فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۵۶۱ تا ۳۰٬۵۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
نوسانات آب و هوایی ؛ نگاهی به نواسانات آب و هوایی و تاثیر آن بر خشکسالی در شهرستان «دهشت و چرام» از توابع استان کهکیلویه و بویر احمد
حوزههای تخصصی:
پایـداری شهری : تنگناها، چالش ها و الگووارها
حوزههای تخصصی:
رشد آموزش جغرافیا در گذر زمان
حوزههای تخصصی:
معلم قلم به دست
حوزههای تخصصی:
مدل سازی مکانی بارش سالانه ی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش عمده ای از نامانایی مکانی بارش ایران حاصل تنوع عوامل مکانی نظیر موقعیت، ارتفاع و ویژگی های توپوگرافی (شیب و جهت گیری آن) در این سرزمین گسترده است. چگونگی هریک از این ویژگی ها قادر است الگوی رفتار مکانی بارش را تعیین کند. بدین دلیل شناخت رفتار مکانی بارش و سازوکار آن از جنبه های مهم در مطالعات اقلیم شناختی است. از این رو تلاش شد، با در نظر گرفتن عوامل مکانی و با بهره گیری از پایگاه دادهی اسفزاری ویرایش نخست (داده های شبکه ای بارش روزانهی ایران با توان تفکیک مکانی داده ها 15 15 کیلومتر) و براساس داده های 1436 ایستگاه همدید، اقلیمی و باران سنجی در گستره ی کشور، دو مدل رگرسیون عمومی (کلی) و رگرسیون موزون جغرافیایی بر بارش کشور برازش یابد.
نتایج حاصل شده نشان داد که در بین دو مدل مذکور، برآورد حاصل از به کارگیری رگرسیون موزون جغرافیایی (GWR) به واقعیت نزدیک تر است. بر همین اساس معلوم شد که ارتفاعات در شمال غرب و نواحی داخلی، جهت دامنه ها در زاگرس و شیب در شمال شرق و نواحی خزری مهم ترین عامل مکانی مؤثر بر بارش به شمار می آیند.
برنامه ریزی راهبردی توسعه ی گردشگری با روش SWOT (مطالعه موردی: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر شیراز یکی از مراکز جذب گردشگر در سطح ملی و بین المللی در کشور ایران است. این شهر به دلیل نزدیکی به تخت جمشید، هر ساله میزبان تعداد زیادی از گردشگران داخلی و خارجی است. علاوه بر این، شیراز دارای آب و هوای مناسب و پتانسیل های طبیعی با ارزشی است. لیکن تاکنون این شهر نتوانسته به جایگاه واقعی خود در عرصه جذب گردشگران دست یابد. در پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی، با بکارگیری فرایند برنامه ریزی راهبردی، ضمن پی جویی توانمندی ها و کارکردهای گردشگری شهر شیراز و به منظور توسعه این کارکردها، اقدام به ارائه راهکارها و تعیین راهبردهای کاربردی در جهت توسعه گردشگری شده است. بر این اساس، ابتدا فهرستی از نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها شناسایی شد. سپس برای مشارکتی کردن برنامه ریزی آتی در ناحیه مورد مطالعه، از تکمیل پرسشنامه توسط مردم، مسئولان و گردشگران استفاده گردید، برای وزن دهی به تک تک عوامل تأثیرگذار نیز از روش دلفی استفاده شده است. نتایج نشان دهنده آن است که راهبردهای قابل قبول در برنامه ریزی گردشگری شهر شیراز، در اولویت اول راهبردها محافظه کارانه است و راهبردهای تهاجمی در اولویت دوم برنامه ریزی قرار می گیرد. بدین منظور، نخست راهبردهای اولیه WO و سپس راهبردهای SO در ماتریس SWOT در اولویت انتخاب قرار گرفتند. در واقع راهبرد محافظه کارانه ی 2 WO با امتیاز 16/6 نشان دهنده بهترین راهبرد در توسعه گردشگری شهر شیراز تلقی می شود. برای دستیابی به این مهم، آشنا کردن مدیران هتل ها و دفاتر خدمات مسافرتی با روش های نوین تبلیغات و بازاریابی گردشگری، در اولویت است و موجب افزایش آگاهی علاقمندان به گردشگری از جاذبه های منحصر به فرد این منطقه می گردد. و به تبع افزایش تعداد گردشگران و افزایش مدت زمان اقامت گردشگران در شهر عملی می گردد. در عین حال راهبرد تهاجمی 1 SO با امتیاز 3/7 به عنوان مؤثرترین راهبرد پس از راهبرد محافظه کارانه، قلمداد می شود. برای نیل به تحقق اهداف و توسعه گردشگری با بهره گیری از این راهبرد، تقویت و افزایش میزان ارائه امکانات و خدمات در کنار جاذبه ها و منابع گردشگری دارای اهمیت در سطح ملی و بین المللی، با هدف جلب رضایت بیشتر گردشگران به ویژه گردشگران خارجی به منظور معرفی جایگاه واقعی کارکردهای تاریخی - تمدنی و فرهنگی شهر شیراز به سایر کشورها با هدف جذب هر چه بیشتر گردشگران خارجی و ایجاد اشتغال و درآمد پایدار پیشنهاد می شود.
بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری در ایران (با رویکرد جذب گردشگران خارجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت مسافرت و جهانگردی به عنوان بزرگترین و متنوع ترین صنعت در دنیا به حساب می آید. پدیده گردشگری که خود به صورت یک پدیده اجتماعی- فرهنگی مطرح است به بزرگترین تحرک و جابجایی انسان ها اطلاق می شود. رشد روزافزون و شتابنده آن موجب شده که بسیاری از صاحب نظران قرن 20 را قرن گردشگری بنامند. این صنعت بر حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مانند مبادلات خارجی، درآمدها، اشتغال- قیمت ها- توزیع درآمدها، مهاجرت، تقسیم کار، آداب و رسوم و هنرها مؤثر است. با توجه به اهمیت گردشگری هدف اصلی این مقاله تبیین جایگاه، رضایتمندی گردشگران خارجی نسبت به میزبانان (ایرانیان) در توسعه صنعت گردشگری است. در این تحقیق شاخص عینی سنجش توسعه گردشگری میزان تمایل مجدد گردشگران خارجی برای سفر مجدد به ایران است برای رسیدن به اهداف تحقیق از دو روش اسنادی (با مطالعه پیشینه و مبانی نظری تحقیق) و میدانی (پیمایشی) استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را گردشگران خارجی از پنج قاره جهان تشکیل می دهند که با اهداف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تفریحی به ایران مسافرت کرده اند. تعداد 385 گردشگر به عنوان افراد نمونه انتخاب شدند برای سنجش رضایتمندی از 6 معرف، مکان اقامت، برخورد عمومی مردم، تمیز بودن خیابان ها، رعایت قوانین و مقررات رانندگی، احترام به حقوق دیگران، رعایت نظافت از سوی مردم استفاده شده است. طبق نتایج 86% از گردشگران دارای رضایت خوب و زیاد به مردم ایران داشته اند که 95% دارای تمایل خوب و زیاد برای سفر مجدد به ایران هستند. ضریب همبستگی بین دو متغییر احساس رضایت و تمایل به سفر مجدد همبستگی قابل ملاحظه 582%= r و سطح معنی داری (000/0= p ) مشاهده می شود چون این ضریب مثبت است نشان دهنده رابطه مستقیم میان این دو متغییر است. با توجه به مقدار ضریب تعیین (34/0= R2 ) حدود 34/0 درصد از تغییرات تمایل به سفر مجدد گردشگران توسط رضایت آنان به ایرانیان قابل تبیین است. بنابراین، هر چه میزان احساس رضایت گردشگران نسبت به مردم ایران بالا رود تمایل به گردشگری به سفر مجدد به ایران نیز افزایش مییابد.
تأثیر هویت مکانی بر همگرایی ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکان به عنوان کانون علم جغرافیا، مفهومی درآمیخته با فرآیندهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و بُنمایههای طبیعی است که گوناگونی و درهمتنیدگی بلندمدت آنها در جهتدهی و معنابخشی به کوشش و منش انسانهای ساکن در آن نقش بنیادی داشته است. برهمکُنشی مکان و هویت انسانهای ساکن در آن از دیرباز کانون توجه جغرافیدانان در قالب مفاهیمی مانند جبر جغرافیایی (محیطی)، ادراک محیطی، جغرافیای رفتاری و ... بوده است. طی چند دههی اخیر، برخاسته از تهدیدات ناشی از کشمکشهای هویتی و کوشش برای پاسداشتِ همبستگی ملی و پیوستگی سرزمینی، مفاهیمی همانند هویت مکانی، حس و تعلق مکانی در فرآیند همگرایی ملی و نمادسازیهای مکانیِ واحدهای سیاسی، توجه روزافزونی به خود جلب کردهاند. نوشتار حاضر با رویکردی تبیینی، سویههای مختلف پیوستگی و درهمتنیدگی مکان و هویت را در روند و همگرایی ملی مورد بررسی قرار داده است.
پیامدهای تشکیل حکومت ناحیه ای کردستان عراق در کردستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاثیر عوامل خارجی و بیرونی بر مباحث قومی ایران از اوایل قرن بیستم تاکنون از موضوعات مهم حاکمیت و امنیت ملی ایران بوده است. تحولات چند سال اخیر کشور عراق به ویژه تشکیل حکومت ناحیه ای کردستان در شمال آن کشور نیز به دلیل مجاورت با نواحی کردنشین ایران و وجود پیوندهای های متقابل قومی و فرهنگی بین کردهای دو کشور برای ایران حائز اهمیت است. این تحولات بر نواحی کردنشین ایران تاثیرات گوناگونی داشته است. افزایش توجه به فرهنگ و هویت کردی، تبدیل شدن کردستان عراق به عنوان محور و کانون مباحث کردی، ارتقاء سطح مطالبات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از جمله نمودهای این تأثیرات به شمار می روند. کردهای ایران به دلیل تجانس نژادی و تاریخی و همانندی های فرهنگی و زبانی و میراث مشترک تاریخی با سایر ایرانیان علیرغم توجه به این تحولات و تأثیر پذیری نسبی از آن ها، رفتاری متفاوت با نواحی کردنشین دیگر کشور ها از خود بروز می دهند. نقش تحولات مذکور در افزایش سطح مطالبات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، به شکل گیری روند «واگرایی» در میان کردهای ایران منجر نشده ودر چاچوب الگوی رفتاری «همزیستی مسالمت آمیز» با دیگر ایرانیان البته با جدیت بیشتر در پیگیری و مطالبه حقوق قانونی خود به ویژه ارتقاء سطح توسعه اجتماعی و اقتصادی و افزایش مشارکت در قدرت سیاسی و اهتمام بیشتر به فرهنگ و هویت کردی و... قابل ارزیابی است. با توجه به انطباق بسیاری از مطالبات مطرح شده با قانون اساسی ایران، تأثیرات تحولات مزبور را می توان با درک صحیح این تحولات و اتخاذ تدابیر مناسب یعنی تحقق مطالبات قانونی و مشروع مدیریت نمود.
بررسی ابرهای مولد بارش های فوق سنگین و سنگین سواحل جنوبی خزر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقلیم سواحل جنوبی خزر تحت تاثیر فراوانی ابرناکی در این منطقه است. در این پژوهش انواع ابرهای پایین به وجود آورنده رویدادهای بارشی سنگین و فوق سنگین سواحل جنوبی خزر بررسی و مقایسه شده اند. به این منظور با استفاده از بارش روزانه و پس از مرتب نمودن داده ها بر حسب سیر نزولی و لحاظ احتمال وقوع ۲۵ و ۵۰ درصد، گروه های بارشی فوق سنگین و سنگین و با در نظر گرفتن شناسه همدید ابر ها، گروه های بارشی همرفت و غیر همرفت تفکیک شدند. تصاویر ماهواره متئوست پنج ( METEOSAT5 ) برای مشاهده ابر ها و بررسی مکانی آن ها در زمان رخداد گروه های بارشی در نواحی مختلف جغرافیایی استفاده شد. در یک نگاه جامع می توان بر اساس شرایط تشکیل انواع ابر ها و رژیم روزانه و ماهانه آن ها، منطقه مورد مطالعه را به سه بخش کلی تقسیم کرد. ناحیه اول شامل سواحل غربی و میانی خزر و کوهستان های غربی است. این بارش ها، همراه با ابرهای کومولونیمبوس نوع ۳ و بعد نوع ۹ هستند. در این ناحیه، فراوانی ابرهای جوششی در رویداد های بارشی سنگین، کمتر از فوق سنگین است. در گروه بارشی سنگین، بیشینه فراوانی ابرهای پوششی و جوششی در ماه های مختلف از ساعت ۰۳ تا ۱۵ GMT تغییر می کند. ناحیه دوم، سواحل شرقی منطقه است. ابرهای جوششی عامل اصلی پدید آورنده بارش های سنگین تر این ناحیه هستند و فراوانی آن ها بیش از ابرهای پوششی است. بیشترین فراوانی ابرهای جوششی و پوششی از ساعت ۰۳ تا ۱۵ GMT دیده می شوند. ناحیه سوم شامل کوهستان های میانی منطقه مورد مطالعه است. ابرهای جوششی کومولونیمبوس نوع ۳ که اغلب دارای فراگیری محدود و محلی بارش هستند، عامل اصلی ریزش بارش های سنگین تر این منطقه محسوب می شوند.
تحلیل سینوپتیکی بارش های حوضه های اترک وگرگان رود (39 بارش فراگیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور تحلیل سینوپتیکی بارش های حوضه های اترک و گرگانرود در شمال شرق ایران، 39روز با بارش فراگیر بیش از 7 میلیمتر طیّ دوره ی آماری 6 ساله (2002-1997) انتخاب شد. سپس داده های شبکه بندی شده ی فشارسطح دریا مربوط به (65-10 عرض جغرافیایی و 80- 5 طول جغرافیایی) با تفکیک مکانی (2.5×2.5) درجه مربوط به روزهای منتخب بارشی از پایگاه داده (NCEP/NCAR) استخراج گردید.
بر روی این داده ها تحلیل عاملی و سپس تحلیل خوشه بندی سلسله مرتبی با روش ادغام ward انجام گرفت بر اساس این تحلیل 6 الگوی سینوپتیکی در سطح زمین تشخیص داده شد که بر این اساس الگوهای مربوط به سطح 500 نیز استخراج گردید. نتایج نشان می دهد در الگوهای سطح زمین تقابل یک مرکز پر فشار نسبتاً قوی در سمت غرب یا شمال غرب و مرکز کم فشاری در مرزهای شرقی ایران کاملاً مشهود است. علاوه برآن الگوهای استخراج شده برای ارتفاع ژئوپتانسیل در سطح 500 نیز همواره حضور یک فرود را بر روی ایران نشان می دهد.
بررسی فشار جمعیت انسانی بر محیط زیست مطالعه موردی حوضه مسیله کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل اصلی تخریب سرزمین یا بیابان زایی، فشارهای انسانی و نوع رابطه ٔ طلبکارانه و یکسویه آدمی با زیست بوم است؛ رابطه ای که بدون لحاظ خواهش های بوم شناختی منطقه، صرفاً بر بنیاد رفع نیازهای اجتماعی و مصلحت های اقتصادی کوتاه مدت جوامع انسانی قوام و دوام یافته است. چنین است که در پژوهش حاضر کوشیده ایم تا به عامل جمعیت انسانی و فشار آن بر محیط بپردازیم. فشار جمعیت بر محیط زیست، یکی از مؤلفه های کاهنده ٔ کارایی سرزمین و تشدیدکننده بیابان زایی است که کیفیت و کمیت آن در زیر حوضه ٔ مسیله کاشان مورد مداقه قرار گرفته است. این حوضه در شرق حوضه آبخیز دریاچه نمک واقع شده است. مراکز جمعیتی در جناح جنوبی، غربی و شمال غربی حوضه مستقر است و مابقی حوضه به دلیل حاکمیت شرایط اقلیمی خشک و بیابانی خالی از سکنه است. این توزیع جمعیتی طی سالیان اخیر تغییرات و نوساناتی را به دنبال داشته و باعث تراکم بیش از حد و توان محیطی بعضی نقاط، بخصوص شهر ها شده است. به منظور بررسی روند تغییرات، آمار جوامع انسانی حدفاصل دو مقطع ۱۳۳۵ و ۱۳۸۵ این حوضه، یعنی دیرینه ترین و جدید ترین آمار موجود به فاصله ۵۰ سال مورد فراکافت (آنالیز) قرار گرفتند. گسترش مساحت مناطق با «بیابان زایی شدید» و کاهش مناطق تحت اثر «بیابان زایی ناچیز» در شمار مهم ترین نتایج حاصل از این مطالعه است. افزون بر آن، بررسی نسبت جمعیت بالقوه به بالفعل، گویای این واقعیت است که ادامه روند تغییرات جمعیت انسانی، می تواند گستره ٔ مناطق با بیابان زایی بسیار شدید را افزایش دهد. از این رو، بازمهندسی دوباره مدیریت این حوضه در راستای توسعه پایدار - بخصوص مدیریت آب به عنوان حیاتی ترین پیراسنجه، چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی - بایستی در صدر برنامه ها قرار گیرد.
پیش بینی بارش اصفهان با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بارش مهمترین سنجهی هواشناسی و اقلیمی است. در این پژوهش به منظور پیشبینی بارش اصفهان از داده های بارش ماهانهی ایستگاه همدید اصفهان در بازهی آماری (1951-2009) به مدت 59 سال و به دلیل رفتار غیرخطی بارش از شبکه های عصبی مصنوعی جهت پیشبینی آن بهره گرفته شد. در این ارتباط، 70 درصد دادهها جهت آموزش شبکه و 30 درصد داده ها برای تست و اعتبار سنجی اختصاص داده شد. نتایج پژوهش بعد از آزمون شبکه با لایه های پنهان و با ضرایب یادگیری مختلف آشکار ساخت که استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی با یک پرسپترون با 2 لایه پنهان و ضریب یادگیری 4/0 نسبت به سایر حالتها و معماری شبکه، مدل نسبتاً بهتری را ارائه میکند. به بیانی دیگر، دادههای پیش بینی شده بارش ماهانه توسط شبکه با چنین ساختار و معماری، بیشتر با واقعیت انطباق دارد. آموزش مجدد شبکه و آزمون شبکه با لایه های پنهان و ضرایب مختلف یادگیری در ترکیب با الگوریتم ژنتیک نیز نشان داد که ترکیب شبکه با ویژگی های مذکور با الگوریتم ژنتیک باعث کاهش خطا و افزایش سرعت محاسبات شده و مدل بهتری را ارائه می کند. بطور کلی می توان گفت که شبکه عصبی به خوبی رابطه غیر خطی بین مقادیر ماهانه بارش را با توجه به آموزش شبکه با خصوصیات ذکر شده، پیش بینی می کند. در عین حال، نتایج حاصل از تصادفی کردن دادهها تفاوتی چندانی با مرتب بودن دادهها برای آموزش شبکه ندارد.
تحلیل توسعه یافتگی شهرستان های استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه شاخه های دانش بشری، هر یک به نحوی عامل توسعه را مورد سنجش و ارزیابی قرار داده اند و هر کدام به نحوی توانسته اند گوشه هایی از واقعیت ها را نشان دهند. در این میان شاید تنها شاخه ای از علوم که می تواند با مفهوم توسعه میان رابطه انسان و طبیعت داوری کند، دانش جغرافیاست که به بررسی توسعه پایدار منطقه ای و یا ناحیه ای، طبقه بندی و یا سطح بندی نواحی و یا شهرستان های کشور بر اساس میزان برخورداری از شاخص های مختلف توسعه می پردازد. آنچه در میان بر آن تاکید می شود، حق توسعه برابر برای برآورده شدن نیاز نسل های کنونی و آینده، در فرایند توسعه، ریشه کنی فقر و کاهش تفاوت ها و تبعیض ها در سطح زندگی و اجتماع، کاهش الگوهای تولید و مصرف غیر پایدار، اتخاذ سیاست های جمعیتی مناسب، ار تقای آگاهی عمومی و نظایر اینهاست. روش تحقیق در این مقاله با توجه به هدف پژوهش از نوع توصیفی، اسنادی و تحلیلی بوده و جامعه آماری مورد مطالعه شهرستانهای استان کرمانشاه بوده و شاخص های استفاده شده در این پژوهش، تعداد 17 شاخص بهداشتی- درمانی، فرهنگی-اجتماعی، گردشگری، مذهبی و زیرساختی است. داده های مورد نیاز با بهره گیری از منابع آماری مربوط به سالنامه آماری سال 1388، جمع آوری شده است. تکنیک به کار رفته در این پژوهش، مدل TOPSIS است. همچنین از نرم افزارهای SPSS و Excel جهت تحلیل داده ها و نرم افزار Arc GIS ، جهت پیاده کردن نتایج پژوهش بر روی نقشه استفاده شده است. نتایج تحقیق، نشاندهنده شکاف زیاد بین شهرستانهای استان کرمانشاه و توسعه نامتعادل استان با توجه به شاخص های مورد استفاده است. بر این اساس شهرستان قصر شیرین، نسبت به شهرستانهای دیگر، توسعه یافته ترین و شهرستان های سنقر، جوانرود، گیلانغرب، ثلاث و باباجانی، هرسین، سرپل ذهاب، کنگاور، اسلام آباد غرب و دالاهو جزو محروم ترین شهرستان های استان هستند.
شهرهای کوچک و نظام کاربری اراضی شهری (مطالعه موردی؛ شهر لامرد در استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی کاربری اراضی و ساماندهی فعالیت های شهری در فضا، محور و بستر اصلی برنامه ریزی شهری محسوب می شود، بنا بر این برنامه ریزی کاربری اراضی، نه تنها نقش اساسی در کیفیت و کار طرح های شهری خواهد داشت، بلکه اساس نظام توزیع فعالیت ها، خدمات و سهم سرانه ها را نیز تعیین می کند. این مقاله، کاربری های شهر لامرد دراستان فارس را بر مبنای وضعیت موجود طرح جامع و تفصیلی شهر، مورد بررسی قرار می دهد. روش اصلی این پ ژوهش، مطالعه تطبیقی سرانه های شهری و مساحت کاربری های اصلی شهر طی سالهای 1375 تا 1385 بوده است. نتایج بررسی و مقایسه کاربری های اصلی شهر طی سال های 1376 (وضع موجود شهر در طرح جامع) و همچنین 1384(وضع موجود شهر در طرح تفصیلی) بیانگر این است که کاربری های آموزش عالی، فرهنگی، ورزشی،تأسیسات و تجهیزات شهری،صنعتی و فضای سبز هم از نظر سرانه شهری (به ازای هر نفر) و هم از نظر سطح (مساحت) کاربری، در وضعیت نامطلوب و نامتناسبی بوده واز سوی دیگر سایر کاربری های مسکونی، مذهبی، اداری- انتظامی،آموزش عمومی، تجاری از این نظر در جایگاه مطلوب و مناسبی قرار گرفته اند که این وضعیت بیانگر عدم تعادل و ناهماهنگی بین کاربری های شهری است، بنابراین برنامه ریزان شهری باید به عوامل مختلف (کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، نحوه استفاده از اراضی و محله بندی، مسکن و ترافیک، فضای سبز و غیره) در رابطه با جمعیت و سطوح مورد نیاز در برنامه ریزی کاربری توجه اساسی داشته باشند تا این فرایند چه در مرحله تهیه و چه در مرحله اجرا به موفقیت بیانجامد.
ارزیابی نقش و جایگاه زنان در مدیریت شهری با استفاده از تکنیک TOPSIS مطالعه موردی زابل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد شتابان شهر و شهرنشینی و گسترش مسائل و مشکلات زندگی شهری باعث شده تا نیاز به حضور فعالانه و تأثیرگذار زنان در عرصه های مدیریت شهری بیش از پیش احساس شود. زنان همانطور که امور خانه را که مصداق کوچکی از امور شهری است، به راحتی مدیریت می کنند، می توانند در سطوح مختلف مدیریت شهری نقش و تأثیر چشمگیری داشته باشند. در ایران زنان در سازمان های اداری مرتبط با مدیریت شهری نقش بسیار ناچیزی دارند. در این مقاله سعی شده بین سازمان های مرتبط با مدیریت شهری در شهر زابل در مورد بکارگیری زنان در سطوح مختلف بررسی مقایسه ایی صورت گیرد. روش تحقیق مقاله توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بررسی های میدانی است. در این راستا، ادارات مورد مطالعه شامل شهرداری، فرمانداری، شورای شهر، مسکن و شهرسازی، اداره برق، آب و فاضلاب، مخابرات و فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر زابل است. داده ها و اطلاعات از طریق مراجعه مستقیم به مراکز اداری مورد مطالعه و مصاحبه با مسئولان جمع آوری شدند، و با استفاده از مدل Topsis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده از مدل مذکور، سلسله مراتب و اولویت بندی نقش زنان در سازمان های اداری مرتبط با مدیریت شهری را به این صورت نشان میدهد: شهرداری رتبه اول- آب و فاضلاب رتبه دوم- فرمانداری رتبه سوم- مخابرات رتبه چهارم - اداره برق رتبه پنجم - فرهنگ و ارشاد اسلامی رتبه ششم- شورای اسلامی رتبه هفتم و مسکن و شهرسازی رتبه هشتم را به دست آوردند.
ارزیابی سطح برخورداری توسعه خدمات و امکانات رفاهی گردشگری در مراکز شهرستان های استان فارس
حوزههای تخصصی:
وجود خدمات و امکانات گردشگری ی از پیش نیازهای مهم در برنامه ریزی گردشگری و توسعه این بخش به حساب می آید. پژوهش حاضر با هدف سطح بندی و تعیین میزان توسعه یافتگی امکانات گردشگری موجود و خدمات بین راهی در مراکز شهرستان های استان فارس صورت گرفته است. روش بررسی این پژوهش توصیفی تحلیلی است. برای تعیین شاخص ها و اهمیت وزنی از مدل دلفی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است در ادامه ماتریس های IFEو EFE جهت برنامه ریزی راهبردی تدوین شده است. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از کتاب ها، منابع آماری و پیمایش میدانی بهره گرفته شده است. به استناد یافته های تحقیق، ضریب پراکندگی به دست آمده حکایت از تفاوت و شدت نابرابری در میزان بهره مندی از زیر ساخت های گردشگری است. به گونه ای که شهر شیراز از نظر میزان برخورداری در طیف بسیار خوب قرار داشته و میزان برخورداری شهر لار در طیف متوسط واقع شده است. دو شهرستان مرودشت و فیروز آباد نیز از نظر میزان برخورداری از خدمات، امکانات و زیر ساخت های گردشگری در طیف ضعیف قرار داشته و 17 شهرستان باقی مانده استان نیز در طیف بسیار ضعیف قرار گرفته اند. همچنین بررسی ماتریس های IFE و EFEنشان میدهد که وضعت گردشگری شهرستان در محافظه کارانه است در این صورت باید جهت برنامه ریزی از استراتژی های WO که هدفش کاهش نقاط ضعف و افزایش فرصت ها می باشد، استفاده نماییم.