شرف الدین علی یزدی (وفات: 858)، از تاریخ نگاران و معما پردازان نامدار قرن نهم هجری است که دو اثرش ظفرنامه (تاریخ تیموری) و حلل مطرز (در فن معما) شهرت بسیار دارد. تذکره های فارسی نامش را در شمار شاعران آورده و نمونه هایی از اشعارش نقل کرده اند. اخیرا همت والای ایرج افشار چاپی از سروده های شرف ادلین را، که «شرف» تخلص داشته، با عنوان منظومات در دسترس محققان و علاقه مندان قرار داده است. مقدمه موجز مصحح مشتمل است بر شرح حال گوینده و معرفی آثار و ممدوحانش؛ معرفی پژوهش های ایرانیان و ایران شناسان بیگانه درباره شرف الدین که، برای اطلاع از سوابق تحقیقات، ارزش بسیار دارد؛ گزارشی از منشئات شرف که به زودی جزو مجموعه فرهنگ ایران زمین به چاپ خواهد رسید؛ بررسی مختصر سروده های شرف؛ معرفی نسخه های خطی شعر او؛ و تصویر انجامه نسخه های مورد استفاده مصحح. متن منظومات در چند بخش قصاید، قطعه ها، کتابه ها، پراکنده ها، مثنوی ها، غزلیات، رباعیات، مفردات، و پیوست ها (بر گرفته از تاریخ جدید یزد) فصل بندی شده و، پس از آن، نسخه بدل ها و فهرست های واژه ها، کسان، جای ها، کتاب ها، سنوات کتابه ها، و مندرجات آمده است.
در این مقاله ، دیوان ابوالحسن تهامی ، شاعر توانمند عصر عباسی دوم (334- 656 هـ.ق)، مورد بررسی قرارگرفته است. اشعار ایشان گر چه اغلب در مدح و منقبت افراد سروده شده است، همواره در آن، پند و موعظه و حکمت نیز به کار رفته است. این پژوهش نشان می دهد که تهامی در جای جای دیوانش و در هر مناسبت ، مدح خود را با یک نکته پندآموز و حِکَمی درمی آمیزد تا از این رهگذر رسالتی را انجام داده باشد.
این پندها در ذیل ده عنوان کلی دسته بندی گردیده است که عبارتند از: عزت انسان، شرافت و بزرگواری ، بردباری بزرگان، بخشش و کَرم ، دانایی و درک و فهم، استفاده از تدبیر در کارها، بلاغت داشتن در سخن، ، ناپایداری دنیا ، مذمت فقر، و مورد رشک واقع شدن انسان با فضیلت .
بنابراین، تهامی را باید از شاعران حکمت آور دانست و قصاید مدح گونه اش را نوعی حکمت محسوب نمود.
در ادبیات عرفانی ما، در هر دو حوزه نظم و نثر، سخن از عقل و اقسام و مراتب آن بسیار است. گاهی از آن تمجید و ستایش شده است و گاهی نیز نکوهش، به ویژه وقتی که پای عشق در میان باشد و عقل در مقابل عشق قرار گیرد. بیشترین مطالب را درباره عقل و اقسام و مراتب آن، مولانا در اثر عظیم خود مثنوی معنوی ارائه کرده است. با اینکه او این مطالب را از نظر علمی و فلسفی، سیستماتیک و منظم مطرح نکرده است می توان گفت در این موضوع عالیترین مطالب را عرضه نموده است. به طور کلی، تعبیرات مولانا را از عقل می توان به دوگروه عمده عقل ممدوح و عقل مذموم تقسیم کرد. تعبیرات و اصطلاحات او از عقل ممدوح عبارت اند از: عقل کل، عقل کلی، عقل کامل، عقلِ عقل، عقل ایمانی، عقل روشن و عقل خدادادی؛ و از عقل مذموم عبارت اند از: عقل جزوی، عقل تحصیلی، عقل پای سست، عقل کاذب، عقل بحثی، عقل عام، عقل اسیر، عقل مُفَلسف و.... دلیل نکوهش مولانا از عقل جزئی و نظایر آن این است که این عقل پا را از حدِ خود فراتر می نهد و از قلمرو مجاز خود که امور مادی و این جهانی است خارج می شود و معمولاً کارش سودجویی و حیله گری است.
به حکم آن که تن را به بند توان کشید ولی روح را نه؛ ملک الشعرای بهارنیز که به جرم حق خواهی و سعایت حسودان چند سالی به بند کشیده شده بود، طبع لطیفش در فراخنای آسمان ادب همچنان در پرواز بود. زندان سروده های او حاصل دلمشغولی هایش در حبس است که به شیوه مسعود سعد، خاقانی و ناصر خسرو سروده است. این تحقیق کوشیده است تا حبسیات بهار را از جهت برخی ویژگی های لفظی و محتوایی به اجمال بررسی کند و دراین رهگذر از خلال تصویر های برساخته از شب، پرنده، گل، سازهای موسیقی، علایق و مکروهات بهار را بجوید.