ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۱۰۱ تا ۳۶٬۱۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۶۱۰۱.

بهبود طبقه بندی پوشش زمین در نواحی کوهستانی با ترکیب تصاویر سنتینل – ۱ از مدارهای گوناگون و ارزیابی تأثیرات تصحیح رادیومتریک توپوگرافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۰
سابقه و هدف: در سال های اخیر، پوشش زمین به منزله شاخصی کلیدی در بررسی تغییرات اقلیمی، سیستم های اکولوژیکی و مدیریت منابع طبیعی مورد توجه قرار گرفته است. محدودیت هایی که در مسیر تهیه داده های به روز و دقیق وجود دارد نیاز به استفاده از فنّاوری های نوین سنجش از دور را افزایش داده است. در این میان، تصاویر راداری سنتینل – ۱ که به سامانه رادار با روزنه مجازی (SAR) مجهز است، به دلیل فنّاوری مایکروویو فعال خود و با امکان عملکرد در هر شرایط جوّی، می تواند ابزاری مناسب برای تهیه نقشه های پوشش زمین به شمار آید. هدف این تحقیق بهبود طبقه بندی پوشش زمین، با استفاده هم زمان از تصاویر دریافتی از مدارهای بالارونده و پایین رونده سنتینل – ۱ و بررسی تأثیر تصحیح رادیومتریک توپوگرافی در صحت نتایج طبقه بندی است. مواد و روش ها: در این تحقیق سه منطقه متفاوت در ایران، شامل شهرهای مرند و ساری و چادگان، به دلیل ویژگی های متفاوت پوشش زمین و وجود نواحی کوهستانی، بررسی شد. داده های مورد استفاده، در این تحقیق، تصاویر ماهواره سنتینل – ۱ با قطبش های VV و VH در هر دو گذر بالارونده و پایین رونده است. پیش پردازش داده ها انجام شد که مراحلی همچون اعمال فایل مداری، حذف نویز حرارتی، حذف نویز حاشیه، کالیبراسیون، تصحیح رادیومتریک توپوگرافی، فیلتر اسپکل، تصحیح توپوگرافی رنج داپلر و تبدیل به دسی بل را دربرمی گرفت. همچنین با استفاده از روش نرمال سازی کمینه – بیشینه، داده ها به بازه ای مشخص تغییرمقیاس یافتند. سپس الگوریتم جنگل تصادفی (RF) برای طبقه بندی پوشش زمین به کار رفت. این طبقه بندی شامل پنج کلاس آب، خاک، پوشش گیاهی، مناطق شهری و کشاورزی است. در انتها، نتایج با استفاده از معیارهای صحت کلی، ضریب کاپا و صحت هر کلاس ارزیابی شد. نتایج و بحث: نتایج نشان می دهد که استفاده هم زمان از تصاویر بالارونده و پایین رونده، بدون اعمال تصحیح رادیومتریک توپوگرافی، باعث بهبود شایان توجه صحت طبقه بندی در تمامی مناطق مورد مطالعه می شود. برای نمونه، در مرند، صحت کلی طبقه بندی از 3/65% به 17/79% افزایش یافته که معادل با بهبود تقریبی 13% است. در ساری، ترکیب تصاویر به افزایش صحت کلی از 67/55% به 41/75% منجر شده است. همچنین در چادگان، افزایش حدود 12درصدی صحت کلی از 88/56% به 06/68% مشاهده شده است. ازنظر صحت کلاسی، در مرند، صحت کلاس پوشش گیاهی ارتقای چشمگیری از 41/43% به 64/69% داشته و در ساری، صحت کلاس خاک از 57/19% به 40/46% بهبود یافته است. تحلیل عددی نشان می دهد ترکیب تصاویر، از مدارهای گوناگون، دیدگاه های مکملی از سطح زمین ارائه می دهد که به کاهش اعوجاج های ناشی از زاویه دید و توپوگرافی کمک می کند. همچنین نتایج نشان می دهد که اعمال تصحیح رادیومتریک توپوگرافی تأثیر دوگانه ای دارد. در حالت تک تصویری، می تواند به بهبود صحت برخی کلاس ها کمک کند اما، در ترکیب دو تصویر، ممکن است باعث شباهت بیش ازحد بین برخی کلاس ها شود و در نهایت، عملکرد کلی را کاهش دهد. نتیجه گیری: این تحقیق تأکید می کند که به کارگیری هم زمان تصاویر سنتینل – ۱ از مدارهای بالارونده و پایین رونده، به ویژه بدون استفاده از تصحیح رادیومتریک توپوگرافی، نقش کلیدی در افزایش صحت طبقه بندی پوشش زمین دارد. افزایش صحت کلی طبقه بندی به میزان ۱۳ تا ۲۰% در مناطق متفاوت، نشان از پتانسیل بالای این رویکرد در طبقه بندی پوشش زمین دارد. ازسوی دیگر، نتایج بیان می کند که نحوه پیش پردازش تصاویر سنتینل – 1 در صحت و کارآیی مدل تأثیر گذار است و استفاده از تصحیح رادیومتریک توپوگرافی، در برخی موارد، باعث کاهش صحت و کارآیی مدل می شود. به عبارت دیگر، ترکیب بهینه داده های سنتینل – 1 در مدارهای گوناگون می تواند به ارائه نقشه های دقیق تر و مورد اعتمادتر منجر شود. بنابراین رویکرد مطرح شده می تواند، به منزله مرجعی برای مطالعات آینده در حوزه سنجش از دور، بهبود طبقه بندی پوشش زمین و کاربردهای محیط زیستی و کشاورزی مطرح شود.
۳۶۱۰۲.

