ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۰۱ تا ۱٬۵۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۵۰۱.

جریان ها و دگرش پایداری اقتصادی فضا (نمونه موردی: روستاهای بخش دستگردان در شهرستان طبس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
روابط و تعاملات گوناگون و پیوسته ا ی میان فضاهای جغرافیایی وجود دارد؛ از این رو نمی توان مناطق و سکونتگاه ها را در مطالعات و برنامه ریزی ها به صورت جداگانه و منفک مورد شناسایی قرار داد. با توجه به اهمیت جریان های فضایی در حیات و دگرگونی اقتصاد هر ناحیه جغرافیایی، در این تحقیق کوشش شده نقش و تأثیر آن بر تحولات اقتصادی فضا (به ویژه روستاها) با تأکید بر رویکرد پایداری در بخش دستگردان شهرستان طبس مورد بررسی قرار گیرد. این تحقیق کاربردی با رویکرد پیمایشی انجام شده است. جریانات فضایی در عرصه 36 سکونتگاه روستایی در قالب پنج جریان کلی و 37 متغیر آن سنجیده شده است. ارزیابی جریانات بر پایه سنجش فاکتور "شدت جریان" بوده است که به منظور برآورد شدت جریانات فضایی در هر سکونتگاه و ارزیابی پایداری اقتصادی آن، پرسش نامه ای محقق ساخته در چهارچوب طیف لیکرت و نظام ارزش گذاری 1 تا 5 طراحی و تکمیل شده است. نتایج نشان داد که در محدوده مورد مطالعه (بخش دستگردان شهرستان طبس)، جریانات فضایی افراد و سرمایه بیش از دیگر جریانات ارزیابی شده اند. همچنین پایداری اقتصادی در سطح متوسطی قرار دارد و ۲۶ روستا در وضعیت پایداری اقتصادی متوسط، ۷ روستا در وضعیت تقریباً پایدار و ۳ روستا در وضعیت تقریباً ناپایدار قرار دارند. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین جریانات فضایی و پایداری اقتصادی وجود دارد؛ بنابراین با افزایش جریانات فضایی، پایداری اقتصادی روستاهای منطقه نیز ارتقا می یابد. برای تحقق توسعه پایدار روستایی در محدوده مورد مطالعه، لازم است بر ارتقای جریانات فضایی و تقویت پیوندهای روستایی-شهری تمرکز شود. برای تقویت جریانات فضایی بایستی شرایط زمینه ای نظیر: انزوای جغرافیایی، ضعف در زیرساخت های ارتباطی و پایین بودن سطح تراکم انسانی با بهره گیری از شیوه های نوین در تعامل، ارتباط و بازاریابی چاره اندیشی شود و در سیاست های آینده برای آن جایگاهی مناسب دیده شود.
۱۵۰۲.

رتبه بندی عوامل مؤثر بر هویت برند گردشگری شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
امروزه توسعه و مدیریت برند مقصدهای گردشگری تنها یک گزینه نیست، بلکه ضرورتی مسلم است و شهری برند می شود که ابزار هویتی مناسب برای برجسته شدن در برابر رقبا داشته باشد. این پژوهش با هدف رتبه بندی ابعاد مؤثر بر هویت برند گردشگری شهر کرمان انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، به لحاظ روش از نوع پژوهش های آمیخته (کیفی   کمّی) و به صورت توصیفی   تحلیلی است. داده های لازم برای پژوهش با روش های اسنادی (کتابخانه ای و بررسی اسناد فرادستی) و میدانی (مصاحبه) و به لحاظ افق زمانی به صورت پیمایشی مقطعی در بازه تابستان تا زمستان 1402 گردآوری شده است. داده ها در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون به کمک نرم افزار مکس کیودی ای و در بخش کمّی از راه آمار توصیفی و استنباطی با بهره گیری از نرم افزار اس پی اس اس تجزیه و تحلیل شده است. براساس تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان شهر کرمان در چهار بخش دانشگاهی، سازمان های دولتی، مدیران بخش خصوصی و مدیران تشکل های مردم نهاد در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، هفتاد مضمون پایه (شاخص)، دوازده مضمون سازمان دهنده (مؤلفه) و هفت مضمون فراگیر (بُعد) شناسایی شده است. در بخش کمّی نیز، اعتبارسنجی یافته های بخش کیفی و رتبه بندی عوامل شناسایی شده بر مبنای نظر گردشگران به عنوان مخاطبان اصلی هویت برند گردشگری شهر کرمان مورد توجه بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد ابعاد «مدیریت شهری و کالبدی» و «اقتصادی» به ترتیب با میانگین 22/5 و 65/4 دارای بالاترین رتبه در بین ابعاد مؤثر بر هویت برند گردشگری شهر کرمان و ابعاد «روان شناختی» و «بازاریابی» به ترتیب با میانگین 43/2 و 24/3 دارای پایین ترین رتبه اند. همچنین، در بین مؤلفه های مؤثر، «زیرساخت های گردشگری»، «توانمندسازی تأسیسات گردشگری» و «سیاست گذاری گردشگری» و از میان شاخص های اثرگذار، «به روزرسانی ناوگان زمینی، ریلی و هوایی»، «امکانات رفاهی و تسهیلات گردشگری» و «توجه بناها و بافت تاریخی شهر کرمان» از بیشترین رتبه و بالاترین میزان اهمیت در برساخت هویت برند گردشگری شهر کرمان برخوردارند.
۱۵۰۳.

بررسی تغییرات پوشش گیاهی و دمای سطح زمین در شهرستان رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۷۹
این پژوهش به بررسی تغییرات پوشش گیاهی و دمای سطح زمین در شهرستان رشت طی سال های 2010، 2015، 2020 و 2024 پرداخته است. برای این منظور، از تصاویر ماهواره ای لندست و شاخص های متنوع گیاهی و آبی شامل NDVI، MNLI، MSR، SAVI، OSAVI، VARI، MNDWI، IPVI و EVI استفاده شده است. این داده ها در سامانهGoogle Earth Engine (GEE) پردازش شدند و نتایج با دقت بالا تحلیل گردیدند. تحلیل داده های پوشش گیاهی نشان داد که در مناطق تحت توسعه شهری و صنعتی، کاهش قابل توجهی در سلامت و تراکم پوشش گیاهی رخ داده است. به طور خاص، در نواحی شمالی و شرقی رشت، شاخص های NDVI و SAVI  نشان دهنده تخریب شدید پوشش گیاهی و تبدیل زمین های کشاورزی و جنگلی به مناطق مسکونی و صنعتی هستند. این تغییرات همچنین به کاهش کیفیت زیست محیطی منجر شده است. در تحلیل دمای سطح زمین، نتایج نشان داد که دما در مناطق شهری به دلیل کاهش پوشش گیاهی و افزایش زیرساخت های سخت مانند آسفالت و بتن، به طور قابل توجهی افزایش یافته است. پدیده جزیره حرارتی شهری به وضوح قابل مشاهده بود. میانگین دما از 6/17 تا 3/65 درجه سلسیوس در سال های مورد مطالعه متغیر بوده است. مناطق دارای پوشش گیاهی انبوه به دلیل تبخیر و تعرق بیشتر، دمای پایین تری را تجربه کرده اند، در حالی که مناطق فاقد پوشش گیاهی و دارای زیرساخت های سخت، دماهای بالاتری نشان دادند. این پژوهش بر اهمیت استفاده از شاخص های گیاهی و آبی برای پایش تغییرات محیط زیستی تأکید دارد. یافته ها می توانند مبنای بهبود برنامه ریزی های مدیریتی برای حفاظت از منابع طبیعی، کاهش اثرات منفی توسعه شهری و صنعتی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان منطقه باشند. علاوه بر این، نتایج بر اهمیت پایش مستمر پوشش گیاهی و دمای سطح زمین برای شناسایی مناطق بحرانی و تدوین راهکارهای مناسب تأکید می کنند.
۱۵۰۴.

ارزیابی سرزندگی فضاهای شهری و تأثیر آن بر حیات اجتماعی در شهرهای مرزنشین (مطالعه موردی: پیرانشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: هدف از تحقیق حاضر ارزیابی سرزندگی فضاهای شهری و تأثیر آن بر حیات اجتماعی در شهر پیرانشهر است. روش و داده: روش تحقیق در مطالعه ی حاضر از نوع کمی و از لحاظ هدف تبیینی است و از لحاظ کاربست نتایج از نوع پژوهش های کاربردی است که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-pls و آزمون های تی و پیرسون در نرم افزار SPSS استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق نیز شامل شهروندان پیرانشهر است که با استفاده از روش کوکران حجم نمونه 384 نفر تعیین گردیده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد در بین شاخص های سرزندگی سه شاخص ادراکی-زیبایی شناختی، هویت- معنا و کالبدی ارزش آماره ی بالاتری از ۲/۵۸ دارند و در سطح اطمینان 99 درصد تحقق پذیری آن ها معنی دار است. همچنین دو شاخص ایمنی- بهداشتی و عملکردی دارای آماره ی کمتری از ۱/۹۶ است و وضعیت آن ها در پیرانشهر نامطلوب است. همچنین در بین شاخص های حیات اجتماعی فضاهای شهری دو شاخص تعاملات اجتماعی و تعلق اجتماعی در سطح اطمینان 95 درصد در و شاخص پاسخگویی اجتماعی در وضعیت نامطلوبی قرار داشته است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد بین مؤلفه های سرزندگی و حیات اجتماعی فضاهای شهری در سطح اطمینان 95 درصد رابطه ی معناداری وجود دارد و افزایش سرزندگی و موجب ارتقاء حیات اجتماعی گردیده است. همچنین در بین رابطه ها بیشترین معناداری بین مؤلفه های هویت-معنا با تعلق اجتماعی، کالبدی با تعاملات اجتماعی و عملکردی با پاسخگویی اجتماعی است که به ترتیب ضرایب پیرسون برای آن ها ۰/۸۴۵، ۰/۸۰۵ و ۰/۷۵۲ بوده است. نوآوری، کاربرد نتایج: سرزندگی شهری نقش مهمی در افزایش زیست پذیری شهر و شکل دهی به زندگی اجتماعی ایفا می کند. این موضوع به ویژه در مناطق مرزی مانند پیرانشهر که با چالش های مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی مواجه هستند، حیاتی است. نوآوری این مطالعه در تأکید بر سرزندگی به عنوان محرک بهبود زندگی اجتماعی در شهرهای مرزی است که بینش هایی را برای برنامه ریزی مؤثر آینده در پیرانشهر ارائه می دهد.
۱۵۰۵.

تحلیل فضایی سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: سکونتگاه های روستایی شهرستان اردل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: در دهه های اخیر، سرمایه اجتماعی به عنوان یک راه حل جهت دستیابی به اهداف مورد توج ه بس یاری از اندیشمندان توسعه و به ویژه توسعه روستایی قرار گرفته است. در این راستا، با توجه به زمینه ه ا و فرصت های مطرح شده برای تولید و تحقق سرمایه اجتماعی امکان دستیابی به توسعه روستایی را فراهم نمود؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر شناخت توزیع فضایی و شناسایی الگویی فضایی سرمایه اجتماعی در سکونتگاه های روستایی شهرستان اردل است. روش و داده: بر همین اساس، ابتدا به بررسی شاخص های سرمایه اجتماعی در روستاهای نمونه با استفاده از پرسشنامه اقدام گردید. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، پیمایشی است. همچنین، از نوع مطالعه موردی با طرح توصیفی- تحلیلی و همبستگی است. در این پژوهش، از دو روش اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. برای رتبه بندی و میزان توسعه یافتگی روستاهای نمونه از مدل تاپسیس و برای تحلیل الگوی فضایی روستاهای نمونه بر اساس شاخص سرمایه اجتماعی از شاخص های موران جهانی، High_ low، شاخص های موران محلی و Hot_ Spot بهره گرفته شد. یافته ها: بدین معنی که توزیع سرمایه در سطح روستا به صورت تصادفی است. این ادعا بر اساس مقدار شاخص موران جهانی که برابر با 041/0- بوده است، تأیید گردید. نتایج شاخص های موران محلی، High-Low و Hotspot و Hot spot نیز بیانگر این مطلب بوده است. نتیجه گیری: تحلیل الگوی فضایی سرمایه اجتماعی نشان داد که توزیع سرمایه اجتماعی در بین روستاهای منتخب شهرستان اردل تصادفی است. این نشان می دهد که سرمایه گذاری در سطح روستاها نیز به صورت تصادفی توزیع شده است. پراکندگی روستاها به لحاظ سرمایه اجتماعی در بخش های مختلف شهرستان اردل ناهمگن است و مرزبندی مشخصی از روستاها براساس میزان سرمایه اجتماعی آن ها وجود ندارد. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان به استفاده از تحلیل فضایی در بررسی اثرات سرمایه اجتماعی بر توسعه روستایی اشاره داشت.
۱۵۰۶.

Assessment and Evaluation of the Status of Vulnerable Urban Fabrics in Babol Neighborhoods against Flood Hazards(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
Adaptation and regeneration of vulnerable urban fabrics in Babol appear essential to prevent further damage. The aim of this study is to regenerate vulnerable urban fabrics in Babol in the face of flood crises. To achieve the research objectives, key indicators affecting the regeneration of vulnerable urban areas will be identified using a combination of library research, field surveys, and theoretical studies. In fact, these indicators, including relevant criteria and sub-indicators, will be recognized and analyzed. Subsequently, to prioritize the influential indicators for the regeneration of vulnerable urban fabrics against natural hazards—with an emphasis on floods in Babol—the Friedman test will be applied using SPSS software. The findings indicate that each component of urban regeneration contributes differently to the neighborhoods with vulnerable urban fabrics exposed to flood hazards. The results show that various factors, such as poor water resource management, deteriorating infrastructure, and neglect of crisis management planning, play a significant role in increasing the vulnerability of Babol's urban areas to floods. Furthermore, empowering the local community and establishing green infrastructure have been identified as effective strategies in mitigating damages. The study highlights that the regeneration of vulnerable urban fabrics in Babol must adopt a comprehensive and multidimensional approach. The use of modern technologies, community participation, and enhancement of the resilience of natural resources are among the essential strategies in this regard. Therefore, it can be concluded that the implementation of these measures can significantly improve the city’s capacity to cope with floods and other natural hazards.
۱۵۰۷.

ویژگی های درّه های یخچالی ایران، مطالعه موردی: دره سارمساقلو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۶
مناظر کوهستانی متأثر از یخچال های طبیعی، به بازسازی محیط دیرینه یخچال کمک فراوانی می نمایند. در این مقاله از یک مدل عددی فرسایش یخچالی برای کشف حداکثر گسترش زبانه های یخچالی استفاده شده است. تمرکز این مقاله بر تکامل پروفیل عرضی دره بر اساس موازنه جرم یخ با ابعاد عرضی درّه است که در مقیاس های زمانی هزاران تا صدها هزار سال تکامل یافته است. در بخش شمالی حوضه زنجان رود ، رودخانه «سارمساقلو» به سمت غرب جریان دارد و از طریق زنجان رود، به قزل اوزن می پیوندد. لندفرم های یخچالی حوضه «سارمساقلو»، به کمک مشاهدات میدانی مبتنی بر « GPS »، داده های « DEM » مستخرج از « SRTM »با قدرت تفکیک 30 متر و « Google Earth » (وضوح 15 متر) رقومی شدند. بعد از آن نمایه هایی از درّه که بر اثر توزیع فضایی جرم یخ، متناسب با ارتفاع شکل گرفته بود، در ارتباط با عمق درّه، عرض مقطع، مساحت مقطع و حجم درّه تجزیه وتحلیل شد. همچنین با استناد به یافته های اسنادی (روابط خطی بین دما و بارش با ارتفاع)، شرایط اقلیم کنونی و کواترنری تجزیه وتحلیل گردید. بر اساس برآوردهای حاصله، افزایش ارتفاع دیواره دره «سارمساقلو»، تابعی از فاصله گرفتن از ارتفاع برف مرز دائمی بوده است؛ به گونه ای که در ارتفاع بین 1800-1900 متر به حداکثر خود رسیده است. در این مکان در دوره های سرد کواترنری، سنگ های مقاوم شیل آهکی با توف، مانعی بر سر جریان یخچال بوده و باعث تجمع بیش ازحد یخ شده است. مسلماً تفاوت های زیاد درّه ها، از ماهیت یخچال های طبیعی و لیتولوژی بستر یخی تبعیت می نماید .
۱۵۰۸.

شناسایی و اولویت بندی ویژگی های اجرایی مسکن هیبریدی (قیاس تطبیقی نمونه های مطالعاتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
مقدمه در دهه های اخیر، دگرگونی های سریع شهری موجب ناکارآمدی الگوهای سنتی طراحی و کاهش کارایی بسیاری از ساختمان های معاصر شده است. در واکنش به این چالش، مسکن هیبریدی به عنوان رویکردی نوین با ادغام کاربری های متنوع در ساختارهای انعطاف پذیر و چندمنظوره، پاسخی پایدار به نیازهای پیچیده شهری ارائه می دهد و ضمن ارتقای غنای فضایی، تعاملات اجتماعی را در بافت های فشرده تقویت می کند. با این حال، فقدان تعریف روشن و عملیاتی ویژگی های کلیدی آن، به ویژه در حوزه مسکن، مانع ارزیابی نظری و اجرایی این الگو شده است. از این رو، هدف پژوهش حاضر تدوین چارچوبی کاربردی برای شناسایی و ارزیابی ویژگی های عملیاتی مسکن هیبریدی و سپس، اولویت بندی آن ها از طریق مطالعه نمونه های موردی است. پرسش اصلی به این صورت مطرح می شود: کدام ویژگی های عملیاتی و اجرایی نقش کلیدی و متمایزکننده در تحقق مسکن هیبریدی دارند؟ مواد و روش ها روش پژوهش حاضر ترکیبی بوده است و در گام نخست، از طریق روش توصیفی تحلیلی، ویژگی های مسکن هیبریدی از طریق مرور ادبیات شناسایی شد و در گام دوم با استفاده از روش پیمایشی، پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس این ویژگی ها و مبتنی بر طیف پنج گانه لیکرت طراحی شد. سپس، هفت نمونه مطالعاتی انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه یادشده، مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از جامعه آماری متشکل از 50 نفر از کارشناسان و اعضای هیئت علمی معماری و شهرسازی، جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزار اس .پی .اس .اس، تحلیل شد. برای اولویت بندی ویژگی ها در نمونه های مطالعاتی از آزمون فریدمن بهره گرفته شد. یافته ها یافته ها نشان دادند به ترتیب، ویژگی های «مقیاس متنوع»، «اجتماعی تعاملی» و «گوناگونی عملکردها» بیشترین نقش را در میان نمونه های مطالعاتی ایفا کرده اند. در مقابل، شاخص «ارتباطات عمودی» کمترین تأثیر را داشته است. همچنین، «بلوک یک، کانال کورت شینونومه» با بیشترین تطابق، به عنوان نمونه ای موفق ارزیابی شد. نتیجه گیری تحلیل نمونه ها سه ویژگی محوری را آشکار می سازد: نخست، مقیاس متنوع که فراتر از ابعاد فیزیکی بوده و شامل ادراک انسانی، روابط عملکردی و سلسله مراتب فضایی از فضاهای خرد تا عرصه های شهری است و در قالب تراکم عملکردها ساختاری مشابه «شهر در یک ساختمان» ایجاد می کند. دوم، فضای اجتماعی تعاملی که با حذف مرزهای سخت، توزیع فضاهای جمعی و طراحی مسیرهای پویا، پویایی حیات اجتماعی را تقویت می کند. سوم، گوناگونی عملکردها که با ادغام زمانی مکانی فعالیت ها و بهره گیری از پلان های باز، کف های مدولار، دیوارهای متحرک و زیرساخت های شهری، انعطاف پذیری معماری را ارتقا می دهد. در میان نمونه های بررسی شده، پروژه «بلوک یک، کانال کورت شینونومه» بیشترین انطباق با ویژگی های هیبریدی و پروژه «سالید 18» کمترین میزان تحقق را نشان می دهد. عوامل کلیدی موفقیت شامل طراحی فضاهای جمعی در طبقات فوقانی، مدیریت جریان حرکت و تعادل میان عرصه های عمومی و خصوصی است که به ارتقای کیفیت زیست محیطی، انسجام فضایی عملکردی و پاسخ گویی به نیازهای سکونت معاصر منجر می شود. با این حال، دستیابی به مسکن هیبریدی با چالش هایی همچون هزینه های بالای فناوری، نبود چارچوب های شفاف و ادغام نامناسب عرصه های عمومی و خصوصی همراه است. پایداری این رویکرد نیازمند طراحی انعطاف پذیر، آینده نگر و توجه هم زمان به ابعاد طراحی، اجتماعی، اجرایی و سیاست گذاری است. در بستر ایران، تحقق این الگو مستلزم بازنگری در ضوابط شهرسازی، تقویت انعطاف پذیری عرصه ها و بازتعریف نظام مالکیت مبتنی بر مشارکت ساکنان است، در حالی که فرصت هایی نظیر بازآفرینی فضاهای متروکه در بافت های متراکم می تواند به ارتقای کیفیت زندگی و پویایی شهری بینجامد. بر این اساس، معماری مسکن هیبریدی با تلفیق سنجیده کاربری ها و بهره گیری از ظرفیت های بومی، رویکردی مؤثر برای شکل گیری فضاهای شهری پایدار و زیست پذیر به شمار می آید و بومی سازی راهبردهای آن متناسب با شرایط ایران به عنوان محور پژوهش های آتی مطرح می شود.
۱۵۰۹.

بررسی عوامل مؤثر بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز با روش گرند تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز است. روش حاکم بر پژوهش توصیفی- تحلیلی است. ماهیت داده ها کیفی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و میدانی است. در این پژوهش بعد از بررسی اسناد و متون معتبر و مصاحبه با خبرگان پژوهش عوامل مؤثر بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز شناسایی و با بهره گیری از روش گرند تئوری تحلیل و بررسی شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد عوامل تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز در قالب 50 عامل زمینه ای، 22 عامل علی، 55 عامل راهبردی و 56 پیامد قابل تفکیک است. مهم ترین عوامل زمینه ای تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز شامل داوری عدالت گستر، تضمین عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، مدیریت سیاسی فضای ملی، تعیین مدیران سیاسی واحدهای تقسیماتی، ارتباط میان دولت و مردم، تأکید بر مسئولیت و شناخت دقیق آن است. فرهنگ جامعه، موقعیت جغرافیایی از مهم ترین عوامل علی و بینش استراتژیک، تدوین راهبردهای آموزشی و پژوهشی از مهم ترین راهبردها؛ عوامل مدیریتی، نظامی- امنیتی و اقتصادی از پیامدهای تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز است. سیستم کشورداری در استان البرز یک سیستم باز است. به عبارتی عوامل تشکیل دهنده این سیستم خاصیت هم افزایی دارند و می توانند در طی زمان تکمیل شوند و افزایش یابند. محققان نتایج پژوهش خود را در قالب مدل ارائه دادند و نام مدل خود را شکست در موفقیت نامیدند؛ زیرا که استفاده مناسب و همه جانبه از عوامل تشکیل دهنده سیستم باعث موفقیت و استفاده نادرست باعث شکست در سیستم کشورداری در استان البرز می شود.
۱۵۱۰.

بررسی تغییرات تیپولوژی پوششی رودخانه جاجرود با تأکید بر تأثیرات انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۹
درک تعاملات اجزای سیستم رودخانه ای در پاسخ به محرک های خارجی برای پیشبرد مدیریت پایدار محیط رودخانه ضروری است. هدف این تحقیق، بررسی تغییرات تیپولوژی پوشش گیاهی حاشیه رودخانه جاجرود طی دوره 1402-1367 بوده است. در این پژوهش، از عکس های هوایی آنالوگ سال 1367 و تصاویر اولتراکم سال 1402 استفاده شد. برای بازه بندی رودخانه بر اساس ژئوفرم از روش GUS استفاده شد. بر اساس بررسی ژئومورفولوژی رود، 5 بازه 800 متری تعیین و نوع حصر کرانه های چپ و راست رودخانه، پایداری، نوع رسوبات و شیب و ارتفاع هر بازه بررسی شد. رودخانه جاجرود به 5 بازه ژئومورفیک تفکیک شد. سپس، تعدادی مقطع عرضی شبه موازی در فاصله مناسب در امتداد رودخانه ترسیم شد. طبقه بندی تیپولوژی پوششی در هر یک از مقاطع عرضی شامل مجرای رودخانه، چمنزار، پوشش گیاهی چوبی بلند و کوتاه، جزایر رسوبی، بار رسوبی حاشیه ای، عوارض انسانی و جزایر گیاهی بود. نوسانات تغییر در پوشش گیاهی بیانگر کاهش تیپولوژی علفزار حاشیه ای در سال 1402 نسبت به سال 1367 است. مساحت تیپولوژی جزایر گیاهی میان آبراهه در سال 1402 با 265633 مترمربع در مقایسه با سال 1367 (165415 مترمربع) کاهش یافته است. تیپولوژی رسوبات حاشیه ای و عوارض انسانی در سال 1402 در مقایسه با 1367 افزایش یافته که حاکی از تغییر کاربری اراضی و تجاوز به اراضی حاشیه ای رودخانه جاجرود است.
۱۵۱۱.

چارچوب نظریه ها و مدل های ارتقا و سنجش حس بهزیستی گردشگر: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمینه و هدف: در چند دهه اخیر مطالعات گردشگری بر بهزیستی متمرکز شده و بررسی بهزیستی گردشگران را به منظور توسعه گردشگری و ایجاد لذت و معنا اولویت قرار داده است. بنابراین، به منظور شناخت بیشتر بهزیستی در گردشگری و ارتقاء بهزیستی گردشگر، هدف پژوهش حاضر شناسایی نظریه ها و مدل های سنجش و ارتقاء حس بهزیستی در بستر گردشگری و همچنین شناسایی ابعاد و مؤلفه های آن ها است. روش شناسی: این پژوهش از انواع پژوهش های توصیفی- تحلیلی و یک مطالعه کیفی و کاربردی است. بر مبنای هدف پژوهش، با بهره گیری از مدل پریسما، 83 مقاله منتشرشده در حوزه گردشگری و بهزیستی در پایگاه های داده اسکوپوس برای مرور نظام مند انتخاب شد. به منظور بررسی تئوری های بهزیستی دخیل در گردشگری، از تکنیک تحلیل محتوای کیفی استفاده گردید. سپس داده ها با استفاده از نرم افزارMAXQDA تحلیل شدند. یافته ها: مهم ترین نظریه ها و مدل ها شامل نظریه های انسان گرایانه، بهزیستی روان شناختی، نظریه خودتعیین گری، بهزیستی اجتماعی، مدل شکوفایی، شادی اصیل، مدل پرما، درامما، درآما، مدل یکپارچه گردشگری بهزیستی، تجربه تحول آفرین، نظریه خودابرازگری، تناسب خود، گسترش و ساخت، سطح تفسیر و نظریه سرریز است. نتیجه گیری و پیشنهادات: یافته های این پژوهش منجر به شناسایی مهم ترین مدل ها و نظریه های سنجش بهزیستی گردشگر گردید که از این میان، مدل پرم، خودتعیین گری، تناسب خود و نظریه خودابرازگری بیشتر توسط محققان استفاده شده و مدل درآما جدیدترین مدلی است که در سال 2022 مطرح شده و به دلیل جامعیت آن، یکی از مهم ترین موضوعات و مدل های ارتقاء بهزیستی در گردشگری خواهد بود که نیازمند بررسی بیشتر است. نوآوری و اصالت: توجه به موضوع بهزیستی در بستر گردشگری و شناسایی تئوری ها و مدل های سنجش بهزیستی گردشگر، به عنوان نوآوری و اصالت پژوهش حاضر قلمداد می شود؛ چراکه به نظر می رسد این موضوع، برای اولین مرتبه در منابع داخلی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین براساس بررسی های صورت گرفته، منابع خارجی نیز به طور مستقیم به این موضوع نپرداخته اند. یافته های حاصل از این پژوهش می تواند برای سامان دهی اثربخش سنجش و ارتقاء حس بهزیستی گردشگر برای تحقیقات آینده حائز اهمیت باشد.
۱۵۱۲.

ساختار اکولوژی شهری ارومیه با استفاده از متریک های سیمای سرزمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
سیمای سرزمین به ساختار فضایی و سامان دهی عناصر طبیعی و انسانی در یک منطقه اطلاق می شود که در نتیجه ی فرآیندهای طبیعی و فعالیت های انسانی شکل می گیرد. متریک ها به عنوان ابزارهای تحلیلی اصلی، نقشی کلیدی در ارزیابی و سنجش ویژگی ها و عملکرد سیمای سرزمین ایفا می کنند. این پژوهش به بررسی ساختار اکولوژی شهری ارومیه با تأکید بر مفهوم سیمای سرزمین و متریک های آن می پردازد تا اقدامات اصلاحی برای بهبود فرآیندهای اکولوژیکی آن ارائه شود. برای شناسایی عناصر تشکیل دهنده ی سیمای سرزمین شهر ارومیه، از نقشه ی کاربری اراضی استفاده شده است. سپس، جهت مدل سازی داده ها، از افزونه ی Patch Analyst استفاده شده و متریک های سیمای سرزمین شامل مساحت طبقه، تعداد لکه ها، میانگین اندازه ی لکه، میانگین شکل لکه، میانگین تراکم حاشیه، یکنواختی و تنوع شانون مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت، پس از شبکه بندی منطقه به صورت شش ضلعی با استفاده از Patch Grid، متریک های مورد نظر برای شبکه های شش ضلعی محاسبه شدند.  نتایج حاصل از متریک ها نشان می دهد که افزایش فاصله و پراکندگی لکه ها و کاهش ارتباط اکولوژیکی آن ها، موجب گسستگی و کاهش یکپارچگی فضای سبز شهر ارومیه شده است. با توجه به یافته های به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که استفاده از متریک های سیمای سرزمین می تواند به شناسایی چالش ها و فرصت های موجود در زمینه ی پایداری فضای سبز و بهبود کیفیت زندگی ساکنان کمک کند.
۱۵۱۳.

تجزیه و تحلیل پتانسیل های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان نیر در استان اردبیل (مطالعه موردی: محورهای بولاغلار و صائین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۰۳
زمینه و هدف: در این پژوهش به ارزیابی توان ها و پتانسیل های ژئوتوریستی شهرستان نیر واقع در استان اردبیل پرداخته شد. این شهرستان به دلیل قرارگیری در دامنه های سبلان و بزقوش از توان های ژئوتوریستی بالایی برخوردار است. توسعه صنعت ژئوتوریسم در سطح این شهرستان می تواند محرک توسعه پایدار اقتصادی منطقه باشد. هدف از این پژوهش تجزیه و تحلیل پتانسیل های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان نیر در استان اردبیل است.روش شناسی: در سطح شهرستان نیر دو محور ژئوتوریستی بولاغلار، صائین است. در پژوهش حاضر توان های ژئوتوریستی محورهای مذکور با استفاده از دو مدل کوبالیکوا، فیولت مورد ارزیابی قرار گرفت. مدل های مذکور دارای شاخص های متعددی بوده که علاوه بر جنبه های زمین شناسی- ژئومورفولوژی، فاکتورهای دیگری مانند آثار فرهنگی- تاریخی، دسترسی ها، مدیریت و آسیب پذیری را نیز مورد توجه قرار می دهند. یافته ها و نتایج: ارزیابی محورهای ژئوتوریستی با استفاده از مدل های مذکور نشان داد که منطقه بولاغلار به دلایل متعدد از توان های ژئوتوریستی بالاتری برخوردار می باشد. در این زمینه می توان به تنوع ژئومورفولوژیکی (ژئودایورسیتی)، وجود چشمه های آبگرم متعدد، طبیعت زیبا و سرسبز، مجاورت با رودخانه نیرچای و بالیخلوچای، نزدیکی به شهر نیر، دسترسی راحت تر، وجود آثار فرهنگی- تاریخی، نمایش سنت های محلی به واسطه برگزاری جشنواره های متعدد، دسترسی مطلوب به دامنه های سبلان و موارد مشابه اشاره نمود. به همین دلیل در رابطه با اکثر شاخص های مدل های مورد استفاده، منطقه بولاغلار امتیازهای بالاتری را کسب نمود. با توجه به نتایج مدل ها می توان گفت که دو چالش اساسی شامل فقدان اقدامات حفاظتی و محدود بودن زیرساخت ها و امکانات خدماتی- رفاهی جزو مهم ترین موانع توسعه صنعت زمین گردشگری در سطح شهرستان نیر می باشند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که توسعه گردشگری و زمین گردشگری شهرستان نیر عموما تک بعدی بوده و جنبه های متعدد ژئوتوریسم مانند ارزش های علمی، تنوع ژئومورفولوژیکی، حفاظت ژئومورفولوژیکی و توسعه پایدار مورد غفلت واقع شده است. این در حالی است که نگاه چندبعدی به صنعت ژئوتوریسم با رویکرد حفاظتی در کنار توسعه زیرساخت ها و امکانات زیربنایی می تواند باعث توسعه چشمگیر صنعت گردشگری و دگرگون شدن اقتصاد منطقه شود.
۱۵۱۴.

ارزیابی منابع آب و خاک در منطقه حفاظت شده گاندو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
با ارزیابی کارکردها و خدمات اکوسیستمی مناطق حفاظت شده، می توان به برنامه ریزان و تصمیم گیران آمایش سرزمین و توسعه پایدار در سطح منطقه و کشور کمک شایانی نمود. مطالعه حاضر بطور خاص به ارزیابی منابع آب و خاک در منطقه حفاظت شده گاندو و ارزش گذاری اقتصادی این خدمات می پردازد. به منظور مدل سازی خدمات اکوسیستمی تعادل آبی، حفاظت خاک و کیفیت آب، از مدل هیدرولوژیکی و مبتنی بر داده های دور سنجی سیستم پشتیبانی سیاست جهانی آباستفاده شد. شبیه سازی با استفاده از یک سری تصاویر موزاییک شده مربعی یک درجه ای (یک هکتار) در مقیاس ماهانه انجام پذیرفت. به منظور ارزش گذاری اقتصادی نیز مدل Invest و روش هزینه جانشین بکار گرفته شد. نتایج نشان داد که مجموع آب تولیدی در این منطقه 401،205،344 مترمکعب در سال می باشد. همچنین کمینه، بیشینه و میانگین بودجه آبی هر سه منفی و به ترتیب معادل 76/1492-، 04/38- و 24/639- میلی متر در سال است که نشان دهنده کمبود بارش و شدت تبخیر و تعرق در این منطقه است. میانگین پتانسیل آلودگی آب های سطحی 5/4 درصد و این منطقه سالانه از فرسایش 2 تن در هکتار خاک جلوگیری می نماید. ارزش اقتصادی واقعی تولید آب و حفاظت خاک به ترتیب در سال 1398 با اصلاح تورمی 18/20 درصد، 54/67 و 65/2729 میلیارد ریال برآورد شده است. از سه سناریو با نرخ های تنزیل (مرکب) 8، 12 و 15 درصد در دوره های 5، 10، 15 و 30 ساله به منظور تعیین ارزش اقتصادی کارکرد های این منابع در آینده استفاده شد. نتایج نشان داد که بطور مثال؛ با نرخ تنزیل 15 درصد و در دوره 30 سال، ارزش اقتصادی کارکرد تولید آب و حفاظت خاک به ترتیب به 82/4471 و 13/180730 میلیارد ریال می رسد. در مجموع ارزش اقتصادی کارکرد تولید آب و حفاظت خاک، 35/0 و 17/14 درصد ارزش کلی منطقه می باشد.
۱۵۱۵.

تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر نوآوری منطقه ای در کلان شهرهای ایران با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۳۶
در دهه های اخیر یکی از چالش های اساسی در مطالعات مربوط به توسعه منطقه ای تلاش برای درک تفاوت های اقتصادی و فرهنگی بین سطوح ملی و منطقه ای است تا از این رهگذر بتوان موانع پیش روی توسعه منطقه ای را از میان برداشت. یکی از سیستم هایی که نقش مهمی در توسعه مناطق دارد، سیستم نوآوری منطقه ای می باشد. بدین منظور هدف از پژوهش حاضر شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر نوآوری منطقه ای در کلان شهر تبریز می باشد. در این راستا پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی می باشد. جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز نیز از دو روش کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 32 نفر از افراد واجد شرایط در بخش صنعت، دانشگاه و دولت می باشند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از نرم افزار میک مک بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از مجموع 71 عامل تأثیرگذار، 13 عامل از جمله فرهنگ مناسب بهره وری، قوانین و مقررات، وجود فرهنگ کار تیمی بین فعالان و واحدهای صنعتی مستقر، زیرساخت های فناوری اطاعات و ارتباطات، بودجه کافی برای زیرساخت پژوهشی دانشگاه، تحصیلات عالیه، برنامه های ثبت اختراع، سیاست آموزش عالی، سیستم ارزشیابی عملکرد و پاداش، حمایت های مالی، نظام مالیاتی ویژه و منعطف برای تحقیق و توسعه، وجود مراکز تحقیقاتی مشترک بین دانشگاه و صنعت و سطح تعامل و همکاری بین دانشگاه و صنعت نقش کلیدی در نوآوری منطقه ای کلانشهر تبریز دارند.
۱۵۱۶.

ارزیابی عوامل موثر بر رضایتمندی گردشگران غیربومی در تفرجگاه عون بن علی شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۱۹۰
زمینه و هدف: ایجاد جامعه ای سالم برای تداوم توسعه نیاز به ایجاد، توسعه و نگهداری تفرجگاه ها و مناطق توریستی جهت جوابگوئی به تقاضای روزافزون انسان ها دارد. تفرجگاه عون بن علی تبریز یکی از مناطق گردشگری مهم شهر تبریز می باشد. هدف این تحقیق شناخت و ارزیابی عوامل موثر بر رضایت گردشگران غیر بومی از این تفرجگاه می باشد.روش بررسی: جمعیت آماری پژوهش را گردشگران غیربومی که از تفرجگاه عون بن علی بازدید نموده اند، تشکیل و حجم نمونه غیرتصادفی با استفاده از فرمول کوکران 380 نفر محاسبه شد و در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از SPSS 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس تحلیل عاملی متغیرهای مستقل به 4 فاکتور (نظارت اجتماعی، امنیت تفرجگاه، خوانایی مسیر، کیفیت دسترسی ها) و متغیر وابسته به 3 فاکتور (امکانات پیک نیک، کیفیت مبلمان و امکانات ورزشی تفرجگاه) دسته بندی شدند. هم چنین نتیجه تحلیل رگرسیونی نشان داد که فاکتورهای امنیت تفرجگاه و کیفیت دسترسی ها بطور معنی داری قادر به پیش بینی 40 درصد از میزان رضایتمندی گردشگران از تفرجگاه بودند که در این میان کیفیت دسترسی ها بیشترین تأثیر (0.50) را در میزان رضایتمندی داشت. نتایج حاصل از آنالیز وضعیت سنی گردشگران در تفرجگاه عون بن علی نشان داد که اکثر گردشگران پاسخ دهنده جوان هستند. بنابراین، باید برنامه ریزی ها بیشتر در راستای برآوردن نیازهای گردشگری این گروه سنی و سلایق این افراد به همراه توان و پتانسیل محیطی منطقه گردشگری باشد چرا که در هر دوره سنی، خصوصیات فردی و اجتماعی شخص، نیازهای فراغتی خاصی را بیان می دارد بطوری که بین نیازهای فراغتی جوانان و کهنسالان تفاوت های آشکاری وجود دارد. شناخت عوامل مؤثر بر رضایتمندی گردشگران غیربومی به طراحان و مدیران تفرجگاه اطلاعات مفیدی جهت برنامه ریزی مکان های تفرجی جدید ارائه می دهد.
۱۵۱۷.

تعیین مناطق مساعد کشت ذرت بر اساس تأمین نیازهای حرارتی در شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۳۹۶
هر گیاه در زمان کاشت و در طول دوره رشد و نمو خود نیاز به دریافت مقدار معینی حرارت دارد. هدف از انجام این پژوهش یافتن نیازهای حرارتی ذرت دانه ای در مراحل فنولوژی رشد در شرایط آب وهوایی مغان و تعیین مناطق مساعد کشت ازنظر تأمین نیاز حرارتی در شمال غرب ایران است. به این منظور از آمار فنولوژیکی ذرت رقم سینگل کراس 704 که به صورت پیاپی از سال 1390 تا 1393 در مزرعه تحقیقات هواشناسی کشاورزی مغان ثبت شده و داده های دمایی 51 ایستگاه همدید در شمال غرب کشور (1395- 1375) که از سازمان کل هواشناسی کشور اخذ گردید، استفاده شده است. برای انجام این پژوهش نیازهای حرارتی در هریک از 5 فاز اصلی فنولوژیک در ایستگاه مغان تعیین گردید، سپس با استفاده از معادله رگرسیونی بین میانگین 15 روزه دما و ارتفاع، نقشه تاریخ تأمین درجه حرارت برای کشت بذر در تمامی ایستگاه ها از نیمه اول اردیبهشت با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی ترسیم شد. همچنین طول دوره های فنولوژیک و درجه روزرشد محاسبه و با استفاده از روش کریجینگ نقشه های مربوطه ترسیم شدند. سپس با لایه های ارتفاع، شیب منطقه و کاربری اراضی تلفیق گردید و درنهایت نقشه پهنه بندی اراضی مساعد کشت ذرت دانه ای در شمال غرب کشور ترسیم گردید. بر اساس نتایج به دست آمده 27.6 درصد از منطقه موردمطالعه قابلیت کشت این گیاه را دارد.
۱۵۱۸.

آسیب شناسی حقوقی تملک املاک در بافت فرسوده واجد ارزش تاریخی توسط شهرداری (مطالعه موردی: شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۶۹
یکی از حوزه های فعالیتی که در شهرداری های کشور به خصوص کلانشهرها به آن توجه می شود تملک املاکی هستند که به منظور تحقق طرح تفصیلی، طرح جامع شهری و طرح بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده به شهرداری ها واگذار می شود. بنابراین سالانه شهرداری ها در راستای عمران و آبادانی شهر اقدام به احداث یا اصلاح راه ها و ساخت اماکن تفریحی و فرهنگی می نماید. هدف از پژوهش حاضر آسیب شناسی حقوقی تملک املاک در بافت فرسوده واجد ارزش تاریخی توسط شهرداری شهر ساری است. مطالعه حاضر از نظر ماهیت توصیفی تحلیلی، به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی-توسعه ای و مبتنی بر روش پیمایشی و میدانی می باشد. شیوه گردآوری داده های مورد نیاز تحقیق، مبتنی بر روش کتابخانه ای، اسنادی و شیوه پیمایشِ میدانی (با ابزار پرسشنامه) با حجم نمونه 384 نفر از شهروندان شهر ساری بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در پژوهش حاضر از تحلیل های آماری کای – دو در نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان داده است مهم ترین آسیب های دورن سازمانی شهرداری در تملک املاک واقع در بافت های فرسوده شهر ساری به ترتیب شامل ضعف اطلاع رسانی قوانین و سازوکارهای قانونی، فقدان رویه اجرایی هماهنگ، عدم به روزرسانی مستمر تعرفه قیمت املاک، عدم اجرای به موقع و برنامه ای طرح ها و عدم انجام مطالعات حقوقی- قانونی در تهیه طرح ها می باشد. از این رو شهرداری ساری باید بیش از برونگرایی بین بخشی (بین سازمانی) و فرابخشی (فراسازمانی)، به ارتقای قوت ها و کاهش ضعف ها و ایجاد انسجام ساختاری و عملکردی و یکپارچگی درون سازمانی خود در تملک املاک واقع در طرح های ساماندهی بافت های فرسوده شهر ساری بپردازد
۱۵۱۹.

بررسی تطبیقی زیبایی شناسی بصری فضای شهری در محلات گلستان و مرادآب از شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۵
زیبایی در زمره متعالی ترین نیازهای بشری است. انسان از زمانی که به ساخت شهرها مبادرت ورزیده، به حس زیبایی شناسی توجه داشته است. هدف این پژوهش ارزیابی مقایسه ای دو محله گلستان و مرادآب به عنوان دو محله مشهور برخوردارترین و نابرخوردارترین محلات از شهر کرج، به لحاظ شاخص های زیبایی شناسی فضای شهری است. روش تحقیق توصیفی_ تحلیلی بوده و گردآوری داده ها در خصوص 14 مؤلفه برگزیده مربوط به زیبایی شناسی محیط شهری، با روش مشاهده مستقیم و استفاده از ابراز سیاهه ارزیابی صورت گرفته است. برای تحلیل و مقایسه سطح زیبایی شناسی دو محله، پارامترهای آمار توصیفی به کار گرفته شده و برای تحلیل نابرابری های فضایی به ترسیم نقشه های پهنه بندی در سیستم اطلاعات جغرافیایی و محاسبات و تحلیل بر روی جداول توصیفی مربوط، مبادرت گردیده است. با توجه به ارزیابی شاخص ها در دامنه امتیازات 10-1 و قائل شدن امتیاز بالاتر به سطح بالاتر از زیبایی شناسی، یافته ها نشان دادند که رقم میانگین کل شاخص ها در محله گلستان 6/31 و در محله مرادآب 2/57 است. همچنین در محله گلستان رقم میانه 6/43 و رقم چارک اول 4 است درحالی که در محله مرادآب این ارقام به ترتیب 1/78 و 1 هستند. تحلیل فضایی نقشه پهنه بندی نشان داد که در محله گلستان در مجموع شاخص ها، پهنه هایی که به لحاظ زیبایی شناسی در سطوح «بسیار پایین» و «پایین» قرار داشته باشند وجود ندارد حال آنکه در محله مرداب، هیچ پهنه ای در سطوح «بالا» و «متوسط بالا» قرار ندارد، می توان نتیجه گرفت که محله گلستان در سطح بالایی از نظر شاخص های زیباشناسی قرار داشته و نابرابری فضایی زیادی در درون و میان دو محله مطالعه شده، وجود دارد.
۱۵۲۰.

واکاوی ریشه های ژئوپلیتیکی ناتعادلی سرزمینی در حکمرانی آمایشی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
موقعیت ژئوپلیتیک هر کشوری نقش مهمی در قبض و بسط سیمای آمایشی آن دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل جهت دهنده سازماندهی فضای توسعه، موجد تعادل یا ناتعادلی سرزمینی در قلمرو ملی شود. ارتباط بلافصل ژئوپلیتیک با تأمین امنیت کشور منشأ شکل دهنده نوع رویکرد آمایش سرزمینی آن است. در کشور ایران هم امنیت متأثر از موقعیت ویژه ژئوپلیتیک و تحولات بیرونی بوده و بقای ملی و امنیت محوری به عنوان دغدغه دائمی کارگزاران یکی از عوامل نقش آفرین در ناتعادلی فضای توسعه ملی بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی به دنبال پیدا کردن عوامل ژئوپلیتیکی است که در تهدیدنگری به فضای توسعه نقش آفرین است و سپس فرایند کاربست آن ها را بر آمایش سرزمین کشور ایران تبیین می کند. نتایج پژوهش گویای آن است عوامل برآمده از موقعیت ژئوپلیتیک کشور به ویژه در دو سده اخیر با برجسته سازی امنیت به صورت نرم افزاری در بستری نهادی و ساختاری یکی از عوامل مهم ناتعادلی فضایی و منطقه ای در قلمرو ملی بوده اند. به نحوی که به قبض سیمای آمایشی کشور منجر شده و فضای توسعه ملی را به صورت تحمیلی «درون نگر» و «مرکزگرا» کرده است.   

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان