، کار در فضای باز و داشتن توان محدود، از دیرباز در معرض تهدید بیشتر این نیروهای مخرب طبیعی قرار داشته اند. لذا ساکنان هر منطقه به تجربه، اقداماتی را در جهت کاهش آثار زیان بار این نیروها بر جوامع خود صورت داده اند و با اثرات این محدودیت ها و حوادث غیر مترقبه مقابله کرده اند. بطوریکه اقدامات آنها موجب شده است که توانمندی بیشتری در برابر بلایای طبیعی پیدا کنند بکارگیری دانش بومی و احیای مجدد این دانش ارزنده می تواند گامی مفید در پیشبرد اهداف توسعه پایدار محسوب شود. در مقاله حاضر سعی بر شناسایی راهکارهای بومی مقابله با مخطرات (سرمازدگی، خشکسالی، سیل) فعالیت های زراعی شده است. روش گردآوری مطالب به دو صورت میدانی و از طریق مصاحبه برای شناسایی راهکارهای بومی با تعدادی از افراد باتجربه خصوصاً کشاورزان خبره، در سطح بخش جرگلان شهرستان رازوجرگلان صورت گرفته، که در این مطالعات، مبنا استفاده از روش ها و رهیافت های تحقیق کیفی مانند ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) بوده است. در ادامه در این پژوهش، برای بیان و توصیف رابطه و همبستگی میان متغیر مستقل(دانش بومی) و متغیر وابسته میزان خسارت ناشی از بحران (سیل، خشکسالی، سرمازدگی) از روش تحقیق توصیفی- همبستگی استفاده شده است. n=213)) جامعه آماری زارعان روستاهای شهرستان رازوجرگلان بودند. که غالب پرسشنامه به صورت دو قسمت بوده است قسمت اول شامل مخاطرات محیطی و میزان خسارت مخاطرات محیطی بر فعالیت های زراعی، قسمت دوم شامل راهکارهای بومی مقابله با بحران های محیطی شناسایی شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که استفاده از دانش بومی موجب کاهش آسیب های ناشی از بلایای طبیعی در روستاها می شود و باعث فرایند پیشگیری و آمادگی در برابر مخاطرات طبیعی (سرمازدگی، سیل ، خشکسالی) و نیز آمادگی و مقابله آنها را بهبود بخشد. همچنین در صورت تلفیق با دانش مدرن، ارتقای کارایی دانش مدرن را نیز به دنبال خواهد داشت.