نقش ویژگی های لیتولوژیکی، ژئوشیمیایی و هیدروشیمیایی بر فرایند کارست زایی، مطالعه موردی: حوضه آبریز کلات در شمال شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۸
اهدف از این پژوهش اهمیت نقش ویژگیهای لیتولوژیکی،ژئوشیمیایی و هیدروشیمیایی بر فرایند کارست زایی در حوضه آبریز کلات در شمال شرق ایران می باشد. روش تحقیق متکی بر تکنیکهای آزمایشگاهی و میدانی می باشد. نتایج تحقیق نشان داد در ارتباط با ویژگیهای لیتولوژیکی، میزان ناخالصی در سنگ آهک بسیار حائز اهمیت می باشد. زیرا هرچه میزان ناخالصی در این سنگها بیشتر باشد فرایند کارست زایی کمتر است و بالعکس. همچنین در سازندهای کارستی تیرگان و مزدوران که آهکها به صورت توده ای و ضخیم لایه می باشند اشکال کارست قابل توجه مانند کانیونها، تنگها و کریدور کارستی شکل میگیرد و در سازند کارستی چمن بید که لایه ای می باشد اشکال کارست قابل توجهی شکل نمی گیرد و فقط کارنها شکل میگیرد. در آزمایش کلسیمتری در سازندهای آهکی حوضه کلات نشان داد که میانگین درصد کلسیت در این سازندها 39درصد می باشد که نشان از خلوص متوسط آهک در سازندهای حوضه می باشد. آزمایش آی سی پی در سازندهای کارستی حوضه نشان داد که میزان درصد کلسیم در چهار سازند آهکی کلات، مزدوران، تیرگان و چمن بید 38درصد می باشد. در روش وزنی، میانگین کلسیت موجود در چهار سازند عدد56.3 درصد را نشان می دهد. کیفیت آبهای سطحی و زیرزمینی در حوضه آنالیز شد و نشان داد که ارتباط معکوسی بین آبها در مناطق کارستی و هدایت الکتریکی وجود دارد که نشان دهنده استعداد کارست زایی در حوضه آبریز کلات دارد.
۳۶۱۰۳.

طراحی الگوی کارآفرینی زنان در گردشگری روستایی با رویکرد توسعه روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۲
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی کارآفرینی زنان در گردشگری روستایی با استفاده با روش مدل سازی ساختاری تفسیری است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، ماهیت اکتشافی با رویکرد کیفی دارد. برای گردآوری داده ها و شناسایی عوامل، از روش تحلیل محتوا و مرور متون مرتبط استفاده شده است. همچنین مصاحبه با خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و با بهره گیری از روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. برای جمع آوری داده ها، پرسش نامه ای ماتریسی و ساخت یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخص ها تدوین شد. داده های حاصل از پرسش نامه با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری تحلیل و در سه سطح، در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که درنتیجه، عامل «استراتژی گردشگری» در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین قدرت نفوذ و میزان وابستگی این عوامل نسبت به یکدیگر در ماتریس قدرت نفوذ وابستگی بررسی شد. نتایج نشان داد که شاخص های «استراتژی گردشگری» و «توسعه بازار خدمات گردشگری» در ماتریس قدرت نفوذ وابستگی در ناحیه وابسته قرار دارند؛ یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ را دارند؛ درحالی که عوامل «اشتغال زایی بوم محور»، «معرفی و ارائه خدمات به مشتریان»، «خلق ارزش برای مشتریان» و «تحلیل بازار» در ناحیه متصل قرار دارند؛ به این معنا که بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی را دارا هستند.
۳۶۱۰۴.

ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جوامع روستایی: کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۰
هدف: هدف تحقیق حاضر ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جامعه روستایی در شهرستان گچساران، از طریق روش تحلیل شبکه است. روش پژوهش: در تحقیق حاضر میزان سرمایه اجتماعی شبکه از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص های سطح کلان شبکه در روستاهای پادوک و آرو از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد که تحت پوشش طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی است، سنجش گردیده است. در این پژوهش جهت سنجش سرمایه اجتماعی از روش تحلیل شبکه اجتماعی، تکمیل پرسش نامه تحلیل شبکه ای و مصاحبه مستقیم با اعضای صندوق های خرد توسعه روستایی و با استفاده شاخص های سطح کلان شبکه نظیر تراکم، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک استفاده شد. یافته ها: میزان شاخص تراکم در بین اعضای صندوق های خرد توسعه، در پیوندهای اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه افزایش یافته است. افزایش میزان تراکم در افراد سبب توسعه اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی در سطح افراد می شود. دوسویگی پیوندها نیز در ابعاد اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه روند افزایشی داشته است. افزایش این شاخص باعث پایداری شبکه اعضای صندوق به میزان مطلوب شده است. میانگین فاصله ژئودزیک در پیوندهای اعتماد و مشارکت در دو روستا بعد از اجرای طرح نزدیک به عدد یک شد که نشان دهنده بالا بودن سرعت گردش منابع و اطلاعات در افراد بوده و اتحاد و یگانگی بالای افراد را بیان می کند. نتیجه گیری: برای ایجاد بسیج جامعه محلی، توانمندی اجتماعی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جامعه موردبررسی و درنهایت استقرار مدیریت مشارکتی، ضرورت دارد که میزان سرمایه اجتماعی افزایش یابد که این عامل نیز فرصتی برای ایجاد ظرفیت در جهت مشارکت ایجاد کرده که تأثیر بسزایی بر روند مدیریت مشارکتی اجتماع محور در منطقه دارد.
۳۶۱۰۵.

زیستگاه های دوره نوسنگی در سرزمین های کوهستانی و دشت های چهارمحال و بختیاری در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: مقاله حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت منطقه چهارمحال وبختیاری در فرایند گذار از جوامع شکارگر گردآورنده به جوامع نوسنگی تولیدکننده غذا در چارچوب مطالعات پیش ازتاریخ زاگرس مرکزی می پردازد. روش: روش تحقیق مقاله مبتنی بر تلفیق داده های حاصل از پژوهش های میدانی پیشین و نتایج بررسی های میدانی جدید انجام شده در سال ۱۴۰۳ در شهرستان های لردگان، خانمیرزا و فلارد است که با تمرکز بر تحلیل الگوی استقرار اجرا شده اند. نتایج این بررسی ها منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی شد که برخی دارای چند دوره استقراری و برخی تک دوره ای هستند. تحلیل مواد فرهنگی، به ویژه سفال ها، امکان تفکیک سه مرحله متمایز نوسنگی با سفال را در منطقه فراهم ساخته است که یکی از آن ها به عنوان مرحله ای ناشناخته و نوظهور در نوسنگی منطقه بختیاری مطرح می شود. نتایج: بررسی های میدانی منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی در چهارمحال و بختیاری شد که عمدتاً در دره ها، دامنه ها و تراس های مجاور منابع آب دائمی و فصلی استقرار یافته اند و بیانگر الگوی استقراری سازگار با دامداری فصلی و تحرک نسبی هستند. مطالعه گونه شناسی سفال ها سه مرحله متمایز فرهنگی را مشخص کرد که نشان دهنده تداوم و تحول سنت های بومی همراه با تعاملات فرامنطقه ای است. نتایج، نقش تعیین کننده عوامل محیطی در سازمان فضایی استقرار و راهبردهای معیشتی را تأیید می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای استقراری نوسنگی در چهارمحال وبختیاری، به ویژه در مناطق کوهستانی، به شدت تحت تأثیر شرایط زیست محیطی بوده و با شیوه های معیشتی مبتنی بر کوچ نشینی یا استقرارهای فصلی همخوانی دارد. این پژوهش بر ضرورت تدوین برنامه های پژوهشی جامع، توسعه مطالعات میان رشته ای و انجام کاوش های هدفمند برای بازسازی دقیق تر فرایند نوسنگی شدن در این بخش مهم از زاگرس تأکید می کند.
۳۶۱۰۶.

تحلیل علّی و زمینه ای فرآیند انتقال قدرت در مدیریت روستایی براساس نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
در دهه های اخیر، نواحی روستایی با کمبود زیرساخت ها، مهاجرت نیروی کار جوان، ضعف مدیریتی و ناکارآمدی الگوهای سنتی روبه رو بوده اند. در واکنش به این مشکلات، رویکرد «مدیریت نوین روستایی» و «انتقال قدرت» از دولت مرکزی به نهادهای محلی مطرح شد اما روابط انتقال قدرت در سطح خرد و میکرو در روستاها کمتر مورد بررسی بوده است که در پژوهش حاضر، وضعیت این انتقال در روستاهای شهرستان زبرخان بررسی شده است. بر همین اساس، ابتدا با ترکیب مبانی نظری و مرور تحقیقات مرتبط، چارچوبی برای شناسایی عوامل مؤثر بر انتقال قدرت تدوین و سپس از طریق انجام مصاحبه های عمیق در قالب نظریه پردازی داده بنیاد، مفاهیم کلیدی استخراج شد. برای گردآوری داده ها، ۱۶ نفر از مدیران محلی، دهیاران، اعضای شوراها، بخشداران و کارشناسان مسائل روستایی به روش گلوله برفی و نظری انتخاب و با آن ها مصاحبه شد. یافته ها نشان می دهد که باورها و هنجارهای فرهنگی به همراه ساختار نهادی موجود، به عنوان «شرایط زمینه ای»، بر چگونگی تحقق مدیریت نوین روستایی تأثیر مستقیم دارند و پیشبرد موفقیت آمیز این نوع مدیریت مستلزم همراهی عوامل فرهنگی، قانونی و مالی با نیازهای تازه حکمرانی محلی است. درصورتی که فرهنگ روستایی گنجایش پذیرش شفافیت و مشارکت فراگیر را داشته باشد و ساختار نهادی نیز بستر قانونی و بودجه ای مناسب را فراهم کند، فرایند انتقال قدرت به دهیاری ها و شوراهای محلی سرعت می گیرد و اثربخشی آن بیشتر می شود. با این حال، نتایج نشان می دهد عواملی همچون قوم گرایی، کمبود منابع مالی و زیرساختی، ضعف مهارت های مدیریتی و ناکارآمدی ساختار نهادی، مانع از توزیع دمکراتیک قدرت و ایجاد زمینه حضور نقش آفرینان جدید در روستاها می شوند. درعین حال، تقویت آموزش و توانمندسازی مدیران محلی، برقراری شفافیت، افزایش مشارکت روستاییان و بهره برداری آگاهانه از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی، می تواند زمینه را برای تحقق مدیریت مردم محور و توزیع دمکراتیک قدرت و انتقال قدرت درونی روستا به افراد و اقشار جدید که در سیستم های قبلی مدیریتی روستا جایگاهی برای نقش آفرینی نداشتند فراهم آورد.
۳۶۱۰۷.

بررسی تطبیقی رفتار رای دهی در دوره دهم و یازدهم مجلس شورای اسلامی (مطالعه موردی: حوزه انتخابیه قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلان غرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۴
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تطبیقی و کیفی عوامل مؤثر بر رفتار رأی دهی در دو دوره دهم و یازدهم انتخابات مجلس شورای اسلامی، با تمرکز بر حوزه انتخابیه قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلان غرب انجام شده است. که اولین کار پژوهشی در این زمینه می باشد و با بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی و استفاده از نرم افزار MaxQDA، به بررسی دیدگاه های ۳۰ تن از نخبگان محلی پیرامون عامل های شکاف محوری ایلی - طایفه ای، مذهبی، شهرستان گرایی، سیاسی - جناحی و اقتصادی پرداخته است. یافته ها بیان می کنند که این عوامل در هر دو دوره اثرگذار بوده اند اما به جز عامل مذهبی که روندی کاهشی را در دوره یازدهم نشان می دهد، سایر عوامل در مقایسه با دوره دهم روند افزایشی داشته اند. در مجموع داده ها بیانگر آن هستند که رفتار انتخاباتی شهروندان این حوزه در هر دو دوره، کمتر تابع شاخص های برنامه محور بوده است و بیشتر متأثر از ساز و کارهای غیر رسمی، شبکه های هویتی و منافع معیشتی می باشد. تحلیل تطبیقی تغییرات شکاف ها نشانگر آن است که در گذر زمان، گرایش رأی دهندگان به کنش فرهنگ سیاسی کاهش یافته و شکل بندی رأی دهی در بسترهای غیررسمی و هویتی تعمیق یافته است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در نظریه های پیشین رأی دهی و لزوم تدوین الگوهای بومی در تحلیل رفتار سیاسی این منطقه و مناطق پیرامونی ایران تأکید می ورزد.
۳۶۱۰۸.

تحلیل تأثیر سرمایه اقتصادی بر مدارای اجتماعی در استان اصفهان: نقش احساس امنیت مالی، آنومی اجتماعی و محرومیت نسبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۰
در دنیای امروز، مدارای اجتماعی به عنوان یک پیش نیاز حیاتی برای توسعه روابط مسالمت آمیز در جوامع مختلف مطرح است. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر سرمایه اقتصادی بر مدارای اجتماعی در استان اصفهان انجام شد و نقش میانجی احساس امنیت مالی، ادراک آنومی اجتماعی و احساس محرومیت نسبی را مورد بررسی قرار داد. این پژوهش از نوع کمی با رویکرد توصیفی-همبستگی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری، شهروندان بالای 18 سال استان اصفهان بودند و حجم نمونه 384 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمع آوری و با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سرمایه اقتصادی تأثیر مستقیم و معناداری بر مدارای اجتماعی دارد (ضریب 46/0). همچنین، سرمایه اقتصادی از طریق بهبود احساس امنیت مالی (ضریب غیرمستقیم 38/0)، کاهش ادراک آنومی اجتماعی (ضریب غیرمستقیم 13/0) و کاهش احساس محرومیت نسبی (ضریب غیرمستقیم 19/0) بر مدارای اجتماعی تأثیر می گذارد. این یافته ها با نظریه های بوردیو، دورکیم، مرتون، گر و رانسی من همسو بود. به این ترتیب، نتایج نشان داد که با افزایش سرمایه اقتصادی، احساس امنیت مالی بهبود یافته، ادراک آنومی اجتماعی کاهش یافته و احساس محرومیت نسبی کاهش می یابد و در نتیجه مدارای اجتماعی افزایش می یابد. این پژوهش نشان می دهد که سرمایه اقتصادی نقش مهمی در ارتقای مدارای اجتماعی دارد و این تأثیر، هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق متغیرهای میانجی اعمال می شود. افزایش سرمایه اقتصادی و توزیع عادلانه منابع در جامعه، می تواند به بهبود احساس امنیت مالی، کاهش ادراک آنومی اجتماعی و کاهش احساس محرومیت نسبی و در نهایت، افزایش مدارای اجتماعی منجر شود. این یافته ها بر اهمیت سیاست گذاری هایی که به بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش نابرابری کمک می کنند، تأکید دارد.
۳۶۱۰۹.

پایش تنش رطوبتی و خشکسالی بر پایه تحلیل همبستگی بین شاخص های طیفی مبتنی بر رطوبت، پوشش گیاهی و دما در محدوده تالاب شادگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۰
خشکسالی پس از طوفان پر هزینه ترین رویداد آب و هوایی جهان به شمار می آید. تشخیص به موقع خشکسالی و پیش بینی وقوع آن باعث کاهش هزینه ها و نجات جان انسان ها می گردد. در این تحقیق به منظور ارزیابی بهترین شاخص در برآورد تنش رطوبتی و خشکسالی از 8 شاخص NDVI، NDWI، VCI، SR، MSI، SIWSI، NDII و NMI استفاده شده و تالاب شادگان در بازه زمانی 2018 تا 2023 مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی تغییرات دمایی نیز از شاخص LST بهره گرفته شد. به منظور تعیین مناسب ترین شاخص، ضریب همبستگی پیرسون بین شاخص ها برآورد شده و کارایی هر شاخص در مقیاس چادوک نشان داده شد. بر این اساس شاخص های NDWI، MSI، NMI و LST بیشترین همبستگی را داشته و بر اساس مقیاس چادوک در 5 مورد، شاخص های NDWI و MSI از همبستگی قوی و بسیار قوی برخوردار بوده و بین این دو شاخص همبستگی قوی در حدود 99/0- برقرار بوده است. همبستگی بین دو شاخص LST و NDWI نیز به صورت منفی بوده و حدود 73/0- برآورد گردید. به علت حاکمیت شرایط نیمه خشک در منطقه، شاخص های مبتنی بر پوشش گیاهی از قابلیت بسیار ضعیفی در برآورد خشکسالی برخوردار بوده و همبستگی بین NDVI و NDWI نیز در حدود 05/0 بوده است. لذا بر این اساس می توان چنین نتیجه گیری کرد که در تالاب شادگان شاخص های مبتنی بر تنش های رطوبتی و دمایی نسبت به شاخص های پوشش گیاهی از قابلیت بهتری در برآورد خشکسالی برخوردار بوده اند.
۳۶۱۱۰.

تأثیر عوامل جغرافیایی بر روابط خان های ماکو با حکومت مرکزی ایران در دوره ناصری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
خاندان بیات ماکویی از دوره شاه عباس اول در ماکو ساکن شدند و حکومت محلی این منطقه را با فرازوفرودهایی تا قدرت یابی قاجارها ادامه دادند. با تشکیل حکومت قاجار آن ها به اطاعت شاهان قاجار درآمدند، اما با بروز نشانه های ضعف در حاکمیت قاجارها، آن ها به مرور تمایلات استقلال طلبانه خود را بیشتر نمودند. پژوهش حاضر به روابط خوانین ماکو با حکومت ناصرالدین شاه قاجار پرداخته است. این پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ دادن به این پرسش ها است که منطقه ماکو به چه دلایلی بستری برای شکل گیری حکومت محلی توسط خوانین بیات شد؟ روابط خوانین ماکو با حکومت قاجار در دوره ناصرالدین شاه قاجار چه مراحلی را طی کرد و تعهدات خوانین در برابر حکومت مرکزی چه بود؟ یافته ها نشان می دهد که حضور خوانین بیات از دوره صفویه در ماکو و بهره گیری آنان از موقعیت جغرافیایی و سوق الجیشی ماکو در مجاورت مرزهای ایران با کشورهای عثمانی و روسیه و استفاده از قدرت جنگی ایلات و عشایر منطقه، عوامل مهم شکل دهی به قدرت محلی آن ها بود. بررسی مناسبات خاندان بیات با حکومت قاجار در دوره ناصری بیانگر آن است که آن ها به خصوص در دوره حکمرانی تیمور پاشا در برابر اقدامات تمرکزگرایانه ناصرالدین شاه مقاومت کرده و دخالت حکومت مرکزی در امور ماکو را به حداقل رساندند.
۳۶۱۱۱.

ارزیابی امنیت آب کلان شهر مشهد در پرتو تغییر اقلیم و مناسبات هیدروپلیتیکی حوضه آبریز هریرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
امروزه با رشد جمعیت، تشدید تغییرات اقلیمی و گسترش تنش های منطقه ای، امنیت آب به یکی از چالش های راهبردی برای تحقق توسعه پایدار، به ویژه در کشورهایی که با بحران کم آبی روبرو هستند، بدل شده است. کلان شهر مشهد، به دلیل جمعیت ساکن و میزبانی از حدود ۲۰ میلیون زائر، سالانه با تنگنای جدی آبی مواجه است و امنیت آب آن وابستگی شدیدی به منابع فرامرزی، به ویژه حوضه آبریز هریرود و سد دوستی دارد که ۶۰ درصد آب شرب این شهر را تأمین می کند. این پژوهش با هدف ارزیابی امنیت آب کلان شهر مشهد، به تحلیل تأثیرات دوگانه «تغییر اقلیم» و «سیاست های هیدروپلیتیکی» بالادست (کشور افغانستان) نسبت به کشور پایین دست (کشور ایران) می پردازد. برای این منظور، با رویکردی ترکیبی، از تحلیل داده  های CRU برای سنجش روند بارش، دما، تبخیر و شاخص خشکسالی SPEI و از تحلیل اسنادی و ژئوپلیتیکی به منظور بررسی سیاست های آبی بالادست استفاده شده است. یافته های اقلیمی نشان دهنده کاهش میانگین 12/3 میلی متر در بارش هر دهه، افزایش بیش از دو درجه ای میانگین دما و افزایش فراوانی و شدت خشکسالی ها است. در بُعد مناسبات هیدروپلیتیک، افغانستان با اتخاذ سیاست امنیتی سازی آب، پروژه های سدسازی متعددی را برای کنترل و بهره برداری حداکثری از منابع آبی خود دنبال می کند. این اقدامات که با فقدان چارچوب قانونی دوجانبه در حوضه هریرود همراه است، منجر به کاهش شدید جریان ورودی به سد دوستی شده است. نتایج نشان می دهد که امنیت آب مشهد به طور مستقیم تحت تأثیر هم زمان این دو عامل قرارگرفته و برای افزایش تاب آوری، نیازمند راهبردهای مدیریتی یکپارچه شامل تقویت دیپلماسی آب، تنوع بخشی به منابع (بازچرخانی و آب شیرین کن) و ارتقای بهره وری مصرف است.
۳۶۱۱۲.

تحلیل کارآیی الگوریتم های ماشین بردار پشتیبان، جنگل تصادفی و حداکثر احتمال در شناسایی کاربری اراضی منطقه کلان شهری مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۰
سابقه و هدف: ازآنجاکه ارزش و امکان استفاده از هر نقشه تولیدشده براساس تصاویر ماهواره ای با توجه به میزان صحت آن مشخص می شود، ارزیابی صحت روش طبقه بندی تصاویر ماهواره ای دارای اهمیت چشمگیری است. ازاین رو این پژوهش با هدف تحلیل کارآیی الگوریتم های ماشین بردار پشتیبان (SVM)، جنگل تصادفی (RF) و حداکثر احتمال (MLC)، در شناسایی کاربری و پوشش اراضی (LULC) منطقه کلان شهری مشهد انجام شده است. تا به امروز الگوریتم های بسیار زیادی، به منظور طبقه بندی تصاویر ماهواره ای، توسعه یافته اند که عملکرد آن ها، در شرایط گوناگون، متفاوت است. به همین دلیل در این پژوهش، ابتدا با مروری بر پژوهش های پیشین، پرکاربردترین الگوریتم ها شناسایی شده و سپس، با سنجش ویژگی های انواع طبقه بندی کننده ها، سه الگوریتم ماشین بردار پشتیبان و جنگل تصادفی و حداکثر احتمال انتخاب شده است. با توجه به اینکه مطالعات متعدد نشان داده است دقت نقشه برداری LULC تحت تأثیر زمان و مکان قرار دارد و هریک از پژوهش های انجام شده نیز بر دقت الگوریتم های متفاوتی تأکید کرده اند، نتایج آن ها درمورد شرایط جغرافیایی ایران تعمیم پذیر نیست. ازطرفی، در شرایط ژئومورفولوژیک ایران، پژوهش های کافی به منظور سنجش دقت الگوریتم های طبقه بندی انجام نشده و اغلب مطالعات صحت سنجی الگوریتم ها در نمونه های موردی خارج از ایران انجام شده است. ازاین رو با توجه به تفاوت نتایج الگوریتم ها در شرایط گوناگون، بررسی دقت و عملکرد الگوریتم ها با تمرکز بر منطقه وسیع و متنوع کلان شهری مشهد می تواند نتایج بدیع و جالب توجهی به همراه داشته باشد. مواد و روش ها: روش تحقیق حاضر، ازمنظر هدف، کاربردی و ازمنظر ماهیت، توصیفی – تحلیلی است. گردآوری اطلاعات در این پژوهش به روش اسنادی – کتابخانه ای انجام شده است. در این مطالعه، تصویر سنجنده OLI در ماهواره لندست – 8 تهیه شده است. طبقه بندی تصاویر ماهواره ای در دو مرحله پیش پردازش و پردازش تصاویر انجام شده و پس از ارزیابی صحت طبقه بندی تصاویر با استفاده از ضریب کاپا، ماتریس اختلاط، ضریب تغییرات و ضرایب User's accuracy و Producer's accuracy، بهترین الگوریتم در طبقه بندی کاربری های منطقه کلان شهری مشهد مشخص شد؛ این کاربری ها شامل پنج دسته و بدین قرار است: 1) مناطق ساخته شده؛ 2) اراضی بایر؛ 3) مناطق کوهستانی؛ 4) فضاهای سبز؛ 5) پهنه های آبی. نتایج و بحث: نتایج حاصل ارزیابی انحراف معیار (SD) و ضریب تغییرات (CV) درصد سهم مساحت در یک کلاس LULC با استفاده از الگوریتم های گوناگون نشان می دهد که اراضی بایر با دقت بیشتر و پهنه های آبی و فضاهای سبز با دقت کمتری طبقه بندی شده اند. نتایج بررسی ضرایب U_Accuracy و P_Accuracy نشان می دهد که به طور کلی، صحت طبقه بندی دسته ها در تمامی الگوریتم های مورد مطالعه، در بازه خوب تا عالی قرار می گیرد. اما بررسی دقیق تر این الگوریتم ها نشان می دهد که بیشترین چالش شناسایی طبقه ها درمورد مناطق ساخته شده، مناطق کوهستانی و فضاهای سبز وجود دارد و شناسایی اراضی بایر با چالش کمتری مواجه است. ضریب کاپا و تحلیل های مبتنی بر ماتریس اختلاط نیز تنوع در دقت هر طبقه بندی کننده LULC را نشان می دهد. تفاوت در دقت طبقه بندی کننده های مورد استفاده جزئی است اما این تغییرات جزئی اهمیت بسیار چشمگیری درزَمینه برنامه ریزی LULC دارد. با توجه به اینکه این اختلافات جزئی در کاربری های حساسی، مانند مناطق ساخته شده و فضاهای سبز دیده می شود، انتخاب الگوریتمی دارای بیشترین دقت و کمترین خطا اهمیت ویژه ای دارد. نتیجه گیری: نتایج بررسی ضریب کاپا و تحلیل های مبتنی بر ماتریس اختلاط نشان می دهد که رویکرد SVM دقت کلی بیشتر و ضریب کاپای بالاتری از روش های RF و MLC دارد؛ به گونه ای که الگوریتم های SVM، RF و MLC به ترتیب، دقت کلی معادل 93/0، 88/0 و 80/0% را به دست آورده اند. بنابراین ماشین بردار پشتیبان بیشترین دقت و کمترین خطا را در بین طبقه بندی کننده های مورد مطالعه دارد. براین اساس که مطالعات متعدد گویای ارتباط میان دقت نقشه برداری LULC با زمان و مکان است، درمورد تحقیقات آینده، تحلیل دقت طبقه بندی کننده ها برای شرایط مورفوکلیماتیک و ژئومورفیک متفاوت پیشنهاد می شود.
۳۶۱۱۳.

