در پهنه مناطق خشک ایران، تودههای بزرگی از ماسههای بادی در نقاط مختلفی متراکم شدهاند. این تودههای ماسهای در اصطلاح محلی «ریگ» نامیده میشوند. مطالعاتی که توسط محققین تاکنون انجام شده است، دو عامل اصلی، شامل جهت وزش باد غالب و نیز عامل توپوگرافی و بادپناهی ناهمواریها را علل اصلی استقرار این تودههای ماسهای میدانند؛ اما با استناد به فرضیه تحقیق، سلولهای کم فشار محلی در طول دوره گرم سال، عامل اصلی یا مهمترین عامل تمرکز و استقرار این تودههای ماسهای میباشند. محدوده مورد مطالعه، مجموعه ماسهای بندریگ کاشان، واقع در چاله مسیله و در جنوب دریاچه نمک میباشد. متغیرهای مورد بررسی در این تحقیق، شامل ویژگیهای باد منطقه، قطر ذرات رسوب و مورفولوژی تپههای ماسهای میباشد. روش تحقیق، مبتنی بر یک روش تحلیلی است. در این روش، بین متغیرهای سهگانه، از طریق روش حضور و اختلاف، همزمان ارتباط برقرار گردیده است. ابزار تحقیق، نقشههای توپوگرافی و عکسهای هوایی بوده و تکنیک کار، مقایسه دادههای میدانی، آمار روزانه باد و دانه سنجی ذرات ماسه بوده است. نتایج نشان میدهد که یک سلول کم فشار محلی، درست در جنوب دریاچه مسیله در طول دوره گرم سال حاکمیت پیدا میکند. به همین سبب، راستای وزش بادها در تمامی چاله مسیله نسبت به این نقطه حالت همگرا دارد و بالتبع حرکت همگرای ماسههای روان موجب استقرار مجموعه ماسهای بندریگ در موقعیت کنونی شده است. بهترین شاهد این مسأله، انطباق مورفولوژی تپههای ماسهای در راستای خطوط گرادیان فشار نسبت به نقطه مرکزی میباشد.
به طور کلی بنیان های جغرافیایی به دو دسته بنیان های طبیعی و انسانی تقسیم میگردند. مطالعات انجام گرفته نشان میدهد که ساختار نظام استقرار ضمن تأثیرپذیری از بنیان های انسانی در ارتباط با بنیان های طبیعی شکل گرفتهاند. نتایج حاصل از ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیونی متغیرهای مورد بررسی و توزیع سکونتگاه ها نشان میدهد که بین تیپ اراضی و توزیع سکونتگاه ها همبستگی مستقیم و معنی دار و بین طبقات ارتفاعی و توزیع سکونتگاه ها همبستگی معکوس و معنی دار وجود دارد. در کنار بنیانهای طبیعی در ارتباط با بنیان های انسانی، موفقیت کارکردی نیز در نظام استقرار تأثیر میگذارد. موفقیت کارکردی اگر چه وابسته به موفقیت طبیعی است، شامل موقعیت محلی، ناحیهای و فرا ناحیهای نیز میباشد. واژگان کلیدی: بنیان های طبیعی و انسانی، نظام استقرار، تکنیک های کمیّ، ضریب همبستگی، تحلیل رگرسیونی.
مقاله حاضربا تکیه بر بررسی میدانی در نواحی روستایی ناحیه مرزی زاهدان، نشان می دهد که در اثر توسعه تجارت فرامرزی و سیطره روز افزون مراکز شهر ی (شهر زاهدان)، کارکرد سنتی ناحیه روستایی زاهدان تغییر کرده است. کشاورزی از تولید نیازهای مصرفی مردم فاصله گرفته است. سکونتگاههای روستایی نقش خوابگاهی دارند و درآمد به دست آمده از فعالیتهای تجاری رکن اساسی اقتصاد روستایی را تشکیل می دهد. اما به دلیل نبود سازماندهی فعالیتهای تجاری، روستاییان در واقع حق العمل کار تجار شهری اند. تجار شهری از فرصت استفاده کرده سهمیه ای را که دولت جهت تامین معیشت روستاییان اختصاص داده، تصاحب کرده و نوعی تجارت متکی به یارانه سازمان می دهند. آنها کالاهای مصرفی و کشاورزی وارد می کنندکه موجب تضعیف بنیان اقتصادی منطقه شده و نقشی منفی در توسعه ناحیه ایفاء می کند.
در این پژوهش، روش تحقیق، موقعیت جغرافیایی و ویژگیهای عمومی، عوامل تعیین کننده آب و هوای حوضه، عناصر آب و هوایی و نیز طبقه بندی آب و هوایی و هیدرولوژی آبهای سطحی مورد بررسی قرار گرفته است.
در منطقه مورد مطالعه به دلیل محدودیتی که تغییرات و عناصر آب و هوایی اعمال می کند، طول فصل رشد گیاهان به پنج ماه محدود می شود. مهار سیلاب، احداث سد و انتخاب گیاهان زراعی و باغی که به آب کمتری نیاز دارند، می تواند کمبود آب موجود در منطقه مورد مطالعه را جبران کند.
"نقش توزیع درآمدها در ایجاد اختلاف سطح زندگی و شکاف های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جمله موضوعات مورد توافق بسیاری از علما و صاحب نظران علوم اجتماعی است. بر همین اساس توصیه شده است سیاست گذاران و برنامه ریزان نسبت به اثرات توزیعی راهبردهای اقتصادی متخذه و چالش های اقتصادی– اجتماعی ناشی از سیاست های اقتصادی توجه و تاکید ویژه داشته باشند.
مقاله حاضر در همین راستا و به منظور بررسی و تحلیل چگونگی توزیع درآمد در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان طی سال های 1376 –1380 تهیه و تنظیم گردیده است. در این پژوهش توزیع درآمد با استفاده از شاخص ضریب جینی، نابرابری با روش تفکیک پذیر و همچنین بر روی تمام داده ها محاسبه گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد ضریب نابرابری با روش تفکیک پذیر طی دوره مورد مطالعه در مناطق شهری استان به تدریج از 0.35 در سال 1376 به 0.44 در سال 1380 افزایش یافته است. همچنین با مقایسه ضریب جینی بین دهک اول و دهک دهم خانوارهای شهری مشخص شد که طی این دوره نابرابری بین گروه های پردرآمد (دهک دهم) بیشتر از خانوارهای کم درآمد (دهک اول ) بوده است. بطوری که مقدار این ضریب برای دهک اول، از 0.17 در سال 1376 به 0.12 در سال 1380 کاهش یافته در حالی که ضریب فوق طی این دوره برای دهک دهم از 0.5 به 0.26 افزایش پیدا کرده است. از طرف دیگر مقایسه ضریب جینی بین فقرا نشان داده است که نابرابری بین فقرا به طور متوسط بیشتر از نابرابری بین خانوارهای دهک اول است و در مجموع در جامعه مورد مطالعه، فقرا محدود به دهک اول نمی باشد."
جهت گیری های اساسی برای اجرای طرح های عمرانی ملی شامل تدوین برنامه، تخصیص بودجه، اجرا و نظارت معمولا از سوی دولت تعیین می شود. داشتن اهداف ملی و ضرورت اجرای برنامه های اساسی با تدوین برنامه استراتژیک و رویکردهای پایه در عمران و توسعه ملی لزوم دخالت دولت در فرایند برنامه ریزی طرح ها ی ملی را تبیین می نماید. از سویی این گونه نگاه و فرایند برنامه ریزی بالا به پایین در اجرای چنین طرح ها یی باعث ایجاد تغییرات و تأثیرات فراوان در محدوده جغرافیایی محلی و منطقه ای و گاه ملی می گردد. سد سازی به عنوان یکی از اقدامات و برنامه های عمرانی دولت در جهت تأمین آب مورد نیاز برای کشاورزی و شرب و سایر اهداف قابل تعریف است و از جمله پروژه هایی محسوب می شود که معمولا اجرای آن باعث ایجاد پیامد های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی در سطح محلی می شود. سد کارون 3 روی پرآب ترین رودخانه دائمی کشور احداث شده است و هدف از اجرای آن نیز تولید برق، کنترل سیلاب ها ی حوضه بالادست و تأمین آب برای مصارف کشاورزی بوده است . مطالعات اجرای این طرح از سال 1340 شروع شد و در سال 1382 طرح مذکور به بهره برداری رسید . با توجه به اثرات و پیامدهای مختلف ناشی از اجرای این طرح این مقاله می کوشد ضمن ارزیابی فرایند برنامه ریزی سد کارون سه در چارچوب نظریه های برنامه ریزی، اثرات و پیامدهای مختلف اجرای این طرح ملی را در سطح محلی و منطقه ای تبیین نماید.
عشایر و بروز پدیده کوچ نشینی با تکیه بر دام و مرتع به عنوان محصول مساعدت های جغرافیایی و هم جواری ایران با سایر ملل و اقوام کوچ نشین، همواره در فرایندها و ابعاد متعدد اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی از جایگاهی مشخص در تفکرات متولیان امور جامعه برخوردار بوده اند. این روند در دنیای فن سالار نوین و معاصر هزاره سوم بشری که عمدتا تعاملات جوامع در عرصه های جغرافیایی بر مبنای معیارها و رویکردهای ژئواکونومیک تبیین می گردند، سبب گردیده است تا اولویت اصلی در تعیین ظرفیت توسعه ناحیه ای، منطقه ای، ملی وحتی جهانی نظام های اجتماعی و ممالک بر اساس میزان و نحوه تعاملات ادراکی آن ها از محیط جغرافیایی تعیین گردد . لذا بررسی جایگاه و اثربخشی نظام زیستی عشایر به عنوان بخشی موثر از واقعیات نظام اجتماعی ایران در فرایند ترسیم سطوح توسعه با تاکید بر معادله هزینه – فایده اقدامی ضروری برای تصمیم سازی و خلائی مورد اهتمام برای تصمیم گیران در زمینه سیاست گذاری های کلان کشوری است . این امر چنانچه با تکیه بر پژوهش ها و یافته های آکادمیک مورد تحلیل و بازبینی قرار گیرد، می تواند برطرف کننده بسیاری از موانع عدم تحقق توسعه پایدار و همه جانبه در کشور باشد.
آبخانه دشت سبزوار، در استان خراسان رضوی و در فاصله حدود 250 کیلومتری غرب شهر مشهد واقع است. این آبخانه در اثر اضافه برداشت های (برداشت بیش از تغذیه ی)، مستمر، از اوایل سال آبی 1360-1361 به این طرف از حالت تعادل خارج و با افت سطح آب زیرزمینی و کسری مخزن، به حدود 64 میلیون متر مکعب در سال، مواجه شده است . ارزیابی هیدروگراف آبخانه نشان می دهد که تا سال آبی 1360-1361 آبخانه در وضعیت تعادل بوده و میزان تغذیه سالانه، معادل تخلیه آن بوده است، ولی از این سال به بعد تا سال آبی 1386-1389 آبخانه در حالت بحرانی بوده است، به طوری که هیدروگراف آن در این فاصله زمانی علیرغم سیر نزولی، حالت سینوسی خود را حفظ نموده است . ولی از این سال به بعد، روند هیدروگراف شبیه به یک خط راست ادامه می یابد که نشان می دهد، آبخانه در حالت فوق بحرانی بوده و در حال تهی شدن است . با توجه به این که آبخانه دشت سبزوار، منبع اصلی و مهم تأمین کننده آب کشاورزی منطقه و شرب شهر 240000 نفری سبزوار می باشد، لذا لازم و ضروری است که در جهت جبران کسری مخزن و تعادل بخشی آن، اقداماتی انجام شود . در این رابطه سه راه کار پیشنهاده شده است که عبارتند از : تغذیه مصنوعی با روش سنتی، تعذیه مصنوعی با روش مدرن و کاهش دبی چاه ها، به میزان15 %. با انجام سه روش مذکور می توان با تقویت سالانه به میزان 64 میلیون متر مکعب، کسری مخزن، آبخانه دشت سبزوار را جبران نمود و آن را به حالت تعادل درآورد.
استفاده از مطالعات ژئومورفولوژی، با توجه به پیشرفتهای اخیر در هیدرولوژی دیرینه سیلاب، بهعنوان مکملی برای نگرشهای هیدرولوژیکی متداول مورد نیاز است. عوامل مؤثر در سیل خیز بودن حوضه رئیس کلا به دو دسته تقسیم میشوند: الف) عوامل مربوط به حوضه زهکشی؛ ب)عوامل مربوط به کانال رود که نقش مهمی در تغییر یا ایجاد لندفرمهای رودخانهای داشته و بیشتر تحت تأثیر لیتولوژی و تکتونیک قرار دارند. برای تخمین دبی با استفاده از شاخصهای دیرینه تراز و روشهای گیاهی از چند مقطع نقشهبرداری شد و در بازههای مختلف تنش برشی، قدرت رود و سایر پارامترهای مورد نیاز با استفاده از نرمافزار HEC-RAS محاسبه شد؛ سپس آثار فرسایشی و اشکال رسوبی ناشی از سیلاب بررسی شد. مطالعه حاضر نشان میدهد که با استفاده از شاخصهای دیرینه تراز و توانش جریان در رودخانههای پرشیب و کوچک کوهستانی، میتوان بزرگی سیلاب را با دقت بیشتری پیشبینی کرد و در طراحی سازهها و پهنهبندی خطر آن را به کاربرد.
این مقاله با استفاده از نقشههای توپوگـرافی 50000 :1، نقشههای زمـینشناسی 1:250000، نقشههای کاربری اراضی 1:250000 و آمار ایستگاههای هواشناسی و هیدرومتری ایمنی جادههای منطقه مطالعه شده (با توجه به پارامترهای مخاطرات محیطی) بررسی شده است. لایههای اطلاعاتی مختلف جدولی و نقشهای با توجه به توزیع فضایی، زمان و شدت اثر مخاطرات روی هم انطباق داده شدهاند؛ سپس طی یک بررسی میدانی به کمک آثار و شواهد موجود و با درنظرگرفتن اطلاعات ذکرشده، نقشههای حساسیت زمینشناسی، مخاطرات اقلیمی، هیدرولوژیک و مخاطرات ژئومورفولوژیک ترسیم شدهاند. در نهایت با انطباق سه نقشه مذکور، نقشه مخاطرات محیطی محور ارتباطی سنندج ـ مریوان استخراج شد. بر اساس آن 65 درصد از طول محور ارتباطی مورد نظر از نقاط با خطر بسیار زیاد، 25 درصد از نقاط با خطر زیاد و 10 درصد از نقاط با خطر متوسط عبور می کنند.