ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۱۵۴۱.

ارزیابی سیاست های تأمین مسکن اقشار کم درآمد براساس مؤلفه های مؤثر بر افزایش حس تعلق به محیط (نمون موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۱۱
نادیده گرفتن شاخص های پایداری اجتماعی در سیاست های تأمین مسکن در ایران نه تنها می تواند باعث از بین رفتن ارتباط معنادار بین محیط و ساکنان شود؛ بلکه تداوم این امر در طولانی مدت افزایش آسیب های روانی و اجتماعی را در پی خواهد داشت. آسیب شناسی سیاست های اتخاذشده از دید مؤلفه های پایداری اجتماعی در شهر مشهد، جهت شناسایی سیاست های مفید و برنامه های کارآمدتر در راستا افزایش حس تعلق به محیط در پروژه های تأمین مسکن های حمایتی، هدف پژوهش است. روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، با مطالعه متون و منابع کتابخانه ای شاخص های مؤثر بر ایجاد حس تعلق و دلبستگی به محیط، با توجه به فراوانی در نظریات استخراج و در چهار خرده نظام فرهنگی، اجتماعی، روانی و زیستی و یازده زیرشاخه طبقه بندی شده است. در بخش کمی، براساس شاخص ها، 66 سؤال براساس طیف 5 درجه ای لیکرت تنظیم و توسط 12 نفر از خبرگان که موضوع و اهداف پژوهش برای آنها تشریح شده است، بازبینی و 44 سؤال انتخاب شده است. روایی CVR سؤالات بالاتر از 56/0 و کمی آلفای کرونباخ همه متغیرها بالای 0.7 است. جامعه آماری، ساکنان مسکن اجتماعی شهر مشهد در چهار محل با رویکرد متفاوت از نظر برنامه و سیاست است (شهرک مهرگان، پروژه شاملو، شهر جدید گلبهار و بینالود). به کمک نرم افزار G*power در سطح اطمینان 95% ، 384 به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در آمار توصیفی از SPSS و در آمار استنباطی از روش کمترین مربعات جزئی و Smartpls4 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، شهرک شاملو(ضریب مسیر 0.866)، گلبهار (0.861)، مهرگان (0.762) و بینالود (0.685) به ترتیب در افزایش حس تعلق در نظام زیستی شرایط مطلوب تری دارند؛ مهرگان (0.814)، شاملو (0.733)، گلبهار(0.652) و بینالود (0.621) اولویت ها در نظام روانی و مهرگان (ضریب مسیر 0.819)، بینالود (0.784)، گلبهار (0.737) و شاملو(0.689) به ترتیب اولویت های نظام اجتماعی است؛ از بعد نظام فرهنگی هر چهار محل در شرایط نامطلوبی قرار دارند.
۱۵۴۲.

بررسی آمیختگی فرهنگی دیاسپورای ایرانی با جامعه میزبان در راستای ارتقا حس تعلق به مکان (کشور کانادا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
تفاوت های فرهنگی میان مبدأ و مقصد مهاجرت و عدم ادغام صحیح فرهنگی موجب ایجاد خود بیگ انگی اجتماعی و فرهنگ ی مهاجرین در جوامع مهاجرپذیر گردیده که خود حاکی از کاهش حس تعلق به مکان مهاجرین به جامعه میزبان می باشد. هدف از این پژوهش دستیابی به چگونگی ادغام فرهنگی و بکارگیری مولفه های فرهنگی جامعه مبدا در راستای افزایش حس تعلق به مکان دیاسپورای ایرانی در جامعه میزبان می باشد. روش تحقیق تحلیلی _ توصیفی و روش انجام آن پیمایشی می باشد، جامعه مورد بررسی150 نفر از مهاجرین ایرانی ساکن شهرهای تورنتو، مونترال و ونکوور کشور کاندا با روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. تحلیل اطلاعات در نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که مناسبترین روش جهت ادغام فرهنگی روش یکپارچگی بوده که در این روش مهاجر به فرهنگ جامعه مبدأ متعهد است و با فرهنگ جامعه مقصد نیز تعامل دارد و به نوعی همبستگی اجتماعی منجر می گردد. همچین نتایج نشان داد که از بین مولفه های فرهنگی معماری ایرانی مولفه امنیت تاثیرگذارترین مولفه در ایجاد حس تعلق بوده و بعد از آن مولفه محرمیت و درونگرایی از عوامل مهم تاثیرگذار بودند و مولفه شفافیت و تداوم کمترین درصد تاثیرگذاری بر ایجاد حس تعلق به مکان جدید را می تواند برای مهاجرین داشته باشد.
۱۵۴۳.

ارزیابی توان لرزه خیزی گسل هرات در غرب افغانستان بر پایه فراسنج های لرزه زمین ساختی و نرخ گشتاور لرزه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۹۴
سیستم گسلی هرات غربی یکی از پهنه های فعال لرزه زمین ساختی افغانستان می باشد که در سال ۲۰۲۳ چهار زمین لرزه را تجربه نموده است. نظر به اهمیت این منطقه و رخداد لرزه ای متوالی، در این پژوهش پویایی لرزه زمین ساختی منطقه بر اساس فراسنج های لرزه خیزی و تحلیل فرکتالی مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، تغییرات نرخ لرزه خیزی منطقه بر پایه تغییرات فراسنج لرزه خیزی (b-value) و بعد فرکتال شکستگی و لرزه خیزی (D-value) با استفاده از داده های لرزه ای موجود بررسی و تحلیل شده است. در یک تقسیم بندی منطقه مورد مطالعه به ۹ پهنه اولیه تقسیم شده و در هر پهنه فراسنج های لازم محاسبه شده است. بزرگترین ابعاد فرکتالی گسل محاسبه شده مربوط به پهنه های جنوب شرقی، مرکزی و شمال غربی است و بیشترین مقدار بعد فرکتالی لرزه خیزی مربوط به مناطق مرکزی و شمال غربی می باشد. مقادیر محاسبه شده برای پارامتر b در مرکز محدوده مطالعاتی و منطبق بر گسل هرات نشان دهنده افزایش تنش در این ناحیه بوده که ممکن است هشداری برای وقوع یک زمین لرزه بزرگ در آینده باشد.  نرخ گشتاور لرزه ای نشان دهنده نرخ تغییر در انرژی سطح زمین است که به تغییرات لرزه ای تبدیل می شود. مقدار نرخ گشتاور لرزه ای برای کل منطقه مطالعاتی برآورد شده است. با توجه به مجموع تحلیل های فرکتالی و محاسبه گشتاورهای لرزه ای منطقه، مناطق زنده جان، انجیل، غوریان و کوشان می توانند به عنوان کاندیدای زلزله های بعدی معرفی شوند. مقایسه نتایج به دست آمده این دیدگاه را تقویت می کند که غرب افغانستان به عنوان پهنه ای دگرشکلی در حال تکامل، مستعد رخدادهای لرزه ای بیشتری است.
۱۵۴۴.

تحلیل کارکرد جاده های روستایی در انتقال و فروش محصولات کشاورزی با رویکرد توسعه پایدار (مطالعه موردی شهرستان دزفول)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
با توجه به وابستگی بخش عمده ای از جمعیت کشورهای کمتر توسعه یافته به فعالیت های کشاورزی در مناطق روستایی و نقش زیرساخت های حمل ونقل در تقویت این فعالیت ها، بررسی عملکرد جاده های روستایی در تحقق اهداف توسعه پایدار اهمیت دوچندانی می یابد. هدف مقاله حاضر تحلیل نقش و عملکرد جاده های روستایی در شهرستان دزفول در راستای انتقال و فروش محصولات کشاورزی با تأکید بر شاخص های سه گانه توسعه پایدار (اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی) است. پژوهش از نوع توصیفی –تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی (پرسش نامه) صورت گرفته است. جامعه آماری شامل بهره برداران روستایی منطقه مورد مطالعه بوده و داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل واریانس در نرم افزار SPSS تحلیل گردیده است. نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد که از دیدگاه روستاییان، عملکرد جاده های روستایی در منطقه کمتر از حد متوسط ارزیابی شده و میانگین عملکرد کلی برابر با 25/2 است. این بدان معناست که جاده های موجود نتوانسته اند انتظارات روستاییان را در ابعاد توسعه پایدار به طور کامل برآورده سازند. همچنین نتایج تحلیل واریانس نشان داد که میان عملکرد جاده ها در سه بعد توسعه پایدار تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که بعد اقتصادی با میانگین عملکرد 1425/3 بیشترین تأثیر و رضایت را در میان روستاییان داشته است، در حالی که ابعاد زیست محیطی/کالبدی (3252/2) و اجتماعی (1265/2) در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. این امر بیانگر تأثیر محسوس جاده ها بر بهبود فرآیند حمل و نقل محصولات کشاورزی، افزایش سود تجاری، توسعه تجارت روستایی و ایجاد اشتغال در منطقه مورد مطالعه است. از سوی دیگر، ضعف در ابعاد اجتماعی نظیر ایمنی و تحرک پذیری و نیز در جنبه های زیست محیطی مانند آلودگی و مدیریت منابع طبیعی، نیازمند توجه و برنامه ریزی مجدد است.
۱۵۴۵.

مدل سازی اثرگذاری گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی (نمونه موردی: شهرستان دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
گردشگری خلاق به عنوان جزئی از صنعت عظیم گردشگری، می تواند نقش عمده ای در توانمندسازی مردم محلی و تنوع بخشی به رشد اقتصادی و همچنین خلق فرصت های شغلی جدید در فضاهای روستایی در ارتباط با کارآفرینی پایدار روستایی و سایر بخش های اقتصادی ایفا کند؛ از این رو پژوهش حاضر به بررسی اثرات گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار می پردازد. پژوهش حاضر از نوع کمّی بوده و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای شهرستان دامغان به تعداد 30296 خانوار می باشد. برای محاسبه حجم نمونه در بین خانوارها، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 291 نمونه انتخاب گردید. روش های آماری در این پژوهش با استفاده از تحلیل همبستگی و رگرسیون با استفاده از نرم افزار «SPSS» انجام شده است. علاوه بر این به دلیل نرمال نبودن داده ها، از مدل معادلات ساختاری ( SEM) با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار ( SMART PLS 4 ) استفاده شد. نتایج آزمون آماری همبستگی «کندال توبی» نشان می دهد که بین گردشگری خلاق و توسعه کارآفرینی پایدار روستایی با میزان (664/0) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد به این معنی که هرچه گردشگری خلاق افزایش یابد، توسعه کارآفرینی پایدار نیز افزایش می یابد. همچنین نتایج حاصل از معادلات ساختاری نشان می دهد که گردشگری خلاق با مقدار  T (581/10) و مقدار ضریب مسیر (641/0) بر کارآفرینی پایدار روستایی تأثیر مثبتی دارند. علاوه بر این  نتایج مدل رگرسیونی گام به گام نشان می دهد که به طور کلی، گردشگری خلاق تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی پایدار دارد به طوری که متغیّر صنایع دستی با (684/0) بیشترین تأثیر و  اطلاع رسانی و تبلیغات با (116/0) کمترین تأثیر را بر توسعه کارآفرینی پایدار داشته است. این پژوهش با پر کردن خلأ مطالعاتی در زمینه ارتباط تجربی بین گردشگری خلاق و کارآفرینی پایدار در نواحی روستایی، ارزش افزوده ای به ادبیات توسعه روستایی و گردشگری می افزاید. همچنین یافته ها می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری در حوزه توسعه گردشگری خلاق، برنامه ریزی کارآفرینی و توانمندسازی جوامع محلی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۵۴۶.

ارائه الگوی حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۳
حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار، نقش بسیار مهمی در دستیابی به توسعه پایدار در مناطق گردشگری دارد. این رویکرد می تواند به کاهش اثرات منفی گردشگری بر محیط زیست و جوامع محلی کمک کند و در عین حال، فرصت های اقتصادی و اجتماعی جدیدی را ایجاد نماید. در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه الگوی حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار در استان خوزستان است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل حدود ۴۷۱۰۵۰۹  نفر از شهروندان استان خوزستان بوده که از میان آن ها، با استفاده از فرمول کوکران 386 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد و مورد مطالعه قرارگرفت. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت محتوایی (صوری) و سازه ای و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی مورد تأیید قرارگرفت. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای  «SPSS» و «Smart PLS» انجام شده است. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد با توجه به مدل مفهومی آزمون، رابطه قوی و معنی داری بین شاخص های پژوهش با حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار مشاهده شده است (05/0>p) و شاخص های برازش مدل نیز نشان از برازندگی و تناسب داده ها با مدل مفهومی و در نتیجه تأیید مدل است. در نهایت، مقایسه ضرایب همبستگی نشان می دهد که شاخص نهادی (پاسخگویی، شفافیت، قانونمندی، مشارکت، کارایی و اثربخشی، انعطاف پذیری و ... ) قوی ترین رابطه را با شاخص زیست محیطی(065/1 = (r و بعد از آن با شاخص تکنولوژی و فناوری (055/1 = (r دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که  بیشترین تأثیر بر حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار شهری به ترتیب مربوط به شاخص نهادی است که رتبه اول را به خود اختصاص داده است.
۱۵۴۷.

تحلیل کارکردهای شهری در توسعه روستایی (مطالعه موردی: شهرستان رودبار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۳
مقدمه: نقش شهرهای کوچک در حوزه های روستایی و توسعه این مناطق بر کسی پوشیده نیست. کارکرد شهرها در عرصه هایی چون خدمات رسانی، تبادل عوامل تولید و ایفای نقش مکمل در توسعه مناطق روستایی بروز می یابد. در این راستا برنامه ریزان در کشورهای در حال توسعه به مسائلی چون تمرکززدایی فضایی، کاهش نابرابری های منطقه ای، دوگانگی شهری - روستایی توجه ویژه داشته و به دنبال اتخاذ راهبردهایی برای برون رفت از این مشکلات هستند. هدف : تحلیل کارکردهای شهری در توسعه روستایی شهرستان رودبار است. روش شناسی تحقیق: داده های مورد استفاده در تحقیق شامل شاخص جمعیتی نظیر تعداد، خانوار و نرخ رشد در طول دوره های سرشماری 1345 تا 1395 است. در این پژوهش با استفاده ازمدل های کمی آنتروپی و کشش پذیری به ارزیابی نقش7 شهر: رودبار، منجیل، لوشان، جیرنده، بره سر و توتکابن در توسعه روستاهای مجاور آن پرداخته شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: محدوده مورد مطالعه در این تحقیق شهرستان رودبار در استان گیلان است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که شهر بره سر، توانسته است تاثیر مطلوبی در توزیع متعادل و متوازن جمعیت و استقرار سکونتگاه های روستایی حوزه نفوذ خود داشته باشد و حوزه نفوذ خود را به سوی تعادل در سلسله مراتب شهری و توزیع فضایی سوق دهد. شهر توتکابن و منجیل نیز تا حدودی توانسته است تعادل را در سلسله مراتب شهری بوجود آورد. ولی شهرهای رستم آباد، رودبار، لوشان و جیرنده عامل ایجاد تمرکز جمعیت شده اند. همچنین مشخص گردید که در شهرهای شهرستان، تمرکز جمعیت به واسطه وجود خدمات اقتصادی – اجتماعی بیشتر است. نتایج: شهرهای کوچک و متوسط شهرستان رودبار در تجهیز خدمات زیربنایی و امکانات نواحی روستایی پیرامون خود تاثیرگذار بودند.. بین فاصله از مراکز شهری و کیفیت شبکه های ارتباطی با تحولات کالبدی و اقتصادی جامعه روستایی ناحیه رابطه وجود دارد. افزایش دامنه نفوذ و عملکرد فضایی شهرهای شهرستان رودبار باعث شده تا این شهرها جایگاه خود را در نگهداشت جمعیت به عنوان نیروی کار در اقتصاد روستاهای حوزه نفوذ ایفا نمایند.
۱۵۴۸.

کاربرد مدل سازی پویایی سیستم در تبیین چالش ها و چشم اندازهای استقرار بندر خشک در شهرستان سیرجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
افزایش مستمر حمل ونقل دریایی بین المللی کالا، فشار فزاینده ای بر بنادر اصلی کشور وارد کرده و محدودیت ظرفیت و فضای توسعه، منجر به تأخیرهای عملیاتی و کاهش بهره وری شده است. در این میان، استقرار بندر خشک به عنوان راهکاری مکمل، می تواند نقش مؤثری در کاهش بار بنادر ساحلی و بهبود عملکرد شبکه لجستیک ایفا کند. با توجه به موقعیت راهبردی شهرستان سیرجان، این پژوهش با هدف تبیین چالش ها و چشم اندازهای استقرار بندر خشک در این منطقه با بهره گیری از مدل سازی پویایی سیستم انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته انجام شد؛ بدین صورت که در بخش کیفی، از طریق تحلیل مضمون و مصاحبه با ۱۲ نفر از خبرگان، چالش های اصلی شناسایی شد و در بخش کمّی، به منظور تحلیل روابط علّی معلولی میان چالش ها از روش دیمتل فازی، و برای بررسی رفتار سیستم در شرایط مختلف از پویایی شناسی سیستم و تحلیل سناریو استفاده شد. یافته ها نشان داد چالش ها در دو دسته علّی و معلولی قابل طبقه بندی هستند؛ به طوری که چالش های اقتصادی  مالی، اجتماعی  فرهنگی، و حقوقی  نهادی در زمره عوامل علّی، و چالش های مدیریتی  سازمانی، زیست محیطی  پایداری و فنی  زیرساختی در گروه عوامل معلولی قرار می گیرند. نتایج دیمتل فازی، چالش اقتصادی مالی را به عنوان قوی ترین عامل علّی و چالش فنی  زیرساختی را به عنوان قوی ترین عامل معلولی معرفی کرد. همچنین تحلیل پویایی سیستم نشان داد اجرای راهکارها و سیاست های پیشنهادی، به ویژه در سناریوی خوش بینانه، منجر به کاهش معنادار چالش ها و بهبود چشم انداز استقرار بندر خشک در شهرستان سیرجان می شود.
۱۵۴۹.

تبیین رابطه توانمندسازی روان شناختی پیرامون تاب آوری روستاییان در مقابل کووید 19(مطالعه موردی: روستاهای کنویست شهرستان مشهد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
زمینه و هدف: توانمندسازی جامعه روستایی یک امری بسیار راهبردی برای ایجاد توسعه همه پتانسیل های موجود در جامعه است تا افراد به صورت فردی و گروهی توانمند شوند و برای رسیدن به این بخش از مهارت حفظ تاب آوری ضرورتی اجتناب ناپذیر است. لذا این تحقیق بر اساس ارتباط بین توانمندسازی روان شناختی پیرامون تاب آوری روستاییان در برابرکرونا انجام شده است. منطقه موردمطالعه روستاهای دهستان کنویست شهرستان مشهد است. روش شناسی: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توص یفی می باشد. جامعه موردمطالعه شامل افراد موجود در 11 روستای کنویست شهرستان مشهد به تعداد 4712 نفر و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 302 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. روش تحقیق بر اساس پرسشنامه محقق ساخته تنظیم شده است. روایی پرسشنامه توسط اساتید دانشگاه مورد تأیید می باشد؛ و همچنین ضریب پایایی ترکیبی (CR) ) برای تمامی متغیرها بیش از 7/0 می باشد که نشان دهنده ثبات و همبستگی درونی مطلوب بین آیتم هاست. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری و نرم افزار پی ال اس (PLS)  و نرم افزار(SPSS)  استفاده گردیده است. یافته ها و نتایج: نتایج حاکی از آن است که رابطه بین خود تعینی با تاب آوری با ضریب مسیر (476/0) و عدد معنی دار 857/2 و بین سطح معنی داری با تاب آوری با ضریب مسیر (319/0) و عدد معنی دار 964/3، بین اثرگذاری با تاب آوری با ضریب مسیر (521/0) و عدد معنی دار 371/2 رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. همچنین بین عزت نفس، اعتماد و شایستگی با تاب آوری رابطه مثبت و معنی داری وجود نداشت. درنهایت با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهادهای کاربردی ارائه شده است.
۱۵۵۰.

تحلیل راهبردی جایگاه محصولات باغداری در ارتقاء توسعه پایدار روستایی، مطالعه موردی: منطقه مردق چای مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۶
در دهه های اخیر، مفهوم توسعه پایدار به عنوان رویکردی کلیدی در برنامه ریزی و مدیریت مناطق روستایی، جایگاهی برجسته در ادبیات علمی و سیاست گذاری های کلان کشورها یافته است. این رویکرد به دنبال ایجاد تغییرات مثبت در ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی جوامع محلی است. مقاله حاضر به تحلیل جایگاه محصولات باغداری در فرآیند توسعه پایدار منطقه مردق مراغه با توجه به ابعاد کالبدی، اقتصادی و اجتماعی پرداخته است. این تحقیق به ویژه بر نقش محصولات باغداری به عنوان یک محصول استراتژیک در بهبود شرایط معیشتی و اجتماعی روستاییان منطقه تأکید دارد. با توجه به چالش هایی مانند مهاجرت بی رویه، بیکاری فصلی و ضعف در زیرساخت های فرآوری، این پژوهش به شناسایی ظرفیت های بالقوه و چگونگی استفاده از این محصول برای ارتقاء توسعه پایدار در منطقه می پردازد. روش تحقیق شامل رویکرد ترکیبی داده های کمّی و کیفی است که به تحلیل دقیق تر ابعاد مختلف این فرآیند می پردازد. جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۱۳۵۰ نفر از بهره برداران باغات سیب منطقه مردق مراغه است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در فرآیند تولید، نگهداری یا فروش سیب مشارکت دارند، و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری طبقه ای متناسب برابر ۳۸۴ نفر تعیین شد. یافته ها نشان می دهند که سیب، با وجود چالش هایی همچون کمبود زیرساخت های فرآوری، ضعف در بازاریابی و تغییرات اقلیمی، می تواند با اتکا بر بهبود روش های کشاورزی پایدار، ایجاد خوشه های فرآوری محلی و استفاده از برند سیب مردق به عنوان عاملی مؤثر در توسعه پایدار منطقه با تأکید بر بهبود زیرساخت ها، فرآیندهای فرآوری و افزایش شناخته شدگی در بازارهای داخلی و خارجی مورداستفاده قرار گیرد. نتایج این تحقیق می تواند به عنوان مبنای سیاست گذاری های محلی برای بهبود وضعیت معیشتی کشاورزان و روستاییان منطقه مردق مراغه استفاده شود و همچنین الگویی برای سایر مناطق مشابه در کشور به منظور ارتقاء توسعه پایدار از طریق بهره برداری مؤثر از منابع کشاورزی باشد.
۱۵۵۱.

ارائه مدل بهینه عملکردی برای منطقه آزاد اردبیل با تکیه بر آسیب شناسی مناطق آزاد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: با توجه به این واقعیت که مناطق آزاد در ایران نسبت به نمونه های موفق آن در دنیا دارای عملکرد قابل قبولی نبوده و با آسیب های متعددی مواجه هستند، مقاله حاضر ضمن شناسایی آسیب های نهفته در مناطق آزاد کشور، سعی دارد مدل مطلوب برای بهبود عملکرد مناطق تازه تأسیس و مشخصاً منطقه آزاد اردبیل ارائه دهد. روش پژوهش: شناسایی آسیب های مناطق آزاد بر مبنای روش کیفی و به طور خاص مصاحبه با مطلعین حوزه مناطق آزاد در کشور صورت گرفته است. شناسایی و اولویت بندی ریشه های آسیب ها با بهره گیری از مدل تحلیل سلسله مراتبی و نرم افزار وزن دهی Expert Choice انجام یافته و مدل بهینه عملکردی برای منطقه آزاد اردبیل نیز بر مبنای تدوین سناریوهای احتمالی عوامل کلیدی حاصل از نرم افزار فوق بوده است. نتایج: نتایج حاکی از آن است که مناطق آزاد در شرایط فعلی بنا به اقدامات و سیاست های اشتباه، توانمندی لازم جهت تحقق شرایط واقعی یک منطقه آزاد را دارا نیستند. این عدم توانمندی در بسیاری از ابعاد مختلف مالی، انسانی، سازمانی و ... مطرح می باشد. نتیجه گیری: تداوم وضعیت موجود بدون تغییرات در رویکرد و ساختار در چارچوب سناریوی اول، منطقه آزاد اردبیل را در شرایط بحرانی و حتی فراتر از آن قرار خواهد داد. حفظ رویکرد موجود با تغییرات تدریجی در ساختارِ اجرا و مشارکت (در قالب سناریوی دوم) زمینه را برای به کارگیری سیاست های اساسی و توانمندی اعمال این سیاست ها از سوی منطقه آزاد اردبیل فراهم خواهد ساخت، و در چنین حالتی می توان به معنای واقعیِ منطقه آزاد (در قالب سناریوی سوم) با تأکید بر تغییرات اساسیِ رویکردی و ساختاری نزدیک شد.
۱۵۵۲.

مقایسه روش های AHP و TOPSIS در پهنه بندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه بالخلوچای اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
زمینه و هدف: گندم به عنوان یکی از محصولات استراتژیک کشاورزی و غلات پایه در سبد غذایی جهانی، نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و معیشت جوامع انسانی ایفا می کند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، گندم پس از ذرت و برنج، سومین محصول غلات مهم از نظر تولید در جهان است که نقش اساسی در تأمین کالری و پروتئین مورد نیاز انسان دارد. با عنایت به اهمیت راهبردی گندم و نیاز روزافزون به افزایش تولید آن، مکان یابی و اختصاص بهینه اراضی مستعد برای کشت این محصول، از اولویت های اصلی در بخش کشاورزی محسوب می شود. هدف این پژوهش مقایسه روش های AHP و TOPSIS به منظور پهنه بندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل است. روش شناسی: در این تحقیق از داده های بارش، دما، ارتفاع، شیب و عمق خاک حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل استفاده گردید. سپس با پردازش داده ها در محیطGIS ، نقشه لایه های اطلاعاتی برای هر یک از معیارها تهیه گردید. برای مشخص شدن وزن معیار ها از روش AHP و برای اولویت بندی گزینه ها از مدل TOPSIS استفاده گردید. سپس با هم پوشانی و تلفیق معیارهای مورد مطالعه، نقشه نهایی مناطق مستعد کشت گندم دیم تعیین گردید. یافته ها و نتیجه گیری : نتایج حاصل از تحلیل داده ها با روش AHP نشان داد که برای کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای حدود 37 درصد اراضی، خیلی مناسب، 22 درصد مناسب، 24 درصد کمی مناسب و 17 درصد نامناسب است. همچنین بر اساس روش TOPSIS، حدود 37 درصد از مساحت حوضه بالخلوچای مناسب، 32 درصد کمی مناسب و 31 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. نتایج بررسی با روش AHP بیانگر آن است که معیار شیب با وزن 220/0، ارتفاع با وزن 144/0، بارندگی سالانه با وزن 122/0 و بارش مرحله رسیدگی و دانه دهی با وزن 106/0 مهم ترین معیار در مراحل کشت گندم در حوضه آبریز بالخلوچای هستند. همچنین نتایج اولویت بندی حاصل از مدل تاپسیس نشان داد که ایستگاه نیر نزدیک ترین گزینه به ایده آل مثبت و بعد از آن به ترتیب سرعین و اردبیل قرار دارند.
۱۵۵۳.

سنجش تاب آوری ساکنان سکونتگاه های غیررسمی پیراشهری و اثرات شاخص های توسعه پایدار برتاب آوری آنان (مطالعه موردی: چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
مهم ترین مس ائل مط رح در اسکونتگاه های غیر رسمی پایین بودن شاخص های اقتصادی-اجتماعی از قبیل درآمد، اشتغال، مسکن، تحصیلات، بهداشت و... است؛ این سکونتگاه ها در مواقع بحران توانایی بازگشت ب ه حال ت ع ادی را از دس ت می دهند. تحقیق حاضر باهدف تحلیل و سنجش میزان تاب آوری اجتماعی ساکنین سکونتگاه های غیررسمی چابهار(محله کمب، مرادآباد و رمین) و همچنین تأثیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی بر میزان تاب آوری اجتماعی صورت گرفته است. در انجام پژوهش، از روش توصیفی و تحلیلی و در جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی و کتابخانه ای با رویکرد بازنگری نظامند منابع مرتبط، جهت شناسایی معیارهای اصلی تاب آوری اجتماعی بهره گرفته شد و با روش قیاسی، مدل مفهومی تاب آوری اجتماعی تدوین گردید. متعاقباً از طریق توزیع پرسشنامه مستخرج از مؤلفه های تاب آوری اجتماعی، به صورت هدفمند و تحلیل داده های کیفی و کمی حاصل شده، درجه اهمیت هر معیار مورد ارزیابی واقع شد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 381 پرسشنامه محاسبه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع گردید. در این پژوهش تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات از طریق آزمونهای آماری شامل آزمونهای همبستگی ،تحلیل واریانس ،آزمون ویلکاکسون، آزمون tتک نمونه ای وآزمون تعقیبیpost hoc صورت گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از نظر شاخص های اجتماعی محله کمب با میانگین 358/3 و محله مرادآباد با میانگین 015/3 بیشترین و کمترین شاخص اجتماعی را به خود اختصاص داده اند ،اما از نظر شاخص های زیست محیطی محله مرادآباد با میانگین 333/3 و محله رمین با 044/3 بیشترین و کمترین میانگین این شاخص را دارند. با نگاهی دیگر به نتایج متوجه میشویم که این محله کمب است که از نظر شاخص های اقتصادی و فرهنگی با میانگین بیشتری از دو محله دیگر پیشی میگیرد و نتایج روشن می کند که محله کمب تاب آوری بیشتری را نسبت به دو محله دیگر در شهرستان چابهار دارد.
۱۵۵۴.