کاربست برنامه ریزی ارتباطی در نظام برنامه ریزی و سیاست گذاری مناطق کلانشهری (نمونه مطالعاتی: منطقه کلانشهری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: ضعف نظام برنامه ریزی و سیاست گذاری در مقیاس منطقه کلان شهری از یک سو و رویکردهای بخشی در مدیریت از سوی دیگر به عدم تعادل های منطقه ای خصوصاً در منطقه کلان شهری تهران انجامیده است. هدف: پژوهش به دنبال سازوکار مطلوب برنامه ریزی برای تحقق توسعه پایدار در منطقه کلان شهر تهران است.. روش شناسی: شیوه انجام پژوهش، مطالعه موردی و روش جمع آوری داده ها تشکیل پنل خبرگان و انجام مصاحبه ساختارمند است. مصاحبه با خبرگان بر اساس تعیین ذینفعان در منطقه کلانشهری تهران انجام شد. با توجه به کثرت و گستردگی ذینفعان و با هدف صرفه جویی در زمان و هزینه، تحلیل ذینفعان کلیدی مورد توجه قرار گرفت. در تحلیل ذینفعان کلیدی از ماتریس سه بعدی قدرت، مشروعیت و فوریت استفاده شد. با توجه به رویکرد کیفی پژوهش، نمونه گیری به صورت هدفمند (29 نفر) انجام و مصاحبه ها با نرم افزار MAXQDA تحلیل مضمون انجام شد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: منطقه کلانشهری تهران متشکل از 16 شهرستان تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر، بهارستان، پاکدشت، پردیس، پیشوا، دماوند، رباط کریم، شهریار، فیروزکوه، قدس، قرچک، ملارد و ورامین است. همچنین این منطقه کلانشهری شامل 49 شهر و 73 دهستان است. یافته ها و بحث: تحلیل مضمون مصاحبه ها نشان داد کنش های ارتباطی بر تحقق اهداف مجموعه شهری تهران اثرگذار هستند. در تحلیل مضمون متن مصاحبه ها، اشتراک واحدهای معنایی در شاخص های برنامه ریزی ارتباطی مانند «شبکه های عمودی پیوندمبنا» و «شبکه های افقی پیوندمبنا» از یک سو و «منطق گفتگویی» و «پیوند منافع بازیگران» از سوی دیگر بر اهمیت این کنش های ارتباطی در به ثمر رسیدن راهکارهای مدنظر خبرگان تاکید دارد. بنابراین تغییر در سیستم های برنامه ریزی با مشارکت ذینفعان کلیدی در راستای برنامه ریزی ارتباطی می تواند شبکه سازی روابط مجموعه را درونی و روند تغییر را به سمت تحقق توسعه پایدار، هدایت کند. نتیجه گیری: رویکرد برنامه ریزی ارتباطی با مشارکت ذینفعان اصلی در منطقه کلان شهری تهران ضروری ترین و مهم ترین گام از نگاه پژوهش های انجام شده و خبرگانی که در این پژوهش مصاحبه شده اند است تا کنش ارتباطی در روابط عمودی و افقی شبکه بازیگران را ماندگار و بلندمدت نماید.
۳۶۱۱۴.

اثر انگیزه احساسی، تجربی و تفریحی بر مسرت مشتریان سالمند از برند مقصد میراث فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
در این پژوهش، هدف اصلی ارزیابی جایگاه رقابتی پیست اسکی دیزین در مقایسه با پیست پالاندوکن ترکیه بود. روش تحقیق به صورت آمیخته و در دو فاز کیفی و کمّی طراحی شد. در فاز کیفی، از تکنیک دلفی فازی بهره گرفته شد و جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران وزارت میراث فرهنگی و گردشگری و فدراسیون اسکی بود. نمونه گیری در این مرحله به روش هدفمند از نوع سرآمد انجام شد و هجده نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تحلیل داده های کیفی با استفاده از نرم افزار اکسل انجام شد. در فاز کمّی، روش تحقیق توصیفی پیمایشی و جامعه آماری شامل گردشگران ایرانی بازدیدکننده از پیست های دیزین و پالاندوکن بود. نمونه گیری به شیوه غیراحتمالی در دسترس انجام شد و با استفاده از نرم افزار G-Power حجم نمونه ۳۰۰ نفر تعیین شد. روایی ابزار پژوهش ازطریق محاسبه شاخص های CVR و CVI و با مشارکت ده خبره تأیید شد. همچنین، پایایی پرسش نامه با استفاده از آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی سنجیده شد. مقادیر به دست آمده در تمامی ابعاد بالاتر از ۰٫۷ بوده و حاکی از پایایی مناسب ابزار است. درنهایت، داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و تکنیک IPCA تحلیل شدند. نتایج ماتریس IPCA نشان داد که پیست اسکی دیزین در بسیاری از عوامل، عملکرد ضعیف تری به نسبت پیست اسکی پالاندوکن دارد و به اقدامات اصلاحی فوری برای بهبود توان رقابتی خود نیازمند است.
۳۶۱۱۵.

سنجش تفاوت ادراک آسایش حرارتی میان گردشگران و بومیان در بازدید از مکان های گردشگری شهر کاشان: مطالعه ای مبتنی بر شاخص های بین المللی (PMV-PET-SET-UTCI)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۸
آسایش حرارتی در کیفیت زندگی و رضایت کاربران فضاهای شهری، به ویژه در مناطق تاریخی با اقلیم خاص، نقشی حیاتی ایفا می کند. محدوده تاریخی کاشان با ویژگی های منحصربه فرد خود، هم میزبان گردشگران است و هم محل زندگی ساکنان بومی؛ اما تفاوت در نحوه تعامل، مدت زمان حضور و الگوهای سازگاری این دو گروه، می تواند بر درک و تجربه آن ها از آسایش حرارتی محیط اثرگذار باشد. این مقاله با استفاده از روش های پیمایشی و میدانی، به مقایسه و ارزیابی احساس آسایش حرارتی ساکنان بومی و گردشگران غیربومی بافت تاریخی کاشان براساس شاخص های استاندارد جهانی می پردازد. این پژوهش به مدت چهارده روز، از ابتدای شهریور ۱۴۰۳ با مشارکت دو گروه ساکنان بومی و گردشگران غیربومی در بافت تاریخی انجام شد. در این دوره، پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و حضور فیزیکی در بافت، ۳۸۴ نفر از ساکنان و گردشگران به پرسش نامه های مربوط به وضعیت حرارتی و محیطی پاسخ دادند. هم زمان، پارامترهای اقلیمی مانند دما، رطوبت و سرعت جریان هوا ثبت شدند. سپس نرخ لباس و متابولیسم افراد با استفاده از نرم افزار Deltalog10 محاسبه شد. پس از گردآوری و تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS27 ، معادلات شاخص های آسایش حرارتی ( PMV-PET-SET-UTCI ) براساس نظرات پاسخ دهندگان با نرم افزار RayMan مشخص شد. یافته ها نشان داد براساس شاخص های PET ، UTCI و SET ، ساکنان بومی و گردشگران هر دو آسایش حرارتی را در دماهایی کمی بالاتر از حد استاندارد تجربه می کنند. همچنین براساس شاخص PMV ، ساکنان بومی در بازه 62/26 تا 79/30 درجه سانتی گراد احساس آسایش حرارتی داشتند؛ اما این شاخص برای گردشگران به دلیل نبود رابطه معنادار با دما، قابل استناد نبود. نتایج نشان داد که نیازهای آسایش حرارتی ساکنان بومی و گردشگران در فضاهای تاریخی کاشان متفاوت است. گردشگران عموماً دماهای خنک تری را ترجیح می دهند، درحالی که ساکنان بومی، به دلیل سازگاری با اقلیم منطقه، بازه دمایی وسیع تری را تحمل کرده و نقطه آسایش متفاوتی دارند. این امر بر لزوم طراحی انعطاف پذیر و چندمنظوره در بافت های تاریخی، با در نظر گرفتن نیازهای متفاوت این دو گروه، تأکید می کند.
۳۶۱۱۶.

بررسی تأثیرات قابلیت های وب سایت های گردشگری در وفاداری گردشگران با تأکید بر نقش میانجی اعتماد و رضایت (مورد مطالعه: استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۰
با توجه به رشد سریع فناوری و افزایش استفاده از اینترنت، وب سایت های گردشگری نقش مهمی در شکل دهی به تجربیات مشتریان و جذب گردشگران ایفا می کنند. در این راستا، شناسایی قابلیت های مؤثر وب سایت ها در جلب اعتماد و رضایت گردشگران به بهینه سازی راهبردهای بازاریابی و خدمات این وب سایت ها کمک می کند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، شناسایی تأثیر قابلیت های وب سایت های گردشگری در وفاداری گردشگران با تأکید بر نقش میانجی اعتماد و رضایت در استان یزد است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی است و از حیث ماهیت و روش، جزو تحقیقات توصیفی پیمایشی است. برای گردآوری داده های تحقیق، از یک پرسش نامه محقق ساخته براساس طیف لیکرت برای سنجش نظرات خریداران اینترنتی محصولات گردشگری استفاده شد. پایایی پرسش نامه نیز براساس آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعه آماری تحقیق شامل گردشگران استان یزد است که دست کم یک بار خرید اینترنتی محصولات گردشگری، همانند رزرو اینترنتی بلیت قطار، هواپیما، هتل و .. را داشته اند که 140 نفر از آنان به صورت غیرتصادفی در دسترس تجزیه وتحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که تمامی روابط مدل به جز تأثیر منفی قابلیت مسیریابی در اعتماد تأیید شد. امنیت، هزینه انتقال، رضایت و اعتماد به عنوان عوامل کلیدی مؤثر در وفاداری شناسایی شدند.
۳۶۱۱۷.

ارزیابی تأثیرات اجتماعی و روان شناختی گردشگری بر بیکاران جامعه میزبان (مورد پژوهی: نواحی گردشگری شهرستان پاوه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
پدیدهٔ بیکاری پیامدهای روانی فراوانی را در سلامت روان افراد بیکار، از نظر کاهش عزت نفس، کیفیت زندگی و کاهش انگیزهٔ یافتن شغل به دنبال دارد. مهم ترین رویداد در زندگی افراد بیکار، یافتن شغل است. گردشگری از طریق تغییر محیط، تحولاتی در تجربیات و رفتار افراد فاقد شغل به وجود می آورد. این تحولات، که حاصل بازخوردهای محیطی متفاوتی هستند که دریافت می کنند، بر بهداشت روانی و رفتار آن ها در یافتن شغل تأثیر مثبتی می گذارند. بر این مبنا، پژوهش حاضر تأثیرات اجتماعی و روان شناختی گردشگری بر رفتار جست وجوی شغل و سلامت روان افراد بیکار را ارزیابی کرده است. این پژوهش بین رشته ای، در دو حوزهٔ جغرافیای انسانی و روان شناسی، به لحاظ هدف کاربردی، ماهیت استقرایی و روش توصیفی تحلیلی است. روش گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی و جامعهٔ نمونه افراد بیکار در یازده روستای هدف گردشگری شهرستان پاوه بوده اند. داده ها ازطریق پرسش نامه با روش نمونه گیری هدفمند غیراحتمالی (گلوله برفی) گردآوری شدند. در پرسش نامه، سلامت روان و رفتار جست وجوی شغل بیکاران به واسطهٔ خودکارآمدی بررسی شد. به دلیل نرمال نبودن داده ها، از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد کمترین مربعات جزئی برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش، با افزایش فعالیت های اجتماعی و روان شناختی گردشگری، رفتار جست وجوی شغل در افراد بیکار افزایش یافته، ولی سلامت روان آنان تغییری نداشته است.
۳۶۱۱۸.

تحلیل اثرگذاری بازاریابی دیجیتال بر نیت های رفتاری گردشگران علاقه مند به بوم گردی: رویکرد رفتار مصرف کننده در حوزه بوم گردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۰
توسعهٔ زیرساخت های اینترنتی زمینه ساز شکل گیری وب سایت ها و رسانه های اجتماعی متعددی شده که محبوبیت چشمگیری نزد گردشگران دارند. بسترهای دیجیتال به گردشگران امکان اشتراک گذاری تجربیات و نظرات خود دربارهٔ سفرهایشان را می دهند. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی پیمایشی با رویکرد کمی است. مطالعهٔ حاضر به دنبال بررسی فرضیهٔ اصلی، اثر بازاریابی دیجیتال بر نیت های رفتاری گردشگران بوم گردی با در نظر گرفتن نقش میانجی تصویر ذهنی از مقصد، در شهر اصفهان انجام شده است. جامعهٔ آماری، گردشگران طبیعت گرد شهر اصفهان و حجم نمونه با استفاده از رابطهٔ کوکران 384 نفر در نظر گرفته شد. نمونه گیری به صورت غیر احتمالی و در دسترس از میان گردشگران بوم گردی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است که روایی و پایایی آن ازطریق آزمون آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، و شاخص های روایی همگرا و واگرا تأیید شد. داده ها در سطح توصیفی با نرم افزار SPSS و در سطح استنباطی با بهره گیری از تکنیک معادلات ساختاری در نرم افزار SMART PLS 4 تحلیل شد. یافته ها حاکی است که بازاریابی دیجیتال ازطریق وب سایت، تأثیر معناداری بر نیات رفتاری گردشگران بوم گردی و تصویر ذهنی از مقصد نداشته است. در مقابل، بازاریابی ازطریق ایجاد صفحات رسمی در رسانه های اجتماعی، تأثیر ی مثبت و معنادار بر نیت های رفتاری گردشگران و تصویر مقصد داشته است. همچنین، تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی در فضای دیجیتال نیز اثرگذاری مثبت بر هر دو متغیر مذکور داشته است. از سوی دیگر، تصویر ذهنی از مقصد نقش تعیین کننده ای در شکل گیری نیت های رفتاری گردشگران بوم گردی ایفا می کند. بر اساس یافته ها، می توان نتیجه گرفت که ترویج مقاصد بوم گردی ازطریق رسانه های اجتماعی نگرش مثبت گردشگران به این نوع گردشگری را تقویت می کند و بر رفتار آن ها در راستای انتخاب این مقاصد تأثیر گذار است.
۳۶۱۱۹.

مروری سیستماتیک بر کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: به موازات فراوانی بیشتر سوانح در مناطق شهری در جهان، توجه به «تاب آوری شهری» به عنوان سازوکاری برای رویارویی شهرها با اختلالات افزایش یافته است. لیکن، پیاده سازی تاب آوری شهری و سنجش آن با چالش های جدی روبه رو است. از میان روش های سنجش تاب آوری شهری، استفاده از شاخص های ترکیبی به دلیل ماهیت عددی، فرایند ساخت روشن و امکان مقایسه مکانی-زمانی در دو دهه اخیر بسیار پرکاربرد بوده است ولی معیارهای جامع و موردتوافق گسترده برای ساخت شاخص ترکیبی در مقیاس شهری ارائه نشده است؛ لذا این پژوهش در پی انجام یک مطالعه مروری سیستماتیک برای استخراج و تحلیل جامع ارکان و روش های سنجش تاب آوری شهری با محوریت شاخص ترکیبی است. روش پژوهش: بر مبنای یک مرور سیستماتیک با تمرکز بر 80 پژوهش انتخاب شده از پایگاه های استنادی WoS و Scopus، مبانی و گام های چندگانه ساخت شاخص های ترکیبی برای سنجش تاب آوری شهری موردبررسی قرار گرفته اند. تحلیل داده ها با استفاده از یک چهارچوب تحلیلی مبتنی بر چهار رکن (زمینه ای، مبانی نظری و کاربردی، روش شناختی و محتوایی) و از طریق کدگذاری مضامین انجام شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از منظر مبانی پایه، اکثر شاخص ها (5/92 درصد) بر اساس چهارچوب های موجود و عمدتاً با رویکرد سرمایه محور (5/62 درصد) و اهداف تشخیصی (70 درصد) طراحی شده اند. از منظر ارکان روش شناختی، غالب شاخص های بررسی شده بر مبنای رویکردهای ایستا (5/92 درصد)، ذاتی (25/61 درصد)، پیشینی (75/83 درصد) و با روش های از بالا به پایین ( 5/72 درصد) توسعه یافته اند و طرح ساختاری قیاسی-سلسله مراتبی مبنای سازمان دهی اغلب شاخص های بررسی شده (5/77 درصد) را تشکیل می دهد. گام های اعتبارسنجی متقابل و خارجی به ترتیب تنها در 35 درصد و 5/27 درصد از مقالات مشاهده شد و76 درصد از مطالعات از تحلیل استحکام غفلت نموده اند. از منظر محتوایی، چهارچوبی مورد اجماع ازنظر تعداد و نوع عناصر سازنده شاخص ترکیبی و تعداد متغیرهای استفاده شده وجود ندارد. نتیجه گیری: شکاف ها در کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری را می توان در دو گروه کلی ذاتی و رویه ای دسته بندی کرد. چالش های ذاتی، برخی مسائل اجتناب ناپذیر بین رشته ای است که به خاستگاه و ماهیت شاخص ترکیبی بازمی گردد. اما کاستی های رویه ای شامل کمبود داده های واقعی سوانح، هزینه و زمان جمع آوری داده های میدانی و زمینه ای در برابر داده های ثانویه، تعارضات میان دیدگاه های ذی نفعان و نبود چهارچوب مورد اجماع جهت گزینش عناصر شکل دهنده شاخص ترکیبی تاب آوری شهری است. توجه بیشتر به گام های اعتبارسنجی، شناسایی منابع حساسیت و بهره گیری از روش های مشارکتی می تواند با کاهش شکاف های روش شناختی موجب بهبود قابلیت اطمینان به نتایج اندازه گیری شود.
۳۶۱۲۰.

تبیین رفتار زیست محیطی مسئولانه سبزی کاران شهرستان کرمانشاه: یک مطالعه همبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: افزایش چالش های زیست محیطی در بخش کشاورزی و مصرف بیش از حد مواد شیمیایی در مزارع، تبیین عوامل موثر بر رفتار مسئولانه کشاورزان را به یک ضرورت پژوهشی تبدیل کرده است. روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی با هدف تبیین رفتار مسئولانه زیست محیطی سبزی کاران انجام شد. جامعه آماری، سبزی کاران دهستان میاندربند در شهرستان کرمانشاه به تعداد 108 نفربودند. داده ها به شیوه سرشماری گردآوری شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSWIN22 و SmartPLSWIN3 انجام شد. نتایج: نتایج بیانگر نگرش زیست محیطی نسبتاً مثبت سبزی کاران بود. میزان خودکارآمدی در زمینه رفتار مناسب زیست محیطی نیز نسبتاً بالا بود. اما مسئولیت پذیری سبزی کاران در این زمینه، در حد کم تا متوسط بود. بر اساس نتایج مهارت های عملی سبزی کاران نسبتاً بالا ارزیابی شد. همچنین بر اساس نتایج سبزی کاران تا حد زیادی دارای رفتارهای زیست محیط گرایانه در فرایند تولید سبزی بودند. بر اساس مدلسازی معادلات ساختاری خودکارآمدی، مسئولیت پذیری، آگاهی از پیامدهای زیست محیطی، راهبرد های عمل و مهارت های عملی سبزی کاران بر روی نیت آنها به انجام رفتارهای زیست محیط گرایانه تأثیر مثبت و معناداری داشت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج یک روند نگران کننده در زمینه اتکای سبزی کاران به مواد شیمیایی برای تقویت خاک وکنترل علف های هرز، آفات و بیماری ها در مزارع وجود داشت. بر این اساس آگاهی بخشی و تشویق سبزی کاران به پذیرش فنون مدیریت تلفیقی آفات و بیماری ها از راهبردهایی است که می تواند در کاهش مصرف مواد شیمیایی در مزارع سبزی تاثیرگذار باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان