فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۸۵۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
شرح بیتی از مثنوی معنوی که در آن به وحدت قوا یا یکسانی ادراکات نفسانی اشاره شد موضوع این پژوهش است که ضمن بحث مفصلی در باب اینکه چگونه و در چه مرحله ای از معرفت این ادراکات - شنیدن، گفتن و دیدن - یکی می شوند و اینکه ماهیت روح چیست و چگونه و در چه مرحله ای از تجرد همه اندام های آدمی یکسان عمل می کنند، بیت مورد نظر را از سه دیدگاه ادبی، فلسفی و عرفانی مورد بررسی قرار میدهد. از میان این سه دیدگاه، دیدگاه عرفانی بیش تر مطمح نظر است. نیز برای تفسیر و تبیین هر چه بیشتر این موضوع شواهدی از تجارب مربوط به وحدت قوا از ابن فارض مصری، میرداماد، فلوطین و نیز شواهدی از آربری ذکر شده و در پایان این جستار ادبیاتی از مثنوی و دیوان شمس تبریزی که در آنها به تلویح یا به تصریح به این موضوع اشاره شده، برای تأکید بیشتر یادآوری شده است.
شعر و موسیقی در سماع مولویان
حوزههای تخصصی:
مولانا و سعدی
حوزههای تخصصی:
نویسنده کوشیده است تا ضمن بررسی اشتهار سعدی در دوران حیاتش با تکیه بر منابعی چون «سفرنامة ابن بطوطه» و ادعای سعدی مبنی بر «قصب الجیب حدیثش را هم چون شکر می خورند و رقعه منشآتش را چون کاغذ زر می برند» به تبیین جایگاه سعدی در نزد مولانا و جایگاه مولانا در نزد سعدی بپردازد. او با تکیه بر کتاب «مناقب» سپهسالار و نیز تطبیق برخی از اشعار سعدی و مولانا و قرابت هم اندیشی آنان به آشنایی و بهره مندی آنان از آثار یکدیگر می پردازد.
مثنوی و رویکرد به آن در ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رونق زبان و کتابهای فارسی در ترکیه بویژه در قرن هفتم، بستر مناسبی برای پدید آمدن آثار مولوی از جمله مثنوی معنوی به زبان فارسی فراهم ساخت. از میان آثار مولوی، مثنوی در ترکیه، جایگاه مخصوصی یافت و فارسی زبانان و غیر فارسی زبانان به آن توجه جدی کردند و آثار مختلفی را درباره آن به وجود آوردند. فراز و فرود رویکرد به مثنوی در ترکیه با دوران رونق و افول زبان فارسی، پیوند مستقیم یافت و بازار شرح و ترجمه های آن نیز متناسب با گرم و سرد شدن حضور زبان فارسی، شدت و ضعف پیدا کرد. بر همین اساس در این مقاله با توجه به منابع رویکرد به مثنوی در ترکیه با عنایت به موقعیت زبان فارسی در آن دیار در سه حوزه «شرح مثنوی»، «ترجمه مثنوی» و «مثنوی خوانی» پیگیری و گزارش آماری از مهمترین شرح و ترجمه های آن به دست داده شده است.
طریق کمال در مثنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی داستان «زیباترین کتاب دنیا» اثر اریک امانوئل اشمیت و دیدگاه های مولانا در مثنوی معنوی» (عنوان عربی: دراسة مقارنة بین روایة «أجمل کتاب فی العالم» لإریک ایمانوییل شمیت وآراء مولانا فی مثنوی)
حوزههای تخصصی:
اریک اما نوئل اشمیت - داستان نویس و نمایشنامه نویس معاصر فرانسوی از نویسندگانی است که تاثیر زیادی از عرفان شرق و به ویژه مولانا پذیرفته و این تاثیر را در رمان ها و نمایشنامه هایش به وضوح نمایان ساخته است. در داستان زیباترین کتاب دنیا، به مطالبی عرفانی برمی خوریم که سال ها پیش مولانا همان مطالب را در مثنوی خود آورده است.مقاله حاضر، تلاشی است برای تبیین و تشریح وجوه اشتراک این دو اثر ارزشمند و تایید بیشتر این مطلب که اشمیت در آثارش از آثار مولانا بهره جسته است.چکیده عربی:یعتبر إریک ایمانوییل شمیت، الکاتب القصصی، والمسرحی الفرنسی المعاصر، من الکتّاب الذین تأثروا بالعرفان الشرقی، وخاصة مولانا، ویتجلی هذا التأثر واضحا جلیا فی قصصه ومسرحیاته. والقارئ عندما یتتبع کتاب «أجمل کتاب فی العالم» یمر علی عناصر عرفانیة ذکرها مولانا منذ أمد بعید فی مثنویاته.حاول هذا المقال أن یبیّن الوجوه المشترکة فی هذین النتاجین القیمین، ولیؤکد علی أن إریک ایمانوییل شمیت انتفع فی نتاجاته بآراء مولانا.
سیمای انسان در مثنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
سیمای ابراهیم بت شکن در آینه مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیمای ابراهیم در مثنوی علاوه بر مقام نبوت ‘ سیمای عارف کاملی است که در مبارزه با بت نفس ‘ الگوی سالکان و مریدان بحر صفا گشته است . مولوی در داستان ابراهیم با توجه کامل به اشارات و دقایق قرآنی ‘ به ذکر سرگذشت شیخ کاملی می پردازد که در میدان نظر و عمل سربلند و پیروز ‘ مراحل فنای فی الله را پشت سر می گذارد و با اطمینان کامل به مرحله شهود بقا نایل گردیده و به مقام خلیل اللهی می رسد . ابراهیم از نگاه مولانا بیانگر سیر تخلی و تحلی و تجلی عارف است .
حدیث ابلیس
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل کهنالگوی ایمان ابراهیمی در نگاه مولوی و سورن کرکهگور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۷ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این مقاله سعی میکند با توجه به اهمیت مولوی و کرکهگور در جهانبینی عرفان اسلامی و مسیحیت؛ نوع قرائت آن دو را در زمینه کهن الگوی ایمان ابراهیمی بررسی و اشتراکات و افتراقات آن دو را در هنگام خوانش این واقعه (متن) نشان دهد. مهمترین اشتراک مولوی و کرکهگور در این زمینه، گذر از سطوح ظاهری واقعه و رسیدن به حقیقت عمل قربانی فرزند است که حاصل نگاه ویژة آن دو در ساحت دینی و فراتر رفتن از ساحت اخلاقی عمل است. مولوی و کرکهگور- علیرغم اختلاف در برخی نکات- با گذر از صورت قصه به ویژگی خود عمل و نتایج آن پرداختند و وظیفة انسان مؤمن را در ساحت دینی تسلیم شدن در برابر خدا میدانند. تسلیم و ایمانی که نوعی حالت دلسپردگی شورمندانه به خداوند است. کرکهگور دربارة عمل قربانی فرزند، چهار تصویر ارائه میکند که نگاه مولوی از میان آنها تا حدودی به تصویر دوم نزدیک است و آن اینکه ابراهیم یقین دارد فرزندش زنده خواهد ماند. ابراهیم بر این اساس رمز خلوص، از خود گذشتگی، تسلیم و توکل، و مظهر عاشقان از جان و مال و فرزند گذشته معرفی شده که در اصل مقاله به صورت تطبیقی بدان خواهیم پرداخت.
گرهی در داستان عاشق شدن پادشاه بر کنیزک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عاشق شدن پادشاه بر کنیزک، نخستین داستانی است که مولانا آن را حسب حال ما خوانده، و بعد از عشق نامه مثنوی (سی و پنج بیت نخست) سروده است، طرح داستان به گونه ای است که مولوی توانسته پاره ای از اصول عرفانی و عقاید خود را، به مناسبت هایی در ضمن آن بیان کند جز آن که در فرجام آن، در دفاع از کار پادشاه و حکیم در کشتن زرگری بی گناه، گرهی در کارش افتاده، و ناگزیر برای تاویل آن به استفاده از تمثیل و استناد بر آیات و روایات چنگ زده و با شدت و حدت از آن دفاع کرده است، با این همه، حالت بهت و حیرت خواننده را از کار حکیم الهی ترک نمی کند؛ به همین مناسبت نگارنده برآن شد که مستندات مولوی را در آن مورد، از دیدگاه های مختلف بررسی کند تا شاید توفیقات حق- تعالی- دستگیرش شود و راه به جایی ببرد، و یا حداقل طرح مساله خود انگیزه ای گردد بر مثنوی پژوهان، برای تحقیقات بیشتر در این زمینه.
معرفت شهودی در مثنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
دو شاخه اصلی معرفت بشری را می توان معرفت فلسفی و معرفت شهودی نامید. معرفت شهودی یا اشراقی که مبتنی بر مشاهده قلبی است، سابقه دیرین دارد و به خصوص در میان شرقیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عرفا این شاخه را اصلی ترین شاخه معرفت می دانند.در این مقاله نخست معرفت شهودی یا تجربه دینی تحلیل شده و سپس نظرات مولوی در این باره تبیین شده است. نویسنده پس از تحلیل تجلی خداوند بر دل اولیا و انبیا و انسانهای پاک و تجلی او برجهان به بحث عشق و کشف و ادراک جهان غیب و کشف اسرار نهان پرداخته است.
بررسی تفکر مبتنی بر صلح کل و آشتی جویی در اندیشه مولانا
حوزههای تخصصی:
موانع و آثار سیر انفسی انسان در بینش عرفانی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان انفسی و توجه به سیر درونی انسان برای وصال به حقیقت در تعالیم مولوی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تأکید مولوی در این مسئله هم متأثر از تأکید متون دینی و هم متأثر از تجربه های عرفانی و درونی او بوده است. از نظر مولوی، نفس انسان حقیقتی دارای مراتب و مجرد است که ماهیتش آگاهی است و منشأ الهی دارد. تأکید مولوی در این سیر درونی بر مسئله خودشناسی و شناخت موانع آن است. این موانع گاهی از سنخ بیماری های اخلاقی و گاهی از سنخ امور معرفتی نظیر ازخودبیگانگی، وهم و خیال و شناخت تقلیدی است. علاوه بر شناخت موانع، وصال خداوند و بازگشت به اصل، غایت این سیر درونی در آموزه های اوست. در این مقاله مسئله سیر انفسی و خودشناسی با تأکید بر موانع و آثار آن در آموزه های مولوی با روش توصیفی تحلیلی بیان شده است.
غیب اندیشی مولوی در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مثنوی، غیب ارتباط و پیوند عمیقی با عالم شهادت دارد. از دیدگاه مولوی، غیب با آنکه صورت مجرّد دارد امّا نشانه ها و تأثیر آن را در عالم عینی میتوان مشاهده کرد. قلمرو بیکران غیب در پهنه عالم عینی نیز حضور دارد و کلّ پدیده های عالم، دارای بُعد غیبی هستند و کمال و اعتبار خود را از بُعد غیبی خود کسب میکنند. مولوی غلبه غیب بر عالم شهادت و ارتباط آن دو را از طریق تمثیل در مثنوی نشان داده است. ارزش انسان نیز، به عنوان اشرف مخلوقات، ناشی از قوای غیبی وجود او، نظیر عقل، جان و دل است. جمادات نیز دارای بُعد غیبی هستند و ذرّه ای از عالم شهادت از نفوذ عالم غیب به دور نیست. قرآن، احادیث، کلام اشعری و تجربه عرفانی، منابع اصلی اندیشه مولوی درباره غیب اند. طرح مباحثی نظیر قضا و قدر، جبر و اختیار، فنا، رضا، توکّل و ... در مثنوی، ریشه در اعتقاد مولوی به سریان غیب در عالم شهادت دارد.