ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۱۲۱ تا ۳۶٬۱۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۶۱۲۱.

تبیین نظری بازتاب های ژئوپلیتیکی پروژه های سدسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
تحولات معاصر در حوزه منابع آب، به ویژه در حوضه های آبریز فرامرزی، نشان می دهد که پروژه های سدسازی دیگر صرفاً به عنوان ابزارهایی فنی و توسعه محور قابل تحلیل نیستند، بلکه به سازوکارهایی ژئوپلیتیکی برای بازتعریف روابط قدرت، هویت و دیپلماسی در سطوح مختلف فضایی تبدیل شده اند. این پژوهش با هدف تبیین و تحلیل بازتاب های ژئوپلیتیکی سدسازی در سه سطح هویتی، امنیتی و دیپلماتیک، می کوشد پیوندی نظری و نظام مند میان سیاست های توسعه محور دولت ها و پیامدهای فراملی آن ها برقرار سازد. در این راستا، سه پروژه شاخص سدسازی شامل پروژه گاپ ترکیه در حوضه دجله–فرات، سد النهضه اتیوپی بر نیل آبی و پروژه سدهای زنجیره ای چین در حوضه رود مکونگ، با رویکردی تحلیلی–تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر با اتکا بر ژئوپلیتیک انتقادی و هیدروپلیتیک ساختاری، مدلی تلفیقی ارائه می دهد که بر سه مفهوم کلیدی «هویت ژئوپلیتیکی»، «ژئوپلیتیک سیال» و «دیپلماسی واژگون» استوار است. در این مدل، پروژه های سدسازی به مثابه ورودی های ساختاری در زمینه هایی نظیر تغییرات اقلیمی، فشارهای جمعیتی، حقوق بین الملل آب و رژیم های منطقه ای عمل می کنند و از طریق سازوکارهای هویتی، ژئوپلیتیکی و دیپلماتیک، به بازتاب هایی چندسطحی منجر می شوند؛ به گونه ای که در مقیاس خرد به بروز بحران های هویتی و اجتماعی، در مقیاس میانه به تشدید تنش های بین دولتی و در مقیاس کلان به چالش گری نظم حقوقی و نهادی بین المللی آب می انجامند. یافته های پژوهش نشان می دهد پروژه گاپ در ترکیه به بازتعریف هویت ملی و تقویت قدرت ساختاری این کشور در برابر همسایگان پایین دست منجر شده است؛ سد النهضه موقعیت تاریخی و هژمونیک مصر در حوضه نیل را به چالش کشیده و الگوی جدیدی از چانه زنی ژئوپلیتیکی را رقم زده است؛ و پروژه های سدسازی چین در مکونگ، با ایجاد وابستگی تدریجی کشورهای پایین دست، نفوذ ژئوپلیتیکی این کشور را در جنوب شرق آسیا تقویت کرده اند. در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد سدسازی های فرامرزی دارای تأثیراتی چندلایه و فراتر از منطق توسعه هستند و مدل مفهومی پیشنهادی می تواند به عنوان چارچوبی کارآمد برای تحلیل پروژه های هیدروپلیتیکی در مقیاس های ملی، منطقه ای و بین المللی مورد استفاده قرار گیرد.
۳۶۱۲۲.

طراحی مدل بهینه سازی مکان یابی اسکان اضطراری در شرایط بحرانی (منطقه موردمطالعه: منطقه 2 کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۶
طرح مسئله: باتوجه به افزایش وقوع بحران های طبیعی و انسانی، تأمین اسکان اضطراری برای جمعیت های آسیب دیده یکی از چالش های مهم مدیریت شهری است. فقدان معیارهای دقیق و مدل های جامع برای انتخاب مکان های مناسب به کاهش کارایی، افزایش آسیب پذیری و ناتوانی در پاسخ گویی به نیازهای فوری در شرایط بحرانی منجر می شود. هدف پژوهش: در این راستا پژوهش حاضر به طور کامل این عوامل را تجزیه وتحلیل می کند و چارچوبی جامع برای به دست آوردن بینش درباره پیچیدگی های مرتبط با یافتن اسکان اضطراری ارائه می دهد. روش پژوهش: این تحقیق شامل بررسی جامع مطالعات قبلی درباره اسکان اضطراری با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای بود. به دنبال آن، پرسشنامه ای طراحی شد تا اهمیت پارامترهای مختلف را در شناسایی مکان های مناسب برای اسکان اضطراری اندازه گیری کند. سپس پاسخ های پرسشنامه با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی[1] (AHP)، با ورودی 30 نفر از متخصصان تجزیه وتحلیل شد. متعاقباً، یک مدل مفهومی و یک چارچوب ریاضی برای ایجاد رابطه بین پارامترها و معیارهای مختلف با در نظر گرفتن ضریب اهمیت نسبی هر پارامتر ایجاد شد. نتایج پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد که فضاهای باز از شاخص مطلوبیت بالاتری در مقایسه با مراکز آموزشی برخوردارند. دانشگاه تبریز با شاخص مطلوبیت 068/1 (خیلی خوب)، بوستان شاهگلی با شاخص مطلوبیت 754/0 (خیلی خوب) و شهرک نیرو زمینی با شاخص مطلوبیت 207/0 (ضعیف) از اول تا سوم در اولویت قرار گرفتند؛ علاوه براین، پس از توزیع جمعیت نیازمند اسکان اضطراری در فضاهای موجود، مشخص شد که قسمت شرقی منطقه مطالعه شده با کمبود شدید فضای مناسب برای اسکان اضطراری مواجه است. این امر نیاز به اقدامات مناسب توسعه شهری را برای رفع این موضوع نشان می دهد.   [1] Analytical Hierarchy Process
۳۶۱۲۳.

واکاوی عوامل خانوادگی مؤثر بر فقر شهری با استفاده از مدل معادلات ساختاری (نمونه موردی: پلدختر لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۸
خانوارهای شهری پلدختر همانند سایر شهرهای متوسط و کوچک اندام کشور که رویه کشاورزی دارند، با مسائلی چون: بیکاری، فقدان نوآوری و فن آوری های، پایین بودن درآمد، عدم پایداری اشتغال و فقدان انگیزه برای زندگی مواجه هستند که این مسائل زمینه ساز مشکلات زیادی برای خانوار های این نوع شهرها شده و باعث بروز نابسامانی هایی چون مهاجرت و مهم تر از همه افزایش فقر آن ها شده است. در این زمینه مجموعه عوامل و سرمایه های خانوادگی بر فرصت های معیشتی و یا بر فقر آن ها تأثیرگذار است. شناسایی نوع عامل راه حل مفیدی برای برنامه ریزان توسعه شهری و کاهش فقر می باشد. در پژوهش حاضر به شناسایی عوامل و سرمایه های خانوادگی مؤثر فقر شهری پلدختر پرداخته شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری، خانوارهای شهری پلدختر است که با استفاده از نمونه گیری سهمیه ای و تصادفی ساده 380 خانوار انتخاب شد. برای گردآوری داده ها با توجه به مدل ها و اهداف از پرسش نامه و سؤالات کمّی (طیف لیکرت) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها و شناسایی عوامل خانوادگی از معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار « Amos » استفاده گردید. جهت شناسایی راهکارهای کاهش فقر نیز از روش های کیفی مانند مصاحبه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل اقتصادی/مالی با ضریب تأثیر 68/0، فیزیکی با ضریب 32/0، اجتماعی با ضریب تأثیر 11/0 و سرمایه انسانی با ضریب تأثیر 05/0 بیشترین تأثیر را بر فقر شهری داشته است. نتایج طرح در زمینه راهکارهای کاهش فقر نشان داد که ایجاد فرصت های شغلی انعطاف پذیر خانوادگی، سرمایه گذاری در محلات و مناطق محروم شهری، ارتقای آموزش و مهارت آموزی افراد فقیر شهری، حمایت از اقلیت ها، مهاجران و افراد فقیر (آموزش و خدمات)، مشارکت دادن ساکنان محله های فقیرنشین در تصمیم گیری های شهری، مبارزه با فساد و توزیع عادلانه منابع عمومی، بهسازی سکونتگاه های فقیر و غیررسمی و گسترش و توسعه حمل ونقل عمومی رایگان مهم ترین اقدامات کاهش فقر شهری در شهر پلدختر می باشد.
۳۶۱۲۴.

چالش های زنان در جامعه روستایی شهرستان دماوند در دستیابی به معیشت پایدار: دهستان ابرشیوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۵
علی رغم نقش های حیاتی اقتصادی و اجتماعی که زنان روستایی در شهرستان دماوند ایفا می کنند، با موانع قابل توجهی مواجه هستند. بنابراین هدف اصلی این تحقیق، شناسایی چالش های معیشت پایدار زنان روستایی در این شهرستان است. این تحقیق با جامعه آماری 976 نفر از زنان روستایی دهستان ابرشیوه در شهرستان دماوند انجام شد. با استفاده از جدول مورگان 201 نفر از زنان بر طبق روش نمونه گیری طبقه ای برای شرکت در تحقیق انتخاب شدند. داده ها به روش ترکیبی (کمی و کیفی) جمع آوری شدند. مصاحبه های نیمه ساختارمند با 15 نفر از زنان روستایی در بخش کیفی انجام شد و در بخش کمی، پرسش نامه ای بر اساس تحلیل محتوای داده های کیفی تنظیم شد. روایی پرسش نامه ها توسط صاحب نظران تأیید و پایایی آن با آزمون مقدماتی و با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که محدودیت های معیشت پایدار زنان روستایی در پنج عامل (موانع اجتماعی- فرهنگی، مالی، جنسیتی، شخصیتی و خانوادگی) خلاصه می شود که در مجموع 71 درصد واریانس کل را تبیین کردند. مهمترین عامل، موانع اجتماعی- فرهنگی بود که شامل متغیرهایی مانند بافت مردسالاری، تعصبات خانوادگی و ناامنی اجتماعی بود. برای بهبود وضعیت زنان روستایی، اجرای برنامه های آموزشی، سازمان دهی زنان روستایی در قالب گروه ها و شبکه ها، ارائه اعتبارات خرد و وام های کوچک و بهبود دسترسی به مراقبت های بهداشتی و خدمات اجتماعی و تشویق مشارکت آن ها در فرایندهای تصمیم گیری پیشنهاد شده است.
۳۶۱۲۵.

بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی جوانان روستایی استان گیلان (مورد مطالعه: روستاهای شرق گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
افزایش مشارکت سیاسی، دغدغه هر نظام سیاسی است. شناسایی عوامل تأثیرگذار بر مشارکت از مهمترین راهکارها برای مدیریت و افزایش مشارکت مردم در انتخابات محسوب می شود. تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی جوانان روستایی استان گیلان انجام شد. جامعه آماری تحقیق را جوانان روستاهای شرق گیلان در سال 1402 تشکیل داده که تعداد 241 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه محقق ساخته در خصوص مشارکت سیاسی با 20 گویه و پرسش نامه عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی با 51 گویه بود. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل عامل تأییدی، پنج عامل فرهنگی - اجتماعی، خانوادگی، فردی، سیاسی و اقتصادی در مشارکت سیاسی جوانان روستایی مؤثر هستند که عامل فرهنگی - اجتماعی دارای بیشترین تأثیر و عامل خانوادگی دارای کمترین تأثیر بود. در نهایت بر اساس یافته ها، راهکار هایی به منظور افزایش میزان مشارکت سیاسی جوانان روستایی ارائه شد.
۳۶۱۲۶.

اندازه گیری کارایی مصرف انرژی و عوامل مؤثر بر آن در تولید سیب زمینی مناطق روستایی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
سیب زمینی به عنوان یکی از محصولات استراتژیک بخش کشاورزی، نقش اساسی در تأمین امنیت غذایی و اقتصاد روستایی دارد. استفاده بهینه از منابع انرژی در تولید آن، ضمن افزایش کارایی، هزینه ها را کاهش داده و به کاهش اثرات زیست محیطی و پایداری کشاورزی کمک می کند. بدین ترتیب، هدف اصلی تحقیق حاضر اندازه گیری کارایی انرژی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در تولید سیب زمینی در مناطق روستایی شهرستان اردبیل با بهره گیری از رهیافت تولید مرزی تصادفی (تخمین تابع تولید ترانسلوگ همراه با مدل ناکارایی) است. اطلاعات و داده های مورد نیاز با مصاحبه حضوری و تکمیل پرسش نامه از 160 سیب زمینی کار منطقه در سال زراعی 02-1401 جمع آوری شد. سپس داده ها با استفاده از هم ارزهای استاندارد به میزان انرژی تبدیل شد. نتایج نشان داد که میانگین کارایی انرژی مزارع 86/15 درصد است. این نتیجه بیانگر آن است که در صورت استفاده بهینه و اصولی از منابع انرژی در تولید می توان انرژی خروجی محصول را حدود 14 درصد افزایش داد. بر اساس نتایج حاصل از محاسبه کشش تولید نهاده ها، کشاورزان از عوامل بذر، کود شیمیایی و تراکتور در محدوده اقتصادی تولید بهره می گیرند. همچنین کشش تولید نیروی کار و سم بیانگر استفاده کمتر از حد بهینه این نهاده ها در فرایند تولید است. در مجموع، هرچند که سیب زمینی کاران از برخی نهاده ها به طور اقتصادی استفاده می نمایند، لیکن توصیه می شود که در راستای رعایت اصول و عملیات کشاورزی پایدار، مقادیر بهینه نهاده ها مدنظر زارعین منطقه قرار گیرد. برابر یافته های تحقیق، عوامل سن، تجربه، سطح زیرکشت، مالکیت اراضی و شغل اصلی کشاورز دارای تأثیر معنی دار بر کارایی است. بر همین اساس پرداختن به تولید در مزارع وسیع تر گامی عملی برای بهبود کارایی انرژی محصول سیب زمینی محسوب می شود؛ ضمن اینکه بهره گیری از توانایی و تجربه کشاورزان باسابقه و دارای شغل اصلی کشاورزی نیز عملاً به افزایش کارایی مصرف انرژی منجر خواهد شد.
۳۶۱۲۷.

The Application of the Principle of Not to Cause Significant Harm in the Tigris and Euphrates River Basin(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۸
The Tigris-Euphrates basin is of high regional and global significance; however, the lack of a comprehensive multilateral agreement among riparian states has transformed the management of this transboundary watercourse into a political, security, and environmental challenge. The central issue addressed in this research is the evaluation of the quality of the application of the 'no significant harm' principle within the basin. Specifically, the study investigates whether water resource utilization—such as constructing dams beyond the natural capacity of the rivers and excessive extraction of groundwater—complies with legal obligations and the principles of equitable and reasonable utilization. This study employs an innovative interdisciplinary approach that integrates legal and technical analyses. The legal framework is established by examining customary sources, international conventions, and the insights of prominent international law scholars regarding the definition and scope of "no significant harm." Concurrently, up-to-date technical data on dam capacities, river flow alterations, and groundwater extraction—sourced from reputable publications—serve as the empirical basis for assessing the practical application of the principle. The findings indicate that mismanagement practices in water resource development can inflict significant harm on the ecosystem, regional wetlands, and the livelihoods of local communities. Therefore, the formulation of a comprehensive framework and the advancement of multilateral cooperation for the equitable and reasonable use of the Tigris-Euphrates resources is imperative.
۳۶۱۲۸.

Geopolitical Dynamics and their Impact on Emerging Markets(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
Emerging markets are those developing countries that are not fully developed but moving away from the traditional economies to be more industrialized by adopting a free and open market or mixed economy. Fast economic growth, growing middle-class, huge population growth and working age population, as well as consumption growth are attracted the multinationals to invest in emerging markets. Despite of its opportunities, these emerging markets also bring out the risks that must be faced and overcome by multinationals through its strategies and approaches. Qualitative research has been used for this study. This paper will try to evaluate the emerging markets from its governance, rule of law, politics, market and corporate sectors, as well as its institutions and regulations, while taking BRICS countries as example to represent the emerging markets. The findings shows that emerging markets are attractive yet still has issues that mostly on its governance, political stability, rule of law, corruption, and institutional voids. Thus, multinational firms could undertake this challenges by implementing right strategies and approaches based on each markets domestic features, using the five context to recognize the institutional voids, and refer to the Analyze-Benchmarck-Calibrate of developing a globalization strategy.
۳۶۱۲۹.

Economic Leverage: The Role of Sanctions in Shaping International Relations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
Economic sanctions have evolved into a pivotal instrument of foreign policy, enabling states to exert pressure without direct military confrontation. Traditionally viewed as tools for punishment or coercion, their strategic function as instruments of economic leverage is receiving growing scholarly and policy attention. However, a conceptual gap persists in understanding how sanctions operate not only as punitive measures but as proactive mechanisms for shaping global behavior and diplomacy. This study aims to bridge this gap by critically examining sanctions as instruments of economic statecraft, focusing on their ability to influence state behavior, uphold international norms, and serve long-term strategic interests. Adopting a qualitative, doctrinal methodology, the article analyzes key international legal frameworks, sanctions regimes, and historical case studies involving major powers such as the U.S., EU, and China. The findings reveal that while sanctions are often framed within legal and moral justifications, their effectiveness depends heavily on multilateral coordination, economic integration levels, and the credibility of enforcement. Ultimately, the study concludes that sanctions, when strategically designed and legally grounded, can serve as effective tools of economic leverage, but their overuse or misuse risks undermining their legitimacy and the broader international legal order.
۳۶۱۳۰.

Navigating Tensions: Sanctions and Trade Law in Global Diplomacy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۱
In recent years, the increasing invocation of national security exceptions in trade disputes has strained the coherence of the multilateral trading system. This paper explores the legal and geopolitical implications of Article XXI of the GATT, focusing on how its growing use—particularly by powerful states—challenges the legitimacy of WTO dispute settlement mechanisms. Addressing a significant gap in legal scholarship, the research examines the tension between sovereign discretion and multilateral accountability, an area complicated by vague treaty language and political misuse. The study’s main objective is to assess whether existing WTO frameworks can effectively constrain the abuse of the national security exception while preserving state autonomy. Using a qualitative doctrinal methodology enriched by comparative legal analysis and a focused case study on Malaysia, the paper evaluates WTO rulings (notably DS512 and DS526), regional trade practices, and Malaysia’s middle-power diplomacy. The findings reveal a shift in WTO jurisprudence toward legal scrutiny of national security claims, emphasizing proportionality, necessity, and good faith. Malaysia’s cautious, multilateral approach offers a model for smaller states navigating coercive trade environments. The study concludes that reforming Article XXI is vital to maintaining the legitimacy of the rules-based trading order amid evolving geopolitical and economic challenges.
۳۶۱۳۱.

تحلیل آثار گسترش افقی شهری بر رواناب و سیلاب با رویکرد مدیریت پایدار شهری (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۶
گسترش افقی شهری با توسعه کنترل نشده و پراکنده مناطق ساخته شده یکی از الگوهای رایج رشد شهرها به شمار می رود. این پدیده، از طریق افزایش سطوح نفوذناپذیر، الگوهای رواناب و سیلاب های شهری را تغییر می دهد و به افزایش خطر آب گرفتگی در نواحی توسعه یافته منجر می شود. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر گسترش افقی بر گستره رواناب و سیلاب، تغییرات پوشش اراضی شهر اهواز را طی دوره ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ تحلیل کرده است. در این زمینه، از تصاویر ماهواره ای Sentinel-1 و Sentinel-2 و مدل یادگیری ماشین XGBoost جهت طبقه بندی اراضی به دو کلاس مناطق ساخته شده و غیر ساخته شده استفاده شده است. همچنین، با استفاده از شاخص آنتروپی شانون تغییرات الگوی رشد شهری ارزیابی و پهنه های رواناب و سیلاب با روش آستانه گذاری اوتسو استخراج شده است. نتایج تحلیل آنتروپی شانون نشان می دهد که مناطق ساخته شده به سمت پیرامون شهر پیشروی داشته است. این امر سبب افزایش سطوح نفوذناپذیر و تشدید رواناب شده است؛ طوری که بیش از ۲ هکتار از اراضی توسعه یافته طی دوره مطالعه تحت تأثیر رواناب قرار گرفته اند. همچنین بیش از ۱۵ هکتار از مناطق ساخته شده در سال های منتهی به وقوع سیلاب های فروردین ۱۳۹۸ و آذر ۱۳۹۹، طی این وقایع، دچار آب گرفتگی شده اند. افزون بر آن، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان می دهد گسترش شهری در کنار عامل میزان بارش نقش بسزایی در افزایش وقوع پدیده های سیلاب و رواناب ایفا می کند. یافته های این پژوهش بر اهمیت مدیریت هوشمند توسعه شهری از طریق به کارگیری زیرساخت های نفوذپذیر، توسعه فضاهای سبز، و بهینه سازی سیستم های زهکشی به منظور کاهش خطرات ناشی از رواناب و سیلاب تأکید دارد.
۳۶۱۳۲.

توسعه چارچوب عملیاتی ارزیابی تاب آوری سیستم های اجتماعی- اکولوژیک برای بهبود فرایند ارزیابی راهبردی محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۰
در طول پنجاه سال گذشته، فعالیت های بشر با سرعت بیشتر و به صورت گسترده تر، بیش از هر دوره دیگری سیمای اکوسیستم ها را تغییر داده است. تغییرات رخ داده نیاز به درک بهتر از فرایندهای سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدیریت سرزمین و اثراتشان بر سرمایه های طبیعی و چگو نگی سازگار شدن نسبت به تغییرات را آشکار می کند . در روش های سنتی مدیریت اکوسیستم، محیط به عنوان یک مدل استاتیک در نظر گرفته می شود که این امر سبب می گردد تغییرات تدریجی دی ده نشود، در نتیجه اکوسیستم آسیب پذیرتر گردد؛ لذا برنامه ریزی و مدیریت پایدار محیط زیست، بر اساس نگرش مبتنی بر تغییر نگاه استاتیک به دینامیک و لحاظ فرایندها و روندها در بررسی تغییرات ساختار و عملکرد اکوسیستم، مورد نیاز است. جهت نیل به این هدف، پژوهش حاضر از ویژگی ارزیابی تاب آوری سیستم های اجتماعی-اکولوژیک در بستر ارزیابی راهبردی محیط زیست به عنوان تغییر الگو از مدیریت متمرکز اکوسیستم ها شامل فرماندهی و کنترل به تمرکز بر مدیریت تغییرات مستمر بهره برده تا از این طریق بتوان برچالش های موجود در رابطه با فرض ثبات و پایداری سیستم ها از جمله مسئله عدم قطعیت، عدم در نظرگرفتن تأثیرات اجتماعی و بوم شناختی در مقیاس های چندگانه و نادیده گرفتن تغییرات مستمر در مراحل ابتدایی فرایند تصمیم گیری و برنامه ریزی فائق آمد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اتخاذ رویکرد جدید در برنامه ریزی محیط زیست، قادر است با استعلاء کیفیت و ضریب اطمینان تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های توسعه، از آسیب پذیری اکوسیستم و تغییر عملکرد آن در آینده جلوگیری کرده و مدیریت پایدار سرزمین را فراهم نماید. به علاوه جهت غنی ترشدن چارچوب بسط داده شده، پیشنهاد می شو د این چارچوب برای انواع تصمیمات توسعه، مورد آزمون و سنجش قرارگیرد.  
۳۶۱۳۳.

بررسی میزان تأثیر توزیع مکانی انواع کاربری های شهری بر فاکتورهای مختلف آلودگی هوا، مورد مطالعه: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
   گسترش شهری، به تغییرات کاربری اراضی در شهرها منجر شده است که به نوبه خود، باعث تغییر الگوی منظر و مسائل شدید اکولوژیکی در مناطق شهری می شود. هدف اصلی این تحقیق، بررسی رابطه بین الگوهای مختلف کاربری اراضی و آلاینده های هوا (آئروسل، منو اکسید کربن، دی اکسید نیتروژن و دی اکسید گوگرد) در شهر ایلام می باشد. در این پژوهش، از نقشه های کاربری شهری برای تهیه نقشه فاصله و تراکم کاربری ها و از تصاویر ماهواره ای « Sentinel-5P » برای محاسبه و ارزیابی آلاینده های هوا استفاده شد. سپس رابطه بین ترکیب فضایی و پیکربندی کاربری های شهری و آلاینده های هوا، با استفاده از ضریب همبستگی محاسبه شد. با اعمال الگوریتم مشخص شد که بر اساس شاخص فاصله الگوی توزیع مکانی، کاربری های صنعتی، بیشترین تأثیر را در فرم انتشار آلودگی های آئروسل، آلاینده دی اکسید نیتروژن و مونواکسیدکربن در طول سال برای سلامتی مردم داشته و کاربری های مسکونی، دارای جانمایی نسبتاً مناسبی از منظر انتشار آلودگی های آئروسل و مونواکسیدکربن بوده اند، بر اساس شاخص فاصله مشخص شد که فاصله های نزدیک به کاربری آموزشی، در تولید آلاینده دی اکسید گوگرد، مؤثرتر از سایر فاصله از کاربری های بوده است. همچنین بر اساس معیار تراکم الگوی توزیع مکانی، کاربری های صنعتی بیشترین تأثیر را در فرم در انتشار آلودگی های آئروسل، مونواکسیدکربن و دی اکسید گوگرد داشته و کاربری مسکونی عامل مؤثرتری در تولید آلودگی دی اکسید نیتروژن بر اساس معیار تراکم می باشد. همچنین براساس شاخص تراکم کاربری مسکونی عامل مؤثرتری در تولید آلودگی دی اکسید نیتروژن می باشد. آلاینده دی اکسید گوگرد نیز با فاصله از کاربری آموزشی رابطه معکوسی دارد و با فاصله از کاربری صنعتی رابطه مستقیمی دارد.
۳۶۱۳۴.

Economic Development Strategies: A Comparative Analysis of Iraq and the United Arab Emirates(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
This study explores the critical relationship between economic development and human capital development, with a comparative analysis of Iraq and the United Arab Emirates (UAE). Human capital, encompassing education, skills, and health, is essential for driving sustainable economic growth. The UAE has successfully leveraged its investment in human capital to diversify its economy, foster innovation, and enhance productivity, positioning itself as a regional economic hub. In contrast, Iraq faces significant challenges in human capital development due to socio-political instability, underinvestment in education, and insufficient healthcare systems, which hinder its economic progress. A comparative legal analysis was used to comparatively analyze policy, strategies and regulations on human capital towards economic development in the two countries. The study highlights the disparities in human capital strategies between the two nations, revealing how the UAE's proactive approach has resulted in robust economic indicators, while Iraq’s reliance on oil revenues and lack of human capital investment continue to impede its development. Suggesting the necessity for Iraq to prioritize human capital development as a pathway to sustainable economic growth, learning from the UAE's successful model.
۳۶۱۳۵.

فراتحلیل: سیاست گذاری شهر کارآفرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۶
در دهه های اخیر، توجه به توسعه شهرهای کارآفرین به یکی از اولویت های اصلی در سیاست گذاری های شهری، اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. این نوع شهرها با فراهم آوردن بسترهای مناسب برای نوآوری، اشتغال زایی و رشد اقتصادی، به عنوان موتورهای تحول در عرصه توسعه پایدار شهری شناخته می شوند. پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و فراترکیب کیفی، به بررسی مدل های سیاست گذاری موجود در زمینه شهرهای کارآفرین پرداخته و تلاش دارد تا پیامدهای اجرایی این سیاست ها را در بستر زیست بوم های کارآفرینی شهری تحلیل کرده و چالش ها، شکاف ها و فرصت های موجود را شناسایی کند. برای دستیابی به این هدف، مقالات علمی منتشرشده بین سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ از پایگاه های معتبری همچون؛ «Google Scholar»، «Scopus»، «JSTOR»، «Web of Science» و «Elsevier» مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سه عنصر کلیدی شامل: تقاضا، استعداد و منابع مالی نقش بنیادینی در موفقیت کارآفرینی شهری ایفا می کنند. همچنین، رقابت های استارت آپ، تراکم و تنوع شهری و سیاست های فراگیر شهری به عنوان عوامل تقویت کننده کارآفرینی در سطح محلی و منطقه ای شناخته شده اند. در این میان، محیط اجتماعی و فرهنگی شهر نیز تأثیر مستقیمی بر فعالیت های کارآفرینانه داشته است و می تواند در تسهیل یا مانع آفرینی برای فرآیندهای کارآفرینی نقش داشته باشد. این مقاله بر لزوم طراحی مدل های جامع و منسجم سیاست گذاری تأکید می کند که نه تنها متناسب با شرایط محلی هر شهر باشند بلکه تأثیرات بلندمدت آن ها نیز به دقت مورد ارزیابی قرارگیرد. در نهایت، نتایج تحقیق می تواند به تصمیم گیران، برنامه ریزان شهری و پژوهشگران کمک کند تا چارچوب هایی اثربخش تر برای حمایت از کارآفرینی شهری تدوین کرده و گامی مؤثر در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی بردارند.
۳۶۱۳۶.

تأثیر هوش مصنوعی بر مدیریت بهینه شهری (نمونه موردی: شهرکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر مدیریت بهینه شهری ازسوی مدیران شهری شهرکرد بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی در قالب توصیفی–تحلیلی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مدیران شهری شهرکرد به تعداد ۶۰ نفر بود و به دلیل محدودبودن حجم جامعه، نمونه به صورت سرشماری کامل تعیین شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه ای ۳۵ سؤالی جمع آوری شد که شامل دو بخش هوش مصنوعی (۲۱ سؤال) و مدیریت بهینه شهری (۱۴ سؤال) بود. روایی ابزار از طریق ارزیابی صوری، محتوایی و سازه ای سنجیده شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ به میزان ۰.۷۹ تأییدگردید. داده های گردآوری شده با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر در نرم افزار «PLS» تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی به طور کلی تأثیر مثبت و معناداری بر مدیریت بهینه شهری دارد. همچنین ابعاد مختلف آن از جمله؛ چشم انداز استراتژیک، سرنوشت مشترک، تمایل به تغییر، تعهد و خوش بینی، هم راستایی و هم خوانی، توسعه دانش و فشار عملکرد به طور معناداری بر مدیریت بهینه شهری اثرمی گذارند. نتایج حاکی از آن است که به کارگیری فناوری های هوش مصنوعی امکان اتخاذ تصمیم های بهینه و مبتنی بر داده را برای مدیران شهری فراهم می کند و علاوه بر افزایش کارایی و بهره وری، به کاهش چالش های زیست محیطی، ارتقای کیفیت زندگی و مدیریت منابع کمک می نماید. در مجموع، بهره برداری مؤثر از ظرفیت های هوش مصنوعی موجب تحول در کیفیت خدمات شهری و ارتقای رفاه شهروندان شهرکرد می شود.
۳۶۱۳۷.

تحلیل روند سری زمانی تصاویر پوشش گیاهی (MODIS-NDVI) و ارتباط آن با تغییرات کاربری اراضی در استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه: تغییرات اقلیمی و فعالیت های انسانی تأثیر مستقیم در پوشش سطح زمین دارند. تغییرات کاربری اراضی در شمال کشور از مهم ترین علل تخریب پوشش گیاهی در جنگل های هیرکانی بوده که در دهه های اخیر، به دلیل فعالیت های انسانی، به وقوع پیوسته است. تغییرات پوشش گیاهی در استان گلستان، با تنوع اقلیم و پوشش سطحی، نشان دهنده تأثیرات این فعالیت هاست. بر این اساس نظارت بر پویایی پوشش گیاهی نیازی اساسی، برای درک بهتر درباره چگونگی واکنش پوشش گیاهی به فشارهای انسانی، درجهت حفظ جنگل های هیرکانی است. مواد و روش ها: بررسی و پایش پوشش گیاهی با بررسی نمایه نرمال شده تفاضل پوشش گیاهی (NDVI) انجام شد. برای تحلیل روند پوشش گیاهی در استان گلستان، از داده های سری زمانی ترکیبی شانزده روزه MODIS-NDVI به نام MOD13Q1، با قدرت تفکیک مکانی 250 متر در دوره بیست ساله استفاده شد. در این پژوهش، پیش از بررسی روند تغییرات پوشش گیاهی در منطقه، ابتدا تصاویر خام NDVI با فرمت HDF محصول از سایت ناسا دانلود و ازلحاظ آماری، بررسی و تحلیل شدند. بدین ترتیب 920 تصویر سری زمانی شانزده روزه پوشش گیاهی نمایه NDVI در نرم افزار GIS، پس از موزاییک سازی، به 460 تصویر تبدیل و با استفاده از ضرب فاکتور مقیاس تصاویر، به حالت استاندارد بین 1- تا 1+ درآمدند. برای ارزیابی روند سری در نرم افزار IDRISI TerrSet، ابتدا تصاویر با استفاده از بی هنجاری مؤلفه فصلی حذف شد. فرایند تحلیل روند تغییرات فعالیت پوشش گیاهی و معنی داری آن به روش غیرپارامتری من کندال انجام شد . نتایج: نتایج نشان داد که 20% از مساحت منطقه مورد مطالعه دارای روند کاهشی در پوشش گیاهی است؛ درحالی که 80% روند افزایشی داشته است. از این میان، 5% دارای کاهش معنادار و 50% دارای افزایش معنی دار پوشش گیاهی و مابقی بدون روند هستند. طی بیست سال گذشته، 4088 کیلومترمربع از پوشش گیاهی از دست رفته است. تحلیل تأثیر فعالیت های انسانی در این تغییرات با استفاده از نقشه های موقعیتی شهرستان ها و مسیرهای اصلی انجام شد. نتایج نشان داد که در دشت های شمالی گلستان، به دلیل دسترسی آسان تر به زمین ها برای فعالیت های انسانی، تغییر کاربری اراضی و توسعه شهرنشینی، کاهش پوشش گیاهی بیشتری رخ داده است. بیشترین افزایش معنی دار پوشش گیاهی در شهرستان هایی مانند کردکوی، بندر گز، آق قلا، گرگان، آزادشهر، رامیان و بیشترین کاهش معنی دار در شهرستان های بندر ترکمن، گنبد کاووس، مینودشت و کلاله مشاهده شده است. مسیرهای اصلی منتهی به استان گلستان شامل گرگان بجنورد، گرگان ساری، آزادشهر سمنان، جاده غربی اینچه برون و جاده شرقی اینچه برون است که همگی شاهد روند کاهشی در پوشش گیاهی در اطراف خود بوده اند. ازآنجاکه استان گلستان از تنوع اقلیمی چشمگیری برخوردار است، تغییرات پوشش سطحی در نقاط منتخب با کاهش معنی دار پوشش گیاهی نیز بررسی شد. بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج این تحقیق از سال 2001 تا 2020، مناطق مرتفع استان گلستان، به ویژه ارتفاعات غربی شاهد افزایش پوشش گیاهی بوده اند که احتمالاً با افزایش دما براَثر گرمایش جهانی و بهبود شرایط دمایی برای گیاهان در این ارتفاعات مرتبط است. در مقابل، پوشش گیاهی مناطق کم ارتفاع واقع در دشت ها، نوار ساحلی، ارتفاعات پایین تر و به خصوص حاشیه شهرها و جاده ها درحال از دست رفتن است. فعالیت های انسانی، مانند تغییر کاربری اراضی و توسعه شهرنشینی در دشت های شمالی گلستان به کاهش پوشش گیاهی دامن زده اند. این تغییرات نشان دهنده کاهش پوشش گیاهی انبوه و افزایش تأثیرات منفی انسانی و طبیعی اند. در ارتفاعات، به رغم روند آرام تر کاهش پوشش گیاهی درقیاس با مناطق پایین دست، نگرانی هایی بابت تخریب پوشش گیاهی در مناطق بکر جنگلی وجود دارد. تحولات یادشده نیازمند توجه و اقدامات فوری، برای مدیریت پایدار منابع طبیعی و سازگاری با تغییرات اقلیمی است.
۳۶۱۳۸.

بررسی تأثیر لکه های سبز و ویژگی های بیوفیزیکی سطح بر الگوی جزایر حرارتی شهری با استفاده از سنجش از دور و GIS (مطالعه موردی: موصل در سال 2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
جزایر حرارتی شهری، چالشی محیط زیستی در شهرهای در حال توسعه مانند موصل هستند. که در اثر کاهش پوشش گیاهی و افزایش سطوح نفوذناپذیر تشدید می شود. این پژوهش با استفاده از تصاویر لندست ۹،  MODISو سنتینل 2A و پردازش شی گرا، نقش تغییرات کاربری اراضی و ویژگی های سطح زمین در شکل گیری SUHI موصل در ۲۰۲۴ را بررسی کرده است. یافته ها نشان داد پوشش گیاهی بیشترین اثر خنک کنندگی را دارد و با دمای سطح رابطه منفی قوی (r = -0.833) دارد، در حالی که سطوح ساخته شده با شاخص های NDBI و SI رابطه مثبت با دما دارند. مناطق دارای پوشش گیاهی تا ۵.۶ درجه خنک تر از مناطق شهری متراکم بودند. بیشترین تأثیر در تشدید جزایر حرارتی مربوط به مناطق ساخته شده است، در حالی که فضاهای سبز و کشاورزی نقش مهمی در کاهش دما دارند. خنک کنندگی لکه های سبز در روز بیشتر از شب است. در تابستان، شدت SUHI افزایش یافته و بیشترین دما تا ۴۳ درجه در نواحی حاشیه ای مشاهده شد، در حالی که مرکز شهر گرمای بیشتری در شب حفظ کرد. شاخص GSCEI کاهش دمای محیط تا ۲.۵ درجه در اطراف لکه های سبز را تأیید کرد. توزیع نامتوازن فضاهای سبز و ویژگی های سطح زمین نقش اساسی در شدت و گستره SUHI دارد.
۳۶۱۳۹.

ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی دهستان بناجوی شمالی شهرستان بناب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
از بین انواع شاخه های گردشگری، ژئوتوریسم در سال های اخیر موردتوجه زیادی قرارگرفته است و دلیل توجه به ژئوتوریسم ضمن حفاظت از ویژگی های جغرافیایی یک ناحیه از قبیل محیط و میراث فرهنگی توجه به نیاز گردشگران را تأمین می کند و سبب بهبود زندگی ساکنان محلی می شود. هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی دهستان بناجوش شمالی شهرستان بناب می باشد موقعیت جغرافیایی دهستان بناجوی شمالی در عرض جغرافیایی 37 درجه 35 دقیقه تا 37 درجه 53 دقیقه و طول جغرافیایی 45 درجه 54 دقیقه تا 46 درجه 20 دقیقه در بخش مرکزی شهرستان بناب در سمت جنوب غربی آذربایجان شرقی قرار دارد حدود شمالی آن را شهرستان عجب شیر و شرق آن را شهرستان مراغه می پوشاند و از سمت غرب به دریاچه ارومیه منتهی می شود. این تحقیق از نظر روش و ماهیت توصیفی - تحلیلی بوده و از لحاظ هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد. روش گردآوری داده ها و اطلاعات در این پژوهش، روش کتابخانه ای و روش میدانی است. جامعه آماری این تحقیق شامل متخصصان توریسم (متخصصین توریسم در سازمان های استان و اساتید طبیعت گردی و افراد بومی) می باشد. حجم نمونه انتخابی نیز 30 مورد می باشد. برای تجزیه وتحلیل فرضیات پژوهش از مدل فاسولاس و ترسیم نقشه از طریق ARC GIS 10.6 و تجزیه وتحلیل های آماری با استفاده از نرم افزارهای EXCEL انجام شده است. نتایج حاصل از تحلیل مدل فاسولاس بیانگر آن است که بر اساس ارزش علمی و گردشگری ژئو سایت ها بالاترین ارزش به میزان 88/18 مربوط به غارهای دست کند روستای صور، رتبه دوم مربوط به توران دره سی و چشمه ای آن با 26/18، رتبه سوم سد دوش با 18/14، رتبه چهارم مربوط به غار شاه عباسی با 06/14 می باشد. غار تنور قره با 07/11 در رتبه آخر ارزش های مربوط به علمی و گردشگری قرار دارد.
۳۶۱۴۰.

ارزیابی پایداری گردشگری منطقه عون بن علی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۵
امروزه علارغم اهمیت گردشگری در زمینه اشتغال و اقتصاد پایدار، چالش هایی نظیر تنزل اصول اخلاقی، نابودی زیستگاه های طبیعی، آلودگی آب های زیرزمینی، به خطر افتادن بهداشت و سلامتی ناشی از شبکه های ناکافی دفع زباله و فاضلاب روبروست. لذا سنجش سطح پایداری مناطق گردشگری، تبیین معیارها و شاخص های مختلف، از جمله شاخص های زیست محیطی، اقتصادی در جهت دستیابی به توسعه پایدار گردشگری مورد تأکید است. تفرجگاه عون بن علی(عینالی) بزرگ ترین تفرجگاه کوهستانی کشور به شمار می رود که به طور میانگین یک میلیون نفر در سال بازدید کننده دارد. با توجه به محدودیت های طبیعی منطقه، فشار روزافزون گردشگر منجر به تخریب ارزش های طبیعی و در نتیجه نابودی قابلیت های گردشگری می شود که لزوم توجه به پایداری گردشگری را نشان میدهد. این مطالعه باهدف ارزیابی پایداری گردشگری منطقه عون بن علی شهر تبریز انجام شد. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه با کارشناسان و گردشگران این منطقه در قالب پرسشنامه در سال 1399 جمع آوری شدند. ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به عنوان معیارهای تصمیم گیری ارزیابی پایداری و برای هر یک از این ابعاد شاخص هایی در نظر گرفته شد. ارزش وزنی ابعاد و شاخص ها به روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) محاسبه شد. نتایج مطالعه نشان داد که بعد زیست محیطی با وزن 520/0بیشترین و بعد اجتماعی با وزن 220/0کمترین تأثیر را در پایداری گردشگری دارند. در بعد اقتصادی، شاخص های «میزان اشتغال ایجاد شده» و «وجود ارتباطات آنلاین در منطقه» و در بعد اجتماعی، شاخص های «رضایت گردشگر از امنیت منطقه» و «وضعیت سرویس های بهداشتی» به ترتیب دارای بیشترین اهمیت بودند. شاخص های «کیفیت آب» و «بهداشت محیط» نیز به ترتیب دارای بیشترین تأثیر روی پایداری گردشگری در بعد زیست محیطی بودند. براساس نتایج ،جهت دستیابی به سطوح بالاتر پایداری گردشگری، سیاست های لازم باید در جهت افزایش شاخص های تأثیرگذار بر پایداری اتخاذ گردد که مهم ترین آن ها تأکید بر حفظ چهره طبیعی منطقه عون بن علی و کاهش عملیات ساخت و ساز در آن منطقه می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان