این تحقیق با هدف کلی تعیین مولفه های سنجش توانمندی مربیان مراکز آموزش وزارت جهاد کشاورزی انجام شده است. نوع تحقیق پیمایشی بوده که توسط پرسشنامه محقق ساخته پس از سنجش روایی صوری(دیدگاه صاحب نظران) و پایایی(ضریب آلفای کرنباخ=53/89%) به انجام رسیده است. جامعه آماری تحقیق مربیان مراکز آموزش وزارت جهاد کشاورزی میباشند، که تعداد آنها بر اساس آمار موجود490 نفر است، که از بین آنها نمونهگیری طبقهای تصادفی( مراکز از جنبه کیفیت تدریس مربیان توسط موسسه آموزش عالی علمی کاربردی به سه دسته درجه 1، 2، 3 تقسیم شده اند) صورت گرفته و حجم نمونه 107 نفر برآورد گردید. نتایج حاصل بیانگر میزان توانمندی مطلوب مربیان در بسیاری از گویه های سنجش توانمندی بود. تحلیل عاملی برای متغیرهای تحقیق با 517/62 درصد تبیین واریانس، تعداد 6 عامل؛ تصمیم گیری، عملکرد شغلی، کفایت وجودی، رشد حرفهای، منزلت و نقش را معرفی نمود. همچنین توانمندی مربیان بر اساس میانگین محاسبه شده در جنبههای مختلف از قبیل؛ تصمیمگیری، رشد حرفهای، منزلت، اختیار، عملکرد شغلی، نقش و کفایت شخصی در سطوح مناسبی قرار داشت. نتایج آزمون مقایسه میانگین ها نیز تفاوت معنی داری را در مراکز(درجه 1 تا 3) از نظر عوامل توانمندی نشان نداد.
فرایند جهانی شدن با شتاب روز افزون در حال عبور از مرزهای سیاسی و محدوده های فرهنگی کشورها بوده و با تغییرات غیر قابل پیش بینی مناسبات بین المللی و طبقه بندی های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان را تحت تاُثیر قرار داده است.
از سوی دیگر همواره نوعی میل عمیق و احساسی پر شور بین انسان ها در مورد سرزمینشان وجود داشته است. این امر موجب گردیده تا انسان ها همواره به جداسازی افراد و گروه ها از یکدیگر و تفکیک و شبکه بندی سرزمین و قلمرو زندگی خود اقدام ورزند.
جهانی شدن اسباب دسترسی انسان ها را به منابع مختلف هویتی از جمله هویت مکانی فراهم می سازد و این دسترسی به ترتیب منجر به دید بهتر در منابع هویتی سابق، بحران هویت و شکل گیری تصاویر هویتی جدید می گردد. این تحول ممکن است به صورت یک فرصت ظاهر شود و شناخت ما را از خویشتن تعمیق بخشد و ممکن است به صورت تهدید درآید و مارا گرفتار از خود بیگانگی سازد.
این مقاله تلاشی برای تبیین و توضیح تعاملات جهانی شدن و تحول هویت مکانی می باشد. بر اساس این تبیین سعی شده تا روش هایی برای مدیریت بهینه تحول هویت مکانی در عصر جهانی شدن ارائه گردد
گسیختگی دامنه ای یکی از عوامل عمده تغییر شکل هندسی ناهمواریها در جاده ارتباطی اردبیل- آستارا به شمار می رود. انتقال مواد حاصل از برهنه شدگی، از زمینهای بالادست وکوهستان ها به دره ها وسپس به سمت حوضه های رسوبی می باشد. وقوع حرکات توده ای مواد در دامنه مانند لغزش وگسیختگی های دامنه ای عمل فوق را به عهده دارند وسبب انتقال حجم زیادی از مواد دامنه ای به دره ها می شوند. بدین ترتیب جاده ارتباطی اردبیل- آستارا در حال حاضر تحت تاثیر فرآیند لغزش وگسیختگی دامنه، دستخوش تغییر است. در واقع مشارکت عواملی مانند لیتولوژی، فاصله از گسل، پوشش گیاهی، نیروی ثقل وتغییر درجه شیب دامنه ها، بارگیری و وزن کلی مواد دامنه ای، جنس ودانه بندی مواد و ضخامت آنها، آب ناشی از بارندگی، ذوب برف ویخ، آبیاری، وضعیت توپوگرافی وجهت گیری دامنه ها، نوع استفاده از زمین(کاربری اراضی) و عامل انسان به وقوع ناپایداری وگسیختگی دامنه ها در محدوده مورد نظر منجر شده است. در این مقاله علاوه بربررسی مکانیسم پدیده لغزش و عوامل مورفوژنتیکی آن، شناسایی پهنه های دارای پتانسیل خطر زمین لغزش انجام گرفته و در نهایت با استفاده از سیستم GIS در تلفیق لایه های اطلاعاتی، نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش منطقه تهیه گردیده و نقاط حساس و ناپایدار ممیزی شده است.
دمای هوا به عنوان یکی از مهمترین فراسنج های جوی در تامین انرژی مورد نیاز گیاه در مراحل مختلف فنولوژی نقش بسزایی دارد. به تبع آن، دمای خاک نیز با تاثیرگذاری در فعل و انفعالات شیمیایی خاک و انتقال مواد غذایی از ریشه به اندام های رویشی و زایشی و در نتیجه عملکرد بهتر و بیشتر محصول حایز اهمیت است. هدف از این تحقیق، برآورد دمای اعماق مختلف خاک با توجه به مشاهدات دمای هوا در سطوح رطوبتی مختلف خاک بود که برای نیل به این مقصود طی یک دوره پنج ماهه (از اول اسفندماه سال 1384 تا پایان تیرماه سال (1385 آمار مربوط به دمای هوا، رطوبت و دمای اعماق 5 و 15 سانتی متری خاک ثبت گردید. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزارهای SPSS، Statgraph و Excel و بر اساس روش های استاندارد آماری صورت گرفت.
"وجود بیش از 50 هزار هکتار بافت فرسوده در بیش از 100 شهرکشور و محدودیت منابع مالی - دولتی برای احیای آنها از یک طرف و ظرفیت بالای این مناطق در تامین نیازهای خدماتی و مسکن شهری از طرف دیگر، ضرورت به کارگیری الگوهای برنامه ریزی مبتنی بر مشارکت شهروندان و به ویژه ساکنان محلی را در فرآیند احیای این مناطق اجتناب ناپذیر می نماید. یکی از مسایل و مشکلات طرح های احیای مراکز شهری، مشارکت ناپذیری آنها و ناچیز انگاشتن نقش و جایگاه مالکان املاک چنین بافت های در فرآیند احیا است. که باعث کندی و تاخیر در اجرای این طرح ها و عدم تحقق اهداف آنها در افق زمانی پیش بینی شده است.
در راستای تحلیل مساله فوق و دستیابی به هدف تحقیق سنجش اثرات طرح نوسازی مرکز شهر مشهد بر ساکنان اولیه ی محله ی پایین خیابان مرکز شهر مشهد به دلیل سابقه چندین ساله فعالیت های نوسازی و بهسازی، نمونه موردی پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. با انتخاب نمونه ای اثرات طرح بر تعدادی از مالکان اولیه در اواخر سال 1384 که از روند اجرای طرح متاثر شده اند، از طریق تکمیل پرسشنامه، سنجیده شد. نتایج حاصل از تحقیق، بیانگر این واقعیت است، که 73.3% مالکان مجبور به ترک محله و مهاجرت به سایر مناطق شهر شده اند، میانگین فاصله بین محل کار تا محل زندگی مالکان قبل از واگذاری 766 متر بوده که بعد از واگذاری ملک به خاطر اجرای طرح به 3157 متر افزایش یافته است. همچنین محل کار 60% مالکین قبل از واگذاری درون محله بوده، اما بعد از واگذاری این نسبت به 3/23% کاهش یافته است. 7/26% مالکان در گذشته شغلشان به منزل وابسته بوده، اما وابستگی شغل به منزل اکنون به 3/3% کاهش یافته است. نسبت مشاغل آزاد از 3/73% به 7/46% بعد از واگذاری کاهش یافته است. حدود 7/26% مالکان پس از فروش ملک تغییر شغل داده اند. نتایج بررسی به عمل آمده حاکی از آن است که 7/67% مالکین میزان تفاوت ارزش املاک با قیمت کارشناسی و قیمت روز را حدود 50% ذکر کرده اند. از نظر تمایل اقتصادی نیز73% مالکین از شرایط اقتصادی قبلی رضایت داشته اند، ولی فقط 3/3% از شرایط فعلی اظهار رضایت کرده اند. به طور کلی 7/96% مالکین از اجرای چنین الگوهایی رضایت نداشته و تاثیر طرح بر زندگی خود را منفی ارزیابی کرده اند.
پیشنهادات مالکان علاوه بر خرید ملک به قیمت عادلانه روز (50%)، به کارگیری روش های متنوع توافق (73.3%)، منتفع شدن از منافع آینده طرح (43.3%) و ... می باشد. حال چنانچه روند فعلی طرح که با مقاومت ساکنان همراه است ادامه یابد، با توجه به پیشرفت فیزیکی 10 ساله گذشته طرح بر طبق اسناد موجود که حدود 11 درصد بوده، اجرای طرح 90 سال به طول می انجامد و طرح در سال 1473 هجری شمسی به پایان خواهد رسید."
طی گشت تحقیقاتی اقیانوس جهانی 2001 در منطقه دریایی خزر، پارامترهای فیزیکی دما، شوری و چگالی دریای خزر اندازه گیری شدند. محدوده ایستگاه های انتخابی برای اندازه گیری این پارامترها کل دریای خزر را شامل می شد. البته این اندازه گیری ها به صورت گسسته از منطقه مورد مطالعه صورت گرفته است...
شهرستان سمیرم با دارا بودن حدود 12% اراضی کشاورزی استان اصفهان و قرار دادن 90% این اراضی به کشت سیب جایگاه ویژه ای در کشور داراست. کشت بی رویه این اراضی و به تبع آن مخاطرات طبیعی، محدودیت های کشت، معضلات و تهدیدات زیست محیطی بوجودآمده ما را بر آن داشت تا با مطالعه و شناسایی مناطق بهینه از نظر اقلیمی و توان های محیطی، بهترین مناطق را برای کشت سیب شناسایی نماییم. هدف اصلی این پژوهش عبارتند از: الف-شناسایی مهم ترین معیارهای اقلیمی و محیطی کشت سیب در شهرستان. ب- مکان یابی مناطق مناسب کشت سیب در شهرستان سمیرم با استفاده از تکنولوژی GIS شناسایی معیارها، استفاده از نرم افزارهای Arc GIS و Edrisi، تحلیل AHP، ترکیب لایه ها و استفاده از منطق های بولین و فازی در حالت های مختلف، روند کلی کار را نشان می نماید. با توجه به اهداف نتایج زیر به دست آمد: در مکان یابی کشت سیب در شهرستان سمیرم با توجه به تنوع و فراوانی پارامترهای اقلیمی و محیطی در منطقه موردمطالعه، اکثر محدوده مکان یابی شده که در روش های مختلف دارای اکثر این پارامترها می باشند که یک مزیت عمده به حساب می آید.بهترین نتیجه در منطق فازی، در حالت ریسک کم و دارای توازن بهترین روش شناخته شد. پس از این، روش WLC مطلوب به نظر می رسد که طبق این نقشه هابهترین مکان های کشت سیب درشهرستان سمیرم درکوهپایه های دنا در جنوب شهرستان می باشد به دلیل اینکه هوای سرد به وجود آمده از بلندی ها به طرف سرازیری ها و شیارها و چاله-ها حرکت می کنداز کشت سیب در چاله ها و دره ها باید جلوگیری کرد
مناطق مرزی کشور به دلیل کمبود امکانات و عدم سرمایه گذاریهای مناسب همواره از نقاط محروم کشور محسوب میشوند، بررسی های انجام شده نشان میدهد پدیدههایی چون قاچاق کالا، مواد مخدر، شرارت و کشیده شدن مرزنشینان به فعالیت های غیرقانونی ناشی از فقر و بیکاری و کمبود امکاناتی است که بر اثر عدم توجه به مناطق مرزی کشور به وجود آمده است. استان سیستان و بلوچستان در تاریخچه توسعه گردشگری در جنوب شرق کشور جایگاه ویژهای دارد، وجود اماکن باستانی و تاریخی در این منطقه منجر به ایجاد قطبهای گردشگری در این منطقه شده است، اما با اینکه این استان دارای قابلیتهای گردشگری زیادی میباشد و میتواند به عنوان منبع درآمدزایی برای منطقه و کشور باشد و از فقر و بیکاری مردم منطقه بکاهد، واقعیت امر این است که صنعت توریسم و گردشگری نتوانسته در این منطقه موفقیت چندانی به دست آورد. با توجه به اهمیت موضوع و جایگاه آن در برنامهریزیهای توسعهای، این مقاله سعی دارد چالشهای گردشگری در منطقه سیستان را مورد بررسی قرار دهد با این هدف که ضمن شناسایی چالشهای گردشگری در این منطقه بتواند راهکارهایی در این مورد ارائه دهد. روش کار در این مقاله توصیفی- تحلیلی میباشد. برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش میدانی، پرسشنامه و مصاحبه بهره و برای تجزیه و تحلیل و پردازش اطلاعات از نرم افزار SPSS بهره گرفته شده است. در انتها راهکارهایی در زمینه های برنامهریزی و مدیریت گردشگری بخصوص احداث مراکز اقامتی، پذیرایی، جاده، خط پرواز مستقیم خارجی و متخصصان گردشگری، تبلیغ فرهنگ گردشگری، امنیت اجتماعی و غیره ارائه داده میشود.