در این مقاله از جمال شناسی آثار سعدی سخن رفته است. با مطالعه ی آثار سعدی در می یابیم که او هم مثل افلاطون به ملازمه ی خیر و زیبایی باور دارد و زیبایی را اسباب اصلاح نفوس آدمیان می داند. او به اخلاق و فضایل اخلاقی در آثار خویش عنایت داشته و دستورالعمل های خردمندانه ای برای سعادت انسان ارائه می دهد. نگاه عارفانه اش به اجزای هستی سبب می شود که «زیبایی» را آیتی از جمال حق بداند و بگوید خدا زیباست و چون عالم، بسط کمالات حق و ظهور اسماء و صفات خداست، پس عالم نیز زیباست. سعدی هماهنگ با ارسطو زیبایی را عبارت از تناسب اجزا می داند. در این دیدگاه او حسن ترکیب، اعتدال، لطافت، قامت خوش و موزونیت را دلیل زیبایی می داند. او گاه زیبایی را ذهنی،گاه عینی و گاه تلفیقی از این دو می داند، البته زیبایی ذهنی در آثار سعدی بسامد بالایی دارد. شالوده ی دیدگاه فلسفی و زیبایی شناختی سعدی را تقابل های دوگانه تشکیل می دهد. او با این شگرد به خوبی زبان سخن خویش را با عینیت زندگی پیوند داده است . سعدی در آثار خود به زیبایی امر والا نیز توجه دارد؛ او گاه از اندازه و حجم چیزها متحیر می شود و گاه از سهمگینی و مرموزی آن ها.
آغاز دو اثر بزرگ سعدی با مبحث پادشاهی و ماهیت قدرت، ناشی از تاکید عمدی و آگاهانه اوست. گویی وی چنانکه متذکر شده است بر ذمه خود میداند که روی خطاب اصلی در این دو اثر را که نتیجه سالها ممارست و جهانبینی او بوده است، به صاحبان قدرت دنیوی متوجه سازد. این توجه امری استثنایی و بیسابقه است که سعدی را بر پیشینیانش رجحان بخشیده است. اهیمت اثر سعدی از آنجاست که وی با مهارت کامل از قالب مقالهنویسی بهره جسته تا مضامینی در زمینه حکمت عملی و تفکر سیاسی عرضه کند که نسلها و قرنها محبوبیت عام یافته و به اجمال یا تفصیل دایر مدار بینش سیاسی خوانندگانش قرار گرفته است. این مقاله از این دید آثار سعدی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و نقش دولت و رعیت را در دیده سعدی بررسی مینماید.
در این مقاله پس از معرفی آبشخورهای فکری و عقیدتی سعدی، نویسنده و شاعر قرن هفت هجری
ـ که از تاثیرگذارترین سخن پردازان ایران است ـ به جنبه ای خاص از آثار وی پرداخته می شود.
این جنبه عبارت است از روش عام وی در برخورد با قدرتمندان که مبتنی است بر خواستِ تحدید
و تعدیل قدرت و در پس آن، ایجاد تحول در نگرش و نیات حکمروایان و در نتیجه اصلاح روابط فرادستان و فرودستان: خداوندگاران و بندگان. در این نوشته نشان داده می شود که سعدی چگونه
با یاری گرفتن از شگردهایی، بنا بر انعطاف گرایی خویش پیوسته می کوشد که از صدور احکام قاطع اخلاقی بپرهیزد و به این طریق در میان فرمانروایان و رعایا بنشیند و معلوم می گردد که این «حکیم» چه سان این دوگانگی را به وحدت می رساند. سپس انعکاس این امر در سخن سعدی بررسی می شود و تاثیرگذاری متقابل سیاست و «ادبیت» او آشکار می گردد.
در این مقاله کوشیده شده است تا معنای درست برخی از کلمات و یا عبارات به کار رفته در برخی ابیات بوستان مورد بحث و بررسی قرار گیرد و بدین منظور حکایت مأمون و کنیزک از باب اول بوستان و نیز داستان معروف عبدالعزیز از همین باب مورد بررسی قرار گرفته و معنای جدیدی از برخی واژگان و عبارات در بیت ارایه شده است.
ردیف را می توان ابزار ایجاد موسیقی و تکمیل یا تأکید معنا دانست و آن را در دو حوزه معنایی و موسیقایی بررسی کرد. در حوزه نخست، از آنجا که معنای ردیف پیوندی پنهانی با روحیه شاعر دارد، می تواند نشان دهنده روحیات و دغدغه های درونی او باشد. از سوی دیگر ردیف عنصر مکرر شعری است و معنای آن در رعایت سنتهای ادبی و محتوایی غزل نقش مهمی دارد. هنگامی که کلمه یا کلماتی در جایگاه ردیف قرار می گیرند، نقش موسیقایی آنها کمتر از معنا نیست. بنابر این بررسی نقش ردیف در ایجاد موسیقی و دلایلی که موجب افزایش این موسیقی می شود، حائز اهمیت است. این مقاله با این رویکرد، به بررسی ردیف در غزلیات سعدی و عماد فقیه کرمانی پرداخته است. این دو شاعر در دور ه ای قرار دارند که غزل فارسی هم از نظر محتوایی و هم از نظر موسیقایی به آخرین حد تکامل و شکوفایی خود رسیده است.
در میان فحول ادب فارسی که آثار آنها بزرگ ترین سرمایه افتخار ما ایرانیان است، سخن سعدی بیش از همه زبان حال دل و اندیشه ماست. کلام او در هر نوع زبان جان و دل و مفّسر شوقی است که تنها او می تواند از عهدة آن برآید. بسیاری از مضامین و موضوعات قصیده سعدی را دیگران نیز گفته اند، اما لطف بیان و همدلی واقعی او در هیچ یک از آثار دیگر یافته نمی شود. این اشعار دنیایی است شناختنی و معرّف ابعاد وسیع تری از جهان بینی عمیق و انسانی او. صراحت و شهامت وی در گفتن حرف حق از بی نیازی سعدی به صاحبان زر و زور حکایت می کند. در این مقاله کوشیده شده تا به بررسی ویژگی های شعر وی نسبت به این خصیصه پرداخته شود.
در این مقاله کوشیده شده است تا ضمن بررسی نسخههای مختلف از مثلثات سعدی شیرازی و بیان نارساییها و کاستیهای آنها و با توجه به اینکه هیچ محققی اطلاعات علمی دقیقی از تلفظ و ساختار گویش شیرازی سعدی ارایه ننموده است، به ضرورت تصحیح این اشعار براساس نسخههای معتبر و مضبوط و بحث دربارة زبان آنها پرداخته شود. بدین منظور نگارنده شش نسخه از کلیات را که به اصل یا عکس آنها دسترسی داشته و اشعار مورد نظر در آنها به صورت قابل قبولی ضبط شده، برگزیده، مورد بحث و بررسی قرار داده است.
این مقاله اشاره به تفاوت ممدوحین سعدی دارد که در نتیجه به تفاوت مدایح منجر میشود. نویسنده اعتقاد دارد چنانچه ممدوح سعدی فردی خردمند و فرزانه باشد، مدایح لحنی صمیمانه و حتی عاشقانه مییابد و ممدوح در جایگاه معشوق مینشیند و چنانچه ستایش شونده از کسانی باشد که نابهجا به قدرت رسیده باشد، مدح سعدی تفاوتی آشکار مییابد و در پارهای موارد، با بیانی تند و پرخاش گونه، ممدوح را از پیامد شوم ستمگری و مردمآزاری هشدار میدهد و یا به دادگری و رعیتپروری فرا میخواند. نویسنده در این مقاله به عنوان نمونه قصایدی که سعدی در ستایش دوتن از ممدوحان خود یعنی عطاملک جوینی و امیرانکیانو سروده، انتخاب نموده و از دریچه ساختار بیرونی، جنبههای زبانی و لحن بیان مورد بررسی قرار داده و در پایان مدح سعدی برای انکیانو را بیشتر ذم شبیه به مدح نامیده است.
در این جستار، شیوة سخنوری دو شاعر بزرگ ایرانی و فرانسوی: سعدی و لافونتن سنجیده و بررسیده آمده است، بر پایهء یکی از فسانههای لافونتن که برگرفته از حکایتی است در گلستان سعدی و نشان داده شده است که حکایت سعدی چگونه سَختهتر و سُتوارتر و هنریتر از فسانة لافونتن است.