مقاله حاضر در نظر دارد به بررسی چندین تفسیر از بخشی از کتاب «زمین انسانها» اثر آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده فرانسوی قرن بیستم بپردازد. این بخش از کتاب که فصل آخر و صفحات آخر کتاب را تشکیل می دهد با نام «موتسارت کشته شده» نزد منتقدین شهرت یافته است. در این مقاله ما با اشاره ای اجمالی به نظریه های مربوط به خوانش و هرمنوتیک و نظریه پردازانی همچون بارت و یائوس، به بررسی خوانشهای متعدد و تفاسیر مختلف انجام شده بر روی این متن خواهیم پرداخت. سپس مشاهده خواهیم کرد که چگونه خوانش در نزد منتقدین گذشته و جدید به تفاسیر مختلف منجر شده است. در این مقاله، خوانشهای مذکور به روش درزمانی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
قلمرو شعر و شاعریدر کشور امارات بسیار گسترده و پهناور است. شعر نه تنها در این کشور بلکه در دیگر کشورهایعرب زبان به دو گونه نبطی(عامیانه) و فصیح تقسیم میگردد. هم اکنون در کشور امارات گروه هایمختلف مردم به ادبیات، مخصوصا به دو گونه شعر مذکور توجه بسیار دارند و روزنامه ها و مجله هاییبسیار به بررسیو نقد شعر شاعران این کشور میپردازند. به دلیل توجه گروه فرهیخته و باسواد کشور امارات به شعر فصیح، آنچه در این گفتار به آن خواهیم پرداخت، بررسیخط سیر این گونه شعر، از آغاز تاکنون در این کشور است و خواننده در این رهگذر با سه نسل: شاعران پیشاهنگ، شاعران مخضرم و شاعران جوان روبه رو میگردد.