در این مقاله به برخی از جاذبه های فکری و اعتقادی و رفتاری فردوسی و جنبه های هنری شاهنامه پرداخته شده است. عشق به جاودانگی ایران، شناخت قوم ایرانی و نیازها و آرزوهایشان، ستایش خداوند به عنوان خالق جان و خرد سرسپردگی به خاندان رسالت و امامت، تاکید بر شرافت انسانی، بیدار کردن حس ملیت ایرانی در مقابل بازگشت به عصبیت جاهلی حکومت های بنی امیه و بنی عباس و ستایش احساس مشترک و شعور جمعی ایرانیان در پیوند با نیکی و برخورد با بدی از جمله این جاذبه هاست که با دقت و امانت در داستان های شاهنامه نقل می شود. زبان ساده و صمیمی، توصیف کوتاه و با شکوه صحنه ها و القای عواطف انسانی، تناسب اجزای کلام و ارتباط میان لفظ و موضوع، ایهام ذهنی، اغراق هنرمندانه برای ایجاد تناسب میان توصیف با موضوع حماسه و توان قهرمان و کاربرد استشهادی یا تاکیدی آیات و احادیث - که برای پرهیز از تعارض جاذبه ها، صراحت را در کاربرد آنها مجاز نمی داند و بی هیچ اشاره خاصی از آن درمی گذرد- از جمله جلوه های هنری شاهنامه فردوسی است.
فصیحی هروی از شاعران نیمه اول قرن یازدهم هجری است. وی در سال 987 هجری قمری در بخارا به دنیا آمد و در سال 1049 در هرات درگذشت. وی از پیشروان سبک هندی بوده, در سرایش قصیده و غزل تحت تأثیر شاعران قرن ششم به بعد, بویژه انوری و خاقانی و سعدی و حافظ, است. شعر او در مجموع ساده و حالتی میانه سبک عراقی و هندی دارد. وی را, اگرچه در انواع شعر طبع آزمایی کرده است, باید از استادان غزلسرایی در دوره خود شمرد. غزل های فصیحی مملو است از نازک خیالی و مضمون پردازی های غریب, اما نه به آن شدتی که در سبک هندی دیده می شود. گاهی غزلیاتی از او می بینیم که در سادگی و زیبایی نظیر بهترین غزل های سبک عراقی است.زبان شاعر در این گونه غزل ها شفاف و سعدی وار و به اصطلاح سهل ممتنع است.