بررسی میزان اثرگذاری مولفه های گردشگری هوشمند روستایی بر پایداری روستاهای هدف گردشگری (مطالعه موردی: روستاهای شرق استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
گردشگری هوشمند روستایی به عنوان یک راهبرد جدید در مسیر توسعه پایدار روستاها مطرح می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان اثرگذاری مؤلفه های گردشگری هوشمند روستایی بر پایداری روستاهای هدف گردشگری شرق استان کرمانشاه است. روش تحقیق در نوشتار حاضر بر اساس هدف، از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات به روش اسنادی منابع کتابخانه ای، مجله های علمی و گردآوری میدانی به روش پرسشنامه و اطلاعات مورد نیاز در زمینه گردشگری هوشمند روستایی و شاخص های آن با استفاده از پیشینه، با توجه به شرایط منطقه جمع آوری شده است. پرسشنامه به دلیل بررسی وضعیت گردشگری هوشمند روستایی در روستاهای نمونه، در قالب طیف پنج گزینه ای لیکرت تهیه و در بین روستاییان توزیع و تکمیل شده است. از مجموع (1191 خانوار) 3888 نفر تعداد جمعیت روستاهای نمونه با فرمول کوکران با خطای 065/0 درصد حجم نمونه 215 نفر به دست آمد. برای سنجش گردشگری هوشمند روستایی و توسعه پایدار روستایی با توجه به نوع داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون ، تی تک نمونه ای استفاده شده است. در ادامه به دلیل سطح بندی روستاهای مورد مطالعه به لحاظ دستیابی به گردشگری هوشمند روستایی و توسعه پایدار روستایی با توجه به نوع داده ها از روش وزن دهی CRITIC و روش رتبه بندی COCOSO و  MARCOS استفاده شده است و برای تحلیل تأثیر عوامل گردشگری هوشمند روستایی بر پایداری روستاهای هدف گردشگری از روش معادلات ساختاری SMART PLS استفاده شده است. برای تحلیل های آماری از نرم افزار JAMOVI و نقشه ها از نرم افزار GIS استفاده شده است. با توجه به نتایج، ضرایب t بین متغیرهای اصلی پژوهش، بیش از 161/22 بوده یعنی رابطه معنادار و غیر مستقیم است بدین ترتیب انواع شاخص های گردشگری هوشمند روستایی بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی تأثیر مثبت و معناداری دارد و گردشگری هوشمند روستایی با ضریب 821/0 بیشترین تأثیر مستقیم بر توسعه پایدار روستایی را داشته  و متغیر مستقل 3/86 درصد از واریانس متغیر توسعه پایدار روستایی را پیش بینی می کنند.
۱۵۵۵.

تحلیلی بر مولفه های موثر ادراک منظر شهری در بافت های تاریخی شهر؛ شبیه سازی ادراک عابران پیاده برمبنای سرعت حرکت (نمونه موردی: بافت تاریخی شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۳
یکی از پارامترهای اساسی در طراحی زیرساخت های پیاده روی، سرعت حرکت عابران پیاده در شرایط گوناگون است. بافت های تاریخی شهرها به عنوان میراث فرهنگی ارزشمند همیشه مورد توجه بوده و چالش های طراحی منظر بر سرعت قدم زدن تأثیرگذار هستند. بنابراین، این تحقیق به بررسی مؤلفه های ادراک منظر شهری در بافت تاریخی شهر زنجان بر اساس سرعت حرکت پیاده می پردازد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و بر پایه پیمایش میدانی است. از میان 384 نفر با سطح خطای 0.05 درصد و با استفاده از فرمول کوکران، نمونه گیری تصادفی ساده صورت گرفت. برای شناسایی مؤلفه های ادراکی افراد پیاده، آزمون آماری میانگین در نرم افزار SPSS استفاده شد. همچنین برای سنجش سرعت حرکت عابران با توجه به منظر محیط و فعالیت ها، از تحلیل های کریجینگ و وزن فاصله معکوس در نرم افزار ArcGIS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد عوامل زیباشناختی، به ویژه در مسیر منتهی به پیاده راه سبزه میدان، به خاطر هویت مکانی، خوانایی مسیر، عناصر بصری و معماری سنتی و مدرن، تنوع فعالیتی و وجود عناصر طبیعی و مصنوعی مانند مجسمه های یادبود، مسجد جامع، بازار و پارک سبزه میدان بالاترین میانگین را دارند و ادراک منظر را با حضور افراد در ساعات مختلف روز افزایش می دهند. همچنین، نتایج مدل های شبیه سازی و توزیع فضایی نشان داد که توزیع فضایی ناشی از حرکت و سرعت عابران در مسیرهای منتهی به پیاده راه سبزه میدان به صورت خوشه ای بوده و طراحی مناسب، روشنایی مسیر، تنوع فعالیتی، معماری سنتی و مدرن سبب کاهش سرعت و افزایش درک محیط می شوند. با این رویکرد، توجه به مؤلفه های زیبایی شناختی مانند عناصر معماری، بصری و تنوع عملکردی به وضوح و هویت فضاهای شهری کمک زیادی می کنند.
۱۵۵۶.

تبیین عوامل موثر بر حس مکان در مکانهای مذهبی ایران (نمونه موردی: مساجد تاریخی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۷۹
مسجد به مثابه کانونی عباد ی -اجتماعی برای ادامه حیات پویا نیازمند ارتباطی قوی با حوزه کارکردی خود است. این ارتباط با زمینه از طریق پیوندی انسانی، کالبدی و طبیعی با محیط بیرونی محقق می شود. دین می تواند نقش مهمی در حس مکان داشته باشد و مفهومی از آن ارائه دهد. شکل و سازمان فضایی بنا بر میزان دلبستگی به بنا مؤثر بوده و هر گونه تغییری در ابعاد کالبدی و روانی بنا می تواند بر میزان حس مکان آن، مؤثر بوده است. هدف تحقیق حاضر تحلیل عوامل موثر بر حس مکان در امکان مذهبی شهر تبریز می باشد. تحقیق از نظر ماهیت بصورت توصیفی-تحلیلی و اکتشافی می باشد. که در اصل از روش کیفی و کمی استفاده شده است. حجم نمونه 20 نفر از خبرگان و حجم نمونه نمازگزاران 168 نفر می باشد. برای تحلیل داده های کیفی از روش داده بنیاد با نرم افزار  Maxqda استفاده شد برای تحلیل دادهای کمی  و سنجش رابطه میان متغیرها از روش همبستگی پیرسون و از آزمون های آماری رگرسیون خطی ساده و چندمتغیره برای تعیین رابطه و شدت و جهت رابط هی بین متغیرهای مستقل و وابسته استفاده شد. از تحلیل مسیر برای مشخص کردن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر حس مکان استفاده شد برای این تحلیل ها از نرم افزار Spss  و  Amosبهره گرفته شد. نتایج نشان داد عوامل ادراکی و کالبدی بیشترین تاثیر را در القای حس مکان در مساجد تاریخی شهر تبریز دارند و عوامل اجتماعی و عملکردی تاثیر کمتری دارند. در بین متغیرهای مورد بررسی سرزندگی بیشترین ضریب همبستگی و تاثیر در حس مکان دارد. همچنین در بین مساجد بررسی شده مسجد مقبره بیشترین حس مکان از نظر مراجعه کنندگان دارد. بنابراین همه عوامل  کالبدی، اداراکی، اجتماعی و عملکردی در ایجاد حس مکان در مکانهای مذهبی ایران بخصوص شهر تبریز موثر هستند.
۱۵۵۷.

تحلیل ژئومورفولوژیک با استفاده از تئوری گسیختگی سطحی، منطقه مورد مطالعه: کپه داغ مرکزی و شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۰۹
منطقه کپه داغ، یک ناحیه فعال تکتونیکی در شمال شرق ایران، چشم اندازی منحصر به فرد برای مطالعه پتانسیل گسیختگی سطحی و فرآیندهای هیدروژئومورفولوژیکی ارائه می دهد. این مطالعه با استفاده از تکنیک های پیشرفته تحلیل ژئومورفومتری به بررسی تعامل پیچیده بین توپوگرافی، تکتونیک و فرآیندهای سطحی در این محیط نیمه خشک می پردازد. با بهره گیری از مدل های رقومی ارتفاعی (DEM) با وضوح بالا، پارامترهای کلیدی ژئومورفومتری از جمله ارتفاع، شیب و جهت شیب را استخراج و تحلیل می کنیم تا ویژگی های توپوگرافی منطقه و پیامدهای آن برای گسیختگی سطحی و مدیریت منابع آب را مشخص کنیم. در این روش شناسی ما به دنبال پردازش DEM، تحلیل های آماری و تکنیک های تجسم سازی با ادغام آنها و استفاده از اسکریپت های پایتون می باشیم. ما از روش های نمونه برداری کاهشی برای پردازش کارآمد مجموعه داده های بزرگ با حفظ یکپارچگی داده ها استفاده می کنیم و معیارهای آماری قوی را برای کمی سازی عدم قطعیت در یافته هایمان به کار می بریم. منطقه مورد مطالعه، با پوشش تقریبی 35,595 کیلومتر مربع، دامنه ارتفاعی 2,608 متری را از 354 تا 2,962 متر بالاتر از سطح دریا نشان می دهد.وجود شیب های بسیار تند (تا 89.60°) نشان دهنده مناطقی با پتانسیل ناپایداری و خطر فرسایش بالا است که احتمالاً با فعالیت تکتونیکی اخیر یا رویدادهای گسیختگی سطحی مرتبط است. جهت شیب غالب به سمت حدود جنوب، بینش هایی درباره کنترل های ساختاری بر توپوگرافی و الگوهای بالقوه گسیختگی سطحی ارائه می دهد. ترکیب تکنیک های پیشرفته ژئوسپیشیال(مکانی-فضایی) با تحلیل ژئومورفولوژیکی، رویکردی نوآورانه برای مطالعه مناطق فعال تکتونیکی ارائه می دهد که کاربردهای بالقوه ای در محیط های مشابه در سراسر جهان دارد. لذا با عنایت به درک صحیح از ژئومورفولوژی و چارچوب های روش شناختی پیشنهاد می شود که با رویکردهای پژوهشی نوین گامی در جهت شناخت سیستمی، برنامه ریزی منطقه ای، کاهش خطر و مدیریت منابع آب در این منطقه پیچیده زمین شناختی و حساس زیست محیطی برداشته شود.
۱۵۵۸.

بررسی وضع موجود و تبیین راهبردهای آسایش اقلیمی در سکونتگاه های بومی روستاهای شهرستان مهاباد (با استفاده از روش ماهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۸۶
هدف: در یک بیان کلی، سکونتگاه یک ضرورت اساسی برای انسان در جهت محافظت کردن از شرایط آب و هوایی است. به همین خاطر اقلیم تأثیر زیادی بر شکل ساختمان ها می گذارد. توجه به طراحی همساز با اقلیم، یکی از مسائل مهمی است که می توان با استفاده از وضعیت غالب طبیعی هر منطقه، بهترین شرایط را برای آسایش اقلیمی ساکنان در فصل گرم و سرد سال فراهم نمود. در مقاله حاضر سعی در بررسی و شناسایی راهبردهای مهم در طراحی معماری بومی باهدف نیل به آسایش اقلیمی خانه های بومی روستاهای شهرستان مهاباد شده که مبتنی بر روش ماهانی است. روش تحقیق: این پژوهش با روش تحقیق کمی مورد تبیین قرارگرفته است. ابتدا با استفاده از مشاهدات میدانی، الگوی بناهای بومی روستاهای شهرستان مهاباد در 70 نمونه موردی (اشباع نظری) گردآوری شده و با استفاده از مقیاس های کلی و خرد ازنظر الگوهای شاخصه های فرمی بنا (نظام استقرار، فضای بین ساختمان، ویژگی های فرم پلان، بازشو و مصالح) ارزیابی شدند. سپس از طریق مدل ماهانی پیشنهاد های طراحی اقلیمی در شهرستان مهاباد استخراج و درنهایت شاخصه های فرمی بنا نسبت به پیشنهاد های اصول ماهانی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: به علت گستردگی و پهناوری منطقه موردتحقیق و برای اطمینان از صحت پژوهش از هر دهستان حداقل یک روستا و درمجموع 9 روستای منتخب در حوزه شهرستان مهاباد بررسی گردیده است، روستاهایی که قابلیت و دارای بناهای که بافت نسبتاً ارزشمندی دارند و نسبتاً دست نخورده و ازنظر معماری بومی درخور مطالعه و پژوهش هستند، انتخاب شد. نتیجه گیری: در مرحله آخر نیز، سازگاری الگوهای بومی با توجه به پیشنهاد های اقلیمی ماهانی، دارای اختلاف معنی داری بوده که مثبت بودن این اختلاف حاکی از این بود که سکونتگاه های بومی به لحاظ 2 شاخصه وضعیت بام و فضای بین ساختمان ها با اصول پیشنهادی ماهانی، نامنطبق بوده و سازگاری کامل را ندارند.
۱۵۵۹.

تبیین رفتارهای حفاظت از خاک زراعی در میان کشاورزان با تأکید بر نقش آموزش و عوامل رفتاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۹
تخریب خاک زراعی یکی از چالش های بحرانی پایداری کشاورزی در سطح جهانی است که امنیت غذایی و سلامت اکوسیستم ها را تهدید می کند. با وجود وجود راهکارهای فنی مؤثر، پذیرش روش های حفاظتی توسط کشاورزان، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، همچنان محدود است. این مقاله مروری با تکیه بر مدل رفتار برنامه ریزی شده و نظریه باورهای محیط زیستی نوین، نقش آموزش کشاورزی را به عنوان عاملی میانجی و تسهیل گر در شکل دهی به رفتارهای حفاظتی بررسی می کند. یافته ها نشان می دهند که آموزش نه تنها می تواند نگرش ها، هنجارهای اجتماعی درک شده، کنترل رفتاری ادراک شده و باورهای محیط زیستی کشاورزان را تقویت کند، بلکه با ایجاد ارتباط میان دانش فنی و انگیزه های روان شناختی، زمینه ساز تغییر رفتار پایدار می شود. همچنین، تلفیق این چارچوب های نظری در طراحی برنامه های آموزشی می تواند به کاهش شکاف بین دانش و عمل کمک کند. این مطالعه تأکید می کند که مداخلات آموزشی مؤثر باید فراتر از انتقال اطلاعات فنی باشند و بر درک عمیق مکانیسم های روان شناختی و فرهنگی مؤثر بر تصمیم گیری کشاورزان متمرکز گردند.
۱۵۶۰.

ارزیابی کارایی صنعت طیور و تأثیر آن در توسعه پایدار اقتصادی استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۲
صنایع کوچک و مولد با وجود اینکه از نظر ماهیت و اندازه همگن نیستند اما به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به دلیل امکان انعطاف پذیرتر بودنشان نسبت به صنایع بزرگ و سهولت تغییر در فرایندهای تولید و استفاده از نوآوری ها در ایجاد مشاغل، تولید درآمد، جذب نیروی کار، توزیع ثروت و کاهش فقر به توسعه پایدار اقتصادی مناطق و جوامعِ کمک می کنند. در همین راستا مطالعه حاضر به ارزیابی کارایی صنعت طیور و تأثیر آن در توسعه پایدار اقتصادی شهرهای استان مازندران پرداخته است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی بوده که با استفاده از روش پیمایش در استان مازندران اجرا گردید. داده های این تحقیق با استفاده از روش های اسنادی و پرسشنامه محقق ساخته در بین 40 نفر از نخبگان اقتصادی شاغل در بخش صنعت طیور و صنایع وابسته اجرا گردید. داده های تحقیق با استفاده از روش های CCR، BCR، آنتروپی شانون و آزمون تی یک طرفه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که بیش ترین کارایی درکل استان مازندران به ترتیب مربوط به مرغ اجداد، گوشتی و مادر بوده، رتبه بندی کارایی اقتصادی پرورش مرغ گوشتی مزرعه استان مازندران (به لحاظ نژاد مرغ)، بیش ترین کارایی را به ترتیب در نژاد راس، کاپ و آرین مشاهده شد. نتایج آنتروپی شانون نشان داد که به ترتیب مرغ مادر، مرغ گوشتی، مرغ بومی، مرغ اجداد، پولت از بیش ترین کارایی برخوردارند. بررسی تأثیر کارایی صنعت طیور در پایداری اقتصادی نیز نشان داد که این صنعت در حال حاضر با وضعیت مطلوب فاصله دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان