انجام مطالعات شهری با دیدگاه عدالت اجتماعی در سال های اخیر به عنوان یکی از رویکردهای مهم شناخته شده است . در این رویکرد به شاخص های مختلفی پرداخته می شود که میزان دسترسی به خدمات شهری و ارزش افزوده ی زمین از جمله مهم ترین آن ها می باشد. بررسی نواحی مختلف شهری در گنبد قابوس نشان می دهد که این نواحی از نظر میزان دسترسی به امکانات و خدمات شهری تفاوت زیادی دارند و قیمت زمین و در نتیجه ارزش افزوده ی زمین در آن ها به طور معناداری از شاخص های مورد بحث تابعیت می کند. خدمات ارایه شده به صورت ناعادلانه ای تقسیم می گردد و در نتیجه ی آن نواحی 6 و 7 بیش از نواحی 1و 2و 4 از شهر گنبد به امکانات توسعه و ارزش افزوده دست یافته اند.
معمولاً در هر سیستمی از سیستمهای اجتماعی و اقتصادی گرفته تا سیستمهای سیاسی و فرهنگی قوانین و مقررات تعیین کننده روابط، تعاملات و سطوح عملکردی و جایگاه هر بخش و نهادی بوده و هستند. در سیستم پیچیده شهری نیز حقوق شهری همین عملکرد را دارد.
امروز، بخش عظیمی از مشکلات شهر و لاینحل ماندن آنها، جدای از عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به جایگاه حقوقی نهادهای مدیریت شهری و ابهامی که در این جایگاه وجود دارد، بر می گردد. در ایران به دلیل قرار گیری سازمانها و ادارات دولتی در کنار شهرداریها در حوزه مدیریت شهری و تعاملات اداری و اجرایی و حقوقی آنها با یکدیگر، علاوه بر مشکلاتی که شهرها فی نفسه با آن مواجه هستند، سوءکارکردها و مشکلات عدیده دیگری نیز در حوزه مدیریت شهری بروز می کند.
تحقیق حاضر که بر اساس روش تجزیه و تحلیل کتابخانه ای و بررسی قوانین شهری موجود در ایران صورت گرفته است، نشاندهنده جایگاه نسبتاً غیر مستقل نهاد عمومی شهرداری در برابر دولت و سازمان های متبوع آن است که خود این مسئله طی عواملی که بوجود آورنده آن هستند، مشکلات عدیده ای را در شهر و سیستم مدیریت شهری به دنبال دارد و آن را دچار ناکارکردی در حوزه های مختلف می کند. برای کاهش یا رفع موانع ذکر شده پیشنهاداتی در نتیجه گیری ارائه شده است.
برای بررسی و ارزشیابی عملیات آبخیزداری در یک حوضه باید کلیه عملیات اجرایی آبخیزداری اجرا شده در یک حوضه مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق ارزشیابی میزان موفقیت یا عدم موفقیت هر یک از عملیات آبخیزداری روی سه متغیر که شامل عملیات مکانیکی، بیولوژیک و مدیریتی است، انجام پذیرفته است. در اینجا برای بررسی وضعیت فعلی حوضه و مقایسه شرایط پیشین (پیش از شروع عملیات آبخیزداری) اقدام به بررسی تغییرات رسوب گردیده و نتایج حاکی از کاهش چشمگیر و معنی دار میزان رسوب بعد از اجرای عملیات آبخیزداری است، به گونه ای که در میزان رسوب و فرسایش ویژه ما شاهد کاهش 35 درصدی از سطح حوضه بوده ایم. مهمترین دلیل آن را می توان اعمال مجموعه فعالیتهای مکانیکی انجام شده در حوضه که شامل: احداث گابیون، سدهای خشکه چین و همچنین مجموعه عملیات بیولوژیک انجام شده شامل: علوفه کاری، بوته کاری، نهال کاری و بذرپاشی می باشد دانست که به تفکیک مورد ارزشیابی واقع شده و عملکرد مثبت و منفی آنها تشریح شده است.
این مقاله با استفاده از نقشههای توپوگـرافی 50000 :1، نقشههای زمـینشناسی 1:250000، نقشههای کاربری اراضی 1:250000 و آمار ایستگاههای هواشناسی و هیدرومتری ایمنی جادههای منطقه مطالعه شده (با توجه به پارامترهای مخاطرات محیطی) بررسی شده است. لایههای اطلاعاتی مختلف جدولی و نقشهای با توجه به توزیع فضایی، زمان و شدت اثر مخاطرات روی هم انطباق داده شدهاند؛ سپس طی یک بررسی میدانی به کمک آثار و شواهد موجود و با درنظرگرفتن اطلاعات ذکرشده، نقشههای حساسیت زمینشناسی، مخاطرات اقلیمی، هیدرولوژیک و مخاطرات ژئومورفولوژیک ترسیم شدهاند. در نهایت با انطباق سه نقشه مذکور، نقشه مخاطرات محیطی محور ارتباطی سنندج ـ مریوان استخراج شد. بر اساس آن 65 درصد از طول محور ارتباطی مورد نظر از نقاط با خطر بسیار زیاد، 25 درصد از نقاط با خطر زیاد و 10 درصد از نقاط با خطر متوسط عبور می کنند.
داده های سنجش از راه دور چند طیفی منبع اطلاعات مهمی برای تشخیص تغییرات سطحی می باشد. تغییرات پوشش اراضی، بدلیل فعالیت های بشری، موضوع اصلی برنامه ریزی منطقه ای است. تشخیص تغییرات یکی از کاربردهای اصلی سنجش از راه دور است. در این مطالعه که بر اساس روشهای چشمی و رقومی انجام شده است، تغییرات 23 ساله در دوره های مختلف شناسایی و مشخص شده است. تصاویر رقومی MSS (20ژولی، 1977) TM 7 سپتامبر، 1988 و +ETM 20 ژولی، 2000 استفاده شد. برای بررسی تصاویر سه زمانه، تصحیحات رادیومتریک و هندسی انجام و سپس روشهای مختلف مانند رویهم قرار دادن تصاویر رقوی، تفریق تصاویر، مقایسه پس از طبقه بندی به کار گرفته شده نتایج حاصل نشان داد مه طی 23 سال گذشته تغییرات فاحشی در رابطه با بیبان زایی روی داده است که 68% این تغییرات در مدت زمان بین 2000-1985 روی داده است. براساس نتایج حاصل نتیجه گیری می شود که داده های MSS ، TM و +ETM برای تهیه نقشه های تشخیص و تغییرات مناسب هستند. ضمناً نتایج حاصل نشان داده که کار میدانی گسترده برای نهیه نقشه های تغییرات منطقه مورد مطالعه نیاز است.
خوزستان به عنوان استراتژیک ترین استان ایران، در سدة بیستم میلادی بیش از هر استان دیگر کشورمان در معرض طرح های تجزیه طلبی بیگانگان بوده است. دولت های عرب به ویژه عراق به عنوان بزرگترین طرّاح، مجری و پشتیبان طرح تجزیة این خطّه، مهم ترین سند و دلیل زندة پشتیبانی اش از این طرح را عرب بودن و به ویژه خواست تاریخی ساکنین این استان برای جدایی از ایران می دانند. این پژوهش توصیفی- تحلیلی در پی آن است تا بر اساس ملاک های شناخته شدة فرهنگی- اجتماعی، اندازة واگرایی و همگرایی عرب های خوزستان را نسبت به اکثریّت تشکیل دهندة هسته سیاسی و نیز آرمان های ملّی مورد بررسی قرار دهد.
توجه به تغییرات اقلیمیدر سال های اخیر به علت پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و خسارات مالی مربوط به رویدادهای حدی جوی اهمیت زیادی پیدا کرده است. در اکثر مطالعات توجه به تغییر اقلیم فقط در صدد آشکارسازی روندهای پتانسیلی یا نوسانات در متوسط طولانی مدت علائم اقلیمی است؛ اما مطالعه تغییر پذیری و تغییر رفتار رویدادهای حدی جوی نیز مهم می باشد. برای بررسی رویدادهای حدی، شاخص های اقلیمیحدی برای داده های سطح زمین به وسیله گروه کاری آشکارسازی تغییر اقلیم سازمان هواشناسی جهانی و کمیته اقلیم شناسی و برنامه تحقیقاتی تغییر پذیری اقلیم و قابلیت پیش بینی معرفی شده است. در این مقاله روند این شاخص های حدی بر اساس سریهای زمانی روزانه دما و بارش ایستگاه تهران در دوره آماری 2003 ـ 1951 مطالعه شده است .علاوه بر این، توزیع دنباله های حدهای گرم و سرد و کاربرد شاخص ها در موارد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که شاخص های FD و ID یا شاخص های حدهای سرد روند کاهشی محسوسی دارند. از طرف دیگر روند دمای حداقل و دمای متوسط روزانه کاملاً افزایشی است و شیب مثبت دارد. این در حالی است که روند افزایشی دمای حداکثر شیب کمتری دارد. روند افزایشی حدهای گرم مانند 40T (دماهای حداکثر بالاتر از 40 درجه)، شاخص CDDو GDD و روند کاهشی HDD و DTR نیز در همة مدل های بکار گرفته شده در این مقاله بارز میباشد. شاخص های حدی بارش نیز روند کاهشی با شیب بسیار کم را نشان می دهد. توزیع دنباله های سری های زمانی، دمای حداقل و دمای متوسط هماهنگی زیادی با هم دارند و هر دو گرمایش متقارنی را نشان می دهند. از نتایج این تحلیل میتوان سناریوهایی برای مطالعه موردی مناطق مختلف در زمان وقوع رویدادهای حدی اقلیمی ارائه و پیشبینی کرد. واژگان کلیدی: تغییر اقلیم، رویدادهای اقلیمیحدی، شاخص های حدی، روند
دلتای سپیدرود بزرگترین دلتای ایرانی در ساحل جنوبی دریای خزرکه طی دو میلیون سال گذشته شکل گرفته، دارای تاریخ تکامل پیچیدهای است و به دلیل بسته بودن دریای خزر، روند دلتا سازی آن با دریا های آزاد تفاوت دارد. جابجایی مکرر دهانه نقش مؤثری در روند تکامل دلتا داشته، اما به تدریج میزان جابجایی کمترشده است. تاکنون در مورد نقش جریان های دریایی شرقی- غربی در انتقال رسوب، در خصوص انحراف دهانه سپیدرود اغراق شده و به نقش جابجایی دهانهها در مرفولوژی دلتا توجه ای نشده است. افزایش سطح آب دریا به میزان کم به تنهایی نمیتواند مانع گسترش دلتا شود. شکل گیری زبانه های ماسه ای، جزایر سدی و تپههای زیر آبی در روند تکامل دلتای اهمیت بسزایی دارد. در این مقاله سعی شده با استفاده از منابع تاریخی، نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی، عکس های هوایی وتصاویر ماهواره ای لندست و در نهایت بررسی های میدانی، فرایند تکامل دلتای سپیدرود مورد بررسی قرار گیرد. واژگان کلیدی: ژئومرفولوژی، دلتا، سپیدرود، کواترنر، دریای خزر.
"نقش توزیع درآمدها در ایجاد اختلاف سطح زندگی و شکاف های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جمله موضوعات مورد توافق بسیاری از علما و صاحب نظران علوم اجتماعی است. بر همین اساس توصیه شده است سیاست گذاران و برنامه ریزان نسبت به اثرات توزیعی راهبردهای اقتصادی متخذه و چالش های اقتصادی– اجتماعی ناشی از سیاست های اقتصادی توجه و تاکید ویژه داشته باشند.
مقاله حاضر در همین راستا و به منظور بررسی و تحلیل چگونگی توزیع درآمد در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان طی سال های 1376 –1380 تهیه و تنظیم گردیده است. در این پژوهش توزیع درآمد با استفاده از شاخص ضریب جینی، نابرابری با روش تفکیک پذیر و همچنین بر روی تمام داده ها محاسبه گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد ضریب نابرابری با روش تفکیک پذیر طی دوره مورد مطالعه در مناطق شهری استان به تدریج از 0.35 در سال 1376 به 0.44 در سال 1380 افزایش یافته است. همچنین با مقایسه ضریب جینی بین دهک اول و دهک دهم خانوارهای شهری مشخص شد که طی این دوره نابرابری بین گروه های پردرآمد (دهک دهم) بیشتر از خانوارهای کم درآمد (دهک اول ) بوده است. بطوری که مقدار این ضریب برای دهک اول، از 0.17 در سال 1376 به 0.12 در سال 1380 کاهش یافته در حالی که ضریب فوق طی این دوره برای دهک دهم از 0.5 به 0.26 افزایش پیدا کرده است. از طرف دیگر مقایسه ضریب جینی بین فقرا نشان داده است که نابرابری بین فقرا به طور متوسط بیشتر از نابرابری بین خانوارهای دهک اول است و در مجموع در جامعه مورد مطالعه، فقرا محدود به دهک اول نمی باشد."
بررسی سازماندهی سیاسی فضا بویژه در جوامع متنوع فرهنگی (زبانی- مذهبی) از مباحث قابل توجه در حوزه مطالعات جغرافیای سیاسی به حساب می آید. علیرغم آنکه کارکرد اصلی تقسیمات کشوری، تمرکززدائی در اداره سرزمینی و سهولت در اعمال اراده ملی است، ولی وجود تهدیدات درونی و بیرونی برای هر جامعه و تاثیرگذاری آن بر مولفه های امنیت ملی به عنوان هدف پایدار و دائمی دولتها، به کارکردهای امنیتی در مقابل سایر کارکردهای تقسیمات کشوری، جایگاه خاصی می بخشد.آزمون فرضیه "عدم وجود رابطه بین این مولفه ها با چگونگی سازماندهی ]علیرغم وجود سوابق یا تجارب تاریخی آن [سیاسی فضا در شمال غرب و غرب کشور ایران" از مسیر تحلیل آراء خبرگان کشور که دارای سابقه ممتد حضور و مسئولیت در آن مناطق بوده اند، مورد نظر بود که با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و آزمونهای مختلف آماری انجام پذیرفت و مشخص گردید که کارکردهای امنیتی سازماندهی سیاسی فضا نه تنها نسبت به گذشته کاهش نیافته است بلکه با توجه به شرایط جدید محیطی و بین المللی افزایش داشته است، لذا می توان گفت که این مولفه ها در استانهای کشور بویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از الگوی حاکم بر تقسیمات کشوری اثرپذیری داشته است. این اثرپذیری در مناطق کردنشین بویژه جنوب آذربایجان غربی و کردستان در راستای استحکام امنیت و پایداری ملی کشور عمل نموده ولی در مناطق آذری نشین و کردنشین کرمانشاه و ایلام بدلیل همبستگی بیشتر مذهبی، از آثار کمتری برخوردار بوده است.
مدیریت منابع آب در دوره های خشک و خشکسالی ها نیازمند شناخت و کاربرد روش ها و راهکارهای مناسب است . از آن جا که خشکسالی به صورت یک مجموعه عوامل و متغیرهای مرتبط به هم اقلیمی (سیستم اقلیم ) در محیط طبیعی و انسانی تأثیر می گذارد، مطالعه جزئی و مجزای متغیرهای اقلیمی نتیجه متقن و قابل اعتمادی از شرایط حاکم ارائه نمی دهد. جهت بررسی میزان نقش خشکسالی ها در منابع آب زیرزمینی دشت های شمال همدان متغیرهای اقلیمی و هیدرولوژی آب های سطحی به عنوان متغیر مستقل جهت تعیین میزان همبستگی با سطح ایستایی دشت ها (متغیر وابسته ) در مقیاس ماهانه در طی 17 سال 1379-1363 مورد بررسی قرار گرفت. روش مطالعه بر رگرسیو ن چند متغیره متمرکز گردید که نتایج مناسب تری ارائه می دهد. در نتیجه ، آثار ناهنجاری های اقلیمی و هیدرولوژیکی در افت سطح ایستابی دشت ها 42 درصد همبستگی را بین متغیرهای اقلیمی مستقل با شدت افت نشان داد. در ارزیابی مکانی بحران افت سطح ایستابی تحت تأثیر خشکسالی از توانایی تحلیل ها ی مکانی و فضایی GIS بهره گرفته شد و نتایج داده های نقطه ای به اطلاعات منطقه ای تبدیل گردید و شدت افت در سطح دشت های مورد مطالعه منطقه بندی گردید که دشت بهار دارای شدیدترین افت و مناطق حاشیه دشت ها در محل اتصال به ارتفاعات از کم ترین مقادیر افت برخوردار بودند.
جهت گیری های اساسی برای اجرای طرح های عمرانی ملی شامل تدوین برنامه، تخصیص بودجه، اجرا و نظارت معمولا از سوی دولت تعیین می شود. داشتن اهداف ملی و ضرورت اجرای برنامه های اساسی با تدوین برنامه استراتژیک و رویکردهای پایه در عمران و توسعه ملی لزوم دخالت دولت در فرایند برنامه ریزی طرح ها ی ملی را تبیین می نماید. از سویی این گونه نگاه و فرایند برنامه ریزی بالا به پایین در اجرای چنین طرح ها یی باعث ایجاد تغییرات و تأثیرات فراوان در محدوده جغرافیایی محلی و منطقه ای و گاه ملی می گردد. سد سازی به عنوان یکی از اقدامات و برنامه های عمرانی دولت در جهت تأمین آب مورد نیاز برای کشاورزی و شرب و سایر اهداف قابل تعریف است و از جمله پروژه هایی محسوب می شود که معمولا اجرای آن باعث ایجاد پیامد های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی در سطح محلی می شود. سد کارون 3 روی پرآب ترین رودخانه دائمی کشور احداث شده است و هدف از اجرای آن نیز تولید برق، کنترل سیلاب ها ی حوضه بالادست و تأمین آب برای مصارف کشاورزی بوده است . مطالعات اجرای این طرح از سال 1340 شروع شد و در سال 1382 طرح مذکور به بهره برداری رسید . با توجه به اثرات و پیامدهای مختلف ناشی از اجرای این طرح این مقاله می کوشد ضمن ارزیابی فرایند برنامه ریزی سد کارون سه در چارچوب نظریه های برنامه ریزی، اثرات و پیامدهای مختلف اجرای این طرح ملی را در سطح محلی و منطقه ای تبیین نماید.
از میان عوامل محیطی، عامل اقلیم و پدیده های جوی جزء تأثیرگزارترین عوامل روی ایمنی حمل و نقل به حساب می آیند که خطرناک ترین آن ها یخبندان می باشد. بدین منظور برای مطالعه توزیع زمانی و مکانی پدیده یخبندان در مسیر سنندج همدان از ماتریس وضعیت های اقلیمی استفاده شد. برای استفاده از این ماتریس، از قسمت خدمات ماشینی سازمان هواشناسی کشور داده های روزانه سه پارامتر دما، بارش و رطوبت نسبی سه ایستگاه سینوپتیک سنندج، قروه و همدان برای یک دوره ده ساله دریافت شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که نتایج زیر به دست آمد. بر اساس ماتریس وضعیت های اقلیمی، شرایط اقلیمی N5 ( میانگین دمای روزانه بین 2-6 درجه سانتی گراد به همراه رطوبت نسبی بیش از 80% یا بارش کم تر از 2 میلی متر) و N6 (میانگین دمای روزانه بین 2-6 درجه سانتی گراد به همراه بارش بیش از 2 میلی متر) جزء شرایط خطرناک برای ایمنی تردد وسائط نقلیه در مسیر سنندج- همدان می باشند، که بیشترین تمرکز آن ها در ماه های ژانویه ( 9 روز )، فوریه ( 5 روز ) و دسامبر ( 4 روز ) می باشد. یخبندان در منطقه اواخر سپتامبر شروع می شود و اوایل ماه مارس به پایان می رسد. اما یخبندانی که برای ایمنی حمل و نقل ایجاد خطر می کند خیلی دیرتر یعنی در ماه دسامبر روی می دهد.