محرومیت و حاشیه نشینی یهودیان در اروپا و مهاجرت آنها به قاره آمریکا در نهایت موجب شکل گیری ایدئولوژی موسوم به صهیونیسم مسیحی و نیز صهیونیسم سیاسی شده است. اندیشه صهیونیسم میسیحی پیش از شکل گیری لابی یهودی در اعتقادات و فرهنگ مردم آمریکا رسوخ پیدا کرده بود. آنها با اعتقاد به پیوند میان دین مسیحت و یهودیت ، واقعه (( آرماگدون )) بازگشت به ارض موعود و نیز فرا رسیدن هزاره خوشبختی را موهبت الهی برای جبران دوران ((یهود ستیزی)) و هولوکاست تلقی می کنند. روسای جمهور ایالات متحده آمریکا از بدو انقلاب این کشور تاکنون چه در سیاست اعلامی و چه درسیاست اعمالی با یهودیان احساس هم دردی نموده اند . محافظه کاران و نو محافظه کاران به طور سنتی و تاریخی خواهان روابط حسنه با دولت اسراییل هستند و بسیاری از آنها تاسیس دولت اسراییل و ثبات آن را به عنوان نوعی پرداخت و به مثابه حمایت از تنها دموکراسی منطقه خاورمیانه عنوان می کنند .
مطالعه وعده قرآنی فساد و چگونگی بروز و ظهور آن در فضای تاریخی و تمدّنی قوم بنی اسرائیل، می تواند تصویر و تحلیل برجسته تری از ماهیّت، موقعیّت و فرجام دولت صهیونیست اسرائیل را تبیین و پشتوانه علمی جبهه مقاومت را تقویت نماید. (مسئله) این مقاله با بهره گیری از رهیافت تدبّری؛ با تاکید بر پیوستگی آیات و تحلیل دلالت های ظاهری موجود در متن سیاق، به چینش زمانی آیات و تبیین چگونگی وقوع سرکوبی فساد بنی اسرائیل در آخرالزمان، توسط «أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ» می پردازد. (روش) مقاله احتمال وقوع یکی از دو فساد این قوم در زمان معاصر را قویتر از دیگر احتمالات می داند. طبق روایات و دلایل مطرح شده در این نوشتار، زنجیره متوالی ماجراهای فساد بنی اسرائیل و «علوّ کبیر» ایشان در آخرالزمان، در اواخر دوران غیبت کبری و منتهی به ظهور امام عصرعج خواهد بود. مصداق «أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ»، یاوران امام زمان عج هستند که در فراگرد سرکوبی فساد بنی اسرائیل، به این وعده الهی تحقّق می بخشند. (یافته ها)
ارایه تعاریف جدید از مفاهیم امنیتی همچون امنیت دریایی، امنیت انرژی، مبارزه با تروریسم، حفظ محیط زیست، مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی، دفاع موشکی و... رویکردهای جدید نهادهای بینالمللی و منطقهای به این مقولات و به تبع آن ارایه تعاریف جدید از ماموریتها و حوزه اقدام آنها شرایطی را ایجاد کرده که کشورهای مناطق استراتژیک ازجمله حوزه خلیج فارس باید در پی راهبرد و راهکارهای مناسب دراین زمینه باشند. در چنین شرایطی، روابط امنیتی میان کشورهای منطقه و نوع نگاه آنها به موضوعات فوقالذکر نیاز به باز تعریف دارد تا بتوان رویکردهای نوینی که پاسخگوی نیازهای روز باشد را تبیین نمود.
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به عنوان یکی از بازیگران اصلی حوزه امنیت بینالمللی با درک شرایط جدید، رویکرد صرف نظامی در مواجهه با بحث امنیت را کنار گذاشته و در قالب یک سازمان نظامی-سیاسی و امنیتی، حوزه اقدام و عملیات خود را به فراتر از مرزهای سنتی و از جمله به حوزه خلیج فارس گسترش داده است. این سازمان در راستای اهداف مشخص و بلندمدت خود در پی حضور نهادینه و ایفای نقش موثرتر در تحولات منطقه خلیج فارس بوده و در همین راستا از سال 2004 میلادی با تصویب طرحی موسوم به ابتکار همکاری استانبول (ICI) بستر لازم برای چنین حضوری را فراهم کرده است. این سازمان همچنین تلاش گستردهای را در قالب دیپلماسی عمومی برای توجیه و قانع کردن کشورهای منطقه به پذیرش چنین رویکردی انجام داده و ضمن گسترش دامنه فعالیتهای سخت افزاری در منطقه، مشوّق کشورهای خلیج فارس برای تسهیل نمودن ورود ناتو به حوزه مدیریت امنیت منطقه میباشد.
در این مقاله، ضمن تبیین فرایندهای نوین امنیتی، چگونگی حضور ناتو در منطقه و پیامدهای آن مورد بررسی قرار گرفته و به این سوال اصلی میپردازیم که آیا چنین روندی میتواند برای منطقه ثبات و امنیت واقعی و پایدار را به ارمغان بیاورد و آیا ورود و مشارکت ناتو در مدیریت امنیت منطقه در راستای منافع کشورهای حوزه خلیج فارس قرار دارد؟