ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴٬۹۴۱ تا ۳۴٬۹۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۴۹۴۱.

ارزیابی کارایی روش های آبیاری در مناطق خشک و نیمه خشک (مطالعه موردی: باغ های پسته شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۵
متوسط بارش سالانه کمتر از یک سوم میانگین جهانی است و از نظر منابع آبی به شدت دارای محدودیت می باشد، لذا بهبود کارایی مصرف آب در بخش کشاورزی بالاخص در مناطق خشک و نیمه خشک کشور از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تحقیق حاضر به منظور بررسی تغییر سیستم آبیاری سطحی به آبیاری زیر سطحی بر درختان بارور پسته در شهرستان کرمان انجام شد. طرح به صورت بلوک های کامل تصادفی در قالب فاکتوریل با 4 تیمار آبیاری غرقابی ( ) ،آبیاری زیر سطحی به میزان کامل ( ) ،آبیاری زیر سطحی به میزان 75 درصد آبیاری کامل ( ) و آبیاری زیر سطحی به میزان 50 درصد آبیاری کامل ( ) انجام گرفت . پارامترهای کیفی و کمی مربوط به درختان پسته مورد آرزیابی قرار گرفته و نتایج نشان داد که بیشترین میزان محصول تر و همچنین محصول خشک مربوط به تیمار) (بود ولی این مقدار در هر دو پارامتر با تیمار ) (اختلاف معنی داری نداشت. همچنین نشان داده شد که بیشترین تعداد دانه در یک انس مربوط به تیمار آبیاری غرقابی بود در حالی که بیشترین کاهش درصد پوکی مربوط به تیمار آبیاری زیر سطحی به میزان کامل می باشد. بیشترین میزان درصد خندان بودن مربوط به تیمار) (می باشد ولی این اختلاف با سایر تیمارها معنی دار نبود. در این بررسی نشان داده شد می توان آبیاری غرقابی درختان پسته را به آبیاری زیر سطحی تغییر داد و میزان آب آبیاری را تا 25 درصد کاهش داد که علاوه بر کاهش میزان مصرف آب آبیاری، کارایی مصرف آب نیز به میزان مطلوبی افزایش داده می شود.
۳۴۹۴۲.

بررسی پیامدهای امنیتی کاهش منابع آب کلانشهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۸
آب مایع حیات، زندگی بخش و پایدار نگاه دارنده فضاهای جغرافیایی در مقیاس های مختلف است. منابع آب در جهان امروز برای ساکنان فضاهای جغرافیایی با توجه به پیوند و وابستگی روزافزون به ویژه در کلانشهرها از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. هرگونه تغییر و کاهش در منابع آبی می تواند پیامدهای امنیتی متعدد و گسترده ای با خود به همراه داشته باشد. بررسی ها نشان دهنده آن است که منابع آبی کلانشهر مشهد متناسب با شرایط اقلیمی نیمه خشک، تأثیرپذیری از عوامل مختلف افزایش جمعیت، زائرپذیری، وابستگی به منابع آب فراسوی مرز (سد دوستی) روند کاهشی را نشان می دهد که پیامدهای امنیتی مختلف و گسترده ای می تواند برای کلانشهر مشهد داشته باشد، شناخت این پیامدها و آمادگی جهت مواجه با آن ها از اهمیت برجسته ای برخوردار است. بنابراین، تحقیق حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه ای) با هدف شناخت مهم ترین پیامدهای امنیتی در قالب سه بُعد پیامدهای سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی ناشی از کاهش منابع آبی کلان شهر مشهد به انجام رسیده است. این پیامدها جهت ارزیابی و سنجش در اختیار صاحبنظران و اندیشمندان مرتبط قرار گرفته است. نتایج حاصل نشان دهنده آن است که 31 پیامد امنیتی ناشی از کاهش منابع آب در کلان شهر مشهد مورد تأیید قرار گرفته است. البته باید توجه داشت این پیامدها با یکدیگر در ارتباط هستند و روی یکدیگر تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم می گذارند و زمینه تشدید یا کاهش یکدیگر را می توانند فراهم آورند که باید در برنامه ریزی برای کلان شهر مشهد در نظر گرفته شود.
۳۴۹۴۳.

امکان سنجی کشت محصول عدس با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره (مطالعه موردی: حوضه آبریز قره سو استان اردبیل)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
عدس منبع عمده پروتئین در تغذیه انسان و دام است و نقش مهم در حاصلخیزی خاک، کاهش علف های هرز در تناوب کشت با محصولات زراعی ایفا می کند. هدف از این تحقیق امکان سنجی کشت محصول عدس در حوضه آبریز قره سو استان اردبیل با استفاده روش های چند معیاره AHP, EDAS and WLC ) ( است. در این پژوهش از داده های؛ بارندگی سالانه، بارندگی جوانه زنی، بارندگی گل دهی، بارندگی زمستانه، دمای طول دوره رشد، دمای جوانه زنی، دمای گل دهی، ده ایستگاه سینوپتیک و هواشناسی در طول سی سال (1371 تا 1400) و همچنین از نقشه های ارتفاع از سطح دریا، شیب زمین و عمق خاک استفاده گردید. برای تعیین وزن معیارها و گزینه ها از روش های چندمعیاره AHP, EDAS and WLC استفاده شد. با استفاده روش ترکیب خطی وزنی در محیط GIS لایه های اطلاعاتی با همدیگر تلفیق شدند و نقشه نهایی کشت محصول عدس در چهار کلاس؛ خیلی مناسب حدود 23 درصد، مناسب حدود 32 درصد، کمی مناسب حدود 28 درصد و نامناسب 17 درصد طبقه بندی شدند. درروش تحلیل آیداس ایستگاه های؛ لای، سرعین، نیر و هیر و همچنین با روش AHP ایستگاه های؛ دوست بیگلو، اردبیل، هیر و سامیان گزینه های مناسب برای محدوده کشت عدس انتخاب شدند. نتایج ارزیابی معیارهای موردمطالعه با روش AHP نشان داد که ارتفاع با 237/0، شیب زمین با 185/0، بارش زمستانه با 126/0 و بارش سالانه با 099/0 امتیاز، مهم ترین عامل های مؤثر درکشت عدس در این حوضه می باشند.
۳۴۹۴۴.

کاربرد تحلیل هزینه-فایده در برنامه ریزی کشاورزی مناطق تهران: مطالعه موردی تولید گل های شاخه بریده در فضای باز و گلخانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۶
تحقیق حاضر با هدف واکاوی هزینه – فایده گل های شاخه بریده در دو منطقه ی استان تهران با اقلیم کوهستانی و اقلیم دشت-های نسبتاً گرم می باشد. جامعه آماری شامل1070 پرورش دهنده گل و 15 صادرکننده گل در سال 1400 بود که توسط فرمول کوکران از بین آنها تعداد 298 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند و 253 پرسش نامه ی کامل توسط آنها تکمیل گردید. همچنین برای تکمیل اطلاعات از مصاحبه و اسناد بکاربرده شده است. و نیز از چهار روش دوره بازگشت سرمایه، ارزش خالص فعلی، نرخ بازده داخلی، و شاخص سودآوری که در ارزیابی طرح های اقتصادی به روش تنزیلی بیشتر مطرح هستند، بکاربرده شده است. یافته ها با استفاده از چهار شاخص عمده تحلیل هزینه- فایده(شاخص سوددهی، بازپرداخت تنزیل شده، نرخ بازده داخلی، ارزش خالص فعلی)، نشان داد که گل شاخه بریده گلایول گلخانه ای توجیه اقتصادی ندارد. گل های لیلیوم، داودی، رز، میخک و مریم گلخانه ای در دو اقلیم استان تهران دارای توجیه اقتصادی هستند. گل های رز، داودی در دشت های نسبتاً گرم با نرخ بهره بازاری توجیه اقتصادی ندارند اما با نرخ بهره بانکی توجیه اقتصادی دارند. گل های مریم و میخک در مناطق کوهستانی، خارج از گلخانه و فضای باز، توانایی پرورش را ندارند.
۳۴۹۴۵.

تحلیلی بر سطح توسعه یافتگیِ مناطق شهری مشهد از منظر کامیابی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: یکی از مفاهیمی که طی سال های اخیر به مثابه راهکاری برای چاره جویی چالش های برآمده از روند روزافزون شهرنشینی و راهی برای حصول شهرها به سمت پایداری مطرح شده، مفهوم کامیابی شهری بوده است. کامیابی شهری به مثابه رویکردی کل نگر و جامع محسوب می شود که موفقیت، سلامتی، پیشرفت و بهروزی را توصیف می کند و با ارتقای کیفیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی، زمینه لازم برای زیست پذیری و پایداری شهرها را فراهم می آورد. شهر مشهد به مثابه دومین کلان شهر پرجمعیت کشور و مناطق شهری آن در شرایطی ناهمگن و نامتعادلی از منظر پیشرفت، رفاه و کامیابی قرار دارند. بدین ترتیب، این پژوهش در راستای سنجش و تحلیل سطح توسعه یافتگی مناطق شهری مشهد از منظر مؤلفه ها و شاخص های تلفیقی کامیابی شهری انجام گرفته است. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به صورت توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. داده های موردنیاز این پژوهش از ابزار پرسشنامه گردآوری شده و نتایج حاصله از آن با استفاده از تحلیل خوشه ای و تکنیک تاپسیس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که مناطق شهری مشهد از منظر کامیابی شهری، در شرایط ناهمگن و نامتعادلی قرار دارند. طوری که منطقه ۱ در سطح نسبتاً بسیار مطلوب، مناطق ۸، ۹ و ۱۳ در سطح مطلوب، مناطق ۲، ۳، ۶، ۱۰، ۱۱ و ۱۲ در سطح نسبتاً مطلوب و مناطق ۴، ۵ و ۷ در سطح نسبتاً نامطلوب از این حیث قرار گرفتند و در این بین، مناطق ۱، ۱۳ و ۹ در قیاس با سایر مناطق از کامیابی بیشتری برخوردار بوده و مناطق ۷، ۵ و ۴ از این حیث در رتبه ی آخر قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که هرچند تمامی مناطق شهری مشهد از درجه کامیابی حداقلی برخوردار بوده؛ اما با این وجود، بیشتر این مناطق از منظر کامیابی شهری در شرایط مطلوبی قرار ندارند که این مسئله نیازمند توجه مسئولان و مدیران شهری شهر مشهد است. نوآوری، کاربرد نتایج: چارچوب سنجشی این پژوهش از جامعیت بیشتری برخوردار بوده و همچنین در سطح شهر مشهد نیز، مسئله کامیابی شهری مورد توجه قرار نگرفته است.
۳۴۹۴۶.

چالش های مهم ترویج کشاورزی در راستای توسعه پایدار روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۲
توسعه پایدار روستایی پدیده ای پیچیده و تابعی از عوامل مختلف (اکولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی و ...) در درون و بیرون جامعه روستایی است و هدف غایی آن پایداری و توسعه نظام روستا می باشد. ترویج کشاورزی به عنوان یک رویکرد جامع و پایدار، مهم ترین عامل ایجاد تغییر در جوامع روستایی است که می تواند در فرایند توسعه پایدار نقش مهم و مؤثری ایفا نماید. این مهم زمانی تحقق می یابد که محتوای برنامه های ترویج کشاورزی متناسب با ابعاد توسعه روستایی تدوین شده باشد. جهت پذیرش این برنامه ها در جوامع روستایی می بایست برنامه ها بر اساس اولویت بندی نیازهای واقعی جامعه در راستای ابعاد توسعه پایدار طرح ریزی شده باشند تا ترویج بتواند با ارتباط نزدیک با افراد جامعه روستایی عملکرد مثبتی داشته باشد بنابراین توجه به ترویج کشاورزی و سرمایه گذاری در آن می تواند بسیاری از موانع و معضلات کشاورزان را به عنوان متولیان توسعه جهت حرکت به سمت توسعه پایدار روستایی بر طرف نماید. توجه به چالش ها و اقدام به رفع آن ها دستیابی به توسعه پایدار روستایی است، زیرا اصلاحات در این زمینه نه تنها به بهبود وضعیت کشاورزی و افزایش بهره وری کمک می کند، بلکه می تواند به حفظ منابع، توسعه اجتماعی و اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی جوامع روستایی نیز بیانجامد. این مطالعه که به روش مروری تهیه شده، ضمن بیان مفهوم و ماهیت توسعه پایدار روستایی، اهداف آن و اصول مربوطه، به بررسی رسالت ترویج کشاورزی در توسعه پایدار روستایی و برخی چالش های ترویج کشاورزی برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی پرداخته است.
۳۴۹۴۷.

تحلیلی بر ایمنی فضاهای ورزشی در مقابل بحران های طبیعی (زلزله) با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS و بر اساس مدل ترکیبی ANP و RP (باشگاه های شهر کرج)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
پژوهش حاضر به دو روش پرسشنامه ای و نقشه GIS صورت پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، بر اساس زمان حال نگر، بر اساس محتوا توصیفی است که به شکل میدانی انجام شد. جامعه تحقیق حاضر اماکن ورزشی موجود در بوستان های باغ فاتح، مجموعه انقلاب کرج و بوستان پامچال شهر کرج بود. در روش اول با استفاده از روش تحلیل شبکه (ANP) اولویت بندی ها انجام شد که این روش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بین 200 دانشجوی تربیت بدنی که سابقه تمرین در سالن های ورزشی برای حداقل برای 6 ماه داشتند توزیع و جمع آوری شد و در بخش دوم به بررسی ایمنی و زلزله در اماکن ورزشی مذکور با استفاده از نقشه GIS پرداخته شد. یافته ها: با انطباق این اماکن با پهنه بندی خطر می توان متوجه شد که بیشتر این امکان در مناطق با خطر متوسط تا زیاد قرار دارند و با توجه به اینکه کرج در منطقه خطرناکی از نظر زلزله قرار دارد، صورتی که زلزله رخ بدهد این مناطق تحت تاثیر قرار می گیرند. همچنین نتایج آزمون های ANP و RP هر شاخص بر اساس مقایسه های زوجی نشان می دهد، وزن تجهیزات 23/0، فضا 16/0، محیط کار 13/0، عدم آموزش 12/0، دسترسی 087/0، بهداشت 078/0 و ایمنی امکانات بهداشتی 070/0 بود. همچنین، نرخ سازگاری برابر با 001/0 بود که کمتر از معیار 1/0 بودند. نتیجه گیری: با توجه به مطالعات میدانی و نقشه های جغرافیایی GIS مشخص شد که اماکن ورزشی انقلاب کرج، بوستان های فاتح و پامچال در مناطق زلزله خیز قرار دارند ولی مدل ایمنی ANP و AR ساختار و تجهیزات ورزشی این اماکن را در وضعیت خوب نشان داد.
۳۴۹۴۸.

Identifying Urban Management Challenges in Realizing Sustainable Non-financial Tools for Providing Resources to Municipalities(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۷۴
BACKGROUND AND OBJECTIVES: Sustainable revenue generation for municipalities remains a major challenge in Iran, where long-term reliance on unstable sources such as density sales and land-use changes—has led to spatial imbalance and social-environmental inequality. To address this, there is a growing shift toward innovative and resilient financial strategies. Non-financial tools such as Transfer of Development Rights (TDR), BOT/BOO partnership contracts, and facilitation-based incentive mechanisms are emerging as promising alternatives to reduce dependence on cash revenues. This research seeks to identify key barriers to implementing these sustainable non-financial instruments in Iranian municipalities. METHODS: A descriptive–analytical method was applied, combining the fuzzy Delphi technique with qualitative content analysis to identify and classify the main barriers to adopting non-financial instruments. FINDINGS: The results show that these instruments face multiple obstacles in five dimensions: legal, institutional, cultural, economic, and participatory. CONCLUSION: The study highlights that effective implementation requires structural reforms in urban governance, revision of legal frameworks, institutional strengthening, public trust building, and the use of data-driven planning tools. Based on the findings, a set of policy and operational recommendations has been proposed to address the identified barriers. These results provide guidance for improving sustainable municipal finance in Iran and contribute to the broader academic discussion on innovative non-financial approaches to urban management.
۳۴۹۴۹.

تحلیل فضایی و زمانی توزیع آلاینده متان در مناطق کلان شهری با استفاده از سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: کلان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۴
سابقه و هدف: آلودگی هوا یکی از چالش های مهم زیست محیطی و بهداشتی است که با رشد صنعتی و افزایش فعالیت های انسانی به ویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی تشدید شده است. گاز متان به عنوان یکی از قوی ترین گازهای گلخانه ای نقش چشمگیری در گرمایش جهانی، تغییرات اقلیمی، و کاهش کیفیت هوا ایفا می کند. منابع انتشار این گاز شامل تالاب ها، دامداری ها، کشاورزی، و دفن زباله است که فعالیت های انسانی سهم قابل توجهی در افزایش آن دارند. اندازه گیری و پایش آلودگی هوا اغلب با محدودیت های مکانی و زمانی ایستگاه های سنجش زمینی مواجه است. در این راستا، داده های ماهواره ای به دلیل پوشش گسترده، هزینه بهینه و توانایی ارائه داده های با وضوح مکانی و زمانی بالا، به عنوان یکی از مهم ترین منابع اطلاعاتی برای مطالعه آلودگی هوا مورد استفاده قرار می گیرند. در این پژوهش، از داده های سنجنده TROPOMI بر روی ماهواره Sentinel-5P، که امکان اندازه گیری غلظت گاز متان در جو را فراهم می کند، به عنوان منبع اصلی داده استفاده شده است. این داده ها مبنای تحلیل فضایی و زمانی توزیع متان در محدوده کلان شهر اصفهان بوده و امکان بررسی دقیق الگوهای مکانی و زمانی این آلاینده را در سطح گسترده فراهم کرده اند. باوجود اهمیت بالای آلودگی متان، تاکنون مطالعه ای جامع در خصوص تحلیل توزیع مکانی و زمانی این آلاینده در کلان شهر اصفهان انجام نشده است. هدف این پژوهش، تحلیل جامع و سیستماتیک توزیع متان در شهر اصفهان با استفاده از داده های ماهواره ای و شناسایی ارتباط میان تغییرات عوامل جوی و تغییرات گاز متان است تا راهکارهایی موثر برای مدیریت آلودگی هوا و بهبود کیفیت زیست محیطی ارائه شود. مواد و روش ها: این پژوهش با هدف تحلیل مکانی و زمانی توزیع غلظت متان در کلان شهر اصفهان، از داده های سنجنده TROPOMI مستقر بر ماهواره Sentinel-5P در بازه زمانی 1398 تا 1402 استفاده کرده است. داده های ماهواره ای با بهره گیری از سامانه گوگل ارث انجین فراخوانی، پردازش و تحلیل شدند. برای بررسی الگوی توزیع مکانی غلظت متان، شاخص موران جهانی و آماره G به منظور تحلیل خوشه ها و تعیین نحوه پراکنش داده ها به کار رفت. علاوه بر این، از آماره Gi برای شناسایی مناطق دارای بیشترین (نقاط داغ) و کمترین (نقاط سرد) غلظت متان استفاده شد. همچنین، ارتباط میان غلظت متان و عوامل اقلیمی مانند دما، فشار هوا، میزان بارش و سرعت باد از طریق محاسبه ضریب همبستگی پیرسون ارزیابی گردید. در نهایت، روند تغییرات زمانی غلظت متان در مقیاس های ماهانه، فصلی و سالانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده نشان دهنده روند افزایشی غلظت گاز متان در کلان شهر اصفهان طی دوره زمانی مورد مطالعه بوده است. این گاز در فصول سرد سال به ویژه در نواحی صنعتی و کشاورزی بیشترین غلظت را تجربه کرده است. بررسی های مکانی نشان دهنده تشکیل خوشه های قابل توجهی از غلظت های بالا در مناطق شمالی، به ویژه مناطق 4 و 7، و همچنین مناطق شرقی، به ویژه مناطق 12 و 15، می باشد که به دلیل فعالیت های مرتبط با دامداری، کشاورزی و دفن زباله، غلظت های بالای متان را در این مناطق به دنبال داشته است. در مقابل، نواحی جنوبی، به ویژه مناطق 2 و 6، و همچنین بخش هایی از نواحی غربی به عنوان نقاط سرد با غلظت های پایین تر شناخته شدند. علاوه بر این، ارزیابی ارتباط پارامترهای اقلیمی نشان داد که دما و سرعت باد به طور معکوس با تغییرات غلظت متان در ارتباط بوده اند، در حالی که فشار هوا نشان دهنده رابطه ی مثبت و معناداری با تغییرات غلظت این گاز بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، که مبتنی بر تحلیل داده های ماهواره ای با دقت بالا و روش های پیشرفته سنجش مکانی است، اطلاعات ارزشمندی را در زمینه مدیریت آلودگی هوا و برنامه ریزی شهری فراهم می آورد. بر این اساس، پیشنهاد می شود پایش و کنترل انتشار متان با اولویت بندی فصول سرد سال و تمرکز بر مناطق شناسایی شده به عنوان نقاط داغ انجام گیرد. در این راستا، بهینه سازی فرآیندهای صنعتی، مدیریت کارآمد پسماندها در نواحی شرقی اصفهان و کنترل انتشار متان از دامداری های شمالی با بهره گیری از فناوری های نوین، ازجمله روش های تصفیه زیستی، می تواند به طور مؤثری در کاهش این آلاینده نقش ایفا کند. علاوه بر این، استفاده از داده های سنجش از دور و مدل های پیش بینی پیشرفته برای پایش مداوم غلظت متان و اجرای راهکارهای کنترل آلودگی به صورت هدفمند، به عنوان یک راهبرد مؤثر توصیه می شود.
۳۴۹۵۰.

اثر تغییر کرایه و سایر شوک های قیمتی بر رفتار و توزیع مسافران در سیستم های حمل و نقل شهری (نمونه مورد مطالعه مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
جا به جایی در شهر در هر شکل و وسیله ای که انجام شود، هزینه های مادی و غیر مادی مختلفی به همراه دارد. به همین دلیل، هر تغییری در این هزینه ها، سریعا در رفتار مسافران خود را نشان می دهد. یکی از عواملی که به راحتی قابل سنجش بوده و اثر آن به سرعت در واکنش مسافران دیده می شود، تغییر نرخ کرایه ها است. معمولا در هنگام تغییر نرخ کرایه و یا قیمت سوخت، شهروندان تلاش می کنند انتخاب های خود را به نحوی انجام دهند که کمترین هزینه را متحمل شوند. چنانچه مدیران شهری از انتخاب های احتمالی شهروندان آگاهی کاملی داشته باشند، می توانند برنامه ریزی های لازم را به انجام برسانند. هدف این تحقیق آن است که مشخص کند تغییر کرایه و سایر هزینه ها، رفتار مسافران را چگونه جهت دهی کرده و سیستم حمل و نقل عمومی چه واکنشی به این رفتار نشان می دهد. به همین منظور، این بررسی به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است. داده های مورد نیاز از سازمان حمل و نقل شهرداری مشهد اخذ شده و با استفاده از روش خودرگرس یون ب رداری جامع، تجزیه و تحلیل گردیده است. یافته های مطالعه نشان داد که حذف و یا کاهش هزینه، استفاده از حمل و نقل عمومی را به شکل معناداری تغییر می دهد. البته با این تغییرات، انواع روش های حمل و نقل، بار یکسانی را پذیرا نمی شوند. علاوه بر آن، چنانچه تغییر کرایه ها همزمان با شوک های بیرونی مثل تغییر قیمت بنزین، هزینه پارکینگ و ... باشد، تراکم مسافران در حمل و نقل عمومی با رشد زیادی همراه خواهد شد. در این شرایط، هر نوع سیستمی (اتوبوس، مترو و ...)، سهم متفاوتی از مسافران را به سوی خود جلب خواهند کرد. در این صورت، بایستی سیاست گذاری ها به نحوی انجام شود که ضمن پاسخگویی مناسب به شهروندان، در سیستم رفت و آمد شهری اختلالی ایجاد نشود.  
۳۴۹۵۱.

تحلیل پیامدهای اقتصادی افزایش عوارض نوسازی شهری بر هزینه های اساسی خانوارهای شهری در ایران: رهیافت گشتاور تعمیم یافته (GMM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
مقدمه یکی از چالش های ساختاری حکمرانی مالی شهری در ایران، اتکای گسترده شهرداری ها به منابع ناپایدار و غیرقابل پیش بینی نظیر فروش تراکم است؛ امری که نه تنها پایداری مالی شهرداری ها را تهدید می کند، بلکه به گسترش شهرسازی بی قاعده، افزایش نابرابری فضایی و تشدید آثار منفی زیست محیطی نیز منجر شده است. در چنین بستری، توجه به منابع درآمدی پایدار و کارآمد، از جمله مالیات های محلی نظیر عوارض نوسازی شهری، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تحقق توسعه شهری پایدار و منطبق با اصول عدالت مالیاتی به شمار می آید. عوارض نوسازی شهری، به عنوان یکی از شکل های مالیات بر دارایی، در بسیاری از کشورها نقش مهمی در تأمین مالی شهرداری ها ایفا می کند. با این حال، در ایران، سهم این منبع از کل درآمدهای شهرداری ها ناچیز بوده و روندی کاهنده داشته است؛ به ویژه در کلان شهر تهران که در سال ۱۳۹۹، سهم این عوارض تنها حدود 2/1 درصد از کل درآمد شهرداری برآورد شده است. این در حالی است که میانگین سهم مالیات بر دارایی در کشورهای عضو OECD بیش از ۴۰ درصد گزارش شده است. در پاسخ به این وضعیت، قانون «درآمد پایدار شهرداری ها و دهیاری ها» در سال ۱۴۰۱ به تصویب رسید که از جمله اهداف آن، افزایش نرخ عوارض نوسازی از 1/5 به 2/5 درصد ارزش ملک بوده است. با این حال، هرگونه افزایش در نرخ عوارض نوسازی ممکن است از مسیر افزایش اجاره بهای مسکن، آثار رفاهی و توزیعی بر خانوارهای شهری، به ویژه مستأجران، به همراه داشته باشد. ادبیات نظری نشان می دهد در بازارهای اجاره تنظیم نشده با کشش عرضه پایین، مالیات بر دارایی می تواند به صورت کامل یا جزئی به مستأجران منتقل شود. از این منظر، افزایش عوارض نوسازی می تواند از طریق افزایش هزینه اجاره، فشار مضاعفی بر اقلام مصرفی خانوار وارد کند. با وجود اهمیت این موضوع، در ادبیات داخلی ایران کمتر به تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی عوارض نوسازی بر بودجه خانوار پرداخته شده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ دانشی، به تحلیل اثر افزایش عوارض نوسازی شهری بر سبد هزینه ای خانوارهای شهری ایران می پردازد. مواد و روش ها برای تحلیل اثر اقتصادی عوارض نوسازی، از داده های پانل متوازن شامل ۳۴۱ مشاهده استانی طی دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ استفاده شده است. به دلیل نبود داده های تفکیکی درباره میزان واقعی پرداخت عوارض نوسازی در سطح خانوار، متغیر «هزینه اجاره و سکونت خانوار» به عنوان نماینده تجربی برای عوارض نوسازی در مدل لحاظ شده است. این انتخاب، مبتنی بر منطق اقتصادی انتقال مالیات ها از مالک به مستأجر در بازارهای اجاره ای است و با شواهد نظری و تجربی موجود در مطالعات جهانی نیز هم خوانی دارد. چهار متغیر وابسته اصلی در این تحقیق شامل هزینه های خوراک، پوشاک، حمل ونقل، و بهداشت و درمان خانوار است که هر یک در قالب یک مدل مجزا برآورد شده اند. متغیرهای کنترلی شامل درآمد سرانه خانوار، قیمت مسکن و سرمایه انسانی (میانگین سال های تحصیل جمعیت شاغل) هستند. برای تحلیل تجربی، از مدل اقتصادسنجی پانل پویا با استفاده از رهیافت گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (System GMM) بهره گرفته شده است. این روش، امکان کنترل برای درون زایی متغیرها، اثرات وقفه ای، ناهمسانی واریانس و خودهمبستگی سریالی را فراهم می سازد. کلیه برآوردها با استفاده از نرم افزار Stata و همراه با آزمون های اعتبارسنجی شامل آزمون آرلانو باند، هانسن، اختلاف هانسن و والد انجام شده است. در بخش تحلیل سیاستی، دو شاخص تطبیقی بین المللی برای سنجش بار مالی عوارض نوسازی مورد استفاده قرار گرفت: (۱) نسبت سرانه مالیات بر دارایی به درآمد سرانه خانوار و (۲) سهم عوارض نوسازی از بودجه شهرداری. بر اساس این شاخص ها، دو سناریو برای افزایش عوارض طراحی شد و آثار آن ها با استفاده از ضرایب به دست آمده از مدل های گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی بر هزینه های خانوار شبیه سازی شد. یافته ها یافته های این پژوهش حاصل برآورد چهار مدل جداگانه برای هر یک از اقلام اصلی سبد هزینه ای خانوار شهری شامل خوراک، پوشاک، حمل ونقل و بهداشت و درمان است. نتایج نشان می دهد واکنش این اقلام به افزایش «هزینه اجاره» که در این پژوهش به عنوان نماینده تجربی افزایش عوارض نوسازی تلقی شده ، یکسان نبوده است. در مدل مربوط به هزینه خوراک، مشخص شد که افزایش اجاره بها رابطه ای منفی و معنادار با این نوع هزینه دارد. به بیان دقیق تر، ضریب منفی 0/166 برای متغیر اجاره که در سطح اطمینان 5 درصد معنادار است، نشان می دهد با بالا رفتن هزینه اجاره، خانوارها به طور محسوس از هزینه های خوراک خود می کاهند؛ هرچند این کاهش از نظر عددی، بالا نیست. به جز اجاره، متغیرهای کنترلی مانند درآمد سرانه و قیمت مسکن نیز تأثیر مثبت و معناداری بر هزینه خوراک داشتند، اما شاخص سرمایه انسانی بر هزینه خوراک اثر معناداری در این مدل نداشت. در مدل مربوط به هزینه پوشاک، اثر اجاره بها منفی و معنادار بوده و ضریب آن برابر با0/357- و در سطح معناداری ۱ درصد به دست آمده است. این یافته بیانگر آن است که پوشاک نیز مانند خوراک، از جمله اقلامی است که در واکنش به فشار مالی، انعطاف پذیر هستند و در مواجهه با افزایش هزینه های مسکن، مصرف آن ها کاهش می یابد. درآمد سرانه و قیمت مسکن همچنان اثر مثبت بر هزینه پوشاک دارند، اما شاخص سرمایه انسانی در این مدل نیز معنادار نبوده است. در مدل مربوط به هزینه حمل ونقل، اثر هزینه اجاره معنادار نبود و در نتیجه، نمی توان از وجود رابطه ای مشخص میان این دو متغیر سخن گفت. این یافته را می توان به ماهیت نسبتاً اجتناب ناپذیر هزینه های حمل ونقل در زندگی شهری نسبت داد؛ چراکه هزینه های رفت وآمد شغلی، تحصیلی یا دسترسی به خدمات، کمتر تحت تأثیر تغییرات قیمتی قرار می گیرند. درآمد سرانه در این مدل نقشی کلیدی دارد و با ضریبی بالا و معنادار، نشان می دهد افزایش درآمد به طور مستقیم بر افزایش هزینه حمل ونقل اثر می گذارد. در مدل مربوط به هزینه بهداشت و درمان، هزینه اجاره اثر معناداری نداشت و تنها متغیر درآمد سرانه بود که با ضریب مثبت 1/04 و در سطح اطمینان ۱ درصد، تأثیرگذاری بالایی بر افزایش هزینه های سلامت خانوار داشت. این یافته تأیید می کند که هزینه های درمانی بیش از آنکه از فشار مالی ناشی از هزینه اجاره تأثیر بپذیرند، تابعی از سطح درآمد خانوار هستند. سایر متغیرها در این مدل، از جمله سرمایه انسانی و قیمت مسکن، از نظر آماری اثر معناداری نداشتند. بر اساس نتایج آزمون های اعتبارسنجی مدل ها، چارچوب اقتصادسنجی مورد استفاده در این مطالعه از دقت و اعتبار لازم برخوردار است. در هیچ یک از مدل ها، خودهمبستگی مرتبه دوم مشاهده نشد؛ آزمون هانسن و اختلاف هانسن اعتبار ابزارهای استفاده شده را تأیید کرد؛ آزمون والد نیز معناداری کلی مدل ها را نشان داد. این شواهد، اعتبار روش برآورد GMM سیستمی در این مطالعه را تقویت می کند. در ادامه، برای تحلیل آثار سیاستی، دو سناریو برای افزایش عوارض نوسازی شهری تدوین و بررسی شد. سناریوی اول معادل افزایش ۶۶ درصدی عوارض نوسازی بود که با تغییر نرخ از 1/5 به 2/5 درصد مطابقت دارد و با اصلاحات مصوب سال ۱۴۰۱ در قانون درآمد پایدار شهرداری ها همخوانی دارد. سناریوی دوم، افزایش ۵۶۶ درصدی را برای عوارض نوسازی شهری در نظر گرفت که هدف آن، رساندن سطح فعلی عوارض نوسازی به میانگین جهانی در کشورهای توسعه یافته بود. با اعمال ضرایب به دست آمده از مدل های برآوردی بر این دو سناریو، مشخص شد که در حالت اول، هزینه خوراک خانوار حدود 0/16 درصد و هزینه پوشاک حدود 0/12 درصد کاهش می یابد. در سناریوی دوم نیز این کاهش به ترتیب به 0/47 درصد برای خوراک و 1/01 درصد برای پوشاک می رسد. این نتایج نشان می دهد حتی با افزایش های شدید در نرخ عوارض نوسازی، آثار رفاهی بر خانوارهای شهری بسیار محدود است و نمی توان از آن به عنوان عاملی تهدیدکننده برای بودجه خانوار یاد کرد. نتیجه گیری پژوهش حاضر با بهره گیری از داده های تجربی و روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی نشان داد افزایش عوارض نوسازی شهری در ایران، تأثیری معنادار اما بسیار محدود بر دو قلم از هزینه های اساسی خانوار، یعنی هزینه خوراک و پوشاک دارد؛ در حالی که بر سایر اقلام نظیر هزینه حمل ونقل و هزینه بهداشت و درمان، اثر معناداری مشاهده نمی شود. این یافته ها دلالت بر آن دارند که نگرانی ها درباره فشار شدید اقتصادی ناشی از افزایش این نوع مالیات بر خانوارهای شهری تا حد زیادی اغراق آمیز است. از منظر سیاست گذاری، نتایج به دست آمده نشان دهنده ظرفیت اصلاح ساختار درآمدی شهرداری ها از طریق افزایش سهم عوارض نوسازی، بدون ایجاد اختلال محسوس در بودجه خانوار است. اجرای چنین اصلاحاتی، چنانچه به صورت تدریجی، همراه با اطلاع رسانی شفاف و با رعایت اصول عدالت اجتماعی صورت پذیرد، می تواند گامی مؤثر در راستای تأمین مالی پایدار شهری باشد. افزون بر این، یافته ها بر ضرورت توجه به کیفیت خدمات عمومی و سطح پاسخ گویی شهرداری ها در قبال شهروندان تأکید دارد، به طوری که هرگونه افزایش در نرخ عوارض نوسازی، زمانی مشروعیت اجتماعی خواهد داشت که با بهبود ملموس در ارائه خدمات شهری همراه باشد. در نهایت، این پژوهش پیشنهاد می کند که سیاست گذاران شهری با پرهیز از اتکا به منابع ناپایدار، نظیر فروش تراکم، به سوی نهادینه سازی پایه های مالیاتی شفاف، عادلانه و پایدار حرکت کنند. در پژوهش های آتی، بررسی آثار توزیعی این سیاست ها بر دهک های مختلف درآمدی و سنجش نابرابری فضایی در پرداخت عوارض نوسازی، می تواند چشم اندازهای تکمیلی ارزشمندی فراهم آورد.
۳۴۹۵۲.

ارزیابی مشارکت مردم در اجرای پروژه ترسیب کربن در دشت قهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: هدف از این پژوهش بررسی میزان مشارکت پذیری ساکنان منطقه در پروژه بیابان زدایی و اولویت بندی نظرات ساکنان محلی، به منظور به کارگیری نظرات آن ها در اتخاذ تصمیمات محلی و منطقه ای است. روش و داده: این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی است که در سامان های عرفی بخش قهاوند در شهرستان همدان انجام شده است. نمونه گیری به روش تصادفی ساده بوده و تعداد نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران، ۵۳ بهره بردار تعیین گردید. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده که از طریق مصاحبه مستقیم با بهره برداران در منطقه تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار 16 SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون کروسکال والیس و پیرسون نشان داد که از میان عوامل مورد بررسی، مؤلفه های تعداد افراد تحت تکفل، میزان درآمد، میزان سواد و دامداران با بیش از ۱۵۰ رأس دام، تاًثیر مثبت و معنی داری در مشارکت بهره برداران برای مدیریت پایدار مراتع دارند. به طوری که با افزایش تعداد افراد تحت تکفل، میزان سواد، تعداد دام، میزان درآمد مشارکت بهره برداران نیز بیشتر می شود. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان عنوان کرد که مشارکت مردم در امر احیاء، مدیریت و اجرای طرح های منابع طبیعی از موارد ضروری در موفقیت برنامه های مدیریتی است. بخشی از توسعه مدیریت عرصه های طبیعی به دخالت کارشناسان (دستگاه های اجرایی) مربوط بوده و بخش مهم تر با مشارکت بهره برداران ارتباط مستقیم دارد؛ لذا هر گونه تلاش جهت تعامل و همکاری بیشتر این دو گروه ضامن اجرایی شدن عملیات های اصلاحی مراتع در بستر توسعه پایدار خواهد شد. نوآوری، کاربرد نتایج: پروژه ترسیب کربن در راستای تحقق یکی از اولویت های توسعه ایران یعنی بیابان زدایی و به منظور توسعه مدل مدیریتی مشارکتی مراتع در مناطق خشک و نیمه خشک با هدف محرومیت زدایی و افزایش جذب کربن طراحی شده است؛ لذا به عنوان یک برنامه در اولویت، مسائل حفاظت محیط زیست جهانی و اولویت های توسعه ملی را توأماً در بر می گیرد.
۳۴۹۵۳.

تحلیلی بر علل و پیامدهای فضایی افزایش قیمت زمین و فروش آن در حوزه روستایی آهندان شهرستان لاهیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۵
این پژوهش، با هدف بررسی علل افزایش قیمت و فروش زمین های روستایی و پیامدهای فضایی آن در حوزه روستایی آهندان شهرستان لاهیجان انجام شد. در این پژوهش، از روش کیفی استفاده شده که داده های میدانی با مشاهده مستقیم و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان روستاها (دهیاران، اعضای شورای اسلامی روستا و افراد مطلع) گردآوری شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند، و تعداد افراد نمونه براساس رسیدن به حد اشباع نظری بوده که با توجه به ماهیت پژوهش، 18 نفر مشارکت داشته اند. تحلیل مصاحبه ها با روش تئوری زمینه ای (داده - بنیاد) انجام شده است. نتایج نشان می دهد استقبال شهرنشینان بومی و غیربومی برای داشتن خانه دوم و نیاز به زمین برای استفاده های غیرکشاورزی، مهم ترین دلایل افزایش قیمت زمین در روستاها است. هزینه بالای تولید محصولات کشاورزی و به صرفه نبودن کشاورزی، بالا بودن هزینه های زندگی، کم توجهی روستاییان به کشاورزی و حفظ اراضی روستایی و تمایل به دسترسی سریع و آسان به پول، موجب افزایش روزافزون فروش زمین های روستایی شده که این وضع پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی متعددی را در روستاها به دنبال داشته است، از جمله این پیامدها می توان به تشدید تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ ها به کاربری های مسکونی و خدماتی، مهاجرت روستاییان، تغییرات جمعیتی، تغییر در بافت اجتماعی و وضعیت اقتصادی روستاها، تغییر چشم اندازها و دوگانگی در بافت کالبدی و ناپایداری روستاهای مورد مطالعه اشاره کرد. تمایل به فروش زمین در روستاها روند اجتماعی- اقتصادی نسبتاً تازه ای است که هر سال رو به افزایش است و پیامدهای فضایی (اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی) متعددی را در روستاها سبب شده که در نهایت، پایداری منابع طبیعی و امنیت غذایی کشور را تهدید می کند. برای مدیریت کردن این پدیده، نیازمند تدوین سیاست هایی هستیم که هم از فرصت ها بهره برداری کند و هم اثرات منفی را کاهش دهد؛ از جمله مدیریت گردشگری روستایی، حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی روستاها، توجه به پایداری و حفاظت محیط زیست، ارتقاء سطح زندگی روستائیان و توسعه برنامه های آموزشی و آگاهی بخشی.
۳۴۹۵۴.

سناریونگاری فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در مناطق روستایی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
کاداستر اراضی کشاورزی به عنوان ابزاری کلیدی برای مدیریت زمین، ثبت مالکیت و توسعه پایدار، با چالش هایی نظیر کمبود داده های به روز، قوانین قدیمی و تعارضات مالکیتی مواجه است که مدیریت زمین و عدالت اجتماعی را تضعیف می کند. این مطالعه با استفاده از آینده پژوهی و ابزار سناریوویزارد، خلأهای موجود در سیستم کاداستر ایران را بررسی کرده و سناریوهایی برای بهبود حدنگاری اراضی کشاورزی روستایی ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که سیستم کاداستر ایران به دلیل وابستگی به روش های سنتی، فقدان فناوری های نوین مانند GIS و GPS، و ضعف حمایت حقوقی، ناکارآمد است و منجر به افزایش منازعات ملکی، هزینه های قضایی و کاهش اعتماد عمومی می شود. چهار سناریو سازگار شناسایی شده اند که بر مشکلات ساختاری مانند عدم دقت در تعیین مالکیت (ارزش سازگاری: 7)، ناکارآمدی در کاهش هزینه های قضایی (ارزش سازگاری: 3)، عدم استفاده از GIS (ارزش سازگاری: 2) و فقدان حمایت قانونی (ارزش سازگاری: 0) تأکید دارند. تنها سناریو ناسازگار مربوط به دقت سیستم های GPS (ارزش سازگاری: -2) است که با تقویت شواهد یا زیرساخت های فناوری قابل بهبود است. این سناریوها نشان دهنده نیاز به اصلاحات حقوقی، بهره گیری از فناوری های نوین مانند بلاک چین و GIS، و هماهنگی نهادی برای کاهش ناکارآمدی و زمین خواری هستند. پیشنهادات شامل توسعه سیستم های دقیق مالکیت، ارتقای زیرساخت های GPS و GIS، ایجاد نهاد واحد مدیریت زمین، و استفاده از پلتفرم های دیجیتال برای مشارکت ذی نفعان است. این اقدامات می توانند امنیت مالکیت، بهره وری کشاورزی و توسعه پایدار را تقویت کرده و از نابرابری اقتصادی جلوگیری کنند.
۳۴۹۵۵.

بررسی کاربرد اصول نوشهرگرایی در احیای بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: بندر ماهشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی کاربرد اصول نوشهرگرایی در احیای بافت های فرسوده 8 گانه شهر بندرماهشهر تدوین گردید که از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش کار توصیفی- پیمایشی و استنباطی است. جامعه آماری پژوهش تمامی ساکنین واقع در محلات 8 گانه بافت فرسوده و قدیمی شهر بندر ماهشهر هستند که طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس مسکن 45235 نفر می باشد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران برابر با 380 پرسشنامه محاسبه شد. نتایج یافته ها نشان داده که هرچند میان تمامی شاخص های نوشهرگرایی با تحقق بازآفرینی شهری رابطه مستقیمی وجود دارد اما اصل پیاده روی با ضریب استاندارد 321/0 بیشترین اثر را به خود اختصاص داده، از سوی دیگر میزان وضعیت اصول نوشهرگرایی در سطح محلات فرسوده شهر بندرماهشهر حاکی از مقادیر متفاوتی می باشد. اما این تفاوت معنادار نبوده و اختلاف معناداری بین محلات 8 گانه خیلی زیاد نمی باشد. بگونه ای که در مقایسه میانگین در بین محلات بالاترین میزان تأثیرپذیری اصول نوشهرگرایی مربوط به محله های 18، 19، 16 به ترتیب با میانگین های 94/4، 70/4 و 64/4 و پایین ترین میزان مختص محله های 17و 10 به ترتیب با میانگین های08/4 و 10/4 بوده است.
۳۴۹۵۶.

تحلیل فضایی پدیده سالمندی جمعیت در محلات شهر سقز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۸
درک الگوی توزیع فضایی و ویژگی های تکاملی جمعیت سالمند در محله های شهری برای توسعه برنامه ریزی و اجرای سیاست های مدیریت عمومی در شرایط پیری سریع از اهمیت بالایی برخوردار است. شناسایی دقیق توزیع مکانی و ویژگی های تکاملی جمعیت سالمند در یک شهر مستلزم تجزیه و تحلیل جامع شاخص های متعدد و داده های در مقیاس های متفاوت است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی تحلیل فضایی پدیده سالمندی جمعیت در محله های شهر سقز می پردازد. روش پژوهش از لحاظ نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ ماهیت و هدف کاربردی است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای، میدانی و روش تحلیل ثانوی بوده است. برای تحلیل و تحلیل داده ها از شاخص خودهمبستگی فضایی موران، روش لکه های داغ استفاده شده است. نتایج تحلیل فضایی پدیده سالمندی جمعیت در محلات شهر سقز نشان می دهد که مقادیر مثبت شاخص موران برای هر یک از شاخص های نسبت سالمندی (192/0)، وابستگی سالمندی (103/0)، سالمندی (141/0) و پیری جمعیت (121/0) نشان دهنده الگوی خوشه ای در داده ها است، به این معنا که مناطق مشابه از نظر ویژگی های مطالعه شده نزدیک تر به هم هستند. همچنین نتایج لکه های داغ نشان داد که خوشه های تشکیل شده در شاخص های سالمندی در محلات قدیمی شهر ایجاد شده که جزو هسته های شکل گیری شهر بوده اند. از سوی دیگر، شکل گیری لکه های سرد در شاخص های مرتبط با سالمندی عمدتاً در پیرامون شهر و محلاتی ایجاد شده است که جزو محلات به مراتب جدید و توسعه یافته می باشد؛ بنابراین تحلیل فضایی پدیده سالمندی جمعیت در شهر سقز می تواند به مسئولین و سیاست گذاران کمک کنند تا بهبود و پشتیبانی از شرایط زندگی سالمندان را مدیریت کرده و سیاست های توسعه جامعه را با توجه به نیازهای گوناگون مکانی شکل دهند. . نتایج حاصل از این تحلیل به نظام تصمیم شهری کمک خواهد کرد تا سیاست ها و برنامه های بهینه تری برای بهبود شرایط زندگی سالمندان در این شهر تدوین نماید .
۳۴۹۵۷.

تحلیلی بر مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۵
مسکن مناسب، جزء اولین نیازهای بشر بوده است و کیفیت آن یکی از مؤلفه های مورد نظر انسان در ساخت آن است. امروزه به سبب گسترش شهرنشینی، به تأمین نیاز مسکن و ارتقاء کمی آن بیش از مسائل کیفی و مطلوبیت مسکن توجه شده است، این موضوع در مسکن حاشیه شهر که با مشکل کمبود مسکن روبه رو هستند، بیشتر نمود یافته است. بنابراین ضرورت توجه به مؤلفه های کیفی تأثیرگذار بر مطلوبیت مسکن در حاشیه شهرها بیشتر از زمان های دیگر اهمیت خود را آشکار می سازد. ازآنجاکه ابعاد کالبدی عینی ترین موضوع در ارزیابی و برنامه ریزی مسکن است؛ لذا هدف از انجام این پژوهش تبیین و تحلیل مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها می باشد. روش گردآوری داده ها و استخراج مؤلفه ها به صورت کتاب خانه ای – اسنادی بوده است و از روش تحلیل محتوای کیفی متن و تجزیه وتحلیل توسط نرم افزار MAXQDA جهت دسته بندی مفهومی مؤلفه ها و شناسایی معیارهای پژوهش و همچنین روابط بین مؤلفه ها استفاده شده است. براساس نتایج پژوهش مؤلفه ها در 8 معیار دوام، استحکام و مقاومت مسکن؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم و الگو؛ تسهیلات رفاهی؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات بهداشتی؛ امکانات و خدمات؛ نمای ظاهری و سیمای بصری طبقه بندی شده است. روابط بین مؤلفه ها نیز گویای این است که مؤلفه های جنس و نوع مصالح، وضعیت مصالح، سازه و اسکلت، قوانین و مقررات ساخت وساز، امنیت مالکیت، مکان یابی مناسب، ایمنی در برابر مخاطرات طبیعی، ابعاد و اندازه فضاها، تعداد اتاق، نور و روشنایی، تهویه مناسب و جهت گیری بنا با یکدیگر بیشترین ارتباط را دارا می باشند. با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که بین مؤلفه های کالبدی مسکن مطلوب رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین ارتباط بین مؤلفه ها حاکی از آن است که معیارهای دوام، استحکام و مقاومت؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم  الگو؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات رفاهی نیز با یکدیگر رابطه مستقیم دارند.
۳۴۹۵۸.

تحلیل شاخص های زیست پذیری از بعد کالبدی-فضایی در محلات شهر بناب و اولویت بندی مداخله در محلات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه و هدف: زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع جمعیت و فرآیندهای شهرنشینی، چالش های قابل توجهی در کیفیت زندگی و زیست پذیری شهری در شهرهای ایران ازجمله بناب به وجود آمده است. این مطالعه به منظور تحلیل و ارزیابی وضعیت زیست پذیری کالبدی-فضایی محلات شهر بناب، در پهنه های مختلف شهری شامل بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی و مناطق غیر فرسوده، انجام شد تا با ارائه اولویت بندی مشخص، راهنمایی برای مداخلات برنامه ریزی هدفمند فراهم آورد. روش شناسی : این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از داده های اسنادی و میدانی انجام گردید. داده های میدانی از طریق توزیع پرسشنامه در بین ساکنان ۱۵ محله شهر بناب جمع آوری و پس از پردازش در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. شاخص های کالبدی-فضایی شامل کیفیت ساخت وساز، شبکه حمل ونقل، دسترسی به خدمات، کیفیت معابر و کیفیت منظر شهری تعیین و با به کارگیری روش موریس و شاخص توسعه یکپارچه (DI) محلات بر اساس وضعیت زیست پذیری رتبه بندی شدند. یافته ها و نتایج : یافته ها و نتایج: نتایج حاکی از تمرکز بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی در نیمه جنوبی و جنوب شرقی بناب بوده که با ضعف در کیفیت مصالح و ساختارهای کالبدی مواجه اند. در مقابل، محلات شمالی و بخشی از مناطق مرکزی مانند کوی شهرداری (DI=0.85)، شهرک امام-خانم باغی (DI=0.79) و فرهنگیان ۱ (DI=0.78) از شرایط کالبدی-فضایی مطلوب تری برخوردارند. محلات آغداش (DI=0.15)، دیزج شمالی (DI=0.20)، دیزج جنوبی (DI=0.27) و اکبرآباد (DI=0.31) در پایین ترین سطوح زیست پذیری کالبدی-فضایی قرار داشته و توجه و مداخلات فوری و هدفمند در این مناطق ضروری است.
۳۴۹۵۹.

ارزیابی یکپارچه و ترسیم مکانی مخاطرات محیط زیستی مؤثر در وضعیت اکولوژیکی مصب ها در مقیاس حوضه آبریز (مطالعه موردی: رودخانه تجن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۰
سابقه و هدف: مصب ها فراهم کننده زیستگاه های شاخص و نگهدارنده سلامت بوم سازگان های دریایی اند و خدمات اکولوژیک منحصربه فردی را ارائه می کنند. ازسوی دیگر، می توان مصب ها را در شمار یکی از درمعرض تهدیدترین بوم سازگان هایی برشمرد که ازطرف مخاطرات محیط زیستی ناشی از فعالیت های انسانی، تغییر اقلیم و همچنین گونه های مهاجم و غیربومی در فشار قرار گرفته اند. در اغلب پژوهش های انجام شده در کشور با موضوع ارزیابی وضعیت اکولوژیک، یا صرفاً بر انواع آلودگی ها تمرکز شده و یا فشارها به صورت پراکنده و در مقیاس های نامناسبی بررسی شده اند. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی فشارهای گوناگون انسانی بر مصب رودخانه تجن، در مقیاس و ابعاد مختلف، به صورت یکپارچه است. بر این اساس، ضمن بررسی وضعیت پارامترهای کیفی آب، انواع فشارهای انسانی در بوم سازگان آبی رودخانه تجن و مصب آن نیز مورد توجه قرار گرفته است. مواد و روش ها: در این پژوهش، پس از بررسی اطلاعات درباره دیگر مطالعاتی که تا کنون در این زمینه انجام شده است، بازدیدهای میدانی با هدف شناسایی مخاطرات محیط زیستی، ترسیم مکانی و آنالیزهای مرتبط با نوع مخاطرات، در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و همچنین پردازش های لازم انجام شد. به علاوه، نمونه برداری های گوناگون فیزیکی و شیمیایی، شامل سنجش پارامترهای دما، سختی کل، فسفات، نیترات، اکسیژن مورد نیاز بیولوژیک، اکسیژن مورد نیاز شیمیایی، اسیدیته، کلیفرم مدفوعی و کدورت، برای استفاده از شاخص کیفیت آب های سطحی ایران (IRWQIsc) انجام شد. سپس مخاطرات گوناگون محیط زیستی، به منظور ارزیابی یکپارچه، در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) روی یکدیگر قرار گرفتند. نتایج این پژوهش با سایر پژوهش های انجام شده در منطقه مورد مطالعه مقایسه، و سپس تحلیل های بنیادین به منظور مدیریت آن بیان شد. نتایج و بحث: نتایج این پژوهش نشان داد که مصب رودخانه تجن با مداخلات گوناگون انسانی تهدید می شود؛ برخی از این مداخلات عبارت است از کاربری کشاورزی، کاربری شهری، چرای دام، ایجاد موانع و پای پل ها، ایجاد کاربری های غیراصولی مدیریت آب، ازجمله سدسازی، ایجاد تغییرات مورفولوژیک، همچون کانال سازی، فعالیت های غیراصولی مانند برداشت شن و ماسه، شن شویی ها، وجود کارگاه های پرورش ماهی، آلاینده های صنعتی و مدیریت نکردن پسماند. این تهدیدها، ازطریق سیستم اطلاعات جغرافیایی، به صورت لایه های متفاوت در مقیاس های گوناگون نشان داده شد و درنَهایت، تأثیرات تجمعی آنها با روی هم گذاری لایه ها ترسیم شد. نتایج روی هم گذاری لایه های فشار همچنین نشان داد که تنوع و شدت فشار از بخش های بالادست به سمت پایین دست رودخانه یا مصب (به ویژه در بخش های میانی به سمت پایین دست) افزایش می یابد. ازسوی دیگر، نتایج استفاده از شاخص IRWQIsc، در این پژوهش، وضعیت کیفی نامناسب و بد آب رودخانه تجن را تأیید کرد؛ بر این اساس، با استفاده از دستورالعمل چارچوب آب (WFD)، لزوم انجام دادن فعالیت هایی درزَمینه احیا برای بخش های میان دست تا پایین دست این پیکره آبی تعیین شد. نتیجه گیری: قسمت اعظم رودخانه اصلی تجن، منتهی به مصب، تحت تأثیر فشار زیاد و مداخلات انسانی متنوعی قرار می گیرد. نتایج به دست آمده از سنجش پارامترهای فیزیکی و شیمیایی در این پژوهش همچنین نشان داد کیفیت و سلامت آب، در بخش های میان دست تا پایین دست رودخانه و مصب تجن، نامطلوب است. بنابراین، برای احیای بوم سازگان مصبی، نیاز مبرم به اقدامات راهبردی و مدیریتی است تا فشارهای یادشده کاهش یابد. بر این اساس، برای موفقیت در مدیریت و احیای یکپارچه این پیکره آبی، باید بر جنبه های گوناگون مخاطرات و در مقیاس های متفاوت، تمرکز داشت و این الگوی مطالعه می تواند درمورد سایر پیکره های آبی رودخانه ای و مصبی کشور نیز به کار رود. درپایان، باید اشاره کرد که استقرار بی ضابطه شهرها و توسعه آنها در حاشیه مصب ها، بدون انجام دادن مطالعات EIA، باعث شده است در بسیاری از نقاط دنیا این بوم سازگان های ارزشمند در فشار شدیدی قرار بگیرند؛ این فشار در اغلب بوم سازگان های مصبی، به صورت آلودگی های صنعتی و شهری، تخریب زیستگاه، کاهش میزان تنوع زیستی، یکنواخت شدن و تکه تکه شدن زیستگاه، از دست رفتن ارزش های زیبایی شناختی و درنَهایت، ازبین رفتن خدمات اکولوژیک جلوه می یابد. مدیران بخش محیط زیست کشور می توانند این پژوهش را به منزله اطلاعات پایه ای شایان توجهی، به منظور جلوگیری از روبه رو شدن با چالش های محیط زیستی بزرگ تر، به کار ببرند.
۳۴۹۶۰.

بررسی نقش عوامل ژئومورفولوژیکی در وقوع سیلاب استان گلستان با استفاده از سامانه GEE (مطالعه موردی: 29 اسفند 1397)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
عوامل ژئومورفولوژیکی مختلفی نقش مهمی در هدایت و تمرکز جریان آب باران و سیلاب ایفا می کنند. هدف از این تحقیق بررسی نقش هر کدام از این عوامل در شدت و وسعت سیلاب واقعه در روز های 27 تا 29 اسفند ماه سال 1397 در استان گلستان با خروجی های تصاویر ماهواره ای می باشد. برای این کار نقشه های کاربری اراضی، شاخص پوشش گیاهی (NDVI)، ذخایر آب زیر زمینی، بارش رخداده در روز های سیلابی و وضعیت پهنه های آبی قبل و بعد از وقوع سیل در سامانه گوگل ارث انجین ترسیم گردید. نتایج حاکی از این بود که کاربری اراضی با ضریب کاپای 96% و میزان درستی سنجی 97% نشان داد که نواحی بایر در نیمه شمالی استان حاکم بوده و بیش ترین مساحت را در حدود 12020 کیلومتر مربع داشته است. فقدان پوشش گیاهی در این نواحی شرایط را برای فرسایش خاک می تواند مهیا نماید و در مواقع رخداد بارش های شدید سیلاب را به دنبال خواهد داشت. وضعیت ذخایر آب زیرزمینی نشان داد از جنوب به سمت شمال استان بر میزان ذخایر آب های زیر زمینی افزوده شده و در صورت اشباع ظرفیت خاک در زمان های بارش این مناطق مستعد سیلاب می باشد. تراکم بارش در روز های سیلابی در ارتفاعات و در جنوب استان به طور میانگین مقدار 53 میلی متر بوده و این عامل باعث جریان شدید رود خانه های بالا دست و منتهی شدن آن ها در قسمت کم ارتفاع یعنی شمال غرب استان شده است. وضعیت سیلاب نیز نشان داد بعد از وقوع سیل در شمال غرب استان بر مساحت و حجم پهنه های آبی به میزان 59/4 دسی بل اضافه شده است و مناطق شهری و روستایی را کاملا احاطه نموده به طوری که محدوده های سیل زده مساحتی در حدود 423 کیلو متر مربع از سطح استان را اشغال نموده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان