دکتر علی محمد حق شناس در مقاله ای با عنوان «رمان و عصر جدید» (1) عدم اقبال عامه ی مردم به مقوله ی شعر را تحولی می دانند که در ادبیات فارسی رخ داده و آن، گذار ادبیات فارسی از مرحله ی شعر محوری به رمان محوری است. آقای حق شناس علت این اتفاق را گذار جامعه ی فارسی زبان از جوامع سنتی به جوامع مدرن، و نزدیکی آن ها به جامعه های فرهنگی همگانی و جهانی می-دانند. امروزه عدم توجه مردم، تنها به شعر و شعرای کلاسیک و متقدم ما بر نمی گردد، که این امر حتی شاعران نو سرای صاحب نام و صاحب سبک را نیز شامل می شود. درست در چنین کساد بازار شعری، شاهد اقبال عامه ی مردم به رمان و داستان کوتاه هستیم که این هر دو قالب را از غرب به وام گرفته ایم.
در این مقاله به بررسی گفتمانی ابیات تخلص در غزل های حافظ پرداخته شده است؛ چنان که با نگاه گفتمان شناختی باختینی به ابیات تخلص حافظ روشن شد که هرچند در همة آن ها حافظ خود را خطاب قرار می دهد و بیت آخر را به عنوان امضای اشعارش به گونه ای نتیجه گیرانه می سراید، اما در این خطاب قرار دادن خود، یک گویندة واحد وجود ندارد؛ به عبارت روشن تر، این «خود» که در واقع طرف مکالمة حافظ است، هر بار موضعی متفاوت و نقطه نظری «دیگر» دارد. در این میان، این خطاب کنندة حافظ گاه با حافظ هم موضع و موافق می شود، او را می ستاید، از او دفاع می کند و گاه در مقابل او می ایستد، او را سرزنش می کند، با او به مخالفت برمی خیزد و حتی علیه او می شورد. با این تعبیر به نظر می رسد که نه فقط این تنها «صدا»ی حافظ نیست که می سراید، بلکه «صدا» های دیگر با نقطه نظر های گوناگون حافظ را «صدا می زنند» و به این ترتیب در لایه ای دیگر از متن با خواننده تعامل دیالوگی برقرار می کنند. آنچه این ابیات را از بیت های دیگر یک غزل متمایز می کند، این است که در ابیات تخلصی، حافظ به وضوح می گوید که «من باید دیگرِ خود شوم، من دیگرِ خود هستم».
در این مقاله کوشش شده ویژگی های گفتمان چندصدایی به صورت انگاره هایی عملیاتی پیشنهاد شود و به این ترتیب سه الگوی ساختاری چند آوایی و و سه الگوی محتوایی چندآوایی ( نقطه نظرهای گوینده و امکانات مفصل تر آن ها) در بیت های تخلصی حافظ به دست داده شود.
هرچند مفهوم وقت نزد همگان بدیهی به نظر می رسد اما در عرفان اهمیتی فراوان دارد و در عین حال مفهوم آن بسیار پیچیده و نسبت به افراد مختلف امری نسبی است و پی بردن به کنه آن ساده نیست زیرا هر یک از عرفا به اقتضای حالتی که بر آنها عارض می شود، دریافت و بیانی متفاوت از آن دارند؛ حتی عارفی ممکن است در حالات مختلف دریافت ها و بیان های مختلف و متنوعی از آن داشته باشد. این که مفهوم وقت و تعاریف صوفیه از آن چیست و حافظ در قرن هشتم در اوج زیبایی ها و ظرافت های هنری شعر عرفانی فارسی چه دریافت و بیانی از وقت دارد، مسئله ای است که در این مقاله بدان می پردازیم.
وقت در متون عرفانیِ مَدرَسی مشهور، اصطلاحی عرفانی است و ذیل الفاظ خاص صوفیه بدان پرداخته شده است. با اینکه درباره وقت بر حسب حال و مقال صوفیان و عارفان در کتب تدوین شده، اشارات و عبارات متفاوتی به چشم می خورد ولی تقریبا معناهای نزدیک به هم دارد. با این حال وقت در نظرگاه حافظ به سبب بهره مندی از آموزه های مشرب عرفانی در شعر و اندیشه اش از ویژگی های منحصر به فردی بر خوردار است. به طوری که وقت در سخن او در طیفی از بیان ها و معانی متنوع و رنگارنگ جلوه کرده است و گستره و ژرفایی شگفت دارد.
در این مقاله ابتدا در باره چیستی وقت و رابطه آن با زمان سخن به میان آمده است سپس با رویکردی اصطلاح شناسی که مبنی بر بررسی تاریخ تطور آن است، مقدمه و پیشینه ای فراهم آمده و تحلیل شده است آنگاه درک و دیدگاه حافظ از وقت و عنایت ویژه او به وقت خویش در اندیشه و تجربه عرفانییش تبیین شده است و ضمن طبقه بندی وقت حافظ و مراتب آن با توجه به شواهد شعری دیوان وی نشان داده شده است که راز تفاوت وقت حافظ با دیگران در چیست و کار و بار خوش عاشقی و مستی چگونه شعر و شعور حافظ را در جایگاه و پایگاهی دیگر و برتر نشانده است.
از زمان آغاز پژوهشهای مربوط به شعر حافظ تا حال، درباره شناخت وجوه جمال شناسی شعر حافظ، تحقیقات و پژوهشهای ارزندهای صورت گرفته است؛ اما اغلب این پژوهشها از آفت عادت و آشنایی به دور نبودهاند. حقیقت این است که نگاه ناآشنا به شعر حافظ، دنیایی دیگر با چشماندازهای دلانگیز پیش چشم می گشاید. در این مقاله جنبههای آوایی، موسیقایی، دیداری و بصری، رقص کلمات و حروف و روابط پنهان اجزای شعر حافظ با نگاهی تازه و غیرمعتاد تحلیل و بررسی شده است. رسالتی که بعد آوایی و دیداری شعر حافظ به دوش میکشد، آن است که میخواهد با اجرای موزیکال کلمات و نمایش حروف، ضمن متلذذ ساختن مخاطب از موسیقی و تصویر، او را در رسیدن به مقصود غایی معنی، یاری کند و بحث درباره روابط پنهان اجزای کلام، برای آن است که چند بعدی بودن سخن و معنی آن برای خواننده توضیح داده شود و روابط پیچیده شعر روشن گردد.