کشور عراق به علت اهمیت ژئوپولتیک آن و وجود انواع قومیتها و مذاهب گوناگون ، برای کسانی که می خواهند ایدئولوژی خود را عملی کنند پناهگاه خوبی به نظر می رسد. کردستان عراق به خاطر وجود کوههای مرتفع همیشه پایگاه مناسبی برای گروههای گوناگون از جمله تشکیل جنبشهایی با گرایش افراطی بوده است. یکی از این جنبشهای برجسته جندالاسلام است. بعد از یازده سپتامبر 2001 این گروه در این منطقه فلسفه ی وجودی خود را مبنی بر ترور دشمنان خدا اعلام داشت. با حمایتهای مادی و معنوی که القاعده از جندالاسلام می نماید، شباهت زیادی بین این دو جنبش از نظر نحوه ی انجام عملیات (انتحاری) و اهداف مورد نظر (اکثرا سکولارهای طرفدار غرب) وجود دارد. طرز تلقی این گروه و گروههای مشابه آن با آداب و سنن مردم این منطقه همخوانی ندارد به همین دلیل با حکومتهای نسبتا سکولار این منطقه بارها درگیر شدند . به علت جهت گیری های متفاوت در این جنبشها انشعاباتی در آنها تحت عناوین جدید ولی با اهدافی نسبتا یکسان صورت گرفته است. ادامه مطلب برگردانی در همین زمینه است.
جهان اسلام پس از هجوم استعمار با هجمه اندیشه های غربی و شکل گیری جریان های غرب گرا و در نهایت برپایی دولت های مدرن- و البته وابسته و دست نشانده به استعمارگران غربی- مواجه شد. این دولت ها به واسطه هجوم افکار و اندیشه های غربی- که بدون بررسی اجرایی گردید- و به هدف نوسازی جامعه و آنچه که توسعه و پیشرفت قلمداد می کردند، تغییرات زیربنایی در جامعه سنتی خود را پیگیری کردند. در این راستا مهمترین مانع برای نوسازی جامعه را نهاد دینی دانسته و برای کنترل و محدود کردن آن تلاش نمودند. در این سپهر، مقاله حاضر تلاش دارد تا با مطالعه کشور مصر و با محوریت این پرسش که «سیاست های دینی دولت مدرن مصر در قبال نهاد دین چیست؟» این فرضیه را بررسی کند که «تشکیل دولت مدرن در مصر و سیاست های نوسازی آن با سیاست کنترل نهاد دین همراه شد که در نهایت به محدود شدن منابع قدرت سیاسی-اجتماعی گروه های اجتماعی دینی و کم شدن تاثیر و عمق نفوذ آنها در مصر انجامیده است و در نهایت نهاد دین نیز به جریانی تابع دولت مدرن تبدیل شد». پژوهش حاضر با رویکردی نهادی نگاشته شد که دین را به عنوان نهادی ریشه دار و در کنش با دولت مدرن مصر مورد مطالعه قرار می دهد.