ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۶۱.

شناسایی تهدیدات و ظرفیت های دیجیتال در حوزه سلامت روان شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۰
با توسعه روزافزون فناوری های دیجیتال، تهدیدات و ظرفیت های متعددی برای سلامت روان شهروندان پدید آمده است. رشد سریع این فناوری ها و دیجیتالی شدن زندگی شهرنشینی در ایران نیز چالش ها و ظرفیت های تازه ای را در حوزه سلامت روان ایجاد کرده است. با این حال، تاکنون هیچ مطالعه ای به طور خاص به بررسی این ظرفیت ها و تهدیدات در شهرهای ایران نپرداخته است. به همین منظور این پژوهش با هدف تلفیق دیدگاه های متخصصان و پژوهش های داخلی و شناسایی و تحلیل تهدیدات و ظرفیت های مرتبط با سلامت روان دیجیتال در محیط های شهری ایران انجام شده است. این پژوهش یک مطالعه کاربردی است که یک رویکردی ترکیبی کیفی را در پیش گرفته است. بدین منظور، علاوه بر مرور نظام مند و تحلیل محتوای پژوهش های مرتبط، تلاش شده است تا از طریق انجام مصاحبه های عمیق با متخصصان و فعالان این حوزه، دیدگاه های تخصصی و تجربیات دست اول نیز گردآوری شود. ابتدا با مرور نظام مند منابع علمی، مطالعات مرتبط با سلامت روان دیجیتال شهری از پایگاه های معتبر جمع آوری و طی مراحل غربالگری، 16 مقاله واجد شرایط برای تحلیل محتوای مقوله ای باقی ماند. سپس در گام بعدی، به منظور تکمیل و تعمیق داده ها، مصاحبه های عمیق با متخصصان و فعالان حوزه سلامت روان دیجیتال انجام شد. داده های حاصل از هر دو بخش تلفیق و نتایج نهایی استخراج گردید. یافته های این پژوهش نشان می دهد، عوامل مدیریتی با بیشترین سهم (51.07٪ فرصت و 23.34% تهدید از مقولات تحلیل شده) نقش محوری در سلامت روان دیجیتال شهری دارند. مهم ترین فرصت مدیریتی، امکان گسترش مراقبت های متمرکز بر بیمار و مهم ترین تهدید آن، تشدید شکاف دیجیتالی نسلی می باشد. در بعد فردی، 21.71٪ مقولات بر افزایش تاب آوری و آگاهی و اطلاعات عمومی شهروندان در خصوص سلامت روان تاکید دارند، در حالی که کمبود مهارت و سواد دیجیتال، اصلی ترین تهدید فردی با 39.34% شناخته شد. همچنین عوامل اجتماعی-فرهنگی با سهم (12.54٪ فرصت و 31.76% تهدید از مقولات تحلیل شده) و عوامل محیطی (با 14.68% فرصت و 5.47% تهدید) کمترین سهم را داشتند.. نتایج حاکی از آن است که اگرچه فناوری های دیجیتال پتانسیل قابل توجهی برای بهبود دسترسی به خدمات سلامت روان، افزایش آگاهی عمومی و توانمندسازی افراد دارند، اما در صورت عدم مدیریت صحیح و توجه به چالش های موجود، می توانند پیامدهای منفی قابل توجهی بر سلامت روان جامعه شهری داشته باشند.
۱۶۲.

ردیابی و تحلیل همدیدی بارش سنگین فراگیر در شمال غرب ایران (مطالعه موردی: 2 فوریه 1988)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه و هدف: بارش های شدید همه ساله منجر به ایجاد سیلاب های سنگین و غیرقابل پیش بینی در جهان و ایران می شوند که خسارت های شدید مالی و جانی را به ارمغان می آورند. هدف از مقاله حاضر، بررسی سینوپتیک بارش سنگین و فراگیر منطقه شمال غرب ایران در تاریخ 2 فوریه سال 1988 است. روش شناسی: ابتدا مقدار بارش سنگین رخ داده به وسیله ایستگاه های زمینی شمال غرب ایران شناسایی شدند و با دریافت داده های سطوح فوقانی جو و تحلیل آن ها، عوامل کلیدی جهت ریزش بارش سنگین و فراگیر مشخص گردید. در ادامه از نقشه های ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، سرعت باد و ضخامت در تراز 500 هکتوپاسکال برای روزهای 31 ژانویه الی 2 فوریه سال 1988 استفاده شد. نتایج و یافته ها: نقشه های جوی بارش سنگین و فراگیر 2 فوریه سال 1988 منطقه شمال غرب ایران، حاکی از استقرار سامانه پرفشار سیبری در شمال کشور ایران و نفوذ سامانه کم فشار حرارتی مهاجر اروپایی در شمال غرب محدوده موردمطالعه در تراز 500 هکتوپاسکال است که با ایجاد گرادیان شدید فشار، صعود هوای گرم هم زمان با انتقال رطوبت از منابع آبی گرم پیرامون ازجمله دریاهای سیاه و مدیترانه نقش کلیدی درشدت و توزیع بارش شدید منطقه موردنظر داشته اند. در سطوح فوقانی جو نیز با تشکیل بلاکینگ های امگایی شکل و رکس، ایجاد فرود عمیق مدیترانه ای حاصل از این سیستم های بندالی که با قرارگیری محدوده موردمطالعه در مقابل محور ناوه موجود به همراه فرا رفت هوای بسیار گرم و مرطوب، موجب تداوم بارندگی سنگین و فراگیر 2 فوریه منطقه شمال غرب ایران شده است.
۱۶۳.

تحلیل وضعیت حکمروایی خوب شهری (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: حرکت به سمت ایجاد حکمروایی خوب شهری اجتناب ناپذیر و ضروری است. حکمروایی خوب شهری امروزه از مباحث مهم و مطرح جامعه است، بر این مفهوم که مدیریت شهری بجای آنکه به تنهایی مسئولیت کامل اداره جامعه را بعهده گیرد، باید در کنار شهروندان بعنوان یکی از نهادها یا عوامل مسئول اداره جامعه محسوب شود و با این تغبیر مدیریت شهری نقش تسهیل کننده و زمینه ساز توسعه جامعه شهری و محلی را ایفا کند. مدیریت شهری اردبیل نیز می تواند در جهت حکمروایی خوب شهری و مسائل شهری آن از قبیل کاهش آلودگی ها، حمل و نقل عمومی و... در جهت راهبرد حکمروایی خوب شهر اردبیل جهت دست یابی به توسعه پایدار برنامه ریزی شود. روش شناسی: در این مقاله سعی برآن است تا با مرور مفاهیم و حکمروایی خوب شهری ، مؤلفه ها وشاخص های آن برای شهر اردبیل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد .با مصاحبه نیمه ساختاریافته از کارشناسان و مدیران به تعداد 22 نفر در حوزه شهرداری اردبیل به روش نمونه گیری تصادفی می باشد و همچنین پرسشنامه شهروندان اردبیل به روش نمونه گیری کوکران به تعداد 384 نفر میباشد که شاخص های مستخرج نهایی در قالب الگویSWOT بررسی شد. نتایج و یافته ها: نتیجه حاصله از جایگاه حکمروائی خوب شهری در شهر اردبیل از بین چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی تدافعی(تقابل ضعف و تهدید) قرار دارد. همچنین از نظر عوامل درونی (قوت وضعف)با ضعف روبروست ودربرابر عوامل خارجی (فرصت وتهدید )شرایط مناسبی نشان نداده است.
۱۶۴.

بررسی کیفیت محیطی مبتنی بر پیاده مداری در کوی اندیشه شهر دزفول با رویکرد شهر 15 دقیقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: با گسترش شهر نشینی و چالش هایی نظیر آلودگی هوا، تراکم ترافیک و کاهش کیفیت زندگی، توجه به پیاده مداری به عنوان راهکاری پایدار در برنامه ریزی شهری اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت محیطی محله کوی اندیشه دزفول مبتنی بر شاخص های پیاده مداری و در چارچوب رویکرد شهر ۱۵ دقیقه ای انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. ابتدا هفت شاخص کلیدی شامل اختلاط کاربری، ایمن سازی محیط، حمل و نقل عمومی، طراحی پیاده رو ها، تمرکز بر تقاطع ها، اصلاح پارکینگ ها و مسیر دوچرخه سواری تعیین شد. سپس با بهره گیری از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل SWOT، داده ها تحلیل و اولویت بندی گردید. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج AHP نشان داد شاخص های اختلاط کاربری (۰.۳۴۸) و ایمن سازی محیط (۰.۲۲۲) بالاترین اهمیت را دارند. تحلیل SWOT نیز بیانگر آن بود که فرصت هایی نظیر افزایش ارزش املاک و دسترسی به خدمات در کنار تهدید هایی چون مقاومت اجتماعی در برابر کاهش وابستگی به خودرو و امنیت فضاهای پیاده مدار وجود دارد. یافته ها حاکی از آن است که محله کوی اندیشه به لحاظ کالبدی و اجتماعی ظرفیت تحقق الگوی شهر ۱۵ دقیقه ای را داراست، اما تحقق کامل آن مستلزم ارتقاء زیر ساخت های پیاده مداری، فرهنگ سازی، و برنامه ریزی مشارکتی است. این پژوهش می تواند الگویی کاربردی برای بهبود کیفیت محیطی سایر محلات شهری فراهم سازد.
۱۶۵.

نقش راه به عنوان عامل دسترسی در جهت توسعه پایدار منطقه ای در دوران اسلامی در شمال غرب ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف: راه یکی از بنیادی ترین وسیله ارتباطی بین انسان ها، دولت ها و فرهنگ ها به شمار می رود. در طول ادوار مختلف تاریخی، راه ها همواره نقش مهمی در ایجاد پیوند میان جوامع انسانی و انتقال فرهنگ ها ایفا کرده اند و وجود آن ها از الزامات سیاسی توسعه تمدن ها بوده است. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی باستان شناختی به واکاوی الگوی فضایی و کارکردهای نظام راهداری در شمال غرب ایران طی دوره های سلجوقی و تیموری می پردازد. این منطقه، به سبب قرارگیری در محل تلاقی فلات مرکزی ایران با قفقاز و آسیای صغیر، همواره در کانون تحولات سیاسی و اقتصادی ایران قرار داشته است. نتایج و یافته ها: یافته های پژوهش حاضر بیانگر این بوده است در دوره سلجوقی، تمرکز قدرت و اقتدار دیوانی موجب شکل گیری شبکه ای منسجم از راه های ایمن و پایگاه های راهداری تابع الگوی شعاعی- متمرکز شد؛ در حالی که در دوره تیموری با انتقال مرکز سیاسی به سلطانیه و گسترش نقش اقتصادی تبریز، شبکه راه ها ماهیتی چند کانونی یافته و پهنه های ارتباطی متنوعی را در برگرفت. تحلیل فضایی و کارکردی داده ها گویای آن است که پویایی شبکه راهی بیش از هر چیز تابع سه عامل کلیدی بوده است: ثبات حکومت مرکزی، انطباق کالبد مسیرها با ویژگی های طبیعی و سطح رونق تجارت شهری؛ در نهایت، الگوی راهداری شمال غرب ایران را می توان بازتابی از سازمان فضایی قدرت و سازوکار تداوم امنیت و اقتصاد در قرون میانه اسلامی دانست.
۱۶۶.

بازخوانی انتقادی رویکرد برنامه ریزی جامع عقلانی: مبانی، چالش ها و درس هایی از تجارب جهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه و هدف: برنامه ریزی جامع عقلانی به عنوان یکی از رویکردهای مسلط برنامه ریزی شهری در نیمه دوم قرن بیستم، بر مفروضاتی چون عقلانیت ابزاری، امکان شناخت جامع، پیش بینی پذیری آینده و وجود مصلحت عمومی واحد استوار بوده است. با این حال، تحولات اجتماعی، اقتصادی و نهادی شهرهای معاصر، به ویژه در کشورهای درحال توسعه، کارایی این رویکرد را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. هدف این پژوهش، بازخوانی انتقادی برنامه ریزی جامع عقلانی و ارزیابی ظرفیت ها و محدودیت های نظری و عملی آن در مواجهه با پیچیدگی های امروز شهرها است. روش شناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور انتقادی ادبیات و بر پایه چارچوب SALSA انجام شده است. در این راستا، آثار نظری کلاسیک و مطالعات تجربی جدید مرتبط با برنامه ریزی جامع عقلانی، به ویژه در بازه های زمانی ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ و ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، از پایگاه های معتبر علمی گردآوری، غربالگری و ارزیابی انتقادی شده و سپس در قالب یک سنتز مفهومی تحلیل شده اند. نتایج و یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مفروضات بنیادین برنامه ریزی جامع عقلانی در عمل، به دلیل محدودیت داده ها، تعارض منافع، نقش قدرت، پویایی اجتماعی و عدم قطعیت آینده، قابل تحقق نیستند. تجارب جهانی به ویژه در کشورهای درحال توسعه حاکی از آن است که اجرای نسخه های تکنوکراتیک این رویکرد اغلب به شکاف میان طرح و واقعیت، ناکارآمدی اجرایی، گسترش سکونتگاه های غیررسمی و مقاومت اجتماعی منجر شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مسئله برنامه ریزی جامع عقلانی صرفاً ضعف اجرا نیست، بلکه محدودیتی ساختاری در بنیان نظری آن وجود دارد. با این حال، احیای کارایی این رویکرد از طریق بازتعریف آن و تلفیق تحلیل فنی با رویکردهای انطباقی، مشارکتی، یادگیرنده و زمینه محور امکان پذیر است؛ رویکردی که می تواند پاسخ گوی واقعیت های پیچیده شهرهای معاصر باشد.
۱۶۷.

بررسی عوامل پیش برنده و بازدارنده کیفیت زندگی در مناطق روستایی (مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان آستارا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۶
کیفیت زندگی جوامع روستایی از مسائل مهمی است که با ماندگاری ساکنان و جلوگیری از مهاجرت به شهرها پیوند دارد پژوهش حاضر به دنبال واکاوی عوامل پیش برنده و بازدارنده مؤثر در ارتقای کیفیت زندگی مناطق روستایی می پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از منظر ماهیت توصیفی- تحلیلی است و داده های مورد نیاز آن از طریق روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) جمع آوری شد جامعه آماری 4998 خانوار روستایی بخش مرکزی شهرستان آستارا می باشد. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 357 نفر برآورد شد و برای نتایج بهتر به 360 نفر ارتقا یافت برای تحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزارهای SMART PLS و SPSS استفاده گردید براساس تخمین استاندارد در عوامل پیش برنده میزان تأثیر شاخص اقتصادی-نهادی 0/625؛ شاخص اجتماعی 0/739؛ شاخص محیطی- اکولوژیک 0/877 و شاخص زیربنایی- کالبدی 0/580 برآورد شد و در بخش عوامل بازدارنده میزان تأثیر شاخص اقتصادی- نهادی 0/705؛ شاخص اجتماعی 0/532؛ شاخص محیطی- اکولوژیک 0/413 و شاخص زیربنایی- کالبدی 0/619 مرتبط با کیفیت زندگی بود و در نهایت پیشنهادات لازم ارائه گردید.
۱۶۸.

ارتقای دسترسی اکولوژیک به پهنه های با ظرفیت گردشگری ازطریق توسعه شبکه ریلی (تبریز جلفا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۴
هدف از این تحقیق، شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در اثربخشی شبکهٔ ریلی در ارتقای دسترسی اکولوژیکی به مناطق توریستی و پیشنهاد راهبردهایی برای بهبود آن است. در این راستا، سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه توسعهٔ شبکهٔ ریلی در امتداد مسیر تبریز جلفا می تواند دسترسی زیست محیطی به مناطق توریستی منطقه را افزایش دهد؟ این تحقیق با استفاده از روش تحلیل کمی و کیفی انجام شد و داده های مورد نیاز ازطریق پرسش نامه ها و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با گردشگران و ساکنان محلی و از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای در کنار بررسی میدانی استفاده شده است. سپس با استفاده از نرم افزارهای آماری مانند Smart-PLS ، داده ها تحلیل و نتایج استخراج شدند. با انتخاب محدودهٔ گردشگری تبریز به جلفا به عنوان نمونهٔ موردی، به بررسی ایستگاه ها و جاذبه های موجود در طول مسیر پرداخته شده است. یکی از دلایل انتخاب این مسیر ریلی، وجود ظرفیت های مناسب گردشگری (صنعتی، تاریخی و فرهنگی) و همچنین ایفای نقش به عنوان یک کریدور اقتصادی حیاتی برای تبادل کالا و خدمات با کشور آذربایجان و منطقهٔ نخجوان است. می توان این نتیجه را حاصل کرد که گردشگری ریلی در مسیر ریلی تبریز جلفا، موجب افزایش شناخت، نظارت و حفاظت میراث تاریخی و فرهنگی، طبیعی و روستایی خواهد شد. در پایان، با ارزیابی امکانات و محدودیت های محدودهٔ مدنظر، ارتقای دسترسی اکولوژیک به پهنه های با ظرفیت گردشگری ازطریق توسعهٔ شبکهٔ ریلی محقق شده و پیشنهاداتی برای توسعه و استفادهٔ بیشتر از آن ارائه شده است.
۱۶۹.

ارزیابی تأثیر توسعه شهری و روستایی و تغییرات کاربری زمین بر دمای سطح (LST) شهر و روستا با استفاده از تصاویر لندست بازه سال 2003 تا 2023 منطقه موردی شهرستان اصلاندوز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه و هدف: حرارت سطح زمین یکی از شاخص های کلیدی در ارزیابی تعادل انرژی زمین در مقیاس منطقه ای و جهانی به شمار می رود. با توجه به محدودیت داده های ایستگاه های هواشناسی، استفاده از داده های سنجش از دور به عنوان روشی کاآمد برایبرآورد سطح زمین اهمیت فراوانی دارد. هدف اصلی از این تحقیق پایش دمای سطح زمین و تغییرات کاربری و توسعه شهری با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست سال 2003 و 2023 با استفاده از نرم افزار ENVI پردازش های لازم انجام شد.نقشه کاربری اراضی 20ساله نشان داد که توسعه شهری بسیار مشهود در کل شهرستان اصلاندوز مشاهده شد. اگر این توسعه از آسیب به محیط زیست و جنگل جلوگیری کند مثبت خواهد بود. روش شناسی: در این مطالعه، از تصاویر ماهواره لندست مربوط به سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۲۳ برای بررسی و امکان سنجی استفاده از انرژی تابشی خورشید استفاده شد. برای انجام محاسبات با استفاده از نرم افزار ArcGIS جهت تهیه نقشه ها، از نرم افزار ENVI استفاده شد. یکی از کاربردهای تصاویر حرارتی، تهیه نقشه های حرارتی برای تعیین مناطق هم دما است. نتایج و یافته ها: نتایج نقشه حرارت سطح زمین نشان داد که دمای سطح زمین در شهرستان اصلاندوز به طور چشمگیری افزایش داشته است به طوری که در سال 2003 دمای سطح زمین 49/42 این رقم در سال 2023 به 92/49 افزایش یافته است. نتایج ادغام نقشه کاربری اراضی و دمای سطح زمین نشان داد که کمترین دما را در هر دو سال کاربری آب و جنگل به خود اختصاص می دهد که علت آن رطوبت بالا می باشد و کاربری خاک و منطقه مسکونی دارای بالاترین دما می باشد. میانگین دمای کاربری خاک از 42.09 درجه سلسیوس در سال 2003 به 49.86 درجه سلسیوس در سال 2023 و میانگین دمای کاربری مسکونی از 42.57 درجه سلسیوس در سال 2003 به بیش از 49.57 درجه سلسیوس در سال 2023 افزایش یافته است. این افزایش قابل توجه دما عمدتاً ناشی از کاهش پوشش گیاهی و کاهش تبخیر و تعرق در این مناطق است که منجر به افزایش دمای سطحی شده است.
۱۷۰.

تدوین سناریوهای مؤثر بر کاهش نابرابری در ارائه خدمات عمومی در مناطق شهری ارومیه با رویکرد آینده پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه و هدف: خدمات عمومی شهری از عناصر کلیدی در شکل دهی به ساختار کالبدی، اجتماعی و فضایی شهرها محسوب می شود. در بسیاری از شهرها، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، سطح دسترسی شهروندان به خدماتی نظیر بهداشت، آموزش و زیرساخت های شهری به طور چشمگیری نابرابر است. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر نابرابری در ارائه خدمات عمومی در محدوده مورد مطالعه، شهر ارومیه، و تدوین سناریوهای آینده محور با استفاده از ابزارهای آینده پژوهی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی - آینده پژوهانه بوده و روش بررسی آن، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی می باشد. به طوری که در مرحله نخست، با استفاده از مدل رتبه بندی تاپسیس، مناطق پنج گانه شهر از نظر سطح خدمات عمومی رتبه بندی شدند. سپس با بهره گیری از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد، سناریوهای محتمل آینده استخراج گردید. نتایج و یافته ها: یافته ها نشان می دهد که منطقه پنج دارای بالاترین مطلوبیت، مناطق یک و چهار در وضعیت متوسط، و مناطق دو و سه در وضعیت نامطلوب قرار دارند. تحلیل سناریوها دو مسیر متضاد را ترسیم می کند: سناریوی مطلوب با ویژگی هایی چون شفافیت، فسادستیزی، بازتوزیع عادلانه منابع، و... به کاهش شکاف های خدماتی و دسترسی برابر به امکانات شهری منجر می شود. در حالی که سناریوی بحرانی با تمرکز بودجه در مناطق خاص و ضعف نهادی، نابرابری ها را تشدید می کند. تحلیل حاضر بر اهمیت اقدام فوری برای رفع نابرابری ها در توزیع خدمات عمومی تأکید دارد تا از حرکت به سمت سناریوی بحرانی جلوگیری شود و همه شهروندان بدون توجه به موقعیت جغرافیایی یا شرایط اقتصادی، به امکانات اساسی دسترسی داشته باشند.
۱۷۱.

شهرستان مهاباد با رویکرد آمایش سرزمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۰
. The aim of the current research is to measure and analyze health indicators in three sectors (sanitary, medical and veterinary) which play an important role in the health and development of villages in Mahabad city. The intended research method is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of method. The analysis of the research findings was done through TOPSIS and GIS software and the data of 2015 was used. It is necessary to explain that the Shannon entropy method was used to weight the studied indicators in the TOPSIS model. Also, in this study, local Moran's statistic and spatial regression were used to examine the spatial distribution of the studied indicators. It should be mentioned that in this study, five villages and 137 villages in Mahabad city have been investigated. The results of the TOPSIS model in the field of prioritizing the districts of Mahabad city based on health indicators showed that the districts of Eastern Mangur, Kani Bazar, Western Akhtachi, Western Makarian and Eastern Makarian are in a more suitable position. In other words, Mangur East and Kani Bazar dehistans have a suitable position. Also, the results of the spatial analysis of the condition of rural settlements in Mahabad city showed that the settlements in terms of health index are in a non-clustered state with a low status in North Makrian and West Akhtachi villages. These villages are located in the northeast and east of the city. It should be noted that out of 137 villages in Mahabad city, only 22 villages have a significant status (with positive or negative I) in terms of distribution with health index, and the rest of 115 villages do not have this significance (with positive or negative I).
۱۷۲.

تحلیل چندسطحی چالش های مدیریتی گودهای مسکونی در بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: گود سیدالشهدا تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۹
این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندسطحی از چالش های مدیریتی گودهای مسکونی در بافت فرسوده شهری، با تمرکز ویژه بر گود سیدالشهدا تهران انجام شد. ضرورت انجام این پژوهش از پیچیدگی فزاینده مدیریت فضاهای بحرانی در کلان شهرها و ضعف هماهنگی میان سطوح مختلف حکمرانی شهری ناشی می شود. به این منظور، از رویکرد ترکیبی کیفی کمی برای تحلیل داده های گردآوری شده از سطوح مختلف نهادی، سازمانی و محلی استفاده شد. یافته های کیفی، معماری بحران را در قالب سه تم کلیدی آشکار ساخت: «چرخه معیوب آسیب پذیری سه گانه» (ترکیب فقر ساختاری، فرسودگی کالبدی و فروپاشی نهادی)، «جهان های اجتماعی موازی» (شکل گیری شکاف های هویتی فعال و پارادوکس همبستگی) و «گسست نهادی سه لایه» (فروپاشی اعتماد در سطوح ارتباطی، عملکردی و پذیرشی). تحلیل کمی نیز با استخراج سه عامل اصلی ناکارآمدی نهادی، ضعف تاب آوری اجتماعی و ناکارآمدی فضایی کالبدی این ساختار سه گانه را تأیید و کمّی کرد. نوآوری این پژوهش در ارائه چارچوبی یکپارچه برای مدیریت چندسطحی است که بر تعامل و هم افزایی نهادهای کلان، میانی و خرد تأکید دارد. بر این اساس، مدل حکمرانی شبکه ای طراحی شد که سه گذار اساسی را ممکن می سازد: گذار از حکمرانی جزیره ای به شبکه ای، از مشارکت نمادین به ساختاریافته و از راهبردهای تک سرعته به چندسرعته. نتایج تحقیق می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری شهری و تقویت مشارکت ساختاریافته ذی نفعان در جهت شکستن چرخه های معیوب بحران به کار رود.
۱۷۳.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر شکل گیری فضاهای شهری مطلوب برای کودکان: مرور نظام مند دو دهه مقالات پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۲
کودکان به عنوان گروهی آسیب پذیر و در حال رشد در جامعه، به فضاهای شهری نیاز دارند که به طور ویژه و با دقت طراحی شده باشند تا پاسخ گوی نیازهای گسترده آن ها در زمینه های آموزشی، تفریحی و اجتماعی باشند. با این حال، بسیاری از فضاهای شهری موجود نه تنها قادر به تأمین کامل این نیازها نیستند، بلکه در برخی موارد ممکن است تهدیدهایی برای امنیت و سلامت کودکان به همراه داشته باشند. از این رو، طراحی و توسعه فضاهای شهری متناسب با نیازهای روحی و روانی کودکان از اهمیت بالایی برخوردار است و نیازمند توجه ویژه ای در فرآیند برنامه ریزی و طراحی شهری است. این مقاله به شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر طراحی فضاهای شهری مناسب برای کودکان می پردازد و با استفاده از روش مرور نظام مند به تحلیل دو دهه از مقالات پژوهشی جهانی می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، ارائه یک نمای جامع و دقیق از مؤلفه های کلیدی مؤثر بر طراحی فضاهای شهری مطلوب برای کودکان است. برای این منظور، مقالات مرتبط از پایگاه های داده معتبر جهانی نظیر اسکوپوس و الزویر و پایگاه های داده داخلی نظیر مگیران و سیولیکا جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفتند. پروتکل پریزما برای گردآوری و تحلیل داده ها به کار گرفته شد. نتایج نشان می دهد که در دو دهه اخیر، تمرکز زیادی بر مؤلفه های طراحی و کارکردی بوده است، اما کمبود داده های عمیق و جامع در برخی مطالعات وجود دارد که نیاز به تحقیقات بیشتر در این حوزه را برجسته می کند. مؤلفه های کلیدی مؤثر شامل تحرک بهبود یافته و مستقل (ایجاد پویایی)، الهام بخش و آموزشی (محیط یادگیری)، راحتی و قابل دسترس بودن، محیط های ایمن و سالم، رشد اجتماعی و عاطفی، کاهش منابع استرس در محیط خیابان، وجود روابط اجتماعی پاسخ گو در فضاهای شهری، توجه به سرعت عبور کودک در مقابل بزرگسالان، توجه به میدان دید کودک در طراحی خیابان و ایجاد امنیت محیطی در خیابان برای حضورپذیری کودکان است.
۱۷۴.

از نمادگرایی تا شبکه گرایی در دیپلماسی شهری: بازشناسی دگرگونی دانشی و ساختارهای یادگیری در روابط خواهرخواندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۴
در جهان به هم پیوسته امروز، شهرها به بازیگران اصلی در معماری نظم جهانی بدل شده اند و دیپلماسی شهری به عنوان زبان نوین تعاملات جهانی، مرز میان سیاست، دانش و فرهنگ را درنوردیده است. در این میان، روابط خواهرخواندگی دیگر نه سازوکاری نمادین برای تبادل فرهنگی بلکه بستری کارکردی برای بازتولید سرمایه دانشی، انتقال نوآوری و ارتقای ظرفیت های حکمرانی شهری در سطح جهانی تلقی می شود. این پژوهش با بهره گیری از رهیافت تحلیلی شبکه دانش و رویکرد کتاب سنجی، به بازسازی نقشه مفهومی دیپلماسی شهری پرداخته و چارچوبی استراتژیک برای فهم تحول روابط خواهرخواندگی در بستر حکمرانی شبکه ای ارائه می دهد. یافته ها نشان می دهد که ساختار مفهومی روابط بین شهری از الگوی خطی و نمادین گذشته عبور کرده و به سیستمی پیچیده، چندمرکزی و یادگیرنده تبدیل شده است که در آن مفاهیمی چون پایداری، نوآوری اجتماعی، شهرهای هوشمند، و تاب آوری به محورهای هم افزای حکمرانی تبدیل می شوند. در این چارچوب، روابط خواهرخواندگی نقش «گره های دانشی» را ایفا می کنند که از طریق تبادل اطلاعات، فناوری و تجربه، ظرفیت حل مسئله در مقیاس جهانی را افزایش می دهند. تحلیل شبکه دانش نشان داد که خوشه های اصلی پژوهش در این حوزه در دو مسیر عمده شکل گرفته اند: نخست، خوشه «دیپلماسی دانشی و فناورانه» که بر انتقال نوآوری های شهری و همکاری علمی تمرکز دارد و دوم، خوشه «دیپلماسی فرهنگی و اجتماعی» که بر بازتولید سرمایه اجتماعی و تصویر بین المللی شهرها تأکید می کند. در نهایت، این مطالعه با تکیه بر تلفیق داده های شبکه ای و مفاهیم حکمرانی چندسطحی، مدلی مفهومی برای بازتعریف جایگاه روابط خواهرخواندگی در تحقق اهداف توسعه پایدار شهری ارائه می دهد. این مدل، شهرها را نه فقط به عنوان واحدهای جغرافیایی بلکه به مثابه سیستم های زنده تولید دانش، کنشگری سیاسی و یادگیری جمعی بازمی شناساند؛ سیستمی که آینده همکاری های جهانی از دل آن زاده می شود
۱۷۵.

تحلیل علم سنجی و محتوایی گردشگری سلامت هوشمند شهری: رویکرد ترکیبی برای شناسایی الگوها و تم های کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه و هدف: گردشگری سلامت هوشمند شهری به عنوان یک حوزه نوظهور در عرصه توسعه پایدار و مدیریت شهری، مورد توجه محققان قرار گرفته است. در این راستا، مسأله اصلی، کمبود درک جامع از نحوه ادغام فناوری های هوشمند و مدیریت شهری پایدار در خدمات گردشگری سلامت است و هدف پژوهش حاضر پوشش این مسأله است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شده است. در بخش کمی، با استفاده از روش علم سنجی و نرم افزار VOSviewer، منابع نمایه شده در پایگاه داده اسکوپوس در بازه زمانی 2013 تا 2025 (53 منبع) مورد تحلیل قرار گرفتند. در بخش کیفی نیز از روش تحلیل محتوا برای شناسایی تم ها و الگوهای عمیق تر استفاده گردید. یافته ها: یافته های کمی نشان دهنده آن است که واژگان مرتبط با فناوری های هوشمند (نظیر هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء)، مدیریت شهری (نظیر مدیریت انرژی، مدیریت پسماند) و سلامت عمومی (از جمله شبکه های خدمات بهداشتی) در خوشه های اصلی قرار دارند. نتیجه گیری و پیشنهادات: بر اساس نتایج، فناوری های هوشمند نقش محوری در ارتقای خدمات گردشگری و بهبود تجربه گردشگران دارند. مدیریت شهری پایدار و شبکه های خدمات بهداشتی اضطراری نیز به عنوان عوامل کلیدی در جذب گردشگران شناسایی شدند. نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر با ترکیب یافته های کمی و کیفی، درک جامع تری از حوزه گردشگری سلامت هوشمند شهری، ارایه نموده است.
۱۷۶.

تحلیلی بر چالش های توسعه و برنامه ریزی گردشگری شهری کلانشهر تبریز، با تاکید بر شخصیت مقصد و برندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۵
هدف تحقیق حاضر بررسی چالش های توسعه و برنامه ریزی گردشگری شهری کلانشهر تبریز، با تاکید بر شخصیت مقصد و برندسازی کلان شهر تبریز و ارائه راهبردهای بهبود مدیریت تصویر مقصد بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و عملی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش گردشگران ورودی به کلان شهر تبریز در سال 1403 بوده و حجم نمونه آماری پژوهش نیز با استفاده از فرمول کوکران 200 نفر برآورد گردید. یافته های تحقیق نشان داد به جز ترافیک شهری و دسترسی مناسب به سرویس های بهداشتی در اغلب نقاط شهر تبریز، شهر تبریز برای گردشگری در اغلب موارد ذکرشده دارای قابلیت هست و می توان از این ظرفیت ها در راستای تبدیل شدن تبریز به عنوان مقصد مطرح گردشگری استفاده کرد. هم-چنین نتایج نشانگر آن بود که از دیدگاه افراد مورد مطالعه چالش های موقعیت جغرافیایی دور تبریز (فقدان موقعیت مرکزی) و عدم مجاورت با سایر شهرها و استان های مرکزی ایران با میانگین 65/3، فصلی بودن مسافرت به تبریز با میانگین 4 و چالش های ارتباط با جامعه میزبان (شهروندان تبریزی) با میانگین 25/3 ازجمله چالش های اساسی و مهم توسعه گردشگری و شکل نگرفتن شخصیت مقصد مطرح تبریز می باشند. اساس یافته های پژوهش، شهر تبریز دارای ظرفیت های گردشگری مناسبی است و می تواند به عنوان یک مقصد مطرح گردشگری معرفی شود. با این حال، چالش هایی همچون موقعیت جغرافیایی دور از مرکز، فصلی بودن مسافرت به تبریز و ارتباط با جامعه میزبان، به عنوان موانع اساسی توسعه گردشگری و شکل گیری شخصیت مقصد تبریز شناسایی شده اند.
۱۷۷.

آینده پژوهی نقش هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری بر تاب آوری شبکه های ارتباطی (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۵
رشد شهرنشینی و پیچیدگی های روزافزون، اهمیت تاب آوری شبکه های ارتباطی در برابر بحران ها را افزایش داده است. در این شرایط، هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری با استفاده از فناوری های جدید، به عنوان یک راهبرد کلیدی برای مدیریت پیش فعال و واکنش سریع در شرایط اضطراری مطرح می شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر ارزیابی نقش هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری بر تاب آوری شبکه های ارتباطی در شهر کرمانشاه است پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و از حیث روش، ترکیبی از روش های کتابخانه ای و پیمایشی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی می باشد. قلمرو پژوهش، شهر کرمانشاه بوده است. جامعه آماری این پژوهش 50 نفر از کارشناسان حمل ونقل شهری، راه و شهرسازی و کارشناسان شهرداری است. جهت تجزیه وتحلیل دادها از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع(میک مک) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد از میان 46 عامل اصلی تأثیرگذار بر نقش هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری بر تاب آوری شبکه های ارتباطی، 27 متغیّر به عنوان کلیدی و تأثیرگذار شناخته شده اند که این متغیّرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده توسعه نقش هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری بر تاب آوری شبکه های ارتباطی شهر کرمانشاه دارند. همچنین نتایج نشان داد که عوامل تاب آوری محیطی و عابر پیاده مانند پیاده روهای مسقّف، پیشران های اصلی سیستم هستند و بیشترین نیروی تأثیرگذاری را دارند. این در حالی است که شاخص های هوشمندسازی، به ویژه پارکینگ های هوشمند، عمدتاً تأثیرپذیر هستند؛ لذا موفقیت آینده در گرو اولویت دهی به زیرساخت های کالبدی تاب آوری برای ایجاد بستر مناسب جهت استقرار فناوری های هوشمند است.
۱۷۸.

ارزیابی فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان در چارچوب شاخص های شهر دوستدار زنان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه و هدف: سلامت روان زنان به عنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان زنان در شهر اردبیل و در چارچوب شاخص های شهر دوستدار زنان انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق توزیع ۴۰۰ پرسش نامه در میان زنان ساکن شهر اردبیل و با روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک جمع آوری شد. ابزار پژوهش شامل 40 گویه در قالب پنج شاخص اصلی (کالبدی–فضایی، فرهنگی–اجتماعی، امنیت، دسترس پذیری و سلامت روان) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS استفاده شد. یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که شاخص های کالبدی - فضایی (میانگین 17/3) و فرهنگی–اجتماعی (میانگین 05/3) در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند. همچنین، بر اساس نتایج تحلیل مسیر، شاخص کالبدی–فضایی با ضریب تأثیر 89/0 بیشترین نقش را در ارتقاء سلامت روان زنان داشته است. پس از آن، شاخص های امنیت محیطی، فرهنگی–اجتماعی، دسترس پذیری و سلامت روان در رتبه های بعدی قرار گرفتند. این یافته ها بر اهمیت طراحی فضاهای عمومی با تأکید بر مؤلفه های کالبدی و محیطی در راستای ارتقاء سلامت روان بانوان تأکید دارد و لزوم توجه برنامه ریزان شهری به این ابعاد را یادآور می شود . نوآوری این پژوهش در تحلیل هم زمان پنج شاخص کلیدی شهر دوستدار زنان با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تمرکز بر شهر اردبیل به عنوان یک نمونه بومی است که کمتر در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته است.
۱۷۹.

واکاوی ابعاد هویتی در توسعه مراکز خرید از منظر شهر ایرانی - اسلامی با رویکرد تحلیل ساختاری؛ نمونه موردی مراکز خرید شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۳
در دهه های اخیر، توسعه شتابان مراکز خرید شهری در ایران به ویژه در کلان شهرها، سیمای فضایی شهرها را به طور بنیادین دگرگون کرده است. این روند با وجود کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خود، در بسیاری موارد با غفلت از بسترهای هویتی و فرهنگی همراه بوده و به شکل گیری فضاهایی انجامیده که بیشتر بازتابی از الگوهای مصرفی و تجاری جهانی هستند تا ریشه های هویتی شهرهای ایرانی اسلامی. بر این اساس، مقاله حاضر با هدف «شناخت آینده و شناسایی پیشران های کلیدی توسعه مراکز خرید از منظر ابعاد هویت اسلامی ایرانی» تألیف شده است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: «هویت شهر اسلامی ایرانی در مراکز خرید سنتی و معاصر شهرهای امروز چگونه نمود می یابد؟» و «پیشران های کلیدی توسعه آتی مراکز خرید در شهرهای امروز به ویژه تبریز بر اساس تحلیل ساختاری کدام اند؟». در مجموع، ۲۶ متغیر به عنوان شاخص های مؤثر بر هویت مراکز خرید شناسایی شدند. یافته های پژوهش نشان داد از میان ۲۶ متغیر، ۱۰ متغیر به عنوان پیشران های کلیدی در شکل دهی آینده مراکز خرید تبریز نقش اساسی ایفا می کنند. این پیشران ها شامل رؤیت پذیری، بهره گیری از نشانه های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، سرزندگی، تصویر ذهنی قوی، اوقات فراغت و تفریح، جلوه های تبلیغاتی، خوانایی، ایمنی و امنیت هستند. نتایج بیانگر آن است که توجه به این مؤلفه ها می تواند زمینه ساز تقویت هویت اسلامی ایرانی در مراکز خرید معاصر شده و مانع از تبدیل آن ها به صرفاً عرصه های مصرفی شود. در مقابل، غفلت از این پیشران ها خطر تعمیق بحران هویتی و سلطه الگوهای مصرف گرایانه بر فضای شهری را به همراه خواهد داشت.
۱۸۰.

تحلیل پیامدهای فضایی ادغام روستایی در شهر (مورد مطالعه: روستای ملکش در شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۵
پدیده ادغام روستاها در شهر، که در برخی مناطق به عنوان دهکده های شهری شناخته می شود، ناشی از شهرنشینی سریع و توسعه بی برنامه شهری است. این ادغام اغلب پیامدهای متنوعی را در حوزه های زیست محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. پژوهش حاضر به تحلیل پیامدهای فضایی ناشی از ادغام روستای ملکش در شهر بجنورد پرداخته و این موضوع را در چارچوب تعاملات بین دو نظام سکونتگاهی شهری و روستایی بررسی کرده است. برای این منظور، از تحلیل های آماری و فضایی بهره گیری شده است. در این تحقیق، داده های مربوط به شاخص های منتخب در محدوده بافت روستایی و شهری تجمیع و به صورت فضایی تحلیل شده اند. روش های آماری مورداستفاده شامل آزمون t، همبستگی پیرسون، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل لکه های داغ و سرد و شاخص موران بوده اند. نتایج نشان می دهد که پیامدهای کالبدی و فضایی ادغام این روستا در دو سطح بررسی شده است: تأثیر مورفولوژی زراعی و باغی روستا بر گسترش شهری و چالش های ناشی از تقابل بافت روستایی و شهری. هسته های روستایی علاوه بر کمک به هویت سازی در بافت جدید شهری، به دلیل توسعه غیرمنظم و تأثیر ساختار فضایی مورفولوژی های زراعی و باغی، باعث شکل گیری بافت های نامنظم و نفوذناپذیر شده اند. این نفوذناپذیری، همراه با جمعیت پذیری و تراکم ساختمانی بالای شهر بجنورد، مشکلاتی مانند ترافیک و موانع امدادرسانی در مواقع بحران را به وجود آورده است. همچنین، تقابل بافت شهری و روستایی، تعادل کالبدی-فضایی را در منطقه بر هم زده و کانون های ناهمگونی ایجاد کرده است. براساس تحلیل لکه های داغ و سرد و شاخص موران، تأثیر عوامل کالبدی بیش از سایر ابعاد بوده و این عوامل نقشی کلیدی در روند ادغام روستا به شهر ایفا کرده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان